تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل بازشناسی پژوهش ها و اندیشه های قرآنی بدیع الزمان سعید نورسی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل بازشناسی پژوهش ها و اندیشه های قرآنی بدیع الزمان سعید نورسی شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل بازشناسی پژوهش ها و اندیشه های قرآنی بدیع الزمان سعید نورسی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل بازشناسی پژوهش ها و اندیشه های قرآنی بدیع الزمان سعید نورسی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل بازشناسی پژوهش ها و اندیشه های قرآنی بدیع الزمان سعید نورسی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل بازشناسی پژوهش ها و اندیشه های قرآنی بدیع الزمان سعید نورسی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بازشناسی پژوهش ها و اندیشه های قرآنی بدیع الزمان سعید نورسی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل بازشناسی پژوهش ها و اندیشه های قرآنی بدیع الزمان سعید نورسی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل بازشناسی پژوهش ها و اندیشه های قرآنی بدیع الزمان سعید نورسی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بازشناسی پژوهش ها و اندیشه های قرآنی بدیع الزمان سعید نورسی :

اشاره

آنچه در این پژوهه می آید معرفی دیدگاه های قرآنی بدیع الزمان سعید نورسی، به عنوان یک محقق قرآنی است. هرچند ممکن است برخی از آرای وی قابل نقد و ابرام باشد

.

نشو و نما

سعید نورسی، از اعلام متفکّران تأثیرگذار در اندیشه اسلامی در زمره مصلحانی است که پرتو فروزان افکارشان دیگران را مجذوب خویش ساخت و سخنانشان در قلب و روح رهروانشان همچو نوری در ظلمت تجلّی یافت. وی با شرح دانش کتاب الهی و سنّت نبوی، به ستیز با جهل و فساد آفرینی آتاتورک قیام نمود، شیفته زیب و زیور نگشت و تبعید را به مقامات دنیوی برتری داد. نورسی بمانند اقبال، سیدجمال الدین اسدآبادی و غزالی توانست صدای ایمان را در قلب کفر و الحاد به طنین اندازد و جامعه شیطان زده عصر خود را در ترکیه، نوایی جانفزا از توحید و دیانت بخشد. او در دفاع از حریم قرآن و رسالت، هیچ تسامح و تساهلی به خود راه نداد

.(۱)

«

رسائل النور»؛ اثر علمی قرآنی نورسی

آثار علمی برجای مانده از سعید بسان گنجینه ای انباشته از گوهرهای دانش و معرفت، رهاوردی بدیع و کارامد در عرصه هدایت امت اسلامی و ارائه طرحی نوین در تقابل با چالش های جدید اسلام با فرهنگ و تمدّن غرب، برای تمامی مسلمانان به ارمغان گذاشتند و بار دیگر فروزانی شعله جاوید وحی را در کلمات و مکتوبات او به اثبات رسانیدند. این نگاشته ها بمانند آذرخش آسمانی، ریشه ظلمت زمانه را در هم کوبیدند و به دنبال خود، باران معرفت و دیانت آگاهانه را بر جان لب تشنگان هدایت فرو باریدند. او جامعه خفته و در جهل فرو رفته آن روز ترکیه را چنان به خود آورد که هنوز هم آهنگ بیداری و اسلام جویی او در گوشِ جان های بیدار آن جا طنین انداز است

.

نورسی را در اثنای تألیف و تدوین این نگاشته ها، قرآن کریم تنها منبعی است که در میدان پژوهش او به عنوان مصدر نخستین و مرجع اصیل واقع شده. پس از قرآن، نصوص رسیده از سنّت نبوی دومین مرجعی است که در توجه کامل پژوهش و دقّت نظر علمی او قرار دارد و در سراسر رسائل النور، آن دو (قرآن و حدیث) را نمود خاصی است. سرآغاز هر بخش از نوشته های نورسی آیه ای است از قرآن یا پرتوی از یک گفتار نبوی که مورد کاوش و تحلیل قرار گرفته اند

.

بدیع الزمان نورسی تا به هنگامه رحلت خویش، افزون بر ۱۵۰

(۲) (

و به قولی ۱۳۰

(۳))

رساله قرآنی در حوزه علم و معرفت اسلامی در کارنامه دانش خود به ثبت رساند که همگی آن ها بنیان تفکر و ساختار نگرش عالمانه او به مجموعه هستی را به خوبی نمایانگرند. او بیش تر آن ها را در دوران تبعیدش به منطقه «بارلا»، از سال ۱۹۲۶م به بعد به تحریر درآورد. و جملگی را در مجموعه با مسمّایی به نام رسائل النور سامان داد. این یادداشت ها در چهار بخش اصلیِ به هم پیوسته و متحد با هم، عمده آثار قرآنی نورسی را تشکیل می دهند

.

نورسی در این که چرا تراوش های قلم خویش را رسائل النور نامیده و واژه «النور» را همچو تاجی مرصّع بر سر آنان نهاده، سخنی لطیف دارد؛ او در این باره می گوید: «واژه “نور” در طول زندگی ام همواره در هر جا که گام نهادم فراروی من بود، اسم روستایی که در آن به دنیا چشم گشودم “نورس”، اسم مادرم “نوریه”، نام استادم در طریقه نقشبندیه “سید نورمحمد”، استاد دیگرم در مسلک قادریه “نورالدین”، از معلمان قرآنی ام “نوری” و در اسم اکثر شاگردانی که ملازم من در تحصیل معارف بودند، واژه “نور” موجود بود. به نوعی “نور” در سراسر زندگی من تجلّی و تبلوری خاص داشت

(۴)

نگاهی اجمالی بر کلیّات رسائل النور

آن چنان که پیش تر سخن رفت، رسائل النور از چهار بخش اصلی تشکیل شده است و هر کدام با عناوینی خاص شامل بخشی از نگاشته های نورسی در حوزه فرهنگ قرآنی و اسلامی می باشند. این چهار بخش به ترتیب عبارتند از

:

الف. سوزلر (الکلمات)؛ ب. مکتوبات (المکتوبات)؛ ج. لمعات (اللمعات)؛ د. شعاعلر (الشعاعات

).

هریک از بخش های این کتاب، خود حاوی رساله های مستقل و متنّوعی درباره علوم اسلامی، به ویژه تفسیر و علوم قرآنی، می باشند. تعداد این رساله ها در سه بخش اول ۳۳ رساله و در بخش «شعاعلر» ۱۵ رساله می باشد

.(۵)

جایگاه قرآن در اندیشه نورسی

از آن رو، که نورسی جملگی آثار خویش را به نوعی تفسیر آیات الهی و برگرفته از آبشخور قرآن می داند، رویکردی خاص در نگرش او به این مائده آسمانی دیده می شود، آن گونه که قرآن را بسان عقل هدایتگر و آیات آن را همانند شعله ای فروزان در حیات آدمیان شمرده و رسائل النور خود را دلیلی روشن بر حقانیّت قرآن کریم و رشحه ای از آن اقیانوس و شعاعی از آن خورشید و حقیقتی مسلّم از گنج دانش راستین می داند

:

۱.

تعریفی ژرف از قرآن

نورسی آن گاه که می خواهد تعریفی از معجزه جاوید محمدی صلی الله علیه و آله ارائه کند، به خود اجازه نمی دهد که در قالب الفاظ کوتاه و حدود تعاریف محدود منطقی، بدان بپردازد. او به نقش روشنگرانه قرآن در زمین چنین نظر دارد: «اِنَّ القرآنَ الحکیمَ بمثابه عقل الارضِ و فکرِها الثاقب، فلو خرجَ القرآنُ و العیاذُ باللّه من هذهِ الارضِ لجنتِ الارضُ

(۶)

سپس این تمثیلِ از قرآن را در توصیفی دراز دامن، با نگرش معنوی عرفانیِ بدیع ممزوج و با عباراتی بس ظریف از دریچه معنا به سرایش لفظ در می آورد و حیرت خواننده را در نگرش خود به مکانت و عظمت قرآن صد چندان می کند. تعابیر نورسی از بس زیبا و دلنشین اند هرکس که بخواهد آن ها را در قالبی دیگر بنگارد، انصاف را در آن خواهد دید که به غایت جمال و کمال گفتار نورسی نمی رسد و همچون بیان نورسی نخواهند شد. تعریف وی از قرآن تأمّل خواننده را برمی انگیزد

:

«

فاِن قلتَ: القرآنُ ما هو؟

قیل لک: هو الترجمهُ الأزلیّه لهذه الکائناتِ، و الترجمان الابدیِ لألسنتها التالیاتِ للآیات التکوینیه، و مفسِّرُ کتابِ العالَم، و کذا هو کشّافٌ لمخفیاتِ کنوز الأسماء المستترهِ فی صحائف السموات و الارض، و کذا هو مفتاحٌ لحقائق الشؤون المسخَّرهِ فی سطور الحادثات، و کذا هو لسانُ الغیبِ فی عالِم الشهادهِ، و کذا هو خزینهُ المخاطبات الأزلیه السبحانیه و الالتفات الابدیه الرحمانیه، وکذا هو أساس و هندسهٌ و شمسٌ لهذا العالِمَ المعنوی الاسلامی، و کذا و هو خریطه للعالِم الاخروی، و کذا هو قولٌ شارحٌ و تفسیرٌ واضحٌ و برهانٌ قاطعٌ و ترجمانٌ ساطعٌ لذاتِ اللّهِ و صِفاتِه و أسمائِه و شؤونِه، و کذا هو مربٍّ للعالِم الانسانی

.

و کالماء و کالضیاءِ للانسانیهِ الکبری التی هی الاسلامیهُ، و کذا هو الحکمهُ الحقیقیهُ لنوعِ البشرِ، و هو المرشدُ المهدیُّ ما خُلق البشرُ له، و کذا هو للانسانِ کما أنّه کتابُ شریعهٍ کذلکَ کتابُ رحمهٍ، و کما أنّه کتابُ دعاءٍ و عبودیّهٍ کذلک هو کتابُ أمرٍ و دعوهٍ و کما أنّه کتابُ ذکرٍ کذلکَ هو کتابُ فکرٍ، و کما أنّه کتابُ واحدٍ لکن فیه کتبٌ کثیرهٌ فی مقابلهِ جمیعِ حاجاتِ الانسانِ المعنویهِ، کذلکَ هو کمُنزلٍ مقدّسٍ مشحونٍ بالکتب والرسائِل، حتی أنّه أبرزٌ لمشربِ کلِّ واحدٍ من أهلِ المشارب المختلفه، و لمسلکِ کلِّ واحدٍ من أهل المسالک المتبانیهِ من الاولیاء و الصدیقینَ، و من العرفاءِ و المحققینَ، رسالهٌ لائقه لمذاق ذلک المشربِ و تنویره، و للمساقِ ذلک المسلکِ و تصویرهِ کأنّه مجموعه الرسائِل

(۷)

۲.

عدم امکان ترجمه حقیقی قرآن

نهایت اعجاز بلاغی ممکن در الفاظ و معانی قرآن، ویژگی منحصر به فرد اسلوب بیانی وحی، و مکانت والای زبان ادبی قرآن (عربی) در فصاحت و سلاست، نورسی را بر آن داشت تا در جای جای نگاشته های خویش، بر عدم امکان ارائه ترجمه حقیقی از قرآن پای بفشرد و غایت ترجمه قرآن را بیانی مجمل و نارسا، آمیخته با توضیح و تفسیری از معنا (غیر از لفظ) بداند و حال آن که امتزاج لفظ و معنا در قرآن انکارناپذیرند. او برای نمونه، چند آیه را آورده، با خطابی درنگ آمیز به خواننده می گوید: «فهل یمکن اوتری ترجمهَ أمثالِ هذهِ الایاتِ الکریمهِ ترجمهً حقیقتهً؟ لا شکَ أنّها غیرُ ممکنهٍ، فان کان ولابد، فإمّا تعطی معانی اجمالیهٍ مختصرهٍ للآیهِ الکریمهِ، أو یَلزم تَفسیر کلِّ جملهٍ منها فی حوالی ستَه أسطرٍ

(۸)

امکان ترجمه تحت اللفظی قرآن به زبان غیر عربی، جواز تلاوت ترجمه قرآن به بدل از آن و روشن شدن تکرارهای غیر ضروری قرآن در ترجمه ایراداتی هستند که در عصر نورسی از طرف شخصی روشنفکر (به زعم خود) در جامعه ترکیه مطرح و اقداماتی برای کاستن ارزش قرآن در دید عوام از این رهگذر شیطانی صورت می پذیرفت. در این هیاهو بود که بدیع الزمان از ابعاد گوناگون به پاسداشت حریم قدسی قرآن از طریق نگاشته های خویش پرداخت و در نوشتاری متقن، به تبیین زوایای پنهان این تفکر غیر قرآنی همّت گماشت و دیدگاه خود را در این باره چنین بیان نمود؛ «… و صَرَّح قائلاً

:

لیتُرجم القرآنُ لتظهَر قیمته، أی لیَری الناسُ تکرارته غیر الضروریه! و لتتلی ترجمته بدلاً منه الی آخره من الافکار السامّهِ

إلاّ أنّ رسائل النور بفضلِ الله قد شلت تلکَ الفکرهِ، و عقمت تلکَ الخطهِ بحُجَجِها الدّامِعه و بانتشارها الواسع فی کلِّ مکانٍ، فأثبتت إثباتا قاطعا أنّه لا یُمکن قطعا ترجمهُ القرآنِ الکریمِ ترجمهً حقیقتهً، و أنّ أیهَ لُغهٍ غیر اللغه العربیهِ الفصحی عاجُزهٌ عن الحفاظ علی مزایا القرآنِ الکریم و نکتهِ البلاغیه اللطیفهِ، و أنّ الترجماتِ العادیهِ الجزئیهِ التی یقومُ بِها البشر لن تُحل بأیِّ حالٍ محلّ التعابیر الجامعهِ المعجزهِ للکلمات القرآنیه التی فی کلِّ حرفٍ من حروفِها حسناتٌ تتصاعدُ مَنِ العشرهِ الی الألف. لذا لا یُمکن مطلقا تلاوهُ الترجمهِ بدلاً منه

(۹)

پدیدارشناسی وحی از نگاه نورسی

شناخت پدیده وحی از زمره دل مشغولی های هر پژوهشگری است که به نوعی با قرآن سر و کار دارد. وصول به حقیقت این پدیده و یقین علمی به اصالت خاستگاه آن، گام نخستین برای پژوهش دراین متن وحیانی است و استواری سایر یافته های علمی به استحکام این گام اول بستگی دارد. سخن ازامکان وقوع وحی برانسان زمینی و چگونگی فرایند وحی از دیگر مباحث پدیدارشناسی مقوله وحی اند که هر قرآن پژوهی به ناچار درباره آن ها به تأمّل می نشیند و نورسی نیز در خور وسع اندیشه و گستره کاوش علمی خویش، در این باره ازابعاد گوناگون سخن رانده و از آن به سادگی عبور نکرده است که البته پرداختن به تمامی آن ها مجال دیگری را می طلبد. آنچه در پی می آید، بیانی است کوتاه از نگرش نورسی به پدیده وحی از بعد شناخت معنایی آن که کم تر در اندیشه های وحی شناسی بدان عنایت شده است

.

۱.

اقسام وحی از نگاه نورسی

دانش پژوهان قرآنی در تفکیک اقسام وحی سخن ها گفته اند، اما جملگی بر تعدّد نوعی وحی از حیث معنا و مخاطب آن (انسان باشد یا غیر انسان

)

اتفاق نظر دارند. ولی وحی برانبیا و صاحبان رسالت های الهی را از نوعی واحد (وحی رسالی) با اختلاف در فرایند دریافت آن می دانند. کتاب های علوم قرآنی انباشته از چنین دیدگاه هایی هستند. آنچه نورسی در این باره بر آن تأکید دارد وضوح و خفای دلالت وحی رسالی است که درنگ در آن گشایشگر دریچه تازه ای از افق علوم قرآن را برای او در پی داشته است. لازم به ذکر است که نورسی بمانند بیش تر اندیشمندان اسلامی علاوه بر متن قرآن، گفتارهای نبوی (سنّت قولی) را نیز از مقوله گزاره های وحیانی می داند و دلایلی مستدل بر آن اقامه می کند، رویکرد نورسی در تقسیم اصل پدیده وحی، از منظر گویایی و شفافیّت دلالت الفاظ بر معنا است که سبب شده او قایل به دو نوع وحی رسالی باشد: وحی قرآنی رسالی صریح؛ وحی قرآنی رسالی ضمنی

.

۲.

وحی صریح

در فرایند وحی صریح از دریافت تا ابلاغ و اعلان، متن وحیانی از نظر لفظ و معنا آن چنان روشن است که شخص پیامبر صلی الله علیه و آله فقط نقش پیام رسانی محض را به عهده دارد، بدون آن که اندک تغییری در متن آن صورت دهد. نص قرآن کریم و برخی از احادیث نبوی از این قسم هستند. (شاید منظور نورسی از احادیث نبوی، تنها احادیث قدسی باشد

.)

۳.

وحی ضمنی

لفظ و معنا با اندک اجمال و ایجاز در عبارت، بمانند نوع پیشین از همان فرایند وحیانی سرچشمه می گیرند، با این تفاوت که تفصیل و تبیین بیش تر لفظ برای روشن شدن معنا برای دیگران (غیر از شخص پیامبر صلی الله علیه و آله ) بر عهده وجود ختمی مرتبت نهاده شده است. پیامبر صلی الله علیه و آله تفصیل این اجمال را به استناد وحی صریح، الهام و احیانا به مدد اجتهاد و فراست فردی خویش، بیان می نماید و از رهاوردهای مقام رسالت (و اصطفا) و اندیشه های بشری (عرف، عادات و افکار مردمی) در تبیان مجمل به فهم عوام کمک می رساند

.

«…

فتفصیلُ الحادثهِ الآتیهِ مجملاً و تصویرها إمّا أن یُبینّه الرسولُ احیانا بالاستناد الی الالهام اَو الی الوحی، أو یُبیّنه بفراسته الشخصیه، و هذه التفاصیلُ التی یبیّنها الرسول صلی الله علیه و آله ، باجتهادهِ الذاتی، إمّا أنّه یبینّها بما یتمتعُّ به مِن قوّهٍ قدسیهٍ علیا، بمقتضی الرسالهِ و الاصطفاءِ، و امّآ یُبَیّنها بخصائصهِ البشریّهِ و بمستوی عرفِ الناس و عاداتِهم و أفکارِهم

(۱۰)

نورسی جملگی افعال و گفتار نبوی را در تبیین وحی ضمنی، برخاسته از هدایت ربّانی و به مدد وحی والهام خدایی می داند و آنچه را در تفسیر و تعبیر از این وحی می گوید، ریشه در خود وحی دارد و مصون از خطا و اشتباه می باشد. احادیث متشابه نبوی و پاره ای از آیات (قرآن کریم) که به حسب ظاهر در فهم عرف مردم پیچیدگی داشته و پیامبر صلی الله علیه و آله حقیقت معنای آن ها را روشن نموده، مثال های وحی ضمنی هستند

.

نورسی در واقع، شخص پیامبر و گفتار او را در فرایند وحی قرآن، به هیچ وجه دخیل نمی داند و فقط تصویر و تفصیل معنا را، که خود به نوعی مرتبط با مرکز وحی ولی جدای از فرایند وحیانی متن قرآن است، بر عهده پیامبر صلی الله علیه و آله و مقام رسالت او می داند. از این رو از نگاه او، این دو نوع وحی از حیث چگونگی فرایند نزول و دریافت و اعلان، با یکدیگر هیچ تفاوتی ندارند. اختلاف آن دو در ایضاح و ایجاز لفظ و معناست که در وحی ضمنی پیامبر صلی الله علیه و آله آن را به مدد وحی و فراست فردی برطرف می نماید، تأویل آمیخته به تشبیه پیامبر اکرم از صدای دهشتناکی که در مجلسی به گوش اصحاب رسید مثالی است دیگر برای وحی ضمنی که نورسی در مکتوبات آورده است

.(۱۱)

تفسیر و بایدهای آن از منظر نورسی

سخن از تفسیر در آثار نورسی و شیوه او در این دانش، بحثی دراز دامن و پیچیده ای را خواستار است و علت آن هم بازگشت به دیرینه دانش تفسیر در تعدد وتنوع روش های مفسّران و فقدان یک روش واحد و ثابت تفسیری در آثار نورسی است، هرچند برخی از پژوهشگران قرآنی سعی دارند شیوه تفسیری نورسی را محدود به یک روش از این دانش مقدّس کنند، اما انصاف آن است که نورسی را مفسری تک بعدی و محدود به یک شیوه تفسیری خاص ندانیم؛ از آن رو که نورسی با نگرشی که به قرآن، خاستگاه و نقش آن در عرصه هدایت بشریّت دارد، متن آن را منحصر در یک معنای واحد نمی داند و از هر دریچه ای که توانسته، در سمت و سوی مقاصد قرآن سخن گفته و تفسیر نگاشته است، خواه ادبی و خواه عرفانی، سیاسی، تربیتی، اجتماعی و تاریخی. بدین روی، نمی توان شیوه تفسیری او را به یک شیوه محدود کرد. به عبارت دیگر، نورسی یک دوره تفسیر کامل و منظم از آغاز تا پایان قرآن، آن هم به یک مسلک تفسیری ننگاشته است تا بتوان بمانند دیگر نگاشته های تفسیری خاص در یک حوزه، به بحث و گفت وگو درباره شیوه تفسیری او پرداخت، هرچند آن چنان که نورسی و دیگران گفته اند تمام آثار نورسی (به ویژه رسائل النور) خاستگاهی قرآنی دارند و اثر تفسیری به حساب می آیند

.

نورسی خود در این باره می گوید: «انّ رسائل النور برهانٌ باهرٌ للقرآنِ الکریمِ و تفسیرٌ قیّمٌ له

(۱۲)

تفسیرپژوه معاصر، استاد عبدالحمید نیز در این باره چنین می گوید: «و لعلَّ هذا هو سرُّ تسمیه “رسائل النور” بأنّها تفسیرٌ حقیقیٌ للقرآنِ الکریمِ، و الحقُ اَنّ تَفسیر القرآنِ و مخاطبهَ المسلمین بآیاته لم یبارح قطّ فکر النورسیِ اِلی آخِر لحظه من لحظات حیاتِه الحافلهِ بالمحن والاحزان والعلم و الدعوه الی التمسّکِ بکتاب اللّه و سنّهِ نبیّه صلی الله علیه و آله

(۱۳)

سخن دیگر آن که می توان گفت: خود بدیع الزمان نورسی به این امر به خوبی واقف بوده و از روی عمد بدان نپرداخته است (نگارش تفسیری جامع به یک شیوه خاص). او تقیّد به یک شیوه خاص از دانش تفسیر و نگارش تفسیری جامع از سوی مفسّر را با توجه به مطالبات علمی عصر حاضر، غیر ممکن و به دور از تعهّد عالمانه می داند. از این رو، آگاهانه خود را از این ورطه می رهاند. افزون بر آن تعصّب مفسّر و پای بندی فاهمه او به یک منهج به نوعی محدودسازی تفکر قرآنی است

.

جدای از آنچه بیان شد، با تأمّل در آثار گونه گون قرآنی نورسی، می توان شیوه تفسیری او را به روشی ممزوج از شیوه تفسیر علمی، معنایی (اشاری

)

و مأثور و گاهی ادبی تعریف کرد که در آن، از حدیث، لغت، فنون ادبی و علوم جدید در رسیدن به اشارات ایمانیه و حقایق قرآنیه که به اشاره و رمز در قرآن متجلّی اند، مدد می گیرد و آن را «تفسیر معنایی» می خواند: «انّ رسائَل النورِ اتخذت هذا القسم اساسا لها مباشرهً فهی تفسیرٌ معنویٌ للقرآنِ الکریمِ بحیثُ تلزم أعتی الفلاسفه و تسکتهم

(۱۴)

نورسی در مجموع، دو نوع تفسیر از قرآن را مطرح می داند: تفسیری که به تبیین معانی و عبارات قرآن بسنده می کند وتفسیری که قدم را از معنای لفظ فراتر نهاده، به گلزار معارف اصیل قرآن ره می یابد. او رسائل النور خود را از نوع دوم می شمرد

.

نورسی در أثر انس زیاد با قرآن و تدّبر عالمانه و غامضانه در حقایق آن، به اشاراتی غیبی و الهامات ربّانی برخاسته از روح قرآن دست یازید و جملگی را وامدار عنایت الهی و از پرتو هدایت او می داند

.

شاید تا بدین جا نورسی را پیرو مکتب تفسیر اشاری پنداشته باشیم، اما چنین نیست، تاریخچه تفسیر اشاری و تأویلات عرفانی معنوی بزرگان این مکتب تفسیری آغشته از مطالب انتزاعی صرف و با زبان رمز و گفتار اشاری مملوّ از اصطلاحات غیر مأنوس در شریعت است که صرفا در محدوده ذهن مفسّر دارای اعتبار است و بس و در بیش تر موارد، برای هدایت اندیشه بشری فایده ای جز نزاع و جدلِ غیر احسن به ارمغان نمی آورد. اما تفسیر اشاری

/

معنایی نورسی دو ویژگی مهم در ساختار خود دارد

:

الف. عقلانی بودن و موافقت با مأثورات تفسیری

برخلاف دیگر تفاسیر اشاری، که عمدتا بازتاب جولان های نفس ناطقه و خالی از تقیّد به منطق عقلانی در تعامل با قرآن می باشند، نورسی افسار اخذ اشاره و برداشت از قرآن را به ید عقل سلیم داده و از نقل مأثور در این زمینه مدد جسته است. او میان عقلانیت و معناپنداری از قرآن، پیوندی ازلی ابدی برقرار ساخته و داده های وحیانی قرآن و سنّت را رهنمون عقل بشر می داند و به مدد آن دو، قرائتی عقلانی معنایی (ذوقی، اشاری) از نص قرآن و سنّت ارائه می دهد و آن را در ساختاری مستند به براهین عقلی ارائه می کند و در برخی موارد، این معنا اشاره پنهان را با وجود ضعف و خفا از اهمیت بالایی برخوردار می داند: «الاشارهُ الغیبهُ مهما کانت خفیه و ضعیفهً فهی فی نظری علی جانبٍ عظیمٍ من الاهمیهٍ و القوّهِ و ذلک لدلالتها علی صواب المسائل و قبول الخدمه

(۱۵)

البته او یافته های تأمّل خویش از معانی قرآن را جزئی از معانی کلی دانسته است و ازبیان این که آیه فقط به همین معنای دریافت شده باشد، احتراز می کند و گرایش های مختلف تفسیری و نظرگاه های مفسّران را یک معنای جزیی از مفهوم کلی می داند که قرآن در متن خود آن را داراست و برای فهم و عمل هر طبقه از اقشار انسانی با خطابی خاص و شایسته تعامل فرو فرستاده شده است

.

دکتر عشراتی سلیمان این بیان را به زبان دیگری چنین می نگارد: «لقد صدر النورسی فی تفسیرهِ للقرآنِ عَن اعتقادٍ یثبت للنص القرآنی تعددیه معنویهٍ مؤکّده، تستکنهها بصیرهُ المفسّر حسب ما یحیط به من أجواءٍ و یستغرقُه من اهتمامات. فالدّلالهُ السماویه لها تنزیلٌ واحدٌ، هو الذی نطق به سیّدنا محمد صلی الله علیه و آله و لها أیضا تنزّل، و هو نتاج القراءات المتنوعّهِ التی تستنبطها العقولُ المؤمنهُ عبرالزمانِ والمکانِ

(۱۶)

در تفسیر نورسی، قرآن را تنزیلی واحد و تنزّلی متعدد است، آنچه را حضرت محمّد صلی الله علیه و آله بدان به نام «القرآن» با شیوه وحیانی سخن گفته «تنزیل واحد» و آنچه رهاورد قراءات متعدد از این متن در مسیر زمانی مکانی تعقّل سالم بشری بوده «تنزّل متعدّد» می باشد. آری، نورسی فهم جزئی عالمان و اندیشمندان از قرآن را محدود در یک مشرب تفسیری ندانسته است و هر صنف از قشر انسانی را توانمند در تعامل با قرآن می داند

:

«

انّ جُمَل القرآنِ لاتنحصرُ فی معنی واحدٍ، بل هی فی حکمِ کلّیٍ یتضمَّنُ معانی لکلِّ طبقهٍ من طبقاتِ البشریّه، و ذلک لکون القرآن الکریم خطابا موجّها لعمومِ طبقاتِ البشر. لذا فالمعانی المبینّه هی فی حکم جزئیاتٍ لتلک القاعدهِ الکلیه، فیذکر کلُّ مفسّرٍ و کلَّ عارفٍ باللّهِ من ذالک المعنی الکلیّ شیئا و یستَندُ فی تفسیرهِ هذا امّا الی کشفیاتِهِ أو الی دلیلهِ أو الی مشربه، فیرحجُ معنی من المعانیِ

(۱۷)

ب. کارایی در حل مشکلات انسانی و توان موازنه با اندیشه های فلسفی مکاتب مادی غرب

آن چنان که پیش تر گفته شد، عمده تفاسیر اشاری رهاوردی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی برای عموم مردم و جامعه اسلامی نداشته اند و ندارند و حال آن که متن قرآن را هدفی جز هدایت همه بعدی بشریت و ایصال آن به کمال نیست. از این رو، نورسی به کارامدی تفاسیر اهمیّت فراوان قایل بود و دو عنصر زمان و مکان را دخیل در نگارش تفسیر می دانست؛ چندان که به هیچ روی، غفلت از آن دو را همسو با هدف قرآن و سنّت نمی شمرده. از این رو، تنها روش کامل در نگارش تفسیر کارامد و هماهنگ با مطالبات و چالش های معاصر را که خود قرآن نیز در سیر نزول و بیان معارف بدان توجه داشته تشکیل گروهی از دانشمندان اسلامی متخصص در مسائل قرآن می داند که با انجام پژوهش های مستوفی و متناسب با نیازهای عصر حاضر، بتوانند گامی در هدایت حیات بشری بردارند، او می گوید: «… کذلک لابدّ لکشفِ معانیِ القرآنِ و جمعِ المحاسن المتفرقهِ فی التفاسیر، و تثبیت حقائقهِ المتجلیّه بکشف الفن (العلم الحدیث) و تمخیض الزمان، من انتهاض هیئهٍ عالیهٍ من العلماء المتخصصین، المختلفین فی وجوه الاختصاص، و لهم مع دقّه نظرٍ وسعهِ فکرٍ لتفسیره

(۱۸)

شرایط زمانی عصر نورسی و اشتغالات سیاسی او در آن دوران، مانع او در نگارش تفسیر نشدند و در همان مقدار اندک، او توانمندی خویش را در نگارش تفسیری اصیل و هماهنگ با مطالبات عصر حاضر، ابراز داشت. رسائل النور او مشحون از مباحث عقیدتی، تربیتی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، عرفانی و فلسفی معاصر روزگار اوست که همگی را در پرتو قرآن یا روایات به تحریر درآورده: «فقد کتبت جمیعَ رسائل النور امّا لِشَرحِ آیهٍ أو لتوضیحِ معنی حدیثٍ شریفٍ و بیانه

(۱۹)

او این گفتارها را از برای تفنّن و یا ابراز تبحّر در دانش ننگاشته است، از پس درد بود که به درمان اندیشید. او تنها ملجأ رهایی بشر از استعمار جان و روح آن ها توسط غارتگران اندیشه و دنیای غرب را در قرآن یافته بود. او با آشنایی عمیقی که از مصایب انسان عصر خویش داشت و تمدن غرب که می رفت جهان اسلام را چو گرگی در پوستین گوسفند به کام شیطان بکشاند، به خوبی توانست آگاهانه (دست کم در ترکیه) از اسلام و قرآن دفاع کند و به فریاد بی چارگان برسد، این راز کارامدی مباحث معرفتی نورسی در حوزه تعلیم و تربیت قرآنی است که تا به امروز هم افکار و نوشته هایش در مجامع علمی مورد احترام و اهتمام بزرگان اندیشه است. از این رو، چنین رویکردی به قرآن از منظر تفسیر اشاری در جای خود، نگرشی خاص و متفاوت از اصالت مکتب تفسیر اشاری محسوب می شود و بحث درباره آن مجال بیش تری می طلبد. با این دو ویژگی، می توان گفت: نورسی قرائتی نو از معنای نص وحیانی در ساختار تفسیر ارائه کرد و بر کارامدی اسلام در تحقق سعادت دنیا و آخرت در تمامی ابعاد برای بشر امروز پای فشرد

.

عبدالرحمن بکیر نیز به همین نتیجه رسیده است؛ او می گوید: «یبدو أنّ بدیعَ الزمانِ أرادَ أن یسلک طریقا جدیدا فی التفسیرِ، یتمثَّلُ فی إثبات أنّ الاسلامَ هو الدین الحقُّ الّذی تتحققُ به السعادهُ فی الدنیا والآخرهِ

(۲۰)

و انصافا خود نورسی نیز این گفته خود را درباره قرآن با چنین پژوهش هایی به عرصه عمل رسانید: «لأبرهنّن للعالِم أَنّ القرآنَ شمسٌ معنویهٌ، لا یخبوسناها و لا یُمکن اطفاء نورها

(۲۱)

شرایط تفسیر عصری از نگاه نورسی

الف. تشکیل هیأتی از دانشمندان متخصص در حوزه های گوناگون علوم اسلامی و جدید؛

ب. توجه به دو عنصر زمان و مکان در نگارش تفسیر، (کارامدی و عصری بودن تفاسیر)؛

ج. آزادی اندیشه و عدم تعصّب مفسّر

.

نورسی از ضرورت آزاداندیشی مفسّر و دوری از تعصّب در تعامل با قرآن و نگارش تفسیر، به عنوان پیش شرطی بسیار مهم در سامان دهی پژوهش های قرآنی یاد می کند و بر آن تأکید می ورزد؛ چرا که بدون آن نتوان به پژوهشی کارامد و همسوی با مقاصد قرآن دست یافت. او در این باره می گوید: «لا یتحصَّلُ له [المفسِّر] تفسیر لائق لف من فهم الفرد الّذی قلّما یخلُص من التعصُّب لمسلکه و مشربه؛ اذ فهمه یخصُّه لیس له دعوهُ الغیر الیه

فکما لابدُّ لتنظیم الاحکام و اطرادها و رفع الفوضی الناشئهِ من حریّهِ الفکر مع إهمال الاجماع مِن وجودِ هیئهٍ عالیهٍ من العلماءِ المحققین

(۲۲)

اعجاز قرآن در نگاه نورسی

نورسی در رسائل النور و دیگر آثار خویش، با روشی بدیع و استوار، عظمت قرآن و آموزه های بی بدیل آن را آشکار ساخت. او دنیای غرب و غرب زدگان مسلمان را به تعالیم آن دعوت کرد. در عصری که همه چیز رنگ و بوی مادی و لذّت به خود گرفته بود و آسمانی شدن در کره خاکی هیچ معنایی در قاموس اندیشه متفکران غرب نداشت، نورسی با نگرشی نو نقاب از چهره فروزان کلام الهی برانداخت و همگان را به تماشای این گلزار وحیانی محمد صلی الله علیه و آله فرا خواند. او چون معتقد به طراوت دایمی وحی و گزارهای آن بود، راه و اندیشه پیشینیان قرآن پژوه را خلعتی امروزین پوشاند و در ساختاری تازه و ابتکاری، طرح دیرین «اعجاز قرآن» را در جای جای آثار خویش به تناسب موضوع و در دگر جای ها به طور مستقل و مجزا سامان داد، اما نخست توان خود را در زبان فهم قرآن مضاعف ساخت و از سال ۱۸۸۲ م تا ۱۸۸۸ م به طور جدّی به مطالعه و پژوهش در زبان عربی پرداخت و بیش تر همّت و وقت خود را مصروف مطالعه کتب صرف و نحو نمود. پاسخ های او به پرسش های فتح الله افندی، دانشمند معروف ترک، به خوبی حکایتگر اطلاع و گستره دانش او پیرامون علوم و فنون ادبیات عرب می باشند

.

جدای از ممارست علمی، علاقه وافر نورسی به زبان عربی برای چشیدن حلاوت قرآن و درک زیبایی های شیوه بیانی آن، به همراه پسند الهی از زبان عرب به عنوان «لغت عبادات»، این پژوهش را سرعت و دقّت مضاعفی می بخشید، آن گونه که در اندک زمانی جملگی آثار موجود در بلاغت و ادبیات عرب را با نبوغ سرشار خویش، مطالعه کرد و آن ها را به خاطر سپرد و این اندوخته های زبان شناسی عرب را در ابعاد گوناگون مباحث اعجاز قرآن به منصه ظهور رسانید. نورسی بر این عقیده اصرار داشت که علوم ادبی اساس فهم نصوص و استنباط احکام شرعی می باشند و از این رو، مدت های مدید جز مطالعه و تدریس صرف و نحو و بلاغت به دانش دیگری نپرداخت، تا جایی که نظراتی را در این حوزه ارائه کرد .او المثنوی العربی النوری و إشارات الاعجاز فی مظان

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *