تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام هادی (علیه السّلام) در منابع معتبر تاریخی اهل سنّت از امامت تا شهادت، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل امام هادی (علیه السّلام) در منابع معتبر تاریخی اهل سنّت از امامت تا شهادت شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل امام هادی (علیه السّلام) در منابع معتبر تاریخی اهل سنّت از امامت تا شهادت:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل امام هادی (علیه السّلام) در منابع معتبر تاریخی اهل سنّت از امامت تا شهادت را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل امام هادی (علیه السّلام) در منابع معتبر تاریخی اهل سنّت از امامت تا شهادت توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام هادی (علیه السّلام) در منابع معتبر تاریخی اهل سنّت از امامت تا شهادت را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام هادی (علیه السّلام) در منابع معتبر تاریخی اهل سنّت از امامت تا شهادت :

مقدمه

در روند تاریخ نگاری اسلامی حدیث و روایت بزرگترین منبع به شمار می رود. مسلمانان اخبار و روایات در باب سیره ی ائمه (علیهم السلام) را از طریق منابع متفاوت بدست آوردند. با آنکه بیشترین حجم نگارش های منابع دست اول در این باره در حدود قرن های دوم تا پنجم انجام شده ولی منابع اطلاعات چندانی در باب زندگانی ائمه از امام رضا (علیه السلام) به این سو، به دست نمی دهند. پس از شهادت امام رضا (علیه السلام) در طوس، دیگر امامان شیعی، تا غیبت کبری در منطقه ی عراق و با گزارشات تاریخی و روایات مورخان مکتب عراق قابل پی گیری و مطالعه می باشد. تعدادی از منابع با گرایشات شیعی که بسیار اندک و باقی آنها با گرایشات سنی نوشته شده است. منابع مختلفی از تاریخ نگاران اهل سنت درباره ی امام هادی (علیه السلام) بحث کرده اند که از آن جمله می توان به؛ یعقوبی در تاریخ یعقوبی، طبری در تاریخ الرسل و الملوک، مسعودی در مروج الذهب، مستوفی قزوینی در تاریخ گزیده، ابن حجر در الصواعق المحرقه، ابن خلکان در وفیات العیان، ابن عماد حنبلی در شذرات الذهب، ابن روزبهان خنجی در وسیله الخادم الی المخدوم، ابن واحد الموصلی در مناقب آل محمد (ص)، ابن صباغ در الفصول المهمه فی معرفه الائمه، خطیب بغدادی در تاریخ بغداد، خواند میر در حبیب السیر، میرخواند در روضه الصفا، یافعی در مرآه الجنان، زرکلی در اعلام و ابن کثیر در البدایه و النهایه اشاره کرد.

بحث

۱- تفتیش منزل امام هادی(علیه السلام) در منابع اهل سنت

از وقایعی که در تاریخ های عمومی آمده، تفتیش منزل امام (علیه السلام) می باشد. نویسنده ی کتاب تذکره الخواص جریان فرستادن یحیی بن هرثمه از بغداد به مدینه توسط متوکل را آورده و اینکه متوکل به او دستور داده تا منزل امام هادی (علیه السلام) را تفتیش و احوال امام (علیه السلام) و اشخاصی که با او در ارتباط هستند را زیر نظر داشته باشد. سبط ابن جوزی به نقل از مسعودی در تذکره الخواص در این باره چنین می نویسد:«به متوکل اطلاع دادند که در منزل علی بن محمد کتاب و سلاح از شیعه است که اهل قم برای امام فرستاده اند. متوکل جماعتی از ترک ها را شبانه برای تفتیش منزل امام فرستاد و آنها جز یک گلیم پشمینه که روی ریگها انداخته و بالای آن نشسته و قرآن می خواند، چیزی نیافتند.»(سبط ابن جوزی، بی تا:۳۵۹)

کتاب تذکره الخواص در ذکر مناقب علی بن ابیطالب (علیه السلام) و ائمه اثنی عشر (علیهم السلام) است. گویا به سبب تألیف همین کتاب مؤلف را به اشتباه شیعه دانسته اند. نسخه های خطی این کتاب در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران و کتابخانه ی ملی ملک نگهداری می شود.

(ر.ک دایره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، جلد سوم، صفحه ۲۸۱، تهران، ۱۳۶۹) سبط ابن جوزی در کتاب تذکره الخواص که به شرح و توصیف سیره ی ائمه ی دوازده گانه (علیهم السلام) پرداخته، فصلی را با نام “فصل فی ذکر الهادی” به سیره ی امام هادی (علیه السلام) اختصاص داده است.

تذکره الخواص از این لحاظ دارای اهمیت است که تاریخ زندگی امام هادی (علیه السلام) از زبان شخصی غیر شیعی و حنفی مذهب بیان شده است و هیچ گونه چشم پوشی از حقیقت و پرده پوشی از واقعیت در آن صورت نگرفته است.

سبط ابن جوزی از تاریخ نگاران نیمه ی اول قرن هفتم هجری است. او نخست حنبلی بود و بعد به مذهب حنفی درآمد و ظاهرا در همین وقت از نظر کلامی به اعتزال گرایش پیدا کرد. کتاب تذکره الخواص او، در شرح زندگی امامان شیعه است. شاید در ابتدا اینگونه تصور شود که نوشتن چنین کتابی تمایل او را به شیعه بودن نشان می دهد؛ از این رو متعصبان اهل سنت نیز او را به تمایلات شیعی گری متهم کرده اند؛ اما اگر به مطالبی که در این کتاب و چند کتاب مشابه آن همچون الفصول المهمه از ابن صباغ و ینابیع الموده از قندوزی دقت شود معلوم خواهد شد که صاحبان این کتابها تمایلی به مذهب شیعه نداشتند. بلکه گویا بعد از سقوط خلافت عباسی، نوعی سردرگمی و حیرت برای علمای اهل سنت بوجود آمد که چه کسی در این عصر خلیفه است و در خطبه ی جمعه نام چه کسی را به عنوان خلیفه یاد کنند؟ در کتابهای صحاح اهل سنت احادیثی از پیامبر آمده است که خلفای من دوازده نفرند و همه از قریش اند. برای برخی از اندیشمندان اهل سنت این تفکر ایجاد شد که امامان (علیهم السلام) خلفای واقعی بودند نه خلفای عباسی و از طرفی با توجه به سفارش قرآن به دوستی نسبت به خاندان رسول الله صلی الله علیه و آله، جمعی از علمای اهل سنت در برزخی میان شیعه و سنی قرار گرفتند که محقق معاصر رسول جعفریان این گروه را سنیان دوازده امامی نامیده است. (ر.ک جعفریان، ۱۳۷۵ ش: ۲۴۷)

علوه بر این، بسیاری از طریقت های صوفیان سنی، ائمه ی اطهار (علیهم السلام) را به عنوان خلفای باطنی قبول دارند که به نظر می رسد این عقیده نیز بعد از سقوط خلافت بنی عباس رواج یافته و سبط ابن جوزی کتابش را با همین دیدگاه نوشته است. این واقعه را یافعی در مرآه الجنان (یافعی، ۱۳۹۰ق: ۲/۱۶۰) و خواند میر در حبیب السیر (خواند میر، ۱۳۵۳ش: ۲/۹۸) و همچنین میرخواند در روضه الصفا (میرخواند، ۱۳۸۰ش: ۳/۲۱۹) بیان کرده اند.

۲- انتقال امام هادی (علیه السلام) از مدینه به سامراء در منابع اهل سنت

سبط ابن جوزی بنا به قول مورخان و سیره نویسان، دلیل عمده ی احضار امام هادی (علیه السلام) از مدینه به سامرا را کینه ی متوکل از امام علی (علیه السلام) و آل علی (علیهم السلام) می داند.

وی در این باره چنین می نویسد: «قال علماء السیر: و انما الشخصه المتوکل من مدینه رسول الله الی بغداد لان المتوکل کان یبغض علیا و ذریته…» (سبط ابن جوزی، بی تا: ۳۵۹) یعنی به اتفاق مورخین و سیره نویسان، متوکل وقتی تشخیص داد شاخص آل محمد امام هادی (علیه السلام) است لذا دستور انتقال امام را صادر کرد. چون متوکل ضد علی (علیه السلام) و فرزندان او بوده است. همانطور که ملاحظه می شود سبط ابن جوزی نیز همچون مسعودی و یعقوبی سعی در بیان حقایق دارد. برخی دیگر از نویسندگان نیز به جریان انتقال امام هادی علیه السلام به سامرا توسط یحیی بن هرثمه به دستور متوکل، اشاره کرده اند. (خواند میر، ۱۳۵۳ش: ۲/۹۵ و میرخواند، ۱۳۸۰: ۳/۲۱۹)

یعقوبی در ذیل کلمه ی ایام جعفر المتوکل می نویسد: علی بن محمد بن علی بن موسی را از مدینه احضار کردند، زمانی که به حوالی بغداد رسیدند، اسحاق بن ابراهیم الطاهری – والی بغداد- استقبال پر شور از علی بن محمد بن موسی را مشاهده کرد.» فرای شوق الناس الیه و اجتماعهم لرویته…»)یعقوبی، ۱۳۷۹ ق: ۲/۴۸۴) ملاحظه می شود با اینکه سفر امام هادی (علیه السلام) و همچنین ورود ایشان بدون اطلاع قبلی بوده است مشخص می شود که امام هادی (علیه السلام) حتی در میان غیر شیعیان از جایگاه والایی برخوردار بوده اند.

۳- احضار امام هادی (علیه السلام) به مجلس متوکل در منابع اهل سنت

مسعودی از تاریخ نویسانی است که از تعصبات مذهبی دوری گزیده و شرح مفصلی از سیره ی امام هادی (علیه السلام) را بیان می کند. وی مینویسد: «وقتی درباره ی ابوالحسن علی بن محمد پیش متوکل سعایت کرده و گفته بودند که در منزل او سلاح و نامه ها و چیزهای دیگر از شیعه ی او هست، متوکل گروهی از ترکان و دیگران را فرستاد که شبانه و ناگهانی بر منزل او هجوم بردند و او را در اطاقی دربسته یافتند که پیراهنی موئین داشت. اطاق فرشی جز ریگ نداشتد و او پوششی پشمین بسر داشت و رو سوی خدا داشت و آیه هایی از قرآن درباره ی وعد و وعید می خواند. وی را به همان حال گرفتند و شبانه پیش متوکل بردند. وقتی پیش متوکل رسید، وی مشغول نوشیدن شراب بود و جامی به دست داشت. وقتی ابوالحسن را بدید احترام کرد و پهلوی خود بنشانید که در منزل او از آن جمله که گفته بودند چیزی نبود که دستاویز تواند بود.

متوکل خواست جامی را که بدست داشت به او بدهد؛ گفت: ای امیر مومنان هرگز شراب بخون و گوشت من نیامیخته است، مرا از آن معاف بدار. او نیز دست بداشت و گفت شعری برای من بخوان و او شعری بدین مضمون خواند:

باتوا علی قلل الجبال تحرسهم

غلب الرجال فما اغنتهم القلل

.

.

.

قد طال ما اکلوا دهرا و ما لبسوا

فاصبحوا بعد طول الکل قد اکلوا

بر قله ی کوهها بسر می بردند و مردان نیرومند حراست آنها می کرد. اما قله ها کاری برای آنها نساخت.

از پس عزت از پناهگاه های خود برون آورده شدند و در حفره ها جایشان دادند و چه فرود آمدن بدی بود.

از پس آنکه در گور شدند، یکی بر آنها بانگ زد که تختها و تاجها و زیورها کجا رفت چهره هایی که به نعمت خود کرده بود و پرده ها جلوی آن آویخته می شد، چه شد و قبر به سخن آمد و گفت کرمها بر این چهره ها کشاکش می کنند.

روزگاری دراز بخوردند و بپوشیدند و از پس خوردگی طولانی خورده شدند.

مدتها خانه ها ساختند تا در آنجا محفوظ مانند و از خانه ها و کسان خویش دور شدند و برفتند، مدتها مال اندوختند و ذخیره کردند و برای دشمنان گذاشتند و برفتند منزل هایشان خالی ماند و ساکنانش بگور سفر کردند.

گوید همه ی حاضران از وضع او بیمناک شدند و پنداشتند متوکل درباره ی او دستور بدی خواهد داد، اما متوکل چندان بگریست که ریشش از اشک دیدگانش خیس شد، همه ی حاضران نیز بگریستند. آنگاه بگفت تا شراب را برداشتند و بدو گفت: ای ابوالحسن قرض داری؟ گفت: بله چهار هزار دینار. بگفت تا این مبلغ را به او دادند و هماندم او را با احترام به منزلش باز گردانیدند.» (مسعودی، ۱۴۰۳ق: ۲/۵۰۲)

برخی دیگر از منابع اهل سنت نیز این واقعه را بیان نموده اند. (ابن خلکان، بی تا:۳/۲۷۲ و یافعی، ۱۳۹۰ق: ۲/۱۶۰ و سبط ابن جوزی، بی تا: ۳۶۲ و ابن عماد حنبلی، بی تا: ۱/۱۲۸) ابن کثیر نیز در کتاب البدایه و النهایه در ذکر حوادث سال ۲۵۴ هجری قمری در ذیل عنوان “و اما ابوالحسن علی الهادی” این جریان را بیان می کند. آنچه که در این کتاب آمده و در دیگر منابع به آن اشاره نشده است، حللیت طلبیدن متوکل از امام (علیه السلام) در پایان جلسه است. (ابن کثیر، ۱۹۶۶م: ۱۱/۱۵)

۴- شهادت امام هادی(علیه السلام) در شهر سامرا در منابع اهل سنت

یعقوبی در ذیل وقایع دوران معتز بعد از ذکر نسب مطهر امام (علیه السلام) و تاریخ وفات ایشان، شدت ناراحتی مردم از فقدان امام را چنین گزارش می کند: بعد از خواندن نماز بر جسم مطهر امام(علیه السلام)، جمعیت، آن قدر برای تشییع آمده و دور جنازه جمع شده بودند و آن قدر ضجه و ناله و گریه و زاری می کردند که جنازه را به منزل امام (علیه السلام) برگرداندند و در همانجا دفن کردند. «فلما کثر الناس و اجتمعوا کثر بکاؤهم و ضجتهم، فرد النعش الی داره، فدفن فیها» (یعقوبی، ۱۳۷۹: ۲/۵۳۹)

به نظر می رسد یعقوبی به شهادت امام (علیه السلام) اعتقادی ندارد و این مطلب را می توان از جمله ی «توفی علی بن محمد بن علی بن موسی» یافت که وی بر خلف مسعودی نویسنده ی مروج الذهب حتی اشاره ای به مسمویت امام (علیه السلام) نمی کند.

مسعودی از نویسندگانی است که احتمال مسمویت امام (علیه السلام) را بیان نموده و چنین می نویسد: «و قیل انه مات مسموما، علیه السلام» (ر.ک مسعودی، ۱۴۰۳ق: ۴/۱۷۲)

نویسنده ی مروج الذهب درباره ی هنگام درگذشت امام هادی (علیه السلام) می نویسد: «و سمع فی جنازته جاریه تقول: ماذا لقینا فی یوم الثنین قدیما و حدیثا؟» (ر.ک مسعودی، ۱۴۰۳ق: ۴/۱۷۰) وی همچنین به دفن کردن امام(علیه السلام) در خانه اش اشاره می کند. (همان، همانجا)

سبط ابن جوزی همچون مسعودی قائل به مرگ طبیعی امام (علیه السلام) نیست و با جمله ی «و یقال انه مات مسموما» مسمومیت امام (علیه السلام) را مطرح می نماید. (سبط ابن جوزی، بی تا:۳۶۲)

نورالدین علی بن محمد بن احمد عبدالله بن صباغ مالکی در سال ۷۸۴ هجری قمری در شهر غزه متولد شد و در مکه دانش آموخت. او از شاگردان سخاوی بود و از بزرگ ترین علمای مذهب مالکی شد. الفصول المهمه فی معرفه الائمه از مهمترین کتاب های اوست. کتاب الفصول المهمه فی معرفه الائمه که به زبان عربی است همان طور که از عنوان آن پیداست با موضوع شناخت ائمه ی اطهار (علیهم السلام) می باشد. فصل دهم این کتاب به امام هادی (علیه السلام) اختصاص دارد و با عنوان “فی ذکر ابی الحسن علی المعروف بالعسکری” آغاز می شود. نویسنده علی رغم اینکه سنی مالکی است ولی از منابع تشیع همچون الرشاد، اعلام الوری، الکافی، بحارالانوار، المناقب، کشف الغمه، منتهی الآمال، رجال شیخ طوسی و…استفاده نموده است. لذا با استفاده از منابع تشیع نمی توان دیدگاه اهل سنت را درباره ی امام دانست زیرا بسیاری از مطالب را از منابع شیعه آورده است. گفتنی است کتاب الفصول المهمه مانند دیگر کتاب هایی که از قرن ششم هجری به بعد نوشته شده ارزش استناد ندارد؛ زیرا نه منبع مکتوبی دارد و نه از روایت فرد قابل اطمینانی روایت شده است. این کتاب در قرن نهم هجری تالیف شده و از این نظر نیز مهم است؛ زیرا در این قرن، نگارش کتاب درباره ی ائمه ی اطهار (علیهم السلام) بسیار اندک بوده و از طرفی این کتاب توسط یک نویسنده ی اهل سنت در مکه نوشته شده است.

ابن صباغ در باب شهادت امام (علیه السلام) می نویسد: «استشهد فی آخر ملکه ابو الحسن لانه یقال انه مات مسموما، والله اعلم» (ابن صباغ، ۱۴۲۲ ق: ۲۸۳) آنچنانکه ملاحظه می شود ابن صباغ شهادت و مسموم شدن امام (علیه السلام) را بیان می کند ولی این مطلب را به کتاب اعلام الوری شیخ طوسی ارجاع می دهد. لذا نمی توان اعتقاد به شهادت امام (علیه السلام) را به ابن صباغ نسبت داد.

در قرن هشتم هجری حمدالله مستوفی قزوینی، در تاریخ گزیده فصلی را می گشاید تحت عنوان “در ذکر تمامی ائمه ی معصومین رضوان الله تعالی علیهم اجمعین که حجه الحق علی الخلق بودند.” (ر.ک مستوفی قزوینی،۱۳۶۲: ۲۰۶) وی در بیان احوال امام هادی (علیه السلام) به طور خلاصه نگاشته است. نویسنده ی کتاب تاریخ گزیده از قول شیعیان چنین می نویسد: «بفرمان معتز خلیفه، [امام هادی علیه السلام] مسموم شد. او را مشهد در سامره است.» (مستوفی قزوینی،۱۳۶۲: ۲۰۶)

طبری در ذیل حوادث سال دویست و پنجاه و چهار می نویسد: «در این سال علی بن محمد بن علی بن موسی الرضا [علیه السلام] درگذشت،»(طبری ، ۱۳۷۵ ش: ۱۴/۶۲۷۲) همان طور که ملاحظه شد طبری فقط تاریخ درگذشت امام (علیه السلام) را نقل میکند و هیچگونه مطلبی از سیره ی امام (علیه السلام) را بیان نمی کند. به نظر می رسد طبری در مواردی، مطالبی را که موافق عقیده ی کلامی او نبوده ، اغلب حذف کرده است. چرا که طبری از نظر کلامی نه اشعری است و نه معتزلی، بلکه متمایل به جریان اهل حدیث و بسیار هوادار خلفای اربعه و معاویه است. وی در تاریخ خود کمتر به حوادث مربوط به بنی هاشم و اهل بیت و ائمه ی معصومین (علیهم السلام) اشاره کرده است. ابن حجر، یافعی و ابن عبدالواحد نیز از نویسندگانی هستند که فقط وفات امام هادی (علیه السلام) را بیان نموده اند. (ابن حجر، ۱۳۸۵ق، ۲۰۷ و یافعی، ۱۳۹۰ق : ۲/۱۶۰ و ابن عبدالواحد الموصلی، ۱۴۲۴ق: ۱۴۹)

زرکلی که کتاب العلم را به روش فرهنگنامه ای نگاشته است در جلد پنجم آن ذیل کلمه ی علی بن محمد بن موسی به نقل از کتابهای وفیات العیان، منهاج السنه و کتاب نزهه الجلیس به شرح مختصری درباره ی امام هادی (علیه السلام) پرداخته است. زرکلی از نویسندگانی است که همچون ابن خلکان، یعقوبی و خطیب بغدادی هیچ اشاره ای به مسمومیت امام (علیه السلام) نمی کند و می نویسد: «و توفی بسامراء و دفن فی بیته.» (زرکلی، ۱۳۸۹ق: ۵/۱۴۰)

ابن روزبهان از مورخان سنی مذهبی است که شهادت امام هادی (علیه السلام) گزارش کرده است. وی می نویسد: «الشهید بکید العداء المقبور بسر من رأی؛ آن حضرت شهید است به کید دشمنان و این اشارتست بدانکه آن حضرت را زهر دادند.» (ابن روزبهان خنجی اصفهانی،۱۳۷۲ش:۲۴۸)

طبق بررسی انجام شده در کتاب ابن روزبهان، علوه براشتمال آن بر اخبار امامان معصوم (علیهم السلام)، مرحله ای از تفکر مذهبی در ایران را می توان یافت که نشان می دهد در بخش وسیعی از عالمان و به تبع آنها، توده های مردم به ائمه معصومین (علیهم السلام) علاقمند بوده و زمینه را برای رشد تشیع فراهم کرده اند. ابن روزبهان نیز که خود متاثر از آن است نتوانسته عشق و ارادت خود را پنهان نماید که در کمتر مورخ اهل سنتی سراغ داریم این چنین ادیبانه به مدح ائمه ی معصومین (علیهم السلام) بپردازد. وی درباره ی روز شهادت امام هادی (علیه السلام) چنین می نویسد: «و صباح آن روز که آن حضرت وفات فرمود، اضطرابی در سر من رأی افتاد که گویا صبح قیامت است.» (همان، همانجا)

خواند میر نیز درباره ی شهادت امام هادی (علیه السلام) می نویسد: «علمای شیعه معتقدند که معتز خلیفه، آن جناب را زهر داد و اهل سنت گویند که فوتش به مقتضای اجل طبیعی اتفاق افتاد.» (خواند میر، ۱۳۵۳ق: ۲/۹۵)

یاقوت حموی در کتاب معجم البلدان در ذیل کلمه ی سامراء زمانی که مدفونین در سامراء را نام می برد، به نام مبارک امام هادی و امام حسن عسکری (علیهما السلام) که می رسد، از آنها با احترام یاد می کند. «و بسامراء قبر الامام علی بن محمد بن علی بن موسی ابن جعفر و ابنه الحسن بن علی العسکریین. ..» (یاقوت حموی، ۱۳۹۹ ق:۳/۱۷۸) ملاحظه می شود نویسنده ی کتاب معجم البلدان از کلمه ی امام استفاده می کند که نشان از احترام والای وی برای امام هادی (علیه السلام) دارد. نویسنده ی کتاب معجم البلدان در جای دیگری از کتاب خود، ذیل کلمه ی«عسکر سامراء»، می نویسد: «و قد نسب الیه قوم من الجلاء، منهم: علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب، رضی الله عنه یکنی ابا الحسن الهادی…»(همان:۴/۱۲۳)

۵- تاریخ شهادت امام هادی (علیه السلام) در منابع اهل سنت

همه ی مورخان و نویسندگان اهل سنت، تاریخ شهادت امام (علیه السلام) را در جمادی الآخر سال دویست و پنجاه و چهار هجری قمری می دانند. (طبری،۱۳۷۵: ۱۴/۶۲۷۲ و مسعودی، ۱۴۰۳ق: ۴/۱۷۰ و ابن خلکان، بی تا: ۳/۲۷۳ و سبط ابن جوزی، بی تا: ۳۶۰ و مستوفی قزوینی، ۱۳۶۲: ۲۰۶ و خواند میر، ۱۳۵۳ش: ۲/۹۵ و میرخواند، ۱۳۸۰ش: ۳/۲۱۹ و ابن عبدالواحد الموصلی، ۱۴۲۴ق: ۱۴۹)

۶- جایگاه علمی و فقهی امام هادی (علیه السلام) در منابع اهل سنت

یکی از مسائلی که باعث شد مورخان و بزرگان اهل سنت به آن اعتراف کنند، تسلط علمی و فقهی امام هادی علیه السلام است. با وجود اینکه بعضی از صاحبان صحاح و محدثین بنام اهل سنت، معاصر و هم دوره ی امام بودند، ولی متاسفانه حدیثی از آن بزرگوار نقل نکرده اند. با این حال، وقایعی در جمع فقهای حاضر در نزد متوکل پدید آمد که منجر به ناکامی آنان شد و همین امر عظمت و مرجعیت تمام و کمال علمی وفقهی امام (علیه السلام) را اثبات کرد و به نمایش گذاشت، به گونه ای که بزرگان اهل سنت را به اعتراف درباره ی عظمت علمی و فقهی امام هادی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *