توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل بازاریابی کلمه و امامان انقلاب ۱ یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل بازاریابی کلمه و امامان انقلاب ۱ شامل 113 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل بازاریابی کلمه و امامان انقلاب ۱ را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل بازاریابی کلمه و امامان انقلاب ۱ با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل بازاریابی کلمه و امامان انقلاب ۱ بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل بازاریابی کلمه و امامان انقلاب ۱ با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بازاریابی کلمه و امامان انقلاب ۱ وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل بازاریابی کلمه و امامان انقلاب ۱ با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل بازاریابی کلمه و امامان انقلاب ۱ مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بازاریابی کلمه و امامان انقلاب ۱ :
مقدمه
دانش بازاریابی در دنیای معاصر، بسیار فراتر از یک واژه کلاسیک نقش ایفا می کند. در دوره ای نه چندان دور، بازاریابی حول عرضه و فروش یک کالا و محصول می گشت. کمی بعدتر، بازاریابی خدمت یا خدمات هم معنا پیدا کرد. همین طور که جلوتر می آییم دایره فراگیری دانش بازاریابی و ضرب آن در عرصه های جدید، گستره وسیع تری را دربر گرفت: ایده، محیط زیست، کشور، سازه (عمرانی)، شخص و این اواخر واقعه (یا وقایع) و سیاست (یا امور سیاسی). این حوزه ها، همه یک محور و پایه مفهومی از بازاریابی را به عاریت گرفته و در فضای اختصاصی مربوط، خود را بازتعریف کرده اند. البته این گستره از عرضه و فروش نیز فراتر رفته و به حوزه تولید و سفارش تولید نیز جهت یافته است. روی هم رفته، تقریباً بازاریابی حیطه جامع و کاملی از اطراف ما را فرا گرفته است، به نوعی که دائماً با وجه یا وجوهی از آن رو به رو هستیم که در آن یا در حال بازاریابی هستیم یا مخاطب بازار…
از حوزه هایی که در سال های اخیر، به عنوان حوزه ای جدید در دانش بازاریابی، مورد توجه است، حوزه بازاریابی کلمه یا عبارت یا مفهوم است. حوزه ای که سابقه آن را می توان در علوم پایه شناختی مثل فلسفه، منطق و اصول ردیابی کرد و در همین حوزه بازاریابی، ذیل «بازاریابی ایده»، نشانی گرفت. اما آنچه را که این حوزه را خاص و متمایز و به عنوان یک واحد جدید، موثر می گرداند، آن است که خود کلمه یا مفهوم، از حیث ساخت، پرداخت، اشاعه و نشست آن بر اذهان و افکار مهم است. در حقیقت در «کلمه» حرف ها می بینیم و از «آن»، حرف ها می شنویم. این کلمه به ظهور در بعضی مواقع در قالب یک عبارت کوتاه چندواحدی درمی آید. البته منظور از کلمه، آنهایی هستند که جریان سازند و نقطه عطف درست می کنند. نکته ظریف آن که، براساس همین نگاه، در رسانه های جدید علی الخصوص توئیتر، این نوع بازاریابی، به عنوان محور کار قرار گرفته و با کمی دخل و تصرف، سعی شده است که به تناسب، جمله یا عبارتی به خورد مخاطب سریع این روزها، داده شود. در بازاریابی کلمه، محصولی که برای فروش به مخاطب عرضه می کنیم، خود کلمه یا عبارت است. یعنی انتخاب «کلمه»، به شدت و وسواس، مورد نظر می باشد.
به این ترتیب، بازاریابی کلمه چیزی فراتر و متمایزتر از بازاریابی محتوا است. در بازاریابی کلمه افراد به تناسب مسئولیت و نقش شان با استخدام، وضع یا جعل کلمه یا عبارت سعی می کنند، مفهومی را منتقل نموده و در جای خوب و موثری بنشانند. به این جهت، اگر ظرافت های لازم در درک اقتضائات و شرایط موجود فهم نشود و ساخت کلمه در غیر جای خودش (از همه نظر) اتفاق بیفتد، اثری که به دنبالش هستیم، را نخواهیم دید. مهم ترین اثر این کلمه در جهت دادن به ذهن، آغاز یک حرکت و ایجاد یک تغییر است. این تغییر می تواند از حوزه دانشی شروع شود و تا رفتارهای اجتماعی را در بر بگیرد.
در عالم واقع، روزانه عددی غیرقابل احصاء، کلمه ردوبدل می شود ولی آن که در حوزه بازاریابی کلمه می تواند تأثیرگذار باشد و رصد شود، درصد قابل توجهی نیست. این کلمه می تواند در قالب یک اسم باشد، مثلاً مهماندار، مدافع حرم، آزاده، ایثارگر. می تواند یک وضعیت را شرح دهد، مثل اینکه «سانتریفیوژها بچرخند اما زندگی مردم هم بچرخد» یا «سربازان من در گهواره هستند» یا «از شنبه همه جا باز می شود». می تواند یک دوره زمانی را توصیف کند مثل دهه فجر، هفته وحدت، روز دانشجو. می تواند به یک موسسه یا نهاد اطلاق شود مانند کمیته امداد امام خمینی(ره) و جهاد سازندگی. می تواند اسم یک فرد شود مثل سرباز روح الله (رضوی کشمیری). می تواند یک جریان سیاسی را مشخص کند مانند محافظه کار، اصلاح طلب، دوم خردادی، مجاهد، منافق. می تواند یک مکان باشد (خیابان، شهر یا کشور)، مانند میدان شهدا، میدان آزادی، استان گلستان، خونین شهر. می تواند عنوان یک درس باشد؛ بازاریابی سیاسی، روش تفکر و سبک زندگی. می تواند نام یک اثر هنری باشد؛ نهج البلاغه، معراج السعاده، لبخند ژکوند، آژانس شیشه ای، ایستاده در غبار، بینوایان، جوکر، ۱۹۱۷. می تواند به یک واقعه اطلاق گردد، مثل دفاع مقدس و می تواند نام یک سال باشد مانند جهش تولید.
لذا، دیده می شود که اگر یک کلمه درست بازاریابی شود، چگونه اثرگذار ظاهر می شود. می تواند دوره ای را از دوره قبل متمایز کند. می تواند حس نو و بدیعی منتقل کند. می تواند مفهومی را دگرگون کند و یا با معنای جدیدی منتقل نماید. می تواند اندیشه ای را متطور کند و می تواند علاوه بر راهنمایی، راهبری کند و حرکت و تغییر و تعالی ایجاد نماید. در حقیقت، نوعی مفهوم سازی کلمه یا عبارت اتفاق می افتد که در دل خود می تواند یک مثنوی حرف و ادعا و نظر و قول و مهم تر از همه صنع و خلق داشته باشد.
یکی از بسترهایی که این نوع بازاریابی، در آن نقش برجسته ای ایفا می کند، دوره تغییر و تحولات است. بسیاری از کلمات بازاریابی شده، در نقاط عطف یک تحول خود را نشان می دهد و نقطه ای برای شروع دوره ای نو می شود. هرچقدر تحول بزرگ تر، زمینه برای اثرگذاری این نوع از بازاریابی بیشتر می گردد. در تحولات بنیادی، دیگر چاره ای نمی ماند که بخش مهمی از انتقال به دوره جدید را از کلمات بخواهیم و بخوانیم. کلماتی که با خود بار معنایی بزرگ و در عین حال شگرفی دارند.
انقلاب های سیاسی دنیا، معمولاً از این جنس هستند. درحقیقت آفریننده هستند و زمینه را برای به کارگیری کلمات در جایگاه جدید یا خلق و وضع کلمات جدید فراهم می آورند. از آنجا که عمده مشروعیت انقلاب ها، به مردمی بودن شان برمی گردد، لذا بخش زیادی از راه موثر و مقبول بودن فرایند بازاریابی کلمه، که به رضایت و پذیرش مخاطب برمی گردد، پیموده شده است.
هر چقدر رهبران و بنیانگذاران انقلاب ها، صبغه فرهنگی داشته باشند، بیشتر فرهنگ ساز می شوند. رهبرانی که با علم و فضل در موضع هدایت مردمان قرار می گیرند، از قدرت بی مثال کلمه به خوبی آگاهند و در دوره تغییر، از این سلاح بران می توانند به خوبی بهره بگیرند. همچنین است، رهبرانی که با قدرت خطابه و نفوذ سخن، به اعجاز کلمه، روح می بخشند، با خلق و جعل کلمه، مرزها را متمایز، راه ها را آسان و حرکت ها را جهت درست و سرعت بالا می بخشند. انقلاب اسلامی ایران، تاکنون از نعمت چنین رهبرانی در سطحی بسیار عالی، برخوردار بوده است. رهبرانی که سالیان سال ظلم ستیزی و مبارزه با ظالم را هجی کرده و از میان نیمکت های دانش آموزی و مدرس های طلبگی و منبرهای خطابه و وعظ، به کرسی های اجتهاد و مرجعیت رسیده اند. رهبرانی قلم به دست که همواره مسقط الرأس اجتماعی خود را قشر توده و فرودست جامعه دانسته و برای از بین بردن فاصله ها و برکندن زنجیرها، به ساخت مفهوم و کلمه دست زدند.
در طول نزدیک به ۴۰ سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و البته سال هایی قبل از آن، مؤسسین نهضت با علم به اثرگذاری کلمه در تعادل بخشی دوباره به رابطه مردم و حکومت و خواست های متقابل این دو، تلاش کردند تا نهایت بهره را از این مقام و مقال ببرند. بدیهی آن که، سال های آغاز هر انقلابی، بهترین سال ها برای پاشیدن بذر نگاه های نو است و صدالبته اثرگذاری حداکثری آن نیز به داشت خوب این بذرها (بعد از دوره کاشت و بذرپاشی) است. لذا در این دوره، به وفور با این تکنیک برخورد داریم. نکته شایان توجه، حجم حوادث و وقایعی است که در این دوره، انقلاب با آن مواجه شد یا بر انقلاب تحمیل شد. خود این وقایع نیز زمینه مضاعفی برای روشن شدن مواضع و جهت گیری ها را از زبان بنیانگذاران نهضت، فراهم آورد. در این مجال، سعی می شود که در یک نگاه اجمالی، به کارگیری این راهبرد توسط رهبران فرهیخته نظام جمهوری اسلامی، مورد بررسی قرار گیرد:
۱. نهاد های برآمده از انقلاب اسلامی
غالباً بعد از پیروزی هر انقلابی، نیاز است تا نهادهای متناسب با اهداف آن انقلاب جهت حفظ و پاسبانی از آن و رسیدن به دستاوردهای مورد انتظار و تامین نیازهای اولیه خاصه امنیتی، تدارک دیده شود.
کمیته انقلاب اسلامی(۲۳ بهمن ۵۷)، بنیاد مستضعفان(۹ اسفند ۵۷)، کمیته امداد امام خمینی(ره)(۱۴ اسفند ۵۷)، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی(۲۱ فروردین ۵۸)، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی(۲ اردیبهشت ۵۸)، جهاد سازندگی(۲۷ خرداد ۵۸)، جهاد دانشگاهی(۲۷ مرداد ۵۸)، نهضت سواد آموزی(۷ دی ۵۸)، بنیاد شهید(۲۲ اسفند ۵۸)، و ستاد انقلاب فرهنگی(اول فروردین۵۹) اولین نهادهایی بودند که تاسیس شدند. اگر به کلمات استخدام و استفاده شده در عنوان این نهادها دقت کنید، جریان ساخت کلمه به شدت به چشم می آید. کلماتی مثل «انقلاب اسلامی»، «مستضعفان»، «امداد»، «پاسدار»، «سوادآموزی»، «سازندگی»، «شهید» و «انقلاب فرهنگی» کلماتی هدفمند، نقطه عطفی، جهت ده و گویای تحولی در نگاه ها و رویکردها هستند.
جالب اینکه در بین ۱۰ نهاد تاسیسی در سال اول انقلاب، فقط دو نهاد به امور نظامی و امنیتی می پردازند. اکثر نهادها، چشم به خدمت به کسانی دارند که صاحبان و ولی نعمتان اصلی انقلاب هستند: مستضعفان، زجر کشیدگان و محرومین. کمیته امداد، بنیاد مستضعفان، بنیاد مسکن، جهاد سازندگی، نهضت سوادآموزی و بنیاد شهید، سازمان هایی هستند که با هدف گذاری خدمت به قشر فرودست، و طبقات پایین نگه داشته شده اجتماعی و مؤثر در پیروزی انقلاب، فعالیت خود را تعریف کرده اند. این عنوان گذاری، راه نشان هایی هستند که تواتر و تمرکز نگاه متولیان امر را نسبت به نگاه سابق نشان می دهند. لذا، ساخت این عناوین (مستضعف و محروم) اولین گام در تغییر اولویت، در حکومتی بود که در شکل سابق توجهی به آنها نمی شد و دائما منکوب و مرعوب می شدند.
۲. ساحت سیاسی انقلاب اسلامی
«نهضت اسلامی» و «انقلاب اسلامی» دو عنوانی بود که به خیزش عمومی مردم دربرابر ظلم داده شد. عنوان هایی که به «اسلامیت» حرکت توده مردم ارزش گذاری می کرد. خیلی زود و کمتر از دوماه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، مردم به توصیه و پیشنهاد بنیانگذاری نهضت، نوع رژیم حاکم بر سرنوشت شان را، «جمهوری اسلامی» انتخاب کردند. در دنیا کشورهای پاکستان، افغانستان، موریتانی و گامبیا هم دارای جمهوری اسلامی هستند و در این بین پاکستان در انتخاب این نوع رژیم از همه جلوتر است(۱۳۳۶ هجری شمسی)، اما آنچه که در ایران شاهدیم، نوعی تعریف شده و مترقی از حکمرانی است که ساختارها و نهادهای حاکم در جهت حفظ این موجودیت طراحی و ساخت یافته اند. ولی فقیه، مجلس خبرگان رهبری، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام و حتی مجلس شورای اسلامی در این ساخت، نقشی کلیدی و برجسته دارند که در عین مشابهت اسمی با بعضی نهادها در ممالک دیگر، از جهت محتوا و کارکرد، متمایز عمل می کنند.
در کنار جمهوری اسلامی، واژه «مردم سالاری دینی» نیز از اصطلاحاتی بود که حضرت آیت الله خامنه ای آن را برای ساخت جمهوری اسلامی از طریق مشارکت و انتخاب عمومی و البته با سازوکار قانونی مشخص، به کار برده اند. شاید یکی از مهم ترین گزاره ها در این حوزه، جمله کلیدی «میزان، رأی ملت است» باشد که چراغ راه تثبیت و تحقق جمهوری اسلامی واقعی است.
انقلابی بودن و انقلابی گری
در سال های اخیر واژه «انقلابی» به یک مفهوم کلیدی و برجسته در ادبیات سیاسی و فرهنگی رهبر انقلاب تبدیل شده است. بارها و بارها بر انقلابی ماندن و انقلابی گری تاکید داشته اند. «همه بدانید که ما امروز به روحیه انقلابی، به ممشای انقلابی، به شعار انقلابی، به اصول انقلابی و مبانی انقلاب امام بزرگوارمان نیازمندیم. کشور احتیاج به این دارد.» یا در همان دیدار می فرمایند: «انقلابی گری یعنی مسئولین کشور، هدف شان را راضی کردن قدرت های مستکبر قرار ندهند، مسئولان کشور، هدف شان را راضی کردن مردم، به کار گرفتن نیروهای داخلی، تقویت عناصر فعال در داخل کشور قرار بدهند… معنای انقلابی گری این است که کشور و مسئولان، تسلیم هیچ زورگویی نشوند، دچار انفعال نشوند، دچار ضعف نفس نشوند، نه زور گویی و قلدری را از طرف مقابل قبول کنند، نه فریب او را بخورند.» جمله «من دیپلمات نیستم، انقلابی ام» یکی از عبارات برجسته و ماندگار امام خامنه ای در دوره مذاکرات هسته ای بوده است. به جز این کلمات، در طول ۴۰ سال گذشته، رهبران حکیم انقلاب اسلامی، اصطلاحات دیگری را به تناسب اقتضائات رشدی انقلاب ابداع و تبیین کرده اند.
اسلام ناب محمدی(ص) و اسلام آمریکایی
امام خمینی در دو سال آخر عمر شریف خود در معرفی اسلام حقیقی که هم ظاهراً (پوسته) و هم باطناً (محتوا)، مطابق با مطلوب شریعت و پیغامبری حضرت رسول اعظم(ص) بود، آن را «اسلام ناب محمدی» نامیدند و درمقابل، اسلامی که در آن متحجرین و مقدس مآبان و التقاطی ها با ظاهری از دین و باطنی از ریا و تزویر و جبن و سازشکاری زندگی می گذرانند را «اسلام آمریکایی» معرفی کردند. ایشان در پیامی به مناسبت اربعین شهادت علامه عارف حسینی، رهبر شیعیان پاکستان فرمودند: «…بزرگ ترین فرق روحانیت و علمای متعهد اسلام با روحانی نماها در همین است که علمای مبارز اسلام همیشه هدف تیرهای زهرآگین جهانخواری بوده اند و اولین تیرهای حادثه قلب آنان را نشانه رفته است. ولی روحانی نماها در کنف حمایت زرپرستان دنیاطلب، مروج باطل یا ثناگوی ظلمه و موید آنان بوده اند. تابه حال یک آخوند درباری یا یک روحانی وهابی ندیده ایم که دربرابر ظلم و شرک و کفر، خصوصاً درمقابل شوروی متجاوز و آمریکای جهانخوار ایستاده باشد… امروز استکبار شرق و غرب چون از رویارویی مستقیم با جهان اسلام عاجز مانده است، راه ترور و از میان بردن شخصیت های دینی و سیاسی را از یک طرف و نفوذ و گسترش فرهنگ اسلام آمریکایی را از طرف دیگر به آزمایش گذاشته اند. ایکاش همه تجاوزات جهانخواران همانند تجاوز شوروی به کشور مسلمان و قهرمان پرور افغانستان علنی و رودررو بود تا مسلمانان ابهت و اقتدار دروغین غاصبان را درهم می شکستند؛ ولی راه مبارزه با اسلام آمریکایی از پیچیدگی خاص خود برخوردار است که تمامی زوایای آن باید برای مسلمانان پا برهنه روشن گردد؛ که متاسفانه هنوز برای بسیاری از ملت های اسلامی مرز بین «اسلام آمریکایی» و «اسلام ناب محمدی» و «اسلام پا برهنگان و محرومان و اسلام مقدس نماهای متحجر و سرمایه داران خدانشناس و مرفهین بی درد»، کاملا مشخص نشده است…»
امام در چند پیام دیگر ازجمله پیام برائت، پیام خطاب به هنرمندان متعهد، پیام برای تدوین تاریخ انقلاب اسلامی، که همگی در سال پایانی حیات شان بود، بر این تمایز و تفریق تاکید مؤکد داشتند.
وحدت کلمه
یکی دیگر از این اصطلاحات در ساحت سیاسی عبارت «وحدت کلمه» بود. امام خمینی(ره)، یکی از مهم ترین عناصر پیروزی انقلاب را در وحدت کلمه می دانستند و می فرمودند: «وحدت کلمه مسلمین، وحدت کلمه اقلیت های مذهبی مسلمین، وحدت دانشگاه و مدرسه علمی(حوزات علمیه)، وحدت طبقه روحانی و جناح سیاسی، باید همه این رمز را بفهمند که وحدت کلمه رمز پیروزی است و این رمز را از دست ندهیم و خدای نخواسته شیاطین بین صفوف شما تفرقه نیندازند.» مقام معظم رهبری هم به کرات بر حفظ وحدت کلمه تاکید کرده اند: «وحدت کلمه را حفظ کنید. مبادا کسانی با زبان هایی، بدون قصد و غرض سوئی، فقط به علت اشتباه و به خاطر این که مصلحت را نمی فهمند و نمی دانند که چه بگویند، چیزهایی بگویند که مردم را دلسرد کنند. متاسفانه گاهی در گوشه و کنار دیده می شود که بعضی مصلحت خود و مصلحت انقلاب و ملت را نمی فهمند.»
روز قدس
شاید یکی از بارزترین کلمات ابداعی در دوره حضرت امام(ره)، نامیدن جمعه آخر ماه مبارک به عنوان روز جهانی قدس بود. امام در اولین ماه رمضان بعد از پیروزی انقلاب(۱۶ مرداد ۵۸)، از مسلمانان جهان و دولت های اسلامی خواستند طی مراسمی همبستگی بین المللی خود را در حمایت از حقوق قانونی مردم فلسطین اعلام نمایند.
زوال و محو اسرائیل از صفحه روزگار، یکی دیگر از برساخت های امام است. این در سخنان رهبر معظم انقلاب، با عبارت «غده سرطانی اسرائیل» بیان گردیده است.
سلطه گر و سلطه پذیر
از دیگر واژگان قابل بازاریابی در کلام رهبران حکیم انقلاب اسلامی، «سلطه گر و سلطه پذیر» است. امام خامنه ای در این خصوص می فرمایند: «نظام سلطه، یعنی نظامی که بر پایه رابطه سلطه گر و سلطه پذیر بنا شده، یعنی کشورهای دنیا یا مجموعه بشری دنیا، تقسیم می شوند به سلطه گر و سلطه پذیر؛ آن اتفاقی که امروز در دنیا افتاده (این است)… دعوای با ایران هم بر سر همین است، این را بدانید. دعوای با جمهوری اسلامی این است که این نظام، سلطه گر سلطه پذیر را نپذیرفته است. سلطه گر که نیست. خودش را از سلطه پذیری هم بیرون آورده است و پای این حرف ایستاده است.»
عزت، حکمت و مصلحت
یکی دیگر از مفهوم سازی های انجام شده در حوزه سیاست بین الملل، تنظیم روابط بین المللی جمهوری اسلامی ایران در همگرایی و نقطه ثقل سه محور عزت، حکمت و مصلحت است. رهبر فرزانه انقلاب در تبیین این مفاهیم می فرمایند: «عزت به معنای ساخت مستحکم درونی فرد یا یک جامعه است که او را در مقابله با دشمن، در مقابله با موانع، دارای اقتدار می کند و بر چالش ها غلبه می بخشد… وقتی که عزت شامل حال یک انسان، یک فرد، یا یک جامعه شود، مثل یک حصار عمل می کند، مثل ی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل مشروطه مشروعه و جمهوری اسلامی
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.