تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل بهداشت از منظر قرآن کریم؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بهداشت از منظر قرآن کریم، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل بهداشت از منظر قرآن کریم با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بهداشت از منظر قرآن کریم آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل بهداشت از منظر قرآن کریم به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل بهداشت از منظر قرآن کریم ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بهداشت از منظر قرآن کریم، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل بهداشت از منظر قرآن کریم را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بهداشت از منظر قرآن کریم :

درآمد

توجه به سلامت، بهداشت و پیشگیری از بیماری در تاریخ بشر همیشه قرین و همراه انسان بوده است. اسلام به عنوان کامل ترین دین با نگاهی همه جانبه به تمامی ابعاد انسانی به این مهم پرداخته است تا آنجایی که پیامبر اسلامa با قرار دادن علوم مرتبط با بدن در کنار علم دین می فرماید: «الْعِلْمُ عِلْمَانِ عِلْمُ الْأَدْیانِ وَ عِلْمُ الْأَبْدَان (مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۱۳: ۱/۲۲۰)؛ علم بر دو گونه است، علم دین ها و علم بدن ها».

اشاره پیامبرa به علم بدن ها، فقط شامل طب نیست، بلکه تمام علومی را در بر می گیرد که با بدن و سلامتی انسان ارتباط دارد.

هدف نزول قرآن تربیت و هدایت انسان به سوی کمال است و در راه هدایت، صیانت و حفاظت انسان در ابعاد مختلفی نظیر جسمی، روحی، روانی و اجتماعی انسان را نیز به عهده دارد. با توجه به این هدف به نظر می رسد که لازم نیست قرآن کریم جزئیات تمامی علوم را برای بشر بیان کند؛ چون انسان با عقل و درایت خویش می تواند بسیاری از مسائل تجربی و علوم را به دست آورد؛ لذا منظور از تِبْیاناً لِکلِّ شَی ءٍ (نحل/۸۹) بودن قرآن بیان تمام جزئیات نیست؛ بنابراین، هر آنچه در راستای هدایت و تکامل تمام و همه جانبه بشر مورد نیاز می باشد؛ از قبیل علوم تجربی، طب، ذکر بعضی از مسائل بهداشتی، سلامتی و پیشگیری، در قرآن گاه اجمالی و گاه غیرمستقیم بیان شده است.

هدف قرآن از بیان مسائل بهداشتی، اصول سلامتی و سطوح پیشگیری، می تواند در هموارسازی راه سعادت و رهنمون به سوی خداشناسی، تحریک کنجکاوی و تفکر بشر در فهم معارف قرآن، تشویق مسلمانان و حتی غیر مسلمانان به تحصیل علم واقعی، جاودانه و خدشه ناپذیر و ابطال نشدنی در قالب مطالب و موضوعات علمی، پیشگیری از اختلالات و بیماری ها، آرامش روحی و روانی، حفظ و صیانت از سلامتی و… باشد (ر.ک: رضایی اصفهانی، درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، ۱۳۸۳: ۱۷۷).

از سوی دیگر، آیاتی که درخصوص بهداشت و پیشگیری از بیماری های جسمی، روحی، روانی و اختلالات اجتماعی مطرح شده، با علوم روز منطبق و همخوان بوده و علاوه بر آن می تواند پرده از بسیاری از ابهامات بشری با نظریه پردازی های علمی بردارد؛ پس تعارضی میان قرآن و علوم روز وجود ندارد؛ چون قرآن، وحی الهی و معجزه جاویدان خداوند به پیامبر اکرمa است و ممکن نیست علوم بی پایه را در خود جای دهد: لا یأْتیهِ الْباطِلُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ (فصلت/۴۲)؛ «هیچ باطلی، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سوی آن نمی آید» (رضایی، بررسی شبهات قرآن و فرهنگ زمانه، ۱۳۸۳: ۲۲).

تعریف بهداشت

معنای لغوی بهداشت، رفاه کامل، سلامتی و بیمار نبودن است و معنای اصطلاحی آن، رفاه کامل جسمی، روحی، روانی و اجتماعی می باشد و تنها به معنای بیمار نبودن نیست. (تعریف سازمان بهداشت جهانی) معادل عربی آن الصِّحِّی است که ویژه بهداشت می باشد (بستانی، فرهنگ ابجدی، ۱۳۷۰: ۵۴۹).

پیشگیری در قرآن

با وجود گستردگی روز افزون عرصه بهداشت و سلامت در شاخه های مختلفی همچون بهداشت و سلامتی آب، غذا، هوا، تغذیه، محیط، خانواده، مدرسه، اجتماع و…، برخی از آیات قرآن، در حوزه سلامت با تبیین روش هایی خاص از بروز اختلالات فردی، خانوادگی و اجتماعی پیشگیری می نماید. این آیات با تأثیر بر ابعاد مختلف انسان، سلامت او را تأمین می کند در ذیل موارد پیشگیری در قرآن مورد اشاره قرار می گیرد:

۱.احسان

احسان به معنای بخشش به غیر و نیکویی در فعل است (راغب اصفهانی، المفردات فی غرائب القرآن، ۱۳۸۵: ۱۱۸). از جمله احسان های مطلوب و پسندیده، احسان به پدر و مادر، خویشان، یتیمان و مساکین است. این احسان منشأ ارتباطات مأنوس تر، رفع اختلالاتی همچون افسردگی، نوامیدی و ارتقای توانمندی های فرد برای بقای اجتماعی و… است. خداوند در آیاتی به این ضرورت اشاره فرموده است:

الف) وَ إِذْ أَخَذْنا میثاقَ بَنی إِسْرائیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَینِ إِحْساناً وَ ذِی الْقُرْبی وَ الْیتامی وَ الْمَساکینِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ أَقیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ ثُمَّ تَوَلَّیتُمْ إِلاَّ قَلیلاً مِنْکمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ (بقره/۸۳)؛ «به یاد آرید آن هنگام را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر و خویشاوندان آن و یتیمان و درویشان نیکی کنید و به مردمان سخن نیک گویید و نماز بخوانید و زکات بدهید. ولی جز اندکی از شما پشت کردید و شمایید روی گردانندگان».

ب) وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِکوا بِهِ شَیئاً وَ بِالْوالِدَینِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبی وَ الْیتامی وَ الْمَساکینِ وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبی وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبیلِ وَ ما مَلَکتْ أَیمانُکمْ إِنَّ اللَّهَ لا یحِبُّ مَنْ کانَ مُخْتالاً فَخُوراً (نساء/۳۶)؛ «و خدا را بپرستید و هیچ چیز را با او شریک نگیرید؛ و نیکی کنید به پدر و مادر و به نزدیکان و یتیمان و بینوایان و همسایه ی نزدیک و همسایه ی دور و دوست [و هم نشین ] و در راه مانده و آنچه (از بردگان) که شما مالک هستید؛ که خدا کسی را که متکبّرِ خیال پرداز [و] فخرفروش است، دوست نمی دارد».

در این آیه شریفه، وَ بِالْوالِدَینِ إِحْساناً یعنی ترک احسان حرام و احسان واجب است چنانچه ترک شرک واجب و شرک حرام است. پس این جمله عطف به «الّا تشرکوا» است و در حکم والدین است [و نیز شامل] پدران حقیقی که خاندان رسالت باشند (طیب، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۸: ۵/۲۴۰).

ج) قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّکمْ عَلَیکمْ أَلاَّ تُشْرِکوا بِهِ شَیئاً وَ بِالْوالِدَینِ إِحْساناً وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکمْ وَ إِیاهُمْ وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتی حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذلِکمْ وَصَّاکمْ بِهِ لَعَلَّکمْ تَعْقِلُونَ (انعام/۱۵۱)؛ «بگو: بیایید تا آنچه را که پروردگارتان بر شما حرام کرده است، برایتان بخوانم. اینکه به خدا شرک می آورید و به پدر و مادر نیکی کنید و از بیم درویشی فرزندان خود را می کشید. ما به شما و ایشان روزی می دهیم و به کارهای زشت چه پنهان و چه آشکارا نزدیک می شوید و کسی را که خدا کشتنش را حرام کرده است ـ مگر به حق ـ می کشید. اینهاست آنچه خدا شما را بدان سفارش می کند، باشد که به عقل دریابید».

از سوی دیگر، خداوند متعال هر احسانی را مطلوب نمی داند و اگر احسان به آسیب و اختلال بیشتر منجر گردد، از آن منع می فرماید. احسان غیر واقعی منافقین نمونه ای از این نوع ممنوعیت احسان است:

وَ إِذا قیلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلی ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَی الرَّسُولِ رَأَیتَ الْمُنافِقینَ یصُدُّونَ عَنْک صُدُوداً فَکیفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَهٌ بِما قَدَّمَتْ أَیدیهِمْ ثُمَّ جاؤُک یحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ إِحْساناً وَ تَوْفیقاً أُولئِک الَّذینَ یعْلَمُ اللَّهُ ما فی قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ فی أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَلیغاً(نساء/۶۱-۶۳)؛ «و چون ایشان را گویند که به آنچه خدا نازل کرده و به پیامبرش روی آرید، منافقان را می بینی که سخت از تو رویگردان می شوند. پس چگونه است که چون به پاداش کارهایی که مرتکب شده اند مصیبتی به آنها رسد، نزد تو می آیند و به خدا سوگند می خورند که ما جز احسان و موافقت قصد دیگری نداشته ایم؟ خداوند از دلهایشان آگاه است. از آنان اعراض کن و اندرزشان بده به چنان سخنی که در وجودشان کارگر افتد» (ر.ک: طبرسی، جوامع الجامع، ۱۳۷۴: ۶۱۶).

۲.پیشگیری از قطع نسل (فرزند کشی و سقط)

خداوند متعال با بیانی شگرف، برای حفظ حیات و حفاظت از نسل آدمی، هر گونه کشتار و جنگ ناحق را مضموم دانسته و حتی با بیانی لطیف، شرایط نامطلوبی همچون فقر را توجیهی مقبول برای فرزندکشی نمی داند: قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّکمْ عَلَیکمْ أَلاَّ تُشْرِکوا بِهِ شَیئاً وَ بِالْوالِدَینِ إِحْساناً وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکمْ وَ إِیاهُمْ وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتی حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذلِکمْ وَصَّاکمْ بِهِ لَعَلَّکمْ تَعْقِلُونَ (انعام/۱۵۱)؛ «بگو: بیایید تا آنچه را که پروردگارتان بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم. اینکه به خدا شرک میاورید و به پدر و مادر نیکی کنید و از بیم درویشی فرزندان خود را مکشید. ما به شما و ایشان روزی می دهیم. و به کارهای زشت چه پنهان و چه آشکارا نزدیک مشوید. و کسی را که خدا کشتنش را حرام کرده است ـ مگر به حق ـ مکشید. اینهاست آنچه خدا شما را بدان سفارش می کند، باشد که به عقل دریابید» (ر.ک: طباطبایی، المیزان، ۱۳۷۴: ۷/۵۱۳).

۳.پرهیز از اعمال زشت در نهان و آشکار

خداوند، معمولاً در کنار اوامری همچون امر به عدل و احسان، نهی از اعمال زشت و منافی عفت را نیز یادآور می گردد: إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إیتاءِ ذِی الْقُرْبی وَ ینْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکرِ وَ الْبَغْی یعِظُکمْ لَعَلَّکمْ تَذَکرُونَ (نحل/۹۰)؛ «خدا به عدل و احسان و بخشش به خویشاوندان فرمان می دهد. و از فحشا و زشتکاری و ستم نهی می کند. شما را پند می دهد، باشد که پذیرای پند شوید» (ر.ک: طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۳۷۴: ۱۲/۴۷۶).

۴.راضی بودن به رضای الهی

رضایت به آنچه خداوند برای انسان قرار داده است و خشنودی به خشنودی او آثاری همچون پیشگیری از اختلالاتی (مانند حرص، طمع، حسادت)، بیماری هایی (مانند بیماری های قلبی ناشی از فشار کار نامتعادل) و اختلالات دستگاه گوارش در پی دارد. نماد این راضی بودن به رضای الهی را در وجود امامان معصوم علیهم السّلام در بدترین شرایط دوران زندگی آنان می توان ملاحظه که چگونه صبر نمودند. خداوند در این باره با بیانی روشن، نتیجه این رضایت به رضای الهی را به زیبایی بیان نموده است: وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِی اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً ذلِک الْفَوْزُ الْعَظیمُ (توبه/۱۰۰)؛ «از آن گروه نخستین از مهاجرین و انصار که پیشقدم شدند و آنان که به نیکی از پی شان رفتند، خدا خشنود است و ایشان نیز از خدا خشنودند. برایشان بهشت هایی که در آنها نهرها جاری است و همیشه در آنجا خواهند بود، آماده کرده است. این است کامیابی بزرگ».

رضایت از جانب مردم طبق فراز رَضِی اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ، به معنای موافقت دل با عملی از اعمال است، بدون اینکه ناراحت شود و احساس تضاد نماید، این رضایت به صرف کراهت نداشتن حاصل می شود و لازم نیست که دوست داشتن هم در میان باشد. پس رضایت بنده از خدای تعالی به همین محقق می شود که از هر امری که خدا از او خواسته، کراهت نداشته باشد و هر چیزی را که او نهی کرده دوست نداشته باشد. این محقق نمی شود مگر در صورتی که بنده به قضای الهی و کارهای تکوینی او راضی باشد و به حکم او و آنچه تشریعاً از وی خواسته، تن دهد؛ به عبارت دیگر، در تکوین و تشریع تسلیم خدا باشد که همان معنای واقعی اسلام و تسلیم شدن به خدای سبحان است. این سخن خود شاهد دیگری است بر آنکه حکم رضایت خدا در آیه مورد بحث مقید به ایمان و عمل صالح است؛ به این معنا که خدای سبحان از مهاجر و انصار و تابعین کسی را مدح کرده که ایمان به خدا و عمل صالح داشته اند و خبر می دهد از اینکه از این گونه افراد مهاجر و انصار و تابعین راضی است و برای آنان بهشت هایی که در دامنه هایش نهرها جاری است، آماده کرده است.

مدلول آیه شریفه این نیست که هر کسی که مصداق مهاجر یا انصار یا تابعین شد، هر چند به اندازه خردلی ایمان به خدا نداشته و یک عمل صالح هم انجام نداده باشد، به سبب همین که مهاجرت کرده یا رسول خداo را در مدینه در منزلش جا داده و یا از این دو طائفه تبعیت کرده خدا از او راضی است و دیگر به هیچ عنوان از او خشمگین نمی شود هر چند گناه اولین و آخرین را هم کرده باشد؛ چون خداوند در حق این سه طائفه مغفرت و رحمت را واجب کرده است. زیرا رضایت خدا از اوصاف فعلیه او است، نه ذاتیه او در ذاتش متصف نمی شود به صفتی که قابل تغییر و تبدّل است، و در نتیجه ذاتش هم با آن تغییر و تبدل یابد؛ بدین صورت که اگر بندگانش یک روز نافرمانیش کنند، دچار خشم گردد و در روز دیگری اطاعتش کنند راضی شود. اگر می گوییم خدا راضی می شود، معنایش این است که او با عبد خویش معامله رضایت می کند و بر او رحمت می فرستد و نعمتش را ارزانیش می دارد و اگر می گوییم خشم می گیرد و غضب می کند، معنایش این است که او با بنده اش معامله غضب می کند، یعنی رحمت خود را از او دریغ نموده، او را دچار عذاب و نقمتش می سازد. لذا ممکن است نخست راضی شود، و بعداً به خاطر نافرمانی بنده اش غضب کند، یا به عکس در اول غضب کرده بود و به خاطر اطاعتی که از بنده اش سرزند از او راضی شود.

چیزی که در خصوص آیه مورد بحث از سیاق برمی آید این است که مقصود از این رضایت رضایتی است که دیگر زایل نمی شود و خداوند از طوائف نامبرده طوری راضی شده که دیگر برایشان خشم نمی گیرد؛ چون رضایت از اشخاص معینی نیست، از طبیعت و جنس اخیار است از گذشتگان و آیندگان است، که در ایمان و عمل صالح پیرو گذشتگانی هستند که در ایمان و عمل صالح پایدار بودند، و این امر، امری نیست که زمان در آن دخالت داشته باشد تا صحیح باشد که در مقطعی از زمان خدا راضی باشد و در مقطع دیگر خشم بگیرد (طباطبایی، المیزان، ۱۳۷۴: ۹/۵۱۰).

۵.پاسخ نیکی با نیکی

خداوند احسان متقابل را بهترین شیوه پاسخگویی در مقابل عمل دیگران دانسته است که این نیز خود منشأ تکرار احسان و بهره مندی افزون تر اقشار جامعه نسبت به هم می شود. خداوند متعال می فرماید: Pهَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلاَّ الْإِحْسانُO (رحمن/۶۰)؛ «آیا پاداش نیکی جز نیکی است؟». این استفهام انکاری است و می خواهد احسانی را که خدا با دادن دو بهشت به اولیای خود کرده و نعمت های گوناگونی که در آن بهشت ها قرار داده بود، تعلیل کند و بفرماید علت این احسان ها آن بود که ایشان نیز اهل احسان بودند؛ یعنی با ترس از مقام پروردگارشان هر چه می کردند احسان بود (طباطبایی، المیزان، ۱۳۷۴: ۱۹/۱۸۵).

از سوی دیگر، علاوه بر استفهام انکاری که برای تعلیل نعمت های گذشته آمده، خداوند خوف آنان را که در «وَ لِمَنْ خافَ» بیان شده، احسان به شمار آورده است. در روایت انس بن مالک از رسول خدا صلوات الله علیه آمده که: آن حضرت این آیه را خواند و فرمود: آیا می دانید خدایتان چه می گوید؟ عرضه داشتند: خدا و رسولش داناتر است. فرمود: «قال ربکم: یقول: هل جزاء من انعمنا علیه بالتوحید الا الجنه».

از این روایت معلوم می شود که توفیق به عمل، احسانی است از جانب خدا؛ پس عملی که مؤمن انجام می دهد، خدا این عمل را به او احسان کرده و در مقابل آن، بهشت را نیز می دهد (قرشی، تفسیر أحسن الحدیث، ۱۳۷۷: ۱۰/۴۹۵).

۶.امیدواری به رحمت الهی با رعایت تقوای الهی

امیدواری به واسطه تقوا از مقوله های بسیار تأثیرگذار در ارتقای اعتماد به نفس افراد و ارتقای تصور از خویشتن است؛ چراکه فرد در کنار توانمندی های خود، منشأ رحمتی را درک می کند که در جای جای زندگی او حضور دارد و به او توان مضاعف می دهد و او را تنها نمی گذارد تا احساس تنهایی و نا امیدی نماید. خداوند در این باره می فرماید: لکنِ الَّذینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها نُزُلاً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَیرٌ لِلْأَبْرارِ (آل عمران/۱۹۸)؛ «اما برای آنان که از پروردگارشان می ترسند، بهشت هایی است که در آن نهرها جاری است. همواره در آنجا مهمان خدا هستند و آنچه نزد خداست برای نیکان بهتر است» (طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۴: ۴/۳۹۵).

شأن نزول این آیه درباره مشرکان عربی است که تجارت داشتند و از تجارت سود سرشار می بردند. یکی از مسلمانان گفت: دشمنان خدا در ناز و نعمتند و ما از گرسنگی در هلاکیم که این آیه آمد. فراء گوید: یهود سفر و سیاحت می کردند و در ضمن سفر تجارت کرده، مال بسیار تحصیل می نمودند و خداوند این آیه را فرستاد تا مؤمنان به بهره فراوان آنها حسرت نبرند.

لکنِ الَّذینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لکن برای استدراک است که خلاف معنا آیه قبل را یاد می کند و معنی چنین است: برای کفار عاقبت خیری نیست، بلکه خیر و سعادت خاص مؤمنان متقی است که اطاعت خدا کردند و ترک گناه نمودند. ادامه آیه نیز شرح نعمت های متقیان است و Pخَیرٌ لِلْأَبْرارِO بیان آن است که نعمت های متقیان از آنچه کفار با جهانگردی و تجارت کسب کنند، بهتر است؛ زیرا اینها به زودی فنا پذیرد، ولی نعیم اخروی زوال پذیر نیست (طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۴: ۴/۳۹۵).

۷.دریافت نعمت به واسطه نیکوکاری

در دنیای پیرامون ما هر عملی، عکس العملی دارد. از سوی دیگر، وجود ذی جود خداوند متعال، اجر و مزد هر عملی را بی پاسخ نمی گذارد؛ در نتیجه، انسان ها با انجام اعمال نیک ضمن دریافت پاداش، از بروز اختلالات فردی، خانوادگی و اجتماعی با رفع نیازهای دیگران پیشگیری می نمایند: إِنَّ الْأَبْرارَ لَفی نَعیمٍ (انفال/۱۳)؛ «البته ابرار و نیکان در بهشت اند و ابرار اولیای مطیع خدایند در دنیا» (طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۴: ۲۶/۳۵۵). در تفسیر کاشف آمده است: «الأبرار هم أهل الصدق و صالح الأعمال، و جزاؤهم عند ربهم مغفره و أجر کریم» (مغنیه، تفسیر الکاشف؛ ۱۴۲۴: ۷/۵۳۱).

۸.طلب جدایی از مردم نافرمان از امر الهی

انسان های عاقل در فرایند زندگی خود همیشه به دنبال آرامش و زندگی بدون دغدغه در کنار محفل گرم و صمیمی خانواده در یک جامعه امن و پاک هستند. با جداشدن از افراد مخل این شرایط مطلوب، شرایط مطلوب قابل تداوم و استمرار است. همان هایی که به دلیل عدم اطاعت پذیری و عدم توجه به اوامر و نواهی الهی، نظم مطلوب عالم را بر هم می زنند؛ غافل از آنکه این مخالفت و عدم تبعیت از دستورات الهی هم به خود آنها و هم به پیرامون آنها می تواند آسیب وارد نماید. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذینَ یخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِمَا ادْخُلُوا عَلَیهِمُ الْبابَ فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّکمْ غالِبُونَ وَ عَلَی اللَّهِ فَتَوَکلُوا إِنْ کنْتُمْ مُؤْمِنینَ قالُوا یا مُوسی إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فیها فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّک فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ قالَ رَبِّ إِنِّی لا أَمْلِک إِلاَّ نَفْسی وَ أَخی فَافْرُقْ بَینَنا وَ بَینَ الْقَوْمِ الْفاسِقینَ قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَهٌ عَلَیهِمْ أَرْبَعینَ سَنَهً یتیهُونَ فِی الْأَرْضِ فَلا تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْفاسِقینَ (مائده/۲۳-۲۶)؛ «دو مرد از آنان که پرهیزگاری پیشه داشتند و خدا نعمتشان عطا کرده بود، گفتند: از این دروازه بر آنان داخل شوید و چون به شهر درآمدید، شما پیروز خواهید شد و بر خدا توکل کنید اگر از مؤمنان هستید. گفتند: ای موسی، تا وقتی که جباران در آنجایند، هرگز بدان شهر داخل نخواهیم شد. ما اینجا می نشینیم تو و پروردگارت بروید و نبرد کنید. گفت: ای پروردگار من، من تنها مالک نفس خویش و برادرم هستم. میان من و این مردم نافرمان جدایی بینداز. خدا گفت: ورود به آن سرزمین به مدت چهل سال برایشان حرام شد و در آن بیابان سرگردان خواهند ماند. پس برای این نافرمانان اندوهگین مباش» (طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۴: ۶/۲۷۶).

۹.طلب راه مستقیم

طلب هدایت و راهی که منتج به عاقبت خوش و مطلوب می گردد، از دیر باز به عنوان راهنمایی برای رسیدن به مقصود متعالی برای بشر مطرح بوده است. در واقع، فرد با این شاخص از سرگردانی و نداشتن هدف و آرمان قابل اعتماد نجات می یابد و سرگشتگی او به امیدواری مبدل می گردد. قرآن کریم این راه مستقیم را که به سوی هدایت و انسان کامل است، برای بشر ترسیم نموده است: وَ مِنْ آبائِهِمْ وَ ذُرِّیاتِهِمْ وَ إِخْوانِهِمْ وَ اجْتَبَیناهُمْ وَ هَدَیناهُمْ إِلی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ (انعام/۸۷).

این آیه اتصال هدایت الهی در سلسله آبا و ابنای بشر را تأیید می نماید؛ برای اینکه «ذریات» را که همان نسل آینده است با «آباء» که نسل گذشته است با هم ذکر نموده و فرموده که آیندگان نیز در داشتن هدایت با حاضران به پدری یا پسری یا اخوت اتصال دارند» (طبرسی، جوامع الجامع، ۱۳۷۴: ۲/۱۱).

در سوره حمد نیز از خداوند طلب می نماییم که صراط مستقیم را به ما بنمایاند: اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ (حمد/۶)؛ «ما را به راه راست هدایت فرما».

«هدی» در اصل باید به «لام» یا «إلی» متعدی شود؛ نظیر آیه یهْدی لِلَّتی هِی أَقْوَمُ (اسراء/۹)؛ «قرآن مردم را به راسترین و استوارترین راه هدایت می کند» و آیه إِنَّک لَتَهْدی إِلی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ (شوری/۵۲)؛ «و اینک تو ای پیامبر مردم را به راه راست هدایت خواهی کرد»، ولی در آیه مورد بحث «هدی» بنفسه متعدی شده است. «صراط مستقیم» نیز دین حقّی است که خداوند جز آن را از بندگانش نمی پذیرد و «دین» از آن جهت «صراط» نامیده شده است که پیروان و رهروان خود را به بهشت می رساند؛ چنان که «جادّه» عابر را به مقصد می رساند؛ بنابراین، معنای «اهدنا» این می شود که پروردگارا با بخشش الطاف بی کرانت بر هدایت ما بیفزا؛ مثل آیه وَ الَّذِینَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدی (محمّد/۱۷) (طبرسی، جوامع الجامع؛ ۱۳۷۴: ۱/۱۰).

۱۰.پناه بردن به خدا در هنگام وسوسه های شیطانی

از نخستین انسان تا زمان حاضر به تصریح قرآن کریم، حضور شیاطین انس و جن همیشه مطرح بوده است. خداوند راه امان ماندن از خطر و آسیب این شیاطین را پناه بردن به خدا می داند؛ همان خدایی که شنوا و بینا به همه چیز در همه جا و در تمامی شرایط است؛ وَ إِمَّا ینْزَغَنَّک مِنَ الشَّیطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ (اعراف/۲۰۰)؛ «هرگاه وسوسه ای از شیطان در دل تو افتاد که تو را بر خلاف آنچه بدان مأمور شده ای وسوسه کرد، به خدا پناه ببر و از شیطان پیروی مکن». در این آیه «نزغ» به معنای «نازغ» به کار رفته که مصدر به معنای اسم فاعل آمده است؛ یعنی گویا شیطان هنگامی که انسان را به گناهان تحریص می کند، او را به حرکت درمی آورد و برمی انگیزد (طبرسی، جوامع الجامع، ۱۳۷۴: ۲/۴۳۸).

۱۱.تقوا و صبر، مقدمه پاداش الهی

در انجام امور و در اعمال، گفتار، کردار و حتی تفکرات اگر خداوند را در نظر بگیریم و صبر پیشه سازیم، بسیاری از تنش ها و نابسامانی هایی که ممکن ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *