تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل بصیرت آفرینی در سیره امام سجاد علیه السلام – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل بصیرت آفرینی در سیره امام سجاد علیه السلام شامل 76 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل بصیرت آفرینی در سیره امام سجاد علیه السلام:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل بصیرت آفرینی در سیره امام سجاد علیه السلام به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بصیرت آفرینی در سیره امام سجاد علیه السلام به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بصیرت آفرینی در سیره امام سجاد علیه السلام با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل بصیرت آفرینی در سیره امام سجاد علیه السلام با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بصیرت آفرینی در سیره امام سجاد علیه السلام با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بصیرت آفرینی در سیره امام سجاد علیه السلام را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بصیرت آفرینی در سیره امام سجاد علیه السلام :

آغازین سخن

چهارمین ستاره فروزان آسمان امامت وولایت و ششمین گوهر عرش عصمت و طهارت امام زین العابدین علیه السلام است که بنا به قول مشهور در پنجم شعبان سال هجری در مدینه متولد شد.[۱]

دو سال پس از تولد ایشان، جدش حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت رسید و پس از آن به مدت سال شاهد حوادث دوران امامت عموی خویش حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام بود. از سال هجری به مدت سال در دوران پرفراز و نشیب امامت پدرش حضرت حسین بن علی علیه السلام که با قدرت طلبی معاویه و پسرش یزید مقارن بود، در کنار پدر قرار داشت و در محرم الحرام سال هجری پس از قیام و شهادت پدر بزرگوارش امامت و زعامت جامعه اسلامی را عهده دار شد.[۲]

دوران امامت امام سجاد علیه السلام یکی از تاریک ترین ادوار تاریخ اسلام بود؛ به طوری که محققان و تاریخ پژوهان مسلمان از عصر امامت آن حضرت علیه السلام با نام «دوره سقوط فرهنگ اسلام» یاد می کنند.[۳] این دوران که سال به طول انجامید، مصادف بود با حکومت هفت تن از حاکمان اموی سرانجام آن امام همام در محرم الحرام سال هجری و به قولی هجری در مدینه منوره رحلت نمود[۴] و پیکر مطهرش در قبرستان بقیع در کنار قبر عمویش امام حسن علیه السلام به خاک سپرده شد.

امام علی بن الحسین علیه السلام که در دوران امامت خویش در محدودیت شدیدی به سر می برد و حاکمان مستبد اموی سایه شوم خود را بر شهرهای اسلامی گسترده بودند، توانست با اتخاذ بهترین روش ها، آگاهانه از فرهنگ حماسه عاشورا و دستاوردهای ارزشمند آن به صورت شایسته ای پاسداری کند و راه حماسه آفرینان کربلا را تداوم بخشد. همچنین در طول آن سال های پرفتنه که مردم از نعمت بصیرت محروم بودند، موفق شد ابرهای سیاه جهل را از آسمان اندیشه ها کنار بزند و خورشید حقیقت را بر سرزمین اسلام بتاباند و رهروان راه امامت به قله رفیع هدایت برساند.

بیداری جامعه اسلامی

معاویه در طول چهل سال سلطنت تا آنجا که توانست علیه اهل بیت پیامبر اکرمصلی الله علیه و آله تبلیغات منفی کرد، اما امام حسین علیه السلام با قیامش در عاشورای سال هجری تمام آنچه را که او در طول حکومتش به چنگ آورده بود، باطل کرد. امام سجاد علیه السلام نیز در مرکز خلافت اموی، بنی امیه را رسوا و مردم فریب خورده و گمراه شام و سایر بلاد را آگاه و بیدار کرد و عظمت و منزلت رسول خداصلی الله علیه و آله را نمایان ساخت.

بدون تردید روشنگری های حضرت زین العابدین علیه السلام بعد از ماجرای غم بار کربلا در تداوم آن نهضت عظیم اسلامی نقش به سزایی داشت. «سیدالساجدین،» در شهر کوفه پس از معرفی خود و افشای جنایات امویان فرمود: «ای مردم! آیا شما برای پدرم نامه ننوشتید و آنگاه بی وفایی نکردید؟! آیا با او عهد و پیمان نبستید و سپس با او پیکار نکردید و او را به شهادت نرساندید؟ چگونه به سیمای رسول خداصلی الله علیه و آله نظاره خواهید کرد آنگاه که بگوید فرزندان مرا کشتید و احترامم را از میان بردید، پس از امت من نیستید…»[۵].

زنده نگهداشتن حماسه عاشورا

شهادت سالار شهیدان علیه السلام و یاران باوفایش مشروعیت حاکمان بنی امیه و بنی عباس را زیر سئوال برد. امام علی بن الحسین علیه السلام با گریه بر شهیدان نینوا و زنده نگهداشتن یاد و خاطره جانبازی های آنان، اهداف شهیدان کربلا را دنبال می کرد و در اذهان عموم مردم، مظلومیت شهدای کربلا را ترسیم می نمود. ایشان طی سال امامت با این روش آگاهانه، بر بصیرت مردم افزود و این شیوه را تا جایی ادامه داد که یکی از «بکائین پنج گانه تاریخ» نامیده شد.[۶]

ایشان همواره مصائب جانگداز کربلا را بازگو می کرد و می فرمود: «مرا ملامت نکنید. یعقوب پس از آنکه یک فرزند خود را از دست داد آنقدر گریست تا از غصه چشم هایش سفید شد؛ در حالی که یقین به مرگ فرزند خود نداشت. ولی من به چشم خود در نصف روز دیدم که چهارده نفر از اهلبیت مرا سر بریدند.»[۷]

و نیز می فرمود: «هر مؤمنی که آگاهانه بر شهادت حسین علیه السلام بگرید، خداوند در بهشت برای او غرفه هایی را آماده می سازد و تا ابد در آن اقامت خواهد گزید.»[۸]

احیای سنت پیامبرصلی الله علیه و آله

اسلام منادی عدالت و برابری دینی است و همه انسان ها نزد پروردگار از مقام یکسان برخوردار هستند و گرامی ترین انسان ها نزد خداوند پرهیزگارترین آنها هستند.[۹] خلیفه دوم چون به خلافت رسید، عرب را بر غیر عرب و برخی قبایل را بر بعضی دیگر ترجیح داد و این پدیده در جامعه اسلامی آن زمان شکاف طبقاتی پدید آورد؛ مثلاً در زمان حکومت امویان «موالی»؛ یعنی مسلمانان ایرانی تبار نمی توانستند در سرزمین های عربی به کار آبرومندانه ای مشغول شوند. آنان حق نداشتند سلاح بسازند و بر اسب سوار شوند. از غنایم جنگی بهره ای نداشتند و این گونه تصور می کردند که آنان برای خدمت کردن به عرب آفریده شده اند.[۱۰] حتی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام «ابراهیم بن هشام» حاکم مدینه، یکی از موالی را به خاطر ازدواج با یک زن عرب، دویست ضربه شلاق زد، سپس سر، ریش و ابروی او را تراشید و طلاق زن را از وی گرفت.[۱۱]

در چنین دورانی سیدالساجدین به احیای سنت فراموش شده پیامبرصلی الله علیه و آله پرداخت و با پشت پا زدن به تمام رسومات غلط بنی امیه، فرهنگ اسلام را از ورطه هلاکت و نابودی نجات داد. ایشان هر سال بردگان و کنیزان بسیاری را می خرید و به بهانه های گوناگون آزاد می کرد. از آنجا که نمی توانست به تأسیس مکتب و تربیت علنی بپردازد، بردگان را فرزند می نامید و آنان را با تعبیر «یا بُنی» صدا می زد و با این روش به بردگان درس اخلاق اسلامی می آموخت. وی علاوه بر اینها وسایل لازم را برای یک زندگی مستقل و آبرومند دراختیارشان قرار می داد.[۱۲]

معرفی اهل بیت علیه السلام

امام سجاد علیه السلام در مقابل تبلیغات سوء امویان علیه اهل بیت علیه السلام صلوات بر محمدصلی الله علیه و آله و آل او را با دعا همراه می ساخت تا از این رهگذر خاندان عصمت و طهارت را جانشینان بر حق پیامبرصلی الله علیه و آله معرف کند. آن حضرت در ضمن یکی از دعاها می فرماید: «و صل علی محمد و آله الطیبین الطاهرین الاخیار الانجبین؛[۱۳] خدایا بر محمدصلی الله علیه و آله و آل او درود فرست، زیرا آنان انسان های نیکوسرشت، پاکیزه، بزرگوار و نجیب هستند.»

وقتی اسیران اهل بیت علیه السلام به شام وارد شدند پیرمردی مقابل امام زین العابدین علیه السلام ایستاد و گفت: «خدا را سپاس که شما را کشت و مردم را از شرّتان آسوده کرد و امیرالمؤمنین یزید را بر شما پیروز گردانید.» سیدالساجدین علیه السلام سکوت کرد تا آن مرد شامی هر چه در دل داشت بر زبان آورد. آنگاه از او پرسید: آیا قرآن خوانده ای؟ گفت: بلی. فرمود: آیا این را می شناسی: «قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَی»[۱۴] گفت: آری. امام فرمود: ای پیرمرد! ما همان «قربی» هستیم، سپس پرسید: آیا این آیه را قرائت کرده ای که خدای سبحان فرموده است: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی»[۱۵] گفت: آری! امام فرمود: ای پیرمرد ما همان «لِذِی الْقُرْبی» هستیم. امام بار دیگر پرسید: «آیا این آیه را تلاوت کرده ای «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً»[۱۶] پیرمرد پاسخ داد: آری این آیه را هم خوانده ام. امام سجاد علیه السلام فرمود: ما همان اهل بیتی هستیم که خداوند آیه تطهیر را مخصوص ما قرار داد. پیرمرد ساکت شد و از سخنانی که گفته بود شرمنده پشیمان شد. سپس به امام زین العابدین علیه السلام عرض کرد: آیا راهی برای توبه من وجود دارد؟ امام فرمود: آری، اگر بازگردی خداوند توبه تو را می پذیرد و تو با ما خواهی بود. هنگامی که خبر گفت وگوی امام و پیرمرد شامی به یزید رسید، دستور داد آن پیرمرد را به شهادت برسانند.

همچنین سخنان امام علی بن الحسین علیه السلام در مسجد اموی شام، سیمای اهلبیت و فضایل و مناقب آنان را به مردم معرفی کرد. وقتی یزید با اصرار مردم به امام سجاد علیه السلام اجازه داد که بالای منبر برود، پس از حمد و ثنای پروردگار چنین فرمود: «ای مردم! خداوند به ما اهل بیت پیامبرصلی الله علیه و آله امتیازاتی اعطا نموده و با فضیلت هایی بر دیگران برتری بخشیده است. خداوند به ما علم، حلم، بخشش، فصاحت، شجاعت و محبت مکنون در دل های مؤمنان بخشیده است و فضایل ما این است که پیامبرصلی الله علیه و آله، علی علیه السلام، جعفر طیار، حمزه سیدالشهدا علیه السلام و دو سبط این امت (حسن و حسین) از ماست.[۱۷] آن حضرت در ادامه به معرفی پیامبر خداصلی الله علیه و آله پرداخت و فرمود: من فرزند آن بزرگواری هستم که حجرالاسود را با گوشه عبا برداشت و در شب معراج از مسجدالحرام به مسجدالاقصی برده شد. من فرزند کسی هستم که بینی گردنکشان را به خاک مالید تا به کلمه توحید اقرار کردند. من فرزند آن کسی هستم که در رکاب رسول خداصلی الله علیه و آله با دو شمشیر می جنگید و دوبار هجرت نمود و در جنگ بدر و حنین با کافران جنگید. سیدالساجدین علیه السلام در شناساندن شجره نامه امامت و رسالت آن قدر داد سخن داد که صدای گریه و ناله مردم بلند شد. یزید ترسید و به مؤذن دستور داد تا اذان بگوید. وقتی مؤذن به عبارت « أَشْهَدُ ان محمد رسول الله» رسید، امام از بالای منبر رو به یزید کرد و فرمود: آیا محمدصلی الله علیه و آله جد من است یا جد تو؟ اگر بگویی جد توست دروغ گفته ای و حق را انکار کرده ای و اگر بگویی جد من است، پس چرا فرزندان او را کشتی؟[۱۸]

شامیان حاضر در مسجد که تحت تأثیر تبلیغات سوء امویان در وادی جهالت و غفلت به سر می بردند و خاندان پیامبرصلی الله علیه و آله را نمی شناختند، با این بیانات پربار و روشنگر امام آگاهی یافتند.

دفاع شجاعانه

امامت سجا علیه السلام هر جا که احساس می کرد دشمن می خواهد حقانیت قیام عاشورا را باطل جلوه دهد، با پاسخ های منطقی و کوبنده نقشه های شیطانی دشمن را ابطال می نمود. اوج شجاعت آن حضرت را می توان در مجلس عبیدالله بن زیاد و یزیدبن معاویه دید. وقتی عبیدالله متوجه امام شد و پرسید او کیست؟ پاسخ شنید که علی بن الحسین علیه السلام است. او گفت: مگر علی بن الحسین را خدا نکشت؟ امام پاسخ داد: برادری به نام علی داشتم که مردم او را شهید کردند. عبیدالله گفت: نه خدا او را کشت. امام سجاد علیه السلام این آیه را تلاوت کرد: «اللَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا؛[۱۹] خداوند به هنگام مرگ ارواح خلق را می گیرد» ابن زیاد از پاسخ صریح امام خشمگین شد و دستور قتل آن بزرگوار را صادر کرد، اما امام با شجاعت بی نظیری فرمود: «أبالقتل تهددنی یابن زیاد اما علمت ان القتل لنا عاده و کرامتنا الشهاده؛[۲۰] ای پسر زیاد! آیا مرا به کشته شدن تهدید می کنی در حالی که نمی دانی کشته شدن عادت و شهادت کرامت ماست؟!»

آن حضرت در مجلس یزید با اینکه اسیر بود هیچ گاه حرکت و یا سخنی که نشانگر ناتوانی و ذلت باشد از خود نشان نداد، بلکه همانند آزاده ای باشهامت، عزت و افتخار حسینی را به نمایش گذاشت. آنگاه که یزید در مجلس خویش اسرای کربلا را برای تحقیر و خوار نمودن خاندان پیامبرصلی الله علیه و آله حاضر کرده بود، خطاب به امام سجاد علیه السلام گفت: دیدی که خدا با پدرت چه کرد؟ حضرت فرمود: ما جز قضای الهی که حکمش در آسمان و زمین جریان دارد چیز دیگری ندیدیم. یزید گفت: تو پسر کسی هستی که خدا او را کشت. امام فرمود: من علی پسر کسی هستم که تو او را کشتی، سپس آن حضرت این آیه را تلاوت کرد: «وَمَن یَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *