تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل اندیشه های یک عالم شیعی در دولت صفوی (آیه الله علی نقی کمره ای)، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل اندیشه های یک عالم شیعی در دولت صفوی (آیه الله علی نقی کمره ای) شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل اندیشه های یک عالم شیعی در دولت صفوی (آیه الله علی نقی کمره ای) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل اندیشه های یک عالم شیعی در دولت صفوی (آیه الله علی نقی کمره ای) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل اندیشه های یک عالم شیعی در دولت صفوی (آیه الله علی نقی کمره ای) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل اندیشه های یک عالم شیعی در دولت صفوی (آیه الله علی نقی کمره ای) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل اندیشه های یک عالم شیعی در دولت صفوی (آیه الله علی نقی کمره ای) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اندیشه های یک عالم شیعی در دولت صفوی (آیه الله علی نقی کمره ای) :

دولت صفوی, نخستین دولت شیعی دوازده امامی است که مبنای کار خود را به صراحت بر مذهب تشیع و نشر آن قرار داده است. پیش از آن نمونه هایی مانند دولت آل بویه و سربداران خراسان و بوده است که دربارهء آن ها چند و چون های فراوانی وجود دارد.
به همین دلیل, تجربهء عملی دولت صفوی, به ویژه در برخورد با مسئله رهبری و امامت, که مهم ترین رکن تشیع است, اهمیت زیادی دارد. آن چه در جمع می توان در این زمینه عنوان کرد, آن که دولت مزبور, بر پایهء نوعی توافق و همکاری میان سلطان و مجتهد شکل گرفت. تجربهء این توافق در دولت های اسلامی غیرشیعی هم وجود داشت, اما در این جا تا حدودی رنگ شیعی و ولایی به خود گرفت. اکثر قریب به اتفاق علما, به هر دلیل, پذیرفتند تا با مشارکت در این دولت, به ادارهء امور شرعی مردم بپردازند و امورعرفی را به سلطان واگذار کنند. علما مهم ترین وسیله کنترل در دولت صفوی بودند.
یکی از این مجتهدان, علی نقی کمره ای, یعنی شخصی است که مقالهء حاضر به بیان اندیشه های وی پرداخته است. او قاضی شیراز و پس از آن شیخ الاسلام اصفهان بوده و از این زاویه اظهار نظرهای او قابل توجه است. از این اثر, چنین به دست میآید که همهء سلاطین صفوی, در همه وقت وفادار به آن توافق نبوده اند و دشواریهایی در مناسبات علما با حکومت وجود داشته است. بررسی این دشواریها, کار یک رسالهء مستقل است.
یکی از این دوره های دشوار, دوران سلطنت شاه صفی(۱۰۳۸- ۱۰۵۳) است شاه صفی در کنار یکی دو تن از شاهان صفوی, از ویژگیهای منفی فراوانی برخوردار بوده و جنایات وی در حق خود خاندان صفوی در تاریخ برجای مانده است. مباحث این مقاله, شرحی از زندگی و آثار وی, و سپس مروری بر کتاب همم الثواقب اوست که وی اندیشه های سیاسی و فرهنگی خود را در آن عنوان کرده است. طبعا, مثل همیشه, طرح این قبیل اندیشه ها, به ویژه جزئیات آن, به معنای همراهی مولف با آن ها نیست. این مرور, شامل برخی نکات فرهنگی نیز می شود که برای شناخت دورهء صفوی مفید بوده و وی در این اثر خود به آن پرداخته است.

درآمد

شیخ علی نقی کمره ای شیرازی اصفهانی ( م۱۰۶۰ ه .ق ) فرزند شیخ ابویعلی محمد هاشم طغائی, از عالمان برجستهء دوره صفوی است که افزون بر دانش قابل توجه, از موقعیت اجتماعی و سیاسی و دینی بالایی برخوردار بوده است. وی به درخواست امام قلی خان, حاکم فارس, مدت ها قاضی شیراز بود و پس از آن, به درخواست خلیفه سلطان اعتماد الدوله شاه عباس دوم (در سال ۱۰۵۵ه.ق) به منصب شیخ الاسلامی اصفهان, که بالاترین مرجعیت دینی سیاسی بود, دست یافت و تا سال مرگش, یعنی ۱۰۶۰ه.ق این منصب را در اختیار داشت. افندی پس از یاد کردن از برخی از آثار وی می نویسد: اولاد و احفاد وی در شیراز و اصفهان بوده و هستند و کسانی از آن ها در زمان وی, زنده و برخی درگذشته اند. وی در اصل از کمره (از محال فراهان) بوده و لذا علاوه بر شهرت به شیرازی و اصفهانی, به کمره ای فراهانی هم ملقب است. افندی می افزاید: وی در زمرهء شاگردان سیدماجد بحرانی بوده که در شیراز زندگی می کرده است.۱ کمره ای از شیخ بهائی و میرداماد نیز اجازهء روایتی داشته و برخی از این اجازات را در پایان رسالهء لزوم وجود مجتهد در عصر غیبت آورده است.۲ به نظر می رسد او در روزگاری که در شیراز بوده, در دوران شاه صفی (۱۳۸۰۱۰۵۲ه. ق) از موقعیت چندانی برخوردار نبوده و حتی گرفتار فقر مالی نیز بوده است. این مطلا از کتاب همم الثواقب او که در ادامه مروری بر آن خواهیم داشت, به دست میآید. در اواخر دورهء آن شاه توسط امام قلی خان به سمت قاضی شیراز منصوب شده و قاعدتا از این مشکلات خلاصی یافته است. شیخ حر عاملی(م۱۱۰۴) در شرح حال وی نوشته است: وی فاضل و فقیه و بزرگ بوده و کتاب هایی دارد. آن گاه می افزاید: وی قاضی شیراز بود و در زمان ما درگذشت.۳از کمره ای فرزندی با نام بهاءالدین محمد, در سلک عالمان بوده و کتاب ((اثبات الرجعه)) به خط وی از سال ۱۰۸۵ه.ق برجای مانده است.۴ وی از شاگردان آقا حسین خوانساری(م۱۰۹۸) بوده و برخی از آثار خوانساری, به خط بهاءالدین محمد طغائی موجود است.۵ یکی از همراهان وی را نیز می شناسیم که از شیراز به اصفهان آمده و نامش ملامقیم جعفری شیرازی شاعر بوده که در سال ۱۰۷۴ه.ق در اصفهان درگذشته و در همان شهر, پس از درگذشت علی نقی, شاگردی علی رضای شیخ الاسلام را می کرده است.۶

آثار

علی نقی کمره ای آثار چندی تالیف کرده که به طور عمده به نام شاه صفی بسیاری از آن ها برجای مانده است. در این جا فهرستی از آثار وی را با استفاده از مراجع مختلف به دست می دهیم.
۱ المقاصد العالیه فی الحکمه الیمانیه. افندی نوشته است: این اثر, کتاب بزرگی در دانش کلام و حکمت است.۷
۲ رساله فی حدوق العالم.۸ این رساله, به نقل افندی, برگرفته از کتاب المقاصد العالیه اوبوده است.۹ نسخه ای از آن در کتاب خانه مرعشی به شماره ۴۲۵۶ موجوداست.
۳ رساله در اثبات صانع. نسخه ای از آن در مجموعه ۳۳۳۳ کتاب خانهءمجلس موجود است. (محتمل است که بخشی از المقاصد العالیه بوده باشد).
۴ رساله فی الادعیه والاحرازالمنجیه عن المخاوف والاذکار الدافعه للبلایا والمواعظ والنصائح (فارسی). وی این رساله را به نام شاه صفی نوشته, آن هم درست زمانی که سلطان مراد عثمانی برای محاصره بغداد لشکرکشی کرده بود.۱۰
۵ رساله فی حرمه شرب التتن (تالیف شده در شیراز در نیمهء ذی قعدهء سال ۱۰۴۸).
افندی در ادامهء شرح حال وی, دلایل دوازده گانهء وی را دربارهء شرب تتن آورده و نقد کرده است.۱۱ شیخ حر عاملی (م۱۱۰۴ه.ق) این رساله را تلخیص کرده و همراه تلخیص رسالهء دیگری در حرمت شرب قهوه, مجموع آن ها را به صورت رسالهءکوچکی درآورده که نسخهء آن در کتاب خانهء مجلس موجود است.۱۲
۶ رساله فی حرمه صلاه الجمعه۱۳
۷ کتاب مناسک الحج والمعتمر
۸ تحفهءفاخره. وی در برگ ۱۸۲ کتاب همم الثواقب از این کتابش یاد کرده و گفته آن را به نام شاه صفی نوشته است.
۹ المومن من هو؟ نسخه ای از آن در ۸۷ برگ کتاب خانهء سپهسالار (شهید مطهری) به شمارهء۱۸۴۵ موجود است.۱۴
۱۰ جامع صفوی ( کتابی است در جواب فتوای نوح افندی مفتی بلاد الروم که شیخ حر نیز از آن با عنوان جواب مفتی الروم فی الامامه یاد کرده است.)۱۵ گفتنی است که نوح افندی (م۱۰۷۰ه.ق) مفتی دولت عثمانی, در سال ۱۰۴۸ فتوایی در تکفیر شیعیان و لزوم قتل آن ها صادر کرد. به نقل افندی, امیرشرف الدین علی شولستانی آن فتوا را برای کمره ای آورد و از وی خواست تا جوابی برای آن بنویسد. در اصل نوح افندی این فتوا را برای جواز قتل شیعیان در جریان محاصرهء بغداد نوشته بود.۱۶ علی نقی, کتاب جامع صفوی را در نقد آن فتوا و در رد بر مذهب سنت و در اثبات امامت نوشت. نسخه هایی از جامع صفوی که در آن متن فتوای نوح افندی را آورده و نقد کرده به شماره های ۲۹۰, ۳۶۵۴, ۴۰۴۶ آمده است.۱۷ نسخه ای نیز به شمارهء۹۷۷۳ در کتاب خانهء آستان قدس موجود است.
۱۱ مسارالشیعه۱۸ (نسخه ایازآن درکتاب خانه سپهسالار به شماره۱۴۴ ج۱,ص۳۰۴ ونسخه ای دیگر در کتاب خانه مرعشی به شمارهء۵۰۹۵) موجود است. این رساله در اثبات آن است که شیعه فرقهء ناجیه می باشد. وی این رساله را به شاه صفی تقدیم کرده و به نظر میآید که بخش هایی از آن, با آن چه در همم الثواقب و حتی برخی از کتاب های دیگر وی آمده, شباهت داشته باشد. بخش های عمده کتاب نقل احادیثی است دربارهء ویژگی های شیعیان, توجه و رسیدگی به فقرای شیعه. به همین مناسبت وی در موارد متعددی از شاه درخواست کرده تا در اندیشه اهل عرفان و ایقان شیراز باشد. از جمله آن که ((…به اعتقاد عارفان, پادشاه ایمانیان از نسل خیر پیغمبران است, پس البته بندگان وی بعد از اطلاع بر حاجت مذکور قضای آن بر وجه مرغوب ایشان منزه از شوب کسر و نقصان و امتنان دیگران خواهند فرمود و سیورغال براتی ایشان را که غایت ناسزاواری دارد, هم چنان که اشارت به آن شد, تبدیل به محلی با کمال آن, مناسب همت پادشاه دین پناه خواهند نمود و راضی به استمرار آن با کسر و نقصان که به یقین موجب طعن سنیان است بر شیعیان, نخواهند بود. (برگ ۵۶ پ از نسخه ۵۰۹۵ مرعشی و نک: برگ ۶۹ ر, پ و برگ ۸۰ پ). و در مورد دیگر نوشته است: از بعضی از ثقات معروف به صدق لهجه شنیدم که گفت که پادشاه را صدقات و خیرات بسیار هست و بنابر عدم وجود عالم عارف موتمن مخلص خیرخواه پادشاه دین پناه که اصلا نظر در حطام دنیا و جاه خود ندارد و مقصد او منحصر در حفظ پادشاه است, در درگاه, با تمکن تام, به مستحقین نمی رسد و تحصیل آن چه مقصود است نمی شود حتی آن که گفت که, اگر خواهی صدق مقدمه مذکوره ام به معاینت بدانی, در قسمت سیصد و ده تومان سیورغال براتی نظر کن تا بدانی که ایصال حق به مستحقین و تحصیل مقصود به آسانی میسر نیست و خیره خواه مذکور متمکن در درگاه عرش اشتباه وجود ندارد. (برگ ۸۴ پ, ۸۵ ونک: برگ ۸۶ پ). همان طور که از عبارت به دست میآید, وی وجود عالمی مجتهد را در درگاه برای جلوگیری از این خطاها لازم می داند.
۱۲ نصره الاصحاب.وی در دو مورد درکتاب(همم الثواقب) خودازاین کتابش یاد کرده است (برگ ۱۵)
۱۳ رسالهء اثبات الواجب که در ۱۰۳۶ آن را به پایان برده است.
۱۴ رساله فی استقلال البکرالرشیده علی النکاح. درمجموعه ۳۳۳۳ کتاب خانه مجلس رساله ای با عنوان ((ولایت پدر و جد در نکاح)) موجود است.
۱۵ رساله فی تحریم الصلاه فی المکان المغصوب. که در سال ۱۰۴۲ه.ق آن را به پایان برده است.۱۹ نسخه ای از آن در مجموعه ۳۳۳۳ کتاب خانه مجلس موجود است که حواشی مولف نیز در کنار آن به چشم می خورد. گفتنی است که این مجموعه در قرن یازدهم کتابت شده و مشتمل بر برخی از رساله های علی نقی است.۲۰
۱۶ رسالهء لزوم وجود مجتهد در عصر غیبت. این رساله بر اساس نسخهء موجود در کتاب خانهء مجلس (شمارهء۲۸۱۳ و گویا به خط مولف) تصحیح و در میراث اسلامی ایران دفتر ششم چاپ شده است.۲۱ وی این رساله را در اثبات وجود مجتهد در عصر غیبت نوشته و شمار زیادی روایت در این باب آورده است. وی پس از بحثی طولانی در این باره, به اجازات برخی از علما ازجمله نوادهء شهید ثانی, شیخ بهائی و میرداماد در حق خود استناد کرده تا ثابت شود که او از جمله مجتهدان عصر می باشد, چه این اجازات خود وسیله ای برای شناخت مجتهدان است.
۱۷ همم الثواقب. که گزارش آن خواهد آمد.

علی نقی کمره ای دیگر!

نصرآبادی در شمارش شاعران این عهد, از شاعری با نام شیخ علی نقی کمره ای یاد کرده و در شرح حالش می نویسد: آبای او از مشایخ کمره اند. سرخیل فضلا و شعر است. از روزگار به او آزار بسیار رسیده. چنان چه خلف او که شیخ ابوالحسن نام و در حداثت سن از جمیع علوم بهره ور بود فوت شد, ترکیب بندی جهت او گفته که سنگ را آب می کند.
قصیده ای در مدح حاتم بیک گفته که این بیت از آن قصیده است.
خدمتش را همه ازمرفق و زانو به میان
دست و پا چار کمر بسته مادر زادند
حاتم بیک, مبلغ خطیری به جایزهء آن, همه ساله در وجه او تعیین کرده شیخ در سنهء۱۰۳۰ه.ق فوت شد. ۲۲
این شخص که در نام و لقب و شهر و شیخوخیت با شیخ علی نقی کمره ای قاضی فاضل شیرازی اصفهانی معاصرت و مشابهت داشته, خلطی را برای شرح حال نویسان به وجود آورده است. عجیب آن که, کم تر کسی توجه کرده که نصرآبادی وی را متوفای ۱۰۳۰ه.ق می داند, در حالی که علی نقی شیخ الاسلام در سال ۱۰۶۰ه.ق در گذشته است. ابن یوسف شیرازی, فهرست نویس مدرسه سپهسالار (شهید مطهری فعلی) در معرفی آثار کمره ای همین اشتباه را کرده است. (فهرست سپهسالار, ج۲, ص۶۴۱) وی به استناد اشعار او تاریخ تولدش را ۹۵۸ دانسته است. چه وی گفته است:

فرزند علی نقی گزین در ثمین
آمد به وجود حظ وافر به یقین
از دانش و دین و دولتش هست که هست
تاریخ(امام دانش و دولت و دین)

اگر تاریخ تولد شاعر را ۹۵۸ه.ق بگیریم و با تاریخ درگذشت علی نقی قاضی یعنی سال ۱۰۶۰ه.ق ضمیمه کنیم, یک عمر صد ساله به دست میآید که هر چند بعید نیست, اما در اصل خطاست. در این خلط, دیوان برجای ماندهء طغائی شاعر, به علی نقی قاضی و شیخ الاسلام نسبت داده شده است.۲۳ این دیوان که نسخه ای از آن با ابیاتی در حدود ۵۳۰۰ بیت در کتاب خانهء مدرسهء شهید مطهری به شمارهء۱۱۸۴ موجود است, به خط نستعلیق بسیار خوب محمد جعفر بن عنایت الله شیرازی است که به سال ۱۰۴۹ه.ق کتابت شده است.
غزلیات وی با این شعر آغاز می شود:

ای نام همایونت طغراچهء فرمان ها
خورشید صفت طالع از مطلع دیوان ها

شعر آغاز قصاید وی چنین است:

چو خفتگان لحد را صباح روزنشور
ز خواب مرگ جهاند نهیب نفخه صور۲۴ >

غزلیات وی را استاد ابوالقاسم سری در سال ۱۳۴۹ چاپ کرده و وعده فرموده است که قصاید وی را هم به طبع برساند. ایشان متوجه خلط مزبور شده و یادآور شده که کمره ای شاعر با کمره ای فقیه متفاوت است. صاحب مستدرکات ((اعیان الشیعه)) هم یادآور این خلط شده است.۲۵ شخصی هم با نام ((الفتی کمره ای)) معرفی شده که دیوان یا اشعاری داشته و گفته شده که برادر شیخ علی نقی کمره ای بوده, اما روشن نیست کدام ((یک از این دو)) کمره ای.۲۶

اندیشه ها و افکار کمره ای در ((همم الثواقب))

همم الثواقب یکی از آثار کمره ای است که نسخه ای از آن در کتاب خانهء مدرسهء شهید مطهری (سپهسالار سابق)به شمارهء۱۶۱(فهرست, ج۱, ص۳۴۷) برجای مانده است.
میرزا یوسف دربارهء این نسخه نوشته است: این کتاب در حقیقت برای هدایت شاه صفی صفوی (۱۰۳۸ ۱۰۵۲ ه.ق) نوشته شده و بسیاری از مطالا تاریخی آن عصر را که با مطالا دینی اصطکاک داشته در آن می بینیم و نام جمعی از علما و بزرگان را نیز در آن مشاهده می کنیم و برای دانستن تاریخ چهارده سال سلطنت این پادشاه مطالعه این کتاب بسیار نافع و مفید است.۲۷ گویا نسخهء مزبور, تنها نسخهء شناخته شده بوده و ابن یوسف فهرست مطالا آن را به عینه درج کرده که توسط آقای منزوی در ذریعه (۲۴۳/۲۵) آورده شده است. تاریخ تالیف این رساله, بنا به آن چه در برگ ۱۱۲ آمده سال ۱۰۴۴ه.ق است و طبعا شش سال پس از آغاز سلطنت شاه صفی (۱۰۳۸ه.ق) نوشته شده است. این کتاب به مطالا مختلفی پرداخته که در نگاه کلی, دفاعی است از تشیع و عالمان شیعی و لزوم حضور آن ها در درگاه سلطنتی برای جلوگیری از برخی انحرافات که در ضمن نمونه هایی از این انحرافات شرح داده شده و لزوم برخورد با آن ها مورد بحث قرار گرفته است. مطالبی هم در احترام به عالمان و رسیدگی به وضعیت آن ها, همانند آن چه در مسار الشیعهآمده, به چشم می خورد. در این جا مروری موضوع گونه بر مطالا کتاب همم الثواقب داریم که به هر روی, به لحاظ اشتمال آن بر مواد تاریخی, به ویژه ارتباط علما با دولت, کتابی است قابل توجه.

علما و مجتهدان تنها مرجع علمی مردم در عصر غیبت

در اندیشه های کمره ای, مطالا فراوانی در ارتباط میان دولت و علما وجود دارد.
وی در شمار کسانی است که وجود علما را در کنار شاه برای جلوگیری از انحراف ضروری شمرده و بر این باور است که افزون برآن که امور شرعیه باید در اختیار مجتهدان جامع الشرایط باشد, شاه باید به طور مداوم با آن ها مصاحبت داشته باشد. در واقع تئوری تلفیق قدرت شاه و مجتهد برای اداره کشور که از اصول سیاسی پذیرفته شده در این دوره است, سخت مورد عنایت وی قرار دارد. وی برای شاه, هیچ گونه توجیه شرعی نیاورده و تنها به عنوان قدرتی که هست و طبعا چاره ای و گریزی از پذیرش آن نیست, از آن یاد کرده و از نقش علما به عنوان وسیله ای برای کنترل شاه و درباریان سخن گفته است. البته وی بر سیادت شاه تکیه دارد, اما او به عنوان یک فقیه, آگاه است که این امر, دلیلی بر مشروعیت فقهی سلطنت شاه نیست و لذا در این باره سخنی نمی گوید. وی رسالهء مستقلی در باب لزوم وجود مجتهد در عصر غیبت نگاشته و در مقدمهء آن, سبب تالیف آن را آورده است. برخی از برادران دینی از وی دربارهء این سخن میرزا حبیب الله صدر۲۸ پرسش کرده اند که ایشان گفته: در این زمان مجتهد در ایران و عربستان نیست.)) وی کوشیده است تا اثبات کند که مجتهد هست و لازم است که باشد: ((بعضی از برادران دینی و خلان یقینی پرسیده اند از سند قول مشهور سید امجد نواب صدر پادشاه دین پناه, سمی حبیب الله که گفته است در این عصر و زمان در ایران و عربستان مجتهد نیست, و از وجه صحت آن و آن که در عصر غیبت امام هادی انام بقیه الله المنان علیه وعلی آبائه الطاهرین الصلاه والسلام خلو زمان از مجتهد عدل امامی جامع شرایط حکم و فتوای امکان فعلی دارد, و در حکمت الهیه روا بود, و تحقق پذیرد و بر تقدیر جواز و وقوع خلو مذکور هر امر ضروری معاش و معاد عباد در بلاد موافق شریعت مقدسه به وجهی تمشیت تواند پذیرفت, یا آن که همه هرج و مرج در همه عالم روا بود؟
فقیر مقربه تقصیر خویش در جواب گفت . وی در این رساله در پاسخ این پرسش, کوشیده است تا لزوم وجود مجتهد را از راه قاعدهء لطف و روایات دیگر توضیح دهد.
کمره ای زمانی قاضی شیراز و زمانی هم شیخ الاسلام اصفهان بوده و طبعا از مجتهدانی است که در حکومت مشارکت داشته است. با این حال, از نکات جالا فکری سیاسی زندگی وی این که, علی رغم آن که منصب حکومتی داشته, قائل به حرمت نماز جمعه در عصر غیبت بوده و رساله ای نیز در این باب تالیف کرده است. متاسفانه آن رساله در اختیار ما نیست, اما از رسالهء پیش گفته و نیز همم الثواقب می توان برخی از اندیشه های سیاسی او را به دست آورد. اما در کتاب همم الثواقب نیز مطالا فراوانی در باب لزوم وجود مجتهد در پای سریر سلطنت برای جلوگیری از انحراف گفته شده است. وی کتاب را با ارائهء چند حدیث در فضیلت علم آغاز کرده و در ادامه با اشاره به دیگر وجوه شرف و فضائل و مزایای علم و عالمان که همان علما و مجتهدین فرقهء ناجیهاند می گوید دلالت بر این مراد از راه عقل و نقل و کتاب و سنت در کتاب مسمی به نصره الاصحاب نموده ایم. پس از آن با اشاره به این که فرقهء ناجیه, همان شیعیان اثنا عشریاند از وجوب رجوع امت در عصر غیبت امام علیه السلام در حوادث واقعه و معرفت احکام و حلال و حرام به راوی احادیث اهل بیت سخن می گوید و ضمن اشاره به حدیث و اما الحوادث الواقعه و احادیث دیگر, مراد از راویان حدیث را مجتهدین از اهل ایمان و ایقان میداند که حجت حجه الله اند بر همهء شیعیان در رجوع به ایشان در حوادث واقعه و قضایای سانحه و معرفت احکام و حلال و حرام. در ادامه, با اشاره به روایاتی که به اخذ علم از علما و راویان حدیث توصیه می کند به روایت اجعلوا بینکم رجلا ممن عرف حلالنا وحرامنا فانی قد جعلته علیکم قاضیا اشاره کرده و پس از آن, مقبولهء عمر بن حنظله را مورد استشهاد قرار داده است.
نتیجه آن که:این احادیث شریفه, دلالت دارد که تحاکم و ترافع به سوی غیرقاضی شرعی که در مثل این زمان عبارت است از مجتهد عدل جامع جمیع شرایط حکم و فتوا حرام است, به منزلهء تحاکم و ترافع به سوی طاغوت و شیطان است و اخذ مال به حکم غیرحاکم شرعی حلال نیست و سحت و حرام است و اگر چه حق صدق ثابت محقق آخذ بوده باشد چون به حکم طاغوت گرفته و خلاف امر خداوند تعالی کرده و اشعار دارد که خلاف امر در هر باب مانع ترتب آن است بر آن. (برگ۱۰). پس از آن به بیان شروط دوازده گانهء قاضی پرداخته و نتیجه آن که پس, هر کس که اتصاف به صفات مذکوره ندارد, و مجموع دوازده امر مذکور در او به کمال نیست, در مثل این زمان, قاضی و حاکم شرعی مسلمانان نتواند بود بلکه می گوییم اجماع فرقهء ناجیه انعقاد یافته بر حرمت قضا و حکم و فتوای غیرمجتهد جامع شرایط مذکوره(برگ۱۱). مولف, در ادامه روایاتی در باب تحاکم الی الطاغوت و تفسیر مختصر آن ها آورده است. نیز به تناسب عدم جواز رجوع به قاضی غیرشیعه, با اشاره به عقیدهء سیدمرتضی دربارهء اهل سنت, از کتاب چهل حدیث یا اربعین شهید اول, نقلی در باب وجه نام گذاری سیدمرتضی به علم الهدی دارد. و آن این که, وزیر ابوسعید بن محمد بن حسین بن عبدالرحیم در سال ۴۲۰ ه.ق که بیمار شده بود, در خواب امیرمومنان(ع) را دید که به وی فرمود:
به علم الهدی بگو بر تو فاتحه بخواند تا از بیماری بشوی و شفایابی. وزیر از حضرت پرسید که علم الهدی کیست؟ حضرت امیر فرمود که, علی بن الحسین الموسوی است و پس از آن مشهور به این لقب شد. مولف در ادامه , دوازده دلیل بر درستی عقیدهء سید مرتضی در باب اهل سنت آورده است. (برگ ۱۵ به بعد). وی در بیان هر وجهی, روایاتی را نقل و شرحی مختصر در باب وجه استدلال خود به آن روایات ارائه کرده است. وجه سیم آن در معنای ناصبی و حوزهء تطبیق آن است (برگ ۱۹۲۰). مولف در این بخش به افراط گراییده و همانند برخی از عالمان اهل سنت که شیعیان را تکفیر می کرده و آتش جنگ عثمانیها را بر ضد ایرانی ها بر می انگیختند, او هم به کفر اهل سنت حکم کرده و در جایی هم به صراحت نوشته است که حکم مشرکان بر ایشان در دنیا و آخرت جاری است و مناکحت و مصاهرت و مساورت و مواکلت و خوردن ذبیحهء ایشان چون انجاسند جایز نیست (برگ ۳۱). البته این باور, مورد تایید اکثر عالمان شیعه نیست. وجه دوازدهم, روایت مفصلی از روضهء کافی است که ضمن آن ابوبصیر خدمت امام صادق( ع) اظهار می دارد که با داشتن سن بالا, هنوز دربارهء آخرت خود نگران است. آن گاه حضرت شرحی از پیدایش کلمه رافضه و ویژگی های شیعیان بیان می کند. مولف پس از نقل طولانی حدیث (برگ۱۴- ۲۵), می نویسد: مناسب است که این حدیث شریف به مسارالشیعه موسوم شود. پس از آن پانزده بشارت موجود در آن را برای نجات شیعیان فهرست می کند. (تا برگ ۳۲). وی این مطالب را در کتاب مسارالشیعه خود آورده است

لزوم مصاحبت شاه با علما

وی در فصلی دیگر از کتاب, فهرستی از متن فارسی روایاتی که در فضیلت عالمان است آورده و پس از آن هم نشینی شاه با آن ها را سبب نجات کشور از انحراف می داند. وی مراد از روایان اخبار را در توقیع امام زمان(ع) مجتهدین از اهل ایمان و ایقان می داند که همه شیعیان باید در حوادث واقعه و قضایای سانحه و شناختن احکام و حلال و حرام ائمهء انام به آن ها رجوع کنند و رجوع به غیر ایشان در این زمان, از آن کسان که به درجهء اجتهاد معتبر در قضا و فتوا نرسیده اند, منزلهء رجوع به سوی طاغوت است, پس وجود علمای دین مبین و فقها و محدثین از اهل ایمان و ایقان در هر عصر و زمان, مادام تکلیف باقی است, ضروری است و بدون ایشان در مثل این زمان که آفتاب خلافت و امامت و ولایت مصطفوی مرتضوی در سحاب غیبت است از جهت رعیت امر دین مبین و مهام کافهء مسلمین رواج و انتظام ندارد. وی با این مقدمه از شاه صفی که از مصاحبت علما دوره شده, اظهار نگرانی کرده و گویی همهء این مطالا را برای جذب وی به سوی علما نوشته است.
بنابراین, پس از عبارت های بالا می نویسد: پس چگونه پادشاه دین پناه مظهر لطف اله از نسل خیرالبشر مروج مذهب حق ائمهء اثنا عشر علیهم السلام که به برکات اجداد و آبای عظام وی شعار دین مبین ائمهء معصومین صلوات الله علیهم اجمعین در معظم بلاد مسلمین نور ظهور یافته و عالم به پرتو آن منور گشته, بعد از آن که بغات امویه و بغاث عدویه و عثمانیه از حزب شیطان در اطفای نورالله الرحمن کوشیده بودند ترک نموده مصاحبت و مجالست علمای دین مبین و فقها و محدثین مومنین و مجتهدین و راویان روایات ائمهء معصومین علیهم السلام که در این زمان با وجود اضطلاع اهل عصر و دهر بر جهالت و توازر و سعی ایشان در عمارت طرق آن و مباینت ایشان علم و اهل آن را, در بلدان اهل ایمان از اصفهان و شیراز و کاشان و عراق عرب و خراسان و بحرین که در سایهءحمایت و سلطنت این پادشاه است, که ان شاء الله تعالی اتصال به ظهور قائم اهل البیت علیهم السلام داشته باشد, بسیارند.
(برگ۳۵).

مفاسد ترک مصاحبت علما از سوی شاه

مولف در سراسر کتاب از لزوم مصاحبت شاه با علماء برای جلوگیری از انحراف سخن گفته است. نمونه ای از مفاسد ناشیه از ترک صحبت و مشاورت علمای دین مبین و فقها و محدثین معتصمین به ائمهء طاهرین علیهم السلام اعتنای پادشاه دین پناه از نسل خیرالبشر مروج دین ائمهء اثنا عشر علیهم السلام به طلب و ذکر و اعتبار و اختیار کتابی مهمل که بی دینی هندی در مقام تفسیر قرآن نوشته است. مولف در جایی از وی با نام ابوالفضل هندی یاد کرده اما نام کتاب وی را نیاورده تا بتوان دربارهء آن تحقیق بیش تری کرد (برگ۱۱۶). ۲۹وی بر آن است که این کتاب به نوعی در انکار نبوت پیغمبر خدا(ص) نوشته شده و به همین دلیل, در ضمن چندین صفحه مطالا مبهمی از آن گزارش داده که عینا نقل می کنیم. این کتاب گویا در دوران سلطنت اکبرشاه در هند (۹۶۳۱۰۰۴ ه.ق) به نگارش درآمده است دورانی که تالیف آثاری از این دست آزاد بوده است. وی اشاره دارد که مولف, با تالیف آن کتاب خشنود ساخته خاطر فاتر طاغی یاغی را که تظاهر و اعلان به دشمنی بهترین پیغمبران مبعوث بر انس و جان می نمود و حتی آن که در زمان فرمانروایی وی در بلاد هندوستان بعضی ملحدان متوسمان به اهل علم بدون نور آن, ذریعه تقرب به سوی او را که عین دوری از زحمت الهی است و قرب به نیران, نوشتن تصنیف نفی النبوه می گردانیدند. پس از آن, شرحی از اوضاع هندوستان در عهد آن شاه در رواج فساد و انحراف با عبارت پردازیهای طولانی آمده است: ظهور شر و فسق بدون نهی از آن و معذور داشتن اصحاب عصیان و اکتفای مردان به مردان و زنان به زنان و صمت مومنان از کلمه حق و افطار روزهء روز ماه مبارک رمضان بدون خطور محذور و قبح آن در دل های ایشان و خذلان آمران به معروف و ناهیان از منکر و تعطیل بیت الله الحرام از خاص و عام ایشان و امر به ترک آن و معیشت مردان از اعقاب و زنان از فروج و مساعدت زنان بر فسق و عصیان و مشاهدهء بدع و زنا و اهل نیران و (برگ ۹۷۹۴). اما غرض بی دین بدمآل از نوشتن کتاب مزبور به طریق اهمال, هم چنان که مشهور است, تصدیق مقال روی دشمن نبی عربی صلی الله علیه وآله بود به این که قرآن کلام بشر است نه معجزهء خیرالبشر. استدلالی هم آن مولف داشته به این صورت که اگر قرآن معجزه است با استفاده از بیست و هشت حرف, کتابی که او نوشته با کم تر از نیمی از این حروف نگاشته شده است. او با این استدلال باطله خود را مقرب بارگاه پادشاه گمراه گردانید. مقصود پادشاه هند است که باید همان اکبرشاه باشد. تحلیل مولف آن است که عالم مزبور در پی دنیاخواهی و برای جلا مقام چنین متنی را برای آن پادشاه منحرف نوشته است:

زمفتون دنیا ره دین مخواه
خدا بینی ازخویشتن بین مخواه

شاه در پی این کتاب, کسی را به شیراز فرستاده تا برایش ببرد. مولف پس از آن که شاهد توجه شاه به کتاب مهمل منعوت مذکور و طلب آن از دارالعلم و دارالفضل, بوده, می کوشد تا طی دوازده وجه به رد مطالا آن کتاب بپردازد.
مهم ترین اشکال آن است که متن مزبور که شبیه به قرآن نوشته شده, متنی مهمل و بدون معناست و چیزی از آن به دست نمیآید چون کتاب مزبور بنابر توغل آن در ابهام و اجمال و تمخض آن در اهمال, بدون قرآن کریم فهم مراد از آن احدی را حاصل نیست.
(برگ ۹۹) این چه ربطی به قرآن دارد که هر کلمه و جمله آن مفهم معنای عالی است.
گویا متن آن کتاب از نظر عربی, شباهتی با متن قرآن داشته و به نوعی همان مطالا را در قالا شرح, در عباراتی با استفاده از حروف کم تر, بیان کرده که در عین حال, مجمل و مهمل شده است. به باور مولف تحسین آن چه جهت حسن ندارد آن هم از صوب پادشاه, باعث بر اعتبار آن می گردد که این البته از جانب حامی دین به غایت ناسزاوار است. وی این اقدام شاه را در اعتبار بخشیدن به این اثر موجب رغبت آن کسان که از علم و عرفان و ایمان نصیب ندارند به سوی تشابه و اقتدا نمودن به صاحب آن در اتیان نمودن به مثل آن از جهت اهمال و اجمال و عدم فهم مراد از آن می داند.( برگ۱۰۰) نکتهء دیگر آن ا ست که مولف مسبب ارائهء این کتاب را به شاه, همان شخصی می داند که در جای جای کتاب وی را به خاطر تکفیر قائل به لعن ابوحنیفه سرزنش کرده است.
نسخه ای از این کتاب در اختیار آن شخص بوده و شاه آن را از وی درخواست کرده است.
به هر روی اقدام شاه در درخواست آن کتاب که در نگاه مولف تا بدان پایه بد است که نبوت پیغمبر را انکار کرده, اقدامی نارواست و بر حامیان دین مبین و ناصران دولت ابد قرین از صوفیان و خلص بندگان درگاه پادشاه دین پناه که قدرت اهانت و زجر و منع و خذلان جری مذکور را دارند است که قیام بر آن بر وجه مشروع و معروف نمایند تا مومنان و اهل عرفان و ایقان در اکناف بلاد موافقان و مخالفان مسرور گردند و اقامت حدی از حدود الهی در ملک پادشاه شود که انفع است به جهت حصول و نزول برکات زمین و آسمان.(برگ۱۰۴). پس بر پادشاه دین پناه, ترک اعتنا به کتاب مذکور به قبول و تحسین آن بلکه در رد تقبیح مولف آن لازم باشد.(برگ۱۰۵). مولف برخی از عبارت های مهمل آن کتاب را آورده است که آن مولف در وصف قرآن آورده: وهو السحر الحلال و طلسم الکمال ما احم حوله ساحر ما هو حد الاحمام و السداد للکلام کالحلو للطعام و الملح للادام. و در وصف کتاب خود به شعر با استفاده از لغات عجیب غریب بدون نقطه گفته:

الواح سحر ام طلسم مکرم
صراح الاصل طرس مطهر

مولف در هر وجهی که برای نادرستی آن کتاب بیان کرده, در انتها این تاکید را دارد که پس نتواند بود که طلب پادشاه دین پناه کتاب مهمل مذکور را طلب قبولی و تحسینی و اختیاری و اعتباری بوده باشد. و نیز اشارتی به آن نویسندهء شیرازی که نامش را جری شقی گذاشته کرده که تشابه و اقتدا به صاحب کتاب مذکور کرده به توقع صله و عطیه و جایزه از پادشاه کتابی مشابه آن در تفسیر بلانقطه قرآن تالیف کرده است.
(برگ ۱۰۸ ۱۱۰). شرح این واقعه در ادامه خواهد آمد.

ضرورت حمایت مالی از علما و سپردن کارها به دست مجتهدان عادل

وی در فصلی دیگر, دربارهء ثواب و فضیلت ادخال سرور در مومنین سخن گفته و دوازده حدیث در این باره انتخاب و نقل کرده است. وی در ذیل حدیث ششم, و نقل روایت نجاشی, حاکم اهواز, که توصیه ای از امام صادق(ع) برای کمک به یکی از شیعیان دریافت کرده بود, اشاره به وضع نابسامان علما از نظر مالی دارد به طوری که در عرض زاید از دو سال, جمعی غفیر از اهل عرفان و ایقان از مومنان که غایت احتیاج و عسر حال و شدت فقر و ضیق معیشت عیال دارند, چون قلیلی به جهت ایشان, قبل از این استمرار داشت, انقطاع یافته بود, سعی ها به وسایل در دیوان پادشاه نمودند که شاید به جهت ایشان وجه معاشی از محل حلال به هم رسد اما, این تلاش ها راه به جایی نبرد. (برگ۱۶۰). وی از شاه خواسته تا هم قضای دین او از وجه حلال نماید و هم آن که جری مذکور را که پس از این از وی سخن خواهیم گفت خوار سازد. ایضا پس از آن, باز از شاه درخواست می کند تا در اعزاز و اکرام مومنان و شیعیان عموما و علما و فقها و مجتهدان و محدثان که حجت حجه الله الرحمان اند بکوشد. (برگ۱۶۲). فصلی دیگر, در برآوردن حاجت مومنان و ثواب آن است. در این جا هم وی دوازده حدیث را انتخاب و ارائه کرده است. به نظر می رسد, هدف او در این بحث, نجات عالمان شیراز از وضعیت اسف بار مالی شان باشد. وی دربارهء آن ها که از ایشان با تعبیر فقرای شیعه صاحب عیال از اهل عرفان و ایقان, از علما و متعلمان در دارالعلم شیرازیاد کرده از شاه می خواهد تا از محل حلال, بر وجه دوام و استمرار, بدون وساطت و امتنان احدی به آن ها کمک کند. (برگ۱۶۵).
پس از آن, با نقل احادیث فراوانی باز بر همین نکته تاکید می کند که بنابراین, هرگاه پادشاه دین پناه در قضای حاجات مومنان و شیعیان عموما و علما و متعلمان از اهل ایقان خصوصا اعتنا فرمایند و به اخلاص نیت به قصد قربت و رعایت جهت موالات ایشان با اهل بیت عصمت و طهارت, قضای حاجت ایشان نمایند و ایشان را محتاج به توسل به دیگران, خصوص بعض اهل دیوان ک

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *