تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی سلبریتی سازی در رسانه و بحران هویت نوجوان در جامعه یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی سلبریتی سازی در رسانه و بحران هویت نوجوان در جامعه شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی سلبریتی سازی در رسانه و بحران هویت نوجوان در جامعه را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل بررسی سلبریتی سازی در رسانه و بحران هویت نوجوان در جامعه با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل بررسی سلبریتی سازی در رسانه و بحران هویت نوجوان در جامعه بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل بررسی سلبریتی سازی در رسانه و بحران هویت نوجوان در جامعه با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی سلبریتی سازی در رسانه و بحران هویت نوجوان در جامعه وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل بررسی سلبریتی سازی در رسانه و بحران هویت نوجوان در جامعه با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل بررسی سلبریتی سازی در رسانه و بحران هویت نوجوان در جامعه مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی سلبریتی سازی در رسانه و بحران هویت نوجوان در جامعه :

مقدمه

سرگرمیهای جمعی مانند تلویزیون، سینما، موسیقی، رادیو، بازیهای ویدیویی، نرم افزارهای کامیپوتری و فضای مجازی فرهنگ بزرگی را شکل میدهند که ما در آن زندگی میکنیم، اما ما آن را نساخته ایم. این فرهنگ که برای داد و ستد ساخته شده، در واقع یک صنعت بزرگ است که شرکت های تبلیغاتی، سرگرمیهای رسانه های چند ملیتی و بنگاه های جهانی را با هم ادغام میکند که این فرهنگ را فرهنگ برخواسته از صنعت مینامند (دی گاتانو، ۱۳۹۴). کمتر کسی است که حداقل ساعتی از روز را با رادیو، تلویزیون، ماهواره، اینترنت، تلفن همراه و…

سپری نکنند. بنا بر آمارهای رسمی میزان مشاهده تلویزیون در میان ایرانیان نزدیک به چهار ساعت و نیم در روز است. این میزان بسیار زیاد است و میتواند به کاهش فضای گفت وگو میان اعضای خانواده بینجامد. نتیجه ادامه این روند، افزایش فردگرایی و کاهش جمع گرایی است که عامل مهمی در از هم گسستگی خانواده قلمداد میشود. خانواده ها باید به کاهش استفاده از ابزارهای رسانه ای و استفاده کنترل شده از آنها برای رسیدن به اهداف مورد نظر، روی آورند.

طبیعی است در این وضعیت فضای خانواده برای گفت وگو و هم کلامی آماده میشود.

میزان استفاده از اینترنت و اتاق های چت نیز در برخی کشورها بیشتر از این گزارش شده است. طوری که ورود مردان و زنان و به ویژه نوجوانان و جوانان در اتاق های چت به عنوان «زندگی دوم» مطرح که زندگی اول را به مخاطره انداخته است. طبیعی است که زندگی دوم (اتاق های چت) میزان زیادی از انرژی و وقت گفت وگو را به خود اختصاص میدهد. مک گایر ورود ابزارهای رسانه ای را به ورود بیگانه تعبیر کرده است و میگوید: «به طور متوسط شش روز در هفته، بیگانه ای درخانه شما حضوردارد. بیگانه ای که آزادانه درهمه جای خانه سرمیزند و تاثیر میگذارد. این امر باعث شده که ناخواسته متناسب با هیجان نوجوانان و جوانان افرادی به نام سلبریتی الگوی عده ای از نوجوانان و جوانان شوند که اثرات بد هویتی را برای آن ها رقم بزند.

تأثیر گسترده رسانه ها از آنجاست که افراد، وقت زیادی را در حالی که سراپا چشم و گوش هستند با این رسانه ها میگذرانند و از سوی دیگر، کوچک ترین عنصر صوتی یا تصویری در رسانه، دارای کارکرد بیانی ویژه ای است و تأثیر خاصی بر مخاطب میگذارد.

رفتار سلبریتیها میتواند جایگاهی برای ارائه کلیه رفتارهای خیلی ساده و پیش پا افتاده، ولی مهم در زندگی خانوادگی یا اجتماعی نوجوانان و جوانان باشد. مانند مدل مو و لباس.

تأثیر رفتار سلبریتیها را میتوان در چیدمان و رنگ آمیزی منزل، فرهنگ غذا خوردن ، مدل مو و آرایش صورت، نوع تفریحات و سرگرمی افراد، روابط عادی روزانه آنها و واژه گزینیشان دید. ولی جای سوال این است که آیا رفتار سلبریتیها متناسب با فرهنگ هر کشوری هست؟ آیا سلبریتیهای ایران متناسب با فرهنگ ایران برخورد میکنند؟ آیا الگوبرداری از سلبریتیها برای نوجوانان ایرانی خوب است؟ آیا سلبریتی تشدید کننده هویت ملی برای نوجوانان و جوانان هستند؟ در ادامه به بررسی این موارد پرداخته میشود. در آغاز به واژه شناسی سلبریتی پرداخته و پس از آن به بررسی نظریه یادگیری مشاهده ای و هویت پرداخته و در آخر به ارتباط این مفاهیم اشاره میشود. با توجه به کارکرد رسانه هایی که سلبریتیها امکان رشد در آن ها را دارند میتوانند حامل چه سطحی از مفاهیم باشند؟

چهره یا سلبریتی از لحاظ لغوی به شخصی اطلاق میشود که معمولا در زمینه هایی مانند موسیقی، ورزش، رسانه، رقص، سکس، مدلینگ، سیاست، ادبیات و مذهب در یک جامعه یا فرهنگ عامه دارای سرشناسی و معروفیت باشد. چنین شخصی به راحتی از طریق مردم به ویژه قشر جوان قابل شناسایی است و به رسمیت شناخته میشود. چهره ها اغلب از طریق رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون، سینما، نشریات و شبکه های اجتماعی به سرشناسیشان افزوده میشود و علت آن پرداختن زیاد به موضوعات چهره ها در رسانه ها برای تغذیه مطالب نشریات و پایگاه های خبری است که منجر به درآمدزایی برای آن ها میشود.

به بیانی دیگر سلبریتی محل لبریز شدن کاریزما در جامعه معاصر است. با طبیعت واقعیای که دربرگیرنده افرادی با خصائص ویژه است. سلبریتیها، از بازیگران و ورزشکاران حقیقتا با استعداد تا یک سوپرمدل بیمانند زیبا، تا یک فرد ثروتمند هستند. آنها افراد مشهوری هستند که کاریزماتیک و جذاب اند، صفاتی که وبر به عنوان منبع بالقوه [اعمال ] قدرت بر دیگران شناسایی کرد (وبر، ۱۹۶۸). این امر در نمایش سلبریتیها (به ویژه قهرمانان ورزشی) به عنوان مدل های نقش و در چهرهای تشریفاتی جنبش های تغییر اجتماعی مشهود است (فراسر و برن ، ۲۰۰۲). مای فیلد (۲۰۰۸) رسانه های اجتماعی را براساس پنج ویژگی آن ها تعریف میکند: امکان مشارکت کردن، باز بودن ، ارتباط دو سویه، شکل گیری جماعت های آنلاین و توانایی برقراری ارتباط. او همچنین به تغییر مفاهیم تولید و توزیع رسانه ای اشاره میکند.

در سال های اخیر در فضای مجازی مفاهیم تولید رسانه ای و توزیع رسانه ای دچار تغییراتی شده اند که متفاوت با مدل رسانه های سنتی است، این تغییرات هم تعریف رسانه های اجتماعی و هم تفاوت های آن با رسانه های قبلی را مشخص میکند، در چنین بستری با پنج ویژگی مطرح شده امکان گردش فرهنگ سلبریتی فراهم میشود، فرهنگ سلبریتی آنلاین برآمده از ویژگی چهارم رسانه های اجتماعی؛ یعنی شکل گیری جماعت های آنلاین است که در اینجا جماعت هایی حول علاقه به سلبریتیها در قالب هواداران به وجود میآیند، با ارجاع به چهار ویژگی دیگر رسانه های اجتماعی در چنین محیطی امکان ارتباط بین سلبریتیها با هواداران، هواداران با هواداران، سلبریتیها با سلبریتیها و هر دو با سایر شکل های رسانه ای فراهم می – شود. برخی مطالعات نیز نشان داده دنبال کردن اخبار سرگرمی و سلبریتیها از جمله اصلی – ترین پیش بینی کننده های استفاده کاربران از رسانه های اجتماعی است. [۱]

از نگاه ( هارتلی، ۲۰۰۲؛ به نقل از مولایی، ۱۳۹۵) سلبریتیها در جوامعی به وجود میآیند که در آن هویت یک مسئله اجتماعی فرهنگی و سیاسی است. این ویژگی اغلب جوامع امروزی است که در آن ها صنایع سرگرمی در دهه های اخیر رشد قابل توجهی داشته است. سلبریتیها میتوانند به حوزه های مختلفی از جمله ورزش، موسیقی، سینما، مد و حتی جنایت تعلق داشته باشند و همه آن ها به خاطر هویتشان در رسانه ها مورد توجه قرار میگیرند. فرهنگ سلبریتی در جوامع غربی آن چنان گسترش یافته که به بخشی از زندگی و فرهنگ روزمره تبدیل شده است. از سویی سلبریتیها به عنوان تصاویر در زندگی روزمره و حوزه عمومی به گردش در می – آیند و از سوی دیگر سلبریتیها در برابر پاسخ این تصاویر همچنان رشد پیدا میکنند. به عبارت دیگر فرهنگ سلبریتی فقط تولید رسانه ای نیست، بلکه مصرف مخاطبان از این تصاویر است که گردشی از فرهنگ سلبریتی را شکل میدهد. نایار (۲۰۰۹) فرهنگ سلبریتی را از اثرات رسانه های جمعی میداند و از نظر او نمیتوان آن را از انواع تکنولوژیهای بازنمایی شامل سینما، تلویزیون، وب سایت ها و سایر رسانه ها جدا کرد. از این روست که بایار در کتاب خود فرهنگ سلبریتی، تولید، مصرف و گردش سلبریتیها را مورد توجه قرار داده است.

تعریف ساده سلبرینی عبارت است از شخص یا چیزی که توسط تعداد زیادی از افراد شناخته میشود (نایار، ۲۰۰۹، به نقل از مولایی، ۱۳۹۵)، اما فراتر از این تعریف ساده، سلبریتی در دل فرهنگ عمومی دنیای جدید تعریف میشود که تحت سلطه صنایع فرهنگی سرگرم کننده قرار دارد. سلبریتیها تنها از آن رو اهمیت ندارند که توسط تعداد زیادی از مردم شناخته میشوند، بلکه از آن رو دارای اهمیت میشوند که اقدامات سلبریتیها اثرات عاطفی قابل توجهی بر تعدادی از مردم به جای میگذارد. آن ها نقشی فرهنگی در نظام معنایی جوامع امروز بازی میکنند. آن ها به هوادارنشان لذت ، شادی، درد و رنج میدهند و در مقابل ستایش یا رسوایی دریافت میکنند (نایار، ۲۰۰۹؛ به نقل از مولایی، ۱۳۹۵)، از این روست که سلبریتیها به کالاهایی قابل خرید و فروش در دنیای امروز تبدیل میشوند. صرف اینکه یک سلبریتی محصول سرمایه داری است آن را به یک گروه منزلتی تبدیل کرده است.

با تعمق در تحولات دو دهه اخیر ایران نظیر رشد فزاینده ضریب نفوذ شبکه های اجتماعی و از طرفی ایجاد بنگاه های بزرگ مالی و اقتصادی که حتی رسانه های رسمی را مجبور به مشارکت در برنامه سازی با انگیزه های مالی و رسانه ای کرده است میتوان نشانه های تمامی فرآیندهایی که زمینه ساز سلبریتیزه شدن هستند و همچنین شاخص های سلبریتیزه شدن را در جامعه امروز ایران مشاهده کرد. از این رو عجیب نیست که فرهنگ سلبریتی با سرعتی پرشتاب در حال در نوردیدن فضای فرهنگی اجتماعی ایران نیز باشد.

دریسنس به جنبه های جهانی فرهنگ سلبریتی اشاره دارد و در مطالعه فرهنگ سلبریتی در جوامع مختلف به نقش عوامل ملی محلی اشاره میکند. از نگاه نایار نیز ماهیت جهانی از ویژگیهای فرهنگ سلبریتی در دنیای امروز است که پس از گسترش و جهانی شدن رسانه – های جمعی نشانه های آن را میتوان در اغلب کلان شهرها مشاهده کرد. محبوبیت سلبریتی – های غربی مانند دیوید بکهام ، بازیکن فوتبال، مایکل شوماخر، راننده فرمول ۱، بریتنی اسپیرز ستاره موسیقی پاپ نزد جوانان اغلب کلان شهرهای نقاط مختلف جهان از این منظر قابل توجه است، از سوی دیگر مسئله سلبریتیهای محلی نیز بخشی از فرهنگ سلبریتی در نقاط مختلف دنیاست (نایار، ۲۰۰۹؛ به نقل از مولایی، ۱۳۹۵). به عبارتی میتوان تاثیرپذیری جامعه ایران از جوامع غربی در دریافت فرهنگ سلبریتی را بخشی از فرآیند جهانی شدن فرهنگ سلبریتی دانست.

شروع مساله سلبریتیها ازجهت دادن به بازار مصرف آغاز میشود. برندهای جهانی برای اینکه با مردم هر فرهنگ به زبان خود سخن بگوید از دروازه سلبریتیها وارد آن شهر میشوند تا از آشنایی و حس نزدیکی آن ها با مردم آن منطقه استفاده کرده و سلبریتیها را واسطه آشنایی خود قرار دهند. برندهای کوچک هم برای دیده شدن از تربیون آن ها استفاده میکنند.

سلبریتیها با بیان مسایلی مانند سخن از گروه های به حاشیه رفته که این موضوع در رسانه های رسمی کمتر مطرح میشود، از افراد بدون رسانه که کمتر در فضای رسمی دیده می شوند، سخن میگویند و به این ترتیب برای آنان که سهمی از دمکراسی نهادهای حاکم ندارند، سهمی قائل میشوند و در مردم حس نزدیکی بیشتری بوجود میآورند. در نتیجه هر چه فضای رسمی و غیررسمی از یکدیگر فاصله بگیرند، سلبریتیها نقش اجتماعی پررنگ تری میگیرند.

روش شناسی

در این مقاله تلاش پژوهشگران بر این بود تا به شیوه توصیفی خلاصه ای از مطالعات موجود و اصیل حوزه رسانه که مرتبط با عنوان پژوهش هستند را ارائه کرده، به بررسی مفاهیم رسانه، سلبریتی، نوجوانی، یادگیری مشاهده ای، الگوگیری و هویت بپردازند و در نهایت دانش و تجربیات خود را با مدل ها و فرضیه های استخراج شده ادغام کرده و با روش ترکیب کیفی یک نتیجه گیری کلی و نقد در مورد سلبریتی به عنوان محصولی رسانه ای که اثرات بدی در شکل – گیری هویت نوجوانان و جوانان ارائه دهند. همچنین در پایان پیشنهاداتی برای جهت دهی به پژوهش های آینده مطرح شده است. در ابتدا لیستی از کلیدواژه های مرتبط با عنوان کار برای جستجو در پایگاه های علمی تهیه شد. سپس این کلیدواژه ها در پایگاه های مرجع علمی ایران (SID، Irandoc، Ensani، ISC، Noormags) و جهان (PubMed،SCOPUS، Google Scholar،ProQuest، Elsevier، Springer) جستجو شدند. به علاوه در کتاب ها نیز در حیطه ذکر شده استفاده شد. محدوده زمانی در نظر گرفته شده برای جستجوی مقالات از سال ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۹ بود. بعد از تکمیل جستجو و یافتن مقالات، تعدادی از آن ها به علت مرتبط نبودن با محتوا و اهداف پژوهش کنار گذاشته شدند. همچنین در حین انجام پژوهش از نخبگان علمی نظرخواهی شد و در انتها با ایجاد اتاق فکر به شیوه بارش ذهنی با کمک چند تن از متخصصین به بحث و بررسی پرداخته شد.

روش اندازه گیری سلبریتیها در اینترنت

اریک شولمن او برای کمی کردن شهرت، یک واحد اندازه گیری شناسایی میکند:

واحد لوینسکی یا Lw، که در آن ۱ Lw مساوی تعداد صفحات تارنماهای اینترنتی است که به «مونیکا لوینسکی» کارآموز بدنام ریاست جمهوری اشاره دارد(شولمن، ۱۹۹۹). از این رو حضور سایر سلبریتیها در وب بر اساس تعداد معینی از واحدهای ال. دبلیو مشخص میشوند: برای مثال حضرت مسیح میشود ۷,۶ Lw، در حالی که ماریسا تومی بازیگر فقط ۸۰ Lw یا میکرو لویسنکی میشود. شولمن همچنین موتور جستجوی گوگل را به عنوان مبنای تعیین این مقیاس ها برمیگزیند (شولمن و بوزیر، ۲۰۰۱) و لگاریتمی را توسعه می دهد که موقعیت یک سلبریتی را در فهرستی در سلسله مراتب هالیوود نشان میدهد (فریز، ۲۰۰۷).

هویت

هویت یا کیستی به مجموعه نگرش ها، ویژگیها و روحیات فرد و آنچه وی را از دیگران متمایز میکند، گفته می شود (فرهنگستان ادب). هویت عبارت است از مجموعه خصوصیات و مشخصات اساسی اجتماعی، روانی، فرهنگی، فلسفی، زیستی و تاریخی همسان که به رسایی و روایی بر ماهیت یا ذات گروه، به معنای یگانگی یا همانندی اعضای آن با یکدیگر دخالت کند و آنها را در یک ظرف مکانی و زمانی معین به طور مشخص و قابل قبول و آگاهانه از سایر گروه ها و افراد متعلق به آنها متمایز سازد (نجفی، ۱۳۹۲).

هویت سازه روانی اجتماعی که شامل تمامی عقاید، طرز فکرها و عواطف است و مستلزم تعامل بعد روانی و اجتماعی فرد است و افراد برای اینکه سالم باشند باید بر جامعه رشد شخصیت وحدت عملکردها، تواناییهای خود و درک صحیح از جهان پیرامون داشته باشند (شولتز، ۱۳۸۹).

اریک اریکسون (۱۹۷۰) از روان شناسان هویت استدلال میکند جریان رشد از طریق مراحل مختلف به وسیله فرایندی کنترل میشود که او آن را اصل اپیژنتیک[۲] رشد مینامد. منظور او از این اصل، آن است که گام ها یا مراحل رشد، به وسیله عوامل ارثی یا ژنتیک تعیین میشوند.

علاوه بر این، اریکسون بر نقش نیروهای محیطی و اجتماعی نیز تاکید میکرد. پس به طور کلی به نظر وی، رشد تحت تاثیر دو عامل فطری و اکتسابی یعنی متغیرهای فردی و موقعیتی قرار دارد (شولتز، ۱۳۸۹).

اصل اپیژنتیک که محور اصلی نظریه اریکسون است ، اشاره به این دارد که رشد و تکامل تمام انسان ها در قالب سلسله مراحل مشخص و جهان شمولی صورت میگیرد.

اریکسون این اصل را به شکل زیر تعریف کرده است:

۱. شخصیت انسان بر گام های از پیش تعیین شده و بالقوه ای استوار است. این گام ها او را برای آگاهی یافتن و ایجاد ارتباط متقابل با عوامل اجتماعی گسترده و مختلف تحریک میکنند.

۲. اجتماع به نحوی ساخته شده است که بتواند گنجایش ها و گرایش های بالقوه شخصیت را شکوفا سازد و از آن ها محافظت کند و ایجاد شرایط زمانی و مکانی لازم را تا حد ممکن سرعت بخشد. عامل اجتماع عاملی هست که اثر زیادی در شکل گیری هویت فرد داشته به نحوی که فرد متناسب با خواسته و نیاز خود هویتی پایدار یا هویتی ناپایدار درست میکند (کاپلان، ۱۳۹۱).

اریکسون مرحله ۵ رشد روانی-اجتماعی خود را هویت در برابر سردرگمی نقش (۱۱ سالگی تا اواخر نوجوانی) نامید در این دوره دوره ایی هست که نوجوان درگیر هویت بخشی و الگوسازی برای خود میشود (کاپلان، ۱۳۹۱). در دوران نوجوانی، کودکان به کشف استقلال خود میپردازند و به عبارت دیگر، خود را حس میکنند.

آن هایی که از طریق کاوش های شخصی، تشویق و پشتیبانی مناسبی دریافت کنند، این مرحله را با حس استقلال و کنترل و نیز حسی قوی نسبت به خود پشت سر میگذارند و کسانی که نسبت به باورها و تمایلات خود نامطمئن بمانند، درباره خود و آینده نیز نامطمئن و گم گشته خواهند بود. اریکسون معتقد بود تکلیف عمده نوجوان کسب هویت است. یعنی یافتن پاسخی به این دو سوال: «من که هستم؟» و «چه میکنم؟» اریکسون بحران این دوره را بحران هویت نامید و آن را بخش جداییناپذیر رشد سالم روانی–اجتماعی دانست. وی معتقد بود این دوره را باید دوره نقش آزمایی دانست، دوره ای که فرد ممکن است برای شکل دادن به مفهوم یکپارچه ای از خود، رفتارها، عقاید و علایق گوناگونی را امتحان کند (اتکینسون، ۱۳۸۵).

لذا هویت از واژه های پر معنای ادبیات نوجوانی و جوانی است. معنای این عبارت همزمانی آغاز تأمل و تفکر در هویت خویش و شروع نوجوانی است. پدیده ای که بعدها و در سال های جوانی به صورت تکوین هویت یا بحران هویت ظاهر میشود. لذا مهم ترین سال های زندگی یعنی دوران نوجوانی و جوانی عرصه تجلی شکل گیری و یا از هم پاشیدگی هویت است ویا به – عبارتی زمان شکل گیری شخصیت اوست.

ریشه های تاریخی، ادبی و زبانی و قومی بر هویت فرد تاثیرگذار بوده و او را میتواند سرخورده یا سرافراز کند. نگاه به گذشته با چشم اندازی امیدوارانه به آینده میتواند در جوان شور و شوق بیپایانی ایجاد و آنرا به سوی شناخت هویتش یاری سازد. اگر گذشته و تاریخ و ادبیات و زبان و قومیت ها را از یک فرد بگیرید او دیگر هیچ چیز با ارزشی نخواهد داشت تا به آن ببالد و اگر اینچنین شد زمینه های پذیرش فرهنگ های دیگر را خواهد یافت. اینجاست که سرآغاز تحولات فرهنگی و سرگشتگی هویت ها آشکار خواهد شد.

هویت به شکل های زیر ظاهر میشود:

الف – هویت توفیق: براساس دیدی که او نسبت به خودش دارد و دیدی که دیگران نسبت به دارند و دیدی که او نسبت به دیگران در مورد خودش دارد حاصل میشود.

ب – هویت زودرس: تثبیت زودرس تصور یا دید فرد از خودش است.

ج – هویت دیررس: تثبیت دیررس تصور یا دید فرد از خودش است.

د- هویت انحرافی: هویتی مغایر با ارزش های جامعه که او در آن زندگی میکند.

و- آشفتگی نقش یا سردرگمی نقش: هرگاه نظرها و ارزش های والدین با ارزش ها و نظریه های همسالان مهم دیگر در زندگی فرد متفاوت باشد سردرگمی نقش بوجود میآید (شاملو، ۱۳۹۱).

بحران هویت

بحران هویت واژه ای است که اریکسون آن را برای توصیف ناتوانی نوجوان در قبول نقشی که جامعه از او انتظار دارد، به کار برده است. جدیترین بحرانی که یک شخص با آن مواجه می شود، در خلال شکل گیری هویت رخ میدهد. این بحران، از آن رو جدی است که توفیق نیافتن در رویارویی با آن، پیامدهای بسیاری دارد. فرد در خلال مرحله شکل گیری هویت، احتمال دارد شدیدتر از هر زمان دیگر از نوعی سردرگمی و آشفتگی نقش ها یا همان چیزی که اریکسون گم گشتگی مینامد، رنج ببرد. این حالت، سبب میشود وی احساس کند منزوی، تهی، مضطرب و مردد شده است و نسبت به وفاداریهای خود ترجیحات غیرمنطقی لحاظ کند.

بسیاری از افراد هنگامی که دچار بحران هویت میشوند، احساس پوچی، از خودبیگانگی، تنهایی و غربت میکردند. آثار بعدی بحران هویت را میتوان در پدیده هایی همچون مسئولیت گریزی، دل زدگی و بیتفاوتی جستجو کرد (فیست ، ۱۳۹۷)

بحران هویت هم میتواند فردی و هم میتواند اجتماعی باشد. نظریه پردازان حوزه روان – شناسی معمولا به بحران هویت از منظر فرد توجه میکنند. اینکه چگونه یک فرد در تعارض با نقش هایی که به او واگذار میشود و توان پذیرش و اداره نقش را ندارد به بحران هویت کشیده میشود. لوسین پای نیز به بحث بحران هویت در اجتماع در جوامع در حال گذار توجه میکند.

به نظر وی، آدمیان برای معنا بخشیدن به زندگی خویش به تبیین روابط خود با دیگران و با محیط طبیعی به چارچوب و قالبی ارزشی نیازمندند. هر گاه دقایق و عناصر بنیادین نظام ارزشی سست شده و یکپارچگی خود را از دست بدهند هویت فرد یا گروه در معرض عدم تعادل و بحران قرار میگیرد (شاملو، ۱۳۹۱).

در سطح اجتماع نیز بحران هویت صورت میگیرد. گاهی یک ملت یا بخشی از یک ملت به دلیل تعارضات درونی – اجتماعی که در ساختار اجتماعی آن ملت وجود دارد ممکن است به بحران هویت ، دچار شوند. یک بحران اجتماعی زمانی حادث میشود که اختلالاتی در جامعه پدید آید که تعادل عمومی، عملکرد بهنجار و معمول حیات اجتماعی را به مخاطره افکند. یک بحران عمومی اجتماعی نشان از آن دارد که جامعه فاقد توانایی سامان یابی و تأمین و حفظ نظم اجتماعی است و استعداد و قابلیت درونی خود را برای حل مسایل مربوط به تطور و توسعه جامعه از دست داده است. نوعی از بحران های اجتماعی، بحران فرهنگی است. بحران های فرهنگی گاه در تضاد میان خرده فرهنگ ها و فرهنگ مسلط سکنی میگزینند و گاه نشان از یک نوع از خود بیگانگی فرهنگی و یا به تعبیر دیگر، اغتشاش و سردرگمی هویت فرهنگی دارند، زمانی نیز در هنگامه بازگشت به خود فرهنگی حادث میشود. انسداد و گره خوردگی فرهنگی میتواند بحران زا باشد. جوامعی که به انسجام اجتماعی رسیده اند و سهم هر کدام از عناصر هویتی در هویت آنها به خوبی لحاظ شده است به ندرت دچار بحران هویتی میشوند. در عوض چنانچه هر یک از عواملی که شکل دهنده هویت فردی و اجتماعی هستند دستخوش دگرگونی شوند یا از بدنه هویت جدا شوند، فرد یا جامعه با بحران مواجه میشود و همین بحران میتواند سبب فروپاشی شخصیت فردی یا نظام سیاسی – اجتماعی شود. در نتیجه ، مردم به جای وفاداری به دولت ملی و احساس تعلق به مجموعه ای یکپارچه به نام ملت، در دایره تعلقات قومی، نژ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *