تعداد بازدید
1 بازدید
ریال119.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل بررسی اعتبار روایت «لیله الرغائب» و تحقیق در معنای رغائب!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل بررسی اعتبار روایت «لیله الرغائب» و تحقیق در معنای رغائب بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل بررسی اعتبار روایت «لیله الرغائب» و تحقیق در معنای رغائب از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل بررسی اعتبار روایت «لیله الرغائب» و تحقیق در معنای رغائب شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل بررسی اعتبار روایت «لیله الرغائب» و تحقیق در معنای رغائب استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل بررسی اعتبار روایت «لیله الرغائب» و تحقیق در معنای رغائب با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل بررسی اعتبار روایت «لیله الرغائب» و تحقیق در معنای رغائب قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل بررسی اعتبار روایت «لیله الرغائب» و تحقیق در معنای رغائب حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل بررسی اعتبار روایت «لیله الرغائب» و تحقیق در معنای رغائب به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی اعتبار روایت «لیله الرغائب» و تحقیق در معنای رغائب :

مقدمه

سید بن طاووس در کتاب گرانسنگ اقبال، در اعمال ماه مبارک رجب به لیله الرغائب بودن نخستین شب جمع ماه رجب اشاره کرده و اعمالی را برای آن نقل کرده است. لیله الرغائب در میان عموم مردم به شب آرزوها شهرت یافته و تقریباً هم عوام و بسیاری از خواص، شب جمعه نخست ماه رجب را به شب آرزوها می شناسند. با این حال در توضیح شب آرزوها نیز اغلب به شب بیان و درخواست آرزوهای مقدس و دینی از درگاه خدای کریم اشاره می شود که در حقیقت، درخواست و دعاست نه آرزو، و هر فردی به قدر معرفت خود، آرزویی مقدس را در قالب حاجت و خواسته ای از خدای رحیم می طلبد. دلیل این تفاوت میان نام که «آرزو»ست، با توضیح آنکه طلب درخواست و حاجت است، نیز روشن است. گرچه آرزو یکی از عطاهای الهی است که دست آفرینش در نهاد انسان به ودیعت نهاده است و بشر برای رسیدن به کمال به این بُعد وجودی نیازمند است، در آموزه های دینی چندان مجال و تشویقی برای آرزو کردن و آرزوپروری در نظر گرفته نشده است. دین عرص عمل است، نه آرزو. بشر به حکم ذات خود، به طور طبیعی و عادی به آرزو روی می آورد و اغلب در معرض آن است که در آرزو زیاده روی کرده به آرزوهای طولانی کشیده شود، و آموزه های دینی بر کنترل آرزوهای دور و دراز و عدم ابتلای انسان به آرزوهای طولانی و غیرواقعی تشویق می کنند. به هر روی در مقال حاضر تلاش می شود ابتدا اعتبار این روایت مشهور از جهت سند بررسی شود، سپس با مراجعه به متون کهن، معنای «رغائب» بررسی شود تا مقصود از لیله الرغائب به نیکی روشن گردد.

در باب پیشین این موضوع باید یادآور شد که بعضی اهل علم به طور پراکنده، به ارزیابی اعتبار سند این روایت پرداخته و در آن تشکیک کرده اند، اما هیچ مقاله و نوشتار علمی ای یافت نشد که به بحث دربار این روایت از نظر اعتبار و تحقیق دربار معنای رغائب پرداخته باشد.

. بررسی اعتبار روایت لیله الرغائب

گویا برای نخستین بار علی بن موسی بن طاووس مشهور به سید بن طاووس(م۶۶۴) در کتاب اقبال الاعمال خود بدون ذکر سند، روایت مربوط به اعمال لیله الرغائب و صلاه الرغائب را نقل کرده و پس از وی علامه حلی(م۷۲۶) در اجازه کبیرش به بنی زهره آن را با سندی از اهل تسنن آورده است. (نک: مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۴، ص۱۲۳) سید بن طاووس بدون ذکر سند، روایت را بدین مضمون از پیامبر(ص) نقل کرده است: «از نخستین شب جمع ماه رجب غافل نباشید، چه آن، شبی است که فرشتگان آن را لیله الرغائب نامیده اند.»(ابن طاووس، ۱۳۷۶ ش، ج۲، ص۶۳۵) علامه مجلسی این روایت را با سند به نقل از علامه حلی در اجازه اش به بنی زهره آورده است. وی می نویسد: «نماز رغائب را حسن بن دربی از حاج صالح مسعود بن محمد بن ابی الفضل رازی که مجاور حرم امیرالمؤمنین علیه السلام است نقل کرده که در محرم سال ۵۷۳ق بر وی چنین قرائت کرده است: شیخ زین الدین ضیاء الاسلام ابوالحسن علی بن عبد الجلیل العیاضی رازی در شهر ری در اول ماه رجب سال ۵۴۴ ق برای من نقل کرد که شرف الدین منتجب بن حسن بن علی حسنی از سدیدالدین ابوالحسن علی بن الحسن جاسبی از مفید عبدالرحمن بن احمد نیشابوری خزاعی در ری شنید که گفت: ابوعبدالله حسین بن علی از حاج سموسم از ابوالفتح بن رجاء بن عبد الواحد اصفهانی از ابوالقاسم عبد العزیز بن راشد بندار شیرازی از ابوالحسن همدانی از ابوالحسن علی بن محمد بن سعید بصری از خلف بن عبدالله صنعانی از حمید طوسی این حدیث را از انس بن مالک برای ما نقل کرد که گفت: رسول خدا(ص) فرمود: رجب ماه خدا و شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است. گفتند: ای رسول خدا یعنی چه که می فرمایید: رجب ماه خداست. حضرت فرمودند: زیرا که در ماه رجب مغفرت الهی سرازیر است، خون ها در آن حفظ می شود(چون یکی از چهار ماه حرام است) و در این ماه خدای تعالی توب اولیائش را می پذیرد(به اولیائش عنایت خاص دارد) و آنان را در این ماه از دست دشمنانش نجات می بخشد. سپس فرمود: هرکس هم این ماه را روزه بدارد سه چیز برای او بر خدا لازم می گردد: هم گناهان گذشته اش را بیامرزد، در باقی ماند عمر او را از گناه حفظ کند و برای او امانی از تشنگی در روز ترس بزرگ (قیامت) باشد. در این حال پیرمرد ناتوانی برخاست و گفت: ای رسول خدا، من قادر بر روزه گرفتن تمام این ماه نیستم. رسول خدا(ص) فرمود: روز اول آن را روزه بدار، چراکه خدا کار نیک را به ده برابر می پذیرد، و وسط و آخر این ماه را نیز روزه بدار، در این صورت ثواب روز تمام این ماه به تو عطا می شود، اما از نخستین شب جمع این ماه غفلت نکنید، که فرشتگان آن را لیله الرغائب نامند، و آن هنگامی است که ثلث اول شب بگذرد. در این زمان فرشته ای در آسمان ها و زمین نباشد مگر آنکه در کعبه و اطراف آن گرد آید و خدای تعالی بر آنان وارد شود و گوید: ای فرشتگان من، هرچه می خواهید از من درخواست کنید. آنان گویند: پروردگارا حاجت ما این است که روزه داران ماه رجب را بیامرزی. خدای عزوجل گوید: آنان را آمرزیدم. سپس رسول خدا(ص) فرمود: هرکس نخستین پنجشنب ماه رجب را روزه بدارد و مابین نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز گزارد، هر دو رکعت به یک سلام، در هر رکعت یک مرتبه حمد و سه مرتبه سور انّا انزلناه و دوازده مرتبه سور قل هو الله احد بخواند و چون از نماز فارغ شد، هفتاد مرتبه بر من صلوات فرستاده بگوید اللهم صلّ علی محمد و علی آل محمد. پس به سجده رود و هفتاد مرتبه بگوید سُبّوحٌ قدّوسٌ، ربُّ الملائکهِ و الرّوح، سپس سر از سجده بر دارد و هفتاد مرتبه گوید ربِّ اغفِر وارحم و تجاوَز عَمّا تَعلَمُ، إنّکَ انتَ العلیُّ الاعظم، دوباره به سجده رود و هفتاد مرتبه گوید سُبّوحٌ قدّوسٌ، ربُّ الملائکهِ و الرّوح، سپس در سجده از خدا حاجت خود را طلب کند برآورده می شود. سوگند به آنکه جانم به دست اوست، هیچ بنده ای از زن و مرد این نماز را به جا نیاورد، مگر آنکه خدای تعالی هم گناهانش را بیامرزد هرچند به انداز کف دریا و شمار ریگ ها و وزن کوه ها و برگ درختان باشد و و خدای تعالی شفاعت او را در حق هفتاد نفر از طایفه اش، که مستحق آتش دوزخ اند بپذیرد، و هنگامی که شب اول قبرش شود، ثواب این نماز با نیکوترین صورت و روی گشاده و زبان فصیح در قبر نزد او آید و چنین بشارتش دهد که: ای دوست من، خوشحال باش که از هم اندوه ها نجات یافتی. گوید: تو کیستی؟ به خدا قسم که رویی زیباتر از روی تو ندیده و سخنی شیرین تر از سخن تو نشنیده و بویی خوش تر از بوی تو نبوییده ام. او پاسخ دهد: من ثواب فلان نماز تو هستم که در فلان شب از فلان ماه در فلان سال به جا آوردی. امشب آمده ام که حق تو را ادا کنم و مونس تو باشم و وحشتت را از تو دور کنم، و چون در صور دمیده شود در عرص قیامت بر تو سایه اندازم. اکنون شادمان باش که هرگز خیر از دست ندهی.»[۱] (مجلسی، ۱۴۰۳ ق، ج۱۰۴، ص۱۲۳-۱۲۶)

همین مفاد را سید بن طاوس در کتاب اقبال و به تبع وی، شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان با اندکی تغییر آورده اند. (ابن طاووس، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۶۳۵؛ قمی، ۱۳۸۵ ش، ص۲۳۱-۲۳۲)

در منابع اهل تسنن نیز این روایت از ابوسعید خدری نقل شده است. بعضی حدیث شناسان فریقین تصریح کرده اند که سند حدیث از عامه است، به علاوه سند دارای ضعف می باشد. مجلسی در زاد المعاد دربار نمازهای وارده در شب های ماه رجب می نویسد: «در کتاب های ادعیه برای هریک از شب های ماه رجب نماز مخصوصی ذکر شده که چون سند معتبری برای آن نیافتم، دوست نداشتم آن ها را در اینجا بیاورم و از آنجا که خیلی مشهور بودند به اجمال آن ها را آوردم. اگر شخصی این نمازها را به این نیت که نماز خواندن امر مطلوبی است به جا آورد، اشکالی ندارد… و به دلیل عدم اعتماد به سند، نماز لیله الرغائب را هم در این رساله نیاوردم. به علاوه اینکه این روایت از عامه و اهل سنت نقل شده است.»(مجلسی، ۱۴۲۳ق، ج، ص۴۱-۴۳) سرّ آنکه مجلسی در بحار این روایت را به طور کامل نقل کرده اما در زاد المعاد نیاورده، دو مبنای متفاوت وی در این دو کتاب است. مبنای مجلسی در بحار در ارتباط با روایات ادعیه و ادویه و سایر روایات غیرفقهی با تسامح و اعتماد به مشهور همراه است. وی در مقدم بحار می نویسد: «… و کتاب طب الائمه از کتاب های مشهور است، اما به دلیل مجهول بودن مؤلفش، از نظر اعتبار در حد سایر کتاب ها نیست، و این ضرری نمی زند؛ زیرا روایات کمی از آن مربوط به احکام فقهی است. همین طور دربار ادویه و ادعیه نیز نیازی به اسناد قوی نداریم.»(همان، ج۱، ص۳۰)

به هر روی، با بررسی ای که در کتب رجالی شیعه انجام گرفت، نام هیچ یک از رجال این سند، به جز انس بن مالک، در منابع رجالی شیعه نیامده و همه مجهول اند. در خصوص خلف بن عبدالله، صدوق در کتاب خصال روایتی را از او نقل کرده است که آن هم به درستی مشخص نیست همان صنعانی باشد یا فردی دیگر. (نک: صدوق، ۱۳۶۲ ش، ج۱، ص۶۹) علامه محمدتقی شوشتری(م ۳۷۴ش) نیز حدیث را به دلیل عامی بودن، غیرمعتبر و غیرقابل اعتماد دانسته است. (شوشتری، ۱۴۰۶ق، ج ، ص) از عالمان اهل تسنن ابن جوزی(م ق) این حدیث را موضوع (جعلی) دانسته و از استاد خود عبدالوهاب حافظ نقل می کند که گفته است رجال این حدیث همه مجهول اند و من هم کتاب های رجالی را گشتم و نام هیچ یک را در آن ها نیافتم (ابن جوزی، ۱۴۱۵ ق، ج، ص۴۸)، سپس ابن حجر در کتاب رجالی خود، لسان المیزان، همین سند را به نقل از ابن جوزی و استادش آورده و همه را مجهول معرفی کرده است. (ابن حجر، ۱۳۹۰ ق، ج۴، ص۲۵۵) همو ذیل نام «علی بن جهضم عن علی بن محمد بن سعید البصری عن ابیه» می نویسد: رجال اسناد این روایت(رغایب) شناخته شده نیستند. البته دو راوی به نام علی بن محمد بن سعید داریم که ممکن است یکی یا هر دو بصری باشند(همان، ج۲، ص۴۰۳)، ضمن آنکه در هیچ یک از منابع رجالی نام «حمید طوسی» که از انس روایت نقل کند یافت نشد. البته آنان که با کتاب الموضوعات ابن جوزی آشنایند، می دانند که دأب بن جوزی آن است که روایات ضعیف را نیز موضوع و جعلی معرفی می کند.

با اینکه سند روایت عامی و غیرمعتبر است، اهل سنت نیز دربار مشروعیت نماز لیله الرغائب اختلاف نظر دارند. بعضی مانند شیخ عزالدین بن عبد السلام مشهور به سلطان العلماء(م ۶۶۰ ق)، معاصر با سهروردی و اهل مصر، این نماز را باطل دانسته و به جلوگیری از آن فتوا داد. اما در مقابل وی، ابن صلاح(م ۶۴۳ق) ابتدا به منع آن فتوا داد و سپس از نظرش برگشت و بر جواز و مشروعیت آن نظر داد. (طاش کبری زاده، ۱۴۲۲ق، ج ۲، ص۳۱۹) میان این دو عالم مباحثی در جواز و عدم جواز این نماز صورت گرفته که در قالب کتابی به نام مساجله علمیه بشأن صلاه الرغائب بین ابن الصلاح و العزالدین بن عبدالسلام منتشر شده است. از دیگر عالمان اهل سنت عبدالرحمن بن عبد السلام(م ۸۹۴ق) در کتاب نزهه المجالس روایت لیله الرغائب را از پیامبر(ص) چنین نقل کرده است:

«لا تغفلوا عن لیله أول جمعه من رجب فإنها لیله تسمیها الملائکه لیله الرغائب و ذلک لأنه إذا مضی ثلث اللیل لا یبقی ملک فی السموات و الأرضین إلا و یجتمعون فی الکعبه و حولها فیطلع اللّه تعالی علیهم فیقول: یا ملائکتی سلونی ما شئتم فیقولون: ربنا حاجتنا إلیک أن تغفر لصوام رجب فیقول اللّه تعالی: قد فعلت ذلک.»(صفوری، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۳۰۸) از نخستین شب جمع ماه رجب غافل نباشید که فرشتگان آن را لیله الرغائب می نامند، و آن شبی است که چون ثلثی از شب بگذرد، فرشته ای در آسمان ها و اقصی نقاط زمین نباشد مگر آنکه در کعبه و اطراف آن گرد هم آیند. در این حال خدای تعالی آنان را بدین مطلب آگاه سازد و فرماید: ای فرشتگان من، هرآنچه می خواهید از من درخواست کنید. فرشتگان گویند: پروردگارا حاجت ما این است که روزه داران ماه رجب را بیامرزی. خدای تعالی فرماید: به یقین آنان را آمرزیدم.

بنابراین روایت لیله الرغائب و صلاه الرغائب از نظر سند ضعیف است، و به دلیل این ضعف سند علمای هر دو فرقه دربار آن دو موضع مختلف گرفته اند: عده ای بر مشروعیت و حتی استحباب آن نظر داده و به انجام آن سفارش کرده اند و در مقابل، عده ای دیگر از علما به عدم اعتبار و استحباب آن نظر داده اند. به نظر می رسد قول به جعلی بودن روایت برخلاف روش علمی علما و فقهاست، و دربار آن باید گفت: اعتبار روایت صلاه الرغائب قابل اثبات نبوده و از نظر سند ضعیف است، اما این ضعف دلیل بر جعلی بودن و کذب حدیث نمی باشد، بلکه دلالت دارد بر این که صحت روایت یادشده ثابت نیست. ازاین رو روایت یادشده مشمول ادل تسامح سنن می باشد. «ادل تسامح سنن» عنوانی است برای مجموعه روایاتی که می گوید هر عبادت مستحبی که از پیامبر و ائمه علیهم السلام وارد شده است، اگر کسی به آن عمل کند امید است به ثواب های وعده داده شده بر آن عبادت برسد. مثلاً برقی با سند خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که فرمود: «هرکس ثواب بر عملی از پیامبر برای او نقل شود و او به آن خبر عمل کند، ثواب وعده داده شده آن عمل برای او خواهد بود، گرچه رسول خدا(ص) آن را نفرموده باشد.»(نک: برقی، بی تا، ص۲۵) این روایت و روایات متعددِ مشابه آن(نک: حر عاملی، ق، ج۱، ص۸۰ ۸۲) اطلاق دارد و شامل هر روایتی که از رسول خدا(ص) نقل شده باشد می شود ولو طریق نقل آن منابع عامه باشد، به خصوص که آن روایت شهرت نیزیافته باشد. به همین دلیل ظاهراً هیچ یک از فقها و علمای متأخر شیعه به عدم جواز و عدم مشروعیت این نماز فتوا نداده اند. در نتیجه، نظر نهایی دربار این روایت آن است که این نماز را باید به قصد رجا و امید به ثواب و پاداش وعده داده شده در روایت به جا آورد نه به قصد ورود و استحباب(نک: فاضل، بی تا، ج۲، ص۱۷۴)، چنانکه شأن بسیاری از عبادات مستحبی دیگر نیز چنین است و باید آن ها را به قصد رجاء به جا آورد.

. بررسی معنای رغائب

محور دومی که لازم است دربار روایت مشهور لیله الرغائب به بحث گذاشته شود و به فقه الحدیث روایت یادشده مربوط می شود، بررسی معنای «رغائب» است که کلید اساسی فهم حدیث به شمار می آید. آنچه امروزه در میان عوام و خواص مشهورتر است، این است که «رغائب» به معنای آرزوهاست. در فرهنگ معاصر ذیل ماد «رَغِبَ» آورده است: «آرزو کردن، میل داشتن، خواستن، و ذیل واژ رغیبه آورده است: رغائب، چیز مطلوب، مورد آرزو، تمایل، خواسته.»(آذرنوش، ۱۳۷۹، ص۲۴۰)

مشاهده می شود که در این فرهنگ لغت، یکی از معانی «رغب» و «رغیبه» را آرزو و تمایل معنا کرده است. مؤلفان المعجم الوسیط نوشته اند: «رَغِبَ فلانٌ، یَرغَب، رَغَبا و رغبهً، و رُغبهً»، یعنی نسبت به آن چیز اشتیاق ورزید و طمع کرد. این ماده از کلماتی است که چون با دو حرف «فی» و «عن» به کار رود، بر دو معنای متضاد دلالت کند:. «رَغِبَ عن..» بی علاقه شدن و «رَغِبَ فی..» مشتاق شدن و طمع کردن. (ابراهیم مصطفی و همکاران، ۱۳۸۵ش، ص۳۵۶) طمع را در لغت نامه های فارسی هم به آرزو معنا کرده اند و هم به امید و اشتیاق و… (معین، ۱۳۷۶ ش، ج۲، ص۲۲۳۴) همچنین در این لغت نامه آمده است: «الرغیبه» مؤنث «رغیب» است به معنای چیز مطلوب، عطای زیاد، جمع آن «رغائب» است. گویند: «فلانٌ یُفید الغرائب و یُفیء الرغائب»، یعنی فلانی مطالب شگفت می آموزد و عطاهای بزرگ می بخشد. در این لغت نامه همچنین رغیب را چنین معنا کرده است: «وادی رغیب» یعنی بیابانی که آب زیادی به خود جذب می کند، و «رجلٌ رغیب» یعنی مردِ دارای گام های بلند که خیلی تند می رود، و «حِملٌ رغیب» بار خیلی سنگین را گویند، جمع آن «رِغاب» و «رُغُب»، نیز در حالت جمعی به معنای چیزهای مطلوب و مورد آرزو هم می باشد. (ابراهیم مصطفی و همکاران، ش، ص)

باید توجه داشت که دربار معنا کردن کلمات احادیث دو نکت اساسی باید در نظر گرفت: یکی آنکه از تفسیر آن کلمات به معانی جدید پرهیز شود، دیگر اینکه از آنجا که معمولاً کلمات در هر زبانی دارای معانی متعدد است، باید در منابع کهن جست وجو شده و با شناسایی معانی متعدد یک کلمه، بهترین معنا با توجه به سیاق و سایر قرائن، برای لفظ مورد نظر گزینش و کلمه به آن ترجمه شود. ازاین رو، گرچه مؤلفان المعجم الوسیط تلاش کرده اند معانی جدید و مستحدث را از معانی کهن تفکیک کنند و به تحول معانی واژگان نیز اهتمام مطلوبی داشته اند، به بررسی این واژه در منابع کهن می پردازیم.

ابن فارس آورده است: «رغیبه» عطای بسیار را گویند، جمع آن «رغائب» است و «رَغاب» زمین بزرگ و وسیع است. (ابن فارس، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۴۱۶)

زمخشری در اساس البلاغه آورده است: «گویند: “إنّه وهوبٌ للرّغائب”، یعنی او بخشنده رغایب است، و رغائب اموال نفیس و ارزشمند را گویند که مطلوب همه است و همگان به آن تمایل دارند، مفرد آن رغیبه است. عرب دربار فرد بزرگ و بسیار بخشنده گوید: “فلان یفید الغرائب و یفی ء الرّغائب”، یعنی فلانی مطالب شگفت یاد می دهد و عطاهای بزرگ می بخشد. و “رجلُ رَغیب ” مردی را گویند که شکم بزرگی دارد و بسیار پرخور است.»(زمخشری، ۱۹۷۹م، ص۲۳۹)

«رَغاب» زمین بزرگ و وسیع را گویند و «رَغیبه» یعنی عطای بسیار، و عطای بسیار را رغیبه گفته اند، بدین جهت که مطلوب و مورد آرزوی همه است، مأخوذ از «رغبه» به معنای میل و اشتیاق و آرزو، و یا به جهت گسترده بودنش، که از زمین بزرگ و وسیع گرفته شده است. شاعر گفته است:

یعطی الرَّغَائِبَ من یشاء و یمنع

این مصرع شعر از عبده بن طبیب است و بیت کامل آن چنین است:

أوصیکم بتُقی الاله فإنّه

یعطی الرَّغَائِبَ من یشاء و یمنع

یعنی تو را به تقوای الهی سفارش می کنم؛ زیرا که او عطاهای بزرگ را به هرکس که می خواهد می بخشد و از هرکس بخواهد دریغ می ورزد. (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق، ص۳۵۸)

ابن منظور نیز می نویسد: «رغِیبه» در مورد عطا، به معنای بخشش فراوان، و جمع آن «رَغائب» است. نمر بن تَوْلَب سروده است:

لا تَغْضَبَنَّ علی امرِئٍ فی ماله

و علی کرائِمِ صلْبِ مالِک، فاغْضَبِ

و متی تصِبْک خصاصهٌ، فارْجُ الغِنی

و إِلی الَّذی یعْطِی الرَّغائبَ، فارْغَبِ

دربار هیچ مردی نسبت به مالش خشم مگیر، بلکه نسبت به کرائم مال خودت خشم بگیر. و هر زمان که فقر ونیاز به تو روی آورد، به غنا و ثروتمندی امیدوار باش، و به کسی که رغائب می بخشد دل ببند.

شاعر دیگری در وصف ممدوح خود گفته است:

أَخُو رَغائِبَ یعْطِیها و یسْأَلُها

یأْبَی الظُّلامَهَ منه النَّوْفَلُ الزُّفَرُ

مقصود از «اخو رغائب» شخصی است که اموال زیادی می بخشد و در این راه خود را به مشقت می اندازد. «نوفل» یعنی دریا و «زُفَر» جمع «زفیر» به معنای حوادث سهمگین است. (ابن منظور، ۱۴۱۴ق، ج ۴، ص۳۲۶؛ ازهری، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۱۳۷)

صاحب خزانه الادب در معنای شعر اخیر گوید: «رغائب» به معنای اشیاء مرغوب، و مقصود از آن اشیاء گرانبها و ارزشمندی است که مردم به اندوختن و نگهداری آن حریص اند. کلم «اخو» خبر مبتداست، به تقدیر «هو اخو رغائب». جمل «یعطیها و یسأَلها» نیز «اخو رغائب» را تفسیر می کند. «الظلامه» مال ارزشمندی است که ظالم از مردم ستانده و نزد او دنبالش می گردند. «النّوفل» به معنای دریا، و مجازاً دربار انسان کثیر العطاء به کار می رود، و «الزّفر» کسی را گویند که خانواده و نیرو و افراد و یارانش زیاد باشند. (حموی، ۱۴۲۵ق، ج۱، ص۱۹۸)

این معنا از رغائب در روایات متعدد و روایات تاریخی و فرهنگ عرب نیز به چشم می خورد. مثلاً حسین بن حمدان خصیبی(د۳۳۴ق) از عالمان شیعی در کتاب الهدایه الکبری روایت زیر را از امام صادق علیه السلام نقل کرده است:

«قَالَ: لَمَّا أَظْهَرَ رَسُولُ اللَّهِ(صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) فَضْلَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ کانَ الْمُنَافِقُونَ یتَخَافَتُونَ بِذَلِک وَ یسْتُرُونَهُ خَوْفاً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ إِلَی أَنْ خَطَبَ أَکابِرُ قُرَیشٍ فَاطِمَهَ، وَ بَذَلُوا فی تزْوِیجِهَا الرَّغَائِبَ، فَکانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) لَا یزَوِّجُ أَحَداً مِنْهُمْ حَتَّی خَطَبَهَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ…»

هنگامی که رسول خدا فضیلت و برتری امیرالمؤمنین علیه السلام را آشکار کرد، منافقان از ترس رسول خداصلی الله علیه و آله در خفا و پنهانی دربار آن گفت وگو می کردند، تا اینکه بزرگان قریش حضرت فاطمه را از رسول خدا(ص) خواستگاری کرده و برای ازدواج با ایشان پیشنهاد بخشش رغائب به آن حضرت دادند، اما رسول خدا(ص) فاطمه(ع) را به هیچ کدام تزویج نکرد، تا آنکه علی بن ابی طالب از ایشان خواستگاری کرد… (خصیبی، ۱۴۱۹ق، ص۱۱۳)

در این روایت، به روشنی «رغائب» در مورد مهریه های بزرگ و بی اندازه به کار رفته است. نیز در روایت دیگری آمده است که هنگامی که عمران صابی از دانشمندان و بزرگان مسیحی در مرو به محضر حضرت رضا علیه السلام رسید، حضرت عمران صابی را بسیار تکریم کرد، و مأمون در مرو ده هزار درهم به عمران صله بخشید و وزیرش فضل، نیز مال زیادی به وی عطا کرد و حضرت رضا زکات بلخ را به وی واگذار کرد و بدین ترتیب عمران صابی به رغائب دست یافت: «… وَ وَصَلَهُ الْمَأْمُونُ بِعَشَرَهِ آلَافِ دِرْهَمٍ وَ أَعْطَاهُ الْفضْلُ مالًا وَ حَمَلَهُ وَ وَلَّاه الرِّضَا ع صَدَقَاتِ بَلْخٍ فَأَصَابَ الرَّغَائِبَ.» (صدوق، ۱۳۹۸ق، ص۴۴۱؛ مجلسی، ۱۴۰۳ ق، ج۱۰، ص۳۱۸)

سید بن طاووس در کتاب بناء المقاله الفاطمیه فی نقض الرساله العثمانیه دربار اقدامات تخریبی معاویه در زمان حکومتش نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام نقل می کند که وی رغائب بذل و بخشش می کرد تا افراد قدر و منزلت علی علیه السلام را پایین آورده او را دشنام دهند، و کودکان در مکتب خانه ها به فنونی عمل می کردند که از قدر و منزلت علی علیه السلام می کاست. حتی معاویه به سمره بن جندب برای جعل دو سخن چهار هزار درهم بخشید: یک سخن دربار علی علیه السلام و دیگری در شأن عبدالرحمن بن ملجم. سمره این پیشنهاد را از معاویه پذیرفت و روایتی ذیل آیه شریف «وَ مِنَ النَّاسِ منْ یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مرْضاتِ اللَّه…»(بقره: ۲۰۷) جعل کرد که بخش نخست آی شریفه را که مدح است در شأن ابن ملجم معرفی کرد و ذیل آی شریفه را که از اِفساد در زمین سخن گفته و آن را مذمت می کند در شأن علی علیه السلام معرفی کرد. (ابن طاووس، ۱۴۱۱ق، ص۲۷۰)

نیز در شرح حال امام مجتبی علیه السلام آمده است که آن حضرت در جنگ با معاویه مردی از قبیله کِنده را با چهار هزار نفر پیشاپیش سپاه خود به سمت شام فرستاد. هنگامی که سپاه وی به شهر انبار رسید، معاویه قاصدی نزد وی گسیل داشت و وی را تطمیع کرد فرمانداری یکی از ولایات شام یا هر جای حجاز را که خود انتخاب کند و نیز پرداخت رغایبی از مال و حطام دنیا را به وی وعده داد. ضمناً پنجاه هزار درهم صله و خرجی سفر برای وی فرستاد، و این دشمن خدا اموال را گرفت و بدین ترتیب به امام مجتبی علیه السلام خیانت کرده به معاویه ملحق شد. (مسعودی، ۱۳۸۴ش، ص۱۵۹)

این روایات نیز به روشنی دلالت دارند که اساساً در فرهنگ عرب، رغائب بر مال و عطیه و صله زیاد اطلاق می شده و ارتباطی با آرزوها، خواه آرزوی مقدس یا از نوع آرزوهای طولانی که در آموزه های دینی اغلب

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *