تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی و هویت ملی؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی و هویت ملی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی و هویت ملی:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی و هویت ملی آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی و هویت ملی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی و هویت ملی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی و هویت ملی، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی و هویت ملی :

تاریخ دریافت: ۲۱/ ۹/ ۸۰
تاریخ تأیید: ۲۳/ ۱۰/ ۸۰

دوپارگی حاصل از فرآیند رویکرد به سمت مدرن سازی در عصر پهلوی، به دگردیسی سریع و ناگهانی ارزش های سنتی در جامعه دینی ایران و تهدید این ارزش ها منجر شد.

این مسأله به آفرینش بحران های تازه ای در عرصه های مختلف جامعه ایرانی به ویژه در سطح هویت ملی انجامید. انقلاب اسلامی در پاسخ به این بحران ها با وام گیری از مبانی اندیشه های سیاسی شیعی، گفتمان تازه ای را در باب هویت ملی به پیش کشید.

واژه های کلیدی: هویت ملی، سنت گرایی، تجددگرایی، بحران هویت، انقلاب اسلامی.

مقدمه

پرسش از کیستی و هویت افراد و ملت ها یکی از دغدغه های فکری بشر در طول تاریخ به شمار می رود. متفکران ایرانی نیز در قالب های گوناگون و از زوایای متفاوت با این پرسش مواجه بوده و پاسخ های متفاوتی به آن داده اند. این که هویت ایرانی چیست واز چه ارکانی تشکیل شده و چه عواملی سبب پیدایش بحران هویت در ایران بوده و پاسخ انقلاب اسلامی به این بحران چه بوده است، پرسش ها و دغدغه هایی است که این نوشتار در صدد تبیین آن است تا از این طریق بستری برای عبور موفقیت آمیز از بحران هویت فراهم آید. پیشینه مسأله هویت به آغاز تاریخ انسان باز می گردد. از دیرباز، انسان ها به دنبال تعریف و شناسایی خویش، قبیله، قوم و ملیّت ونیز کشف تمایزات خود از دیگران بوده اند. افراد و گروه های اجتماعی می کوشیدند برای شناسایی خود و تبیین تمایزاتشان با دیگران، نشان دهند که به چه جامعه ای و چه ارزش هایی تعلق دارند. آنان با قرارگرفتن در درون چارچوب های سیاسی و اجتماعی مختلف، پاسخ های متفاوتی را دریافت می کردند.

تحولات شگرفی که پس از رنسانس (نوزایش) در اروپا تحت عنوان مدرنیته شکل گرفت، بر شیوه های زندگی اجتماعی و فرهنگی اروپاییان و سپس سایر جوامع انسانی تأثیر عمیقی برجای گذاشت. یکی از جنبه های این تحولات، پیدایی واحدهای سیاسی جدید، تحت عنوان «دولت های ملی» بود که ساخت های سیاسی قبل و هویت های جمعی ناشی از آن را با بحران رو به رو کرد و موجب شکل گیری مفهوم جدیدی از هویت جمعی، تحت عنوان «هویت ملی» شد. از این جا بود که بحث هویت به عنوان مبحثی فرهنگی اجتماعی، نگرش آگاهانه یافت؛ به گونه ای که در دهه های اخیر، جنبه ای خاص پیدا کرده و وارد حوزه علوم سیاسی و جامعه شناسی شده است. هم اکنون نیز در کانون توجه مجامع علمی جهان قرار دارد.

دائره المعارف علوم اجتماعی درباره هویت اجتماعی می گوید:

هویت اجتماعی در کلی ترین مفهوم آن به خود آگاهی یک شخص در رابطه با دیگری اشاره دارد. با وجود این در روان شناسی اجتماعی، با یک مفهوم خاص تر، یعنی خود آگاهی در چارچوب عضویت یک فرد در گروه های اجتماعی مختلف، دلالت می کند. این مفهوم از واژه هویت، بیشتر مرهون [مطالعات] جی.اچ.مید است ک بر مفهوم اجتماعی «خود» تأکید کرده و استدلال می کرد که تجربه افراد از خودشان، از منظر اجتماعی است که به آن تعلق دارند. این مسأله برای تشخیص جنبه عمومی (یا اجتماعی) هویت از جنبه خصوصی تر آن (یا شخصی)، اهمیت دارد.(۲)

هویت، فرآیند پاسخ گویی آگاهانه هر فرد یا قوم یا ملت به پرسش هایی از خود است و بنابراین هویت ملی، زمانی به عنوان یک مفهم برجسته خودنمایی کرد که احساسات نهفته در جوامع ملی، بر اساس یک اراده معطوف به قصد و آگاهی، پایه ای برای یک طرح سیاسی یا اقتصادی قرار گرفت. اسباب این آگاهی و ظهور شعور ملی را تمدن جدید فراهم آورد؛ بدین ترتیب آگاهی از عنصر ذهنی هویت، یعنی «احساس ملی» که از آن به «روح جمعی» یا «وجدان جمعی» نیز یاد می کنند، به خلق هویت ها یاری می رساند:

علی الطایی در تعریف هویت می نویسد:

هویت عبارت است از مجموعه خصوصیات و مشخصات اساسی اجتماعی، فرهنگی، روانی، فلسفی، زیستی و تاریخی همسان که به رسایی و روایی بر ماهیت یا ذات گروه، به معنای یگانگی یا همانندی اعضای آن با یکدیگر، دلالت کند و آنان را در یک ظرف زمانی و مکانی معین به طور مشخص و قابل قبول و آگاهانه از سایر گروه ها و افراد متعلق به آنها متمایز سازد.(۳)

بنابراین هویت به عنوان پدیده ای سیّال و چند وجهی، حاصل فرآیند مستمر تاریخی است که تحت تأثیر شرایط محیطی، همواره در حال تغییر است؛ به تعبیر دیگر، هویت همواره و به طور تغییر ناپذیری بین الاذهانی است و با مفاهیم اجتماعی و سمبل های فرهنگی آمیخته شده، با آنها تفسیر می شود؛ به عبارت دیگر، هویت یک گروه یا ملت، نه یک جوهر ثابت و قطعی است و نه از یک ساختار قطعی برخوردار است، هویت به مثابه چیزی که همیشه ساخته می شود و می تواند به صورت انتقادی باز سازی شود، مورد توجه است.(۴)

تجدد و دگردیسی در هویت ایرانی

مهم ترین رویداد تاریخ کهن ایرانیان و نقطه عطف درتحولات سیاسی و اجتماعی آن، ورود مسلمانان عرب به ایران است. این رخداد، اولین تصادم میان فرهنگ ایرانی آریایی با فرهنگ سامی بود که محملی از آیین جدید به همراه داشت؛ بدین ترتیب، هویت ایرانی در قرون اولیه اسلامی از دو آیین مایه گرفت: آیینی از گذشته باستانی اش که آمیزه ای از ادبیات وفرهنگ و روح ایرانی بود ودین جدید که دگرگونی ژرفی در فکر و فرهنگ و هویت ایرانی به وجود آورد. این آمیزه جدید، نسل تازه ای ساخت که «ایرانیت» را در عمق روح خود نگاه داشت و دین جدید را در درونی ترین لایه های خود پذیرا شد.

تا پیش از مواجهه ایرانیان با تمدن غرب، هویت ملی ترکیبی نیرومند از عناصر ایرانی و آموزه های شیعی بود و ایرانی خود را با دین اسلام چنان عجین ساخته بود که هیچ گاه تصور تغایر میان آن دو را به ذهن خود راه نمی داد؛ امّا با ظهور و گسترش تمدن جدید و روبه رو شدن ایرانیان با قدرت افسونگر دنیای صنعتی و شیفتگی آنان به دستاوردهای این تمدن، دوران حیرانی و پریشانی انسان ایرانی آغاز شد. ارزش های اروپایی به طور غافلگیرانه جامعه ایرانی را دستخوش تحول ساخت و چالش های تازه ای را پیش روی او قرار داد. این چالش ها بستری برای دگردیسی درباورها و فرهنگ ایرانی و سرانجام ترکیب اجتماعی هویت ملی شد.

گفتمان هویت ملی در میان روشنفکران ایرانی متأثر از بنیاد معرفت شناختی در غرب بوده است.

عوامل متعددی در طول سده نوزدهم در ظهور فکر هویت ملی و رواج آن در میان نخبگان و روشنفکران ایران مؤثر بود. در این سده، رشد وسایل ارتباطی (مطبوعات، جاده، تلگراف و جز آن) موجب بالندگی حس وجود هویتی ایرانی شد. مطالعات ایرانی اروپاییان به تقویت این حس هویت در میان روشنفکران کشور کمک کرد. آثار پژوهشگران ایران شناس اهمیت دوران پیش از اسلام را در تاریخ ایران نشان داد و از این طریق توانست ایرانیت را از اسلامیت جدا سازد و نگاه تاریخی به گذشته را غیر دینی کرد. نوعی ایدئولوژی ملی مبتنی بر اصالت تمدن آریایی سر بر آورد. به خصوص محصلان ایرانی که به اروپا می رفتند، تحت تأثیر اندیشه های محیط، در انتشار تصورات تازه از هویت ملی ایرانی سهم به سزایی داشتند.(۵)

خودنمایی فرهنگ و تمدن غرب در عصر حاضر، تمامی جهانیان را از خود متأثر ساخت. این مسأله در ایران به آفرینش بحران های تازه ای در عرصه های مختلف جامعه منجر شد. در این میان، بحران هویت محصول نظام فلسفی و ارزشی و همچنین نظام مبادله و ساختارهای اجتماعی ای است که تمدن جدید غرب توصیه می کرد.

یکی از ویژگی های دوران جدید، نگاه آگاهانه به دو وضعیت قدیم (سنت) و جدید (مدرن) است. وضعیت جدید که بیانگر مدنیت غرب است با بهره جستن از مفاهیمی نظیر عقلانیت، علم، سکولاریسم، آزادی مذهبی و اخلاقی، فردیت، انسان مداری و رهایی از هرگونه حاکمیت استبدادی، گفتمان تازه ای را رونق بخشید که کمترین پیامد آن به چالش کشیدن وضعیت قدیم بود. به دلیل ماهیت سنت ستیز «مدرنیسم»، از همان ابتدا چالش میان سنت های دینی و ارزش های مدرن آشکار گشت و این آغاز همان بحران هویت است که ایرانی عصر جدید را دچار نوعی سرگشتگی ساخت. از یک سو به مذهب که جزء دیرینه هویت او بود، باور داشت و از سوی دیگر نمی توانست تحوّلات و دگرگونی های ژرف عصر خویش را نادیده بینگارد.

در این میان نهضت مشروطیت که محصول مواجهه با تأسیسات تمدن جدید به شمار می آید، بنیان های معرفت شناختی ایرانیان را متحول ساخت و به حضور طبقه جدید تحصیلکردگان یاری رساند. مشروطیت محل تلاقی و برخورد مؤلفه های دینی هویت ایرانی با بسیاری مفاهیم و پدیده های نوگرایانه گردید؛ اما نخبگان ایرانی در توافق یا عدم توافق میان آنها تأمل چندانی نکردند و همین امر به بروز چالش در هویت ایرانی انجامید.

امتناع روشنفکران از درک تجربه ذهنی غربیان که محصول فرآیند چند سده تحول در اروپاست و همچنین غفلت اغلب آنان از باز تعریفی ازهویت ملی ایرانیان در عصر جدید، سبب شد که از فهم بنیاد اندیشه غرب در مانند و در تلاش برای ایجاد پیوند وثیق میان تمدن جدید و سنت های حاکم بر جامعه ایرانی ناکام شوند. بنابراین آنچه بیشتر خود را نمایان ساخت، صورت تمدن غربی و اقتباس تقلید گونه آن بود؛ به طوری که میرزاملکم خان خطاب به دولتمردان می گوید:

ایران را به عقل نمی توان نظم داد. عقل شما هم در صورتی که بیشتر از عقل افلاطون باشد، باز بدون حکم فرنگی ممکن نیست بفهمید اداره شهری چیست.(۶)

بی گمان نفوذ ارزش های تمدن جدید را در هویت ملی ایرانیان نمی توان نادیده گرفت. بسیاری از تجدد گرایان از همان ابتدا از تعارض علم و دین و چالش دین و دولت سخن راندند و همه تقصیرهای عقب ماندگی را برگردن دین گذاشتند که میراث تهاجم اعراب به ایران است:

هر شاخه از درخت اخلاق زشت ایران را که دست می زنیم، ریشه او کاشته عرب و تخم او بذر مزروع آن تازیان است. جمیع رذایل و عادت ایرانیان یا امانت و ودیعه ملت عرب است یا ثمر واثر تاخت وتازهایی که در ایران واقع شده است.(۷)

ناکامی تجدد گرایان در ساختن هویتی پایدار و باثبات برای ایرانی دین باور، به سبب هویت راسخ دینی ایرانیان و حضور قدرتمند حاملان دین، یعنی علما و مجتهدان بوده است، حال آن که آنان یا از روی غفلت و یا به دلیل بی اطلاعی درباره ماهیت دین به آثار اجتماعی آن توجهی نداشتند. حمید عنایت معتقد است از نظر ترتیب و توالی تاریخی، این مشروطیت بود که شیعه را برای نخستین بار در تاریخش با نیازهای دموکراتیک عصر جدید رودررو قرار داد. در عین حال شیعیان باید خود را برای این دعوت جدید تجهیز می کردند تا بتوانند در برابر ایدئولوژی عرفی (غیر دینی) مقاومت کنند و از سوی دیگر باید علیه ایدئولوژی مورد حمایت دولت که آنان را به تبعیت از دولت فرا می خواند، برمی خاستند.(۸)

چالش های برآمده از نهضت مشروطیت، دست مایه دگردیسی های آگاهانه و عامدانه دولتمردان پهلوی گردید؛ بدین ترتیب با آغاز عصر پهلوی، چرخ نوسازی فراگیر در ایران به حرکت درآمد و چشم اندازی از بحران های آینده جامعه ایرانی را به تصویر کشید.

عصر پهلوی و چالش های هویت ملی

با استقرار و تثبیت سلطنت پهلوی در ابتدای سده اخیر، شاه به یاری تجددگرایان که به قول جان فوران سومین رکن سلطنت بودند (۹)توانست فرآیند نوسازی را در کشور به اجرا درآورد. این موضوع به معنای انکار نقش رضاشاه در تأسیس ارتش مدرن به انگیزه تقویت مبانی اقتدارگرای رژیم خود وشتاب بخشیدن به فرآیند مدرن سازی نیست، زیرا ایده مدرن سازی ارتش به عنوان یک ضرورت تاریخی، زمینه اصلاحات و نوسازی را در سایر بخش های جامعه فراهم ساخت. در این رهگذر، نوسازی فرهنگی و دگرگونی اجتماعی از جایگاه ویژه ای برخوردار بودند. تأثیرات فکری نهضت مشروطیت و حضور طبقه تحصیلکرده جدید که معتقد بودند جامعه سیاسی را باید از طریق دموکراسی و بر پایه دگرگون سازی فرهنگ سنتی به فرهنگ مدرن، به پیش برد و از این طریق، عظمت و تمدن گذشته را بر پایه جدیدی در ایران بنیان نهاد در واقع چشم انداز سیاست های فرهنگی این دوره است. اصلاحات و نوسازی فرهنگی رضاشاه بر محور ناسیونالیسم تجددگرا کاملاً چهره ای غیر مذهبی داشت.

درک دولت نوگرا از تمدن جدید، سلوک و رفتار تجدد مآبانه و تغییر در ظواهر بود، نه شکوفایی اندیشه و فرهنگ. مخبر السلطنه هدایت که بیش از شش سال رئیس الوزرای رضاشاه بود، در خاطرات خود می نویسد:

در این اوقات (در سال های بعد از تصویب تغییر لباس در دی ماه ۱۳۰۷) روزی به شاه عرض کردم: تمدنی که آوازه اش عالمگیر است، دو تمدن است: یکی تظاهرات در بلوارها؛ یکی، تمدن ناشی از لابراتوارها. تمدنی که مفید است و قابل تقلید، تمدن ناشی از لابراتوارها و کتابخانه هاست. آثاری که بیشتر ظاهر شد، تمدن بلوارها بود که به کار لاله زار می خورد و مردم بی بند وبار خواستار بودند.(۱۰)

تجددگرایی و تضعیف ارزش های دینی در یک کارکرد تعاملی، بخشی از برنامه های نوسازی فرهنگی دولت رضاشاه محسوب می شد. ریشه دار بودن تفکر دینی و ارزش های حاکم بر جامعه ایرانی، مانعی جدّی بر سر راه فرآیند مدرن سازی در این دوره به شمار می رفت؛ از این رو دولتمردان پهلوی با تحقیر نهادهای دینی، پیکار خود را علیه مذهب آغاز کردند. حضور میسیونرهای مذهبی، تأسیس مدارس جدید، بازگشت اشراف زادگان تحصیلکرده از فرنگ، تأسیس کانون ها و انجمن های روشنفکری، رفع و کشف حجاب بانوان، تغییر نظام آموزشی و… از جمله فعالیت هایی بود که در زمان رضاشاه به طور گسترده انجام شد.

تمامی این اقدامات در پی ایجاد هویت جمعی جدید و مبانی مشروعیت دولت رضاشاه بود که جوهر اصلی آن، تأکید بر ناسیونالیسم تجددگرا بود؛ بدین ترتیب دولت رضاشاه برای رسیدن به این اهداف، در صدد ایجاد دگرگونی عمیق در جامعه سنتی ایران برآمد. این دگرگونی که با رشد سریع نهادهای جدید و با هدف از هم پاشیدن نهادهای سنتی به وسیله دولت همراه بود، در جهت زدودن مظاهر دینی از جامعه اسلامی و ترویج ارزش های جدید با تأکید بر عناصر ایرانی هویت ملی صورت گرفت.

در یکی از بررسی هایی که وندی.لی.معبودیان از جامعه ایرانی ارائه کرده، با طرح دو ایدئولوژی تأثیرگذار بر فرهنگ سیاسی، به مقایسه میان آن دو پرداخته است. یکی از این دو ایدئولوژی که نظام سیاسی پهلوی آن را تبلیغ می کرد، شهروند ایرانی را نماینده امپراتوری های ایران باستان به شمار می آورد. این امپراتوری، در حال حاضر یک کشور صاحب ثروت نفت و در حال تجدید حیات بوده و صنعت و تکنولوژی غرب را به کار گرفته است و از نمادهای فرهنگی غرب اقتباس می کند. ایدئولوژی دوم، یعنی مذهب اسلام، که ریشه در فرهنگ ایرانیان داشته، در تعارض با برنامه غرب گرایی حاکمان پهلوی قرار گرفته بود.(۱۱)

در سال ۱۳۱۷ برای متمرکز کردن و هماهنگی میان فعالیت های سازمان های فرهنگی، سازمان پرورش افکار تأسیس شد. با نگاهی به مجموعه اسناد تاریخی مربوط به این سازمان می توان اهداف اصلی این سازمان را چنین برشمرد:(۱۲)

۱ آماده سازی اذهان عمومی، برای پذیرش نوسازی و اصلاحات سیاسی، اجتماعی و همسویی جامعه ایرانی با آن؛

۲ سعی در القای مفاهیمی مانند شاه دوستی، میهن پرستی، باستان گرایی و مبارزه با خرافات؛

۳ تلاش در ارائه تحلیل هایی که عملکرد نهادهای حکومتی را توجیه می کرد.

کاتوزیان در این زمینه می نویسد:

انتقال ناسیونالیسمِ احیاگرای اروپایی به ایران در کشف رمانتیک تمدن ایران باستان سهم به سزایی داشت. در مورد دستاوردهای این تمدن، راه مبالغه با چنان شتابی پیموده می شد که تمییز واقعیت از افسانه را ناممکن می نمود و دستاوردهای با ارزش و بزرگ اجتماعی و فرهنگی ایران بعد از اسلام به کندی ولی کمرنگ، و یا انکار شدند؛ در حالی که استبداد و امپریالیسم ساسانی همچون الگوی فضیلت درجه ای رفیع داشت.(۱۳)

با سقوط دیکتاتوری رضاشاه که نماینده «ناسیونالیسم تجددگرا» بود، در دهه نخست عصرپهلوی دوم، جامعه ایرانی شاهد شکل گیری «ناسیونالیسم ضد استعماری» بود که مهم ترین محصول آن «نهضت ملی کردن صنعت نفت» است، زیرا با روی کار آمدن پهلوی دوم، بخشی از منابع قدرت به نفع دولت و نیروهای اجتماعی توزیع شد و روابط جدیدی میان سلطنت و نهاد دولت برقرار گردید. در دولت مصدق، رابطه قدیمی سلطنت محور، کاملاً تضعیف شد و بخش مهمی از قدرت به دولت واگذار گردید. تا این که با کودتای ۲۸مرداد ۱۳۳۲ و سقوط دولت مصدق، تغییرات ژرفی در ساختار سیاسی ایران پدید آمد. از این زمان به بعد شاه تنها سیاست گذار و داور سیاسی بود و رژیمی خودکامه را پدید آورد.

شاه از ابتدای دهه چهل با حمایت غرب، فصل تازه ای در ساختار اجتماعی ایران گشود و ایران را وارد دور تازه ای از عصر نوسازی کرد و آن را «عصر تمدن بزرگ» نامید. وی در کتاب به سوی تمدن بزرگ می نویسد:

این سیر بی وقفه ایران نوین در راه پیشرفت چنان که گفته شد با قیام ۲۸ امرداد سال ۲۵۱۲ (۱۳۳۲) آغاز شد و از ششم بهمن ۲۵۲۱ (۱۳۴۱) پا به مرحله قاطع خود گذاشت. رستاخیز ۲۸ مرداد، ملت ما را که در مسیر رویدادهای تحمیلی از راه اصلی خود دور می شد، مسیر فرا روی ملت ایران گذاشت. مدت کوتاهی از این تاریخ می گذرد، کافی بوده است تا اساس کهنه شده جامعه ایرانی را که به هیچ رو با مقتضیات عصر نو سازگار نبود، به کلی دگرگون کند وهمراه با پی ریزی نظامی نوین و مترقی، تمام آثار و مظاهر منفی و مخرب گذشته را از میان بردارد و عوامل مثبت و سازنده ای را که پدید آورنده ایران نو هستند، جایگزین آنها سازد.(۱۴)

بدین ترتیب دوره دوم نوسازی آمرانه آغاز گشت و مظاهر و تجلیات تمدن غرب با شتاب فراوانی وارد جامعه ایرانی شد، بدون آن که در این اقتباس، منطق و عقلانیتی به کار گرفته شده باشد. برای اجرای عملیات و افزایش میزان موفقیت در پروژه نوسازی، ایجاد شرایط لازم و آماده سازی محیط اجتماعی و دگرگونی در ارزش های دینی حاکم بر جامعه ایرانی ضروری می نمود. همچنین حرکت به سمت مدرنیزه کردن کشور، مستلزم کاهش نفوذ مذهب و رهبران مذهبی بود.

با آغاز فرآیند نوسازی در ایران، از یک سو ارزش های سنتی پیشین به چالش کشیده شد و از سوی دیگر، ارزش های جدید نیز به طور کامل استقرار نیافت. این وضعیت نوعی دو گانگی فرهنگی و ارزشی در فرد ایرانی پدید آورد و بحران هویت زاده شد. رهبران رژیم پیشین، نهاد مذهب را به دلیل ماهیت ستیزه جویانه اش با ارزش های غیر مذهبی نوسازی، به کنار گذاشته و ایدئولوژی باستان گرایی را برای حل بحران وهمسویی اش با ساخت نظام سلطنتی مورد توجه قرار دادند.

محمدرضا پهلوی ضرورت و ماهیت رویکرد خود به نوسازی و هویت ملی را چنین بازگو می کند:

یک خصیصه بنیادی دیگر انقلاب ما، تطبیق دایم آن با ارزش ها و مواریث مدنی و فرهنگی خاص ایرانی است. شاید این امتیاز حاصل بلوغی باشد که در نهاد ایرانیان وجود دارد، و بدانان امکان می دهد که از کلیه پیشرفت های علمی و صنعتی جهان مترقی، برای برخورداری از رفاه مادی و دستاوردهای زندگی نوین استفاده کنند؛ بی آن که روح خویش را در اختیار شیطان تکنولوژی قرار دهند، و بی آن که به دام گمراهی و سرگشتگی غم انگیزی بیفتند که امروزه دامنگیر نسل جوان بسیاری از جوامع دیگر جهان شده است و از آن عادتا به صورت «شکاف نسل ها» نام می برند… امیدوارم در آینده نیز بتوانم همچنان با حفظ فضایل و ارزش های تمدن ایرانی، با اتکا به هویت ملی خود، و با پشتوانه غنای روحی و میراث فرهنگی خویش، از انحرافات و سرگشتگی های نسل جوان خود جلوگیری کنم. این امر مستلزم حفظ پیوند استوار انقلاب ما با تمدّن و فرهنگ ملی است.(۱۵)

عبارت فوق، نشانه آشکاری از وجود بحران های دوره نوسازی است و در این میان بحران هویت از عمق بیشتری برخوردار است. در چنین شرایطی وجود یک ایدئولوژی که موجد همبستگی باشد، الزامی است. تا پیش از ورود مفاهیم و پدیده های نوگرایانه، هویت ملی ایرانیان با تکیه بر عناصر ملیِ بازمانده از میراث ایران باستان و مذهب شیعه، که از ارکان استوار و قدرتمند هویت ایرانی به شمار می آید، از انسجام و ثبات بیشتری برخودار بود.

با آغاز فرآیند نوسازی در ایران، از یک سو ارزش های سنتی پیشین به چالش کشیده شد و از سوی دیگر، ارزش های جدید نیز به طور کامل استقرار نیافت. در چنین شرایطی کنش منفعلانه تقویت می شود و صورت بندی اجتماعی تغییر می کند. عده ای در دام تقلید و اقتباس از ارزش های جدید می افتند و از ارزش های سنتی روی می تابند و دچار از خود بیگانگی می شوند و گروهی دیگر در محمل ارزش های سنتی باقی می مانند و غافل از ارزش های جدید از پویش باز می ایستند و دیگران نیز متحیرانه این تحولات را تماشا می کنند. بحران هوی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *