تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل بحثی در باره اخبار کُر – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل بحثی در باره اخبار کُر شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل بحثی در باره اخبار کُر گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بحثی در باره اخبار کُر با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بحثی در باره اخبار کُر از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بحثی در باره اخبار کُر با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بحثی در باره اخبار کُر را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بحثی در باره اخبار کُر :

نوشتاری که در پیش روی دارید، کندوکاو و پژوهش فقهی است درباره حکم آب قلیل هنگامی که با نجاست برخورد کند.

نویسنده در این مقال، به رد و نقد دیدگاه مشهور:

«آب قلیل، در برخورد با نجاست، اگرچه رنگ و بو و مزه آن تغییر نکند، نجس می شود.»

می پردازد و پس از بررسی و درنگ، دیدگاه فقیه نامور و برجسته شیعی، ابن ابی عقیل عمانی: «آب قلیل، دربرخورد با نجاست، اگر رنگ و بو و مزه آن تغییر نکند، نجس نمی شود» را با عقل و نقل هماهنگ و سازوار می یابد و می پذیرد.

ابن ابی عقیل عمانی، که دیدگاه وی در این مقال در حکم آب قلیل، در هنگام برخورد با نجاست، پذیرفته شده، در جهان اسلام، جایگاه علمی والایی، داشته و علمای رجال، وی را در حد اعلی ستوده اند:

نجاشی، ابن عقیل را فقیه و ثقه می شمارد و از کتاب «التمسک بحبل آل الرسول » وی یاد می کند و می نویسد:

«این اثر، در میان امامیه شهرت تام دارد و کسانی که از خراسان به قصد سفر حج از عراق می گذرند، از این کتاب سراغ می گیرند.»

بحرالعلوم درباره وی می نویسد:

«حال این شیخ جلیل در وثاقت و علم و فضل و کلام و فقه، روشن تر از آن است که نیازی به بیان داشته باشد. علمای ما، بویژه محقق و علامه حلی، به نقل فتاوا و ضبط دیدگاههای وی، توجه بسیار دارند.

وی، نخستین عالمی است که فقه را مهذب کرد و اجتهاد و نظر را به کار بست و در ابتدای غیبت کبری، باب بحث از اصول و فروع را گشود:فتق البحث عن الاصول والفروع.»

وی، از مشایخ استاد شیخ مفید و جعفربن محمدبن قولویه است.

فقه

در این مقال، به شرح، درباره اخبار کر بحث می کنیم و همه زوایای این مساله را به بوته بررسی می نهیم، تا روشن شود که آیا این مطلب مشهور که می گویند: اگر آب، حتی یک گرم از کر کم تر باشد در برخورد با نجاست نجس می شود، قابل قبول است، یا این که در این مساله حق با فقیه بزرگ، ابن ابی عقیل عمانی (۱) و همفکران اوست که این مطلب را قبول ندارند.

روایات مربوط به کر، سه دسته اند: یک دسته مقدار کر را با مساحت تعیین کرده و دسته دوم با وزن و دسته سوم تعبیرات دیگری غیر از مساحت و وزن دارند که شرح آنها در ذیل می آید:

تعیین کر با مساحت

روایاتی که مقدار کر را با مساحت تعیین کرده اند، مختلف و دارای اندازه های گوناگونند، بدین شرح:

۱. روایت اسماعیل بن جابر قال:

«قلت لابی عبدالله(ع) الماء الذی لاینجسه شئ؟

قال: ذراعان عمقه فی ذراع وشبر وسعه (سعته)» (۲)

اسماعیل بن جابر می گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: آبی که چیزی آن را نجس نمی کند، کدام است؟

فرمود: آبی است که دو ذراع ژرفای آن باشد و یک ذراع و یک وجب گستره آن.

باید دانست که مقصود از گستره آب هم طول است و هم عرض و ذراع که از آرنج دست تا سر انگشتان است دو وجب محسوب می شود و در این روایت، ژرفای آب، چهار وجب به شمار آمده و هر کدام از طول و عرض آن سه وجب، که حاصل ضرب مجموع ۳۶ وجب می شود.

۲. مرسله صدوق در کتاب مجالس ( امالی) قال:

«و روی ان الکر هو مایکون ثلاثه اشبار طولا فی ثلاثه اشبار عرضا فی ثلاثه اشبار عمقا.» (۳)

روایت شده است: کر سه وجب طول، ضرب در سه وجب عرض ضرب در سه وجب عمق است که حاصل ضرب مجموع ۲۷ وجب می شود.

روایت اسماعیل بن جابر از امام صادق(ع) نیز با مرسله یاد شده مضمونش یکی است که ضمن آن می گوید:

«قلت: ما الکر؟

قال: ثلاثه اشبار فی ثلاثه اشبار.» (۴)

پرسیدم: کر چه قدر است؟

فرمود: سه وجب ضرب در سه وجب.

مقصود سه وجب در سه بعد طول و عرض و عمق است که حاصل ضرب مجموع ۲۷ وجب می شود و احتمال دارد صدوق که گفته است: «وروی » مقصودش همین روایت اسماعیل بن جابر باشد که صدوق حاصل معنای آن را آورده است.

۳. مرسله صدوق در کتاب مقنع قال:

«روی ان الکر ذراعان و شبر فی ذراعین وشبر». (۵)

روایت شده که کر دو ذراع و یک وجب ضرب در دو ذراع و یک وجب است.

معلوم است که مقصود، دو ذراع و یک وجب در سه بعد طول و عرض و عمق است و چون یک ذراع دو وجب است، دو ذراع و یک وجب، پنج وجب می شود و این حدیث می خواهد بگوید:

مقدار کر پنج وجب طول، ضرب در پنج وجب عرض، ضرب در پنج وجب عمق است که حاصل ضرب آن ۱۲۵ وجب می شود.

۴. حدیث ابوبصیر، قال:

«سئلت اباعبدالله(ع) عن الکر من الماء کم یکون قدره؟ قال: اذا کان الماء ثلاثه اشبار و نصف فی مثله ثلاثه اشبار و نصف فی عمقه فی الارض فذلک الکر من الماء.» (۶)

ابوبصیر می گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: یک کرآب چقدر است؟

فرمود: وقتی که آب سه وجب و نیم طول، ضرب در سه وجب ونیم عرض ضرب در سه وجب و نیم عمق شود، این مقدار آب کر است که حاصل ضرب آن ۴۲ وجب و هفت هشتم وجب می شود.

۵. حدیث حسن بن صالح ثوری از امام صادق(ع) قال:

«اذا کان الماء فی الرکی کرا لم ینجسه شئ.

قلت: وکم الکر؟ قال: ثلاثه اشبار ونصف طولها فی ثلاثه اشبار و نصف عمقها فی ثلاثه اشبار ونصف عرضها.» (۷)

اگر آب در چاه به قدر کر باشد، چیزی آن را نجس نمی کند.

گفتم: کر چقدر است؟

فرمود: سه وجب و نیم طول ضرب در سه وجب و نیم عمق ضرب در سه وجب و نیم عرض.

با توجه به این که به طور معمول چاه چهارگوش نیست، بلکه به شکل دایره است، آب چاه به شکل اسطوانه خواهد بود و از طرفی حجم اسطوانه ای که هر یک از قطر قاعده و ارتفاع آن سه وجب و نیم باشد، کم تر از حجم مکعبی است که هر یک از اضلاع قاعده و نیز ارتفاع آن سه وجب و نیم باشد، زیرا حجم اسطوانه مفروض از ۳۴ وجب قدری کم تر است در حالی که حجم مکعب مفروض ۴۲ وجب و هفت هشتم وجب است. بنابراین، باید بین مقدار کر که در حدیث حسن بن صالح ثوری آمده با آنچه در حدیث ابوبصیر است، فرق گذاشت و آنچه در حدیث حسن بن صالح آمده باید اندازه جداگانه ای برای کر به شمار آید.

در این پنج روایت، مقدار آب کر با مساحت تعیین شده و پنج مساحت مختلف ارائه گردیده که کم ترین این مساحتها ۲۷وجب و بیش ترین آنها ۱۲۵ وجب است، با بیش از چهار برابر تفاوت.

تعیین مقدار کر با وزن

روایاتی نیز وجود دارد که مقدار کر را با وزن تعیین کرده اند بدین شرح:

۱. مرسله ابن ابی عمیر از بعض اصحابش از امام صادق(ع) قال:

«الکر من الماء الذی لاینجسه شئ الف و ماتا رطل.» (۸)

کر آب که چیزی آن را نجس نمی کند، هزار و دویست رطل است.

۲. مرفوعه عبدالله بن المغیره از امام صادق(ع):

«ان الکر ستماه رطل.» (۹)

کر ششصد رطل است.

و نیز حدیث محمدبن مسلم از امام صادق(ع) که در پایان آن فرمود:

«والکر ستماه رطل ». (۱۰)

کر ششصد رطل است.

در روایات بالا، مقدار کر با وزن تعیین شده است که دو اندازه مختلف را ارائه داده اند: ۱۲۰۰ رطل و ۶۰۰ رطل.

تعیین کر با غیر مساحت و وزن

روایات دیگری نیز وجود دارد که برای تعیین آب کر و آبی که به ملاقات نجاست نجس نمی شود تعبیراتی غیر از مساحت و وزن در آنها به کار رفته است، بدین شرح:

۱. مرسله عبدالله بن المغیره از بعض اصحابش از امام صادق(ع) قال:

«الکر من الماء نحو حبی هذا واشار الی حب من تلک الحباب التی تکون بالمدینه.» (۱۱)

آب کر به اندازه این حب آب من است و اشاره کرد به حبی از حب هایی که در مدینه هست.

۲. مرسله دیگر عبدالله بن المغیره از بعض اصحابش از امام صادق(ع) قال:

«اذا کان الماء قدر قلتین لم ینجسه شئ والقلتان جرتان ». (۱۲)

اگر آب به قدر دو قله باشد چیزی آن را نجس نمی کند و دو قله; یعنی دو جره.

جره: ظرفی است از جنس سفال، دارای شکم بزرگ و دو دسته و دهانه فراخ. المنجد.

۳. حدیث زراره از امام محمدباقر(ع) قال:

«اذا کان الماء اکثر من روایه لم ینجسه شئ.» (۱۳)

اگر آب بیش تر از راویه باشد، چیزی آن را نجس نمی کند.

روایه: ظرف آبی است که از سه جلد درست می شود. المنجد

۴. حدیث ابوبصیر از امام صادق(ع) قال فیه:

«… لایشرب سؤر الکلب الا ان یکون حوضا کبیرا یستقی منه.» (۱۴)

آب نیم خورده سک را نباید خورد، مگر این که حوض بزرگی باشد که از آن آب بر می دارند.

۵. حدیث علی بن جعفر از امام موسی بن جعفر(ع) قال:

«سئلته عن الدجاجه والحمامه واشباههما تطا العذره ثم تدخل فی الماء، یتوضا منه للصلوه؟ قال: لا، الا ان یکون الماء کثیرا قدر کر من ماء.» (۱۵)

از امام پرسیدم: مرغ و کبوتر و مانند آنها پا روی عذره می گذارند و سپس در آب داخل می شوند، آیا با این آب می توان وضو گرفت برای نماز؟ فرمود: نه، مگر این که آب زیاد باشد، مانند آب کر.

۶. حدیث عمار از امام صادق(ع) قال:

«سئل ابوعبدالله(ع) عن البئر یقع فیها زبیل عذره یابسه او رطبه؟ فقال: لاباس اذا کان فیها ماء کثیر.» (۱۶)

از امام سؤال شد از چاهی که یک زنبیل عذره (مدفوع) خشک یا تر در آن می ریزد حکمش چیست؟ فرمود: مانعی ندارد به شرط این که آب چاه زیاد باشد.

۷. حدیث صفوان جمال از امام صادق(ع) قال:

«سئلت ابا عبدالله(ع) عن الحیاض التی ما بین مکه الی المدینه تردها السباع وتلغ فیها الکلاب وتشرب منها الحمیر ویغتسل فیها الجنب ویتوضا منها؟ قال: وکم قدر الماء؟ قلت: الی نصف الساق و الی الرکبه، فقال: توضا منها.» (۱۷)

از امام پرسیدم از حکم حوض هایی که میان مکه و مدینه اند و حیوانهای درنده بر آنها وارد می شوند و سگها در آنها زبان می زنند و الاغها از آنها آب می خورند و جنب در آنها غسل می کند و از آنها وضو گرفته می شود؟ [یا شستشو می شود]

امام پرسید: عمق آب چقدر است؟

گفتم: تا نصف ساق و تا زانو.

فرمود: از آنها وضو بگیر [یا شستشو کن]

قدر مشترک بین این هفت روایت

در این هفت روایت، مقدار کر و آبی که دربرخورد با نجاست نجس نمی شود، نه با مساحت، تعیین شده است و نه با وزن، بلکه در روایت اول کر به قدر یک حب آب تعیین شده که حب به معنای جره است (المنجد) وجره ظرف سفالین بزرگی بوده است دارای دو دسته و دهانه فراخ. و در روایت دوم، آبی که با ملاقات نجاست نجس نمی شود، به قدر دو قله مشخص شده که قله به معنای جره تفسیر گشته و در روایت سوم، آب بیش تر از راویه ذکر شده و راویه ظرف بزرگی است که برای ذخیره آب از سه پوست حیوان درست می کرده اند (المنجد). و در روایت چهارم حوض کبیر آمده که اندازه معینی ندارد. و در روایت پنجم کر و کثیر با هم ذکر شده است که مقدار هیچ کدام تعیین نشده و در روایت ششم ماء کثیر تعبیر شده که اندازه معینی ندارد و در روایت هفتم آب حوض تا نصف ساق یا تا زانو آمده که اندازه معینی ندارد.

باید گفت: قدر مشترک بین این هفت روایت، آب کثیر است و آب کثیر در مقابل آب کاسه و کوزه و دلو و مانند اینهاست که با آنها از حب و حوض و چاه و نهر، آب بر می دارند برای مصرف کم وچون «کثیر» مقدار مشخصی ندارد، طبعا به طور نسبی لحاظ می شود. بنابراین، روایتی که در مورد آب استنجاء وارد شده و می گوید: آب استنجاء پاک است چون «الماء اکثر من القدر» (۱۸) یعنی چون آب بیش تر از مقدار نجاستی است که به وسیله آن شسته می شود و بدین سبب آب بر نجاست غلبه می کند، از این روی، آب پاک است و نیز روایتی که درباره آب بارانی که از روی بام آلوده به نجاست عبور می کند و از سقف به پایین می چکد می گوید: این آب پاک است چون «ما اصابه من الماء اکثر» (۱۹) یعنی آب باران بیش تر از نجاست باقی مانده روی بام است، این دو روایت را باید در ردیف روایاتی قرار داد که می گوید: «آب کثیر با ملاقات نجاست نجس نمی شود» و درصحیحه شهاب عبد ربه از امام صادق(ع) آمده است:

«کلما غلب کثره الماء فهوطاهر.» (۲۰)

هر جا زیادی آب بر نجاست غلبه کند، آب پاک است.

با این بیان باید زیاد بودن آب نسبت به نجاستی که با آن برخورد می کند، سنجیده شود; یعنی اگر آب در برخورد با نجاست دگرگون نشود و رنگ و بو و مزه نجاست نگیرد، این آب نسبت به نجاست، کثیر است در برخورد با نجاست، نجس نمی شود.

طرح چند سؤال

با توجه به روایات بالا که درباره آب کر و آبی که با ملاقات نجاست نجس نمی شود وارد شده است چند سؤال مطرح می شود:

سؤال اول: آیا در واقع شارع می خواسته است بگوید: آب اگر یک گرم از کر کم تر باشد با ملاقات نجاست نجس می شود و اگر این یک گرم کمبود افزوده شد، چنان تحولی در آب رخ می دهد که از برخورد با نجاست اثر نمی پذیرد؟

سؤال دوم: این اختلاف شدید در روایات، مربوط به اندازه گیری کر برای چیست که درکر مساحتی از ۲۷ وجب تا ۱۲۵ وجب، که بیش از چهار برابر ۲۷ وجب است، وارد شده و در کر وزنی، ۱۲۰۰ رطل و نیز ۶۰۰ رطل گفته شده است؟

سؤال سوم: کر وزنی، به قول مشور وزنش بیش از ۱۱۷ کیلو گرم از کر مساحتی به قول مشهور کم تر است. (۲۱) حالا آیا می توان پذیرفت که آبی را اگر با وزن اندازه گیری کنیم و ۶۴من شاه و ۲۰ مثقال کم تر باشد، با ملاقات نجاست نجس نمی شود، ولی اگر همین آب را بدون این که کم یا زیادشود، با مساحت اندازه بگیریم باملاقات نجاست نجس می شود، چون مساحت آن کم تر از ۴۲ وجب و هفت هشتم وجب است؟

می دانیم که تشریع باید موافق تکوین باشد و از طرفی اندازه گیری یک آب با وزن یا با مساحت، در طبیعت آب تاثیری ندارد که اگر با وزن سنجیده شود، سبب نجس نشدن آب در برخورد با نجاست شود و اگر با وجب سنجیده شود، سبب نجس شدن آب در برخورد با نجاست شود، چه پاسخ منطقی می توان به این پرسش بجا و علمی داد که عقل را قانع کند و جهانیان را به استواری احکام اسلام آشنا سازد.

سؤال چهارم: اگر قرار بوده است اندازه کر به طور دقیق تعیین شود، پس چرا در پاره ای از روایات، با تعبیر «ماء کثیر» یا «حوض کبیر» یا «اکثر از راویه » یا «تا نصف ساق » یا «تا زانو» یا «به اندازه یک حب » و یا «به اندازه دو قله » بیان شده است که هم، اندازه های بسیار متفاوتی را نشان می دهند و هم، هیچ یک از آنها اندازه معینی را نشان نمی دهد؟

سؤال پنجم: مقدار «وجب » که در روایات به عنوان واحد طول تعیین شده است، نمی تواند دقیق باشد; زیرا اگر متوسط وجبها هم لحاظ شود، باز متوسطها با هم تفاوت دارند و ممکن نیست همه متوسط ها به طور دقیق با هم یکسان باشند. اگر مقصود این بوده است که مقدار کر به طور دقیق تعیین شود که حتی یک گرم کم یا زیاد نباشد، این منظور با تعیین وجب به عنوان واحد طول اندازه گیری حاصل نمی شود. پس به چه منظوری «وجب » به عنوان واحد طول تعیین شده است، با این که اندازه دقیقی را مشخص نمی کند؟

در برابر پرسشهای بالا، دوگونه پاسخ می توان داد: یک گونه جواب بر مبنای تعبد محض و بدون توجه به ملاکهای احکام و گونه دیگر برمبنای جست وجوی ملاکهای احکام و کوشش برای برابرسازی تشریع با تکوین.

جواب پرسشهای بالا بر مبنای تعبد محض بدین گونه است:

۱. در پاسخ به پرسش اول گفته می شود: آری، در واقع شارع می خواسته است بگوید: اگر آب یک گرم از کر کم تر باشد، در برخورد با نجاست نجس می شود و اگر این یک گرم به آن افزوده شود با ملاقات نجاست نجس نمی شود، با این که کم یا زیاد شدن یک گرم آب طبیعت آب را تغییر نمی دهد و در پاکیزگی و بهداشت آن تاثیری ندارد، ولی این یک تعبد شرعی است و دارای سر غیبی که جز خدا کسی آن را نمی داند.

۲. در پاسخ پرسش دوم گفته می شود: اختلاف شدید که در اندازه کر هم در مساحت و هم در وزن وجود دارد، مانند آن در دیگر بابهای فقه نیز هست و معمولا این مشکل از راه برتری دادن (ترجیح) بعضی روایات بر بعضی دیگر از لحاظ سند و دلالت و موافقت یا مخالفت با اجماع و شهرت حل می شود و در بحث کر از بین روایات کر مساحتی روایت ابوبصیر (روایت ۴) برتری داده می شود که مساحت کر را ۴۲ وجب و هفت وهشتم تعیین می کند; زیرا مشهور فقها به مضمون آن فتوا داده اند و نقل اجماع نیز بر آن شده است و به فرض این که در سندش خدشه ای باشد، شهرت فتوایی و اجماع منقول ضعف فرضی سند آن را جبران می کند، (۲۲) و از بین روایات مربوط به کر وزنی، روایتی که وزن کر را ۱۲۰۰ رطل تعیین می کند (روایت اول) ترجیح داده می شود، چون مشهور فقها به مضمون آن، فتوا داده اند و نقل اجماع نیز بر آن شده است و رطل نیز حمل بر رطل عراقی می شود و دو روایتی که کر را ۶۰۰ رطل تعیین کرده حمل بر رطل مکی می شود که دو برابر رطل عراقی است. (۲۳)

۳. و در پاسخ پرسش سوم گفته می شود: چه مانعی دارد شارع ما را متعبد کند که اگر آبی را با کیلو وزن کنیم و ۶۴ من شاه و ۲۰ مثقال کم باشد این آب، در برخورد با نجاست نجس نمی شود و همین آب را بدون این که کم یا زیاد شود، اگر با وجب مساحت آن را تعیین کردیم با ملاقات نجاست، نجس می شود، این یک تعبد شرعی است که ما باید بدون چون و چرا بپذیریم و این حکم طبعا دارای یک راز الهی است که ما نمی دانیم. این که باید تشریع موافق تکوین باشد صحیح است، ولی ما که نه راز تکوین را می دانیم و نه راز تشریع را، حق چون و چرا نداریم و وظیفه ما تسلیم است.

۴. و در پاسخ پرسش چهارم گفته می شود: در اصل قرار بوده است اندازه کر به گونه دقیق تعیین شود، ولی گاهی از روی مصلحت تعبیر «ماء کثیر» یا «حوض کبیر» یا «تا نصف ساق » یا «تا زانو» یا «اندازه یک حب » یا «به قدر دو قله » آورده شده که مقصود اصلی بیان مقدار کر بوده است، ولی به علتی که ما نمی دانیم به جای بیان مقدار کر این عبارات آورده شده است.

۵. و در پاسخ پرسش پنجم گفته می شود: درست است که ممکن نیست همه وجبهای متوسط به گونه دقیق با هم یکسان باشند، ولی هر کسی با هر وجب متوسطی مساحت آب را بسنجد، باید همان را ملاک تشخیص کر قرار دهد، اگر چه آبی که او مساحتش را با وجب سنجیده است، از آبی که دیگری سنجیده زیادتر یا کم تر باشد و در حقیقت، شارع به تعداد وجبهای متوسطی که با هم فرق دارند، اندازه کر قرار داده است.

این پاسخها، عقل را قانع نمی کند

اینها پاسخهایی بود که بر مبنای تعبد محض به پنج پرسش طرح شده داده می شود و می بینیم که این گونه پاسخها راه هرگونه تحقیق و موشکافی را بر انسان می بندد و می گوید:

بشر نادان نباید در جست وجوی یافتن علل احکام خدا باشد; زیرا احکام الهی دارای رازهای غیبی و ماورائی است که انسان با عقل ناقص خود از کشف آنها ناتوان است.

ناگفته نماند که در این جا فتواهای فقها به عنوان احکام خداتلقی شده و چنین القاء گشته است که باید در برابر آنها تسلیم بلاشرط بود.

روشن است که این گونه پاسخها، عقل جست وجوگر انسان را قانع نمی کند و ابهامها را برطرف نمی سازد و اعتبار اسلام و احکام آن را در نزد اندیشه وران پژوهشگر، بالا نمی برد، بلکه این تصور را در آنان به وجود می آورد که متولیان اسلام دعوت به جمود فکری و سطحی نگری و تعبد بی دلیل می کنند و معلوم است که این گونه تصور آثار منفی و مخربی برای وجهه اسلام دارد.

ولی دربرابر می توان نوع دیگری جواب به پنج سؤال یاد شده داد که مبنی بر یافتن ملاکهای احکام و برابرسازی تشریع با تکوین است و عقل را قانع می کند و تعبد را بر تعقل استوار می سازد و در ضمن این گونه آثار منفی را نیز ندارد و ما این جوابها را در این جا می آوریم، ولی قبل از آوردن جوابها لازم است برای زمینه سازی و آماده کردن ذهن خواننده چند مطلب را به عنوان اصول موضوعه و پذیرفته شده گوشزد کنیم:

چند اصل پذیرفته شده

۱. پاکیزه بودن آبی که انسان مصرف می کند، در حد اعلای آن مطلوب شارع است، بویژه آب شرب که دستور داده اند روی آب پوشانده شود، تا ذرات معلق در هوا روی آن ننشیند.

۲. آلودگی و ناخالصی به مقدار کم، در همه آبها به طور طبیعی وجود دارد، چنانکه در هوا وجود دارد و برای انسان ممکن نیست تنها آبی را مصرف کند که از اکسیژن و ئیدروژن خالص ترکیب شده و حتی به اندازه یک ذره اتمی آلودگی نداشته باشد، چنانکه برای او ممکن نیست فقط در هوایی تنفس کند که حتی به قدر سر سوزنی آلودگی نداشته باشد.

۳. آلودگی آب دارای شدت و ضعف است و مراتب مختلفی دارد، از کم ترین حد تا بیش تر از حد مجاز و استاندارد.

۴. آلودگی و ناخالصی کم، در آبی که انسان استفاده می کند، تا وقتی که از حد مجاز و استاندارد بیش تر نباشد، قابل تحمل است و به کار بردن آن روا شمرده می شود، بویژه آبی که برای شستشو مصرف می شود.

۵. اولیای دین، سفارش می کنند که تا ممکن است مردم از مصرف آب آلوده، حتی اگر آلودگی آن از حد مجاز بیش تر نباشد، بپرهیزند، چنانکه در حدیث ابوبصیر آمده است:

«قال: سئلته عن کر من ماء مررت به وانا فی سفر قدبال فیه حمار او بغل او انسان؟

قال: لا توضا منه ولا تشرب منه.» (۲۴)

از امام پرسیدم از یک کر آب که در سفر به آن برخورد می کنم، در حالی که الاغ یا قاطر یا انسان در آن ادرار کرده اند حکمش چیست؟

فرمود: با آن وضو نگیر و از آن نیاشام.

با این که معلوم است آب کر با ادرار الاغ یا قاطر نجس نمی شود با این وصف، برای رعایت حد اعلای پاکیزگی و بهداشت سفارش شده است از چنین آبی پرهیز شود.

و نیز در حدیث ابن مسکان از امام صادق(ع) آمده است:

«سئلته عن الوضوء مما ولغ الکلب فیه والسنور او شرب منه جمل او دابه او غیر ذلک ایتوضا منه؟ او یغتسل؟ قال: نعم، الا ان تجد غیره فتنزه عنه…» (۲۵)

از امام پرسیدم: آیا آبی که سگ و گربه به آن زبان زده اند یا شتر یا حیوان سواری یا حیوان دیگری از آن خورده اند می توان با آن وضوء گرفت یا غسل کرد؟

فرمود: آری، ولی اگر آب دیگری بیابی از چنین آبی پرهیز کن.

در این حدیث،از آب گودال یا حوض که به طور معمول آب کثیر است و حیوانات از آن می خورند، پرسیده شده است و با این که چنین آبی با زبان زدن سگ نجس نمی شود، سفارش شده است که اگر آب دیگری یافت شود از چنین آبی بپرهیزند، حتی اگر تنها گر به یا شتر از آن خورده باشند.

۶. در مواردی که آلودگی آب از حد مجاز بیش تر باشد، دستور پرهیز از آن وجوبی است، ولی در مواردی که بیش از حد مجاز نباشد، به طور طبیعی دستور پرهیز، استحبابی خواهد بود.

۷. آن جا که آلودگی آب از حد مجاز بیش تر باشد در روایات آن را با تعبیر غلبه نجاست بر آب بیان کرده اند، مثل روایت سماعه از امام صادق(ع) که می فرماید:

«اذا کان النتن الغالب علی الماء فلا تتوضا ولا تشرب ». (۲۶)

اگر بوی تعفن مردار بر آب غالب باشد، با آن وضو نگیر و از آن نیاشام.

و آن جا که آلودگی آب از حد مجاز بیش تر نباشد، عبارت غلبه آب بر نجاست را به کار برده اند مثل روایت جریر از امام صادق(ع) که می فرماید:

«کلما غلب الماء علی ریح الجیفه فتوضا من الماء و اشرب…» (۲۷)

هر جا آب بر بوی مردار غالب باشد، با آن وضو بگیر و از آن بیاشام.

از مجموع این روایات، قانون «غلبه » استفاده می شود که به عنوان قانون مادر به شمار می آید.

۸. تحقق غلبه، چه در جانب آب باشد و چه در جانب نجاست، ناشی از کثرت است; یعنی کثرت آب نسبت به نجاست، موجب غلبه آب بر نجاست می شود و در مقابل، کثرت نجاست نسبت به آب موجب غلبه نجاست بر آب می گردد و صحیحه شهاب بن عبد ربه که پیش ازاین نقل شد، به گونه آشکار و روشن، کثرت آب را موجب غلبه آب بر نجاست اعلام کرده است، آن جا که می گوید:

«کلما غلب کثره الماء فهو طاهر.» (۲۸)

هر جا کثرت آب موجب غلبه آب بر نجاست شود، آب پاک است.

روشن است که این کثرت در هر دو جانب به طور نسبی لحاظ می شود و نمی توان برای آن اندازه خاصی تعیین کرد. بنابراین، آن جا که در روایات تعبیر «کثیر» آمده است، نمی خواهد اندازه خاصی را تعیین کند، مثل روایت عمار از امام صادق(ع) که می پرسد:

در چاه یک زنبیل عذره خشک یا تر می ریزد حکمش چیست؟ می فرماید:

«لا باس اذا کان فیها ماء کثیر.» (۲۹)

مانعی ندارد که آن را استعمال کنند به شرط این که چاه آب زیاد داشته باشد.

این روایت نمی خواهد برای کثیر اندازه خاصی تعیین کند و معلوم است که مردم باید خودشان تشخیص بدهند که این آب نسبت به نجاستی که در آن ریخته کثیر است یا نه؟ و راه تشخیص آن این است که اگر آب مغلوب نجاست نشد و تغییر رنگ و بو و مزه در آن رخ نداد، کثیر است و اگر مغلوب نجاست شد و تغییر کرد کثیر نیست. این راه تشخیص، در روایاتی که قانون غلبه را گوشزد کرده اند آمده است و در اصل ۷، دو روایت از آنها ذکر شد.

هشت اصل یاد شده را به منظور زمینه سازی و آماده کردن ذهن خواننده آوردیم تا به دنبال آن به پنج پرسشی که پیش از این طرح شد، پاسخ بدهیم. اکنون پیش از ارائه پاسخها، باید یک مطلب محوری و مهم را مورد بحث قرار دهیم که برای پاسخهایی که خواهیم داد، جنبه زیربنایی دارد و آن مطلب این است:

آیا کثیر اصل است یا کر؟

معنای این عبارت که: «آیا «کثیر» اصل است یا «کر» این است که آیا باید «کر» را حمل بر کثیر کنیم یا برعکس؟ می دانیم: در روایات برای آبی که با برخورد نجاست نجس نمی شود، هم لفظ «کثیر» به کار رفته و هم لفظ «کر» و گاهی هم هر دو لفظ در یک روایت آمده است.

آن جا که لفظ «کثیر» به کار رفته است، مثل حدیث عمار از امام صادق(ع) که از امام می پرسد: اگر در چاه یک زنبیل عذره خشک یا تر بریزد حکمش چیست؟ می فرماید:

«لا باس اذا کان فیها ماء کثیر.» (۳۰)

اگر آب چاه زیاد باشد، مانعی ندارد که آب آن را به کار برد.

و آن جا که لفظ «کر» آمده است مثل حدیث محمدبن مسلم از امام صادق(ع):

«اذا کان الماء قدر کر لاینجسه شئ.» (۳۱)

اگر آب به قدر کر باشد چیزی آن را نجس نمی کند.

و آن جا که لفظ کثیر و کر هر دو باهم به کار رفته است، مانند حدیث علی بن جعفر از امام موسی بن جعفر(ع) که می پرسد:

اگر مرغ یا کبوتر یا مانند آنها پایش آلوده به عذره باشد و وارد آب شود آیا می توان با آن آب وضو گرفت برای نماز؟

می فرماید:

«لا، الا ان یکون الماء کثیرا قدر کر من ماء.» (۳۲)

حالا آیا باید «کثیر» را اصل بدانیم و «کر» را حمل بر کثیر کنیم و بگوییم: هر جا «کر» به کار برده شده مقصود، ذکر مثال و مصداقی از «کثیر» بوده است و یا باید «کثیر» را حمل بر «کر» کنیم و بگوییم: هر جا «کثیر آمده مقصود «کر» بوده است؟ در مثل در مورد همین حدیث علی بن جعفر از امام موسی بن جعفر(ع) که در آن هم لفظ «کثیر» آمده و هم لفظ «کر»، آیا بگوییم: مقصود اصلی آب کثیر بوده و کر نیز به عنوان مثال و مصداقی از کثیر ذکر شده است، یا بگوئیم: مقصود اصلی دقیقا مقدار کر بوده بدون این که یک گرم کم باشد و «کثیر» باید حمل بر کر شود; یعنی «کثیر» تعبیر دیگری از کرتلقی شود؟

پس از دقت و درنگ، به نظر می رسد که باید «کثیر» را اصل بدانیم و «کر» را حمل بر کثیر کنیم و بگوییم: ذکر کر از باب مثال و به عنوان مصداقی از «کثیر» بوده است به چند دلیل:

۱. اگر «کثیر» را اصل بدانیم و «کر» را حمل بر «کثیر» کنیم، ذکر «کر» در حدیث علی بن جعفر که می گوید: «الا ان یکون الماء کثیرا قدر کر من ماء» از باب مثال و به عنوان مصداقی از «کثیر» بوده و لغو نخواهد بود و معنای حدیث چنین می شود: اگر آب، کثیر باشد و در مثل به قدر کر باشد، آب بر نجاست چسبیده به پای مرغ غلبه می کند و قانون غلبه اقتضاء دارد که اگر آب بر نجاست غلبه کند، نجس نمی شود. روشن است علت غلبه آب بر نجاست، زیاد بودن آب است نه کر بودن آن.

ولی اگر «کر» را اصل بدانیم و «کثیر» را حمل بر «کر» کنیم ذکر «کثیر» در حدیث علی بن جعفر لغو خواهدبود; زیرا در این صورت، علت نجس نشدن آب به حکم تعبد، کر بودن آن است و کثیر بودن آب هیچ دخالتی در نجس نشدن آن ندارد. پس ذکر «کثیر» لغو می شود و می دانیم که لغو گویی مناسب شان امام نیست.

۲. اگر «کثیر» را اصل بدانیم و «کر» را حمل بر «کثیر» کنیم، توجیه علمی و معقول برای نجس نشدن آب مزبور وجود خواهد داشت و آن این است که آب زیاد به طور طبیعی، نجاست کمی را که در مثل به پای کبوتر جسبیده است، از بین می برد، و در این صورت اثر غیر بهداشتی نخواهد داشت و این توجیه حتی برای کسانی که گرایش به تعبد ندارند قابل قبول است، چون مبنای طبیعی و بهداشتی دارد.

ولی اگر «کثیر» را حمل بر «کر» کنیم، نمی توانیم توجیه علمی برای نجس نشدن آب مزبور پیدا کنیم، زیرا در این صورت، ناچار باید بگوییم: وزن مخصوص کر یا مساحت مخصوص آن از روی تعبد، سبب نجس نشدن این آب می شود و برای ما امکان ندارد که بتوانیم آن را توجیه علمی کنیم و علت طبیعی و تکوینی آن را بیان نماییم، در حالی که این یک مساله متافیزیکی و ماورایی نیست، بلکه مساله ای مربوط به پاکیزگی و بهداشت است و بنابراین، باید توجیه علمی و طبیعی داشته باشد.

۳. اگر «کثیر» را اصل بدانیم و «کر» را حمل بر «کثیر» کنیم، در این صورت رابطه طبیعی علت و معلولی بین قانون کثرت و قانون غلبه رخ می نماید و با دقت و درنگ در می یابیم که آب کر و آب چاه و آب حوضچه های حمام و آب دریا و آب استنجاء و آب باران که بر بام آلوده به نجاست می بارد و از سقف می چکد و آب حب و آب مشک و آب چشمه و آبهای دیگر، همه، دارای نظام یکسان و حکم یکسانند که مبتنی بر قانون طبیعی و تکوینی است و چون مبتنی بر قانون تکوینی است، در همه آبها بدون استثنا جاری خواهد بود و اینک توضیح مطلب:

باید دانست که لفظ «کثیر» در روایات مربوط به آب، دارای مفهوم نسبی است و کثرت آب باید نسبت به نجاستی که با آن برخورد می کند مقایسه شود، چنانکه آب استنجا در روایات با مقدار ادراری که به وسیله آن شسته می شود، مقایسه شده و برای بیان علت پاک بودن آب استجاء فرموده اند: «الماء اکثر من القذر» (۳۳) یعنی آب، بیش تر از نجاست است، و از این روی پاک است و نیز آب بارانی که روی بام آلوده به ادرار می بارد و از سقف چکه می کند، با مقدار ادرار موجود روی بام مقایسه شده و برای بیان علت پاک بودن آن، فرموده اند: «ما اصابه من الماء اکثر» (۳۴) یعنی آب باران بیش تر از ادرار روی بام است و بدین علت پاک است.

می بینیم که در این دو روایت، بین مقدار آب و مقدار نجاست مقایسه شده و علت پاک بودن آب استنجاء و آب بارانی را که از سقف می چکد، بیش تر بودن آب نسبت به نجاست معرفی کرده اند و این یک علت تکوینی است و هر جا این علت هست حکمش نیز هست. روشن است که چون آب بیش تر است بر نجاست غلبه می کند و از این جا معلوم می شود رابطه بین کثرت آب و غلبه آن بر نجاست، رابطه علت و معلول است که یک رابطه طبیعی و تکوینی و همه جا گیر و بی استثنا است.

همین رابطه علت و معلول، به گونه دیگر، در صحیحه ابن بزیع از امام رضا(ع) بیان شده است، آن جا که می فرماید:

«ماء البئر واسع لایفسده شی ء الا ان یتغیر ریحه او طعمه… لان له ماده.» (۳۵)

آب چاه چون جوشش دارد، چیزی آن را فاسد و نجس نمی کند، مگر این که بو یا طعم آن تغییر کند.

این حدیث می خواهد بگوید: آب چاه چون دارای ماده است و همیشه زایش دارد بر نجاستی که در آن می ریزد، غلبه می کند و معلوم است که علت غلبه آب بر نجاست، زیاد بودن آب است. پس رابطه بین زیاد بودن آب و غلبه آن بر نجاست، رابطه تکوینی علت و معلول است که در این حدیث با عبارتی دیگر بیان شده است.

و نیز درباره آب حوضچه های حمام فرموده اند:

«ماء الحمام لاباس به اذا کانت له ماده.» (۳۶)

استفاده از آب حوضچه های حمام که به طور معمول، دست نجس در آن می زنند، مانعی ندارد، به شرط

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *