تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل بررسی موانع و عوامل وحدت اسلامی از منظر آیات قرآن کریم – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی موانع و عوامل وحدت اسلامی از منظر آیات قرآن کریم شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی موانع و عوامل وحدت اسلامی از منظر آیات قرآن کریم گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی موانع و عوامل وحدت اسلامی از منظر آیات قرآن کریم با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی موانع و عوامل وحدت اسلامی از منظر آیات قرآن کریم از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بررسی موانع و عوامل وحدت اسلامی از منظر آیات قرآن کریم با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی موانع و عوامل وحدت اسلامی از منظر آیات قرآن کریم را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی موانع و عوامل وحدت اسلامی از منظر آیات قرآن کریم :

مقدمه

امروزه انسجام و یکپارچگی میان مسلمانان نه تنها از ضروری ترین مسائل روز به شمار می آید، بلکه ادامه حیات آنان به این امر مهم بستگی پیدا کرده است. امروز حساسیت به اوج رسیده دنیای غرب به مسلمانان از یک سو و عدم احساس مسئولیت مسلمانان نسبت به همدیگر از دیگر سو، و نیز فتنه افکنی و قتل عام های کینه توزانه دسته جمعی و تهاجم مرگبار با سلاح های پیشرفته و مدرن و سکوت مجامع بین المللی، همدلی و همسویی جهان اسلام را ضروری تر می سازد و همواره این پیام را می دهد که هم اکنون حیات و عزت مسلمانان درگرو وحدت است.

به راستی، آیا مسلمانان از خود پرسیده اند که با قطع نظر از نابسامانیهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و… تحمیلی بر مسلمانان، چرا این همه نا آرامی ها و لشکرکشی ها در کشورهای اسلامی اتفاق می افتد و حوادثی از این دست با کدام معیار، قابل توجیه و با چه منطقی سازگار است؟! نه تنها کشورهای به ظاهر متمدن و حامی حقوق بشر! چاره ای نمی اندیشند، که آنها به نحوی با عاملان چنین فجایعی همدست اند و دستشان را با خون هزاران انسان بی گناه آلوده اند.

چرا؟ راه چاره چیست ؟ تا به کی کشورهای اسلامی محل تاخت و تاز کشورهای مستکبر و زورگو باشند؟ تا چه زمانی انسان مسلمان با دیدن صحنه های دردناک و به خون خفتن هم کیشان خود و ضجه زدن زنان فرزند مرده و بچه های مادر از دست داده، غصه دار باشند؟! و تا چه موقعی منتظر باشیم که زور مداران، با ایجاد اختلاف در بین فرق و مذاهب اسلامی بر آنها سلطه یافته و سرمایه های آنها را ربوده و آنها را در نهایت ضعف و ذلت نگه دارند؟

با توجه به هماهنگی و وحدتِ نظر جهان غرب؛ بویژه در برابر جهان اسلام، به نظر می رسد چاره ای جز پناه بردن به «وحدت کلمه» و «کلمه واحده» باقی نمانده است.

از گذشته تا به امروز، دشمنان امت اسلامی به اهمیت این عامل عزت و اقتدار پی برده اند و همواره سعی در تضعیف آن داشته اند و از هرگونه تلاشی در اختلاف افکنی بین مسلمانان کوتاهی نکرده اند. شاهد این مطلب هم خط کشی های پررنگ بوجود آمده بین مذاهب اسلامی است. در حالیکه فِرَق و مذاهب اسلامی از مشترکات زیادی برخورداراند که می تواند محور اتحاد و اتفاق باشد. در عین حال در برخی موارد اختلاف هم وجود دارد و دشمنان اسلامی همواره سعی در پررنگ کردن موارد افتراق و اختلاف و کم رنگ کردن موارد اشتراک دارند. در این وضعیت، این سؤال مطرح می شود که با وجود برخی اختلاف نظرها در بین مذاهب اسلامی، آیا وحدت امکان پذیر هست؟ کیفیت و چگونگی بوجود آمدن این وحدت چیست؟ با فرض پذیرش امکان وحدت، در مرتبه بعد، این سؤالات مطرح می شود که چه موانعی بر سر بوجود آمدن وحدت و تقریب مذاهب اسلامی قرار دارد؟ و از طرف دیگر، چه عواملی در حفظ و تحکیم وحدت امت اسلام نقش بسزایی دارد؟

از منابع و منظرهای مختلفی می توان به این سؤالات پاسخ داد. قرآن و سنت دو منبع اصلی دین هستند که می توان پاسخ این سؤالات را در آنها جستجو کرد؛ اما نکته مهم این است که پاسخ سؤالات مذکور باید از منبعی باشد که مورد قبول و پذیرش همه فرق و مذاهب اسلامی بوده و حجیت داشته باشد. با توجه به اینکه در سنت، اختلاف نگاه و نظر وجود دارد، قرآن کریم تنها منبع برای پاسخ به سؤالات است. در همین راستا در این نوشتار تلاش شده از نگاه قرآن کریم به پرسش ها جواب داده شود.

در ابتداء با استفاده از کلیدواژه های ” فرق، شقق، نزع، شیع، قطع، اختلف “و همچنین واژه های “اعتصم، أخ، أمّه وسط، اصلح، اصلاح بین الناس، أمه واحده ” سعی بر این است که آیاتی که در آنها مطالبی درباره وحدت و تفرقه بیان شده، استخراج و سپس در یک نگاه تحلیلی، نکاتی از آن آیات استفاده گردد و در نهایت، به تنظیم و تبویب آن نکات پرداخته شود.

۱. کلیات

سطوح وحدت و اتحاد

با الهام از آموزه های اسلامی و آیات قرآن کریم، می توان به سه سطح از وحدت و همزیستی مسالمت آمیز دست یافت: الف. حوزه اسلامی ب. حوزه ادیان توحیدی ج. حوزه جوامع بشری. (ر.ک: جوادی آملی، ۱۳۸۸ش: ۷۱ بب)

از انواع وحدت مذکور، آنچه در این نوشتار بررسی و تحقیق شده است، وحدت در حوزه اسلامی می باشد. قرآن، همه کسانی را که شهادتین را بر زبان جاری کرده و اسلام را با حقیقت جانشان پذیرفته باشند، مومن دانسته و در یک تعبیر بسیار گیرا، عمیق، مؤثر وُ پرمعنی، مؤمنان را ” برادر ” هم خطاب میکند. (ِإَّنمَا اْلمُؤْمِنُونَ إِخْوَه…)

(حجرات، ۱۰) روی این اصل مهم اسلامی، مسلمانان از هر نژاد و هر قبیله، و دارای هر زبان، با یکدیگر احساس عمیق برادری میکنند؛ برادرانی که نه تنها در ظاهر، بلکه مهم تر از آن، با هم پیوند قلبی و باطنی دارند. (… أَّلفَ بَینَ قُلُوِبهِم…) (انفال، ۶۳) با توجه به اینکه اّنما ادات حصر در بعید است، مفاد آیه از این قرار است که مؤمنان، فقط برادر یکدیگر هستند و نه مخالف یا مخاصم یکدیگر. به تعبیر دیگر، اسلام تمام مسلمان ها را به حکم یک خانواده می داند، و همه را خواهر و برادر یکدیگر خطاب کرده که نه تنها در لفظ و در شعار؛ که در عمل و تعهدهای متقابل نسبت به یکدیگر مسئولیت دارند. (وَ اْلمُؤْمِنُونَ وَ اْلمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاء بعض…) (توبه، ۷۱)

راهکار وحدت اسلامی

از نگاه قرآن کریم، هر نوع وحدت و همگرایی، ارزش ذاتی نداشته و مطلوب نیست؛ بلکه محور و هدف مقدس است که به وحدت و همگرایی، ارزش و بار مثبت اعتبار میکند؛ یعنی وحدت و همگرایی، ابزار و به مثابه شمشیری دو لبه است؛ اگر همگرایی در راه حق به کار برود، مطلوب است و همگان باید تلاش کنند آن را به وجود آورند و پس از ایجاد، نیز در حفظ آن کوشا باشند و اگر در راه باطل محقق شود، مضر است و از بین بردن چنین اتحادی بر همگان لازم است. مؤید این ادعا آیه شریفه است که می فرماید: «وَتعَاوَُنواْ علَی اْلبرِّ و التَّقْوَی و لاََتعَاوَُنواْ عَلَی الاِثْم وَاْلعُدْوَان…؛ و (همواره) در راه نیکی و پرهیزگاری با هم همکاری کنید و (هرگز) در راه گناه و تجاوز همکاری ننمائید.» (مائده، ۲) این آیه شریفه بیانگر یک اصل کلی اسلامی تعاون بر «برّ و تقوا» است که سراسر مسائل اجتماعی و حقوقی و اخلاقی و سیاسی را در بر می گیرد. طبق این اصل، مسلمانان موظفند در کارهای نیک، تعاون و همکاری کنند؛ ولی همکاری در اهداف باطل و اعمال نادرست و ظلم، و تعاون بر «اثم و عدوان»، به طور مطلق، ممنوع است؛ گرچه مرتکب آن، دوست نزدیک یا برادر انسان باشد.

آیات قرآن کریم به صراحت، مسلمانان و مؤمنان را به حفظ اتحاد و وحدت سفارش کرده است که از جمله این آیات، عبارتند از:

۱- در آیه ۱۰۳ سوره آل عمران می فرماید: « و همگی به ریسمان الهی (قرآن و پیامبر) که شما را به خدا پیوند می دهد، چنگ زنید و از اختلاف و پراکندگی بپرهیزید، و نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آن گاه که دشمن یکدیگر بودید و او میان دل های شما الفت انداخت و در پرتو نعمت او با یکدیگر برادر شدی»

۲- همچنین در آیه ۶۰ سوره انفال می فرماید:« شما مؤمنان باید برای مقابله با کافرانی که پیرامون شمایند، آنچه در توان دارید از نیروی رزمی و اسبان بسته (آماده نبرد) فراهم آورید تا بدین وسیله کسانی را که دشمن خدا و دشمن شمایند بترسانید [و اندیشه هجوم به مسلمانان را از آنان سلب کنید]»

۳- همچنین در آیه ۴۶ سوره انفال، هشدار می دهد: « و خدا و پیامبرش را در امر جهاد فرمان برید و با یکدیگر اختلاف نکنید که ناتوان می شوید و عزّت و شکوهتان از بین می رود.» این آیات به خوبی منظور از وحدت میان مسلمانان را روشن میکند.

از آنجا که امت اسلامی از فرقه های متعددی تشکیل یافته، ممکن است برخی تصور کنند که راهکار وحدت و اتحاد مسلمانان، اتحاد اعتقادی مسلمانان است؛ بدین گونه که پیروان فِرَق مختلف اسلامی در هیچ موردی نباید دوگانگی و اختلاف داشته باشند و از عقیده گرفته تا عمل و از عبادات تا معاملات، در اصول و فروع و همه امور زندگی، آداب، رسوم، طرز فکر و شیوه های معاشرت و… باید وحدت داشته باشند؛ یا همه فرق اسلامی زیر لوایی واحد در آیند و به قانون واحد و سیاست یگانه، تن در دهند و از یک سیاست و یک رژیم سیاسی و اقتصادی پیروی نمایند. طبیعی است که این تصور خام، نه جامه عمل خواهد پوشید و نه ممکن و معقول است؛ چون به تعبیر شهید مطهری: « چگونه ممکن است از پیروان یک مذهب تقاضا کرد که به خاطر مصلحت حفظ وحدت اسلام و مسلمین، از فلان اصل اعتقادی یا عملی خود که به هر حال، به نظر خود، آن را جزء متن اسلام می دانند، صرف نظر کنند؟ در حکم این است که از او بخواهیم به نام اسلام از جزئی از اسلام چشم بپوشد….» (مطهری، ۱۳۸۴ش، ۱۵-۱۶)

راه حل دیگری که وجود دارد و راه حل عملی هم هست، اینکه بتوانیم زیرساخت های سنتی مذهبی را تغییر داده و یک زیرساخت مذهبی جدید تعریف کنیم و اختلافات فرقه ای را به روساخت های مذهبی مربوط کنیم؛ به عنوان مثال در کشور خودمان، در حوزه ملیت پذیرفته ایم که اختلافات در نحوه لباس پوشیدن، زبان، آداب و رسوم محلی در حد خُرده فرهنگ تلقی شود و در عین حال، در مسئله ای به نام ملیت واحد ایرانی بودن، زیربنای مشترکی تشکیل بدهیم که در صورت به ثبوت رسیدن چنین تئوری، بسیاری از مشکلات؛ همچون امنیت و بحث های جدایی طلبانه حل خواهد شد. اگر بپذیریم که اختلافات مذهبی، زیر بنا هستند، در این صورت، محکوم به تفرقه خواهیم بود ولیکن اگر این تفکر بوجود بیاید که زیربناها، یک سری ویژگی های مشترکی هستند که ما به عنوان مسلمان داریم؛ مثلاً اینکه خدا واحد است، تکالیف اولیه یک مسلمان چیست و اعتقاد به قرآن و مسلمات سنت نبوی که مشترک میان مسلمانان بود، در آن صورت، راه رسیدن به وحدت، هموار خواهد شد.

عملی شدن این تئوری، منوط به برداشته شدن گام های ذیل است:

اولاً: مسلمانان روی اصل «امنا المؤمنون اخوه…» همدیگر را در زندگانی اخلاقی، اجتماعی و سیاسی برادر و دوست ببینند و نه دشمن همدیگر. (ر.ک: حجرات، ۱۰)

ثانیاً: در فضای دوستی و برادری فرقه های اسلامی به طور صحیح یکدیگر را بشناسند، از مواضع فکری و اعتقادی هم کاملاً آگاه شوند؛ چون علت فاصله میان مذاهب، عدم آشنایی صحیح از مبانی فکری یکدیگر است. تقریب باید بر پایه بحث وپذیرش علمی باشد تا بتوان با این اسلحه علمی به نبرد با خرافات پرداخت، و باید دانشمندان هر مذهبی در محیطی آرام در گفتگوهای علمی خود، دانش خود را مبادله کنند، ونتیجه بگیرند.

ثالثاً: از توهین به پیشوایان و اصول مذهبی سایر مذاهب اسلامی در خلوت و جلوت پرهیز گردد و از کارها و سخنانی که احساسات و تعصّبات و کینه های مخالف را بر می انگیزد، بشدت دوری شود.(ر.ک: انعام، ۱۰۸)

رابعاً: همکاری در ترویج و حفاظت مشترکات دینی که بسیار زیاد است. (ر.ک: مائده، ۲) مسلمانان همه از یک نوع جهان بینی برخوردارند و یک فرهنگ مشترک دارند و در یک تمدن عظیم و باشکوه و سابقه دار شرکت دارند. وحدت در جهان بینی، در فرهنگ، در سابقه تمدن، در بینش و منش، در معتقَدات مذهبی، در پرستش ها و نیایش ها، در آداب و سنن اجتماعی خوب، می تواند از آنها ملت واحد بسازد و قدرتی عظیم و هایل به وجود آورد که قدرت های عظیم جهان، ناچار در برابر آنها خضوع نمایند.

خامساً: همه مسلمانان در صف واحد در برابر دشمنان قسم خورده اسلام قرار بگیرند. (ر.ک: توبه، ۳۶:… وَ قاِتلُوا اْلمشْرِکینَ کاَّفهً کَما یقاِتلُوَنکُمْ کَافَّهً… و با همه مشرکان بجنگید، چنان که آنان نیز با همه شما می جنگند…)

محور وحدت

اسلام، وحدت ظاهری و اتحاد تصنعی را از میان برداشته و وحدت واقعی و اتحاد حقیقی را جایگزین آن می سازد؛ به همین جهت، معیارش برای اتحاد افراد، جز آن چیزی است که حکومت ها تدارک دیده اند: ملاک اتحاد در اسلام، اعتقاد دینی و پای بندی به آن است، (ر.ک: آل عمران، ۱۰۳: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّه…) بنابراین، زبان، نژاد، رنگ، زمین و قومیت که از عوامل اختلاف اند و بیشتر به تشدید تفرقه می انجامند، در اسلام محور وحدت نیستند؛ زیرا همه این عوامل، اموری اعتباری و قراردادی اند که حکومت ها آن ها را بنا کرده اند. هرچند این امور اعتباری و انشعابات میهنی و قبیله ای، افراد یک میهن یا قوم و قبیله را در جامعه ای واحد مجتمع می سازد و آن ها را به وحدت فرا می خواند؛ لیکن از طرفی به جدایی ملت ها از یکدیگر می انجامد؛ در نتیجه، وحدت و یگانگی ملت ها، دچار تفرقه و پراکندگی خواهد شد؛ از این رو، اسلام انشعابات را ملغا و اساس اجتماع انسانی را بر مبنای عقیده و ایمان قرار داده است؛ نه چیز دیگر. اتحاد و برادری و انقیاد عمومی، بدون اعتقاد به خدا ممکن نیست؛ چون فقط مبدأ واحد است که وحدت می آورد، وگرنه مبادی کثیر، عامل کثرت و تفرقه است. جز خدا همه چیز کثیر است و تنها واحد ذاتی، خداست.

ممکن نیست کثیر ذاتی، عاملِ وحدت باشد؛ زیرا هر مبدئی پیروان خود را به سوی خویش می خواند؛ از این رو، خدای متعال، اتحاد و برادری را در پرتو ایمان به خدای واحد و اعتقاد همگانی به اصول و فروع دین می داند.

ارزش و اهمیت اتحاد و وحدت

از آیات قرآن کریم استفاده می شود که اتحاد امت از اهم و اساسی ترین مسائل یک اجتماع است؛ بگونه ای که مهم ترین نعمت اجتماعی پس از توحید، عدل و… همانا وحدت است. (و نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آن گاه که دشمن یکدیگر بودید و او میان دل های شما الفت انداخت و در پرتو نعمت او با یکدیگر برادر شدید.) (آل عمران، ۱۰۳) و تلاش برای از بین بردن این نعمت الهی، همطراز کفر است. (و برخی از منافقان مسجدی ساختند و بر آن بودند که کفر به خدا و پیامبر را در آن رواج دهند و میان مؤمنان جدایی بیفکنند…) (توبه، ۱۰۷)

نبود وحدت و بوجود آمدن تفرقه و تنازع، به قدری مخاطره آمیز است که خدای سبحان، پرهیز از آن را کنارِ دستور اقامه دین، از وظایف انبیای اولواالعزم قرار داده و مؤمنان را به همان چیزی سفارش کرده که به نوح و انبیای پیشین (ع) توصیه کرده بود و آن اینکه دین الهی را با هم اقامه کنند و از تفرقه در دین بپرهیزند. (… فرمان خدا این است که تمامی احکام و معارف این آیین را برپا دارید و در آن اختلاف نیفکنید به گونه ای که بخشی را بپذیرید و بخشی را واگذارید…) (شوری، ۱۳) اما حتی اگر در دین اختلافی بوجود آمد و موجب انحراف عقیدتی برخی شد، در این شرایط، هم حفظ وحدت و اتحاد بر اختلاف و انحراف عقیدتی اولویت دارد. شاید به همین دلیل در قضیه نیرنگ سامری، هارون (ع) حفظ وحدت بنی اسرائیل را بر انحراف عقیدتی آنها و بت پرستی و گوساله پرستی شان ترجیح داد (ر.ک: طه، ۹۴:… من ترسیدم که در صورت مقاومت در برابر گمراهان، کار به جنگ و خونریزی بینجامد و تو بگویی میان بنی اسرائیل تفرقه افکندی…)

همچنین در اهمیت اتحاد در میان صفوف مسلمین از نظر اسلام همین بس که حتی اگر ساختن مسجدی در کنار مسجد دیگر، باعث ایجاد تفرقه و اختلاف و شکاف در میان صفوف مسلمانان گردد آن مسجد تفرقه انداز نامقدس است. (ر.ک: توبه، ۱۰۹)

بدون تردید یکی از علل با اهمیت بودن وحدت و اتحاد، این است که وحدت اسلامی فراهم کننده قدرتی حقیقی است که می تواند، تکیه گاه استواری برای مسلمانان، در رویارویی های فرهنگی بین تمدن ها باشد؛ زیرا اگر چه مسلمانان از نیروی عظیم انسانی، امکانات مادی فراوان، موقعیت های استراتژیک، روحیه معنوی بالا، فرهنگ و دیدگاه اعتقادی و فکری مترقی برخوردارند؛ اما چنانچه میان این اجزا و عناصر پراکنده، اتحادی ایجاد نشود چنان که در حال حاضر چنین است این مجموعه عظیم کارآیی نخواهد داشت. (ر.ک: حکیم، ۱۳۷۷ش: ۳۱)

از نکات دیگری که می توان از آن به اهمیت وحدت و اتحاد اسلامی پی برد، تأکید آیات قرآن کریم روی مظاهر وحدت است. مظاهر وحدت در احکام اسلامی فراوان است؛ از جمله می توان به اقامه نماز جماعت، نماز جمعه، نماز عیدین، مراسم حج، جهاد و… اشاره کرد. از این رو، باید نسبت به اجرای آن ها عنایت ویژه داشت.

از موارد مشترک در بین احکام اسلامی، توجه به قبله و انجام دادن اعمال به سوی آن است؛ به عنوان مثال، می توان گفت در هر شبانه روز، پنج بار، نگاه تمام مسلمانان جهان در کعبه به هم می رسد و گویا تمام مسلمانان جهان، شبانه روزی پنج مرتبه در چشمان یکدیگر می نگرند و سخن آنان در آنجا به هم می رسد و تکبیر مسلمان در شرق و غرب دنیا، در کعبه شنیده می شود. این مرکزیت در هیچ یک از ادیان گذشته وجود نداشته و در آینده هم به وجود نخواهد آمد. به عبارت دیگر، کعبه مغناطیس دل های اهل ایمان و رمز وحدت و استقلال مسلمانان است و ارتباط نماز و کعبه، ارتباطی دائمی است. «اگر کسی از فراز آسمان ها به صفوف نمازگزاران کره زمین بنگرد، دایره های متعدّدی را می بیند که مرکزیت همه آنها کعبه است و توحید، نقطه تمرکز فکر و دل و جان و صفوف مسلمین است». (قرائتی، ۱۳۷۸ش: ۱۰۹)

با توجه به اصل “تعرف الاشیاء بأضدادها” یکی از راهای پی بردن به ارزش و اهمیت اتحاد و وحدت، توجه به توصیف قرآن کریم از حالت تفرقه و اختلاف است.

در آیات قرآن یکی از مصادیق ” عذاب الهی ” تفرقه و اختلاف، قلمداد شده است، و این هشداری به تمام مسلمانان است که در صورت نافرمانی و قدرنشناسی نعمت وحدت (آل عمران، ۱۰۳)، روح برادری از میان رخت بربسته و گرفتار کیفر تلخ و عذاب اختلاف و تفرقه خواهند شد، و این اختلافِ نکوهیده، بلاست و زمینه عذابهای دیگر را نیز فراهم میکند. تهدید الهی در این باره چنین است: « بگو: خداست که می تواند از فراز سرتان یا از زیر پاهایتان عذابی بر شما بفرستد یا شما را به صورت فرقه ها و گروه های مختلف به هم اندازد و گزند برخی از شما را به برخی دیگر بچشاند.» (انعام، ۶۵) مراد از «شِیعاً» همان تفرقه میان امت اسلامی است. (ر.ک: ابن قتیب، بی تا: ۱۳۴؛ طوسی، بی تا: ۴/ ۱۶۲؛ ثعلبی، ۱۴۲۲ق: ۴/ ۱۵۶) یکی از مفسران معاصر می گوید: «اگر عذاب های یاد شده در این آیه از ضعیف به قوی باشد، عذاب سیل و طوفان و صاعقه یا زلزله ضعیف تر از عذاب اختلاف داخلی است.»(جوادی آملی، ۱۳۸۸ش: ۱/ ۶۷) و راستی چنین است؛ بلکه گاهی ویرانیهای ناشی از اختلاف و پراکندگی به درجات بیشتر از ویرانیهای ناشی از صاعقه ها و زلزله ها است. شاید بدین علت باشد که چنانچه گروهی به راه صحیح نروند، به دام اختلاف داخلی افتاده و همه عمر را صرف از پا درآوردن رقیب و خارج کردن وی از صحنه خواهند کرد.

قرآن در آیات دیگری، اختلاف و تفرقه را لبه ی پرتگاه آتش دانسته، می فرماید:

«… و آن گاه که بر پرتگاه گودالی از آتش بودید پس شما را از آن رهایی بخشید…» (آل عمران، ۱۰۳) و همچنین تفرقه افکنی را کاری فرعونانه (… و میان ساکنان آن دیار اختلاف برانگیخت و از آنان چندین گروه مختلف و متفرق بساخت…) (قصص، ۴)، مشرکانه (… و از مشرکان مباشید *از کسانی نباشید که براساس هواهای نفسانی خود در دینشان اختلاف کردند و یکپارچگی آن را از بین بردند و به گروه های پراکنده ای که هریک پیرو اندیشه ای است تقسیم شدند…) (روم، ۳۲-۳۱) و منافقانه (والذین اتخذوا مسجدًا ضرارًا و کفرًا و تفریقاً بین المؤمنین) (توبه، ۱۰۷) می داند.

۲. موانع وحدت اسلامی

با توجه به آیات قرآن کریم، از جمله مهم ترین مواردی که مانع بوجود آمدن وحدت در بین امت اسلامی می شود، عبارتند از: جهل و کج فهمی نسبت به معارف اسلام و همچنین عدم آگاهی دقیق و صحیح از سایر مذاهب، خود پسندی و تعصب، دنیا طلبی و ریاست خواهی، القائات شیطانی، بی احترامی و اهانت به مقدسات یکدیگر و بی عقلی؛ که در ادامه به توضیح و تبیین این موارد پرداخته می شود.

۲-۱. جهل و کج فهمی نسبت به معارف عالیه اسلام

یکی از بزرگترین موانع وحدت، جهل و عدم فهم مسلمانان نسبت به معارف عالیه اسلام راستین است که در قالب های جهل به عقائد و احکام مذاهب اسلامی و جهل به تاریخ اسلام و تاریخ مذاهب و جهل افکار و اندیشه های گروه ها و افراد موجود در جامعه قابل بررسی است.

هرکس، پیش خود، برداشتی خاص از اسلام دارد و برای آن، اصول و فروعی را معین میکند که گاهی با آنچه دیگران پنداشته اند، مخالف و باعث خروج از اسلام است.

جهل به تاریخ اسلام، سنت معمول هنگام نزول وحی را از خاطرها محو نموده است و منشأ فتنه ها و بدعتها را در ابهام نگه داشته است.

جهل پیروان مذاهب از مذاهب دیگر، جهل جناح های سیاسی و اقلیت های مذهبی از ایده و مسلک یکدیگر، باعث بدگمانی ها و تهمت های زیادی نسبت به هم، دشمنی و صف آرایی در مقابل یکدیگر و پندارهای نادرست در پیدایش مذاهب یکدیگر گردیده است.

استاد شهید مطهری (ره) تحت عنوان «انحطاط مسلمین در عصر حاضر» می فرماید:

«در میان کشورهای دنیا به استثنای بعضی کشورها، کشورهای اسلامی، عقب مانده ترین و منحط ترین کشورها هستند؛ نه تنها در صنعت عقب هستند، در علم،… در اخلاق، در انسانیت و معنویت (نیز) عقب هستند. چرا؟… باید اعتراف کنیم که حقیقت اسلام به صورت اصلی در مغز و روح ما، موجود نیست؛ بلکه این فکر، اغلب در مغزهای ما به صورت مَسخ شده، موجود است….» (مطهری، بی تا: ۲۵ / ۵۰۰ -۵۰۱)

۲-۲. خود پسندی و تعصب

پیروان هر فرقه و مذهبی، به طور طبیعی مذهب برگزیده خود را نه تنها سرآمد سایر مذاهب می دانند، بلکه برای آن، حقانیت مطلق قائلند و به طور معمول، سایر مذاهب را فاقد آن حقانیت می دانند؛ چه اینکه اگر این حقانیت، صِدق و نجات بخشی مطلق را باور نداشته باشند، نمی توانند در اعتقاد و باور، خود را تنها به یک مدهب پایبند بدانند.

حق شمردن خود و آیین خود، به تنهایی، ناسازگاری را درپی ندارد؛ بلکه اعتقاد به گمراه بودن، منحرف بودن، نجات نیافتن، صادق نبودن و خرافی بودن سایر مذاهب و پیروان ایشان، زمینه این حالت روحی را پدید می آورد که پیرو هر مذهب، پیروان سایر مذاهب را با چشم حقارت و گمراهی و نگون بختی بنگرد و حاضر نباشد خویش را هم وزن و هم سخن ایشان به حساب آورد.

مفسران ذیل آیات «و ای مردم به یقین این است نوع شما که همه یک امت هستید و یک هدف را دنبال میکنید پس بیش از یک پروردگار ندارید و منم پروردگار شما، پس همه از من پروا کنید.*ولی مردم دین و کتابی را که به وسیله پیامبران به آنان عرضه شده بود قطعه قطعه کردند و آن را میان خود تقسیم نمودند و هرکدام کتاب و دینی را برگزیدند و هرگروهی به آنچه در اختیار داشت شادمان بود.

» (مؤمنون، ۵۳-۵۲) به این مطلب اشاره کرده اند که این آیات، یک حقیقت مهم روانی و اجتماعی را بازگو میکند و آن، تعصب جاهلانه احزاب و گروه ها است که هر یک، راه و آئینی را برای خود برگزیده، و دریچه های مغز خود را به روی هر سخن دیگری بسته اند، و اجازه نمی دهند شعاع تازه ای به مغز آنها بتابد، نسیمی به روحشان بوزد و حقیقتی را بر آنها روشن سازد!. (ر.ک: فخررازی، ۱۴۲۰ق: ۲۳/ ۲۸۲؛ قمی مشهدی، ۱۳۶۸ش: ۱۹۳ /۹)

این حالت که از خود خواهی و حب ذات افراطی و خودپسندی سرچشمه می گیرد، بزرگترین دشمن تبیین حقایق و رسیدن به اتحاد و وحدت امتها است. بنابر گفته یکی از مفسران معاصر: «این خوشحال بودن به راه و رسم خویشتن و احساس تنفر و بیگانگی از هر چه غیر آن است، گاه به جایی می رسد که اگر انسان سخنی بر خلاف راه و رسم خویش بشنود، انگشت در گوش می گذارد و جامه بر سر میکشد و پا به فرار می نهد؛ مبادا حقیقتی بر خلاف آنچه با آن خو گرفته، بر او روشن شود؛ (ر.ک: نوح، ۷) (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴ش: ۱۴ / ۲۶۰) در حالیکه آیات قرآن، هدایت یافته ترین افراد را کسانی می داند که به سخنان مختلف گوش داده و از بهترین آنها تبعیت میکند. (… پس بشارت ده به بندگان من *آنان که برای دستیابی به حقیقت، به سخن گوش می سپارند و بهترین آن را پیروی میکنند. اینانند که خدا آنان را راه نموده است و اینانند خردمندان.) (زمر، ۱۸-۱۷)

۲-۳. دنیاطلبی و ریاست طلبی

خدای متعالی در چهار آیه (بقره، ۲۱۳/ آل عمران، ۱۹/ شوری، ۱۴/ جاثیه، ۱۷) علت و انگیزه تفرقه و اختلاف در دین بعد از آمدن علم را با “بغیاً ” تعبیر میکند که از آن جمله است: «… فَمَا اختَلَفُوا إلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ اْلعِلْمُ بَغْیًا بَینَهُمْ…» (جاثیه، ۱۷)؛ «وَ ماَتفَرَّقُوا إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ اْلعِلْمُ بَغْیا بینَهُمْ…» (شوری، ۱۴)

«بغی» در لغت، به معنای طلب (ابن فارس، ۱۴۰۴، ذیل ماده بغی) و در عرف و شرع، به معنای طلب کردن چیزی به ناحق است. (ابوالفتوح رازی، ۱۴۰۸ق: ۴/ ۲۳۶) واژه “بغیًا” مفعول لأجله برای فعل “اختلفَ” و “تفرّقَ” است؛ (نحاس، ۱۴۲۱ق: ۱/ ۱۴۸) بنابراین، بیانگر علت و انگیزه اختلاف و تفرقه است. مفسران در توضیح “بغیاً” آورده اند: ” طلبا للملک و الرّیاس ” (ابن أبی حاتم، ۱۴۱۹ق: ۶۱۸/۲؛ طبری، ۱۴۱۲ق: ۳/ ۱۴۲؛ ثعلبی، ۱۴۲۲ق: ۳/ ۳۴) یعنی علت و انگیزه بوجود آمدن اختلاف، ریاست طلبی و دنیاطلبی بزرگان و علماء است؛ چون اختلاف علمی و تفرقه در دین، اختصاص به عالمان دارد و در بین توده مردم، اختلاف علمی معنا ندارد. مؤید این قید، این آیه قرآن است که می فرماید: «… وَ مَا اختَلَفَ فیهِ إلاَّ اَّلذینَ أوُتوه…؛… اختلاف در آن را پدید نیاوردند مگر کسانی که کتاب به آنها داده شد…» (بقره، ۲۱۳) واضح است که اختلاف در کتاب و دین، توسط عالمان اتفاق می افتد تا مردم عادی، و از آنجا که توده مردم، تابع دانشمندان و صاحب نظرانند، اگر آنان هماهنگ و همسو باشند، شکافی در متن جامعه پدید نمی آید؛ چنان که اگر آنها دنیا طلب و ریاست طلب باشند، امیدی به اصلاح جامعه نیست و هرگز طعم گوارای وحدت به ذائقه این جوامع پیرو و محروم نمی رسد و بوی صفا و وفا به مشام آنها نخواهد رسید؛ لذا قرآن کریم، علماء و دانشمندان را پیش از دیگران و بیش از آنها به اتحاد، امر میکند و خطر اختلاف را که از دنیادوستی نشئت می گیرد، به آنها هشدار می دهد و آنها را از عذابِ روزی می ترساند که در آن روز، برخی از چهره ها دگرگون می گردد. (ر.ک: آل عمران، ۱۰۶-۱۰۵) خطر عالمان بد، آن قدر بزرگ است که با برداشت ناصحیح از دین و کتاب الهی، مذهب تراشی کرده، در برابر پیامبران الهی می ایستند؛ چنان که کتاب های «ملل و نحل» گواهی می دهد که در برابر سلسله انبیا، در طول تاریخ، سلسله متنبّیان و عالمانِ دین ساز قرار دارند. هر زمان که خداوند، پیامبری را فرستاد و دینی را ارایه داد، عالمان غیر مهذّب و دین فروش، در کنار او پیدا شدند و مذهب تراشی و دین پراکنی کردند.

همه مکتب ها و مذاهب غیرالهی، هم چون وهابیت و بهائیت، ساخته و بافته عالمان ریاست طلب است؛ چون مردم عادی، نه توان مذهب سازی دارند و نه دیگران از آن ها می پذیرند.

۲-۴. القائات شیطانی

خدای متعال در این زمینه می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید، همگی در برابر خدا تسلیم شوید و از او دستور بگیرید و گام های شیطان را دنبال نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است.» (بقره، ۲۰۸). بر پایه تقابل میان صدر و ذیل آیه، اختلاف و تفرقه از راه های شیطان است؛ چون صدر آیه، مؤمنان را به اتحاد و انقیاد همگانی می خواند و ذیل آن، از پیروی راههای شیطان نهی می کند؛ پس تفرقه واختلاف، از گام های بزرگ شیطان برای تخریب جامعه اسلامی است. شیطان به شیوه های گوناگون، سعی در عملی کردن این نیت شوم خود دارد که از جمله آنها است:

الف. القای تفکرات تفرقه آمیز. چون سبب فاعلی افکار در ذهن انسان یا الهام الهی و فرشتگان است و یا القائات شیطانی (ر.ک: انعام، ۱۲۱:… و قطعا شیاطین با رمز و اشاره بر افکار دوستانشان القا میکنند…) که معیار تمییز دادن آنها مطابقت آن الهامات و القائات با عقل و نقل معتبر است. (ر.ک: جوادی آملی، ۱۳۸۹ش: ۲۷۴ /۱۰) و از آنجا که تفرقه و اختلاف، با معارف عقلی و نقلی معتبر مطابقت ندارد، منشأ آن از سوی شیطان است.

ب. ایجاد عداوت و بغضاء از راه خمر و میسر. خدای متعالی در این زمینه می فرماید: « شیطان چیزی جز این نمی خواهد که به وسیله شراب و قمار میان شما دشمنی و نفرت بیفکند…» (مائده، ۹۱) شیطان هیچ غرضی از این اعمال خود یعنی خمر و میسر ندارد، مگر ایجاد عداوت و بغضا بین شما.

ج. زبان و کشمکش های زبانی. زبان از بزرگ ترین نعمت های خداست؛ لیکن چون با آن، گناهان فراوانی انجام می گیرد، از راههای نفوذ شیطان است. آیه « و به بندگان مؤمن من بگو که در گفت وگو با کافران سخنی را که نیکوتر است بگویند و از سخن ناشایسته بپرهیزند… بی تردید، شیطان با همین سخنان ناشایسته میان مردم فتنه انگیزی میکند» (اسرا، ۵۳) به خوبی بر این مطلب دلالت دارد. از قرینه تقابل صدر و ذیل استفاده می شود که بندگان خدا باید در سخن گفتن، بهترین شیوه و زیباترین الفاظ را برگزینند؛ زیرا شیطان در کمین نشسته است تا میا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *