توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل بدترین شقاوت و بهترین آسایش دنیا و آخرت – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل بدترین شقاوت و بهترین آسایش دنیا و آخرت شامل 81 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل بدترین شقاوت و بهترین آسایش دنیا و آخرت:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل بدترین شقاوت و بهترین آسایش دنیا و آخرت به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بدترین شقاوت و بهترین آسایش دنیا و آخرت به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بدترین شقاوت و بهترین آسایش دنیا و آخرت با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل بدترین شقاوت و بهترین آسایش دنیا و آخرت با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بدترین شقاوت و بهترین آسایش دنیا و آخرت با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بدترین شقاوت و بهترین آسایش دنیا و آخرت را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بدترین شقاوت و بهترین آسایش دنیا و آخرت :
امام علی در کلمه سی و هفتم نهج البلاغه می فرماید: «قَالَ ع وَ قَدْ لَقِیهُ عِنْدَ مَسِیرِهِ إِلَی الشَّامِ دَهَاقِینُ الْأَنْبَارِ فَتَرَجَّلُوا لَهُ وَ اشْتَدُّوا بَینَ یدَیهِ فَقَالَ مَا هَذَا الَّذِی صَنَعْتُمُوهُ فَقَالُوا خُلُقٌ مِنَّا نُعَظِّمُ بِهِ أُمَرَاءَنَا فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا ینْتَفِعُ بِهَذَا أُمَرَاؤُکمْ وَ إِنَّکمْ لَتَشُقُّونَ عَلَی أَنْفُسِکمْ فِی دُنْیاکمْ وَ تَشْقَوْنَ بِهِ فِی [أُخْرَاکمْ ] آخِرَتِکمْ وَ مَا أَخْسَرَ الْمَشَقَّهَ وَرَاءَهَا الْعِقَابُ وَ أَرْبَحَ الدَّعَهَ مَعَهَا الْأَمَانُ مِنَ النَّارِ». وجود مبارک حضرت امیر زمان حکومتشان گرفتار چند جنگ تحمیلی شدند؛ جمل بود، نهروان بود، صفین بود، حضرت مجبور می شد گاهی از کوفه به طرف شام حرکت کند. وقتی از بغداد بگذرند تقریباً شصت کیلومتر در غرب بغداد شهری است به نام انبار که این انبار در همان اوایل اسلام به فتح اسلام درآمده است. به شصت کیلومتری بغداد یعنی منطقه انبار که رسیدند دیدند که دهاقین، این دهقان ها ـ دهقان همان ده بان ماست. ده بان را می گویند دهقان در این عربی ـ عده ای از مسئولان آن شهر وقتی دیدند وجود مبارک حضرت امیر که حاکم اسلامی است وارد منطقه آنها شد، اینها که سوار اسب بودند پیاده شدند. «تَرَجَّلَ»؛ یعنی از اسب پیاده شد با رِجل و پا دارد حرکت می کند. اینها «تَرَجُّل» کردند و پیشاپیش حضرت دوان دوان این راه را طی کردند.
«فَتَرَجَّلُوا لَهُ وَ اشْتَدُّوا بَینَ یدَیهِ»؛ حضرت فرمود: این چه کاری است دارید می کنید؟ گفتند کاری است که به هر حال ما برای امرا و فرماندهان خودمان می کردیم و این را تکریم می دانیم برای آنها و بزرگداشت زعمای تلقّی می کنیم. حضرت فرمود: «مَا هَذَا الَّذِی صَنَعْتُمُوهُ»، عرض کردند روشی است که ما برای بزرگداشت بزرگانمان این کار را می کنیم. آن گاه وجود مبارک حضرت سوگند یاد کرد، فرمود: «وَ اللَّهِ مَا ینْتَفِعُ بِهَذَا أُمَرَاؤُکمْ»؛ قسم به خدا این بهره ای و سودی به آن زمامداران شما نمی رسد. یک پرده خیالی است فقط. به جان آنها، به روح آنها کمالی اضافه بکند نیست، «مَا ینْتَفِعُ بِهَذَا أُمَرَاؤُکمْ»؛ این یک. دو: «وَ إِنَّکمْ لَتَشُقُّونَ عَلَی أَنْفُسِکمْ فِی دُنْیاکمْ»؛ خودتان را به زحمت و مشقت می اندازید. یک کار پرمشقّت بی فایده است. سه: «وَ تَشْقَوْنَ بِهِ فِی [أُخْرَاکمْ ] آخِرَتِکمْ»، نه تنها مشقّت دنیاست، شقاوت آخرت را هم به دنبال دارد. چرا و به چه مناسبت این طور شما عده ای را احترام می کنید؟ پس آن زعمای شما از این احترام شما طرفی نمی بندند، آنها حواسشان جمع باشد که این نه مشکلی را حلّ می کند، نه کمبودی را ترمیم. شما خود را در دنیا به مشقّت می اندازید و به زحمت می اندازید، از رفاه خود می کاهید و در آخرت هم این مشقّت شما به شقاوت تبدیل می شود. چرا این کار را کردید؟ به دستور چه کسی این کار را کردید؟
بعد امر چهارم: «وَ مَا أَخْسَرَ الْمَشَقَّهَ وَرَاءَهَا الْعِقَابُ»؛ آن رنجی که و آن مشقّتی که بعد از شقاوت است چقدر مشقّت بدی است! این یک خسارت است. خسارت این است که انسان از عمر خود، از وقت خود، از حیثیت خود بکاهد و چیزی نگیرد. «وَ مَا أَخْسَرَ الْمَشَقَّهَ وَرَاءَهَا الْعِقَابُ وَ أَرْبَحَ الدَّعَهَ مَعَهَا الْأَمَانُ مِنَ النَّارِ»، چقدر سودآور است آن آسایشی که در دنیا آسایش است در آخرت بهشت! یا لااقل در آخرت جهنم در کار نیست. پس بدترین خسارت این است که مشقّت دنیا با شقاوت آخرت همراه باشد. بهترین نفع این است که آسایش دنیا باشد و در آخرت هم آدم آسیب نبیند. این چند جمله را که حضرت به عنوان فرمانده رسمی و فرمانروای رسمی حکومت اسلامی بیان کردند، برای این است که هم مسئولان توقع احترام بیجا نداشته باشند و هم مردم احترام بیجا نکنند. مهم ترین احترام ما همین سلام کردن است، مصافحه کردن است که این جزء بهترین دستورهای دینی ماست که متأسفانه رخت بربسته است.
این جمله را ما الآن چندین بار تکرار می کنیم برای آن است که این غده بدخیم دست از جامعه ما برنمی دارد. این جامعه ای که گرفتار طلاق است، برای چه مبتلا به این طلاق شد؟ برای اینکه این جامعه که هشتاد میلیون جمعیت دارد، بیست میلیون آن که کودکان مهد کودک و نوزادان یا سالمندان فرسوده هستند. شصت میلیون جمعیت قابل حساب دارد. این شصت میلیون شب و روز باهم دعوا دارند در این مملکت! کشوری که جمعیت قاطع آن صد درصد باهم دعوا داشته باشند، این کشور روی صلاح و فلاح نمی بیند. طلاق قطعاً در آن زیاد است. این پانزده میلیون پرونده ای که در دستگاه قضایی هست، این پانزده میلیون که با خودشان دعوا ندارند، با پانزده میلیون دیگر دعوا دارند. این می شود سی میلیون، این سی میلیون هم که در آسمان ها زندگی نمی کنند، در همین شهر و روستا زندگی می کنند. حداقل هر کدام از اینها با یک نفر مأنوس باشد می شود شصت میلیون. در خانه این شصت میلیون همه اش دعواست، این به او بد می گوید، او به این بد می گوید! کشوری که اکثریت قاطع او باهم دعوا دارند، روی فلاح را نمی بیند. نه مرد احترام زن را نگه می دارد، نه زن احترام مرد را نگه می دارد و ائمه (علیهم السلام) فرمودند ـ خدای ناکرده ـ خانه ای که با طلاق ویران بشود به این آسانی آباد نمی شود، این بیان نورانی این خاندان است. ما در زیارت اینها می گوییم: «کَلامُکُم نُورٌ» و معتقد هم هستیم و درست هم هست. در باب طلاق ـ شما روایات باب طلاق را ببینید ـ فرمودند خانه ای که با طلاق ویران شده این مثل بافت فرسوده شهر نیست که شهرداری بتواند بعد از مدتی بسازد. این به این آسانی ساخته نمی شود. آن پدر بیچاره، آن مادر بیچاره حالا دق می کنند وقتی فرزندانشان را ببینند. آنها جوان اند نمی فهمند که چه شد! می گویند ما از هم جدا شدیم؛ اما آن مادر بیچاره هر لحظه ای که دختر را می بیند داغی است، پدر بیچاره هر لحظه ای آن پسر را می بیند داغ است. ما اصلاً بلد نیستیم چگونه زندگی کنیم! سلام که بین ما رخت بربست، مصافحه که رخت بربست، ادب که رخت بربست، احترام که رخت بربست، به جای اینها بی ادبی و بی حرمتی و دعوا و زد و خورد آمد. ما خیال می کنیم این جنگ که سرتا سر برای ما نورانیت و برکت داشت، نظام ما را و همه کشور را و عظمت ما را حفظ کرد، ما خیال می کنیم این مشت گره کرده ای که در شلمچه و مهران داشتیم با همان مشت باید وارد شهر بشویم! این أَشِدَّاءُ عَلَی الْکفَّارِ مربوط به مرز جنگ است. وقتی اینجا آمدیم: رُحَمَاءُ بَینَهُمْ مشت و درگیری جایش مرز است. اینجا جایش مصافحه است. چرا گفتند وقتی رسیدید باهم مصافحه کنید؟ چرا گفتند وقتی که دو تا برادر مؤمن به هم رسیدند: «مَثَلُ المُؤمِنَینِ إذَا لِقِیا مَثَل الیدَینِ تَغسِلُ اِحدَیهُمَا الأُخرَی»؟ اگر کسی کاری کرده است دستی به خاک زده، هم این دست راستش خاکی است هم آن دست چپش خاکی است. این دست راست را اگر ببرد زیر آب، به هر حال پاک نمی شود. حضرت فرمود: «تَغسِلُ اِحدَیهُمَا الأُخرَی»، دو تا برادر هر کدام مشکلی دارند، وقتی به هم برخورد کردند، مثل آن است که دو تا دست را زیر شیر آب نگه می داری. هر دو پاک می شوند. ما می خواهیم خوب زندگی کنیم. این علی بن ابیطالب فرمود این چه احترامی است؟ خود را در دنیا مشقّت، در آخرت شقاوت! احترام هم حسابی دارد، احترام هم در سلام ماست، در تواضع ماست، در مصافحه ماست. این الآن شد زندگی که ما داریم می کنیم؟! جامعه ای که چندین طلاق در آن هست، این جامعه جامعه زندگی است؟! این جامعه جامعه اهل بیت است؟!
ما که حرم را می رویم در و دیوار را می بوسیم. خدا سیدنا الاستاد مرحوم علامه طباطبایی را غریق رحمت کند! این کار را می کرد، چرا؟ برای اینکه کلام اینها نور است: «کَلامُکُم نُورٌ». گفتند مرد مواظب زبانش باشد، زن مواظب زبانش باشد، احترام یکدیگر را حفظ بکنید، کرامت یکدیگر را حفظ بکنید. او یک انسان است در نزد شما، شما سلطه ای ندارید بر او. قرآن کریم فرمود مسکن به عهده مرد است؛ اما سکینت به عهده زن: خَلَقَ لَکمْ مِنْ أَنْفُسِکمْ أَزْواجاً لِتَسْکنُوا إِلَیها، زن آن قدر باید با فضیلت باشد که سکینت، آرامش، طمأنینه خانواده به عهده اوست. او رهبر سکینه است. مرد مسکن را تهیه می کند، خَلَقَ لَکمْ مِنْ أَنْفُسِکمْ أَزْواجاً لِتَسْکنُوا إِلَیها. آن زن ساکن در مسکن است. این مرد سکینتش به سوی زن است. یکی «فی» است یکی «إلی» است؛ لِتَسْکنُوا إِلَیها. او باید رهبر وقار منزل باشد، رهبر آرامش منزل باشد. خدا زن را محور عاطفه قرار داد، او می تواند مادر باشد، او می تواند گذشت داشته باشد، او می تواند کانون خانواده را بگرداند. فرمود اگر ـ خدای ناکرده ـ اینها ناهماهنگ بودند و نساختند، به این آسانی این بافت فرسوده ساخته نمی شود. این بیانات نورانی حضرت امیر برای آن است که انسان کاری در دنیا بکند که هم رفاه دنیا باشد، هم در آخرت آسیب نبیند؛ حالا اگر توانست کاری بکند که در آخرت هم به اوج برسد که در بیانات نورانی امام عسکری (سلام الله علیه) است عرض می کنیم، آن «نعم الوفاق و نعم المطلوب»! نشد، لااقل آسایش دنیا و صیانت در آخرت. اینها بیانات نورانی حضرت امیر است که در این بخش اوّل فرمود که جزء سی و هفتمین کلمات آن حضرت است.
بعد به وجود مبارک امام حسن (سلام الله علیه) فرمود: «یا بُنَی احْفَظْ عَنِّی أَرْبَعاً وَ أَرْبَعاً»؛ به امام مجتبی که فرزند بزرگ آن حضرت است فرمود پسرم! من هشت اصل را به شما می گویم؛ ولی نفرمود هشت اصل؛ فرمود چهار چهار! این یک نکته علمی دارد که چرا نفرمود من هشت مطلب را می خواهم به تو بگویم! فرمود چهار چهار. یک چهارتاست که مربوط به فضایل درونی خودت هست خودت با خودت باید اینها را داشته باشی. یک چهار تایی است که خودت با دیگران و دوستان و رفقایت باید داشته باشی. فرمود: «یا بُنَی احْفَظْ عَنِّی أَرْبَعاً»، یک؛ «وَ أَرْبَعاً»، دو. دو تا چهارتاست.
خدا مرحوم شهید را غریق رحمت کند! بسیاری از شما طلبه ها خواندید که ایشان اصرار دارد که طلبه ها مقداری ریاضی بخوانند تا فکرشان منظّم بشود، درهم بحث نکنند. دلیل را در کنار مدلول، مدلول را در کنار دلیل، چیزی که دلیل نیست در کنار مدلول و مدّعا ذکر نکنند. فرمود طلبه حتماً باید ریاضی بخواند تا فکرش منظّم باشد. تا چیزی مبرهن نشد، نپذیرد. تا چیزی برهانی نشد، نگوید. این ریاضیفکر کردن و ریاضی حرف زدن، برای همین است. حضرت فرمود چهار تا و چهار تا! وقتی شما تحقیق می کنید می بینید که خیلی بین این چهارتای دوم و چهارتای اوّل فرق است. آن درباره «فی ما یرجع إلی النفس» است این درباره «فی ما یرجع إلی الخلق» است.
فرمود: «یا بُنَی احْفَظْ عَنِّی أَرْبَعاً وَ أَرْبَعاً»؛دو تا چهارتا را از من یاد بگیر! یک: «لَا یضُرُّک مَا عَمِلْتَ مَعَهُنَّ» که اگر آن چهارتایی که مربوط به خودت و رابطه خودت با خودت هست، به آنها عمل بکنی؛ آن چهارتایی که مربوط به رابطه تو و جامعه هست رعایت بکنی، هیچ آسیبی نمی بینی. «لَا یضُرُّک مَا عَمِلْتَ مَعَهُنَّ». اوّل: خودت با خودت بفهم سرمایه ترین سرمایه ـ نه سرمایه دارترین سرمایه دار ـ سرمایه ترین سرمایه فهم است: «إِنَّ أَغْنَی الْغِنَی»، نه «أغنی الأغنیاء»! «إِنَّ أَغْنَی الْغِنَی الْعَقْلُ». عقل: «مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَان وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجنان».
یک بیان نورانی از پیغمبر (علیه و علی آله آلاف التّحیه و الثّناء) است که عقل را چرا عقل گفتند؟ اینکه می گویند پای شتر را عِقال بکن، «عِقال»؛ یعنی آن زانوبند. این شترهای جموح، یعنی چموش، این شترهای جموح عقال می خواهند. شترهای رام که عقال نمی خواهند، همان طور می بندند و کافی است؛ اما این شتر جموح یعنی چموش، این عقال می خواهد تا این دو تا زانوی او را نبندند از دست ساربان فرار می کند که حضرت فرمود: «اعْقِلْ و تَوَکل»؛یعنی «با توکل زانوی اشتر ببند»، ترجمه همین حدیث است. «اعْقِلْ»؛ یعنی این زانوهای شتر چموش را عقال بکن، بعد «متوکلاً علی الله» برو مسجد. حضرت فرمود، عقال یعنی زانویهای شتر چموش را بستن. عقل این دو زانوی شهوت و غضب را عقال می کند. نمی گذارد شهوت از حلال به حرام برود و نمی گذارد غضب از جهاد به غیر جهاد برود. فرمود عقل را عقل می گویند، برای اینکه زانوی چموش شهوت را می بندد، زانوی جموح غضب را کنترل می کند. اینها که کنترل شدند آدم راحت است. نه بیراهه می رود نه راه کسی را می بندد. دیگر عمری را به حلاوت و طراوت زندگی می کن
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل اندیشه حضرت زینب (سلام الله علیها) در ازدواج
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.