توضیحات
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل انواع مدینه ها در فلسفه سیاسی خواجه نصیر الدین طوسی – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل انواع مدینه ها در فلسفه سیاسی خواجه نصیر الدین طوسی شامل 120 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل انواع مدینه ها در فلسفه سیاسی خواجه نصیر الدین طوسی گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل انواع مدینه ها در فلسفه سیاسی خواجه نصیر الدین طوسی با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل انواع مدینه ها در فلسفه سیاسی خواجه نصیر الدین طوسی از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل انواع مدینه ها در فلسفه سیاسی خواجه نصیر الدین طوسی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل انواع مدینه ها در فلسفه سیاسی خواجه نصیر الدین طوسی را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل انواع مدینه ها در فلسفه سیاسی خواجه نصیر الدین طوسی :
خواجه نصیر الدین طوسی (۵۹۷ – ۶۷۲) از حکما و فلاسفه بنام قرن هفتم هجری است.
در فلسفه سیاسی وی، جامعه سیاسی از نظام سیاسی ای برخوردار است که دارای اجزاء و ساختاری است که همگی در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگرمی باشند. در مهندسی های به کار گرفته شده در مواد و سازه های نظامات آن جوامع و در طراحی و برنامه ریزی آنها در راستای رسیدن و رساندن افراد جامعه به فضائل اخلاقی، تفاوتی ماهوی دیده می شود. بنابراین درنظر وی، این جوامع بسته به اهدافی که مردم آن تعقیب می کنند، به انواع متعددی تقسیم می گردند.
مدینه (نظام سیاسی) فاضله:
مدینه فاضله، اجتماع افرادی است که همه آنها عزم و اهدافشان بر فراهم آوردن خیرات و استفاده از آنهاست. اینان، افعال و رفتار خودرا همانگونه انجام می دهند که عزم بر آنها داشتند; یعنی با فعل ورفتار خود، خیری را تحصیل می کنند و هر آنچه را که مقابل خیرات(شرور) باشد، ترک می کنند. از آنجا که خیرات از خیر مطلق سرچشمه می گیرد و خیر مطلق، واحد است; چنین مدینه ایی، واحد است و تعدد پذیرنیست. افراد این اجتماع نیز به جهت آنکه همگی عزمشان بر تحصیل خیرات است; در دو امر اساسی; یکی در «آرا» و دیگری در «افعال » اشتراک دارند. در آرا و عقاید به این دلیل که آنچه به مبدا و معاد و اعمال و افعال میان این دو اعتقاد دارند، همه مطابق با حق است; یعنی هم دراعتقاد به مبدا هستی که خداوند باشد و هم نسبت به معاد که باز گشت همه موجودات به سوی او می باشد و انسان نیز حرکت کمالی خود را به آنجا منتهی می کند، و نیز در افعال و اعمالی که در مسیر «انا لله وانا الیه راجعون » از نوع نظر و اعتقاد خود منشا شده، اتفاق دارند.
به عبارت دیگر، چون افکار و عقاید آنها مطابق با حق است و حق، واحد;پس همه در این اعتقادات موافق یکدیگر بوده و هیچ گونه نظرات کفرآمیزو شرک آلود نداشته و هر آنچه دارند، کمال است و در جهت رسیدن به کمالات بیشتر می باشد.
«اما اتفاق آرای ایشان، چنان بود که معتقدایشان به مبدا و معاد خلق،، و افعالی که میان مبدا و معاد افتد،مطابق حق بود و موافق یکدیگر و اما اتفاق ایشان در افعال، چنان بودکه اکتساب کمال همه بر یک وجه شناسند و افعالی که از ایشان صادرشود، مفروغ بود در قالب حکمت و مقوم به تهذیب و تسدید عقلی و مقدربه قوانین عدالت و شرایط سیاست ». وجود چنین مبانی اعتقادی ومعرفتی که مستلزم اتفاق آرا و افعال می شود، اختلاف اشخاص اجتماع درهر منصب و مقام و رتبه ای و تباین احوالی که بسته به نوع گرایشات وبینشهای متاثر از عوامل بیرونی برایشان پیش می آید، موجب نمی شود که غایت افعال آنها متعدد شود; بلکه غایت، همان رسیدن به کمال حقیقی که سعادت باشد، می گردد. راههایی که برای رسیدن به آن مقصود اخذ می کنند،همه در راستای یکدیگر و موافق باهمند و رفتارشان نه در تعارض و یاتخالف با یکدیگر; بلکه همه در موافقت با یکدیگر است.
۱-ویژگیهای مردم مدینه فاضله
مردم مدینه فاضله دارای ویژگیهایی هستندکه آنها را متمایز از مردم مدینه های غیر فاضله می کند. این ویژگیهاعبارتند از:
۱- اقتدا از رئیس مدینه که شخصی حکیم است و مدینه را با تدبر و تعقل خود به بهترین وجه اداره می کند.
۲- مردم در قالب طوایف مختلف قرار گرفته و هر یک در موضع و محل خوددر اقتدا از رئیس مدینه به سر می بردند.
البته در مدینه فاضله اشخاصی هستند که از فضیلت، زیاد فاصله گرفته اند و وجودشان به منزله ادوات و آلات است و تدبیر افاضل ممکن است آنها را به کمالی برساند و الا مانند حیوانات رام و مطیع ومنقاد و فرمانبردار محض می باشند.
۳- عدم وجود تعصب و تعاند بین مردم آن، اگر چه در ملت و مذهب مختلف باشند; چه اینکه، اینان به فاضل اول (رئیس مدینه) که مدبر مدینه فاضله است، اقتدا نموده وچنین رئیسی مردم را به سوی وحدت و اتفاق سوق می دهد. «مادام که به فاضل اول که مدبر مدینه فضلا باشد، اقتدا کنند، میان ایشان تعصب وتعاند نبود و اگر چه در ملت و مذهب مختلف نمایند.»
۴- اتفاق مردم مدینه، اگر چه اینان به حسب مراتب معرفتی به طوایف مختلف تقسیم می شوند; اما از آنجا که دلهایشان به یکدیگر نزدیک و پیوند و ارتباطدارد (به طوری که گویا شخص واحد شده اند) و به یکدیگر اعتقاد واعتماد دارند و در دلهایشان محبت متجلی شده است، اینان در حقیقت متفقند:
«اهل مدینه فاضله اگر چه مختلف باشند در اقاصی عالم به حقیقت متفق باشند، چه دلهای ایشان با یکدیگر راست بود و به محبت یکدیگر متحلی باشند و مانند یک شخص باشند در تالیف و تودد»
چه اینکه پیامبر اسلام(ص) فرمودند:«المسلمون ید واحده علی من سواهم ».
ا۲- نهادهای اساسی نظام سیاسی مدینه فاضله
خواجه طوسی برای استواری نظام سیاسی مورد نظر خود نهادهایی را به عنوان ارکان نظام سیاسی مدینه فاضله بر می شمارد. وی این نهادها راترسیم کننده سیاستهای کلی و جزیی، اجرایی و غیر اجرایی، جاری و غیرجاری نظام سیاسی می داند که هم تامین کننده جهات تدبیری نظام و هم تامین کننده جهات اجرایی آن هستند.
الف: نهاد رهبری (رئیس مدینه
فاضله) این نهاد متکفل تدبیر مدینه است و افراد آن از فضلا و حکماتشکیل می شوند. اینان در سیاستهای کلان از قوت تعقل و رای و نظر قوی برخوردارند و در آن، از دیگران ممتازند، اینان با شناخت حقایق موجودات و پدیده ها، بخصوص پدیده های سیاسی، به قانونمندی آنهاپرداخته و بر اساس آنها به تدبیر امور می پردازند:
«جماعتی که به تدبیر مدینه موسوم باشند و ایشان اهل فضایل و حکمای کامل باشند که به قوت تعقل و آرای صائبه در امور عظام از ابنای نوع ممتاز باشند ومعرفت حقایق موجودات، صناعت ایشان بود و ایشان را افاضل خوانند»
چنین ویژگی موجب آن می شود که قوانین و سیاستهای کلی و کلان نظام که جنبه نظری دارند و لازم است که مطابق با حقایق هستی و نیازهای انسان و حیات انسانی باشند، توسط اینان جعل شود.
مراتب رهبری
رهبری مدینه فاضله به دو صورت ریاست عظما و غیر عظما صورت می گیرد. ریاست عظمای آن، از قبیل ریاستی است که می تواند مجموعه امور مدینه را تدبیر کند و خود چهار حالت دارد:
۱- ریاست ملک علی الاطلاق که علامت آن، وجود چهار خصلت است که باید درفرد جمع شود:
الف حکمت که غایت همه غایات است; یعنی معرفت به حقایق اشیا; چه معارفی که کمال در آنها، علم و معرفت به آنهاست و چه آنها که کمال در آنها، عمل به آنهاست. کسب چنین معارفی غایت همه افعال و اعمال وافکار است. ب تعقل تام که رساننده به غایت است; چنین شخصی عاری ازمعارف توهمی و تخیلی است که دیگران به نوعی دچار آن هستند. او باتعقل خود که مرتبه ایی بالاتر از تدبر است; توانایی سیاست گذاریهایی را دارد که بر اساس حکمت، قابل ترسیم هستند. ج جودت اقناع وتخییل; وی توانایی آن دارد که از طریق اقناعیات مانند خطابه وتخییلات مانند شعر به اقناع و تخییل مردم بپردازد تا آنان را در راهی که لازم است استعدادهای خود را در آن بکار گیرند و به راهی که لازم است، حرکت کرده، و هدایت شوند، جهت دهد. د توانایی دفع دشمنان خارجی و تجاوزگران و ظالمان را داراست.
۲- ریاست شورایی. زمان این نوع ریاست، وقتی است که خصلتهایی که در حالت اول بر شمرده شده،در یک نفر جمع نشود; بلکه در چهار نفر جمع شده و مشارکت اینان دراین امر مثل نفس واحده است که به تدبیر مدینه می پردازند و دائم دریک توافق و هماهنگی و وحدت به سر می برند. «ایشان به مشارکت یکدیگرکنفس واحد به تدبیر مدینه قیام نمایند و آن را ریاست افاضل خوانند»
۳- ریاست سنت. زمان این نوع ریاست، نبود دو نوع ریاست فوق است; اما در عین حال رئیس حاضر، رئیسی است که با سنن روءسای گذشته که به اوصاف خاصی متحلی بودند، آشناست و چون قدرت و توانایی تمییز امور و مسائل را دارد و امور را از یکدیگر تفکیک می کند تااحکامشان جدا شوند، هر سنتی را به جای خود استعمال می کند و توانایی استنباط سنن گذشتگان را دارد و نیز قدرت اقناع مردم از طریق خطابه وقدرت جهاد برای دفع دشمنان را داراست:
«رئیسی حاضر بود که به سنن روءسای گذشته که به اوصاف مذکور متحلی بوده باشند، عارف بود و به جودت تمییز، هر سنتی به جای خود استعمال تواند کرد و بر استنباط آنچه مصرح نیابد در سنن گذشتگان از آنچه مصرح بود، قادر بود وجودت خطاب و اقناع و قدرت جهاد را مستجمع و ریاست او را ریاست سنت خوانند»
۴- ریاست اصحاب سنت. زمان این ریاست، وقتی است که اوصاف فوق در یک نفر جمع نشود; بلکه در اشخاص متعدد حاصل گردد و ایشان به طور جمعی و با مشارکت یکدیگر، به تدبیر مدینه می پردازند:
«آنکه این اوصاف در یک تن جمع نبود; اما در اشخاص متفرق حاصل بود و ایشان به مشارکت به تدبیر مدینه قیام کنند و آن را ریاست اصحاب سنت خوانند.»
ریاست غیر عظما
چنین ریاستی شامل تمامی ریاست صناعات و افعال و کلیه نهادها، ارگانها و سازمانهایی می شود که تحت ریاست عظما در می آیند. هرسازمانی و نهادی و ارگانی موظف است از سیاستها و تدابیر و طرحها وبرنامه ریزیها و سازماندهی اساسی تر نهاد و ارگان و سازمان ما فوق خود اطاعت و اقتدا کند و انتهای همه ریاسات روءسا در سیاسات خود، به رئیس اعظم بر می گردد.
ب نهاد ذوی الالسنه (فرهنگیان و مبلغان)
محقق طوسی در بیان وظیفه اینان چنین گوید:
«جماعتی که عوام و فروتران را به مراتب کمال اضافی می رسانند و عموم اهل مدینه را به آنچه معتقد طایفه اول بود، دعوت می کنند تا هر که مستعد بود، به مواعظ و نصایح ایشان از درجه خود ترقی می کند»
علومی که صناعت اینان است و نسبت به آن توانمندی خاصی دارند،عبارتند از: علم کلام، فقه، خطابه، بلاغت، شعر و کتابت هر یک از آن علوم، خود مفید فایده برای دسته ای از مردم هستند و اینان با توجه به گرایشات روحی و فکری مردم، هر کس را با علمی خاص به تحصیل کمالات دعوت می نمایند.
ج- نهاد مقدران (محاسبات اداری و حکومتی)
صناعت اینها علوم حساب و استیفاء و هندسه و طب و نجوم است:
«جماعتی که قوانین عدالت [را] در میان اهل مدینه نگاه می دارند و دراخذ و اعطاء تقدیر واجب [را] رعایت می کنند و بر تساوی و تکافی تحریص می دهند… ایشان را مقدران خوانند»
د- مجاهدان (نظامیان)
این دسته، متکفل حفظ حریم و حمایت از اصل و اساس افراد، جامعه و نظام سیاسی هستند.
«جماعتی که به حفظ حریم بیضه اهل مدینه موسوم باشند و ارباب مدن غیر فاضله را از ایشان منع می کنند و در مقابلت و محافظت شرائط شجاعت و حمیت مرعی می دارند و ایشان را مجاهدان خواند»
ر مالیان (امور مالی)
اینان، جماعتی هستند که متکفل تامین نیازهای مالی و غذایی دیگراصناف هستند، لذا سازمانها و نهادهایی را برای وضع مالیات و اخذعوارض از معاملاتی که در بین مردم صورت می گیرد، تاسیس می نمایند و ازصناعاتی که مردم دارند، به واسطه آنها به تاسیس مراکز صنعتی وتولیدی می پردازند و نیز از وجوهی که از طریق درآمد متصرفات جنگجویان با زور و شمشیر حاصل شده است و در آمد آن متعلق به عموم مسلمین است،عوارض و مالیات اخذ می کنند: «جماعتی که اقوات و ارزاق این اصناف ترتیب می سازند، چه از وجوه معاملات و صناعات و چه از وجوه جبایات خراج و غیر آن و ایشان را مالیان خوانند.»
۳- نظام و سازمان مشاغل
معیاری که موجب قوام و استحکام یک نظام می گردد، عدالتی است که باید بر تمامی تصمیمات و سیاستها و اقدامات سایه بیفکند و هر شخص حقیقی وحقوقی را در مرتبه خود جای دهد.
لازمه چنین امری، آن است که یک شخص را به صناعات مختلف مشغول نگردانند; چه اینکه، اولا، طبع افراد دارای ویژگیهای خاص خود است که به بعضی از افعال و اعمال گرایش دارد و تشخیص را به همان سمت می کشاند و به بعضی امور نیز گرایش ندارد. ثانیا، زمانی که کسی صاحب یک صناعتی می شود، در طی زمان، هم آشنا به احکام و مسائل آن صناعت شده و هم بر اثر دقت نظر در آن و ترقی همتی که در آن صناعت به مرورزمان به کار می گیرد، آنچه که از احکام و مسائل آن تحصیل نموده است،قابل بهره بر داری است; اما اگر نظرات و همتها بر صناعت مختلف تقسیم گردد; یعنی فردی به صناعات مختلف بپردازد، نظام امور صناعات مختل می شود و چون به اندازه کافی نمی تواند در آن صناعات تجارب و فنون لازم را کسب کند، چنین صناعاتی از رشد و کمال برخوردار نمی گردند. سوم آنکه، بعضی از صناعات است که به کارگیری آنها اوقات خاصی دارد اگردر آن وقت به کار گرفته نشوند، وقت آن صناعات فوت می شود. حال اگرکسی به صناعاتی متعدد مشغول شود، چه بسا دو صناعت، به کارگیری آنهادر وقت واحد افتد که در این صورت، آن فرد ناچار است که به یکی پرداخته و از دیگری باز ماند. پس اگر کسی علم به چند صناعت داشت،باید او را به صناعتی مشغول کرد که در میان آن چند صناعت، از شرافت و اهمیت بیشتری برخوردار است و از پرداختن به صناعات دیگر منع شودتا به عنوان یک اصل از اصول تقسیم کار، هر کس به کاری که در ارتباطو مناسبت بیشتر با اوست، مشغول شود و بدین وسیله تعاون حاصل شود.
پیامد چنین تعاونی، آن است که کارهای خیر حاصل از تعاون آنها زیادشده و در مدینه رواج یافته و شرور از مدینه دفع گردند: «عدالت اقتضای آن کند که هر یک در مرتبه خود باشند و از آن مرتبه تجاوزننمایند و باید که یک شخص را به صناعات مختلف مشغول نگردانند، ازجهت سه چیز: یکی آنکه، طبایع را خواص بود، و نه هر طبیعتی به هرعملی مشغول تواند بود و دوم آنکه، صاحب یک صناعت را در احکام آن صناعت به تدقیق نظر و ترقی همت حظی حاصل آید به روزگار دراز وچون آن نظر و همت متوزع و منقسم گردد بر صناعات مختلف، همه مختل ماند و از کمال، قاصر و سیم آنکه، بعضی صناعات را وقتی بود که بافوات آن وقت، فایت شود و باشد که دو صناعت را اشتراک افتد در یک وقت، پس به یکی از دیگر باز ماند و چون یک شخص دو سه صناعت داند، اورا به اشرف و اهم مشغول گردانیدن و از دیگران منع کردن اولی، [است] تا چون هر یکی به کاری که مناسبت او با آن زیادت بود، مشغول باشد و[بدین ترتیب] تعاون حاصل آید و خیرات در تزاید و شرور در تناقص »
ج- نظامات سیاسی مدن غیر فاضله
۱- نظام سیاسی مدینه جاهله
مردم چنین مدینه ای توان به کارگیری قوه عاقله را ندارند و معارف را ازطریق منبع عقل ادراک نمی کنند. آنچه محرک افعال آنهاست، قوای شهویه وغضبیه است، بدون آنکه این دو قوه در خدمت قوه عاقله باشند و آنچه منبع ادراک آنهاست، قوه واهمه و متخیله می باشد و به همین دلیل است که افکار و افعال آنها در خدمت رشد کمالات نفسانی اشان قرار نمی گیرد:
«اجزای مدینه یعنی اشخاص انسانی در استعمال قوت نطقی، خالی باشندو موجب تمدن ایشان، تتبع قوتی بود از قوای دیگر»
آنچه اینان ازنهادها و سازمانها و وزارتخانه های مختلف ایجاد می کنند تا موجب تمدن سازی اشان گردد، بر اساس توهمات و تخیلات و تحصیل اغراض و اهدافی است که بر آن اساس ایجاد گرده اند.
۲- نظام سیاسی مدینه فاسقه
ویژگی ای که موجب می شود نظام دیگری متفاوت از نظام سیاسی مدینه جاهله پیدا شود، آن است که افراد اجتماع این مدینه قدرت استعمال قوه عاقله را در امور و درک معارف خود دارند; اما افعال خود را نه فقط بر اساس ادراک قوه نطقی; بلکه هم قوه بر اساس نطقی و هم قوای ادراکی دیگر به انجام می رسانند و بر اساس صناعاتی که دارند و منشا تاسیس نهادها وموءسساتی می گردد، موجب تمدنی می شود که مبانی نظری چنین نهادها وسازمانها و ارگانهایی از حکمت دور شده است:
«آنکه از استعمال قوت نطقی خالی نباشد; اما قوای دیگر، استخدام قوت نطقی کرده باشند وموجب تمدن شده…»
غایت سیاستی که در چنین نظامی عملی است و به تدبیر امور می پردازد، رساندن افراد چنین اجتماعی به سعادت حقیقی نیست; بلکه هر آنچه شد و به هر اندازه از کمالات دسترسی حاصل شد،کفایت می کند. لذا سیاستگذاری ها در ابعاد مختلف فرهنگی اقتصادی ونظامی نیز چنین نیست که بر اساس حکمت بناگذاری شوند; بلکه سیاست وسیاستگذاری ها بر اساس روزمرگی تنظیم می شوند. ریاستی که چنین نظامی بر خود می پذیرد نیز آن است که مقبول مردمش شود و مردم هم بسته به اغراضی که دارند، رئیسی می خواهند که به بهترین وجه تامین کننده آن اغراض گردد و در این صورت، تمامی اقسامی که مدینه جاهله به خودمی گیرد، شامل چنین نظامی نیز می شود، نظیر اینکه وقتی که مردم به دنبال تامین نیازهای ضروری خود باشند، سیاستی که مقبول واقع می شود،آن است که تدبیر در تامین این چنین نیازهایی کند و ریاستی هم که مقبول چنین مردمی می شود، همان است و نهادها و سازمانها و ساختارسیاسی چنین نظامی نیز در راستای تامین چنین غرضی است.
۳- نظام سیاسی مدینه ضاله
مردم مدینه ضاله، جماعتی هستند که به جهت ضعف درقوه فکری و تعقلی، به سراغ تخیلات خود رفته و از آن، قانونی تدوین می کنند که به تخیل خود فضیلت آور است و تمدنی از خود می سازند که دارای چنین زیر بنای فکری است: «آنکه از نقصان قوت فکری، با خودقانونی در تخیل آورده باشند و آن را فضیلت نام نهاده…»
سیاستی که در چنین نظامی جاری و ساری است بر اساس سیاستهای کلان تری است که سعادات تخیلی را در پی دارد و تمامی موءسسات و نهادها و سازمانهای فرهنگی و اقتصادی و نظامی نیز در راستای تحقق فضایل تخیلی می باشد که مردم آن مدینه برای خود ترسیم نموده اند و ریاست این نظام هم مسوءولیت تحقق چنین فضایلی را دارد. قابل توجه است که هر یک نظامات سیاسی فوق به جهت اغراضی که مردم مدینه های آن نظامات تعقیب می کنند،انشعابات بسیار زیادی بلکه شعب نامتناهی دارند; چرا که باطل و شرور،افراد زیاد و نامتناهی دارد; یعنی هر آنچه غیر حق است در زمره مصادیق باطل جای می گیرد، اما به جهت بساطتشان انواع شش گانه ایی رادارند که محقق طوسی در ادامه فقط انواع شش گانه نظام سیاسی مدینه جاهله را طرح می نماید.
۱- ۱- انواع نظام سیاسی مدینه جاهله
محقق طوسی، مدینه جاهله را به حسب بساطتش، شش نوع می داند که هر یک به جهت نوع هدف و غرضی که مردم آن دنبال می کنند و به جهت نوع سیاست وریاستی که تحقق چنین اغراضی می طلبند، به شش نظام سیاسی متنوع می گرداند.
الف- نظام سیاسی مدینه ضروری
این مدینه، جماعتی را درخود دارد که غرض آنها از اجتماعشان، کمک و یاری یکدیگر در تامین ضروریات نیازهای جسم خود و قوام دادن به آن از طریق فراهم نمودن غذاهای مورد نیاز و پوشش بدن هستند: «اجتماع جماعتی بود که غرض ایشان تعاون بود بر اکتساب آنچه ضروری بود در قوام ابدان از اقوات وملبوسات »
رئیس این مدینه، کسی است که فاضلترین مردم باشد دراینکه بهتر از هر کسی بتواند با تدبیر و حیله به جمع آوری و بر آوردن ضروریات بپردازد و در چاره جویی و به کارگیری چنین حیله ای بر همه افراد مدینه فائق آید و یا کسی است که به مردم تحت ریاست خود، ازنیازهای جسمی و بدنی از قبیل غذا و پوشاک بذل و بخشش بیشتری داشته باشد; اگر چه از طریق مذموم تحصیل کند. بنابراین، تامین ضروریات برای آنها اساسی است.
ب- نظام سیاسی مدینه سودگرا و ثروت طلب
جماعت این مدینه بر آن هستند که با تعاون و همکاری یکدیگر، به ثروت و وسعت مال، از قبیل اندوخته مالی و انواع و اقسام ارزاق و سیم و زر برسند.
انفاقاتی که اینان دارند از قبیل ضروریاتی است که قوام بدن به آنهاست، نه از آنچه که به آن دل بسته اند و علاقه به آن دارند: «غرض ایشان در جمع آنچه بر قدر حاجت زاید بود، جز ثروت و یسار نبود وانفاق اموال الا در ضروریاتی که قوام ابدان بدان بود، جایزنشمرند.»
ج- نظام سیاسی مدینه لذت طلب منشا و پیدایش چنین نظام و مدینه ای، همکاری و همیاری مردمی است که به دنبال بهره بردن ازلذات دنیوی محسوس به حواس پنجگانه می باشند، مانند: رسیدن به خوردنی هایی که لذت بخش هستند و یا نوشیدنی های دل چسب و دلپذیر و نیزلذات جنسی و صور گوناگون هزل و بازیها: «اجتماع جماعتی بود که برتمتع از لذات محسوسه مانند ماءکولات و مشروبات و منکوحات و اصناف هزل و بازی تعاون کنند.»
بنابراین، آنچه که برای این جماعت ایجادانگیزه می کند که به دنبال امور فوق روند، تحصیل لذت از آنهاست و نه تقویت قوای بدن. در میان مردم این مدینه، شره و حرص لذت طلبی دائما در حال افزایش است; به طوری که افراد را از حالت طبیعی لین طبعی خارج می کند و دچار ضعف رای می شوند; یعنی نمی توانند آرا ونظریات متقن و قوی را اتخاذ کنند. از نشانه های غلبه چنین سیرتی درافراد، آن است که قوه غضبیه آنان کم رنگ می شود; به طوری که بعد ازمدتی اثری از آن باقی نمی ماند و افراد و قوای مدبره نظام در خدمت قوه غضبیه و قوه غضبیه در خدمت قوه شهویه در می آید، تا اغراض نظامات این مدن جامع عمل پوشانده شود و این خلاف اصل است; چه اینکه، اصل براین است که قوه شهویه و غضبیه در خدمت ناطقه در آیند.
د- نظام سیاسی مدنیه اعتبار طلب
نوع دیگر از نظامات سیاسی و جوامعی که ماهیت جاهله دارند، نظام و اجتماعی است که مردم در آن اجتماع کرده اند تابه کمک یکدیگر به کرامات قولی و فعلی برسند تا هم در گفت و گو وارتباط زبانی یکدیگر را اکرام کنند و هم در عمل، اعمالی نسبت به هم انجام دهند که کریمانه باشد تا شخصیت یکدیگر را نزد خود بالا برند.
اینان یا چنین کراماتی را از سوی مدن دیگر برای خود ایجاد می کنند تامورد اکرام آنان واقع شوند و یا خود یکدیگر را اکرام می کنند. اه
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.