تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل بایدها و نبایدهای بازار و اقتصاد در نگاه امام صادق علیه السلام، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل بایدها و نبایدهای بازار و اقتصاد در نگاه امام صادق علیه السلام شامل 79 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل بایدها و نبایدهای بازار و اقتصاد در نگاه امام صادق علیه السلام در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل بایدها و نبایدهای بازار و اقتصاد در نگاه امام صادق علیه السلام با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل بایدها و نبایدهای بازار و اقتصاد در نگاه امام صادق علیه السلام نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل بایدها و نبایدهای بازار و اقتصاد در نگاه امام صادق علیه السلام هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل بایدها و نبایدهای بازار و اقتصاد در نگاه امام صادق علیه السلام اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بایدها و نبایدهای بازار و اقتصاد در نگاه امام صادق علیه السلام :

تلاش و کوشش

یکی از اصول اقتصادی حضرت صادق(ع) تلاش دائم و پایداری در راه هدف است. تحرک و پویایی که از اعتقاد راسخ انسان به مقاصد خویش سرچشمه می گیرد، در راه رسیدن به مراد ضروری ترین عامل به شمار می آید. انسان مسلمان برای رسیدن به سعادت اخروی باید در امور دنیوی خویش نیز تلاش کند و آن را به عنوان وسیله و پلی برای وصال به مطلوب بنگرد.

علی بن عبدالعزیز می گوید: امام صادق(ع) روزی از من احوال عمر بن مسلم را پرسید، عرضه داشتم فدایت شوم او از تجارت دست برداشته و به عبادت و نماز و دعا روی آورده است. امام فرمود: «وای بر او! آیا او نمی داند که هر کس به دنبال دنیا و کسب روزی حلال نرود، دعایش مستجاب نخواهد شد.» سپس امام افزود: هنگامی که آیه «من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب»[۱]؛ هر کس تقوای الهی پیشه کند (خداوند) راه خروج از مشکلات را برایش قرار می دهد و از جایی که گمان نمی برد روزی اش می دهد.» نازل شد، تنی چند از اصحاب پیامبر(ص) از کسب و کار دست کشیده و درها را به روی خود بسته، مشغول عبادت شدند تا خداوند متعال روزی آنان را از طریق عبادت برساند. هنگامی که رسول اکرم(ص) خبردار شد، آنان را احضار نمود و فرمود: «شما به چه انگیزه ای از کسب و کار دست کشیده و از جامعه فاصله گرفته و به عبادت پرداخته اید؟» گفتند: «یا رسول الله! خداوند روزی ما را تکفل کرده و ما هم به عبادت او روی آورده ایم.» رسول خدا (ص) فرمود: «انه من فعل ذلک لم یستجب له، علیکم بالطلب؛ هر کس چنین کند دعای او پذیرفته نخواهد شد، بر شما باد به کسب [روزی و درآمد].»[۲]

در روایت دیگری حضرت تلاش حضرت علی(ع) را به تصویر کشیده و به عنوان الگو مطرح می شود. «عَن أَبِی عَبدِاللَّهِ(ع) أَنَّ عَلِیاً(ع) أَعتَقَ أَلْفَ مملُوک من کدِّ یدِه؛ امام صادق(ع) فرمود: «علی(ع) هزار بنده از دست رنج خود (خرید و در راه خدا) آزاد کرد.»[۳]

و نیزحضرت امام صادق(ع) در سخن دیگری توضیح می دهد که برخی از افراد دعایشان هیچ گاه به اجابت نخواهد رسید و از جمله فرمود: «أَربَعَهٌ لَا تُستَجَابُ لَهُمْ دَعْوَهٌ رَجُلٌ جَالِسٌ فِی بَیتِهِ یقُولُ اللَّهُمَّ ارزُقنِی فَیقَالُ لَه أَ لَم آمرک بالطَّلَبِ؛[۴] مردی در خانه اش نشسته و مدام می گوید خدایا! به من روزی عطا کن! به او گفته می شود آیا تو را فرمان ندادم به طلب [روزی]».

در هر صورت، برای رسیدن به مقصود باید تلاش نمود و در راه آن مشکلات و سختی ها را تحمل کرد تا اینکه از دیگران بی نیاز شده، به استقلال اقتصادی برسیم.

عطار نیشابوری می گوید:

به یکباری نیاید کارها راست

به باید کرد ره را بارها راست

به یک ضربت نخیزد گوهر از سنگ

به یک دفعت نریزد شکر از تنک

نگردد پخته هر دیگی به یک سوز

نیاید پختگی میوه به یک روز

حرص ممنوع

از دیگر اصول اقتصادی حضرت صادق(ع) ممنوعیت حرص است، در عین حال که کار جهاد است و تلاش مطلوب ولی حرص بیش از اندازه شدیدا منع شده است.

علی(ع) فرمود: «أی بُنَی، الحِرصُ مِفتاحُ التَّعَبِ، ومَطیهُ النَّصَبِ، وداعٍ إلی التَقَحُّم فی الذُّنوبِ والشَّرَهُ جامِعٌ لمساوِئ العُیوب ؛[۵] پسر جان! حرص کلید رنج است و مرکب مشقت و باعث فرو رفتن در گناه، آزمندی و شکم بارگی همه عیب ها را دارد.»

انسان حریص و دنیاپرست همانند کرم ابریشم می ماند که هر چه بیشتر می بافد، خروج خودش را از داخل آن را غیر ممکن می سازد و در آنجا با غم و اندوه می میرد.

حضرت صادق(ع) در این زمینه می فرماید: «حضرت عیسی(ع) با سه نفر دیگر همراه بودند ناگاه به کنار طلاهایی رسیدند که چشمان آن سه نفر به آنها دوخته شده بود، حضرت عیسی(ع) فرمودند این ها مردم را می کشند!! به آنها اعتنا نکنید و از آنجا گذشتند، سپس هریک از آن همراهان با اعتذار از آن پیامبر برگشتند و در کنار طلا ها جمع شدند؛ آنگاه آنان از میان خود یکی را برای تهیه نان و طعام فرستادند و آن دو نفر باقی مانده مصمم شدند پس از مراجعت نفر سوم او را به قتل برسانند تا بدینوسیله سهم او را از آن خود کنند!! وآن سومی نیز غذا را مسموم ساخت تا آن دو نفر با خوردن غذای مسموم بمیرند و سهم آن دو را به خود اختصاص دهد!! چون نفر سومی برگشت، وی را به قتل رساندند وآن دو نفر با خوردن غذای مسموم از بین رفتند و هلاک شدند!! در حالی که سه نفر مرده بودند کنار طلا ها، حضرت مسیح برگشت و همراهان را مرده دید! با اذن خداوند آنان را زنده کرد و به مذاکره پرداخت و فرمود: مگر به شما نگفتم که این طلا مردم را می کشد؟»[۶]

در جای دیگر حضرت صادق(ع) زیان حرص و دلبستگی به دنیا را اینگونه بیان فرمود: «عنِ ابنِ أَبی یعفُورٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) یقُولُ مَن تَعَلَّقَ قَلْبُهُ بِالدُّنیا تَعَلَّقَ قَلْبُهُ بِثَلَاثِ خِصَالٍ هَمٍّ لَا یفنَی وَ أَمَلٍ لَا یدرَک وَ رَجَاءٍ لَا ینَالُ؛[۷] ابن یعفور می گوید از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: «هرکس به دنیا دل بسته باشد گرفتار سه بلای بزرگ می شود: ۱- غمی که خلاصی ندارد، ۲- آرزوی طولانی که به آن نمی رسد، ۳- و امیدی که دست نمی یابد.»

«عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: مَثَلُ الدُّنْیا کمَثَلِ ماءِ الْبحْرِ کلَّمَا شَرِبَ مِنْهُ الْعَطْشَانُ ازْدَادَ عَطَشاً حَتَّی یقْتُلَهُ؛ از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: «دنیا مثل آب (شور) دریاست که آدم تشنه هر چه از آن بخورد تشنه تر می شود تا اینکه انسان را هلاک می کند.»[۸]

حضرت در حدیث دیگر می فرماید: «إنَّ اللّه عزّ و جلّ تَطَوّلَ علی عِبادِهِ بالحَبَّهِ فسَلّطَ علَیها القُمَّلَهَ، ولو لا ذلک لخَزَنَتْها المُلوک کما یخزُنونَ الذَّهَبَ و الفِضَّهَ؛[۹] خداوند عزّ و جلّ با نعمت دانه (گندم و…) بر بندگانش منت نهاد و شپش را آفت آن قرار داد و اگر نه چنین بود زمامداران آن را نیز همچون زر و سیم می اندوختند».

پس انداز برای روز مبادا

با اینکه گفته شد اسلام با حرص و ولع به دنیا به شدت مخالف است، ولی پس انداز به اندازه نیازهای ضروری به صورت سرمایه و نه کالا مورد توصیه اسلام است.

امام صادق(ع) همواره توصیه می کرد که هر شخصی باید برای آینده خود پس انداز داشته باشد تا اگر خدای ناکرده مشکلی برایش پیش آمد یا نیازی به پول پیدا کرد محتاج دیگران نباشد. یکی از یاران امام به نام «مسمع» می گوید: «روزی با مولایم حضرت صادق(ع) مشورت کرده، عرض کردم: سرورم! من زمینی دارم که مشتری خوبی برایش آمده و به قیمت مناسب از من می خواهد. امام فرمود: ای ابا سیار! آیا می دانی که هر کس ملک خود را بفروشد مال او از بین خواهد رفت. عرض کردم: فدایت شوم، من آن را به قیمت خوبی می فروشم و زمین بزرگ تری را می خرم. امام(ع) فرمود: در این صورت اشکالی ندارد.»[۱۰]

آن حضرت می فرمود: «از نزدیک ترین یاران پیامبر(ص)که شما آنها را به فضل و زهد و تقوا می شناسید، سلمان و ابوذر هستند. شیوه سلمان چنین بود که هرگاه سهمیه سالانه اش را از بیت المال دریافت می کرد، مخارج یک سالش را ذخیره و پس انداز می کرد تا زمانی که در سال آینده نوبت سهمیه اش برسد. به او اعتراض کردند که تو با این همه زهد و تقوا در فکر ذخیره آینده ات هستی! شاید امروز و فردا مرگ تو برسد! سلمان در جواب می فرمود: شما چرا به مردن فکر می کنید و به باقی ماندن نمی اندیشید؟

ای انسان های جاهل! شما از این نکته غفلت می کنید که نفس انسان اگر به مقدار کافی وسیله زندگی نداشته باشد، در اطاعت حق کندی و کوتاهی می کند و نشاط و نیروی خود را در راه حق از دست می دهد؛ ولی همین قدر که به اندازه نیازش وسیله و مال دنیا فراهم شد با اطمینان و آرامش بیشتری به اطاعت حق می پردازد.»[۱۱]

سَمِعتُ أَبَا عَبدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ یقُولُ: «لَا خَیرَ فِی مَن لَایحِبُّ جَمعَ الْمَالِ مِن حَلَالٍ یکفُّ بِهِ وَجهَهُ، وَ یقضِی بهِ دَینَهُ، وَ یصِلُ بِهِ رَحِمَهُ».

راوی گوید از حضرت صادق(ع) شنیدم که می فرمود: «کسی که از راه حلال و به انگیزه حفظ آبرو و ادای قرض و رسیدگی به خانواده و فامیل به دست آوردن مال را دوست نداشته باشد، در او هیچ گونه خیری نیست.»[۱۲]

احتکار و ترور اقتصادی ممنوع

تمام انسان ها به ویژه مسلمانان وظیفه دارند رفاه وآسایش یکدیگر را در نظر بگیرند و از هرگونه اعمال فشار و ضرر و زیان به همدیگر دوری گزینند. مخصوصاً در مسئله کاسبی و بازار و تجارت با انصاف و برادری برخورد کنند و ارزاق عمومی و نیازهای ضروری و اجتماعی را فراهم سازند و از گرانفروشی و احتکار اجناس عمومی بپرهیزند و فرهنگ اصیل اسلامی نسازند و مردم و جوامع بیگانه را به دستورات دینی بد نکنند و اعتماد متقابلی که ملت به آنان دارند به خیانت و ترور اقتصادی تبدیل نکنند.

احتکار چیست؟

احتکار از واژه «حکر» در معانی مختلفی به کار رفته است و در جمع بندی می توان آن را به معنای «حبس و نگهداری طعام و یا اجناس ضروری جامعه و مردم برای گرانفروشی» گرفت و «محتکر» کسی است که ارزاق عمومی و لوازم ضروری مردم را برای رسیدن به پول بیشتر انبار نموده و از عرضه کردن به موقع آنها خود داری می کند.»

از حضرت صادق(ع) سئوال شد که احتکار چیست؟ فرمود: «وَ عن جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ(ع) أَنَّهُ قَالَ: إِنَّمَا الْحُکرَهُ أَن تَشتَرِی طَعَاماً لَیس فی الْمِصرِ غَیرُهُ فَتَحتَکرَهُ وَ إِن کانَ فِی الْمِصرِ طَعَامٌ أَو مَتَاعٌ غَیرُهُ أَو کانَ کثِیراً یجِدُ النَّاسُ مَا یشتَرُونَ فلَا بأْسَ بهِ؛[۱۳] احتکار آن است که طعامی را خریداری کنی و دراختیار خود نگهداری که در شهر نایاب باشد؛ بنابراین اگر در میان مردم جنس (فراوان) یافت و خرید فروش کرد، نگهداری تو احتکار محسوب نمی شود.»

از این روایت به خوبی استفاده می شود که احتکار در صورتی متصور است که جنس در بازار و در دست مردم نباشد و کسی و یا کسانی از همان حبس کنند، اما اگر آذوقه عمومی و یا لوازم ضروری در میان مردم فراهم باشد، نگهداری مشابه آن احتکار نیست.

حضرت صادق (ع) آنچه می گوید در قدم اول خودش به خوبی عمل می کند. از جمله در مورد گرانفروشی و احتکار به نمونه هایی توجه شود:

۱- امام صادق (ع) به خدمتکار خویش، «مصادف» یک هزار دینار داد و به او گفت: «آماده شو تا برای کاری تجاری به مصر روی، زیرا تعداد خانواده من زیاد است.» مصادف، وسایل سفر را فراهم آورد و با بازرگانان به مصر رفت. چون نزدیک شهر رسید، کاروانی تجاری در بیرون شهر به استقبال آنان آمد. از آن کاروان درباره وضعیت کالایی که با خود آورده بودند سئوال کردند که آیا در مصر چنین کالایی هست یا نه؟ کاروانیان پاسخ دادند که چنین کالایی در مصر نیست. آنگاه سوگند خوردند و قرارداد بستند که از هر دینار یک دینار سود بگیرند (یعنی سود را مضاعف قرار دهند)، آنان بعد از فروش اجناس، پول خود را گرفتند و به مدینه برگشتند.

مصادف نزد امام صادق(ع) رفت. دو کیسه در دست داشت که در هر کیسه یک هزار دینار بود. عرض کرد: «فدایت شوم این کیسه سرمایه و این یکی سود است.» امام پرسید: «این سود، بسیار است، مگر شما با این کالا چه کردید؟» مصادف داستان تجارت خود را برای امام گفت. آن حضرت با شنیدن حرف‎های مصادف فرمود: «سبحان الله! آیا بر قومی از مسلمانان سوگند یاد کرده اید که کالای خود را به آنان نمی فروشید مگر آنکه در ازای هر دینار، یک دینار سود بگیرید؟» آنگاه یکی از دو کیسه را برداشت و فرمود: «این سرمایه من است و ما نیازی به سود نداریم.» سپس فرمود: «یا مصادف! مجالده السیوف أهون من طلب الحلال؛ ای مصادف! چکاچک شمشیرها آسان تر از یافتن روزی حلال است.»[۱۴]

۲- راهکار امام صادق(ع) برای مبارزه با گرانی نرخ گندم

نرخ نان روز به روز در مدینه بالا می رفت. نگرانی و وحشت بر همه مردم مستولی شده بود. کسی که آذوقه سال را تهیه نکرده بود، در تلاش بود که تهیه کند. در این میان مردمی هم بودند که به واسطه تنگدستی مجبور بودند روز به روز آذوقه خود را از بازار بخرند.

امام صادق(ع) از معتب وکیل خرج خانه خود پرسید: «امسال در خانه گندم داریم؟» معتب پاسخ داد: « بلی یابن رسول الله. به قدری که چندین ماه را کفایت می کند گندم ذخیره داریم.» امام فرمود: «آنها را به بازار ببر و

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *