توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل انسجام اسلامی در سیره سایر ائمه (علیهم السلام)؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل انسجام اسلامی در سیره سایر ائمه (علیهم السلام) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 114 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل انسجام اسلامی در سیره سایر ائمه (علیهم السلام):
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل انسجام اسلامی در سیره سایر ائمه (علیهم السلام) آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل انسجام اسلامی در سیره سایر ائمه (علیهم السلام) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل انسجام اسلامی در سیره سایر ائمه (علیهم السلام) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل انسجام اسلامی در سیره سایر ائمه (علیهم السلام)، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل انسجام اسلامی در سیره سایر ائمه (علیهم السلام) :
در بررسی سیره سایر
ائمه (علیهم السلام) نیز آثار وحدت طلبی بین مسلمین به وضوح دیده می شود. ایشان در برخورد با مخالفین اعم از حاکمین اهل سنت و علمای اهل سنت و توده مردم اهل سنت ملاک خویش را مصلحت حفظ اسلام و گسترش حدود الهی قر ار داده بودند. لذا از آنجا که حفظ وحدت بین مسلمین لازمه حفظ اسلام در برابر جهان کفر بود همواره ائمه از تفرقه افکنی و ستیز با مخالفین ( به ویژه در برابر جهان کفر) خودداری می کردند؛ اما آنگاه که مصلحت حفظ اسلام اقتضا می کرد در برابر مخالفینی که اصل اسلام ناب را هدف قرار داده بودند قیام کرده سعی دراصلاح و هدایت آنان داشتند.
شهیدآیت ا.. محمد باقرحکیم یکی از رهبران سیاسی کشور عراق در کتابی در این زمینه می گوید: « اصل وحدت اسلامی در مجموعه اصولی قرار گرفته است که در نگاه ائمه (علیهم السلام) از اهمیت ویژه ای برخوردار است و بر بسیاری از حقوق و واجبات مخصوص به آنان تقدم دارد زیرا اصولا مسلمانان تنها در صورتی می توانند نقش تأثیر گذار خویش را حفظ و از کیان و موجودیت خود دفاع کنند و به طور کلی ندای رسالت محمدی را به گوش جهانیان برسانند که نخست توفیق ایجاد وحدت در میان اعضا و عناصر جامعه خود را یافته باشند. همچنین جز در صورت ساختن بنای اتحاد و وحدت اسلامی از هرگونه مواجه با دشمنان عاجز خواهند ماند و در این میان، هیچ فرقی میان رویارویی های فکری، سیاسی، علمی، اقتصادی و نظامی نیست. » (۱۳)
اهل بیت(علیهم السلام) پس از حضرت علی (علیه السلام) با چند دسته از مخالفین اهل سنت برخورد داشتند. این سه دسته شامل حاکمان اهل سنت، علمای اهل سنت و توده مردم اهل سنت هستند که رفتار ائمه با ایشان به تناسب ویژگی های خاص هر دسته متفاوت بود. که هر یک از آنها جداگانه بررسی می شود.
۱- برخورد ائمه(علیهم السلام) با حاکمان اهل سنت
ائمه(علیهم السلام) حاکمان خود را به رسمیت نمی شناختند و هرگز با آنان همکاری نمی کردند. ایشان هیچ منصب حکومتی را نپذیرفتند. فلسفه این امر نیز روشن بود چرا که ستیز ائمه(علیهم السلام) با حاکمان با هدف مبارزه با انحرافی بود که حاکمان مسبب آن بودند. حاکمان بارها از حدود الهی منحرف می شدند؛ اقدام به تحریف شریعت کرده، استبداد و ستم و استثمار بندگان خدا که مخالفت قطعی با سیره رسول خدا (صلی الله علیه وآله) داشت؛ می کردند. امام باقر (علیه السلام) در روایتی می فرمایند « رهبران ستم پیشه و پیروانشان از دین خدا به دور و بیگانه اند».(۱۴)
نمونه هایی از رفتار اهل بیت(علیهم السلام) با حاکمان
برخورد امام حسین(علیه السلام) با حاکمین زمان خود از نمونه های برخورد دین مدار و مصلحت گرا است. در اثر سیاست های دقیق وفریب کارانه معاویه شخصیت جامعه اسلامی مسخ و ارزشها دگرگون شده بود، به طوری که مسلمانان، با آنکه می دانستند اسلام هیچ وقت اجازه نمی دهد آنان مطیع زمامداران بیدادگری باشند که به نام دین بر آنها حکومت می کنند، با این حال بر اثر ضعف و ترس و نا آگاهی از زمامداران ستمگر پشتیبانی می کردند و در اثر این سیاست، مسلمانان، بر خلاف منطق قرآن و تعالیم پیامبر تبدیل به افرادی ترسو و سازشکار و ظاهر ساز گشته بودند.
از جمله عواملی که در کتب تاریخی مانع قیام امام در برابر معاویه شمرده شده پیمان صلح امام حسن و ژست دینی معاویه است.(۱۵)با وجود این عوامل، گرچه امام دست به قیام نزد، ولی در مواقع حساسی چون حج و… سعی در افشای ماهیت ضد دینی معاویه داشت.(۱۶) آنگاه که در زمان یزید شرایط اعتراض بزرگ مهیا شد، کمترین اغماضی نکرد و با هدف اصلاح امت رسول خدا به پاخاست تا بیش از این جلوی انحرافات را گرفته، ماهیت ضد دینی حکومت وقت را آشکار سازد. « خطر حکومت یزیدی، به کیان اسلام و همه مسلمانان مربوط می شد. از این رو امام حسین (علیه السلام)، مسئولیت مقابله با آنرا به نیابت از همه مسلمانان بر دوش گرفت. سرّ تایید همه گرایشها و فرق مذهبی مسلمانان از این قیام و مقابله، شاید در همین نکته نهفته باشد. قبول مطلقی که در طول تاریخ اسلام از نهضت امام حسین(علیه السلام) صورت پذیرفته و نفی و انکار عمیقی که از طرف جمیع علمای مسلمانان نسبت به رفتار یزید، به عمل آمده همه و همه گواهی روشن بر آن است که قیام عاشورا به مصالح دینی و اسلامی تمام مسلمانان مربوط بوده و تلاش گسترده امویان برای سرپوش گذاشتن بر حقیقت و وارونه جلوه دادن آن هیچ سودی نبخشیده است».(۱۷)
امام حسن(علیه السلام) هرگز در بیان حق و دفاع از حریم اسلام نرمش نشان نمی داد. او علنا از معاویه انتقاد می کرد و سوابق زشت و ننگین معاویه و دودمان بنی امیه را بی پروا فاش می ساخت. مناظرات و احتجاجهای مهیج و کوبنده حضرت با معاویه و مزدوران او نظیر: عمرو عاص، عتبه بن ابی سفیان، ولید بن عقبه، مغیره بن شعبه و مروان بن حکم، شاهد این معنا است.
مخالفت حضرت با معاویه به خاطر مصلحت همه مسلمین بود. شاهد بر این مدعا پاسخ حضرت به پیام معاویه مبنی بر سرکوب قیام حوثره اسدی؛ است که حضرت گفتند « من برای حفظ جان مسلمانان دست از سر تو برداشتم و این معنا موجب نمی شود که از جانب تو با دیگران بجنگم»(۱۸). حضرت نمی خواستند جان مسلمین در جنگی دیگر که ثمره آن چندان سود مند به حال مسلمین نبود از بین برود و به همین علت و دیگر علل مذکور در کتب تاریخ، از جنگ با معاویه دست شستند. شاهد دیگر بر این مسئله. در معاهده صلح حضرت با معاویه است. حضرت در ماده پنجم این معاهده از معاویه تعهد می گیرد که تمام مردم اعم از سکنه شام، عراق و حجاز؛ از هر نژادی که باشند؛ از تعقیب و آزار وی (معاویه) در امان باشند.(۱۹) از دیدگاه حضرت، در جامعه اسلامی همه فرقه های اسلامی باید از آزار حاکمین در امان باشند و به همین سبب و برای تأمین امنیت عمومی برای همه افراد جامعه اسلامی بود که حضرت این ماده را در معاهده گنجاند.
البته ائمه در مخالفت با حاکمان تنها نبودند، بلکه برخی از علمای اهل سنت نیز با حاکمانشان به مخالفت مستقیم یا غیر مستقیم برخاستند و تا سر حد مبارزه مسلحانه با آنان پیش رفتند، به عنوان نمونه از همراهان و حامیان زید بن علی در مبارزه علیه هشام بن عبد الملک بود.
از سوی دیگر همکاری با حاکمان عادل و مروجان شریعت را که موجب دین می شد را مورد تشویق قرار می دادند. ایشان با آن دسته از فرمانروایانی که تاحدودی مصالح مسلمانان را رعایت می کردند (گرچه آنها نیز مشروع نبودند) و در قوانین مربوط به حکومت و نظام اسلامی از آنان پیروی می کردند. در مسائل مرتبط به کیان اسلام و شوکت مسلمانان، حاکمان را یاری کرده و در مسائل حکومتی از آنان پیروی می کردند.به عنوان نمونه زمانی که به دلیل تهدید سلطان روم به عدم ضرب سکه برای مسلمانان؛ حیات اقتصادی مسلمین به خطر افتاد امام باقر(علیه السلام) پیشنهاد ضرب سکه به حکومت وقت داد و طریقه ضرب سکه را به ایشان آموخت تا بدین وسیله استقلال اقتصادی مسلمین حاصل گردد.(۲۰) برخی مناظرات اهل بیت (علیهم السلام) با علمای سایر مذاهب در همین جهت بود. ایشان به سئوالاتی که حاکمان و وابستگان آنان از پاسخگویی به آن عاجز بودند؛ پاسخ می دادند تا طرح شبهات و مسائل ضد اسلامی توسط کفار، موجب تضعیف موضع عقیدتی مسلمین نگردد.(۲۱) به عنوان نمونه می توان به رسوا نمودن جاثلیق( بزرگ اسقفان مسیحی) در جریان نماز باران توسط امام حسن عسگری(علیه السلام) در دوران حکومت معتمد عباسی اشاره کرد.(۲۲)
۲- برخورد ائمه(علیهم السلام) با علمای اهل سنت
ائمه در برخورد با دانشمندان و رهبران فکری روشهایی در پیش داشتند. در اختلافات عقیدتی شیوه بحث آزاد و انتقاد سازنده استفاده می کردند. علمای اهل سنت در عصر ائمه به دو دسته قابل تقسیم است. یک دسته علمای درباری بودند و به حمایت بی حد از حکومت ها بر می خاستند و هدفی جز رسیدن به آمال دنیوی خویش نداشتند و دسته ای دیگر سعی در دوری از حاکمان و داشتن استقلال رأی داشتند. ایشان به دنبال علم دین و رسیدن به معارف دینی بودند.
ائمه با علمای درباری برخورد جدی داشتند و به شیوه های مختلف چون مناظره و یا نامه نگاری و… در مقابل انحرافاتی که ایشان برای جلب رضایت حکام وقت در دین به وجود می آوردند، می ایستادند، به عنوان نمونه می توان به مبارزه امام سجاد(علیه السلام) با محمد بن مسلم زهری (محدث درباری و قاضی حکومت یزید بن عبدالملک و هشام) اشاره کرد.(۲۳)
البته حکام وقت همیشه در تلاش بودند، عده ای از علما را گرد خود داشته، تا در رسیدن به مقاصدشان ایشان را یاری کنند. برخی از مناظرات ائمه با علمای اهل سنت نیز به سبب خواست حکام بود، از جمله این مناظرات: مناظره امام جواد(علیه السلام) با یحیی بن اکثم(۲۴)، برخی از مناظرات امام صادق (علیه السلام) با ابو حنیفه، مناظره امام رضا(علیه السلام) با سلیمان مروزی و علی بن محمد بن جهم(۲۵) و مناظرات امام هادی(علیه السلام) با یحیی بن اکثم و فقهای دربار متوکل، می توان نام برد.
دسته ای دیگر از علمای اهل سنت بودند که اهل بیت(علیهم السلام) با احترام ویژه ای با آنان رفتار می کردند. برخورد بزرگوارانه امام صادق (علیه السلام) با علمای اهل سنت چنان بود که ایشان از حسن سلوک حضرت تعریف و تمجید کرده اند. مالک بن انس در این باره می گوید: «من هرگاه بر امام صادق وارد می شدم بر من احترام می گذاشت. برایم بالشتی می آورد که بر آن تکیه کنم و قدرم را می شناخت و می فرمود: ای مالک من تو را دوست دارم و من بر این سخن خوشحال می شدم. خدا را بر این دوستی سپاس می گفتم آن حضرت بسیار حدیث می فرمودند و خوش مجلس و پر فایده بود…»(۲۶) ائمه با ایشان به تبادل علمی و راهنمایی می پرداختند. همیشه با گشاده رویی از علمای مذاهب استقبال می کردند و هیچ گاه در پاسخ به سئوالات علمای اهل سنت طفره نمی رفتند.«علمای اهل سنت با کمال آزادی و بدون ترس به حضور ائمه می رسیدند و با صراحت انتقادهای خود را نسبت به اسلام و تشیع بیان می کردند در برخورد با علمای اهل سنت همانند برادران دینی و همکیش حقوق و مزایای معاشرتی یک مسلمان را در حق آنان رعایت می کردند. به آنان احترام می گذاشتند و به هنگام بحث و گفتگو دلسوزانه در رفع ابهامات فکری و یا تهاجمات اعتقادی به آنان یاری میرساندند »(۲۷).
اخلاق حسنه اهل بیت (علیهم السلام) با علمای اهل سنت موجب شد که بسیاری از بزرگان ایشان از محضر ائمه استفاده علمی کنند. چهار فقیه بزرگ اهل سنت به طور مستقیم یا غیر مستقیم در محضر اهل بیت(علیهم السلام) شاگردی کرده و به عظمت علمی ایشان اعتراف داشتند. ابوحنیفه بسیار می گفت: «لولا السنتان لهلک النعمان»(۲۸)؛ یعنی اگر آن دو سالی که نزد امام صادق(علیه السلام) شاگردی کردم، نبود هلاک می شدم و نیز می گفت: «ما رأیت أفقه من جعفر بن محمد»(۲۹)؛ من کسی را داناتر و فقیه تر از جعفر بن محمد ندیدم.
مالک بن انس در مورد امام صادق (علیه السلام) می گوید: «در علم و عبادت و پرهیزگاری، برتر از جعفر بن محمد هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به قلب هیچ بشری خطور نکرده است».(۳۰)
امام شافعی امام صادق (علیه السلام) را صاحب علم و فضیلت بسیار می خواند و شاگردی بسیاری از علما را نزد ایشان از جمله فضایل شان می داند(۳۱).
جاحظ می گوید: علم و فقه جعفر بن محمد دنیا را فرا گرفته است(۳۲). و ابو حنیفه و سفیان ثوری از شاگردان او بودند.
ابن حجر هیثمی، یحیی ابن سعید، ابن جریح، مالک، سفیانین، أبی حنیفه، شعبه، أیوب سجستانی و… را از راویان حدیث حضرت نام می برد(۳۳) امام شافعی و احمد بن حنبل نیز به طور غیر مستقیم از شاگردان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) بودند.
در نهایت به عنوان جمع بندی می توان گفت که در مسلک اهل بیت (علیهم السلام) رابطه علمی بین شیعه و سنی همیشه با احترام و حرارت خاصی برقرار بوده است. در عصر کنونی نیز که ضرورت انسجام میان مسلمانان برای همه اهل درایت آشکار است، باید میان علما و حوزه های علمیه شیعه و سنی رابطه علمی برقرار کرد تا ایشان رو در رو و بدون واسطه، به حل مسائل و مشکلات موجود ما بینشان اقدام کنند و به پیروی از اهل بیت، کرسی های مناظره و بحث علمی را همراه با رعایت احترام و اصول اخلاقی و با معیار حق و انصاف و لحاظ مصالح همه مسلمین، دایر کرده به دور از تعصب به تبادل علمی بپردازند. باشد که دست تفرقه افکنان کوتاه گردد و به برکت اینگونه روابط انسجام اسلامی میان پیروان دین محمد آنچنان محکم و استوار گردد که دسیسه های کفار نتواند آنرا متزلزل کند.
ج- برخورد ائمه با توده اهل سنت
ائمه در معاشرت با اهل سنت به عنوان شهروندان جامعه اسلامی و همکیشان شریعت پیامبر در مجالس آنان شرکت می کردند. در تشییع جنازه آنان حضور می یافتند و شیعیان خود را توصیه می کردند که با برادران اهل سنت خوش رفتار باشند. در مساجد آنان نماز بگذارند و در عبادات و مراسم اجتماعی آنان را همراهی کنند. ائمه یاران خود را از تکروی باز می داشتند و توصیه می کردند که در مراسم عمومی که موجب شکوه وعظمت اسلام می باشد شرکت کنند به پیروان خود توصیه می کردند علاوه بر شر کت در مراسم عمومی اهل سنت از بروز آن دسته از باورها که افکار عمومی اهل سنت را تحریک و موجب بد گمانی و آشوب در جامعه اسلامی می کند، جلو گیری کرده و آن را در شرایط نامناسب کنار بگذارند، تا بدین گونه از تشنج و اختلاف در جامعه جلوگیری شود. «در روایتی از امام صادق(علیه السلام) به عبدالاعلی آمده است: « بر شیعیان ما سلام و رحمت خدا را ابلاغ کن و بگو که جعفر بن محمد به شما می گوید: خداوند رحمت کند بنده ای را که دوستی مردم را به خود و به ما جلب کند آنچه مردم آنرا می شناسند و باور دارند بر آنان آشکار کنید و از نشر آنچه آن را منکر و مخالفند خودداری ورزید».
لازم به ذکر است ائمه در کمک های مادی و دستگیری از نیازمندان نیز هیچگونه تفاوتی میان شیعیان و اهل سنت قائل نمی شدند. سیره برخورد ائمه با اهل سنت بیانگر این نکته بود که آنان در دیدگاه اهل بیت(علیهم السلام) به عنوان برادران دینی نگریسته شده و آنها را در تمام حقوق و مزایای اسلامی شریک می دانستند. ائمه در مباشرت ها و برخوردهای گوناگون زندگی با اهل سنت مراوده و ارتباط داشتند و نشانی از جدایی و تمایز و مرزبندی بین ائمه و اهل سنت در زندگی آنها به چشم نمی خورد. همدیگر را در خانه ها زیارت می کردند، بر سر سفره های همدیگر غذا می خوردند، در کسب و کار با هم شرکت داشتند و در مجالس عبادی و دینی در کنار یکدیگر بودند».(۳۴) به عنوان نمونه حضرت علی(علیه السلام) هیچگاه در بیت المال و دیگر مزایای اجتماعی بین شیعیان و دوستداران خود و سایرین تفاوتی نگذاشته، عادلانه رفتار می کردند.
از دیدگاه اهل بیت(علیهم السلام) انسجام اسلامی در بخش های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… قابل تحقق است:
انسجام اسلامی از لحاظ سیاسی
در یک جامعه اسلامی همه اعضا نسبت به یکدیگر دارای حق و تکلیف هستند؛ از این رو هم حاکمان نسبت به زیر دستان حق و تکلیف دارند و هم زیر دستان نسبت به حاکمان. لذا همه مسلمین نسبت به هم وظایفی دارند که برخی از آنها مربوط به تعاملات دو گروه شیعه و سنی است. بر اساس روایات می توان نمونه هایی از این وظایف را چنین بر شمرد:
۱. به رسمیت شناختن حق حیات شیعه و سنی و احترام به آن؛ علامه شرف الدین در باره ارزش شهادتین و حرمت خون مسلمان روایات بسیاری از شیعه و سنی نقل می کند و شهرت این گونه احادیث را مشهور تر از آفتاب وسط روز می داند. وی روایتی از صحیح بخاری و صحیح مسلم نقل می کند که در آن آمده است: «اسامه بن زید می گوید: رسول خدا ما را به حرقه فرستاد. سحرگاهان آنان را مغلوب کردیم. من و یکی از انصار به شخصی از حرقه رسیدیم و او را در میان گرفتیم. او فورا گفت: لا اله الا الله. انصاری شمشیر را غلاف کرد، اما من نیزه ای به او زدم و او را به قتل رساندم. وقتی به حضور پیامبر رسیدیم و آن حضرت از جریان مطلع شد، فرمود: ای اسامه او را پس از آنکه لا اله الا الله گفت کشتی؟! گفتم: او بدان وسیله می خواست پناه بگیرد. اما پیامبر همچنان سخن خود را تکرار می کرد. آنقدر که من آرزو کردم کاش دیرتر مسلمان شده بودم و دست به چنین کاری نمی زدم».(۳۵) روایات بسیار دیگری در حرمت خون و مال مسلمان از شیعه و سنی وارد شده است خود بر وجوب حفظ خون مسلمان اعم از شیعه و سنی دلالت دارد.(۳۶) این دسته روایات مبنای تاسیس حق حیات همه مسلمین در ماده ۲ منشور حقوق بشر اسلامی هستند.
۲. مسلمان بودن سنی و شیعه؛ روایات بسیاری از طریق شیعه و سنی وارد است که گوینده شهادتین مسلمان بوده و نباید وی را کافر تلقی کرد. علامه شرف الدین می گوید: « روایاتی از پیشوایان ما نقل شده که آنان به مسلمان بودن سنیان، مانند شیعه حکم کرده اند و فرموده اند که سنیان مانند شیعه هستند و احکام اسلام بر همه آنها جاری است. این نکته در مذهب ما در نهایت وضوح است و هیچ انسان منصف و معتدلی در آن تردید به خود راه نمی دهد؛ از این رو به تفصیل سخن نمی گویم زیرا حکیمانه نیست که امر واضحی را توضیح بیشتر بدهند و فقط از
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.