تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل بررسی فضیلت و آثار مرگ معنوی اختیاری در کمال یابی انسان!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل بررسی فضیلت و آثار مرگ معنوی اختیاری در کمال یابی انسان بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل بررسی فضیلت و آثار مرگ معنوی اختیاری در کمال یابی انسان از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل بررسی فضیلت و آثار مرگ معنوی اختیاری در کمال یابی انسان شامل 76 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل بررسی فضیلت و آثار مرگ معنوی اختیاری در کمال یابی انسان استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل بررسی فضیلت و آثار مرگ معنوی اختیاری در کمال یابی انسان با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل بررسی فضیلت و آثار مرگ معنوی اختیاری در کمال یابی انسان قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل بررسی فضیلت و آثار مرگ معنوی اختیاری در کمال یابی انسان حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل بررسی فضیلت و آثار مرگ معنوی اختیاری در کمال یابی انسان به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی فضیلت و آثار مرگ معنوی اختیاری در کمال یابی انسان :

مرگ به معنای انتقال از جهانی به جهانی و از حالتی به حالت دیگر، از ویژگی های موجودات دنیوی است. آفریده های خداوند در دنیا، شدن های گوناگونی را تجربه می کنند و لباس های متفاوتی را چون پروانه به تن می کنند. گاه چون ذره ای هستند با حفاظ و لباسی خرد، گاه دیگر چون کرمی هستند و گاه دیگر، اسیر در شفیره و گاه چهارم چون پروانه ای در آسمان به ترنم و ترقص مشغول می باشند. انسان دم به دم، در حال شدن است و این حالات شدن، خود تجربه ای از مرگ است. با این همه انتقال کامل از جهانی به جهانی دیگر و شدن به تمام و کمال را مرگ گفته اند. اما این تنها تمام حقیقت مرگ نیست. از این روست که در آموزه های قرآنی و اسلامی، سخن از انواع و اقسام مرگ است وحتی توصیه شده که در همین دنیا برخی از اقسام و انواع مرگ ها را انسان خود به اختیار تجربه کند. نویسنده در این مطلب از مرگ اختیاری ومعنوی سخن می گوید که حالت رهایی از ماده در همین دنیا با حفظ حضور نفس در کالبد جسمانی است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اقسام و انواع مرگ

مرگ در تفسیر قرآنی، همانند خروج پروانه از شفیره اش، نوعی دگردیسی است. انسان در مدتی که در دنیا زندگی می کند همانند کرمی است که می بایست در این زندان دنیا خود را بسازد و در یک فرآیندی با تلاش خود، پوسته دنیا را اندک اندک بدرد تا پروانه شدن را در جهانی دیگر تجربه کند. بنابراین، زندگی دنیا، فرصت پروانه شدن و توانمندی است. براین اساس، مرگ نیز انتقالی از حالتی به حالتی و از جهانی به جهانی دیگر است.

هر انسانی، مرگ را خواهد چشید. این پایان سیر طبیعی بودن در دنیاست. لذا در آموزه های قرآنی از اجل حتمی (مسمی) سخن به میان آمده است؛ اما اجل دیگری نیز برای انسان است که از آن به اجل معلق یاد می شود و ارتباط تنگاتنگی با اعمال انسان دارد؛ چرا که انسان با اعمال خویش شرایط زیستی خود در دنیا را دگرگون کرده و کم و زیاد می کند. این گونه است که با کارهای نیک، اجل معلق را به تاخیر می افکند تا شرایط بهتری برای کمال خود فراهم آورد؛ یا آن که با کارهای بد و گناهان خویش، مرگ را پیش می اندازد و فرصت شدن را از خود می گیرد.

مرگ همچنین می تواند اختیاری و غیر اختیاری باشد؛ زیرا گاه انسان به جایی می رسد که از سوی خداوند ماذون می گردد تا به اختیار خود، مرگ خویش را پیش یا پس اندازد. چنان که مرگ می تواند معنوی یا مادی باشد؛ زیرا انسان می تواند به جایی برسد که در همین دنیا انقطاع از ماده پیدا کند و با آن که نفس هنوز در کالبد جسمانی اسیر و در بند است، ولی آزاد و رهاست و همه عوالم هستی و حضرات از ناسوت، ملک، ملکوت، جبروت و لاهوت را سیر می کند و در همه آنها حضور می یابد. برای چنین شخصی مرگ و معنا و مفهومی دیگر دارد.

به سخن دیگر، نفس انسانی، همان روح الهی است که در کالبد جسمانی قرار گرفته است. اصالت روحانی و تجردی نفس موجب می شود که گرایش به تجرد از ماده داشته باشد. اما مشکل نفس انسانی این است که تا اسیر و دربند شفیره تن و کالبد است نمی تواند تجرد یابد و پرواز نماید و به عوالم و نشئه های دیگر برود. اما اگر همان مسیر طبیعی انتقال را خود انسان به اختیار به شکلی دیگر طی کند، می تواند از دایره زمان و مکان دنیوی بگذرد و در همان حال که نفس در کالبد تن است، سیر عوالم نماید و تجربه پروانه شدن را حتی در شفیره داشته باشد؛ زیرا هستی دنیوی به گونه ای آفریده شده که می توان آن را در هم پیچید و دو سوی به ظاهر بی نهایت آن را به هم چسباند و از آن گذر کرد. این همان کاری است که در طی الارض و طی الزمان انجام می گیرد. به اصطلاح علوم امروزی و براساس نظریه نسبیت عام و فیزیک کوانتومی، می توان از اقطار السموات و منافذ آسمان ها گذشت (الرحمن، آیه ۳۳) و به فضا و زمان دیگری رفت بی آن که زمان و مکان بسیاری را طی کرده باشیم. در علم نوین از این منافذ آسمانها و اقطار آن که انسان به فضا و زمان دیگر منتقل می شود، به عنوان سیاهچاله یاد می شود.

در آموزه های وحیانی اسلام، راه رسیدن به این گذرگاه ها و عبور از فضا و زمان دنیا، تسلط بر نفس سرکش واماره است؛ زیرا نفس در زمان حضور در کالبد جسمانی، احوالات گوناگونی به خود می گیرد که یکی از آن حالات، حالت نفس اماره به بدی هاست. در این صورت انسان اسیر ماده می شود و نمی تواند پرهای پروازش را بگشاید. برای رهایی از این حالت باید تلاش کرد تا نفس به سمت لوامه و سپس مطمئنه و در نهایت راضیه مرضیه سیر کند. اگر انسان در مقامات اخیر قرار گیرد، نفس از این توان فنایی بهره مند می شود و در نوعی تجرد می تواند سیر ملک و ملکوت کرده و تا عوالم لاهوت پیش رود و بپرد.

این همان چیزی است که ما از آن به مرگ اختیاری معنوی یاد می کنیم. به این معنا که نفس با اختیار خود از ماده می میرد و جدا می شود و در فضای معنویت و تجرد تا مقام قاب قوسین او ادنی (نجم، آیه ۹) بالامی رود و در مقام کشف الغطاء (ق، آیه ۲۳) قرار می گیرد. این مقام کشف الغطاء برای دیگران به مرگ طبیعی و مادی و انتقال از نشئه دنیا به نشئه برزخ و آخرت اتفاق می افتد، ولی برای انسانهای با مرگ معنوی اختیاری در دنیا تحقق می یابد. (همان؛ و نیز تکاثر، آیات ۶ و ۷) در این حالت چشم دل و حتی چشم سر با کالبدهای جسمانی دیگر غیرکالبد جسدانی، چنان تیز و بصیر می شود که بسیاری از حقایق پوشیده بر دیگران برای او مشهود می شود و به مشاهده و عیان آنها را می بیند؛ بصرک الیوم حدید (ق، آیه۲۲)

مرگ اختیاری، جدا شدن نفس از ماده

نفس همان روح دمیده شده خداوند (حجر، آیه ۲۹) در کالبد جسمانی انسان، تا زمانی که در کالبد جسمانی است، با آن که از نوع تجرد برخوردار است، با این همه چون اسیری در قفس تن است و نمی تواند چنان که باید و شاید، تحرک داشته باشد. البته زمانی این نفس از این تن جدا خواهد شد؛ زیرا برای هر نفسی مدتی برای شدن های کمالی است که از آن به فرصت عمر تعبیر می شود. پس از پایان آمدن فرصت عمر یعنی اجل حتمی، نفس چه به کمال رسیده یا نرسیده باشد، از تن خارج می شود. پس نفسی که به کمال رسیده باشد، در بهشت می رود و نفسی که کمال نیافته با همان حالت نقصان در دوزخ در می آید. البته برای ورود به بهشت، کف کمالی لازم است. شخص با این کف کمالی خویش در بهشت نخست در می آید و اگر در سطح عالی کمال باشد، در بهشت هشتم در رضوان الله مستقر می شود. در این سقف کمالی است که با بی نهایت پیوند می خورد و همه هستی چون کف دست در دستان اوست و هر گونه خواست تصرف می کند. اما هستند کسانی که این سیر کمالی را در همین دنیا می پیمایند و با استفاده از آموزه های وحیانی اسلام، نفس را به چنان کمالی می رسانند که از همین دنیا در بهشت رضوان راضیه مرضیه قرار می گیرند و بر کائنات به عنوان خلیفه الهی حکومت و ولایت می کنند؛ زیرا انسان های متاله شده ای هستند که خداوند ایشان را ربانی دانسته و ربوبیت خویش را در آنان مظهریت می دهد.

راه رسیدن به این مقامات این است که انسان در همین دنیا، مرگ را تجربه کند و نفس را از ماده تجرد دهد و جدا نماید. این کاری که انسان انجام می دهد، شباهت زیادی به جدایی نفس از تن در هنگام خواب دارد. به این معنا که اگر انسان در خواب نوعی مرگ را تجربه می کند، این شخص در بیداری همان جدایی نفس از تن را تجربه می کند.

خداوند در آیه۴۲ سوره زمر درباره حقیقت مرگ می فرماید: الله یتوفی الانفس حین موتها و التی لم تمت فی منامها فیمسک التی قضی علیها الموت و یرسل الاخری الی اجل مسمی ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون؛ خدا نفس و روح مردم را هنگام مرگشان به تمامی باز می ستاند و نیز نفسی را که در موقع خوابش نمرده است قبض می کند. پس آن نفسی را که مرگ را بر او واجب کرده نگاه می دارد، و آن دیگر نفسها را تا هنگامی معین به سوی زندگی دنیا بازپس می فرستد. قطعا در این امر برای مردمی که می اندیشند نشانه هایی از قدرت خداست.

از امام جواد(ع) روایت است: لما سئل عن الموت: هو النوم الذی یاتیکم کل لیله الاانه طویل مدته لاینتبه منه الایوم القیامه، فمن رای فی نومه من اصناف الفرح ما لایقادر قدره، و من اصناف الاهوال ما لایقادر قدره، فکیف حال فرح فی النوم و وجل فیه؟ هذا هو الموت، فاستعدوا له؛ مرگ همان خوابی است که هر شب به سراغ شما می آید، جز این که مدتش طولانی است و انسان از آن تا روز قیامت بیدار نمی شود. هر کسی در خوابش آن اندازه از انواع خوشحالی ها و اقسام وحشت ها می بیند که نمی تواند به حساب آورد. پس حال خوشحالی و ترس در خواب چگونه است؟ این همان مرگ است. بنابراین، برای آن آماده شوید. (معانی الاخبار، ص۹۸۲) از امام حسن مجتبی(ع) پرسیدند: مرگ چیست؟ حقیقت آن پیش ما مجهول است. فرمود: مرگ برای مومنان بهترین سرور و خوشحالی است (مانند وقتی که) انسان را از زندان تنگ و تاریک و کثیف به باغ های سبز و خرم منتقل کنند و برای کفار مانند آن است که آنها را از باغ های باصفا و پردرخت و نعمت به سوی آتش سوزان انتقال دهند. (همان، ص۷۸۲)

امام حسین(ع) در روز عاشورا به اصحاب خود فرمودند: مرگ مانند پل است که از یک طرف آن عبور کنید و به طرف دیگر روید که این طرف پل، ناراحتی و سختی و مشکلات فراوان باشد و آن طرف، باغستان ها و کاخ های مرفه و پرنعمت. آیا کدام یک از شما ناراحت است که از زندان تاریک و پرجانور به سوی قصرهای عالی انتقال یابد. مرگ برای دشمنان ما، مانند کسی است که او را از قصرها به سوی زندان برند! همین طور جدم رسول خدا(ص) فرمود: دنیا زندان مومن و بهشت کافر است و مرگ، پل مومنان و دوستان ما به سوی بهشتشان و پل کفار به سوی جهنمشان است. (همان) همچنین روایت است که امام جواد(ع) به عیادت یکی از اصحابش که بیمار شده بود رفت در حالی که آن شخص گریه می کرد و در مورد مرگ بی تابی می نمود.

حضرت به او فرمود: «ای بنده خدا! آیا از مرگ می ترسی؟» دلیل آن این است که نمی دانی ماهیت مرگ چیست؟ آیا اگر پلیدی ها تو را فرا گیرد و موجب ناراحتی تو گردد و جراحات و زخم های پوستی در بدن تو پدید آید و بدانی با شست وشو در حمام، همه این زخم ها از بین می رود، آیا نمی خواهی که وارد حمام شوی و بدنت را شست وشو نمایی و از زخم ها و آلودگی ها پاک گردی؟ و یا میل نداری به حمام بروی و با همان آلودگی و زخم ها باقی بمانی! بیمار عرض کرد: البته دوست دارم در این صورت به حمام بروم و بدنم را بشویم.

امام جواد فرمود: مرگ (برای مومن) همان حمام است و آن آخرین پاکسازی از آلودگی گناهان و شست وشوی ناپاکی ها است. بنابراین وقتی که به سوی مرگ رفتی و از این مرحله گذشتی، در حقیقت از همه اندوه و امور رنج آور رهیده ای و به سوی خوشحالی و شادی روی آورده ای؟ بیمار از فرموده های امام جواد قلبی آرام پیدا کرد و خاطرش آسوده شد و عافیت و نشاط پیدا کرد و با آرامش استوار، دلهره و نگرانی اش از بین رفت.

آری وقتی که انسان از نظر فکری، روحی، روانی و با پشتوانه ایمان و عمل صالح، خود را آماده سفر آخرت کند، ترس را هنگام مرگ به خود راه نمی دهد و در می یابد که در حقیقت با این سفر، به سوی نجات و رهایی از رنج ها، و روی آوردن به شادی ها انتقال پیدا خواهد کرد.

حال که حقیقت مرگ این است، انسان می بایست با خدایی (متاله) شدن و تحقق و فعلیت بخشی به همه اسمای الهی سرشته در ذات خود، نفس را به حقیقت خداوندی متصل کند و روزگار وصل خویش را در دنیا تجربه کند و «انالله و اناالیه راجعون» را در همین دنیا تحقق بخشد. این گونه است که مرگ اختیاری و معنوی و جدایی نفس از تن را پیش از آن که مرگ طبیعی و غیراختیاری برسد، تجربه کرده و فنای ذاتی می یابد و در همه عوالم سیر می کند؛ چنان که امامان(ع) در همین دنیا هزاران عالم را سیر می کردند با آن که تن و کالبد ایشان در نزد شخص حاضر بود.

راهکاری که آموزه های و

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *