تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل اوضاع سیاست خارجی ایران در عمر سیاسی امیرکبیر – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل اوضاع سیاست خارجی ایران در عمر سیاسی امیرکبیر شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل اوضاع سیاست خارجی ایران در عمر سیاسی امیرکبیر گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اوضاع سیاست خارجی ایران در عمر سیاسی امیرکبیر با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اوضاع سیاست خارجی ایران در عمر سیاسی امیرکبیر از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اوضاع سیاست خارجی ایران در عمر سیاسی امیرکبیر با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل اوضاع سیاست خارجی ایران در عمر سیاسی امیرکبیر را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اوضاع سیاست خارجی ایران در عمر سیاسی امیرکبیر :

مقدمه

یکی از کارهای امیرکبیر آن بود که بعد از قرن ها، ذلت را از ایران برد و بار دیگر عزت را به جای آن قرار داد. امیر در طی سفرهای دیپلماتیک خود در جوانی و ابتدای اشتغالات حکومتی اش تجربه های سفر به کشورهای خارجی را با هوش و ذکاوتی ستودنی درک و تحلیل نمود تا این تجربه ها در آینده ای نزدیک در امر مُلک داری به کار آید. او به خاطر لیاقت های فراوانی که از خود نشان داده بود، در جایگاه یکی از دیپلمات های بزرگ ایران آن روز و علاوه بر آن، انیس همیشگی ولیعهد جوان قرار گرفت که از مشخصه های بارز او این بود که در زمینه مناسبات دیپلماتیک از کارایی و توان فوق العاده ای بهره مند بود. گرچه دوران صدارت امیرکبیر بسیار کوتاه بود اما گویی ثمره تمامی تجربه ها و لیاقت های زندگانی او در همان چندسال به کار آمد و شالوده های بنای ایران نوین را پی افکند. استقلال در زمینه روابط خارجی و سرافرازی در عرصه های داخلی، به نمود خاص فکری مصلحان پس از امیرکبیر تبدیل شد. با این همه، سرنوشت زندگانی برای خود او به پریشانی رقم خورد؛ که البته این پریشانی، بی ارتباط به سیاست داخلی و خارجی سراسر کشور و نیز به نسلهای بعدی نخبگان نبود. نوشت پیش رو، زندگی دیپلماتیک امیرکبیر و سفرهای خارجی او را مورد بررسی قرار داده و شخصیت و فعالیت های او را از منظر یک دیپلمات برجسته و توانا، با نظر به توانایی وی در فن مذاکره و مباحثه مورد واکاوی قرار می دهد. امیرکبیر را پیش از هر چیز به واسطه تلاشها و کوشش هایش در عرصه سیاست های داخلی کشور می شناسند. از محققان و قلم زنانِ شارح و ناقد حوادث گوناگون تاریخ معاصر ایران گرفته تا مردم عادی، امیر را بزرگ مردی در اصلاح امورات کشور و سامان دهنده به هرج و مرجهای دوران خویش می دانند. کتاب های فراوانی در وصف کارهای او نوشته شده و بحث ها و مجادلات زیادی در قبول یا رد اقداماتش صورت گرفته است. انتظام امور کشور و لشکر، سرکوب گردن کشان و طاغیان، تنظیم امور مالیه، بسط قسط و عدالت، ترویج اخلاق مدنیت، توجه به صناعت و تهیه جراید و ایجاد مساعدت در امر تالیف کتب از جمله اموری هستند که دوست و دشمن به او نسبت می دهند. اما شاید بزرگترین و پرارزش ترین یادگار امیر را باید در سر پُرجنگ او با دول استعماری آن روزگار جست. در نگاه به گذشته، مبارزه با تسلط اجنبی و جلوگیری از تحکم آنان در این سرزمین نام میرزا تقی خان درخشش خاصی دارد. در میان تمام شاهان و شاهزادگان، درباریان، دیوانیان و امرای لشکر در نزدیک به سه قرن گذشته، نظیر او بسیار کمیاب بوده و یا حداقل در نگاه محققان و مورخان ناشناخته مانده اند.[۱]با ظهور امیرکبیر در میان دولتمردان قاجاری و صعود او بر بلندای دربار شاه جوان یعنی ناصرالدین شاه، وزیرمختارها و سفرای متکبر که مطابق عادت نخوت بار دولت هایشان، بر ملت ایران اجحاف های بسیاری روا می داشتند، دست و پای خود را جمع کرده و دانستند که این ملک را مردانی دیگر نیز هست که هیچ تشابه با شاهان هوس باز، درباریان نالایق و تملق گوی ندارند. از آن پس، این سفرا و فرستادگان بریتانیا و روسیه نبودند که حتی صدراعظم ایران را ساعت ها منتظر ملاقات خود بگذارند بلکه وقتی امیر آمد، صفهای طولانی این فرستادگان مغرور در پشت درب اتاق ایشان تشکیل شد تا شاید او فراغتی از امور اداره مملکت حاصل نموده و آنها را به حضور بپذیرد. با این وجود، این ملاقات ها، چیزی جز صحنه عتاب و سرزنش و منع آنان از دخالت در امور داخله ایران زمین نبود. بعلاوه یکی دیگر از اقدامات امیر، به کار گرفتن خفیه نویس برای اطلاع از کارهای سفرای خارجی بود. خفیه نویسان بین پایتخت و ولایات رفت و آمد می کردند و یا در شهرها مقیم بودند و همه رخدادها را برای او می نوشتند. امیر از این جاسوسان برای اطلاع از کارها، تحریکات و تباهکاری های سفرای خارجی استفاده می کرد، زیرا این سفیران در دوره صدارت حاج میرزا آغاسی با آزادی، هر کاری انجام می دادند لذا امیر عده ای از مأموران خویش را روانه خدمت آنها کرد و همه حرکات و مکاتباتشان را زیر نظر گرفت. او با این کار موفق شد هر یک از رجال و سرجنبانان ایران که به طور محرمانه با سفیران انگلیس، روس و گاهی عثمانی، فرانسه و اتریش سر و سری داشتند شناسایی کند. در مواردی از نامه ها و گزارش هایی که این سفیران برای نخست وزیران و وزیران خارجه دول خود می فرستادند آگاه می شد. او با این کار می توانست از برنامه ها و توطئه های احتمالی آنها آگاه گردد و واکنش مناسب را در برابرشان نشان دهد. اما به راستی میرزاتقی خان امیرکبیر این طرز برخورد با فرنگیان سرمست از قدرت مصنوعات جدید و صنعت نوظهور را از کجا آموخته بود که برخلاف سایر عوامل درباری و بزرگان قاجاری، چنین پرقدرت و باصلابت به استقبال روس و بریتانیا می رفت. مگر در وجود او چه بود که سایرین از آن بهره ای نداشتند و یا امیرکبیر در غربیان و بیگانگان چه ضعفی یافت که دیگران از آن بی خبر بودند. بی تردید هوش و ذکاوت، میهن پرستی و شجاعت و همچنین تدبیر و فراست امیر در این بین بی تاثیر نبوده است. اما آن چه به نظر می رسد بسیاری از مورخان متقدم و تاریخ نگاران این دوره به آن بی توجهند، سابقه آشنایی، معاشرت، مجادله و مباحث امیرکبیر با این بیگانگان می باشد. او زمانی که هنوز امیرنظام و صدراعظم هم نبود، بارها طی سفرهای خارجی از سوی دولت ایران به مباحثه و گفت وگو با فرنگیان، به ویژه با روس و عثمانی و انگلیس مامور شد. شاید امیر چون سالها به عنوان مامور از سوی دولت ایران به مناسبتهای مختلف در کشورهای خارجی و در ارتباط با دربارهای دول مربوطه به سر برده بود، بهتر از هر کسی به ضعفها و قدرت، مکر و حیله ها و فزون خواهی ایشان آشنا بود و لذا نه مرعوب و نه تطمیع می گشت؛ و این چنین بود که دوره ای در تاریخ معاصر کشورمان ثبت شد که بیگانگان به راحتی در خود جرات دخالت و دست اندازی در شوون داخلی مملکت ایران را نیافتند.[۲] سفرهای امیرکبیر امیرکبیر در دوران صدارت خویش عملا کفالت وزارت خارجه را نیز برعهده داشت و از قضا این بخش از وظایف و اختیارات او بود که بیش ازهرچیز موجب شهرت و محبوبیت وی گردید. مهارت امیر در انتخاب سفرا جهت اعزام به سایر دول، نامه های او به این فرستادگان و مذاکرات و مکاتبات ایشان با ماموران دولتهای بیگانه، همگی نشان دهنده این است که او شناخت عمیقی از دولتهای خارجی به ویژه از همسایگان ایران و دولتهای بزرگ جهان آن روز داشته و بر ضعف و قدرت ایشان آگاه بوده است. ازهمه مهمتر این که امیرکبیر به واسطه تجربه چندین ماموریت سیاسی به نمایندگی از دربار و دولت ایران، به فنون برخورد و رویارویی با ماموران سیاسی سایر دول آگاه بود و در گفت وگو با ایشان می توانست به سهولت ضمن دفاع از میهن، بر ارج و قرب دولت و ملت متبوع خود نیز بیفزاید.

۱- ماموریت به روسیه

میرزاتقی خان امیرکبیر که در دوره آغازین استخدام در دستگاه دولتی جزو نزدیکان و منشیان قائم مقام بود، در نخستین سفر خود به خارج از ایران (به روسیه) که در آن هنگام بیست و دو سال بیشتر نداشت جزو دبیران حکومتی بود. این سفر ده ماه به طول انجامید و هرچند امیرکبیر در آن زمان مقام بالای دولتی نداشت و در مذاکرات هم از جایگاه ویژه ای برخوردار نبود اما در این مدت تجربیات ارزشمندی به دست آورد. پس از انعقاد معاهده ترکمنچای در سال ۱۲۴۳-ق میان دولتین ایران و روس، طرفین به منظور نظارت بر حسن اجرای معاهده و نیز مبادله اسناد مربوطه، سفرایی را به دربار یکدیگر روانه کردند. از طرف دولت تزاری شخصی به نام گریبایدوف که فردی شاعر و نویسنده اما تندخو و عجول بود مامور به این کار گردید. وی تبریز را به عنوان محل اقامت و نظارت خویش برگزید اما پس از مدتی، با اکراه فراوان، جهت تکمیل ماموریت خویش و در حالی که نزدیکان خود را در تبریز باقی گذاشته بود موقتا روانه تهران شد. در پایتخت از او با تشریفات کامل و احترامات ویژه پذیرایی و استقبال به عمل آمد. به تدریج مشخص گردید که این سفیر متکبر، اعتنا و احترامی نه تنها برای عموم ایرانیان قائل نیست، بلکه خواص و درباریان نیز در نظر او ارج و قربی ندارند. به هر حال، علیرغم همه این مسائل، گریبایدوف ماموریت خود را به پایان رساند و مهیا می شد که به تبریز بازگردد اما واقعه ای رخ داد که به جای تبریز، گریبایدوف را البته جسدش را راهی روسیه کرد. ماجرا از این قرار بود که یکی از خواجه سرایان دربار فتحعلی شاه به نام آغا یعقوب ارمنی که به دیوان دربار مبالغی بدهکار بود، با تمسک به یکی از فصول عهدنامه ترکمنچای به سفارت روسیه پناهنده شد. وی با این عمل درواقع قصد داشت از زیر بار دیون خود به دولت ایران شانه خالی کند. از سوی دیگر، از آنجا که او تبعه دولت ایران بود نمی توانست مصداق اصل سیزدهم عهدنامه ترکمنچای باشد، که در آن تاکید شده بود اسرای جنگی تبعه ایران و روس که در اختیار هریک از طرفین هستند، باید به کشور خود بازگردانده شوند. اما آغایعقوب، ارمنی ایرانی بود و پیش از آغاز نبردهای ایران و روس، حتی در دربار ایران اشتغال داشت و لذا اقدام گریبایدوف در پذیرش یعقوب ارمنی و دادن مصونیت به او، خشم شاه و دربار ایران را برانگیخت. جالب آن که گریبایدوف به این هم اکتفا نکرد و به تحریک همین پناهند دردسرساز، درصدد برآمد به استناد اصل مذکور، جمع دیگری از اسرای گرجی را که بیشتر آنان به خدمت اعیان و شاهزادگان ایران درآمده بودند مطالبه نماید، این در حالی بود که اسرای گرجی یا خودشان مسلمان بودند و یا در طول اقامت خویش در ایران به اسلام گرویده بودند. از جمله آنان دو زن گرجی که در خانه اللهیارخان آصف الدوله اقامت داشتند، به دستور گریبایدوف با اجبار و زور به سفارت روسیه منتقل شدند. انتقال این دو زن مسلمان و سایر اسرا به سفارت روس خشم و نفرت عموم مردم و روحانیون را برانگیخت و نهایتا کار به آنجا کشید که مردم به سفارت حمله کرده و تمام اعضای آن جز یک تن را کشتند و اسرا را نیز آزاد کردند. این واقعه شخص شاه و دربار را به شدت نگران و وحشت زده نمود. چاره ای جز این نبود که دربار ایران بی درنگ به دلجویی و جلب رضایت خاطر دربار روس اقدام نماید. می توان گفت این ماجرا درواقع، بیش از همه عباس میرزا را به زحمت انداخت؛ چرا که او در آن زمان در جبهه جنگ با روس ها قرار داشت و می دانست که سپاه او تاب تحمل حمله ارتش تزاری را نخواهد آورد. درواقع، عباس میرزا به عهدنامه ترکمنچای امید بسته بود تا شاید بتواند در پرتو آن به تدریج سپاه درهم شکسته و ضعیف ایران را سر و سامان دهد. علاوه بر این، بر اساس فصل هفتم همین معاهده، دولت تزاری متعهد شده بود از ولایت عهدی و سلطنت عباس میرزا پس از درگذشت فتحعلی شاه حمایت کند. به هر روی، عباس میرزا به جهت موارد فوق و همچنین نگرانی پدرش، به چاره جویی برآمد. او علاوه بر آن که به دلجویی پاسکویچ (سردار نامی و فاتح آذربایجان) پرداخت، هیأتی را نیز به اشاره وی روانه تفلیس نمود تا از آنجا نزد تزار روسیه رفته و مراتب عذرخواهی دولت ایران را به خاطر سرنوشت گریبایدوف به وی ابلاغ کنند. هیچ یک از شاهزادگان، درباریان، دیوانیان و امرای لشکر ایران جرأت پذیرش این ماموریت را نداشتند. سرانجام عباس میرزا یکی از پسران خود به نام خسرو میرزا را به این امر مامور گردانید. در شوال ۱۲۴۴ق، خسرو میرزا به همراه محمدخان زنگنه «امیرنظام آذربایجان» و چند تن دیگر عازم دربار تزاری شدند. در میان این عده، فردی به نام میرزاتقی خان فراهانی نیز حضور داشت که بعدها پس از طی مدارج ترقی به صدارت اعظمی ایران رسید و ملقب به عنوان امیرکبیر گردید. در آن زمان میرزامحمدتقی، یا کربلایی محمدتقی، جوانی بیست و دو ساله و در زمره دبیران بود. از آنجا که میرزاتقی خان از نزدیکان قائم مقام و پرورش یافتگان او به شمار می رفت و با توجه به سبک صدارت قائم مقام، بسیاری بر این باورند که میرزامحمدتقی ماموریت داشت تا ضمن تهیه شرح مسافرت و حضور در دربار روسیه موارد را به اطلاع قائم مقام نیز برساند. جالب آن که قائم مقام نامه ای نیز تهیه نمود و به هیات اعزامی داد که در آن با تیزهوشی و با قلم استادانه ای، گناه بروز واقعه سفارتخانه روس در تهران و قتل گریبایدوف به گردن دولت تزاری گذاشته شده بود. قائم مقام در این نامه، علت اصلی بی نظمی های پایتخت و برخی نقاط دیگر را حمله روسیه به ایران و لذا تضعیف دولت و تسری بی نظمی و اغتشاش از نقاط مرزی به پایتخت ذکر کرد. او خاطرنشان ساخت که به دلیل صدماتی که از ناحیه دولت روسیه به ایران وارد شده، مجال پرداختن به امور دیگر وجود ندارد و لذا چنین شورش و بی نظمی در کشور و دارالحکومه روی داده است.

به هرحال، هیات اعزامی با هدایا و برخی پیشکش ها عازم روسیه گردیده و در صفر سال ۱۲۴۵- ق به پترزبورگ وارد شدند. دراین هنگام روسیه سخت با قوای عثمانی درگیر جنگ بود و به همین دلیل، علی رغم ماجرای قتل گریبایدوف، استقبال گرم و شایانی از هیات ایرانی به عمل آورد؛ چنان که خسرومیرزا و همراهان او به حضور نیکلای اول (تزار روسیه) نیز رسیدند و مذاکراتی نیز بین آنان انجام شد. تزار روسیه ضمن پذیرش عذرخواهی دولت ایران، به این حد رضایت داد که صرفا مسببان واقعه قتل گریبایدوف تنبیه گردند. دربار تزاری که به شدت نگران جبهه های جنگ با عثمانی بود، تمایل نداشت که در این اوضاع اقداماتی به عمل آورد که جبهه جدیدی نیز با ایرانیان گشوده شود و لذا به منظور رضایت ایران، امپراتور روسیه حتی یک کرور از مجموع دو کرور تومان بدهی ایران بابت جنگ ایران و روس را نیز مورد بخشش قرار داد. هیات ایرانی، از جمله محمدتقی خان فراهانی، در طول اقامت دو ماهه در پترزبورگ و همچنین در مسیر رفت و بازگشت، از جمله در شهر تفلیس، از موسسات علمی و صنعتی روسها دیدن کردند. محمدتقی خان جوان بارها به کارخانه های بزرگ اسلحه سازی، توپ ریزی، باروت سازی، کاغذ سازی، فلزتراشی و… رفت و از دارالفنون و رصدخانه بزرگ مسکو نیز دیدن کرد. کتابخانه ها، دانشگاهها و مریض خانه های روسیه نیز از نگاه تیزبین او دور نماند. بی تردید این نخستین سفر میرزا محمد تقی خان فراهانی به روسیه و دیدار او از مراکز و محافل علمی و صنعتی و مشاهده نظم امور دیوانی و لشکری آن کشور تاثیر فراوانی بر افکار و اندیشه های وی باقی گذاشت. علاوه بر آن، امیرکبیر که در این هنگام، جوانی دیوانی بود، از نزدیک با فرهنگ و عادات اهالی روسیه آشنایی یافت و در ضمن انجام ماموریت و هنگام حضور در دربار نیکلای، به تدریج بر فنون اجرای ماموریتهای سیاسی و مباحثات خارجی هم آگاهی یافت. این سفر در سوم رمضان ۱۲۴۵- ق به پایان رسید. هیات اعزامی به تبریز بازگشت و غائله قتل گریبایدوف و تیرگی روابط دولتین ایران و روس به نحو مناسبی به پایان رسید؛ هرچند در این بین، نباید ضعف و ترس فتحعلی شاه و دربار ایران از روسیه و در مقابل وحشت دولت تزاری از جنگ با ایران در این زمان به دلیل درگیری با عثمانی را در پایان بخشیدن به این ماجرا بی تاثیر دانست؛ و گرنه با کمی تیزهوشی و جسارت از سوی دربار ایران، قضایا حتی می توانست به نحو دیگری پایان پذیرد و ایران مطالبات دیگری نیز از روسیه بنماید. امیرکبیر در این سفر علاوه بر آشنایی با رسوم ماموریت ها و مباحثات خارجی، با مشاهده پیشرفت های روسیه به فکر سامان بخشیدن به هرج و مرج داخلی و بی نظمی های امور ایران افتاد. جوان بیست و دو ساله ای که در ماموریتی تقریبا دلهره آور (به دلیل قتل گریبایدوف) با امپراتور روسیه ملاقات نموده و از نزدیک شاهد رفتار و اعمال او بود، دیگر نمی توانست بیست سال بعد که به صدارت اعظمی ایران می رسید، ترسی از ایشان به دل راه دهد. وی در این سفر آموخت که دولت های استعماری از جمله روسیه بیش از هرچیز به منافع خویش می اندیشند و در این مسیر حتی از مطالبه خون خواهی سفیران خود نیز در می گذرند. میرزاتقی خان مشاهده می کرد که همان گونه که نمی توان به وعده های این دولت ها دل خوش کرد، از تهدیدهای آنان نیز نباید بیش از حد هراسی به دل راه داد. امیرکبیر دریافت که در پس هر تصمیم غربی ها به خصوص روس و انگلیس نقشه ای نهفته است که می بایست صرف نظر از تصمیمات ایشان، به ماهیت نقشه ها و اهداف پنهانی آنان نیز پی برد. علاوه بر این، مشاهده پیشرفت های به عمل آمده در روسیه، به امیر آموخت که قدرتمندی دولت ها نه در القاب و عناوین طولانی شاهان و درباریان، بلکه با نظم و سازمان بخشیدن به امورات کشور و لشکر و پیشرفت صنایع مختلف است که می توان به آن دست یافت.[۳]

۲- مسافرت ایروان

دومین سفر امیرکبیر به خارج از کشور نیز در دوران جوانی او روی داد. نه سال پس از سفر نخست به روسیه، امیرکبیر به همراه «ناصرالدین میرزا» ولیعهد جهت ملاقات مجدد با تزار روس روانه ایروان شد؛ با این تفاوت که این بار یک مامور ساده دولت ایران نبود، بلکه اینک وزیر نظام آذربایجان محسوب می گردید. قدرت و نفوذ میرزا تقی خان در این زمان به حدی بود که تمام لشکر آذربایجان فرمان کسی جز او را نمی بردند. در سال ۱۲۵۳- ق محمدشاه قاجار جانشین فتحعلی شاه که جهت دفع غائله هرات در خراسان به سر می برد، متوجه شد که نیکلای اول (تزار روسیه) که ظاهرا به قصد گردش در قفقاز به سر می برد، در نزدیکی سرحدات شاهنشاهی ایران حضور دارد. تزار روسیه نیز از آنجا که با دربار محمدشاه رابطه نسبتا خوبی داشت، فرصت را مغتنم شمرد و ملاقات با او را خواستار شد. اما از آنجا که به ویژه از جانب انگلیسی ها شایع شده بود که لشکرکشی دولت ایران برای تصرف مجدد هرات و سرکوب والی طغیانگر آن ناحیه با رضایت و همدلی دولت تزاری صورت گرفته است، ضمن آن که روس و انگلیس نیز بر سر این منطقه با یکدیگر رقابت داشتند، محمدشاه چندان تمایلی به ملاقات با امپراتور روسیه نداشت و لذا تصمیم گرفت ناصرالدین میرزا ولیعهد خویش را -که در این ایام طفلی هفت ساله بود- به معیت امیرنظام زنگنه روانه ایروان نماید. امیرنظام زنگنه به همراه هدایا و تحفه های فراوان از تهران عازم تبریز گردید و به همراه ولیعهد خردسال و گروهی دیگر جهت ملاقات با تزار روسیه عازم ایروان شد. همراهان و ملازمان ولیعهد را علاوه بر امیرنظام در این سفر حاجی ملا محمود نظام العلما (معلم ولیعهد)، عیسی خان (دایی ناصرالدین شاه)، طاهرخان قزوینی، میرزا محمد حکیم باشی و میرزا علی اکبر تبریزی (به عنوان مترجم) برعهده داشتند، اما آن که بیش از همه در این بحث مورد نظر ما می باشد، میرزامحمدتقی خان فراهانی (وزیر نظام) بود که در آن زمان به جانشینی از امیرنظام زنگنه تقریبا همه کاره و شخص اول آذربایجان محسوب می گشت. محمدتقی خان در این سفر بار دیگر با تشریفات دیدارهای رسمی خارجی آشنا شد و بیش از پیش به فن مذاکره با مقامات و سران دوَل خارجی پی برد. هرچند ماموریت ایروان ارزش سیاسی چندانی نداشت، اما تجربه مفیدی برای امیرکبیر به شمار می آمد. وی در سفر نخست خود به روسیه توانسته بود با نشان دادن توانایی ها و لیاقت خود، نظر امیرنظام زنگنه را به خود جلب کند و با انجام خدمت های پسندیده در طول سفر، پس از بازگشت، در دستگاه وی مشغول به کار گردد. نه سال بعد در سال ۱۲۵۳- ق مجددا میرزامحمدتقی خان توانست با نشان دادن لیاقت، کاردانی، شجاعت و ادب خود، نظر ناصرالدین میرزا (ولیعهد) را به خود جلب کند؛ تا جایی که از این پس همواره ناصرالدین میرزا او را در کنار خود حفظ کرد و سرانجام زمانی که شاه ایران شد، وی را به مقام صدارت دولت ایران برگزید.

اشاره به بخشهایی از ملاقات هیات ایرانی با تزار روسیه که محمدتقی خان فراهانی «وزیر نظام» نیز در میان آنان بود خالی از لطف نیست: «چون به منزل خاص اعلیحضرت امپراتور اعظم رسیدند، در اتاقی بزرگ که متصل به اتاق خاص امپراتور بود فرود آمدند و بر کرسی ها و صندلی ها برنشستند. ناگاه اعلیحضرت امپراتور اعظم دری از درهای منزل خود را برگشاده، حضرت ولیعهد را [ناصرالدین میرزا]… به اندرون اتاق خاصه خود برد… و بنیاد ملاطفت و مهربانی کرد و ولیعهد را به خنده و تبسم و سخن و تکلّم تکلیف و ترغیب همی فرمود… دیگر باره درب را گشاده جناب امیرنظام زنگنه و حاجی مولا محمود معلم را به درون خواند و از آن پس میرزا محمدتقی وزیر نظام (امیرکبیر) و محمدطاهرخان وکیل را که حامل هدایا بود بخواست و نامه مودّت ختامه شاهنشاه ایران (خَلَّدَ اللهُ مُلکَهُ) با رشته های مروارید و بافته های کشمیری و اسب های ترکمانی و عربی را به حضور آوردند و میرزا محمد حکیم باشی و میرزا علی اکبر تبریزی مترجم نیز درآمدند… اعلیحضرت امپراتور و سایر امرا همچنان ایستاده بودند و به شاه میرخان دیلماج فرمود که از امیرنظام بپرس که هریک از همراهان ولیعهد را معرفی کند. پس حال عالی جناب معلم [حاجی مولا محمود معلم] را پژوهش فرمود. امیرنظام گفت که از عظمای علمای آذربایجان و معلم سرکار نواب شاهزاده ولیعهد است. پس احوال محمدطاهرخان وکیل را باز پرسید. مترجم عرض کرد که امیرنظام عرض می کند که نوکر بزرگ نایب السلطنه مغفور بوده، در آن حضرت محرمیت داشته و اکنون حامل هدایا است. جواب فرمود که محرمیت به نایب السلطنه منصبی بزرگ است. پس استفسار از حال میرزامحمدتقی فراهانی [امیرکبیر] نمود. امیرنظام عرض کرد که مستوفی نظام بوده و به واسطه خدمت اکنون به وزارت نظام رسیده و در سفر سابق در پطرزبورغ به حضور مبارک امپراتور شرفیاب شده. امپراتور فرمود که الحمدالله یک بار دیگر رفیق خود را دیدیم. بعد از آن به لغت روسی فرمود که احوالت خوب است؟ امیر نظام هم به زبان روسی عرض کرد: الحمدالله…»

در این شرح سفر، چند نکته جالب توجه در خصوص امیرکبیر به چشم می خورد: اول آن که در معرفی وی به تزار روسیه، امیرنظام به لیاقت و کاردانی میرزامحمدتقی خان اعتراف نموده و دلیل ترقی وی از مقام مستوفی به وزارت نظام را همین خدمات و لیاقت امیرکبیر ذکر می کند. نکته دوم این که امیرکبیر در پاسخ به احوالپرسی امپراتور روسیه که به زبان روسی از او احوالپرسی کرده، به روسی جواب می دهد. این امر، دلیل بر هوش و ذکاوت امیر در آموزش و یادگیری زبان. روسی با وجود تمام مسئولیت هایش می باشد. هرچند در سفر به ایروان و ملاقات با تزار روسیه در محل«اوچ کلیسا» که یک هفته بیشتر به طول نینجامید، ماموریت سیاسی خاصی به هیات ایرانی محول نشده بود، با این وجود، در این ملاقات موضوعاتی نظیر قضیه هرات، مهاجران و اتباع ایرانی در روسیه و روس های مقیم ایران مورد بحث و گفت و گو قرار گرفت و همگی این مسائل باعث شد بیش از پیش بر تجربیات و دانسته های میرزاتقی خان وزیر نظام. در خصوص نحوه برخورد و مذاکره با خارجیان افزوده شود. در ادام پیشرفت ها و ترقیات میرزاتقی خان باید گفت: پس از مرگ امیرنظام زنگنه، وی مسئولیت تام نظام آذربایجان را به دست آورد. از همه مهمتر این که امیر در هنگامی که وزارت نظام آذربایجان را به دست آورده بود، به پشتوانه سفرهای خود به تفلیس، مسکو، پترزبورگ و ایروان اقدام به مهمترین سفر خارجی خود به ارزروم نمود؛ با این تفاوت که این سفر وی بسیار طولانی تر، مهمتر و حساس تر از ماموریتهای[۴] پیشین بود.

۳- چهار سال در ارزروم

یکی از مهمترین اتفاقات دوران زمامداری محمدشاه قاجار را می توان انعقاد معاهده ارزنه الرّوم (ارزروم) دانست. ایران و عثمانی در طول تاریخ به ویژه پس از تأسیس سلسله صفویه، درگیر اختلافات و مناقشات با یکدیگر بودند. تدوام همین اختلافات به دوران قاجار نیز کشیده شد. طرفین گاه و بیگاه زدوخوردهایی به ویژه در مناطق مرزی داشتند. شدت این درگیری ها در مناطق شمال غربی (در آذربایجان) و جنوب غربی (در بین النهرین و خرمشهر) بیش از سایر مناطق بود در هنگام پادشاهی فتحعلی شاه مجددا دو کشور رو در روی هم صف آرایی کردند. جالب این که هر دو دولت ایران و عثمانی سابقه جنگ و ستیز با روسیه تزاری را نیز داشتند. اما تاریخ هرگز نشان نداد که این دو دولت مسلمان با یکدیگر متحد شده و علیه دشمنان خود، به ویژه با روسیه تزاری وارد جنگ شوند علاوه بر بی اعتمادی ایران و عثمانی به یکدیگر و فزون خواهی های عثمانی، در این قضیه می توان به نقش دوَل استعماری، به ویژه روس و انگلیس اشاره کرد.

به هر حال، مجددا اختلافات دو کشور در زمان فتحعلی شاه به اوج خود رسید و عباس میرزا از جانب او مامور گردید ضمن لشکرکشی به خاک عثمانی، از دست اندازی این دولت به سرزمین های ایران ممانعت به عمل آورد. عباس میرزا با سپاهی تقریبا آماده و مجهز به عثمانی حمله کرد. اما با وجود پیشرفت های قابل توجه سپاه او، نتیجه ای عاید ایران نگردید و دو کشور به ناچار و یا شاید هم از روی مصلحت اندیشی مصالحه کردند. متعاقب آن، پیمان اول ارزنه الروم در نوزدهم ذیعقده سال. ۱۳۲۸- ق از سوی طرفین به امضاء رسید بر اساس این معاهده دولت ایران پذیرفت همه مناطقی را که به تصرف خود درآورده، به عثمانی مسترد گرداند. مرز دو کشور نیز بر اساس معاهده سال (۱۱۵۶ق) که بین نادرشاه افشار و سلطان محمود بسته شده بود تثبیت گردید. در مقابل، دولت عثمانی متعهد گردید که زوار ایرانی عتبات عالیات را مورد آزار و

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *