تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام صادق(علیه السلام) در آستانه انتقال حکومت از امویان به عباسیان، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل امام صادق(علیه السلام) در آستانه انتقال حکومت از امویان به عباسیان شامل 72 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل امام صادق(علیه السلام) در آستانه انتقال حکومت از امویان به عباسیان:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل امام صادق(علیه السلام) در آستانه انتقال حکومت از امویان به عباسیان را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل امام صادق(علیه السلام) در آستانه انتقال حکومت از امویان به عباسیان توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام صادق(علیه السلام) در آستانه انتقال حکومت از امویان به عباسیان را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام صادق(علیه السلام) در آستانه انتقال حکومت از امویان به عباسیان :

یکی از مهم ترین پرسش ها در زندگانی سیاسی امام جعفر صادق(علیه السلام) کیفیت موضع گیری او در هنگام انتقال حکومت از امویان به عباسیان بود. این پرسش هنگامی جدی تر می شود که دریابیم در اندیشه سیاسی شیعه که برگرفته از آموزه های ائمه(علیهم السلام) می باشد، امامت به معنای ریاست دینی و دنیوی بوده و در زمان حضور امام(علیه السلام) حقّ بدون چون و چرای امام معصوم(علیه السلام) می باشد و هرکس بدون اذن امام(علیه السلام) در این جایگاه قرار گیرد، در حقیقت حق امام(علیه السلام) را غصب کرده است. در این هنگام این سؤال پدید می آید که چرا امام صادق(علیه السلام) با توجه به آماده بودن اوضاع سیاسی هیچ گونه تلاشی برای گرفتن حق خود نکرد و بلکه هنگامی که از سوی سران نهضت عباسی همچون ابوسلمه خلاّل به او پیشنهاد در دست گرفتن حکومت شد، آن را به شدت رد کرد. آیا در این هنگام موضع گیری منطقی اقتضا نمی کرد که آن حضرت(علیه السلام) مانند جدش امام علی(علیه السلام) پس از قتل عثمان و روی آوردن مردم به او، حجت را بر خود تمام دیده و خلافت را بپذیرد؟

به نظر می رسد پاسخ به این پرسش تنها از یک بُعد امکان پذیر نیست، بلکه باید با توجه به ابعاد مختلف برای یافتن پاسخ تلاش کرد.

الف) خط مشی سیاسی ائمه(علیهم السلام) بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام)

شهادت امام حسین(علیه السلام) این نکته را برای همگان روشن ساخت که جامعه آن روز که به مدت پنجاه سال با آموزه هایی که از غیر طریق اهل بیت(علیهم السلام) به جامعه تزریق شده، خو گرفته بودند و نیز در آن هنگام تحت حکومت اموی که خفقان بارترین سیاست ها به ویژه در مورد اهل بیت(علیهم السلام) را در پیش گرفته بود، به سر می بردند، آمادگی تلاش عمومی برای استیفای حق اهل بیت(علیهم السلام) در حکومت را ندارد. شاهد صادق این ادعا شکست قیام هایی همچون توابین، قیام مختار، قیام زید بن علی(علیه السلام) و فرزندش یحیی بود که همگی در دوره امویان صورت گرفت و به علل مختلفی که از مهم ترین آن ها عدم اقبال عمومی جامعه اسلامی آن زمان بود، با شکست مواجه شد.

از این رو ائمه(علیهم السلام) تاکتیک خود را تغییر داده و از اقدام نظامی به اقدامات فرهنگی روی آوردند. این تغییر تاکتیک مشخصاً از زمان امامت امام سجاد(علیه السلام) ( ـ ق) شروع شده و در دوران امام باقر(علیه السلام) ( ـ ق) رشد یافته و در دوره امام صادق(علیه السلام) ( ـ ق) به اوج خود رسید. به گونه ای که آن حضرت(علیه السلام) توانست با تلاش های طاقت فرسای خود هویت فقهی و کلامی مذهب امامیه را روشن ساخته و عنوان مذهب جعفری را برای خود به یادگار گذارد. از این تغییر تاکتیک عمدتاً با عنوان «تقیه» یاد می شد که اگر بخواهیم منحنی روایات تقیه را ترسیم کنیم به این نتیجه می رسیم که این روایات در زمان امام سجاد(علیه السلام) در پایین منحنی قرار داشته و در زمان امام صادق(علیه السلام) در بالاترین نقطه خود قرار دارد؛ به گونه ای که از روایت مربوط به تقیه (با حذف مکررات) در کتاب بحارالانوار،[۱] روایت آن (یعنی پنجاه درصد) از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است.

همچنین با بررسی حدیث مربوط به کتمان سرّ در این کتاب، تعداد روایت (یعنی بیش از شصت درصد) از آن امام(علیه السلام) نقل شده است.[۲]

عدم موضع گیری فعال در مقابل قیام ها، توصیه نکردن به اصحاب خاص خود مبنی بر حضور در این قیام ها، از مشخصات این رویکرد است. به گونه ای که دستگاه حکومت علی رغم تلاش وسیع برای پیدا کردن سرنخی برای دخالت ائمه(علیهم السلام) در این قیام ها، نتوانست کوچک ترین رد پایی پیدا کند.

در نقطه مقابل، گروه های دیگر شیعی همچون کیسانیه و زیدیه تلاش خود را در فاز نظامی ادامه دادند و تجزیه آن ها نشان داد که مسیر و تاکتیک انتخاب شده از سوی ائمه(علیهم السلام)، بهترین گزینه بوده است. کیسانیه با دعوی امامت و بعدها مهدویت محمدحنفیه نهضت خود را شروع کرده و پس از شکست قیام مختار در سال ق، به فعالیت پنهانی روی آوردند. پس از وفات محمدحنفیه در سال ق، ابوهاشم فرزند او به صورت مستقیم، رهبری آن ها را بر عهده گرفت و شروع به کادرسازی در قالب انتخاب داعیان و مبلغان برای سرتاسر مملکت اسلامی نمود.اما ابوهاشم در سال ق، در حالی که نزد محمدبن علی نواده عبدالله بن عباس به سر می برد، نزدیکی مرگ خود را احساس کرد و برای آن که نهضت ادامه پیدا کند، تمام اسرار سازمان زیرزمینی خود را در اختیار محمد که در آن هنگام فعالیت های مخفیانه خود علیه حکومت اموی را آغاز کرده بود قرار داد،[۳] و بدین وسیله، عباسیان توانستند با ارث بردن این سازمان علاوه بر آن که مسیر آن را منحرف کرده، به فعالیت های خود شدت بخشیده و بالاخره در سال ق، و در سایه تلاش بیش از ربع قرن خود، به حکومت اموی پایان دهند.[۴]

اما زیدیه گرچه در آغاز به فعالیت های زیرزمینی روی آورد، اما خیلی زود فعالیت خود را آشکار کرده و با اعلام قیام در کوفه در سال ق، اولین اقدام نظامی علنی خود را انجام دادند که سرانجام به عللی همچون عدم همیاری کوفیان، قدرت نظامی حکومت، بروز اختلاف در سپاه، عدم فرماندهی قوی و کارآمد و گوناگونی شدید گرایش های فکری و اعتقادی یاران زید، این قیام به شکست انجامید و راه به جایی نبرد. خط نظامی زید را فرزندش یحیی ادامه داد که سرانجام او هم در سال ق، در مقابله با حکومت اموی در جوزجان کشته شد.بعدها مهم ترین داعیه دار این خط شاخه حَسَنی اهل بیت(علیهم السلام) بودند که رهبران آن ها همچون محمد بن عبدالله و برادرش ابراهیم، حسین بن علی (معروف به شهید فخّ) و یحیی بن عبدالله اقدامات نظامی تندی را انجام دادند که همگی به شکست منجر شد.زیدیه با شعار «ما الامام الا القائم بالسیف» مشخصاً در نقطه مقابل ائمه(علیهم السلام) قرار گرفته و سیل انتقادات خود را متوجه ائمه(علیهم السلام) نمودند که بیشترین این انتقادات را به امام صادق(علیه السلام) وارد می کردند. به گونه ای که او را متهم به عدم اعتقاد به جهاد می دانستند. این اتهام به قدری شایع شد که سرانجام امام(علیه السلام) ناچار به موضع گیری شده و فرمود: «بلی والله انی لاراه و لکنی اکره ان ادع علمی الی جهلهم؛[۵] سوگند به خداوند، من معتقد به جهاد هستم ولیکن واگذاشتن علم خود و روی آوردن به جهل آنان را ناپسند می دارم»، که این سخن می تواند اشاره به دیدگاه تیزبینانه امام (علیه السلام) مبنی بر شکست این قیام ها در آن زمان به جهت آماده نبودن شرایط باشد. از بُعد دیگر، زیدیه شروع به شبهه افکنی درباره آموزه های امام(علیه السلام) همچون تقیه که قیام را در آن زمان به صلاح نمی دانست، کردند تا جایی که سلیمان بن جریر یکی از رهبران فکری آن ها، با انتقاد از تقیه، آن را به عنوان راه فرار امامان هنگام ظهور خطای آنان مطرح می کرد.[۶]

در مقابل این قیام ها، امام صادق(علیه السلام) از یاران خود می خواست که عجله روا ندارند و تا هنگامی که اتفاق کلمه اهل بیت(علیهم السلام) در مورد رهبر قیام را مشاهده نکرده اند، اقدام مسلحانه انجام ندهند، چنان که در پاسخ ابان بن تغلب و ابوبکر حضرمی مبنی بر تعیین تکلیف اصحاب، فرمود: «اجلسوا فی بیوتکم فاذا رأیتمونا قد اجتمعنا علی رجل فاشهدوا الینا بالسلاح؛[۷] در خانه های خود بنشینید و هنگامی که مشاهده کردید، ما بر روی شخصی اتفاق کردیم، آن گاه با سلاح های خود به ما بپیوندید». امام(علیه السلام) همچنین ضمن پیش بینی عدم موفقیت قیام هایی که قصد بازگرداندن حق اهل بیت(علیهم السلام) را دارند، به فعالیت های زیدیه اشاره کرده و آن ها را پوششی برای اصحاب خود می داند که با خیال راحت تری به تثبیت فرهنگی مکتب خود پرداخته و مردم را با معارف اهل بیت(علیهم السلام) آشنا سازند، عبارت امام صادق(علیه السلام) که آن را در قالب دستورالعملی برای اصحاب خود صادر کرده، چنین است: «کُفّوا أَلسنتکم و الزَموا بیوتَکم فانه لا یصیبکم أمر تخصّون به ابداً و لا تزال الزیدیه به لکم وقاءً ابداً؛[۸] زبان های خود را باز دارید و در خانه هایتان بنشینید (و قیام نکنید) زیرا شما هرگز به آن امری که اختصاص به شما دارد (تشکیل حکومت تحت نظر امامت امام معصوم(علیه السلام)) نخواهید رسید و زیدیه همیشه برای شما پوشش خواهد بود». جمله اخیر امام(علیه السلام) می تواند اشاره به شکست قیام های زیدیه باشد که بهترین تجربه برای عدم قیام امامیه را به ارمغان می آورد. هم چنین چنان که علامه مجلسی(قدس سره) اشاره کرده، می تواند اشاره به مطرح شدن برخی از مسائل ولایت و امامت توسط زیدیه که تقیه را روا نمی دارند، باشد. علاوه بر آن که مشغول شدن حکومت به درگیری با زیدیه و غافل شدن از اصحاب ائمه(علیهم السلام) توجیه دیگر این سخن است.[۹]

ب) عباسیان و قیام علیه امویان

چنان که اشاره شد، عباسیان فعالیت های زیرزمینی خود برای سرنگونی امویان را قبل از سال ق، آغاز کرده بودند و طی چند دهه توانسته بودند، سازمانی وسیع با کادرهای مجرب پدید آورند که در آن اصولی همچون سرسپردگی به تشکیلات و به ویژه رهبر قیام و نیز رعایت اصل پنهان کاری به شدت مورد عمل قرار می گرفت. رهبری این تشکیلات طی چند دهه بر عهده محمد بن علی بن عبدالله بن عباس بود که چنان که اشاره شد با ارث بردن سازمان زیرزمینی کیسانیه از ابوهاشم توانست انسجام بیشتری به نیروهای خود بدهد و با گسیل دعوتگران و مبلغانی همچون سلیمان بن کثیر، بکیر بن ماهان، حفص بن سلیمان معروف به ابوسلمه و ابومسلم خراسانی به خراسان بر شدت فعالیت های خود بیفزاید. پس از مرگ محمد در سال ق، رهبری قیام به دست ابراهیم امام افتاد که سرانجام توسط حکومت مروان أمَوی شناسایی شده و در زندان به قتل رسید. در حالی که قبل از مرگ برادرش ابوالعباس سفاح را به جانشینی خود انتخاب کرده بود.

مرکز رهبری قیام در شام و در روستایی به نام حُمیمه از توابع سرزمین شَراه[۱۰] بود و مرکز ثقل نیروهای قیام کننده در خراسان قرار داشت، زیرا در نظر محمد بن علی رهبر عباسیان، خراسانی ها از ظلم و ستم بنی امیه به ستوه آمده و با جمعیت فراوان و شجاعت مثال زدنی خود می توانند بهترین نیرو برای سرنگونی حکومت باشند، ضمن آن که دل های آنان پاک بوده و هنوز اختلافات مذهبی و دسته بندی های سیاسی در آن جا نفوذ نکرده است.[۱۱]

نکته جالب در این دیدگاه جامعه شناسانه که به حقّ، بهترین تحلیل از جامعه شناسی شهرهای مختلف در آن زمان را ارائه می دهد، آن است که او خراسان را با مناطق دیگر و از جمله کوفه مقایسه کرده و از داعیان خود می خواهد تا کوفه را به علت آن که مرکز شیعیان علی بن ابی طالب(علیه السلام) است، مرکز ثقل دعوت خود قرار ندهند.[۱۲] عباسیان با استفاده از عواطف پاک خراسانیان و با بهره گیری از هم ذات پنداری آن ها با اهل بیت(علیهم السلام) در مظلوم واقع شدن و شعار کلی «الرضا من آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)» را به عنوان رهبر آینده حکومت مطرح کردند، و بدین ترتیب عده زیادی را به دور خود جمع نمودند، ضمن آن که به شدت از معرفی رهبر اصلی خود برای مردم استنکاف می ورزیدند و تنها خود را به داعیان اصلی می شناساندند. بنابراین،

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *