تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل بازترسیم مؤلفه‌های نهادینه‌سازی رویکرد کیفی به آموزه مهدویت در رسانه – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل بازترسیم مؤلفه‌های نهادینه‌سازی رویکرد کیفی به آموزه مهدویت در رسانه شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل بازترسیم مؤلفه‌های نهادینه‌سازی رویکرد کیفی به آموزه مهدویت در رسانه:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل بازترسیم مؤلفه‌های نهادینه‌سازی رویکرد کیفی به آموزه مهدویت در رسانه به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بازترسیم مؤلفه‌های نهادینه‌سازی رویکرد کیفی به آموزه مهدویت در رسانه به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بازترسیم مؤلفه‌های نهادینه‌سازی رویکرد کیفی به آموزه مهدویت در رسانه با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل بازترسیم مؤلفه‌های نهادینه‌سازی رویکرد کیفی به آموزه مهدویت در رسانه با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بازترسیم مؤلفه‌های نهادینه‌سازی رویکرد کیفی به آموزه مهدویت در رسانه با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بازترسیم مؤلفه‌های نهادینه‌سازی رویکرد کیفی به آموزه مهدویت در رسانه را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بازترسیم مؤلفه‌های نهادینه‌سازی رویکرد کیفی به آموزه مهدویت در رسانه :

مقدمه

اساساً اشتباه است اگر بنگاریم که رسانه در وضعیت کنونی «تنها وسیل ساده و بی آلایش پخش اطلاعات و ارتباط جمعی است». این تنها محتوا نیست که توسط رسانه مبادله می شود، بلکه نوعی نگرش و ارتباط اجتماعی را نیز در لفافه و به طور ضمنی القا می کند. رسانه نه تنها از ابتدای تأسیس خود، بلکه در تمامی موقعیت ها و حالت های خود به دنبال مفهومی بی اساس و خنثی یا بدون ایدئولوژی نبوده است. تلقی ابزاری از رسانه، گونه ای از تقلیل ماهیت رسانه است. بسیار ساده انگارانه خواهد بود که ماهیت رسانه را به شأن اطلاع رسانی فرو بکاهیم.

تحقق انتظار کارکردی ناظر به نوآوری و شکوفایی از رسانه ها، اصلاح اساسی این باور را که «رسانه، تقویت کنند گرایش های دینی است» می طلبد. نیل به چنین مقصود والایی، اقتضای آن دارد که از حالت نمادین و اطلاع رسانی و سرگرمی، خارج شود و مذهب و دین در کانون توجه قرار گیرد که این خود، تحوّل بنیادی نظام ارزش گذاری را در حوز تولید برنامه های مهدوی با تحمل همه هزینه های احتمالی ایجاب می کند.

کهنه گرایی یا پاسخ های بسیار ناتوان به پرسش های جدید در عرصه مهدویت و نیز عدم وقوف بر نیازهای واقعی مهدویت پژوهی از جمله کاستی ها در رسانه هاست. طبیعی است که تا کاستی های موجود در رویکرد به آموزه مهدویت دیده نشود، برای تعالی برنامه های مهدوی، گامی برداشته نمی شود. این نوشتار کوشش فروتنانه ای است در راستای ارائه راهکارها برای تحقق رویکرد کیفی به آموزه مهدویت در رسانه ها.

در این مقاله، فرض بر این بوده که رسانه ها این توانایی را دارند که مانند یک مرکز قدرتمند فرهنگی، ارزش های اجتماعی و اخلاقی آموزه مهدویت را که در واقع جلوه گری غایت مندی تاریخ می باشد را تحت تأثیر نفوذ قرار دهد و با بهره گیری از تکنیک ارتباطی بر ایده ها، رفتارها و نگرش مردم درباره آموزه مهدویت تأثیر مثبت بر جای گذارد. از این رو، برای نشان دادن صحت این استدلال، تلاش می شود نشان داده شود:

۱- مهندسی فرهنگ مهدوی در رسانه نیازمند چه سنخ تفکری است؟

۲- مهم ترین راهکارها در عرصه نهادینه سازی رویکرد کیفی به اندیشه مهدویت چیست؟

در این نوشتار، روش پژوهش از نوع توصیفی _ تحلیلی است و با توجّه به این روش، جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مصادیق رسانه، اعم از شفاهی، چاپی، تصویری و…است. در این باره، نمونه گیری انجام نشده و همه منابع و مراجع در دسترس، مورد بررسی و تحلیل واقع شده اند. ابزار گردآوری داده ها، فرم فیش برداری بوده، به علاوه از شیوه تحلیل کیفی به منظور تحلیل و جمع بندی یافته ها استفاده شده است.

این نکته افزودنی است که در این مجال، سعی بر آن است که با تمرکز و تأملی آسیب شناختی و فرصت شناختی بر ابعاد مختلف فعالیت رسانه ای در حوزه آموزه مهدویت، صاحب نظران را به تأمل و ژرف نگری بیشتر در این عرصه فرا بخوانیم.

الزامات مهندسی فرهنگ مهدوی در رسانه

تحقق رسانه دینی گستر عظیمی از فعالیت های فکری را در حوزه تولید نرم افزارهای مناسب را می طلبد. مهندسی فرهنگ مهدوی مهم ترین وظیفه رسانه دینی در عرصه مهدویت است. مهم ترین ویژگی های مهندسی فرهنگ مهدوی عبارت اند از:

_ کلی نگری با نگاه مجموعه ای (سیستمی) به اندیشه مهدویت؛

_ نگاه جریانی یا (غیرساکن) به آموزه مهدویت؛

_ توجه به شرایط محیطی و عوامل تأثیرگذار بیرونی بر موضوع مهدویت؛

_ قدرت آینده نگری و آینده پردازی در حوزه معارف مهدوی؛

_ استقبال از تغییر جایگاه ها و تغییر روش ها برای دستیابی به اهداف بهتر (پیروزمند، ۲۳۲: ۱۳۸۹).

در این جا می سزد اجمالاً به الزامات اصلی در باب مهندسی فرهنگ مهدوی در رسانه دینی اشاره کنیم:

۱- تفکیک میان «دین رسانه ای» و «رسانه دینی»

حتماً باید بین تلقّی از «رسانه دینی» با «دین رسانه ای» تفاوت قائل شد، دین رسانه ای، همان مضامین و آموزه های انحصاری دین است که از رسانه صرفاً به منظور ابزار انتقال معانی استفاده می کند. صاحبان دیدگاه دین رسانه ای به تباین، تضاد و تقابل بین دین و رسانه معتقدند، آنان می گویند دین نهادی سنتی است که به توزیع معرفت می پردازد و باید به آن مثل دیگر نهادهای سنتی نگریست. در مقابل رسانه، مفهومی مدرن است که دارای کارکردهای کاملاً جدید است و با دین تباین دارد. از این منظر، رسانه نیز همانند دین و البته در عرض آن، به توزیع معرفت می پردازد و به رابطه انسان با محیط پیرامون خود شکل می بخشد. در این رویکرد، رسانه در دنیای جدید، رقیب دین است و می کوشد جای دین را بگیرد.

معتقدان به دو رویکرد «فناوری محور» و «محتوا یا معنا محور» در علوم ارتباطات درباره رابط دین و رسانه چنین تفکری دارند. بسته شکل گیری این دو رویکرد نیز بر آمده از غرب است. در دیدگاه «فناوری محور» صاحب نظرانی مانند هایدگر، مک لوهان و پستمن به آن معتقدند؛ فناوری را برابر با مصنوعات و ابزار می دانند و نوآوری را به سطح تولیدات فنی تنزل می دهند. آنان بر این باورند که تحول فناورانه در حوزه رسانه ها به همراه تحولات اجتماعی، سیاسی و فکری ایجاد شده در دوره رنسانس، انقلاب صنعتی بزرگ فکری اروپا رخ داده است. آنان رسانه ها را محصول فرایند جدایی دین از جامعه می پندارند. این افراد به تقابل ذاتی بین دین و رسانه های جدید باور دارند(آشنا، ۸: ۱۳۸۲). آنان معتقدند تکنولوژی ذاتاً نه خوب است و نه بد؛ بلکه همه چیز بستگی به این دارد که ما چگونه از تکنولوژی استفاده کنیم. درست مانند یک تیغ که به عنوان ابزار در دست جراح به نجات آدمی و در دست جانی به قتل می انجامد (همو). بنابر دیدگاه معنامحور رسانه ماهیت کاملاً ابزاری دارد و این ابزار می تواند در اختیار مفاهیم و مضامین دینی قرار گیرد، همان طور که می تواند در اختیار مفاهیم دیگر از جمله معانی متضاد دینی قرار گیرد.

در مقابل صاحبان دیدگاه «رسانه دینی» از ضرورت رسانه دینی و امکان دینی شدن رسانه سخن می گویند و معتقدند نه تنها بین رسانه و دین، ارتباط تنگاتنگی برقرار است، بلکه رسانه ها بنا به تحقیقات بسیار، مقوم دین داری در دوره های مختلف هستند، به گونه ای که پیوند این دو به زمان های بسیار دور؛ یعنی نخستین روایت ها از اسطوره ها، دیوارنوشته ها و سنگ نبشته ها برمی گردد. نگارش و خوانش های هنرمندانه متون دینی به عنوان نماد هزاران سال پیوند میان دین و ارتباطات تلقی می شود. حضور دین و آثار دینی در هنر، موسیقی، خط و نقاشی و معماری به سال های بسیار دور در تمدن های دینی و اسلامی برمی گردد.

نکت اساسی در خور یادکرد این است که هر رسانه ای دارای خاستگاهی عقلانی است به معنای مجموعه ای از گرایش ها، بینش ها و باورهای جمعی و فعالیت و رفتار جمعی که مؤثر در رسانه واقع می شود (بابایی، ۴۰: ۱۳۸۶). این خاستگاه عقلانی رسانه را می توان فرهنگ یک رسانه نام نهاد. در این که رسانه ها دین محور باشد یا سکولار، سرمایه داری باشد یا سوسیالیستی، دولت سالار باشد یا نه، برخاسته از همین اصول عقلانی است (همو: ۵۳). دینی یا سکولار بودن یک رسانه منوط به غایت و عقلانیتی است که در نظام اندیشه ای آن رسانه وجود دارد. وقتی که یک رسانه، هویتی دینی را پذیرا می شود، رسانه صورتی الهی به خود می گیرد و آن زمان که دین گریزان باشد صورتی سکولار می یابد.

۲- ضرورت رسالت شناسی رسانه در عرصه گفتمان مهدویت

مقصود از رسالت چیزی متفاوت از کارکرد و وظیفه است و به احساس تعهدی گفته می شود که رسانه ها و گردانندگان آن نسبت به تولید و پخش برنامه ها احساس می کنند. برای تشبیه می توان رسالت را روح حاکم بر فعالیت های حرفه ای و التزام درونی و عملی به دنبال کردن هدف یا اهداف خاصی در ضمن انجام وظایف ذاتی دانست. تعیین رسالت رسانه ها در شمارش کارکردهای حرفه ای رسانه ها قابل ردیابی است؛ زیرا یکی از کارکردهای اجتماعی رسانه، «راهنمایی و رهبری» جامعه است که آشکارا بر ارزش گرا و رسالت مند بودن فعالیت رسانه ها دلالت می کند.

بایسته است اشاره کنیم که فعالیت رسانه در عرص آموزه مهدویت نیز بدون رسالت معین، امکان باروری ندارد. کارکرد خوب رسانه، به طور کلّی، پیامد هدف گذاری و رسالت خوب است. رسالت رسانه در این عرصه باید مشخص، متمایز، روشن، دست یافتنی، قابل سنجش، مفید و برخوردار از اولویت و ضرورت باشد. رسالت رسانه مهدوی، زمینه سازی و تشکیل جامعه منتظر است. تدوین اهداف راهبردی رسانه زمینه ساز در سه حوزه رشد و هدایت انسانی، توسعه اجتماعی و تعالی سازمانی و برنامه ریزی برای آن نیز باید در راستای زمینه سازی و تحقق جامعه منتظر باشد.

۳- جایگاه شناسی تحقیقات بنیادین در عرصه تحقق رسانه دینی

به نظر می آید تحقق نظام فکری کارآمد در حوز تحقق رسانه دینی، به جهاد علمی و هنری در این عرصه نیاز دارد. بر این اساس تنها راه تحقق این مهم، جنبش نرم افزاری است. جنبش نرم افزاری به معنای حرکتی فراگیر، جامع و انقلابی در راستای تولید اطلاعات و نرم افزارهای مناسب برای اداره و توسعه رسانه دینی است. روشن است که تحقق این حرکت عظیم به نحوه برنامه ریزی و سازماندهی فعالیت های علمی و هنری در یک جامع زنده و پویا بازگشت می کند. بنابراین اگر قرار است در عصر اطلاعات و ارتباطات، مجموعه ای از معارف دینی از طریق رسانه به مخاطبان ارائه شود. این در قالب کارهای گروهی و حتی سازمانی امکان پذیر نیست، بلکه برای ایجاد یکپارچگی در ارائه برنامه های دینی در همه زمینه ها، الگو و قالب آن نیز باید تغییر کند.

بازترسیم مؤلفه های رویکرد کیفی به آموزه مهدویت در رسانه

راهکارها و اصولی که رویکرد کیفی به آموزه مهدویت در رسانه مبتنی بر آن است را باید به درستی بشناسیم؛ چرا که آگاهی از این مبانی، وقوف بر آن، به فهم دقیق این مسئله، کمک فراوانی می کند. از این رو، در این قسمت از نوشتار می کوشیم مسائلی را بیان کنیم که نهادینه سازی رویکرد کیفی به آموزه مهدویت مبتنی بر آن است. برخی از مهم ترین مؤلفه ها و راهکارهای نهادینه سازی رویکرد کیفی به آموزه مهدویت عبارت اند از:

۱- تعمیق نگاه آسیب شناسانه به فعالیت های رسانه ای در عرصه مهدویت

توضیح و تبیین آسیب شناسی اندیشه مهدویت روشن می کند که آسیب شناسی اندیشه مهدویت، درصدد مطالعه، شناخت، پیش گیری از کج روی و جلوگیری از بازگشت مجدد بحران هایی است که با انتظارهای منطقی از این اندیشه، جامعه دینی و ماهیت آموزه مهدویت سازگاری ندارد؛ توضیح مطلب این که آسیب ها و بحران ها و به تبع پیش گیری و درمان آن ها به دو شاخه تعلّق دارد: نخست به ماهیت آموزه مهدویت و دوم به تحقق خارجی آموزه مهدویت. ماهیت اندیشه مهدویت عبارت است از مجموعه حقایقی که توسط رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و امامان معصوم علیهم السلام پیرامون اندیشه مهدویت به دست ما رسیده است و به عبارتی حقایق، معارف و موضوعاتی که پیرامون این اندیشه به صورت متن و نص دینی ظاهر شده است. ماهیت اندیشه مهدویت به لحاظ اتصال به علم لدنی معصومان و خدای متعال از انحراف و اعوجاج مصون بوده است (خسروپناه، ۲۸: ۱۳۸۸).

اما تحقق خارجی اندیشه مهدویت عبارت است از آموزه ای که در جامعه متدینان جریان پیدا می کند و ارزش ها، بینش ها، باورها، و رفتارهای مهدوی را در جامعه پدید می آورد. البته این باورها و رفتارها اگرچه به دین منسوب اند، ولی تنها، زاییده ماهیت دین نیستند و ده ها عامل فرهنگی، اجتماعی و روانی نیز بر آن ها می تواند تأثیر بگذارد. آسیب شناسی اندیشه مهدویت می تواند در مقام کشف بحران ها و کج روی های رفتار و عملکرد مهدوی جامعه باشد. ضرورت های زمانه، کاوش پیرامون کاستی ها و نقصان های ارائه آموزه مهدویت در رسانه را دوچندان می کند. مراد از آسیب در این نوشتار، هرگونه عامل سلبی و ایجابی در رسانه است که سبب رکود و فتور آموزه مهدویت گشته و از باب تسامح، به عدم مقتضی نیز مانع اطلاق می کنیم. ذکر کاستی ها و ناراستی های رسانه در حوزه مهدویت به معنای مزایا و موفقیت های بی شمار گذشته و حال رسانه ها در حوزه اندیشه مهدویت نیست، بلکه این درست به معنای اعتماد و اعتنا به استعداد و استطاعت علمی ژرف و گسترده ای است که در جهت تحرک و تحول در حال و آینده در زمینه مطالعات و استنباطات مهدوی وجود دارد. مهم ترین کارکرد های تعمیق نگاه آسیب شناسانه به آموزه مهدویت در رسانه عبارت اند از:

_ ستردن غبار مهجوریت از سیمای مهدویت در عرصه رسانه ها؛

_ تجهیز رسانه ها در راستای رویارویی با تهدید های ایدئولوژیک از سوی ادیان و مکتب های رقیب در عرص موعودباوری و منجی گرایی؛

_ اصلاح و به هنجار کردن برخی از رویکردهای غلط به آموزه مهدویت در رسانه ها. یادآوری این نکته ضروری است که شاید بتوان آسیب های نامطلوب موعودباوری را از جمله امور گریزناپذیری دانست که ذاتی موعودباوری نیست، بلکه بالعرض بدان انتساب می یابد. برخی از این آسیب ها را نیز باید به حساب سوءفهم ها و سوءاستفاده ها از اندیشه مهدویت نهاد. ژرف نگری و انصاف در آسیب شناسی رسانه در بیان و بلاغ آموزه مهدویت ضروری می نماید. اگر آسیب شناسی را همچون زنگ خطر و هشداری برای تصحیح عملکردها و سیاست ها در نظر بگیریم، در آن صورت چگونگی بیان آن، در مثبت یا منفی بودن آن اهمیتی بسزا دارد. به عبارت دیگر نباید آسیب شناسی از مرز اعتدال و حفظ مصالح خارج شود؛ بدین معنا که وجه سلبی آن که به صورت طبیعی و ضروری وجود دارد، نباید به طرزی افراطی جنب تخریبی به خود بگیرد و به جای بررسی توصیفی _ تحلیلی مسائل، به صورت اشاعه ناامیدی و رسیدن به پایان خط در موضوع مورد نظر درآید؛ زیرا هدف از آسیب شناسی، اصلاح امور است و چنان چه به ضد خود، یعنی جمود و عدم باور به اصلاح پذیری بدل گردد، نه تنها سودی نخواهد داشت، بلکه خساراتی جبران ناپذیر در زمینه های مختلف برجای خواهد گذاشت (عیوضی، ۵۷: ۱۳۸۸). برای حفظ جایگاه پیش روانه رسانه در عرصه آموزه مهدویت و افزایش بهره وری و تأثیر گذاری آن در تبیین نظام مند آموزه مهدویت، تولید و عرضه آثار مهدوی و پاسخ گویی به شبهات جدید نیازمند آسیب شناسی مستمر رسانه در این عرصه هستیم.

۲- مدیریت صحیح رسانه ای مواجهه با شبهات در عرصه مهدویت

یکی از موضوعات اساسی در حوز مطالعات مهدوی بحث مواجهه با شبهات و حملات پیش روی این آموزه و نحو مدیریت آن است که از این لحاظ در شرایط فعلی به طور آشکاری شاهد نابسامانی در عرص مدیریت آن هستیم. در پاسخ به این سؤال که آیا باید در برخورد با این تهاجم، به نرم افزار توجه کرد یا از سخت افزار بهره جست یا آن که اساساً پدیده ای به نام دشمن مهدویت وجود دارد، همین اختلاف نظر در اصل مواجهه یا در شیوه های اجرای آن سبب شده است که «مدیریت مواجهه» در عرص مطالعات مهدوی، یکی از نابسامان ترین فعالیت ها در رسانه ها باشد. فرصت را در یادآوری این نکته مغتنم می شمریم که در عرصه مدیریت مواجهه شبهات با «مدیریت واکنشی»، «مدیریت فعال» و «مدیریت فوق فعال»مواجه هستیم. رسانه هایی که از «مدیریت واکنشی» در برابر تهدیدهای رسانه ای رقیب استفاده می کنند، دیدگاه های برنامه ریزی بلند مدت ندارند. نوع نگرش حاکم بر رسانه هایی که از چنین مدیریتی تبعیت می کنند، منفی و تهدیدآمیز است؛ به همین دلیل واکنشی که از چنین رسانه هایی می رود، نوعی همراهی با شبهه است. چنین رسانه هایی تا فشار افکار عمومی را در شرایط بحرانی احساس نکنند، واکنش نشان نمی دهند و تنها زمانی دست به اقدام می زنند که در موقعیت بحران، تهدیدی متوجه خود ببینند (صلواتیان و اربطانی، ۵۸: ۱۳۹۰). رسانه هایی که در قبال فعالیت رسانه ای رقیب و دشمن «مدیریت فعال» دارند، به محض رصد فعالیت های رسانه ای رقیب وارد عمل می شوند و فعالانه درصدد کنترل و مهار شبهه و یا بحران می شوند. در این جا، شیوه عمل از انطباق و همراهی با بحران و اوضاع بحرانی، به سمت همراه ساختن اوضاع با خود سوق می یابد. رسانه هایی که

دارای مدیریت فعال هستند، به صورت گسترده به بررسی و تحلیل اوضاع پدید آمده می پردازند و در ارائه مطالب به صورت گزینشی عمل نمی کنند و در عین حال، تدابیر لازم را نیز می اندیشند (همو: ۶۸). در رسانه هایی که «مدیریت فوق فعال» دارند با تأکید بر کشف فرصت های جدید و چشم اندازهای نو برای رشد و پویایی، نه تنها وجود بحران ها را می پذیرند و در مواجهه با آن فعالانه وارد عمل می شوند، بلکه فراتر از آن، برای مقابله با شرایط بحرانی پیش بینی های لازم را به عمل می آورند. در این رسانه ها نوع نگرش به شبهات و بحران ها در عرصه اندیشه مهدویت کاملاً مثبت و فرصت آفرین است.

۳- رصد هوشمندانه فعالیت های رسانه ای رقیب «رصد مهدویت ستیزی نرم دشمن»

جنگ نرم در فرهنگ سیاسی به معنای فروپاشی از درون و در حقیقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانه ای است که جامع هدف یا گروه هدف را نشانه می گیرد و بدون درگیری نظامی و گشوده شدن آتش، رقیب را به انفعال یا شکست وا می دارد.

بنابراین می توان گفت که جنگ نرم عبارت است از هرگونه اقدام غیر خشونت آمیز که ارزش ها و هنجارها را مورد هجوم قرار داده و در حد نهایی منجر به تغییر در الگوهای رفتاری و خلق الگوی جدید شود که با الگوهای رفتاری نظام حاکم تعارض داشته باشد (ماه پیشانیان، ۲۳۴: ۱۳۸۸). نیک می دانیم جنگ نرم در حوزه مطالعات آخرالزمانی و منجی گرایی و مهدویت با هدف گرفتن فکر و اندیشه مهدوی جامعه هدف، نقش مهمی را در سست کردن حلقه های فکری و فرهنگی این باورداشت ایفا می کند. گروه های هدف در جنگ نرم بر علیه اندیشه مهدویت رهبران نخبگان و توده های مردم هستند. پدیده جنگ نرم که هم اکنون به عنوان پروژه ای عظیم علیه اندیشه مهدویت در حال تدوین و اجراست در شاخص هایی نظیر ایجاد تردید و شبهه آفرینی در این آموزه، تضعیف باورهای مهدوی در جامعه، استفاده از آسیب های مهدویت گرایی در جامعه و…متبلور می شود. گفتنی است جنگ نرم در شرایطی صورت می گیرد که قدرت نرمی وجود داشته باشد و دارندگان قدرت نرم می توانند از تاکتیک ها و فرصت های جنگ نرم استفاده کنند. بهترین راه مقابله با جنگ نرم ایجاد قدرت نرم در رسانه ها و بهترین وضع قدرت نرم، وحدت موضوع و وحدت نظری رسانه ها در حوزه اندیشه مهدویت است. قدرت نرم در حوز اندیشه مهدویت دو کارکرد اساسی دارد:

الف) کارکرد ایجابی: مشروعیت بخشی به تلاش ها و کوشش ها در حوز مطالعات مهدوی (حق با ماست) و اقناع تود مردم برای پشتیبانی از برنامه ها و اهداف مهدوی در جامعه.

ب) کارکرد سلبی: مشروعیت زدایی از نیروی دشمن(این افراد شایسته نابودی هستند)و سلب مقاومت از آنها.

مصادیق قدرت نرم در حوز اندیشه مهدویت عبارت اند از: ب

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *