تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل بررسی بحران افغانستان از منظر ژئوپولیتیک!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل بررسی بحران افغانستان از منظر ژئوپولیتیک بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل بررسی بحران افغانستان از منظر ژئوپولیتیک از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل بررسی بحران افغانستان از منظر ژئوپولیتیک شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل بررسی بحران افغانستان از منظر ژئوپولیتیک استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل بررسی بحران افغانستان از منظر ژئوپولیتیک با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل بررسی بحران افغانستان از منظر ژئوپولیتیک قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل بررسی بحران افغانستان از منظر ژئوپولیتیک حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل بررسی بحران افغانستان از منظر ژئوپولیتیک به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی بحران افغانستان از منظر ژئوپولیتیک :

چکیده

بحران افغانستان به عنوان یک بحران منطقه ای، که تاثیر قابل توجهی بر محیط بین المللی دارد، از دو زاویه قابل بررسی است: یکی بررسی جامعه شناختی بحران از دیدگاه جامعه شناسی سیاسی، دیگری بررسی بحران از دیدگاه روابط بین الملل.

از منظر جغرافیای سیاسی، آیا بحران کنونی افغانستان متاثر از ساختار جغرافیایی و موقعیت راهبردی آن کشور است یا خیر؟ با توجه به این نکته، که همواره نقاط بحرانی جهان با نقاط راهبردی منطبق اند، آیا افغانستان که کانون بحران گردیده، از چنین موقعیتی برخوردار است؟ چرا هر روز این بحران ابعاد گسترده تری پیدا می کند؟

نقش هر کشور در سیاست ملل و حوزه فعالیت آن در روابط بین المللی، بیش تر تابع موقعیت جغرافیایی و ارتباط آن با کشورهای همسایه (قدرتمند یا ضعیف) و نیز نقش آن در رقابت بین قدرت های بزرگ جهانی است. کشوری که دارای موقعیت ممتاز سیاسی – جغرافیایی است، در صورتی که با توجه به اصول و مبانی جغرافیای سیاسی، به صورت کارامد و مثبت وارد صحنه بین المللی شود، موجب اقتدار و عزت بین المللی آن کشور می گردد، وگرنه موقعیت جغرافیایی و راهبردی در جهت عکس عمل می کند و بحران آفرین می گردد; زیرا با توجه به مهارت های انسان در بازی های بین المللی و تحول فن آوری، امروزه دیگر سیاست های جغرافیایی صرفا به معنای رقابت راهبردها در سطح جهان نیست، بلکه مجموعه پیچیده ای از نیروهای متخاصمی است که بر سرزمین هایی با ابعاد کوچک به نزاع و رقابت می پردازند و هدفشان، یا اثبات تفوق سیاسی خود است یا بیرون راندن رقیب یا رقبای خود از صحنه. به نظر می رسد افغانستان، که امروزه کانون بحران گشته، متاثر از چنین طرز تفکری حاکم بر روابط بین المللی است.

این مقال، از این منظر درصدد تحلیل بحران افغانستان است.

موقعیت و ساختار جغرافیایی افغانستان

افغانستان از نگاه جغرافیایی، در مرکز آسیا واقع شده و حالت چهارراه را در بین مناطق بزرگ این قاره دارد. این کشور، که ۶۵۰۰۰۰ کیلومتر مربع مساحت دارد، از شمال در فاصله تقریبا ۲۳۸۴ کیلومتری پامیر قرار داشته و در شرق تا دهانه ذوالفقار امتداد دارد; در شمال با کشورهای تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان هم مرز است، در غرب به امتداد ۹۰۰ کیلومتر از دهانه ذوالفقار تا سیاه کوه با ایران، در جنوب و شرق در مرزی به طول ۲۲۴۰ کیلومتر با پاکستان و در فاصله شمال شرق در فاصله ۷۳ تا ۹۳ کیلومتر با کشور چین همسایه است. (۱) شناخت کشور و مردم افغانستان ارتباط مستحکمی با مناطق مرتبط به هم آسیای مرکزی، جنوبی و غربی – یعنی استپ های پهناور آسیای مرکزی، شبه قاره هندوستان و خاورمیانه – دارد.

افغانستان با این موقعیت جغرافیایی، حایز اهمیت راهبردی ویژه ای است. به همین دلیل، در طول تاریخ بیش از هر سرزمین دیگری مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار گرفته است. تاریخ این کشور که از سپیده دم تمدن آغاز می شود، مانند اقلیم آن، از موضع جغرافیایی و ساختار طبیعی کشور متاثر بوده است. اهمیت سوق الجیشی افغانستان در دوره های زمانی خاص، وابسته به شرایط بین المللی و منطقه ای همان دوره بوده است. بدین روی، برای دست یابی به مقصود، بررسی موقعیت راهبردی این کشور در چند دوره زمانی لازم است:

۱- افغانستان در قرن ۱۹

افعانستان برای اولین بار، در قرن ۱۹ معرکه مبارزه روسیه و انگلستان گردید. در اواخر قرن ۱۹، روسیه با تصرف تدریجی مناطق آسیای مرکزی، خود را به شمال افغانستان نزدیک کرد. با پیروزی کمونیست ها و ایجاد شوروی، روس ها باقیمانده آسیای مرکزی را تصرف نموده و عملا در طول یک نوار ۲۳۸۴ کیلومتری با افغانستان همسایه شدند. سیاست تدریجی روس ها تصرف افغانستان و دست رسی به آب های آزاد بود. انگلیسی ها، که پیشرفت روسیه را در افعانستان مغایر با منافع خود در هندوستان می دیدند، درصدد ایجاد یک خط دفاعی در ماورای رود سند برآمدند و با سبقت گرفتن از روس ها، به افغانستان تجاوز کردند. بریتانیا طی دو جنگ (۱۸۳۹ – ۱۸۴۲ و ۱۸۷۸ – ۱۸۸۰) تلاش کرد نفوذ خود را بر این کشور تحمیل کند، ولی هربار با مقاومت مردم افغانستان، مجبور به عقب نشینی گردید. در جنگ ۱۸۳۹ – ۱۸۴۲، قوای شکست خورده انگلیس در راه بازگشت به هندوستان با قیام ملی مواجه شدند. قشون شانزده هزار نفری انگلیس، که (۶ ژانویه ۱۸۴۲) کابل را ترک کرده بود، در نزدیک جلال آباد قتل عام شد و فقط یک نفر به نام دکتر برایدن را در حالت زخمی زنده گذاشتند تا داستان زوال قشون شکست خورده را به اطلاع اربابانش برساند.

یکی از عمال سیاست بریتانیا در هند چنین می نویسد: «به فرض عقب زدن سایه تعرض روسیه ما تصمیم گرفتیم یک نفر متواری … را به نام … بر مردم افغانستان، که تا آن موقع سوءنیتی در برابر ما نداشتند، تحمیل کنیم. این بی عدالتی بدون دلیل، که علت العلل تمام مشکلات آینده ما در افغانستان گردید، با چنان اقدامات نظامی عملی شد که شدت حماقت آن هنوز هم غیر قابل تصور است. » (۲)

دوک اف دلینگتن، فاتح جنگ واترلو پیش از وقوع این جنگ چنین پیش بینی کرده بود: «مشکلات ما در افغانستان، در همان نقطه ای آغاز خواهد شد که پیروزی نظامی ما در آن جا خاتمه می یابد. نتیجه یک بار عبور از رودخانه سند برای برقرار نمودن حکومتی در افغانستان این خواهد بود که بارها به عبور از رودخانه مزبور مجبور شویم.» (۳) این حدس او مبتنی بر شناخت وی از افغانستان بود. در تاریخ نظامی بریتانیا، این جنگ بیهوده ترین و مفتضح ترین جنگ به شمار می رود و این شکست سرآغاز انهدام و فروپاشی امپراتوری انگلیس بود که می گفتند خورشید در قلمرو آن غروب نمی کند.

بریتانیا از این ماجرا عبرت نگرفت; هم چنان با نیرنگ های جدید، بازی با سرنوشت این کشور را دنبال کرد. داستان رقابت روس و انگلیس در ایران و افغانستان مفصل است، اما آنچه که باید دانست این که آن ها را از این نمد کلاهی نشد. مورخان ماجرای رقابت روس و انگلیس را به تفصیل بیان کرده اند. (۴) در ذیل، به بعضی از آن ها به عنوان نمونه اشاره می گردد:

مستشرق معروف آلمانی، آردوموته هلر، (Ardmute Heller) می گوید: «افغانستان ازنظرروس ها،دروازه ای است که آن ها می بایستی برای رسیدن به اقیانوس هند از آن بگذرند. این فکر از آرزوهای تزار (پطر کبیر) روسیه بود که راهی به سوی آب های گرم بگشاید. البته هم اکنون شوروی وارث این طرز تفکراست.» (۵)

شرق شناس روسی در سال ۱۸۷۸ می گوید: «علاقه حاکمیت قوای انگلیس بر افغانستان بدین طریق روشن می شود که انگلیسی ها همواره افغانستان را به عنوان گذرگاهی برای رسیدن به اهداف خود در چین، ایران و آسیای مرکزی می دانستند. یکی از اهداف آنان نفوذ نظامی، سیاسی در آسیای مرکزی، اوضاع داخلی ایران و مسائل داخلی چین بود و به همان ترتیب که موقعیت صنعتی شدن انگلستان (مرکز صنعت دنیا) پابرجاتر می شد، علاقه این کشور به منابع طبیعی و بازار آسیای مرکزی فزونی می گرفت، به خصوص به کشوری مانند افغانستان که از نظر منابع طبیعی بسیار غنی است. بنابراین، سلطه بریتانیا بر افغانستان باید حفظ می شد تا بازار فروش اجناس انگلیسی از گرمی نیفتد.» (۶)

بدین روی، تا اواخر قرن ۱۹، که اصل موازنه قوا بر جهان حاکم بود، افغانستان به عنوان یک منظقه حایل بین روس و انگلیس، اهمیت سوق الجیشی و سیاسی – جغرافیایی داشت. این وضعیت در قرارداد ۱۹۰۷ در مورد ایران نیز تطبیق می کند که کشور به سه قسمت (انگلیسی، روسی و منطقه حایل) تقسیم گردید. با ظهور اتحاد جماهیر شوروی، باز هم افغانستان مانند ترکیه و ایران، نقش منطقه ای حایل داشت.

پس از جنگ جهانی دوم و آغاز دوران جنگ سرد، روس ها به تدریج، زمینه اشغال افغانستان را در دست اجرا قرار دادند. عواملی مانند خروج انگلیسی ها از هند و کم رنگ شدن حضور سایر دول اردوگاه سرمایه داری از منطقه، شوروی را به این کار تشویق می کرد. شوروی از اواسط دهه ۱۹۵۰ یک سلسله اقدامات بنیادی و اساسی را شروع نمود و سرانجام، طی یک روند تدریجی، در اواخر دهه ۱۹۷۰، نفوذ قابل توجهی در افغانستان پیدا کرد. عوامل داخلی نیز زمینه ساز این نفوذ بودند. در نهایت، در سال ۱۹۷۹، شوروی با اشغال رسمی افغانستان به وضعیت حایل بودن آن خاتمه داد. تجاوز نظامی آشکار شوروی همه معادلات بین المللی را به هم ریخت. اساس تهاجم و تجاوز شوروی، که ریشه در تحولات سیاسی و درگیری های نظامی منطقه در اوایل قرن نوزدهم دارد، به خوبی بیانگر موقعیت راهبردی افغانستان از دیدگاه شوروی است. شوروی ها از سال ها قبل برای تثبیت موقعیت خود و نیل به اهداف سیاسی شان، افغانستان را به عنوان یک منطقه سوق الجیشی مد نظر داشتند. در این زمینه، به تجاوزهای عمده آن ها در افغانستان اشاره می گردد: (۷)

– تصرف جزیره اوتاتارکی در شمال آمودریا (سال ۱۸۷۲ م);

– سرکوبی انقلابیان باسماچی در سال ۱۹۱۹;

– تهاجم گسترده و اشغال نظامی افغانستان در دسامبر ۱۹۷۹ م.) که به اشغال ده ساله این کشور انجامید.

در وضعیت جدید، جغرافیای سیاسی افغانستان حایز اهمیت فوق العاده ای گردید، به خصوص که در این دوران، عامل دیگری در منطقه به عنوان عامل فعال و اثرگذار ظهور کرد; انقلاب اسلامی ایران به رهبری شخصیت برجسته روحانی حضرت امام خمینی رحمه الله.

۲-افغانستان در دوران اشغال کمونیست ها

در سال هایی که افغانستان در اشغال نظامی شوروی قرار داشت (۱۹۷۹ – ۱۹۸۹) جغرافیای سیاسی افغانستان در این دوران از نقش بسزایی برخوردار بود. عواملی مانند حاکمیت نظام دو قطبی بر جهان، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و مبارزه بی امان مردم مسلمان افغانستان علیه اشغال گران بیش از بیش بر اهمیت و حساسیت موقعیت سوق الجیشی افعانستان افزود و جنگ ابعاد گسترده تری پیدا کرد.

امریکا و شوروی به عنوان دو ابرقدرت، که از سالیان پیش، برای دست رسی به این موقعیت راهبردی رقابت داشتند، این بار در مرزهای پاکستان و افغانستان دربرابرهم به صف آرایی پرداختند; زیرا تجاوز نظامی آشکار شوروی به افغانستان موجبات نگرانی امریکا را فراهم نموده بود و امریکاییان را به واکنش سریع وادارکرد.تبیین جغرافیای سیاسی افغانستان در این دوران، نیازمند توضیح اهمیت موقعیت راهبردی آن کشور می باشد:

موقعیت راهبردی افغانستان در منطقه

افغانستان به دلیل مجاورت با کشور شوروی (سابق) از ناحیه شمال و کشور عظیم خلق چین و نیز کشور بااهمیت پاکستان در خاور و جنوب و نیز همسایگی با کشور ایران در باختر و قرار گرفتن ایران در حوزه خلیج فارس و وجوه اشتراک دو کشور در ابعاد گوناگون مذهبی، زبانی، فرهنگی و موقعیت جغرافیایی دو کشور،وضعیت راهبردی خاصی را به وجود آورده است. ین موقعیت حساس رقابت بین دو ابرقدرت را برای نفوذ هرچه بیش تر در افغانستان به وجود آورده است که نگرش به این رقابت می تواند اهمیت این کشور را ازنظر این دو قدرت جهانی مشخص سازد.

اهمیت راهبردی افغانستان از دیدگاه شوروی: افغانستان به عنوان یک منطقه سوق الجیشی، از مدت ها پیش مورد توجه روس ها و پس از آن مد نظر شوروی (سابق) بوده است. رقابت روس و انگلیس در دوران موازنه قوا و رقابت امریکا و شوروی در عصر نظام دو قطبی نشانگر این ادعاست. سرانجام، در سال ۱۹۷۹، شوروی بر نیروی رقیب سبقت گرفته و با تجاوز نظامی، آن کشور را اشغال کرد. درک موقعیت سوق الجیشی افغانستان از نظر شوروی و هدف از تجاوزش به افغانستان نیازمند بررسی است:

هدف شوروی از تجاوز به افغانستان

تحلیل گران جهان سوم و غرب در ارزیابی راهبردی خود از مداخله شوروی به افغانستان، فرض های چندی را مطرح کرده اند. این فرض ها از آرزوی دیرینه روس ها برای دست رسی به آب های گرم اقیانوس هند تا پیش گیری از نفوذ اسلام ناب محمدی صلی الله علیه وآله به کشورهای تحت اشغال شوروی را دربرمی گیرد.

واقعیت این است که نه تنها یک انگیزه، بلکه مجموعه ای از عوامل سیاسی – جغرافیایی، که از نظر علایق کوتاه و دراز مدت شوروی ها حیاتی تلقی می شد، آن ها را وادار به تجاوز کرد. در ذیل، به این موارد اشاره می شود:

– جلوگیری از سقوط رژیم دست نشانده کابل;

– تثبیت نفوذ در افغانستان;

– دست رسی مستقیم به آب های گرم اقیانوس هند و دریای آزاد (طبق وصیت پطرکبیر);

– ممانعت از نفوذ اسلام انقلابی به کشورهای تحت ستم شوروی;

– موقعیت سوق الجیشی افغانستان به دلیل قرارگرفتن آن در مجاورت منطقه نفت خیز خاورمیانه;

– سلطه کامل بر افغانستان که می توانست لنگرگاه مناسبی برای نیل بیش تر به تاسیسات شوروی در اتیوپی و یمن جنوبی باشد و نیز نفوذ شوروی را در جنوب آسیا، افریقا و کشورهای اطراف خلیج فارس دربرداشته باشد;

– دست یابی به ذخایر طبیعی افغانستان که روس ها در سال ۱۹۲۰ از ظرفیت خاص این کشور، به ویژه گازطبیعی نفت، سنگ آهن، مس و اورانیوم آگاه شدند و آن ها را وادار به مداخله کرد; زیرا تصور می کردند با اشغال افغانستان، در استفاده از منابع خود، بی نیاز می شوند;

– مقابله با امریکا و هم پیمانش پاکستان و … .

مداخله شوروی در افغانستان در چند مرحله قابل بررسی است، اما افغانستان دهه هشتاد جایگاه ویژه ای در تاریخ معاصر دارد و از همین رو، وقایع و رخدادهای این دهه توجه تاریخ نگاران و پژوهش گران بسیاری را در اقصانقاط عالم به خود جلب کرده است. (۸)

موقعیت راهبردی افغانستان از نظر امریکا: خبر اشغال نظامی افغانستان، آن هم در ایام تعطیلات کریسمس رؤیاهای امریکا را آشفته ساخت. درست یک روز پس از اشغال، رئیس جمهور وقت امریکا ضمن توجه دادن افکار عامه جهان به تهدیدات جدی نوین و محکوم کردن عمل شوروی، اعتراض خود را با لئونیدبرژنف، رهبر وقت شوروی، در میان گذاشت.

کارتر در ۲۴ ژانویه ۱۹۸۰ در نطق تلویزیونی خود چنین گفت: «ما به عنوان یک ابرقدرت بایستی از کوره در نرفته و در برابر این تجاوز از حسن سلوک برخوردار باشیم. عمل شوروی تمام ضوابط بین المللی را تحت الشعاع قرار داده است … تجاوز به کشور افغانستان آرامش نسبی حاکم بر سراسر دنیا را پس از جنگ جهانی دوم به مخاطره انداخته است. ما در این جا، موضع کاملا صریح خود را اعلام می داریم: هر عملی که باعث به مخاطره انداختن کنترل آب های آزاد خلیج فارس شود از نظر ما محکوم است و ما چنین اعمالی را در مناطق مورد علاقه و حیاتی امریکا، مخالف با شؤون خود دانسته و به هر وسیله ممکن، حتی نظامی، برای بیرون راندن متجاوز، دست خواهیم زد.» (۹)

تجاوز شوروی نه تنها امریکا، بلکه کشورهای هم جوار افغانستان را نیز به واکنش سریع واداشت: رئیس جمهور وقت ایران چنین اظهار داشت: «انقلاب ایران به مبارزه بی امان خود در برابر کشورهای امریکا و روسیه ادامه می دهد. من تاکید می کنم که ادامه این تجاوز به تهدید ایران منجر خواهد شد. آن ها در مقابل دروازه های ما ایستاده اند و اگر به آب های گرم منطقه دست یابند، دیگر نه تنها ایران، که تمام کشورهای خاورمیانه و شبه قاره هند را در اختیار خواهند داشت.» (۱۰)

رئیس جمهور وقت پاکستان در پاسخ به این پرسش که هدف اصلی شوروی از اشغال افغانستان چیست، می گوید: «این قصه سر دراز دارد. در اصل، دلایل بسیاری در این رابطه وجود دارد، ولی مهم ترین آن ها را ذکر می کنم: از جمله شوروی ها می خواهند استیلای خود را بر افغانستان و کشورهای جنوب شرقی خود، که مورد تهدید حرکت های اسلامی قرار گرفته اند، حفظ کنند.» (۱۱)

در نشریه بررسی های استراتژیک، چنین آمده است: «نیروهای صدهزار نفری شوروی در افغانستان، در حالی که پشتیبانی هوایی نیز دارد، بعد جدیدی را در ارتباط با استیلای مناطق خلیج به وجود می آورد. فرض بر این است که قوای مستقر در افغانستان توان حرکت در خلیج فارس (آبراه هرمز) را از طریق مناطق جنوب شرقی ایران داراست.» (۱۲)

در هر حال، نگرانی عمده امریکا در این دوران، از موقعیت سوق الجیشی افغانستان، از دو لحاظ قابل تبیین بود: یکی به دلیل واقع شدن این کشور در جوار منطقه نفت خیز خلیج فارس و دیگری به دلیل هم مرز بودن آن با ایران که منافع امریکا را در معرض خطر قرار داده بود.

کیسینجر درباره موقعیت خلیج فارس می گوید: «خلیج فارس، امروزه از موقعیت استراتژیکی ویژه ای برخوردار است; زیرا علاوه براین که بیش از نصف نفت صادراتی جهان از این ناحیه صادر می گردد، بازار اصلی تجارت بین المللی غرب به حساب می آید … هرگونه تهدیدی نسبت به آن منافع امریکا را تهدید خواهد کرد. این ناحیه حیاتی و استراتژیک از امریکا فاصله زیادی دارد، اما در مقابل، شوری تنها چندصد کیلومتر با آن فاصله دارد.» (۱۳)

امریکا در برابر نفوذ شوروی به افغانستان برای تقویت موقعیت خود در این کشور، در واقع در خلیج فارس، اقدامات ذیل را در دست اجرا قرار داد:

– افزایش توان نیروی دریایی خود در خلیج فارس و اقیانوس هند;

– افزایش قدرت نیروهای واکنش سریع;

– سعی در نزدیک شدن با ایران;

– افزایش و تداوم کمک های نظامی و تدارکاتی از طریق پاکستان به مجاهدان افغانی;

– نمایش قدرت توسط عربستان و پشتیبانی مداوم از آن. (۱۴)

در مجموع، امریکا در رقابت با شوروی، توفیق چندانی نداشت; چون شیوه هایی که شوروی ها به کار می گرفتند ظریف تر، مؤثرتر و درازمدت تر می نمود. (۱۵) هر چند امریکا تلاش می کرد با اتخاذ تدابیری مانع از تثبیت کمونیسم در افغانستان شود، اما در عمل، نمی توانست کار مؤثری انجام دهد.

آنچه در زمینه رقابت امریکا و شوروی در این دوره حایز اهمیت است، این که دو ابرقدرت درصدد دست رسی به مناطق نفوذی بیش تر و همچنین استحکامات بیش تری در ارتباط با مناطق بحرانی مشرف به ایران هستند.

در سال ۱۹۸۳، استنباط یکی از سخن گویان وزارت پنتاگن چنین بود: «مناطق خلیج فارس گل سرسبد تمام مناطق یا نقاط بحرانی هشتاد سال آخر است. در یکی از اسناد محرمانه آمده است: هرچه بادا باد! هرچه می خواهد بشود، ما موظف هستیم که نیروهای امریکایی خود را با هدف مشخصی به مناطق بحرانی بفرستیم.» (۱۶)

اماعامل اصلی تحرکات وسیع بین المللی و واکنش های سریع در برابر تجاوز شوروی به افغانستان تنها عامل جغرافیایی نبود، بلکه علاوه بر تاثیر سیاست نظام دو قطبی (امریکا و شوروی) در اواخر دهه هفتاد بر جهان و وقوع انقلاب اسلامی ایران، در ایجاد و تشدید بحران در افغانستان، این بار عامل اصلی در عرصه «ژئوپولیتیک »، نیروهای جهادی است که با افکار و اندیشه اسلامی، در برابر تجاوز و بی عدالتی، پرچم مبارزه را با قامتی استوار بر دوش گرفته اند. ارتش سرخ شوروی این بار، با مقاومت یکپارچه و غیرمنتظره ملتی مواجه گردید که سرانجام، چاره ای جز شکست ذلت بار و ننگین نداشت. تبیین نقش مبارزه مردم افغانستان در این دوره از تاریخ، از حوصله این بحث بیرون است، اما به طور گذرا، اشاره به آن لازم است:

اهمیت مبارزه رهایی بخش مردم مسلمان افغانستان

افغانستان به عنوان یک کشور اسلامی، جزئی از پیکره جهان اسلام است و سرنوشت آن با سرنوشت دنیای اسلام گره خورده. به همین دلیل، پیروزی یا شکست جهاد افغانستان در سرنوشت خانواده بزرگ جهان اسلام تاثیر داشت. بررسی اهمیت حیاتی جهاد اسلامی افغانستان در ابعاد گوناگون آن، نیازمند تحقیق مستقلی است، اما به عنوان نمونه، یکی از تاثیرات پیروزی آن بر نیروهای شوروی این گونه پیش بینی می شد:

از آن جا که افغانستان بزرگ ترین رزمگاه اندیشه و تفکر است (تفکر اسلامی با کمونیستی)، پیروزی مردم جهادی افغانستان نه تنها افسانه شکست ناپذیری شوروی را باطل می سازد، بلکه چنان تغییرات ژرفی در جغرافیای سیاسی جهان، به ویژه افکار عمومی قطب شرق و اروپای شرقی به وجود خواهد آورد که ثمره آن آزادی کشورهای اروپای شرقی و جمهوری های تحت سلطه شوروی وفروپاشی دنیای کمونیسم باشد. با توجه به این نکته که افغانستان از یک سو، برای شوروی ها کلید یک قاره و اقیانوس هند تلقی می گردد و از سوی دیگر، در فرض پیروزی، کلید رهایی – دست کم – جمهوری های تحت سلطه شوروی به شمار می رود.

خانم هلن کارردانکسوس در کتابش به نام امپراتوری فروپاشیده می نویسد: «اگر مقاومت شورشیان (مجاهدین) طولانی شود و یا اگر لازم آید که شوروی در مقابل فشار بین المللی از افغانستان خارج شود، به ثبوت خواهد رسید که مسلمانان می توانند کمونیسم را شکست بدهند و یک کشوری متعلق به دنیای اسلام (افغانستان) که در اشغال کمونیسم قرار دارد می تواند کمونیسم نباشد. این مساله را هیچ کشور کمونیستی اروپایی (مجارستان، لهستان و چکسلواکی) هنوز نتوانسته است به اثبات برساند. اگر چنین واقعیتی در کنار مرزهای جمهوری های مسلمانان اتحاد شوری اتفاق بیفتد، در را بر روی همه امیدها خواهد گشود.» (۱۷)

به راستی چنین واقعیتی اتفاق افتاد و سرانجام، مبارزه بی امان مردم مسلمان افغانستان در برابر شوروی اشغال گر، به نفع دنیای اسلام و نابودی کمونیسم به ثمر نشست; یک بار دیگر تاریخ افغانستان شاهد پیروزی ملت مسلمان در برابر استعمارگران گردید. ۱۶۷ سال پس از حادثه فراموش ناشدنی شکست خفت بار سپاهیان انگلیس در ژانویه ۱۸۴۲، هنگامی که سپهبد بوریس گرومف، فرمانده نیروهای شوروی در افغانستان به عنوان آخرین نظامی شوروی در پانزدهم فوریه ۱۹۸۹ خاک این کشور را ترک می گفت، به تعداد قربانیان ارتش شکست خورده انگلیس، از نیروهای نظامی شوروی، قربانی ذلت بارترین و بیهوده ترین جنگ تاریخ نظامی شوروی گردیدند و درست همین ناکامی سرآغازی بود برای فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم و در نهایت، فروپاشی اتحاد شوروی. (۱۸) چنان همانندی شگفت انگیزی در این دو حادثه تاریخی دیده می شود که در تاریخ، نظیر آن کم تر به چشم می خورد. مطالعه این دو حادثه می تواند درس های آموزنده ای برای جهانیان داشته باشد.

در هر حال، پیروزی مردم مسلمان افغانستان، همان گونه که انتظار می رفت، در را به روی همه امیدها گشود و این واقعیت را به اثبات رساند که مسلمانان قادرند کمونیسم را شکست دهند.

۳- افغانستان در عصر مجاهدین

در بهار ۱۹۹۲، حکومت دست نشانده شوروی سقوط کرد و مقاومت اسلامی به پیروزی رسید و شعار «افغانستان آزاد شد» از رسانه های عمومی، قلوب زخمی و پریشان مردم افغانستان را در داخل و خارج این کشور از آن رویداد پیروزمندانه شاد و سرشار از اطمینان و آرامش نمود. اما این پیروزی سرآغاز دشواری ها بود. از آن پس بحران افغانستان وارد مرحله تازه ای گردید.

هر چند شکست شوروی در افغانستان از یک سو، به فروپاشی شوروی و از سوی دیگر، به سقوط نظام دو قطبی جهان کمک کرد، اما بحران این کشور، در این مرحله، نه تنها حالت منطقه ای، بلکه حالت بین المللی به خود گرفت و تاثیر قابل توجهی بر محیطی بین المللی گذارد; زیرا بحران افغانستان در این دوران، با ویژگی های منحصر به فردی عمل کرد; از قبیل فروپاشی شوروی، خاتمه جنگ سرد، پیدایش نظام چندقطبی، ارتقای نقش سازمان

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *