توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اهداف دولت زمینه ساز ظهور؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل اهداف دولت زمینه ساز ظهور انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل اهداف دولت زمینه ساز ظهور:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل اهداف دولت زمینه ساز ظهور آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل اهداف دولت زمینه ساز ظهور با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل اهداف دولت زمینه ساز ظهور از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل اهداف دولت زمینه ساز ظهور، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اهداف دولت زمینه ساز ظهور :
مقدمه
هر حرکت اصلاحی وانقلابی زمانی به نتیجه می رسد که برای آن زمینه سازی های لازم شده باشد وگروهی معتقد، مخلص وفداکار آن را یاری کنند وبه پیش ببرند. انقلاب حضرت ولی عصر (علیه السلام) نیز از این اصل برکنار نیست، به ویژه که این انقلاب حرکتی جهانی است ویاورانی در سطح جهان را می طلبد که پذیرا وپشتیبان آن باشند. پرورش چنین یاورانی نیاز به زمینه سازی جهانی دارد که همه منتظران باید در این جهت توان خود را به کار گیرند. در این میان، وظایف مهم وپیچیده ای بر عهده دولت های اسلامی است که باید با برنامه ریزی هایی صحیح وپی گیری اهداف بلند در این زمینه بسیار تأثیرگذار عمل کنند. دولت زمینه ساز باید همه فعالیت های فرهنگی، اجتماعی وسیاسی خود را براساس آموزه مهدویت طراحی کند وبا تلاش های مضاعف خود در این جهت همه جهان را آماده وپذیرای حکومت عدل جهانی نماید. اهدافی که دولت زمینه ساز باید آنها را تعقیب کند، متعدد ومتنوع است که در این نوشتار به فراخور به شماری از مهم ترین آنها اشاره می شود.
تعریف دولت
واژه دولت (state) از ریشه لاتینی «staves» به معنای ایستادن وبه صورت دقیق تر از واژه «statvs» به معنای وضع مستقر وپا برجا آمده است. این واژه چنان که معنای لغوی آن دلالت می کند، با ساختار اقتدار وروابط قدرت در جامعه سر وکار دارد. صاحب نظران تعاریف متفاوت ومتعددی از این واژه بیان داشته اند که از جمله تعاریف آنان در زیر می آید: دولت عالی ترین مظهر رابطه قدرت وحاکمیتی است که در همه جوامع وجود دارد ومفهومی گسترده تر از نهادهای اجرایی وقانون گذاری دارد(). دولت چارچوبی از ارزش هاست که در درون آن زندگی جریان می یابد وقدرت عمومی خود را در جهت تحقق آن ارزش ها به کار می برد(). دولت به منزله قدرت سامان یافته وشکل بندی شده اجتماعی است(). نظامی غیرشخصی ومسلط قانونی است که ساختاری جمعی از اقتدار را تعیین می کند وطبیعت وشکل اداره ونظارت بر یک اجتماع معین را ایجاد می کند(). دولت بغرنج ترین، مجهزترین وکامل ترین نهاد وسازمان سیاسی، ادرای وقضایی ونظامی کشور است(). همه این تعاریف بر عناصر اقتدار، حاکمیت، نهاد اجتماعی، تشکیلات سیاسی، اجرایی، قضایی وقانون گذاری تأکید دارند. بنابراین، در تعریفی دیگر می توان گفت که دولت دستگاه سامان یافته اجتماعی است که ضمن دارا بودن عناصر قدرت وحاکمیت در پرتو قانون گذاری واجرای قوانین، تنظیم همه روابط انسانی وتعاملات اجتماعی را در سطح داخلی وبین المللی برعهده دارد. بنابراین تعریف، دولت حکومتی مقتدر است که در ضمن قانون گذاری ضامن اجرای قوانین نیز به شمار می رود وتشکیلاتی است که از تعدی وتجاوز وهر آن چه باعث بر هم زدن تعاملات سالم اجتماعی می شود، باز می دارد وقدرت بازدارنده ای است که از بروز مشکلات وتضییع حقوق افراد می کاهد ودر تعامل با کشورها ودولت های دیگر از قوانین وچارچوب مشخصی پیروی می کند.
اهداف متوسط ومیانی وهدف نهایی آفرینش
گاهی اهداف حکومت ها مشخص ومعین است وگاهی مراتب دارد، یعنی یک هدف عالی ونهایی منظور است واهداف دیگر وسیله ای هستند برای رسیدن به آن هدف نهایی. با وجود این، امروزه بیشتر حکومت ها، اهداف دنیوی ومادی مثل آزادی، امنیت، رفاه، بهداشت، آموزش، ارضای خواسته های همه مردم یا دست کم اکثر آنان وهر هدفی را که به نوعی به آسایش زندگی دنیوی آنها برگردد، دنبال می کنند وحکومتی از نظر مردم ایده آل است که بتواند امنیت داخلی وخارجی وخواسته های اکثر را برآورده سازد، اما در حکومتی که انبیا مطرح کرده اند ودولتی که رسول گرامی اسلام (ص) آن را بنیان نهاد، هدفی فراتر از این اهداف مورد توجه است وهمه این اهداف، به گونه متوسط ومیانی برای رسیدن به آن هدف غایی لحاظ می شوند. آن هدف غایی، همان هدف خلقت انسان است. خداوند متعال می فرماید: (وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الأَرْضِ کمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ من قبْلِهِمْ وَلَیمَکنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یعْبُدُونَنِی لا یشرِکونَ بی شَیئًا)()؛خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده وکارهای شایسته کرده اند وعده داده است که حتماً آنها را در این سرزمین جانشین خود قرار دهد، همان گونه که کسانی را که پیش از آنان بودند جانشین خود قرار داد وآن دینی را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند وبیمشان را به ایمنی مبدل گرداند تا مرا عبادت کنند وچیزی را با من شریک نگردانند. منظور از (لَیسْتَخْلِفَنَّهُم فی الأَرْضِ) خلیفه الهی ویا جانشین ووارث گذشتگان است، یعنی مؤمنانی که به وظایفشان عمل می کنند، در زمین تمکن می یابند، قدرت را به دست می گیرند ووارث زمین می شوند، بر گردن کشان وهمه کسانی که مانع امنیت وعدالت می شوند، تسلط پیدا می کنند وخداوند توسط آنان همه ناامنی ها را به امن تبدیل می فرماید. وقتی این اهداف یعنی رسیدن به قدرت وتسلط بر جهانیان وبرقراری امنیت ومبارزه با ظلم وفساد تحقق پیدا کرد، هدف نهایی محقق می شود؛ (یعْبُدُونَنِی لا یشرِکونَ بی شَیئًا). هم چنین در جای دیگر فرمود: (وَمَا خَلَقتُ الجنَّ والاِنسَ اِلّالِیَعبُدُونَ). پس هدف نهایی آفرینش همان پرستش خدای متعال است. بنابراین، طبق آموزه های قرآن ودین مبین اسلام، هدف نهایی از زندگی اجتماعی تحقق هدف نهایی خلقت است تا آن جا که انسان ها خودشان را فقط بنده خدا ببینند وخدا را مالک همه چیز ودارای همه فضیلت ها وارزش ها بدانند. وانگهی تشکیل حکومت وتعقیب اهداف دیگر مثل عدالت ورفاه وامنیت وسرکوبی دشمنان و… همگی مقدمه ووسیله ای برای رسیدن به آن هدف اصلی به شمار می روند().
اعتقاد به منجی، اعتقادی جهانی
هدف نهایی آفرینش، رسیدن به عبودیت وکمال ونزدیکی هرچه بیشتر انسان به منبع همه کمالات یعنی خداوند متعال است. برای نیل به این آرمان بزرگ باید مقدمات ووسایل آن فراهم گردد. حکومت جهانی امام عصر (علیه السلام) در پی فراهم آوردن مقدمات تقرب به سوی خداوند وبرداشتن موانع از این مسیر است، آن چنان که با تحقق حکومت عدل جهانی اسباب رسیدن به کمال وعبودیت وقرب الی الله فراهم می شود وراه برای رسیدن به هدف خلقت هموار می گردد. حتی از نظر جوامعی که اعتقادی به قرب الی الله وهدف نهایی آفرینش ندارند، رسیدن به عدالت، انسان دوستی، صلح وامنیت، آرامش ورفاه ورهایی از ظلم وستم وفساد وانحطاط، به منزله هدف وغایت به شمار می رود وآنان نیز نیل به جهانی با این خصوصیات را در گرو ظهور منجی بشریت می دانند ودر اوصاف کلی واصول برنامه های انقلابی او اتفاق نظر دارند؛ هرچند هرکدام او را به نامی می خوانند. لذا مسئله ایمان به ظهور نجات بخش بزرگ برای مرهم نهادن به زخم های جان کاه بشریت، اعتقادی جهانی وقدیمی است. قرآن کریم نیز به این مسئله چنین اشاره فرموده است: (وَلَقَدْ کتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّالِحُونَ)()؛ وما در زبور پس از تورات نوشته ایم که این زمین را بندگان صالح من به میراث خواهند برد. ودر جای دیگری می فرماید: (وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ)()؛ وما بر آن هستیم که بر مستضعفان روی زمین نعمت دهیم وآنان را پیشوایان سازیم ووارثان گردانیم. گفتنی است که احادیث نیز همه جا از حکومت حضرت بر کل زمین سخن گفته اند.
لزوم زمینه سازی
بدیهی است که برای ظهور چنین نجات بخشی بزرگ باید شرایط وزمینه های لازم را فراهم آورد، اما گروهی در چگونگی فراهم کردن زمینه ها ومقدمات ظهور منجی به بی راهه رفته اند وبا استناد به اخباری که جهان عصر ظهور را آکنده از ستم وفساد یاد کرده اند، چنین پنداشته اند که انتظار مصلح جهانی سکون وبی توجهی را می طلبد وباید تماشاگر جنایت ها وپلیدی ها بود تا به پر شدن جهان از شرّ وفساد کمک کنند وبدین وسیله زمینه را آماده سازند. گروهی نیز پا را فراتر نهاده اند وپنداشته اند که خود باید به تشدید جنایات وظلم ها دامن زنند تا زمینه زودتر فراهم گردد. از این رو، برخی دولت های ستم پیشه وجابر، مسئله انتظار را دست آویزی برای ظلم های روزافزون خود قرار داده اند ومدعی شده اند که با جنایت های روزافزون به فراهم کردن زمینه ومقدمات ظهور منجی کمک می کنند! در پاسخ به این شبهه وپندار باید گفت که پرشدن جهان از ظلم وفساد در آستانه ظهور که روایات از آن سخن گفته اند، چهره غالب آن دوره است که البته خود نوعی زمینه سازی به شمار می رود؛ چراکه نوع مردم از این وضع ناراضی می شوند وبه ستوه می آیند وهمین موضوع آنان را تشنه انقلاب می کند ونوعی زمینه فکری ومعنوی ایجاد می نماید، لیکن در همین روزگار وجود یاورانی پاک، مقاوم ومبارز که مصلح موعود را یاری رسانند، ضروری است ومنافاتی ندارد که در کنار این فساد جهانی، دوستان ویاوران حضرت ودولت های بیدار با زمینه سازی های مثبت، افکار جهانیان را برای انقلاب جهانی حضرت آماده سازند. بنابر چند روایت، پیش از ظهور امام مهدی (علیه السلام) مردمی قیام می کنند که مقدمات حکومت مهدوی را فراهم می سازند. رسول خدا (ص) فرمودند: یخرج اُناسٌ من المشرق فیوطّئون للمهدیّ سلطانه()؛ مردمی از مشرق قیام می کنند وزمینه حکومت مهدی (علیه السلام) را فراهم می سازند. روایاتی از این دست حاکی از حضور مردم در صحنه های گوناگون حکومت حضرت وفراهم ساختن مقدمات آن ویاری رساندن به حضرت است. تحقق حکومت امام مهدی (علیه السلام) بدون مقدمه نیست، بلکه با مقدمه وزمینه سازی انجام می پذیرد، بدین گونه که منتظران در محیط خویش به پا می خیزند وقیام می کنند وحکومتی تشکیل می دهند وهمین حکومت ها زمینه هایی می شوند برای گرد هم آمدن وبه هم پیوستن صفوف یاران مؤمن، بصیر ومتحرک که هسته اصلی مقاومت مؤمنان ووارثان زمین را تشکیل می دهند واز قیام حضرت پشتیبانی می کنند وکارهای حکومت جهانی را انجام می دهند. بنابر احادیث، امام مهدی (علیه السلام) از مردم یاری می طلبد ومی فرماید: «یا أیها الناس! إنّا نستنصر الله ومن أجابنا من الناس…»() ویا «إنّا نستنصرالله الیوم وکلّ مسلمٍ…»() امام خمینی (رحمه الله) ضمن تبیین دیدگاه هایی که انتظار را برابر با سکون، استایی وتن دادن به وضع موجود ویا دامن زدن به ظلم وجنایت معرفی می کنند، به مقابله جدی با آن می پرداخت ومی فرمود:
بعضی ها انتظار فرج را به این می دانند که در مسجد، در حسینیه ودر منزل بنشینند ودعا کنند وفرج امام زمان (علیه السلام) را از خدا بخواهند… یک دسته دیگری بودند که انتظار فرج را می گفتند این است که ما کار نداشته باشیم به این که در جهان چه می گذرد، بر ملت ها چه می گذرد، بر ملت ما چه می گذرد، به این چیزها کار نداشته باشیم، ما تکلیف های خودمان را عمل می کنیم، برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیایند ان شاء الله درست می کنند… یک دسته ای می گفتند که خوب! باید عالم پر از معصیت بشود تا حضرت بیاید، ما باید نهی از منکر نکنیم، امر به معروف هم نکنیم تا مردم هر کاری می خواهند بکنند، گناهان زیاد بشود که فرج نزدیک بشود… یک دسته ای از این بالاتر بودند ومی گفتند باید دامن زد به گناهان، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از ظلم وجور شود وحضرت (علیه السلام) تشریف بیاورند… یک دسته دیگر بودند که می گفتند هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل است وبرخلاف اسلام است(). ایشان ضمن ردّ همه این دیدگاه ها، دیدگاه خود در باب انتظار فرج را این گونه بیان می کند:
همه ما انتظار فرج داریم وباید در این انتظار خدمت کنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است وما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند ومقدمات ظهور ان شاءالله تهیه شود(). همه انتظار داریم وجود مبارک ایشان را، لکن با انتظار تنها نمی شود، بلکه با وضعی که بسیاری دارند، انتظار نیست. ما باید ملاحظه وظیفه فعلی شرعی – الهی خودمان را بکنیم وباکی از هیچ امری از امور نداشته باشیم(). بنابر آن چه گفته شد، تهیه مقدمات وزمینه های لازم برای قیام منجی موعود امری ضروری واجتناب ناپذیر است وباید در اولویت اهداف وبرنامه های هر جامعه ودولت منتظر منجی قرار گیرد، لیکن این زمینه سازی نه سکون وبی توجهی ونه دامن زدن به ظلم وجنایت است، بلکه حرکتی مثبت، سازنده وپویا در جهت نزدیک شدن به آرمان های حکومت جهانی به شمار می رود. دولت های اسلامی باید سعی کنند همه اهداف وبرنامه های خود را در راستای نزدیک شدن به اهداف حکومت مهدوی قرار دهند ودر قالب اعمال واقدامات انسان دوستانه وعقلایی بستر مناسب را برای پذیرش دولت ها وملت های دین گریز واسلام ستیز فراهم آورند. به بیان دیگر، اگر دولت های اسلامی، اهداف حکومت عدل جهانی را اجرا کنند، الگویی عملی ومثبت برای همه دولت ها وملت های دین گریز واسلام ستیز اما عدالت خواه می گردند وبه طور غیرمستقیم، زمینه معرفت به آموزه های ناب اسلامی وویژگی های نظام مهدوی را فراهم می سازند وبستر مناسبی برای پذیرش وتسلیم فراهم می آورند. اجرای اهداف حکومت مهدوی به صورت تام وکامل جز در سایه رهبری امام معصوم میسر نیست، ولی این امر نباید دولت زمینه ساز ظهور را از تلاش وحرکت در نزدیک شدن به آن اهداف وگام برداشتن در آن مسیر باز دارد.
اهداف دولت ها
اهدافی که حکومت ها به دنبال آن هستند را در دو بخش می توان برشمرد:
. اهداف عمومی که بنابر آن، هر دولتی که به شکل صحیح ومنطقی روی کار آید ودر صدد ظلم وتعدی به حقوق ومنافع دیگران نباشد، قاعدتاً باید آن اهداف را نصب العین خود قرار دهد وبرای دست یابی به آن تلاش کند؛ همان اهدافی که حکومت نبوی وعلوی ومهدوی وهر حکومت دینی واسلامی دیگر نیز در پی آنها بوده است، مثل برقراری عدالت، امنیت، رفاه و…. کشورها ودولت های بیگانه با اسلام نیز با مشاهده تحقق نسبی آن اهداف به شناخت صحیحی از دین می رسند.
. اهداف ویژه دولت زمینه ساز ظهور که تنها جهت زمینه سازی وفراهم کردن بستر مناسب برای ظهور مهدی موعود (علیه السلام) باید آنها را تعقیب کرد، مثل مبارزه با تبلیغات یأس آلود ومنفی دشمنان، تربیت نیروهای کارآمد وشایسته برای پشتیبانی از حکومت عدل جهانی و….
تمایز این دو بخش از آن روی است که اهداف بخش اول به طور غیرمستقیم زمینه ساز ظهور خواهد بود، ولی دست یابی به اهداف دسته دوم، گامی مستقیم برای فراهم آوردن شرایط وزمینه های ظهور امام (علیه السلام) است.
الف) اهداف عمومی
. عدالت
تحقق عدالت فضیلتی به شمار می رود که نظام طبیعت بر آن مبتنی است وبشر آن را معیاری برای رفتار اجتماعی به رسمیت می شناسد. لذا حکومتی می تواند سالم وارزش مند باشد که خود براساس عدالت روی کار آمده واجرای عدالت را نیز سرلوحه برنامه های خود قرار داده است. اگر حکومتی براساس سلطه گری وظلم پی ریزی شود، ناپایدار وزوال پذیر خواهد بود واگر عدالت، محور نباشد، موجب نارضایتی وخشونت می گردد.
راغب اصفهانی عدل را به معنای مساوات دانسته وآیه مبارکه (إِنَّ اللهَ یأْمُرُ بالْعَدْلِ وَالإِحسَانِ وَإِیتاء ذِی الْقُرْبَی)() را چنین تفسیر کرده که عدل در آیه مساوات در مکافات است، یعنی پاداش عمل خیر به اندازه خودش وجزای عمل شر هم مساوی خودش باشد وبرای توضیح بیشتر این واژه می گوید: «عدل تقسیم کردن به طور مساوی است»(). ابن منظور نیز عدل را تساوی میان دو چیز دانسته() وشیخ طوسی می نویسد: عدالت در لغت آن است که احوال انسان متعادل ومتساوی باشد(). علامه طباطبایی در معنای این واژه فرموده است: عدالت حق هر صاحب حقی را به او دادن ودر جای گاه مناسب خود قرار دادن است(). امام علی (علیه السلام) ابرمرد عدالت والگوی دادگری می فرماید: العدل یضع الاُمور مواضعها()؛ عدل، هرچیزی را در جای خود قرار می دهد. نزدیک ترین تعریف به تعریف امام (علیه السلام) از میان معانی بیان شده برای واژه عدل، همان معنایی است که علامه طباطبایی بیان فرموده است. آن چه اکنون در دنیا می گذرد، از جهات مختلف با عدالت در تعارض است. جهان امروز بیشتر در اختیار کسانی است که تمام تلاششان بر خودمحوری مبتنی است. اصل تنازع بقا وتوأم بودن قدرت وحقیقت از اصولی است که مبنای رفتار سیاسی، فرهنگی واقتصادی این افراد را تشکیل می دهد. تثبیت حق «وتو» برای پنج کشور قدرت مند دنیا، حمایت از اسرائیل، حمله به کشورها، دست اندازی به ثروت های جهانی، استخدام شعارهایی مثل مبارزه با تروریسم وامثال آن در جهت تأمین منافع خود از مهم ترین مصادیق ظلم های نهادینه شده در جهان امروز است. رهبران حاکم بر دنیا ویژگی های لازم برای رهبری را ندارند. بنابر صریح آیه (لا یَنَالُ عَهدِیَ الظَّالِمینَ) ستم گران شایستگی رهبری جوامع را ندارند، در حالی که عمده کارگزاران سیاسی امروز دنیا، در حال ستم گری به خود ودیگران هستند. قوانین حاکم بر دنیا نیز به دلیل این که از سرچشمه های سکولاریستی برخاسته اند، در بسیاری از جهات با قوانین الهی مغایرت دارند. این قوانین باعث شده فاصله ونابرابری میان ملت ها وکشورهای فقیر وغنی روزبه روز افزوده شود. عمل کردهای ظالمانه باعث شده محیط زیست به مخاطره افتد ولذا عرصه های رقابت به نفع قدرت مندان گردد. با وجود آن که انواع بهره مندی ها در برخی از کشورها رایج است، در برخی از مناطق گرسنگی، فقر وانواع بیماری ها رو به گسترش است. گویا آن چه ابلیس به خداوند متعال گفت، محقق شده است: (قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَیتَنِی لأُزَینَنَّ لَهُمْ فِی الأَرْضِ وَلأُغْوِینَّهُمْ أَجْمَعِینَ)()؛ گفت: پروردگارا، به سبب آن که مرا گم راه ساختی، من [هم گناهان شان را] در زمین برایشان میآرایم وهمه را گم راه خواهم ساخت. بنابراین، با نگاه کلان به مسائل جهان امروز، درخواهیم یافت که حاکمان مسلط بر جهان امروز نیز چنین ادعایی ندارند که ظلم در جهان امروز برقرار نیست. جهانی شدن، مبارزه با تروریسم، دفاع از حقوق بشر، مبارزه با گسترش سلاح های کشتار جمعی واتمی، دفاع پیش گیرانه وتأمین امنیت جهانی، شعارها وبهانه هایی است که در خدمت نهادینه کردن این ظلم ها قرار دارد(). دادگستری صفت ویژه امام مهدی (علیه السلام) است. احادیث بسیاری بر ظلم ستیزی وعدالت گستری حضرت دلالت دارند، از آن جمله این که رسول گرامی اسلام (ص) فرمودند: لو لم یبق من الدنیا إلاّ یوماً لطوّل الله تعالی ذلک الیوم حتّی یبعث الله فیه رجلاً منّی – أو من أهل بیتی – یواطئ اسمه اسمی، یملأ الأرض قسطاً وعدلاً کما ملئت ظلماً وجوراً()؛
اگر از دنیا به جز یک روز باقی نمانده باشد، خدای متعال آن روز را چندان طولانی می کند تا در آن روز مردی از اهل بیت من مبعوث شود، او هم نام من است وزمین را پس از آن که پر از ظلم وجور شده، پر از قسط وعدل می کند. اجرای عدالت فلسفه بعثت انبیا در جهان بوده، ولی این هدف مقدس تاکنون محقق نشده است. خداوند آخرین امام وحجت خود را ذخیره کرده تا در لحظه موعود قیام کند وزمین را پر از عدل وداد سازد. چنین آرمانی تاکنون تحقق پیدا نکرده واز این پس نیز محقق نخواهد شد. این آرزوی بزرگ تنها در حکومت مهدوی برآورده می شود وتنها او بر استقرار عدالت دانا وتواناست. البته این سخن به این معنا نیست که هرگونه تلاش برای برقراری عدالت در دوران غیبت بی فایده است ویا هرگز نباید در این دوران حرکتی را برای استقرار نظام عادلانه حتی در سطحی محدود انجام داد، بلکه معنای این سخن این است که تا پیش از ظهور امام مهدی (علیه السلام) هیچ حکومتی نمی تواند ادعا کند که توان برقراری نظام عادلانه کامل را دارد، چنان که امام راحل (رحمه الله) فرمود: البته این پر کردن دنیا را از عدالت، این را ما نمی توانیم بکنیم، اگر می توانستیم می کردیم. اما چون نمی توانیم بکنیم، ایشان باید بیایند… اما ما باید فراهم کنیم کار را. فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم، کار را هم چو بکنیم که مهیا بشود عالم برای آمدن حضرت(علیه السلام)(). برپایی عدالت در هر جامعه ای نیازمند ارکان وپایه های متعددی است ونبود هریک از این ارکان موجب ناپایداری عدالت در آن جامعه می شود. مهم ترین ارکان عدالت عبارتند از:
یکم. حاکم عادل: بدون شک آن گاه می توان از جامعه وحکومتی انتظار حرکت به سوی عدالت داشت که امام وحاکم آن جامعه خود در مسیر عدالت باشد ودر زندگی فردی واجتماعی عدالت را پیشه خود سازد. از این روست که در نظام حکومتی که شیعه ترسیم می کند، وجود امام عادل از مهم ترین شرایط است وبدون وجود این امام، حکومت از مشروعیت برخوردار نیست. دوم. کارگزاران عادل: یکی از موانع اساسی که در برقراری عدالت همواره فراروی مصلحان اجتماعی قرار داشته، نبود مجریان وکارگزاران عادل است. لذا برای تحقق عدالت وگام نهادن در این مسیر، لازم است متصدیان امر حکومت افراد زبده وبرگزیده ای انتخاب شوند که در عدالت وپرهیزکاری وتخصص وتعهد برجسته باشند. سوم. قوانین عادلانه: وجود قوانین عادلانه از شرایط اساسی تحقق عدالت اجتماعی است وبدون وجود آن، چنان که باید وشاید عدالت را در جامعه نمی توان حکم فرما ساخت. بی تردید، کتاب الهی وسنت رسول خدا (ص) بیان کننده عادلانه ترین قوانین هستند وجامعه در صورت معیار ومیزان قرار دادن آنها طعم عدالت را خواهد چشید، چنان که امام علی (علیه السلام) قرآن را چنین آیینه تمام نمای عدالت معرفی می فرماید: فهو معدن الإیمان وبحبوحته وینابیع العلم وبحوره وریاض العدل وغدرانه()؛ قرآن معدن ایمان وچشمه سار آن، چشمه های علم ودریاهای آن، باغ های عدل وآب گیرهای آن است. چهارم. نظام عادلانه: تحقق عدالت اجتماعی نیازمند وجود نظامی مبتنی بر عدالت است؛ نظامی که جای گاه هرکسی به درستی در آن تعیین شده باشد، همه مسئولانش وظایف خود را به درستی بشناسند وبه آن عمل کنند وسرانجام همه احساس کنند که بر کار آنها نظارت وجود دارد ودر صورت خطا ولغزش از آنها بازخواست می شود(). پنجم. ابعاد عدالت: براساس آموزه های دین اسلام، عدالت تنها به صحنه حیات اجتماعی انسان ها وروابط آنها با دیگران محدود نمی شود، بلکه حوزه وسیعی شامل ارتباط انسان با خدا، رابطه انسان با خود ورابطه انسان با دیگران را دربر می گیرد. انسان در بُعد رابطه با خدا، با همه مظاهر کفر وشرکت وبدعت وباطل مبارزه می کند وبا تمام توان در نیل به حق وحقیقت واحیای دین خدا می کوشد ودر بُعد رابطه با خود به استعدادها وظرفیت های خود توجه می کند ودر شکوفا کردن آنها ومقابله با هرگونه ذلت وبردگی وانحطاط می کوشد. عدالت در این دو بُعد، عدالت فردی است که هر انسانی خود باید برای رسیدن به آن تلاش کند، ولی آن چه مربوط به حکومت می شود ودر حیطه کار دولت قرار می گیرد، تلاش برای برقراری عدالت در بعد رابطه انسان با دیگران است که از آن به عدالت اجتماعی یاد می کنیم. عدالت اجتماعی دامنه وسیعی دارد وحوزه های مهم وگوناگون اجتماعی را دربر می گیرد واز آن جا که توجه به آن باید از جمله اهداف وبرنامه های اصلی دولت باشد، لازم است قدری بیشتر به بحث درباره آن بپردازیم.
عدالت اجتماعی حوزه های متعددی را شامل می شود که مهم ترین آنها عبارتند از:
یکم. برقراری عدالت در حوزه قانون گذاری واجرای قانون: همان گونه که خداوند احکام اولیه را بر محور عدالت تشریع فرموده، دولت اسلامی نیز باید در وضع قوانین ومقررات حکومتی عدالت را محور قرار دهد وقوانینی هم آهنگ وهم سو با دستورهای اسلامی، عقل، وجدان وانسانیت وضع نماید تا با اجرای صحیح آنها سلامت جامعه وسعادت بشر تضمین گردد. اگر در مرحله قانون گذاری تبعیض گذاشته شود وملاک های عقلی، ارزشی، انسانی واخلاقی در آن رعایت نگردد، به نحو اولی در مرحله اجرا تحقق عدالت غیر ممکن خواهد بود. امروزه صدها قانون در دنیا حکم فرماست که مقداری از آنها مطابق عقل وعدالت است، ولی بیشتر آنها با تمامی مفاهیم عقلی وانسانی واخلاقی وحتی با آموزه های ادیان آسمانی مخالف است، مثل قانون آزادی های زشت جنسی، پرده دری وانحرافات جنسی، شراب خواری ورباخواری. مخالفت صریح این قوانین با حق وعدالت وانسانیت، یکی از موانع حکومت جهانی حضرت مهدی (علیه السلام) است. پس دولت زمینه ساز باید با پالایش وپیرایش این قوانین ویا جانشینی قوانین عادلانه انسانی – اسلامی، عدالت را در این حیطه به منصه ظهور درآورد. ایجاد عدالت در مرحله اجرای قانون نیز شاخصه دیگر این حوزه است. همه انسان ها از هر طبقه وقوم وقبیله ونژاد وملیت ورنگ وپوست وزبانی در برابر قانون مساوی هستند وهیچ کس به علت ویژگی طبیعی بر دیگری برتری ندارد وقانون بر همگان به طور یک سان حاکم است. امام صادق (علیه السلام) در این باره می فرماید: الناس سوادٌ کأسنان المشط()؛ مردم برابرند مثل دندانه های شانه. دوم. برقراری عدالت در حوزه فرهنگ وآموزش: اعتلای سطح فرهنگ ودانش افراد جامعه امری است که دولت مردان در راستای تحقق عدالت اجتماعی باید بدان توجه کنند. رعایت عدالت در این حیطه ایجاب می کند که زمینه رشد فکری، فرهنگی وتوسعه خردورزی ودانش برای همه افراد جامعه به طور مساوی فراهم باشد وشرایط وامکانات معرفت وآگاهی براساس عدالت تقسیم شود. بدیهی است که افراد پس از فراهم شدن شرایط مساوی به علت تفاوت استعدادها، ظرفیت ها، تلاش ها وتدبیرها بهره های متفاوتی خواهند داشت. این تفاوت ها که به میزان استعداد وظرفیت وتلاش وتدبیر افراد بستگی دارد، هیچ گونه منافاتی با عدالت نخواهد داشت، بلکه تفاوت هایی کاملاً طبیعی ولازمه اجتماع انسانی است. لذا برای ایجاد عدالت در این مقوله، باید فرصت دست یابی به تحصیلات ومشاغل وزمینه های معرفت، رشد وپیش رفت برای همه فراهم باشد. آن گاه افراد به میزان لیاقت وتلاششان به موفقیت دست می یابند(). سوم. برقراری عدالت در حوزه سیاست: منظور از عدالت سیاسی تأمین برابری، توازن، اعطای حقوق ورعایت قانون در عرصه های مختلف اجتماعی وتوزیع عادلانه قدرت میان آحاد جامعه است. اعطای حقوق سیاسی مردم با اصلاح نظام مدیریتی وسپردن جای گاه های مهم وکلیدی کشور به انسان های شایسته وفراهم نمودن زمینه های مشارکت افراد در امور سیاسی، برخورداری از حق بیان، حق انتقاد، حق انتخاب شدن، انتخاب کردن و… محقق می شود. آیات دلالت کننده بر مشورت مثل آیه (وَأَمْرُهُمْ شُورَی بَینَهُمْ)() وآیات درباره امر به معروف ونهی از منکر از جمله آیه (کنتُمْ خَیرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تأْمُرُونَ بالْمَعْرُوفِ وَتنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکرِ)() بر حقوق سیاسی مردم دلالت می کنند. حقوق سیاسی دولت مردان بر مردم نیز اجابت واطاعت است، چنان که قرآن کریم می فرماید: (أَطِیعُواْ اللهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکمْ)()؛ خدا را اطاعت کنید وپیامبر واولیای امر خود را [نیز] اطاعت کنید. هم چنین طبق فرمایش امام علی (علیه السلام) وفاداری، خیرخواهی واطاعت، حقی است که بر عهده مردم قرار دارد. امام می فرماید: ای مردم!… اما حق من بر شما این است که به بیعت با من وفادار باشید ودر آشکار ونهان برایم خیرخواهی کنید. هرگاه شما را فرا خواندم، اجابت نمایید وفرمان دادم، اطاعت کنید(). چهارم. برقراری عدالت در حوزه قضایی – حقوقی: اجرای عدالت قضایی از مهم ترین آرمان ها وآرزوهای جامعه بشری است. عدالت قضایی به معنای داوری وقضاوت میان مردم براساس قوانین وبا توجه کامل وبدون جانب داری است که با هدف ممانعت از تضییع حقوق انسان ها انجام می گیرد. بنابراین، رعایت انصاف وبی طرفی در قضاوت، توجه به حرمت افراد وحفظ قانون واجرای صحیح آن ومحکوم کردن اقدامات خودسرانه از شاخصه های مهم عدالت قضایی است. قرآن کریم در چندین آیه این مسئله را تأکید کرده است، از جمله خطاب به داوود (علیه السلام) که از نخستین پیامبرانی است که به تشکیل حکومت پرداخته، می فرماید: (یا دَاوُدُ إِنَّا جعَلْنَاک خلِیفَهً فِی الْأَرْضِ فَاحْکم بَینَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعِ الْهَوَی)()؛ ای داوود، ما تو را در زمین خلیفه وجانشین گردانیدیم پس میان مردم به حق داوری کن واز هوس پیروی مکن. ودر جای دیگری می فرماید: (إِنَّ اللهَ یأْمُرُکمْ أَن تؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَی أَهْلِهَا وَإِذَا حَکمْتُم بَینَ النَّاسِ أَن تَحْکمُوا بِالْعَدْلِ)()؛ خدا به شما فرمان می دهد که سپرده ها را به صاحبان آنها رد کنید وچون میان مردم داوری می کنید، به عدالت داوری کنید.
مقام معظم رهبری حضرت آیه الله خامنه ای در این باره می فرمایند: قضاوت در یک کشور، معیار سلامت آن کشور است. اگر دستگاه قضایی سالم بود، می توان نتیجه گرفت که وضع عمومی جامعه وکشور از جهت برخورداری از عدالت ودوری از تبعیض وستم واجحاف وتجاوز واین عنصرهای بزرگ بشری سالم است؛ یعنی اگر فرض کنیم کسی از یک کشور هیچ خبری نداشته باشد سپس به دستگاه قضایی آن کشور برود وتفحص بکند وببیند که آن جا قضاتی عادل وقاطع، سیستم وسازمانی منسجم وکارآمد، قوانینی حساب شده وعادلانه وجود دارد ومشاهده کند که آنها خوب کار می کنند قاعدتاً باید نتیجه بگیرد که وضع کشور خوب است(). پنجم. برقراری عدالت در حوزه اقتصاد: عدالت اقتصادی که مهم ترین شاخصه عدالت اجتماعی به شمار می رود، به معنای توزیع عادلانه امکانات مادی، رفاهی، بهداشتی، عمرانی، معیشتی وخدماتی جامعه وتلاش برای از بین بردن فقر وفساد مالی است. تأمین رفاه اقتصادی وسامان بخشیدن به وضع معیشتی مردم، زمینه وبستر مناسبی برای رسیدن به اهداف انسانی، الهی وتکامل معنوی است؛ چراکه با وجود فقر ونیاز مادی فرصت وتوانی برای اندیشیدن به مفاهیم برتر وتکامل وسازندگی باقی نمی ماند. لذا دین مبین اسلام به این مسئله بسیار تأکید کرده است. خداوند متعال می فرماید: (لَقدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَینَاتِ وَأَنزَلْنَا معَهُمُ الْکتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ)()؛پ به راستی ما پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم وبا آنها کتاب وترازو را فرود آوردیم تا مردم به انصاف برخیزند. امام علی (علیه السلام) نیز درباره تقسیم مساوی بیت المال اصرار می ورزیدند. ایشان با استناد به سنت رسول خدا (ص) می فرمود: آن گونه که رسول خدا (ص) عطا کرد، من عطا کردم. او به طور مساوی تقسیم می کرد ومن نیز بیت المال را به گونه ای قرار نمی دهم که میان توان گران دست به دست شود وبه فقیران ونیازمندان چیزی نرسد(). ودر جای دیگری فرمودند: من وتبعیض؟ من وپای مال کردن عدالت؟ اگر همه اموال عمومی که در اختیار من است، مال شخصی خودم بود ومن می خواستم آن را تقسیم کنم، هرگز تبعیض روا نمی داشتم تا چه رسد که مال، مال خداست ومن امانت دار خدایم(). لکن باید توجه داشت که مقتضای عدالت اقتصادی آن نیست که حقوق ودست مزد ودرآمد اقتصادی تک تک افراد جامعه نیز همانند سهم عمومی آنها از بیت المال، مساوی ویک سان باشد، بلکه لازمه تحقق عدالت در این مرحله، متفاوت بودن بهره مندی آنان از منابع وامکانات جامعه به تناسب تلاش وتأثیرگذاری آنان است. از این رو، نظام عدل اسلامی با وجود تلاش برای توسعه شرایط تکامل به گونه مساوی وفراگیر، به دست آوردهای اقتصادی افراد که بر پایه ابتکار وپشتکار خودشان فراهم آمده ودر واقع محصول کارآیی اختصاصی آنهاست، به دیده احترام می نگرد ودرآمدها وسرمایه های مشروع آنان را محترم می شمارد(). از همه مباحث طرح شده درباره موضوع عدالت برمی آید که اهمیت والای عدالت در اسلام از طرفی ووابستگی تحقق آن به ابزارهای حکومتی از طرف دیگر، نشان می دهد که تلاش برای تحقق آن در همه ابعاد باید به منزله سیاستی کلی وراه بردی بنیادین زیربنای تنظیم طرح ها وبرنامه های دولت اسلامی قرار گیرد تا دولت ها وملت ها با الگوگیری مناسب از آن، الگوی مناسبی برای زمینه ظهور حکومت عدل جهانی را فراهم آورند.
. امنیت
آرامش واطمینان فکری، فردی واجتماعی مقوله مهمی است که در واقع بخش عمده ای از زندگی انسان به آن وابسته است، به طوری که بدون برخورداری از آن اهداف دیگر بشر مانند عدالت، آزادی وپیش رفت های علمی ومعنوی به دست نمی آید. از این رو، از دیرباز برای وضع قانون وتشکیل حکومت در جامعه برای تأمین این نیاز اساسی می کوشیده اند. تأمین امنیت فردی وحفظ حریم خصوصی افراد ودفاع از حقوق وآزادی های آنان ونیز امنیت اجتماعی که از آن به «امنیت ملی» تعبیر می کنیم، از اهدافی است که همواره دولت ها بدان توجه داشته اند. مکتب اسلام نیز مقوله امنیت را به هر دو معنا ودر هر دو عرصه دارای اهمیتی ویژه می دانند، اما مفهوم امنیت از دیدگاه اسلام با امنیت پذیرفته شده در نزد مکاتب بشری تفاوت دارد. اسلام امنیتی را در نظر دارد که در پرتو آن انسان علاوه بر تأمین زندگی دنیوی اش، پله های کمال معنوی را به سلامت بتواند طی کند. امام علی (علیه السلام) به درگاه خدا عرض می کند:
خدایا تو می دانی که… می خواستیم نشانه های حق ودین تو را به جای گاه خویش بازگردانیم ودر سرزمین های تو اصلاح را ظاهر کنیم تا بندگان ستم دیده ات در امن وامان زندگی کنند…(). امام رضا (علیه السلام) نیز فرموده است: از جمله اهداف رهبری در اسلام، بستن شکاف ها ومراقبت از اطراف واکناف کشور اسلامی به منظور جلوگیری از تجاوز بیگانگان واقامه حدود ودفاع از دین خداست(). گذشته از این گفتار روشن گرانه، سیره پیامبر (ص) وامام علی (علیه السلام) در دوران حاکمیت نشان می دهد که تأمین امنیت مردم از دغدغه های آنان بوده است وهماره ایشان از به خطر افتادن امنیت وآسایش مردم تحت حاکمیتشان نگران بوده اند. پیامبر (ص) هرگاه برای جنگی از مدینه خارج می شد، فردی را به جانشینی خود در شهر می گماشت تا به امور مردم رسیدگی کند، چنان که نگاه بانانی بر شهر مأمور می کرد وفرمان دهی برای آنان برمی گزید(). امام علی (علیه السلام) حتی از به خطر افتادن امنیت اقلیت های مذهبی که تحت حاکمیت دولت اسلامی به سر می بردند، به شدت ناراحت می شد واز این که شریران خلخال زن یهودی را ربوده اند، مردن را بر مردان سزاوارتر می دانست(). نکته مهمی که توضیح آن ضروری به نظر می رسد، دامنه وسیع امنیت در بینش اسلامی است. دولت اسلامی نه تنها بسان دیگر نظام های سیاسی، باید به فکر تأمین امنیت جانی، مالی، فرهنگی وسیاسی افراد باشد، بلکه بهتر از آن باید به حفظ امنیت آبرو وحیثیت وامنیت ایمانی واعتقادی افراد همت گمارد وپاس داشت این امنیت ها را باید در اولویت اهداف امنیتی خود در حکومت اسلامی قرار دهد؛ چراکه فراهم شدن شرایط مناسب برای رشد وتعالی فکری ومعنوی جامعه در گرو تأمین امنیت آنان در همه ابعاد است. وسعت قوانین ومقررات ومحدودیت ها در ابعاد گوناگون در مکتب اسلام، دامنه وسیع امنیت در این مکتب را می نماید. ممنوعیت تصرف در اموال دیگران بدون اجازه مالک، حرمت کم فروشی، اجحاف وگران فروشی، احتکار، کلاه برداری، رشوه و… همگی برای تأمین امنیت اقتصادی افراد است. وضع قوانین قصاص ومجازات واجرای حدود برای تأمین امنیت جانی وحرمت تجسس در زندگی دیگران، غیبت وتهمت، سوء ظن وقوانین از این دست برای دفاع از حریم آبرو وحیثیت اجتماعی مردم است، چنان که حرمت قمار وموسیقی لهوی، تبلیغ شرک وکفر ومکاتب انحرافی، ترویج مکاتب وعقاید سحر برای حفظ امنیت فکری اعتقادی وایمانی افراد جامعه است. وجوب جهاد، مرزبانی، عدم رابطه ولایت ودوستی با کفار ومشرکان ونفی سلطه کافران بر مسلمانان نیز برای حفظ امنیت ملی است که اسلام بدان توجه دارد. گرچه تکالیف یاد شده بر عهده یکایک مسلمانان است، بسیاری از آنها از شئون حکومت شمرده می شود واز توان افراد به تنهایی خارج است. دولت اسلامی وظیفه دارد برای تأمین امنیت همه جانبه مسلمانان تدابیر لازم را به کار بندد. البته باید توجه داشت که برطبق تعالیم اسلامی به دست آوردن امنیت به هر قیمتی مطلوب نیست، بلکه امنیتی ارزش دارد که در سایه عزت وآزادگی به دست آید؛ امنیت ابدی وپایدار در روز قیامت. لذا امنیت گذاری دنیا که آن را تحت الشعاع قرار می دهد وخدشه دار می کند، مطلوب نیست. آورده اند هنگامی که عبدالله بن جعفر خبر خروج امام حسین (علیه السلام) را از مدینه به عراق شنید، با ارسال نامه ای به امام در مکه با اصرار فراوان از حضرت خواست در مکه بماند تا او از یزید برای امام وخاندانش امان نامه دریافت کند. حضرت در پاسخ به او فرمود: تو ما را به امان ونیکی وبخشش فراخواندی، در حالی که بهترین امان، امان خداست وکسی که در دنیا نترسد، در قیامت از خدا ایمن نیست. از خداوند ترس در دنیا را خواهانیم چراکه موجب امنیت وآسایش در روز قیامت است(). امنیت تنها در امان ماندن جان ومال نیست، بلکه ایمان وعزت واستقلال ارزشی به مراتب بیشتر از جان ومال دارد. امنیتی ارزش دارد که در پرتو ایمان واستقلال وعزت تأمین شود. پس جامعه ای که دولت مردان آن در تصمیم گیری استقلال رأی ندارند وتابع نظر دولت های مقتدر جهان یا منطقه ای باشند، امنیت ندارد ودولتی که سیاست مداران آن برای در امان ماندن وتداوم حکومتشان به بیگانگان امتیاز دهند، از امنیت مطلوب برخوردار نخواهد بود. از عوامل مهم که ضریب امنیت ملی را افزایش می دهد، مشارکت مردم در امور اجتماعی وسیاسی است. مشارکت وحضور مردم در عرصه های مختلف اداره امور کشور، باعث حمایت مردم از دولت مردان واداره کشور به صورت مطلوب می گردد ودر نتیجه، به دست یابی به استقلال وتأمین همه جانبه امنیت ملی می انجامد. سنت های الهی در طول تاریخ نیز بر این اصل استوار بوده که بقای هر ملتی به اراده وحیثیت خود آن بستگی داشته باشد وبنا نبوده که نیروهای غیبی از کیان قوم وملتی دفاع کنند ودشمنان آنان را باز دارند. (إِنَّ الله لاَ یغیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یغَیرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ)()؛ در حقیقت خدا حال قومی را تغییر نمی دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند. با وجود این، قرآن کریم به مردم گوش زد می فرماید که اگر در عرصه دفاع از دین خدا وعزت وشرف واستقلال خویش ثابت قدم باشند، خداوند با نیروهای غیبی خود آنان را حمایت می کند وپیروز می گرداند: (یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللهَ ینْصُرْکمْ وَیثَبِّتْ أَقْدَامَکمْ)()؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر خدا را یاری کنید، یاری تان می کند وگام های تان را استوار می دارد. بنابراین، هم مردم برای حضور در عرصه سیاسی واجتماعی ودفاع از دولت اسلامی باید احساس مسئولیت کنند وهم دولت زمینه های حضور ومشارکت فعال آنان را در جهت حفظ امنیت وآرامش باید فراهم سازد.
نکته مهم دیگر این که در فرهنگ اسلامی همه مسلمانان پیکری واحد به شمار می روند واز این رو، آرمان اصلی تأمین برای همه مسلمانان وهمه بلاد اسلامی است. مرزهای جغرافیایی در اسلام رسمیت ندارد، بلکه مرزهای عقیدتی است که انسان ها را از هم جدا می کند، هرچند که امروزه پای بندی به مرزهای جغرافیایی امری اجتناب ناپذیر گشته است. لذا دولت اسلامی نباید از تأمین امنیت مسلمانان در نقاط مختلف جهان غفلت کند ودر برابر ظلم فراوانی که بر مسلمانان دیگر جهان وارد می شود، نباید بی اعتنایی کند. قرآن کریم در این باره به گونه توبیخ آمیز مسلمانان را خطاب قرار می دهد ومی فرماید: (وَمَا لَکمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنسَاء وَالْوِلْدَان الَّذِینَ یقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیهِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنک وَلِیاً وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنک نَصِیرًا)()؛ وچرا شما در راه خدا ودر راه نجات مردان وزنان وکودکان مستضعف نمی جنگید؟ همانان که می گویند: پروردگارا، ما را از این شهری که مردمش ستم پیشه اند، بیرون ببر واز جانب خود برای ما سرپرستی قرار ده واز نزد خویش یاوری برای ما
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل اگر پیامبر زنده بود با کسانی که باعث سقط فرزند دخترش شدند چه می کرد؟!
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.