توضیحات
فایل پاورپوینت کامل بررسی تحلیلی روش خاورشناسان در تبیین جایگاه سیاسی و دینی امام محمد باقر(ع)؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بررسی تحلیلی روش خاورشناسان در تبیین جایگاه سیاسی و دینی امام محمد باقر(ع)، محتوای خود را در قالب 107 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل بررسی تحلیلی روش خاورشناسان در تبیین جایگاه سیاسی و دینی امام محمد باقر(ع) با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی تحلیلی روش خاورشناسان در تبیین جایگاه سیاسی و دینی امام محمد باقر(ع) آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل بررسی تحلیلی روش خاورشناسان در تبیین جایگاه سیاسی و دینی امام محمد باقر(ع) بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل بررسی تحلیلی روش خاورشناسان در تبیین جایگاه سیاسی و دینی امام محمد باقر(ع) ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بررسی تحلیلی روش خاورشناسان در تبیین جایگاه سیاسی و دینی امام محمد باقر(ع)، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی تحلیلی روش خاورشناسان در تبیین جایگاه سیاسی و دینی امام محمد باقر(ع) :
مقدمه
شیعه پژوهی و امامت پژوهی از موضوعاتی است که خاورشناسان به آن توجه ویژه داشته اند. اولین مطالبی که خاورشناسان درباره امامان شیعه به شکل اختصاصی بررسی کرده اند در مقالات دایرهالمعارف اسلام (۱۸۸۵) یا کتاب مذهب شیعه دونالدسون (۱۸۴۶) است. اما شیعه پژوهی جدی و به تبع آن امام پژوهی غربیان پس از انقلاب اسلامی ایران (۱۳۵۷ ه. ش. /۱۸۷۸ م.) رشد چشمگیری داشت (هالم، ۱۳۸۴: پیش گفتار مؤلف). در این مدت نه چندان طولانی، خاورشناسان، در مجامع علمی، آثار و تحلیل های مختلف و گاه ناهمسویی درباره تاریخ و اعتقادات شیعه مطرح کرده اند که قدر مشترک بیشتر آنان عبارت است از: ناهمخوانی با حقیقت تشیع و باورهای شیعی. پرسش اصلی ما این است که با وجود ادعای روشمندی پژوهش های غرب، چرا دستاورد و پیام اصلی پژوهش های آنان که با هدف معرفی تشیع، آموزه ها و امامان شیعه انجام شده، سازگاری اندکی با حقیقت تشیع، باورها و تاریخ تشیع دارد؟
از سوی دیگر، آنچه در جامعه علمی شیعیان به عنوان نقد شیعه پژوهی غرب صورت پذیرفته است غالبا بر محور اظهارنظرها، استنتاجات، اهداف و انگیزه های پژوهشگر یا جریان وابسته بوده است که در این مسیر خود نیز گرفتار افراط و تفریط شده اند. اما این مسئله کمتر بررسی شده است که: اسلام پژوهان یا شیعه پژوهان غربی در مطالعه اسلام و تشیع چه روشی را در پیش گرفته بودند که به چنین نتیجه و تحلیل هایی منتهی شده است؟
بدین منظور مقاله حاضر با هدف شناخت و تحلیل دیدگاه های شیعه پژوهان غربی، مطالعات آنان درباره امام باقر (ع) را از منظر روش شناسی بررسی میکند. به دلیل اینکه دو مسئله موضع گیری سیاسی و امامت درباره امام باقر (ع) مهم و ارزشمند است، روش شناسی آنان را در این دو مسئله بررسی خواهیم کرد و اینکه آیا تحلیل و دیدگاه آنان بر پایه روش آنان تغییر کرده است یا نه. فرضیه این است که روش پدیدارشناسی در ظاهر با رویکرد همدلانه دیده می شود اما روش تاریخی غیرهمدلانه خواهد بود.
مدخل «امام باقر (ع)» به قلم اتان کلبرگ را، که در دایرهالمعارف اسلام منتشر شده است، آقای حسن طارمی در کتاب تصویر امامان شیعه در دایرهالمعارف اسلام ترجمه و نقد کرده است (تقی زاده داوری، ۱۳۸۵: ۲۴۱-۲۸۳). همچنین، در مصاحبه ای همین مقاله بررسی شده است (نک. : www.sokhanetarikh.com). بنابراین، مقاله یا اثری در زمینه روش شناسی دیدگاه ها و تحلیل های خاورشناسان درباره امام باقر (ع) وجود ندارد.
مسئله دیگر اینکه مقاله پیش رو فقط به مقاله کلبرگ و نقد آن بسنده نکرده، بلکه آثار و مقاله های دیگری را نیز از خاورشناسان بررسی کرده است.
۱. گذری بر دیدگاه خاورشناسان درباره امام باقر(ع(
پژوهشگران غربی برای شناخت و معرفی امامان شیعه علاوه بر نقل گزارش های تاریخی مربوط به جنبه های حیات فردی، نقش آنان را در ساحت های مختلف علمی، سیاسی و مذهبی نیز تحلیل میکنند. کلبرگ از جمله خاورشناسانی است که در زمینه تاریخ تشیع، به ویژه تشیع امامی، صاحب سخن و اثر است (نک. : عباسی و آقایی، ۱۳۸۲).
علاوه بر مدخل «امام باقر (ع)»، که ملاک بررسی دیدگاه کلبرگ در نوشتار حاضر است، مدخل های «امام سجاد (ع)»، «مسلم بن عقیل»، «رجعت»، «سفیر»، «شهید»، «شهید ثانی»، «سلیمان بن صرد خزاعی» و «امین الاسلام طبرسی» در دایرهالمعارف اسلام را نیز کلبرگ نگاشته است (تقی زاده داوری، ۱۳۸۵: ۲۴۳). همچنین «کتابخانه ابن طاووس و احوال و آثار او»، «عقیده و فقه در تشیع امامی» نیز از جمله آثار کلبرگ است.
مروری بر آثار این شیعه پژوه غربی روشن می کند که پژوهش های وی غالبا بر روش تاریخی استوار است. اظهارنظرهای کلبرگ درباره شخصیت، امامت و جایگاه سیاسی و اجتماعی امام باقر (ع)، که شواهد آن در ادامه خواهد آمد، نیز از این رویکرد خارج نیست.
کلبرگ نظام مندی فقه شیعه و تدوین دستگاه اعتقادی تشیع را محصول فضل علمی امام باقر (ع) دانسته است (همان)، اما در کنار باورداشت چنین جایگاه علمی و نقش محوری ایشان در نظام سازی آموزه های شیعی، مشروعیت امامت امام باقر (ع) در نگاه شیعیان را به شهادت جابر بن عبدالله انصاری منحصر کرده است (همان: ۲۴۱). او با اعتماد به شواهدی از منابع تاریخی، امام باقر (ع) را در فضای سیاسی معاصر خودش فردی ساکت و منزوی به تصویر می کشد که حتی در مقابله با امویان، به عنوان دشمن درجه اول اهل بیت (ع)، نه تنها کمترین حمایتی از قیام هایی که در برابر علویان صورت می پذیرفت از خود نشان نمی داد، با افراد انقلابی هم سازگار نبود (همان: ۲۴۲).
ارزینا لالانی، دیگر شیعه پژوه غربی است که درباره امام باقر (ع) قلم زده است.
چنین می نماید که دیدگاه او در میان خاورشناسان به تفکر شیعه اثناعشری بسیار نزدیک باشد. لالانی علاوه بر سخنرانی های متعددی که با موضوع تشیع داشته است، تألیف چندین کتاب و ده ها مقاله درباره تشیع را در پرونده علمی خود جای داده است. از جمله آثار وی کتاب نخستین اندیشه های شیعی؛ تعالیم امام محمد باقر (ع) است که متن انگلیسی این کتاب[۱] در آبان ۱۳۸۱ برنده جایزه کتاب سال ولایت جمهوری اسلامی ایران شده بود. با مطالعه این اثر چنین به نظر می رسد که لالانی میکوشد با نگاه شیعی یا نزدیک به باور شیعیان، و به تعبیر دیگر با رویکردی پدیدارشناسانه درباره امام باقر (ع) اظهارنظر کند. اینکه در جهت گیری مذکور تا چه میزان موفق بوده است در ادامه مقاله بررسی خواهد شد.
لالانی امامت امام باقر (ع) را بر اساس روایات کافی، به دریافت جفر و جامعه (صندوق اسلحه پیامبر و کتاب) از پدرش مدلل کرده است (لالانی، ۱۳۸۱: ۵۷). او حوادثی چون ادعای وصی امام باقر بودن از طرف افرادی مانند بیان و ابومنصور را بر قطعیت امامت آن حضرت در زمان حیاتش تحلیل می کند؛ همچنین جداشدن گروهی از اصحاب امام باقر (ع) و پیوستن آنها به عمر بن ریاح و حتی ظهور غالیانی چون مغیره را، که بر الوهیت امام تأکید داشته است. وی، از سویی جدایی و کاهش تعداد یاران امام را آسیب می داند و از سوی دیگر، آنها را شواهدی قوی بر امامت آن حضرت در زمان حیاتش می داند (همان) که اقتضای چنین مدعیاتی را برای این افراد فراهم می کرد.
لالانی درباره خاستگاه و پیشینه لقب «باقر» ضمن بحث مبسوطی که ذیل روایات مربوط به این لقب میآورد در نهایت چنین نتیجه میگیرد که از نظر زمانی مشخص نیست از چه زمانی آن حضرت به این لقب ملقب شده باشد و حتی وجود این لقب را برای امام در زمان حیاتش بعید می داند (همان: ۵۳). اما به اعتبار شواهد موجود در منابع شیعیان زیدی، اسماعیلی و اثناعشری و حتی منابع تفسیری و روایی اهل سنت، آن حضرت را دانشمندی جامع الاطراف می داند که علمای معاصرش در حضور او احساس حقارت میکردند. از همین رو لالانی لقب «باقر» را از هر کجا و هر زمانی که بوده و آمده باشد بازتاب شهرت علمی و خردمندی آن حضرت می داند (همان: ۵۶-۵۷).
دونالدسن، مستشرق انگلیسی فارغ التحصیل مدرسه تبلیغات کندی در هارتفورد است که شانزده سال در ایران و مشهد سکونت داشته و به همراه همسرش به برخی سرزمین های اسلامی سفر کرده است. وی در زمینه تشیع آثاری دارد که مهم ترین آنها کتاب مذهب تشیع (The Shiite Religion) است. همچنین مقالاتی مانند «اندیشه امامت نزد شیعه»، «قرآن و سحر»، «ازدواج عرفی در اسلام» و «توبه در اسلام» را نگاشته است
(احمدوند، ۱۳۷۷: ۶۳). وی در فصلی که به زندگی امام باقر (ع) پرداخته، علاوه بر نقل های یعقوبی و ابن خلکان درباره لقب باقر، از آن حضرت به عنوان شخصیتی علمی و منزوی یاد میکند که به دلیل وجود مسائل مهم اجتماعی همچون قیام هایی که در برابر امویان صورت میپذیرفت، مردم از توجه به ایشان غافل بودند. او معتقد است رسیدن امام به ۵۷ سالگی، اقتضای مرگ طبیعی را داشته است (دونالدسن، بیتا: ۱۲۳-۱۲۸).
هاینس هالم مستشرق دیگری است که با نگاه و روشی همسان با کلبرگ و دونالدسن، جایگاه امام باقر (ع) را تحلیل می کند. بر همین اساس، در نگاه وی، امام، شخصیتی است که از نظر سیاسی نه تنها از ورود به مباحث سیاسی پرهیز می کرد بلکه در عمل هم کمترین مقابله ای در مقابل امویان از خود نشان نمی داد. هالم در اظهارنظری ناآشنا امامت امام باقر (ع) و پدرش علی بن حسین (ع) را در زمان حیاتشان محل تردید می داند و معتقد است شیعیان بعد از وفاتشان آنها را به عنوان امام چهارم و پنجم خود معرفی میکردند (هالم، ۱۳۸۴: ۵۲ و ۶۶).
هالیستر پژوهشگر دیگری است که پس از بیان گزارش های تاریخی درباره شخصیت و جایگاه علمی امام باقر (ع) در جامعه شیعی و میان عالمان و راویان اهل سنت به ذکر یک جمله بسنده می کند: «زید برادر ناتنی او که مادرش از اهالی سند در پاکستان بود بیطرفی سیاسی او را قبول نداشت» (هالیستر، ۱۳۷۶: ۱۰۲).
روشن است که در کنار ناهمخوانی کلی دیدگاه های پیش گفته با اعتقاد و تاریخ شیعیان، برخی از آنها (ادعای امامت امام باقر (ع) بعد از وفات آن حضرت) نه تنها کمترین سابقه ای در تاریخ تشیع ندارد، بلکه نقطه مقابل «امامت شیعی»، حضور همیشگی حجت خدا در زمین و وجوب شناخت امام زمان، است. به همین دلیل آنچه بیش از یافته های فوق اهمیت مییابد، روش شناسی پژوهشگران غربی در تحلیل اعتقادات شیعه و تاریخ تشیع و برداشت از آن است.
۲. بررسی روش شناسی خاورشناسان
ناگفته پیدا است که گزارش ها و تحلیل های تاریخی در آثار خاورشناسان موضوع این بررسی خواهد بود؛ اما برای بررسی و نقد گزارش های آنان نباید صرفا به این مسئله بسنده کرد؛ زیرا این گونه گزارش ها و برداشت ها با روش تاریخی و مراجعه به منابعی گردآوری شده است که نه تنها اطلاعات یکسانی عرضه نمی کند بلکه راجع به برخی امامان و تاریخ تشیع گرفتار فقر اطلاعاتی است؛ از این رو در روایی نقد این عرصه، پیش از آنکه نقد غربیان مد نظر باشد، باید به آسیب شناسی منابع و پژوهش های تاریخ تشیع نیز پرداخت ؛ زیرا برخی حوادث زندگانی امامان (ع) کمتر محل توجه مورخان و پژوهشگران شیعه و مسلمان قرار گرفته است. اما در زمینه تحلیل دیدگاه خاورشناسان باید توجه داشت که غربیان در زمینه بنیادهای اعتقادی شیعه دو روش در پیش میگیرند (نک. : چلونگر، ۱۳۸۰) که چنین است:
۲. ۱. روش تاریخی
در این روش، پژوهشگر میکوشد مؤلفه های اعتقادی تشیع را به عنوان پدیده هایی تاریخی بررسی کند که حاصل تحولاتی هستند که در بستر تاریخی رخ داده اند. بر پایه روش تاریخی، موضوع در زمان و مکان خاص یا حثیت تاریخی بررسی می شود که اگر از رشته حوادث تاریخی و ارتباط طولی و عرضی آن با حوادث و رویدادهای دیگر جدا شود، شناختنی نخواهد بود.
از سوی دیگر، چون بیشتر خاورشناسان خاستگاه وحیانی برای اسلام و تشیع قائل نیستند، مسائل اعتقادی و مذهبی شیعه را در روند تاریخی و نسبت با گذشته و حال آن باور، بررسی میکنند. در بررسیهای آنان، پژوهش در زمینه آموزه هایی چون امامت جدای از موقعیت تاریخی آنها غیرممکن خواهد بود؛ از همین رو در روش تاریخی این گونه آموزه ها، شاید ساختگی یا دستاورد تحولات فکری، سیاسی و اجتماعی قلمداد شود. خاورشناسانی همچون فان فلوتن، دارمستتر و گلدزیهر چنین بوده اند و هنوز هم در بین خاورشناسان چنین تفکری وجود دارد.
۲. ۲. روش پدیدارشناسانه
در روش پدیدارشناسانه، هدف، شناخت پدیده از راه شناخت عناصر ذهنی افراد و درک پیامدهای آن است. به رغم روش تاریخی، در روش پدیدارشناسانه نیاز به وجود ارتباط منطقی موضوع با زمان (گذشته و حال) و مکان خاص نیست بلکه آنچه در این روش اهمیت دارد، عناصر و مؤلفه های اصلی هر پدیده و آثاری است که آن پدیده میتواند بر فرد، جامعه یا بر دوره ای از تاریخ بر جای گذارد. در این روش پژوهشگر از یک سو به جای آنکه پیدایش هر پدیده را با رویدادهای تاریخی پیوند دهد، به مؤلفه های فکری و اعتقادی پدیده توجه میکند و از دیگر سو به جای اظهارنظر، تحلیل و ریشه یابی، آموزه های مذهبی را توصیف، و نقش آنها را در دستگاه اعتقادی مذهب بررسی میکند. شیمل معتقد است در روش پدیدارشناسانه، پژوهشگر پس از مطالعه پدیده ها و سطوح عمیق و عمیق تر بازتابهای انسانی در برابر ذات الاهی، به کانون دین وارد میشود و به درونیترین امر مقدس هر دین دست مییابد (شیمل، ۱۳۷۶: ۳۶).
خاورشناسانی چون هانری کربن و گاه آنه ماری شیمل و همیلتون گیب، که در بررسی آموزه های اعتقادی تشیع روش پدیدارشناسانه دارند، در برابر خاورشناسان پای بند به روش تاریخی بسیار اندک اند.
۳. بررسی روش شناسی دیدگاه خاورشناسان درباره امام باقر(ع)
دقت در اظهارنظرهای پیش گفته و مقایسه آنها با آنچه در باور شیعیان وجود دارد، نشان از تفاوت رویکرد و زاویه نگرش به شخص امام و آموزه امامت دارد که خود برخاسته از تفاوت نوع نگاه به مذهب است؛ چراکه شناخت موضوعات مذهبی و لوازم آن (امامت و امام) بدون ملاحظه مبانی آن مذهب شناختی ناقص خواهد بود. در تفکر شیعی، تشیع مذهبی اصیل است که بر اصل کلامی امامت استوار است و بر اساس آن، امامت منصبی الاهی و امام شخصیتی منتخب و منصوب خدا و پیامبر (ص) است که اوصافی مانند علم و عصمت دارد.
عمده شناخت شیعه پژوهان غربی از شیعیان و تشیع، نتیجه دریافتی است که از آثار و منابع غیرشیعی صورت پذیرفته است و اساسا تشیع را نه به عنوان مذهبی اصیل، بلکه به عنوان پدیده ای نوظهور و انحرافی در دین اسلام می شناسند که در بستر حوادث تاریخی و به اقتضای اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی نضج و نمو یافته است. بدیهی است که نتیجه مطالعه ای که با چنین پیش فرضی صورت پذیرفته باشد مغایر با مطالعاتی خواهد بود که بر اصالت این مذهب استوار است. رنه گنون در نقد شیوه این دسته میگوید چون خاورشناسان همه چیز را از منظر غربی نگاه میکنند در شناخت شرق و تمدنهای شرقی ناتواناند. به باور وی، نخستین قدم در شناخت اسلام و تمدن شرق این است که خاورشناس خود را در جایگاه فردی معتقد و وفادار به آن فرهنگ قرار دهد و تعالیم آن را از درون مطالعه کند. به عبارت واضح تر، گنون معتقد است پژوهشگری که در پی شناخت مذهب و فرهنگ خاصی است باید هر چه بیشتر از روش تاریخی دور شود و به روش پدیدارشناسانه روی آورد (موسوی، ۱۳۸۸: ۱۸).
تطبیق سخن رنه گنون با آنچه از پژوهشگران پیش گفته آمد، برخطابودن و ناکارآمدی آثار آنان را روشن می کند؛ چراکه همه آنها شناخت امام باقر (ع) را به دور از باور شیعی دنبال کرده اند. در باور شیعیان، محمد بن علی (ع) شخصیت یگانه (زمان خود) معصوم، امام مفترض الطاعه منصوب به نص خداوند است که قول و فعل و تقریر او حجت است.
در اینجا یادآوری دو نکته مناسب است؛ نخست اینکه کلامیبودن این مطلب نه تنها به ترکیب اصلی بحث خللی وارد نمی کند، بلکه به ضرورت کلامیبودن مذهب شیعه ضروری است تمامی مباحث سیاسی، اجتماعی و تاریخی شیعیان بر همین مبنا استوار باشد. دوم اینکه، این سخن هرگز به معنای پیش شرط قراردادن پذیرش اعتقادات تشیع برای معرفی و مطالعه آن نیست بلکه منظور این است که مطالعه و برداشت و تحلیل رابطه اجزا و کارکرد عناصر مکتب فکری تشیع و هر مکتب دیگری، منحصر به اتخاذ رویکرد شناخت از درون (پدیدارشناسانه) است.
حال آنکه شیعه پژوهان غربی، امام باقر (ع) را به عنوان شخص معین، از جامعه ای معین در مقطعی از تاریخ آن جامعه، مطالعه کرده اند. برای روشن شدن این مدعا، دیدگاه های خاورشناسان درباره امام باقر (ع) در دو محور موضع سیاسی و امامت ایشان بررسی میشود:
۳. ۱. بررسی روش خاورشناسان در موضع سیاسی امام باقر(ع)
بیشتر پژوهشگران غربی بدون کمترین اشاره ای به فضای سیاسی معاصر امام باقر (ع) و رابطه حاکمیت با شیعیان و امامان شیعه، ایشان را به سکوت، بیطرفی سیاسی، مشارکت نکردن در مبارزات و حمایت نکردن از جنبش ها در برابر بنوامیه توصیف می کنند. این برداشت درست نمای رهزن زاییده نگاه غیرجامع تاریخی به موضوع است که با استنادهای جزئی و نگاه حداقلی به شواهد تاریخی صورت پذیرفته است. زیرا درست است که در منابع تاریخی و نیز متون روایی، سخنی از تهدید و رویارویی مستقیم امام (ع) با حاکمیت به میان نیامده است، اما اسناد فراوان تاریخی و شواهدی بر خشونت رفتاری و سخت گیری حاکمیت در خصوص شیعیان و امام شیعیان وجود دارد (تقی زاده داوری، ۱۳۸۵: ۴۲) که تحلیل آنها نه تنها ادعای سکوت امام را برنمیتابد، بلکه او را سیاست مداری مبارز قلمداد میکند. بنابراین، تحلیل آنان با این اسناد قابل جمع نیست. تعرض دستگاه حاکم و دست گیری شخصی که در کنج عزلت و انزوای کامل سیاسی به زندگی صرفا علمی خود مشغول باشد، بی معنا خواهد بود که راه برون رفت از آن جز با شکستن حصر توجه به روش ت
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.