توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بصیرت آفرینی در سخن و سیره امام سجاد علیه السّلام، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بصیرت آفرینی در سخن و سیره امام سجاد علیه السّلام شامل 98 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل بصیرت آفرینی در سخن و سیره امام سجاد علیه السّلام:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل بصیرت آفرینی در سخن و سیره امام سجاد علیه السّلام را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بصیرت آفرینی در سخن و سیره امام سجاد علیه السّلام توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بصیرت آفرینی در سخن و سیره امام سجاد علیه السّلام :
دورنـمایی از فـساد سـیاسی دوران امام سجاد علیه السّلام
الف.تحریف شدن اندیش اصیل اسلامی و حاکم شـدن انـدیش جـاهلی؛
ب.گسترش و به ثمر نشستن بسیاری از تبلیغات اموی بر ضدّ اهل بیت علیهم السّلام؛
ج.شـهادت نـیروهای مـهم شیعه و متلاشی شدن نسبی تشکیلات تشیّع بر اثر ارعاب،فشار اقتصادی و سیاسی و…؛
د.دوران فتوحات گـسترده،و سـرگرم شدن حکام به غنایم و خوشیهای دنیوی؛
هـ.حضور پشتوانه های فکری فتنه و شخصیتهای بـه ظـاهر دیـنی در عرص اجتماع؛
و.جهالت سیاسی و مذهبی مردم و شیوع بی دینی و مفاسد اخلاقی؛ص ز.کاهش یاران و مـجاهدان واقـعی؛
ح.سختگیریهای بسیار شدید بر شیعیان؛
ط.آغاز رسمی جعل روایات با اجیر کردن راویـان دروغـ گو تـوسط دستگاه حکومتی؛
ی.قرار گرفتن احکام اسلامی، همچون بازیچه در دست افرادی چون«حجاج»و«عبد الملک بـن مـروان»و…
دوران امامت امام سجاد علیه السّلام، مصادف با یکی از سیاه ترین ادوار .امام صـادق عـلیه السـّلام فرمودند:«ارتدّ النّاس بعد الحسین علیه السّلام إلاّ ثلاثه:أبو خالد الکابلیّ،یحیی بن امّ الطـّویل و جـبیر بـن مطعم؛پس از شهادت امام حسین علیه السّلام مردم از اطراف خاندان پیامبر صلّی اللّهـ عـلیه و اله پراکنده شدند،جز سه نفر:ابو خالد کابلی، یحیی بن ام الطویل و جبیر بن مـطعم.»[۱]
امام سجاد علیه السّلام فرمودند:«در مـکه و مـدینه بیست مرد وجود ندارند که ما را دوسـت داشـته باشند؟»[۲]
حکومت در تاریخ اسلام بود. بیش ترین دوران امامت حـضرت بـا دوران خلافت بیست و یک سال «عبد الملک بن مروان»همراه بود.او پیش از رسیدن بـه قـدرت،یکی از فقهای مدینه به شـمار مـی رفت،و به زهـد، عـباردت و دیـنداری شهرت داشت و اوقات خود را در مسجد بـه عـبادت سپری می کرد،به طوری که به او«حمام المسجد»؛کبوتر مسجد می گفتند.[۳]
پس از مـرگ پدرش مروان، هنگامی که خلافت به او رسـید، سرگرم خواندن قرآن بـود؛ امـا با شنیدن این خبر،قـرآن را بـست و گفت:«اینک بین من و تو جدایی افتاد و دیگر با تو کاری ندارم.»او نـخستین کـسی بود که مردم را از سخن گـفتن در حـضور خـلیفه منع و از امر بـه مـعروف جلوگیری کرد.[۴]
«مسعودی»،مـورّخ مـشهور می نویسد:عبدالملک فردی خونریز بود.عمّال او مانند«حجاج»حاکم عراق،«مهلّب»حاکم خـراسان، و «هـشام بن اسماعیل»حاکم مدینه نیز هـمچون خـود وی سفّاک و بـی رحم بـودند.
بـدتر از هم آنان«حجّاج»بـود که جنایات او در تاریخ اسلام مشهور است.حجاج در مدینه گردن گروهی از صحابه مانند:«جابر بن عـبد اللّه انصاری»،«انس بن مالک»و«سهل بـن سـاعدی»را زد و جـمعی دیـگر را نـیز به قصد خـوار کـردن و با دستاویز اینکه در کشتن عثمان نقش داشته اند،[۵]
داغ نهاد.[۶] پس از آنکه حجاج مکه و مدینه را مطیع خود ساخت، عبد الملک حکومت عراق را به وی سـپرد.حجاج سر و صورت خود را پوشاند و به طور ناشناس وارد مسجد کوفه شد،صف مردم را شکافت و بر فراز منبر نشست و مدتی لب فرو بست و سکوت کرد.همین که سکوت همه جا را فراگرفت،روی خود را گـشود و گـفت:مردم کوفه! سرهایی را می بینم که چون میو رسیده،موقع چیدن آنها فرارسیده است و باید از تن جدا گردند، و این کار به دست من انجام می گیرد،و خونهایی را می بینم که میان عـمامه ها و ریـشها می درخشد…[۷]
«مسعودی»می نویسد:حجاج بیست سال فرمانروایی کرد و تعداد کسانی که در این مدت با شمشیر یا زیر شکنج دژخیمان وی جان سپردند،صد و بـیست هـزار نفر بود!و تازه اینها غـیر از کـسانی بودند که ضمن جگ با حجاج به دست نیروهای او کشته شدند.هنگام مرگ حجاج،در زندان مشهور وی پنجاه هزار مرد و سی هزار زن زندانی بودند کـه شـانزده هزار نفر آنها عـریان و بـی لباس بودند!حجاج زنان و مردان را یک جا زندانی می کرد و زندانهای وی بدون سقف بود،ازاین رو زندانیان از گرمای تابستان و سرما و باران زمستان درامان نبودند.[۸]
ترسیم الگوی بصیرت آفرینی در سخن و سیر امام سجاد علیه السّلام
ایـن الگـو که با بررسی سیره و سخن امام علیه السّلام به دست می آید،بر پای رسالت بیدارکننده،افشاگری و
سرزنش عالمانه، مواعظ و بیانات حکیمانه،برخورد کریمانه،حمایت مخفیانه،نیایشهای عارفانه،تربیت مجاهدانه و برخورد قـاطعانه شکل گرفت.
رسالت بیدارکننده
الف.معرفی اهل بیت علیهم السّلام
وقتی اسـیران اهـل بـیت علیهم السّلام به شام وارد شدند،مردی جلوی امام علیه السّلام ایستاد و گفت:سپاس خدایی که شما را کـشت و نـابود ساخت و مردمان را از شرّتان آسوده کرد و امیر المؤمنین را بر شما پیروز گردانید. امام عـلی را بـر شـما پیروز گردانید.امام علی بن الحسین علیهما السّلام خاموش ماند تا آن مرد شامی آنچه در دل داشـت،بر زبان آورد.آن گاه امام علیه السّلام از او پرسید:قرآن خوانده ای؟
-آری.
-این آیه را خوانده ای:
قل لا أسـئلکم علیه أجرا إلاّ المودّه فـی القـربی؟[۹]
-آری.
-و این آیه را:
و ءات ذا القربی حقّه؟[۱۰]
-آری.
-و نیز این آیه را:
إنّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرّجس أهل البیت و یطهّرکم تطهیرا ؟[۱۱]
-آری.
-ای پیرمرد!این آیه ها در حقّ ما نازل شده است.ماییم ذوی القربی، ماییم اهل بیت پاکـیزه از هرگونه آلایش. پیرمرد دانست آنچه دربار اسیران شنیده است،درست نیست،و آنان خارجی نیستند؛بلکه فرزندان پیغمبرند،و از آنچه گفته بود،پشیمان شد و گفت:خدایا!من از بغضی که از اینان در دل داشتم،به درگـاهت تـوبه می کنم.من از دشمنان محمد و آل محمد بیزارم.[۱۲]
از درخشان ترین صفحات زندگی پیامبر عاشورا،که در لباس اسارت، انقلابی شگفت آفرید و نام و یاد اهل بیت عـلیهم السـّلام را زنده کرد،سخنان زیبای حضرت در مسجد اموی شام بود.آنگاه که یزید با اصرار مردم به امام علیه السّلام اجازه داد،امام علیه السّلام بر عرش منبر قرار گرفتند و پس از حـمد و ثـنای پروردگار،چنین فرمودند:«أیّها النّاس!اعطینا ستّا و فضّلنا بسبع اعطینا العلم و الحلم و السّماحه و الفصاحه و الشّجاعه و المحبّه فی قلوب المؤمنین و فضّلنا بأنّ النّبیّ المختار محمّدا و منّا الصّدّیق و منّا الطّیّار و مـنّا أسـد اللّه و أسـد رسوله و منّا سبطا هذه الأمـّه مـن عـرفنی فقد عرفنی و من لم یعرفنی أنباته بحسبی و نسبی أیّها النّاس أنّا بن مکّه و منی أنا بن زمزم و الصّفا…[۱۳]؛ مردم!خداوند به مـا خـاندان پیـامبر صلّی اللّه علیه و اله شش امتیاز ارزانی داشته و با هـفت فـضیلت بر دیگران برتری بخشیده است:خدا به ما علم، حلم،بخشش و بزرگواری، فصاحت، شجاعت و محبت مکنون در دلهای مؤمنان بـخشیده اسـت.و هـفت فضیلت ما این است که: پیامبر برگزید خدا از ماست،صـدّیق (علی بن ابی طالب علیهما السّلام) از ما است،جعفر طیّار از ما است.شیر خدا و شیر رسول او (حمزه سـید الشـهداء) از مـا است،دو سبط این امت (حسن و حسین علیهما السّلام ) از ما است.ای مـردم!هـرکس مرا می شناسد که می شناسد،و اگر کسی مرا نمی شناسد،خود را به او می شناسانم.من پسر مکه و منایم.مـن پسـر زمـزم و صفایم. ..».
در ادامه حضرت به معرفی پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله اشاره فـرمودند:«أنـا ابـن من حمل الرّکن بأطراف الرّدا أنا بن خیر من ائتزر و ارتدی أنا بن خیر مـن انـتعل و احـتفی أنا بن خیر من طاف و سعی أنا بن خیر من حجّ و لبّی أنا ابـن مـن حمل علی البراق فی الهواء أنا ابن من اسری به من المسجد الحرام إلی المسجد الأقصی أنا ابن من بلغ به جبرئیل إلی سدره المنتهی أنا ابـن مـن دنا فتدلّی فکان قاب قوسین أو أدنی أنا ابن من صلّی بملائکه السّماء أنـا ابـن مـن أوحی إلیه الجلیل ما أوحی أنا ابن محمّد المصطفی؛[۱۴] من فرزند آن بزرگواری هستم کـه حـجر الاسود را با گوش عبا برداشت.من فرزند بهترین کسی هستم که احـرام بـست و طـواف و سعی به جا آورد.منم فرزند بهترین انسانها،منم فرزند کسی که در شب معراج از مسجد الحـرام بـه مـسجد الاقصی برده شد.منم فرزند کسی که در سیر آسمانی به سدره المـنتهی رسـید.منم پسر کسی که در سیر ملکوتی آنقدر به حق نزدیک شد که رخت به مقام «قـاب قـوسین أو أدنی» کشید.منم فرزند کسی که با فرشتگان نماز گزارد.منم فـرزند کـسی که خداوند بزرگ به او وحی کرد.
مـنم فـرزند مـحمد مصطفی.» در ادامه حضرت به قطره ای از بحر فـضایل امـیر المؤمنین علی علیه السّلام اشاره کرده،فرمودند:«أنا ابن علیّ المرتضی أنا ابـن مـن ضرب خراطیم الخلق حتّی قـالوا لا إله إلاّ اللّه أنـا ابن مـن ضـرب بـین یدی رسول اللّه بسیفین و طعن برمحین و هـاجر الهـجرتین و بایع البیعتین و قاتل ببدر و حنین و لم یکفر باللّه طرفه عین أنا ابن صـالح المـؤمنین و وارث النّبیّین و قامع الملحدین و یعسوب المـسلمین و نور المجاهدین و زین العـابدین و تـاج البکّائین و أصبر الصّابرین و أفضل القـائمین مـن آل یاسین رسول ربّ العالمین أنا ابن المؤیّد بجبرئیل المنصور بمیکائیل أنا ابن المـحامی عـن حرم المسلمین و قاتل المارقین و النـّاکثین و القـاسطین و المـجاهد أعداءه النّاصبین و أفـخر مـن مشی من قریش أجـمعین و أوّل مـن أجاب و استجاب للّه و لرسوله من المؤمنین و أوّل السّابقین و قاصم المعتدین و مبید المشرکین و…؛[۱۵] منم فرزند علی مرتضی.من فرزند کسی هستم کـه بـینی گردنکشان را بـه خـاک مـالید تا به کلم تـوحید اقرار کردند.من پسر آن کسی هستم که برابر پیامبر با دو شمشیر و با دو نیزه مـی رزمید،و دو بـار هجرت و دو بار بیعت کرد، و در بدر و حـنین بـا کـافران جـنگید،و بـه انداز چشم بـرهم زدنی بـه خدا کفر نورزید.من فرزند صالح مؤمنان، وارث انبیا،ازبین برند مشرکان،امیر مسلمانان،فروغ جهادگران،زیـنت عـبادت کنندگان و افـتخار گریه کنندگانم. من فرزند بردبارترین بردباران و افضل نـمازگزاران از اهـل بـیت پیـامبر صـلّی اللّه عـلیه و اله هستم.من پسر آنم که جبرئیل او را تأیید و میکائیل او را یاری کرد.من فرزند آنم که از حرم مسلمانان حمایت فرمود و با مارقین، ناکثین و قاسطین جنگید و با دشمنانش مبارزه کـرد.من فرزند بهترین قریشم. من پسر اولین کسی هستم از مؤمنین که دعوت خدا و پیامبر صلّی اللّه علیه و اله را پذیرفت. من پسر اوّل سبقت گیرند در ایمان و شکنند کمر متجاوزان و ازمیان برند مشرکانم…»
امام زین العـابدین عـلیه السّلام در شناساندن شجره نام امامت و رسالت آنقدر داد سخن داد که صدای گریه و نال مردم بلند شد. یزید ترسید و به مؤذن دستور داد تا اذان بگوید.وقتی مؤذن به «أشهد انّ محمّدا رسول اللّه» رسـید، امـام علیه السّلام از بالای منبر رو به یزید کرد و فرمود:آیا محمد صلّی اللّه علیه و اله جدّ من است یا جدّ تو؟اگر بگویی جدّ تو است، دروغ گفته ای و حـق را انـکار کرده ای، و اگر بگویی جدّ مـن اسـت،پس چرا فرزندان او را کشتی؟[۱۶]
شامیان حاضر در مسجد که تحت تأثیر تبلیغات امویان،در غفلت به سر می بردند و خاندان پیامبر صلّی اللّه علیه و اله را نمی شناخند،با این بیان امام عـلیه السـّلام متوجه واقعیت شدند.
ب.اشـکهای ریزان
صدای گریه های امام سجاد علیه السّلام دلها را می لرزاند و سنگدل ترین افراد را منقلب می کرد.امام علیه السّلام با نماد اشک، افشاگر جنایات امویان بود.جنایاتی که هرگز از دامان آن دودمان که داعـی مـسلمانی داشتند، پاک شدنی نبود. خیلیها که فقط شنیده بودند اتفاقی افتاده است؛اما تصور نمی کردند اوج جنایت تا کجا رسیده،وقتی صدای لرزان و اشک ریزان امام علیه السّلام را در کوچک ترین مناسبت-مثل بریدن سـر گـوسفندی یا دیـدن طفل شیرخوار تشنه کامی می دیدند،اگر شیعه بودند،سر تا پا گرد شمع وجود امام خویش می سوختند و اگر شـیعه نبودند و مسلمان بودند،باز احساس مسئولیت می کردند؛چراکه هنوز حدیث:«انـّی تـارک فـیکم الثّقلین کتاب اللّه و عترتی أهل بیتی و انّهما لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض»[۱۷] را روایت می کردند و امانت داری در قبال عـترت نـبوی صلّی اللّه علیه و اله را وظیف خود می دانستند. و اگر غیر مسلمان بودند نیز به عـنوان یـک انـسان داوری می کردند و از دشمنان حضرت ابراز تنفر می نمودند.
امام سجاد علیه السّلام برای زنده نگه داشتن خـاطر شهیدان کربلا،در مناسبتهای گوناگون بر عزیزانش گریه می کرد.تا چشم مبارکش به آبـ می افتاد،اشک از چشمانش سـرازیر مـی شد.وقتی علت این کار را می پرسیدند،می فرمود:چگونه گریه نکنم،در حالی که یزیدیان آب را برای وحوش و درندگان بیابان آزاد گذاشتند؛ولی به روی پدرم بستند و او را تشنه به شهادت رساندند. وقتی علت این همه اشک و ناله را از او می پرسیدند،در جـواب می فرمود:مرا ملامت نکنید.یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم علیهم السّلام،پیامبر و پیامبرزاده بود.او دوازده پسر داشت، خداوند متعال یکی از آنان را مدتی از نظرش غایب کرد،در اندوه این فراق مـوقتی، مـوهای سر یعقوب سفید،کمرش خمیده و نور چشمانش از شدت گریه از دست رفت،در حالی که پسرش در این دنیا و زنده بود،اما من با چشمان خودم پدر و برادر و ۷۱ تن از خانواده ام را دیدم که مظلومانه کـشته شـده و بر زمین افتادند.پس چگونه اندوه من تمام و گریه ام کم شود؟[۱۸]
۲.افشاگری و سرزنش عالمانه
بنی امیه چهره واقعی خود را زیر پرد ریا و نیرنگ مخفی کرده بود. شهادت امام حسین عـلیه السـّلام تا حدّی از چهر آنها پرده برداشت و اسراری را هویدا ساخت؛ولی اسارت امام سجاد علیه السّلام و افشاگری حضرت، انسانیت امویان را زیر سؤال برد و کاملا چهره منافق صفت آنها را آشکار نمود.اینک نمونه هایی از ایـن افـشاگری و سـرزنشها را مرور می کنیم:
الف.سرزنش پیمان شکنان کـوفه
امـام عـلی بن الحسین علیهم السّلام در سرزنش مردم کوفه چنین فرمود:«أیّها النّاس ناشدتکم باللّه هل تعلمون أنّکم کتبتم إلی أبی و خدعتموه و أعطیتموه مـن أنـفسکم العـهد و المیثاق و البیعه و قاتلتموه و خذلتموه فتبّا لما قدّمتم لأنـفسکم و سـوأه لرأیکم بأیّه عین تنظرون إلی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله إذ یقول لکم قتلتم عترتی و انتهکتم حرمتی فلستم من امّتی؛[۱۹] ای مـردم!شـما را بـه خدا سوگند!آیا به یاد دارید که نامه هایی را برای پدرم نـوشتید و او را خدعه کردید؟و [در نامه هایتان ]با او عهد و پیمان بستید و با او بیعت کردید؟سپس با او به جنگ برخاستید و دست از یاری او
برداشتید؟وای بر شما از آنچه برای آخرت خویش تدارک دیـده اید! چـه زشـت و ناروا اندیشیدید.به کدام دیده به سوی رسول خدا صلّی اللّه عـلیه و اله نـظر خـواهید نمود،آن گاه که در روز قیامت به شما خواهد گفت:شما عترت مرا کشتید و هتک حـرمت مـن نـمودید،پش شما از امت من نیستید؟»
سخنان امام سجاد علیه السّلام در کوفیان تحولی شگفت ایجاد کرد و از هـرسو بـانگ گریه برخاست.مردم یکدیگر را سرزنش کردند.سپس حضرت بر این نکته تأکید کـرد کـه سـیرت ما باید چون سیرت رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله باشد که نیکوترین سیرت است.مـردم کـوفه که مجذوب سخنان حماسی و مخلصان سید ساجدان شده بودند،فریاد برآوردند:ما فـرمانبردار تـوایم و از تـو نمی بریم و با هرکس که بگویی، پیکار می کنیم و با آنکه بخواهی،در آشتی به سر می بریم!یـزید را مـی کشیم و از ستمکاران بر تو بیزاریم.
امام علی بن الحسین علیهما السّلام که کـوفیان را خ
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.