تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل بهداشت روانی اعتقادی در اجتماع؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل بهداشت روانی اعتقادی در اجتماع شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل بهداشت روانی اعتقادی در اجتماع را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل بهداشت روانی اعتقادی در اجتماع با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل بهداشت روانی اعتقادی در اجتماع با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل بهداشت روانی اعتقادی در اجتماع تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل بهداشت روانی اعتقادی در اجتماع را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بهداشت روانی اعتقادی در اجتماع :

مقدمه

بهداشت روانی (Mental Health) از نیازهای ضروری افراد جامعه شمرده می شود و حاصل عملکرد مطلوب جامعه، وجود افرادی است که از حیث سلامت و بهداشت روانی در وضعیت مطلوبی قرار دارند. اما هزاره سوم میلادی در شرایطی آغاز می گردد که جهان هم چنان درگیر مشکلات زیادی در ابعاد روانی است و در آستانه قرن بیست و یک، انسان مضطرب، افسرده و بحران زده، بیش از هر زمانی خود را در برابر سوالاتی اساسی در مقوله ارزش ها و سلامت روانی می یابد و عامل پیدایش بسیاری از ناسازگاری ها و نابهنجاری ها را تضادهای ارزشی و استقرار نداشتن یک نظام ارزشی سازمان یافته در فرد می داند.

نکته قابل توجه این است که بسیاری از کشورها به ابعاد زیر ساختی، در ظهور و گسترش اختلالات روانی و این که چرا گسترش اجتماعی، توفیقی در مهار اختلالات روانی به دست نیامده، توجهی نداشته اند؟ با تأملی کوتاه در شرایط جوامع دارای گسترش ارتباطات انسانی در سطوح مختلف بین المللی، این نکته احساس می شود که با وجود تلاش های فراوان در زمینه بهبود شرایط روانی افراد، عوامل بر هم زننده تعادل روانی روز به روز افزایش یافته اند و احساس نیازمندی به بهداشت روانی در اجتماع گسترش روز افزونی پیدا کرده است.

ادیان الهی این معضل را از دیر باز پیش بینی کرده بودند. اسلام نیز به روابط اجتماعی سالم انسان ها توجه دارد و خواستار این است که روابط اجتماعی به گونه ای باشد که سلامت و بهداشت روان افراد به خطر نیفتد و راهکارها و سفارش هایی در این بین دارد که زمینه ساز روابط بهتر و پیوند های عاطفی و حمایتی در اجتماع هستند.

۱ـ مفهوم شناسی بهداشت روان

اصطلاح «بهداشت روانی» در روان شناسی مورد مناقشه فراوانی است و این جدال از آن جا سرچشمه می گیرد که هنوز تعریفی صحیح برای بهنجاری (Normalit) نداریم. از سوی دیگر تعریف هایی از بهداشت روان ارائه شده است که برخی از آنان را برمی شماریم.

روان پزشکان، سالم بودن را نداشتن علائم بیماری روانی تلقی می کنند، به عبارت دیگر، سلامتی و بیماری را در دو قطب مخالف یکدیگر قرار می دهند و برای این که فرد سالمی بیمار شود، بایستی از قطب سالم به قطب مخالف برود (کاپلان، سادوک و وگرب، ۶۵).

گلدشتاین (Goldstein,k) می گوید: « سلامت روانی تعادل بین اعضاء و محیط در رسیدن به خودشکوفایی است» (همان، ۴۵). تعاریفی دیگر نیز در این موضوع مطرح گردیده است که باید آنان را از زوایای مختلف بررسی و نقد کرد.

این تعاریف از جهات متعدد قابل بررسی و نقد و اضافات هستند؛ چرا که جامع افراد نیستند. تعریفی که به نظر ما، جامع و کامل است، بدین شرح است:

بهداشت روان، اصول، قواعد و روش هایی است که فرد را در چهار مرحله از آشفتگی و پریشان حالی می رهاند وآرامش روحی، روانی و انسجام شخصیتی را به وی می دهد. این مراحل عبارت اند از:

مرحله اول. تأمین، ایجاد وحفظ: این مرحله بیشتر به جنبه های بهداشتی و ایجاد عوامل سلامتی و پیشگیری اشاره دارد؛ چون پیشگیری مقدم بر درمان است.

مرحله دوم. تعادل: فرد باید به دنبال تعادل شخصیتی و روانی باشد.

مرحله سوم. تقویت عوامل آرامش: مهمترین مرحله در رسیدن به هدف، مرحله سوم است. در این مرحله شخص باید عواملی آرامش روانی، (حاصل مراحل قبل) را در خود تقویت نماید.

مرحله چهارم. تکامل: سیر حرکت تکاملی برای رسیدن به تکامل نفس است. فرد در این بخش به ویژگی های نهان شخصیتی خویش پی می برد و با درمان بیماری ها و کاستی های نفسانی، به مرحله کمال و انسجام می رسد.

۲ ـ اهمیت و ضرورت بهداشت روان

نبود سلامت و بهداشت روان در اکثر جوامع بشری و فشارهای ناشی از برخی عوامل بازدارنده، از عواملی است که ضرورت این موضوع را گوشزد می نماید.

بهداشت و سلامت روانی از نیازهای اجتماعی است و این نکته در شرائط کنونی جوامع و گسترش و تعمیق روابط روز افزون ارتباطات انسانی در سطوح بین المللی، احساس می شود که عوامل برهم زننده تعادل، آرامش روان و علل پدیدآورنده بحران های روانی، افزایش و پیچیدگی خاصی یافته اند و احساس نیاز فردی و اجتماعی به سلامت و آرامش روانی، نیز بیشتر شده است. بدیهی است هر گونه تلاش در زمینه دست یابی به آرامش و سلامت روان، مستلزم پژوهش ها و تحقیقات گسترده پژوهشگران و محققان و به کار بستن نتایج پژوهش ها توسط دستگاه های اجرایی است.

رابطه بهداشت روان افراد با دیگر بخش ها و عوامل تأثیر گذار جامعه، مستقیم است و این دو لازم و ملزوم یک دیگرند؛ چون شرایط مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…متاثر از بهداشت روان افراد جامعه است.

سازمان جهانی بهداشت (۱۹۹۰ م) (World Helth Organization)، ضمن جلب توجه مسئولان کشورها به تامین سلامت و بهداشت روانی افراد، همواره بر این مهم تاکید دارد که میزان شیوع اختلالات روانی در کشورهای صنعتی و در حال توسعه، رو به افزایش است. دلیل این افزایش را می توان تا حد زیادی به رشد روز افزون جمعیت، تغییرات سریع اجتماعی همچون شهرنشینی، فروپاشی خانواده های گسترده و مشکلات اقتصادی وابسته دانست.

۳- بیماری های اعتقادی در اجتماع

۱ ـ شرک و پیامدهای آن در اجتماع

مهم ترین انحرافی که بشر را تهدید می کند، شرک و بیگانه شدن از توحید است. این بیماری، عقیده و رفتار ناپسندی است که افراد را به گمراهی آشکار، آشفتگی و پریشان حالی می کشاند و سقوطی سهمگین در پی می آورد. جامعه ای که در آن شرک، جای توحید را بگیرد، نه تنها مهم ترین منبع آرامش و سعادت را از دست می دهد، بلکه دچار انواع بیماری های روانی دیگر می گردد؛ چون شرک، کلید بیماری های روانی است، لذا قرآن کریم که سعادت، هدایت، روشنگری و تزکیه انسان ها را بر عهده دارد (ر.ک. به: بقره/ ۱۸۵،۲۳۲،۲۳۹؛ آل عمران/ ۱۳۸؛ نساء/ ۱۱۳،۱۷۴؛ انعام/ ۶۵،۱۰۴؛ اعراف/ ۱۵۷؛ توبه/ ۶؛ ابراهیم/ ۱؛ اسراء/ ۸۲؛ حج/ ۱۶؛ نور/ ۳۴، ۶۱؛ حدید/ ۹؛ تغابن/ ۸؛ طلاق/ ۱۱) برای چنین افراد و جوامعی گمراهی، تاریکی، و انحطاط را ترسیم می نماید (ر.ک. به: حج/ ۳۱).

برای دست یابی به جامعه ای بدون بیماری ها و ظهور توحید گرایی و شناخت نسبت به آن و راهکارهای مقابله با بیماری شرک، باید موانع رسیدن به این مقصد یا کند شدن حرکت را به گونه کامل بشناسیم.

۱ـ۱.پوچی، از خود بیگانگی و وابستگی: امروزه بشر فرامدرن، دچار نوعی پوچی و از خود بیگانگی گردیده است. او خود را وابسته به عناصر دنیوی می داند و بدین سبب از خود بیگانه می گردد. احساس پوچی، از خود بیگانگی و وابستگی یکی از پیامدهای عمده شرک در افراد است، چرا که بشر در برابر معبودهای پوشالی سر تعظیم فرو می آورد و بدان ها عشق می ورزد؛ عشقی که تنها شایسته خداوند است؛ کسی که منبع تمام کمالات و نیکی هاست. خداوند متعال در این باره می فرماید: وَمِنَ النَّاسِ مَن یتَّخِدُ مِنْ دُونِ اللّهِ أَنْدَاداً یحِبُّونَهُمْ کحُبِّ اللّهِ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبَّاً لِلَّهِ وَلَوْ یرَی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّهَ لِلّهِ جَمِیعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ؛ (بقره/ ۱۶۵) «و برخی از مردم کسانی هستند که از غیر خدا، همانندهایی (معبودگونه) برمی گزینند، که همانند دوستی خدا، آنها را دوست دارند. و[لی ] کسانی که ایمان آورده اند خدا را بیش تر دوست دارند. و اگر (بر فرض) کسانی که ستم کردند، بدانند در هنگامی که عذاب را مشاهده می کنند (خواهند دانست) که تمام قدرت از آنِ خداست! و به راستی خدا سخت کیفر است».

علامه طباطبایی در ذیل این آیه می نویسد: «… در این جا باید طوری شریک گرفتن را حکایت کند که گویای این مهم باشد که شریک گرفتن متناقض با انحصار وحدانیت خداوند است و کسی که غیر از خدا، خدای دیگری را برگزیند، بدون هیچ مجوزی، انحصار را شکسته است و تنها انگیزه اش بر این کار پیروی از هوی و هوس و توهین و بی اعتنایی به حکم عقل خودش است» (المیزان فی تفسیر القرآن، ۱، ۴۰۵ ـ ۴۰۶).

آری، کسی که به عقل خویش توهین نماید، به حکم عقلش بی اعتنا باشد و وابسته به هوی و هوس گردد، از خودبیگانه گشته و پوچی و نیستی او را فراگرفته است و زندگی سراسر ضلالت و گمراهی خواهد داشت (ر.ک. به: بقره/ ۵۱، ۵۴، ۹۳؛ مائده/ ۵۳؛ انعام/ ۲۰، انفال/ ۲۲ـ۲۵؛ مدثر/ ۴۹ ـ ۵۶). بخش دیگری از آیه که می فرماید.. . یحِبُّونَهُمْ کحُبِّ اللّهِ…، نشانگر اوج دل بستگی مشرکان به غیر خدا است. اگر چه اقوال متعددی در تفسیر این قسمت مطرح گردیده است (طبرسی، محمد بن فضل، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱، ۴۵۸ ـ ۴۵۴)، ولی تمام مفسران اتفاق نظر دارند که مشرکان به غیر خدا وابسته اند و بدان ها عشق می ورزند و این وابستگی، پوچی و از خود بیگانگی را در پی دارد. عمومیت این وابستگی شامل هر مُطاعی می شود، چون اطاعت غیر خدا و غیر کسانی که خدا به اطاعت آنان امر فرموده، خود شرک است (طباطبایی، محمد حسین، ۱، ۴۰۶).

ناگفته نماندکه شرک، مفهوم و مصادیق گسترده ای دارد (الزنجانی، سید عز الدین، مطارحات حول معیار الشرک فی القرآن، ۴۳).

۱ـ۲.انحطاط و سقوط سهمگین

فرجام جامعه ای که تکیه گاهش، غیر خدا باشد و فرامین غیر الهی بر آن حکم براند، نابودی است و جامعه تنها با ایمان به خدا و تکیه بر او، می تواند به جاودانگی و سرفرازی برسد، خداوند با تشبیهی زیبا، حال کسانی را که به او شرک ورزیدند، چنین ترسیم می نماید: حُنَفَاءَ لِلَّهِ غَیرَ مُشْرِکینَ بِهِ وَمَن یشْرِک بِاللَّهِ فَکأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّیرُ أَوْ تَهْوِی بِهِ الرِّیحُ فِی مَکانٍ سَحیقٍ؛ (حج / ۳۱) «در حالی که حق گرا برای خدا هستید [و] مشرک به او نیستید؛ و هر کس به خدا شرک ورزد، پس گویی از آسمان فروافتد و پرندگان او را بربایند؛ یا باد او را به مکان دور دستی فرو اندازد» در حقیقت، آسمان کنایه از توحید و شرک، سبب سقوط از این آسمان است و مسلماً کسی که در حال سقوط از آسمان باشد، قدرت تصمیم گیری نخواهد داشت و هر لحظه به سوی نیستی و انحطاط خواهد رفت و سرانجام در چنگال شیطان، هوی و هوس های سرکش، نابود خواهد شد (ر.ک. به: مجمع البیان، ۷، ۱۳۳).

۱-۳.فساد اخلاقی و فرهنگی: ریشه اصلی تمام مفاسد، روی آوردن به شرک و انحراف از مسیر توحید می باشد. ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کسَبَتْ أَیدِی النَّاسِ لِیذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ * قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کیفَ کانَ عَاقِبَهُ الَّذِینَ مِن قَبْلُ کانَ أَکثَرُهُم مُّشْرِکینَ؛ (روم/ ۴۱ ـ ۴۲) «به سبب آن چه دست های مردم فراهم آورده است، فساد در خشکی و دریا ظاهر شده است، تا [سزای ] بعضی از آن چه را که کرده اند به آنان بچشاند؛ باشد که بازگردند. بگو: «در زمین بگردید و بنگرید فرجام کسانی که پیشتر بودند [و] بیشترشان مشرک بودند، چگونه بود».

هر جا فسادی ظاهر شود، بازتاب اعمال مردم است؛ چراکه هر کار ناثوابی، عکس العمل نامطلوبی دارد. خداوند برای این که مردم شواهد زنده ای از ظهور فساد و شرک ببینند و از سرگذشت آنان عبرت بگیرند، به «سیر ارض» دستور می دهد و همگان را به تفکر درباره سرگذشت امت های شرک پیشه دعوت می کند یا ببینند که چگونه کاخ های آن ها ویران شد، خزائن و گنج هایشان به تاراج رفت، جمعیت نیرومندشان پراکنده، قبرهایشان درهم شکسته و استخوان هایشان پوسیده شد.

برخی مراد از «فساد روی زمین» در این آیه را مصائب و بلایای عمومی می دانند که یکی از مناطق را فرا می گیرد و مردم را به نابودی می کشاند، مانند زلزله، قحطی، مرض های مُسری، جنگ ها، غارت ها، سلب امنیت و…، بنابر این بین اعمال مردم و حوادث عالم، رابطه مستقیم وجود دارد و این اعمال بر یک دیگر تأثیر می گذارند (المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۶، ۱۹۵ـ۱۹۷).

۱ـ۴.سلطه گری و سلطه پذیری: در مقاطع مختلف تاریخ همواره افرادی می زیستند که به خاطر در خطر قرار داشتن منافع نامشرو عشان، حاضر به تسلیم در برابر توحید نبودند و از دستورات طاغوت اطاعت می کردند.

قرآن کریم ماجرای قیام حضرت موسی۷ به عنوان نماد توحیدگرایی و سلطه ناپذیری، در برابر حکومت خودکامه و سلطه گر فرعون و امت سلطه پذیر و مشرک را این گونه ترسیم می نماید.

«و یقیناً موسی را با نشانه های (معجزه آسای) مان و دلیلی آشکار فرستادیم * به سوی فرعون و اشراف او؛ و[لی اشراف ] از فرمان فرعون پیروی کردند؛ در حالی که فرمان فرعون، هدایتگر نبود * روز رستاخیز، (فرعون) در پیشاپیش قومش خواهد رفت و آنان را وارد آتش می کند؛ و کسانی که وارد شده اند، چه بد ورودگاهی (برای آنان) است! * (فرعونیان) در این [دنیا] و روز رستاخیز، لعنتی در پی آنان روانه شده است؛ و آنچه (به آنان) بخشیده شد، چه بد عطایی است! * این [مطالب ] از اَخبار بزرگ آبادی هاست! آن را برای تو حکایت می کنیم، که برخی از آنها (هنوز) برپاست و (برخی) دِرو شده اند (و آثارشان از میان رفته است)» (هود / ۹۶ ـ ۱۰۰).

فرعون برای آن که سلطه خود و سلطه پذیری مردم را حفظ کند، هیچ نکته روانی را از نظر دور نمی داشت. گاهی می گفت: موسی می خواهد سرزمین های شما را بگیرد و شما را که صاحب اصلی آن هستید، بیرون کند یرِیدُ أَنْ یخْرِجَکمْ مِنْ أَرْضِکمْ؛ (اعراف /۱۱۰) و گاهی احساسات مردم مذهبی قوم خویش را تحریک می کرد و می گفت: «من از این مرد می ترسم که آیین شما را دگرگون سازد» إِنِّی أَخَافُ أَن یبَدِّلَ دِینَکمْ؛ (غافر/ ۲۶)؛ در حالی که این گونه تهمت ها را به موسی می بست، قدرت و شوکت خود را برای مردم بزرگ جلوه می داد و وعده های بسیاری به آن ها می داد تا از فرامین او اطاعت کنند و هم چنان سلطه پذیر بمانند. با تمام تلاش های وی، جامعه عصر فرعون تا هنگامی که تمایل به سلطه پذیری و فرمان برداری از طاغوت داشتند، در بدبختی و ضلالت به سر بردند و این نمونه ای کوچک از فرجام جامعه شرک آلود و سلطه پذیر نسبت به حکومت غیر توحیدی است (ر.ک. به: مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۹، ص ۲۲۶ـ۲۲۳؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۰، ۳۸۳).

۲ ـ نفاق و پیامدهای آن در اجتماع

نفاق از ریشه «نفق» ودر نزد عرب به معانی رونق یافتن بازار و زیاد شدن مشتری، در مقابل کسادی و رکود؛ نابود شدن و مردن (الفراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج ۳، ص ۱۸۲۵)؛ گودال، سوراخ و تونل زمینی (همان)؛ دورویی، فریب و پنهان کاری (این معنا غالبا از به کارگیری ماده نفق در باب مفاعله مرسوم و مشهود است) (ابوعوده، عوده خلیل، التطور الدلالی، ۲۶۶)؛ حفره بند شلوار (ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۱۰، ص ۳۵۸) است. به اعتقاد برخی واژه شناسان عرب (همان) کلمه ای معرب است که گمان می رود همان نیفن در فارسی باشد، یعنی که محل ورود و خروج دو سر بند شلوار. هم چنین به معنای داخل شدن (همان، ۲۴۸) آمده است.

نفاق در کاربرد اسلامی به معنای تظاهر به اسلام و ایمان و پنهان داشتن کفر است، از این رو در تعاریف اصطلاحی آن گفته اند که نفاق در برابر ایمان و به معنای بی اعتقادی به حق است (محقق اردبیلی، زبده البیان فی احکام القرآن، ۸) در جای دیگر آمده است که نفاق، گفتن شهادتین و رعایت شئون ظاهری اسلام است؛ در حالی که گوینده در باطن اعتقادی به اسلام ندارد (نجفی، محمد حسین، جواهر الکلام، ۶، ۵۹).

با اندک دقت و تامل در معنای لغوی و کاربرد قرآنی واژه نفاق، ارتباطی ظریف بین آن ها نمایان می گردد.

یکی از معانی لغوی نفاق نزد عرب، سوراخ، راه مخفی و پنهان است «نافقاء»؛ راهی مخفیانه که موش صحرایی برای رسیدن به لانه اش ایجاد می کند. لانه این حیوان دو راه دارد؛ یکی آشکار به نام «قاصعاء» و دیگری مخفی و پنهان که آن را «نافقاء» می نامند و در موقع خطر از آن استفاده می کند و هیچ حیوانی غیر از خودش از آن اطلاعی ندارد. این معنا (راه مخفی) که نزد اهل لغت مشهور است، ریشه قرآنی دارد: فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِی نَفَقاً فِی الْأَرْضِ…؛ (انعام/ ۳۵) «پس اگر می توانی رخنه ای در زمین، جست وجو کنی…».در این آیه شریفه، «نفق» به معنای «نقب» آمده است. نقب، کانال و راه زیر زمینی تنگی در سطح زمین است که برای استتار یا فرار از دشمن ایجاد می گردد. به هر حال این معنای لغوی با معنای مصطلح و مشهور نفاق، ارتباط و پیوستگی دارد و منافق را بدین دلیل منافق می گویند که همواره گریزگاهی از خطر دارد (حسینی، سید محمود، دو چهرگان، ۲۳ـ۲۴). توجه خداوند به نفاق و منافقان تا آن جاست که سوره ای مستقل با نام و درباره آنان (منافقان) نازل کرد و شاید شدیدترین لحنی که در قرآن کریم وجود دارد، در مورد نفاق و منافقان باشد؛ چرا که اینان موجب ورود ضربات سخت و جبران ناپذیری به اسلام و جامعه اسلامی گردیده اند.

نفاق با بسیاری از رذائل اخلاقی، از جهات مختلفی، مرتبط است؛ لکن رابطه نفاق با «ریا» و «دروغ» بیشتر از دیگر رذائل اخلاقی است. علل و عواملی که زمینه ساز به وجود آمدن صفت ریا و دروغ هستند، می توانند در پیدایش نفاق موثر باشند.

بزرگ ترین و خطرناک ترین دشمنان، در مجموعه اعتقادات و نیز معاشرت های اجتماعی، دشمنی است که نقابی از دوستی و محبت بر چهره بزند، اما در زیر آن، خنجری زهرآلود پنهان کند. زبان گویا و چهره جذابش، باطن خبیث و شیطانی او را بپوشاند و شناسایی اش را مشکل سازد. منافق در هر جامعه ای که زندگی کند، عامل فساد و تباهی و باعث انحطاط و سقوط است.

قرآن کریم به مسئله نفاق، به عنوان یک معضل اجتماعی، توجه دارد و خداوند در سیزده سوره (بقره، آل عمران، نساء، مائده، انفال، توبه، عنکبوت، احزاب، فتح، حدید، حشر، منافقین، تحریم) رفتار و اخلاق منافقان را نکوهش و خطر جدی و توطئه های شیطانی آنان را به مؤمنان گوشزد می کند.

۲ـ۱.ترویج فساد و خود کامگی: فساد و خودکامگی از پیامدهای مهم نفاق در اجتماع است. کسانی که تخم نفاق در قلوبشان جای گرفته است، به مقتضای نفاقشان، فساد و خودکامگی را در جامعه ترویج می دهند. اینان کسانی اند که با اعمالشان، قصد فریب خداوند متعال را دارند (نساء/ ۱۴۲) و این به خاطر مرضی است که در دل دارند. در طبیعت آنان، آفت و مرض و در عقلشان، انحراف وجود دارد و همین مرض قلبی به فزونی فساد و خودکامگی آنان منجر می گردد و بدین سبب روز به روز بر شکشان افزوده می شود و این انحراف و فساد به سرنوشت نهایی آنان، یعنی وصول به درکات جهنم می انجامد (قبلان، عبدالامیر، المنافقون فی القرآن، ۱۰ـ ۱۱). اینان برای آنکه خودکامگی و فسادشان را توجیه کنند، ادله واهی می آورند و آنقدر بر این دلیل ها پافشاری می کنند که خودشان آنان را باور می کنند و بدان ها اعتقاد و ایمان می آورند (مدرسی، محمد تقی، کلی نواجه النقاق، ۳۰ ـ ۳۱).

خودکامگی و لجاجت، سدی در مقابل معرفت صحیح و باور رای ثواب است (سید رضی، ص ۱۱۷۲). و کسی که هدفش باطل شد، حق را درک نخواهد کرد: اگر چه روشن تر از آفتاب باشد (تمیمی آمدی، عبدالرحمان بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، ح ۸۸۵۳).

قرآن کریم به این ویژگی و خصیصه آنان اشاراتی دارد: وَإِذَا تَوَلَّی سَعَی فِی الْأَرْضِ لِیفْسِدَ فِیهَا وَیهْلِک الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ یحِبُّ الْفَسَادَ؛ (بقره / ۲۰۵) «و هنگامی که روی برمی تابد [یا به حکومت می رسد] در زمین کوشش می کند تا در آن فساد کند، و زراعت و نسل را نابود می سازد؛ و خدا تباهکاری را دوست نمی دارد».

علامه طباطبایی در ذیل این آیه می نویسد: «مراد از فساد، فساد تکوینی و آن چه در گردش زمان فاسد می شود، نیست…؛ بلکه مراد فسادهای تشریعی است؛ فسادهایی که به دست بشر پدید می آید و وقتی در زمین سعی به فساد شود؛ به گونه ای که ظاهر آن اصلاح باشد و در تعالیم دینی دخل و تصرف گردد، فساد اخلاق، اختلاف کلمه، مرگ دین، فنای انسانیت و فساد دنیا حتمی است» (المیزان فی تفسیر القرآن، ۲، ۹۶ ـ ۹۷).

۲-۲.کارشکنی، خیانت و توطئه: منافقان، در طول تاریخ به کارشکنی، خیانت و توطئه مشهور گشته اند. و از همین راه ضربات سهمگینی به جامعه اسلامی وارد آورده اند. پیشینه این خیانت ها و کارشکنی ها بسیار طولانی است: چه در عصر پیامبر و چه بعد از آن، همواره این روش ننگین وجود داشت و منافقان از آن برای رسیدن به اهداف شوم خود سود می بردند. لاَ تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَینَکمْ کدُعَاءِ بَعْضِکم بَعْضاً قَدْ یعْلَمُ اللَّهُ الَّذِینَ یتَسَلَّلُونَ مِنکمْ لِوَاذاً فَلْیحْذَرِ الَّذِینَ یخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِیبَهُمْ فِتْنَهٌ أَوْ یصِیبَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ؛ (نور / ۶۳) «فراخوان فرستاده (خدا) را در میان خودتان همانند فراخوان برخی شما برخی [دیگر] را قرار ندهید؛ که به یقین خدا می داند کسانی را که از میان شما مخفیانه بیرون می روند. پس کسانی که از فرمان او سرپیچی می کنند، باید بر حذر باشند که (بلا و) فتنه ای به آنان در رسد، یا عذاب دردناکی به آنان برسد!».

نمونه هایی از کارشکنی و خیانت منافقین

در ماجرای جنگ احزاب، رسول اکرم و مسلمانان به شدت مشغول حفر خندق بودند. حضرت هر بخشی از خندق را به گروه های چند نفری سپرده بود. در این بین منافقان هنگامی که چشم مسلمانان را دور می دیدند، دست از کار می کشیدند و آن گاه که متوجه حضور آنان می گشتند، مشغول فعالیت می شدند. همچنین بدون اذن پیامبر دست از کار می کشیدند و به منازلشان می رفتند (ابن هشام، عبدالملک، السیره النبویه، ج ۲، ص ۷۰۱). منافقان، توطئه ها و تهمت های زیادی به حضرت روا می داشتند، و بارها در ماجرای توزیع غنائم و صدقات، نسبت به حضرت پرخاشگری و او را به بی عدالتی، خویشتن پروری و جاه طلبی متهم می نمودند (ر.ک. به: سالم، ابراهیم، النفاق و المنافقون فی عهد رسول الله، ۲۷۹؛ عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیره بنی الاعظم، ۶، ۱۲۲). البته، بیشتر این توطئه ها و کارشکنی ها به سبب ترس و حفظ جان و حراست از موقعیت اجتماعی بود (نیری بروجردی، ۱، ۶۹).

از دیگر خیانت های منافقان که در تاریخ به یادگار مانده، ایجاد ماجرای «مسجد ضرار» است (توبه/ ۱۱۰ ـ ۱۰۷). مقصودشان از ساختن مسجد، ضرر رساندن به دیگران، ترویج کفر و تفرقه میان مسلمانان بود و می خواستند پایگاهی در دل مومنان ایجاد و در آن علیه خدا و رسول کمین کنند و فعالیت شیطانی خود را آغاز و از هر راه ممکن دشمنی خود را علیه مسلمانان اعمال کنند. منافقان در این بین، چند هدف را دنبال می کردند:

۱ ـ ضرر و زیان رساندن به مسلمانان ضِرَاراً.

۲ ـ تقویت مبانی کفر و بازگشت دوباره شرک و بیگانگی از توحید در بین مردم (و کفرا).

۳ ـ ایجاد تفرقه میان صفوف مسلمانان (و تفریقا بین المومنین) (المیزان فی تفسیر القرآن، ۹، ۳۸۹ ـ ۳۹۴).

آری! این است چهره گرگ صفت و پلید منافقان که با حضور در جامعه، آرامش و سلامتی را سلب و اضطراب وتشویش و پریشان حالی را جایگزین می کنند و زیر نقاب اسلام، در کمین می نشینند و در اندیشه برکندن ریشه های اسلام هستند؛ غافل از این که وَاللّهُ عَلِیمٌ حَکیمٌ (نساء/ ۱۰۵ ـ ۱۲۱؛ توبه/ ۴۸؛ محمد/ ۲۶؛ منافقون/ ۷ ـ ۸).

۲-۳.شایعه سازی و جنگ روانی: انتشار شایعات دروغ و آکنده ساختن جامعه از تهمت ها و دروغ ها، از دیگر پیامد های حضور نفاق در جامعه است (خاتمی، سید احمد، سیمای نفاق در قرآن، ص ۱۲۱). منافقان در شرائط حساس و سرنوشت ساز جامعه، سعی با انتشار شایعات دلهره آور، می کوشند میان مردم وحشت ایجاد کنند، برای نمونه، در شرایط حساس جنگ احد در صدر اسلام، شایعه کشته شدن پیامبر را پخش نمودند تا روحیه مسلمانان را در آن موقیت حساس تضعیف کنند و ترس و ناامیدی را در بین آنان جاری سازند (یعقوبی، ابن واضح، تاریخ یعقوبی، ۲، ۴۷).

منافقان با برنامه های تخریبی و ضد اسلامی، سعی در براندازی اسلام دارند و در این مسیر می کوشند. قرآن کریم آنان را از این کار بر حذر می دارد و خواستار سرکوب منافقان می شود. لَئِن لَمْ ینتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَهِ لَنُغْرِینَّک بِهِمْ ثُمَّ لاَیجَاوِرُونَک فِیهَا إِلَّا قَلِیلاً * مَّلْعُونِینَ أَینَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِیلاً * سُنَّهَ اللَّهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّهِ اللَّهِ تَبْدِیلاً؛ (احزاب/ ۶۰ ـ ۶۲) «اگر منافقان و کسانی که در دل هایشان (نوعی) بیماری است و شایعه پراکنان اضطراب انگیز در مدینه، به آن (کارها) پایان ندهند، قطعاً تو را بر آنان مسلّط می گردانیم، سپس جز اندکی در این (شهر) همسایه تو نخواهند بود * در حالی که طرد شده اند، هر کجا یافته شوند دستگیر گردند و به سختی کشته شوند * (این) روش خداست در مورد کسانی که پیش از (این) گذشتند؛ و هیچ تغییری برای روش (و قانون) خدا نخواهی یافت».

خداوند در ادامه آیه می فرماید: این عذاب و نکالی که به منافقان وعده دادیم، سنّتی است از خداوند که در امت های پیشین جاری ساخته است و هرگاه قومی کارشان به فتنه و فساد کشید تا بدین طریق استفاده های نامشروعی ببرند و در بین مردم اضطراب و دلهره بیفکنند، چنین عذابی شامل آنان نیز می گردد (المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۶، ۳۴۰؛ تفسیر نمونه، ۱۷، ۴۳۰).

۴ـ۲.شبهه افکنی: بهترین شیوه در تضعیف باورهای اعتقادی ـ دینی مسلمانان، شبهه افکنی است.

کسانی که نفاق در قلوبشان جای گرفته بود، همواره برآن بودند که شبهاتی را میان مسلمانان بپراکنند تا اعتقادات آنان ضعیف گردد.

منافقان در عصر پیامبر از این ترفند بهره می بردند. آنان در آستانه جنگ بدر، برای بازداشتن مسلمانان از شرکت در جنگ، وعده های پیروزی خداوند به مسلمانان را پوشالی و فریب معرفی می نمودند (یوسفی غروی، محمد هادی، تاریخ تحقیقی اسلام، ج ۳، ص ۳۲۰). در جنگ خندق، هنگام حفر خندق، مسلمانان با صخره عظیمی روبرو شدند. در این حال منافقان به مسلمانان گفتند: آیا از آرزوها و وعده های باطلی که محمد به شما می دهد، تعجب نمی کنید؟! به گوش شما می گوید از مدینه، قصرهای حیره، مدائن و کسری را می بیند و به زودی آن قصرها به دست شما فتح می شود؛ در حالی که شما خندق را حفر می کنید و قدرت ندارید خود را ظاهر سازید (طبری، تاریخ، ۳۶۸).

در جنگ احد، در حالی که مسلمانان بر کشته های خود می گریستند، منافقان از این فرصت به نحو کامل استفاده کردند و با شبهه اندازی کوشیدند، تردیدی در قلوب مسلمانان نسبت به حقانیت مذهب و عقیده بر انگیزند. منافقان همواره به یهودیان مدینه می گفتند: اگر محمد نبی بود، مغلوب نمی گشت و این گونه وی و یارانش دچار شکست نمی شدند. اگر با ما بودند، این گونه کشته نمی شدند ( یوسفی غروی، محمد هادی، موسوعه التاریخ الاسلامی، ج ۲، ص ۳۶۶) بیشتر شبهات منافقین، پیرامون ضروریات دین از قبیل توحید، نبوت، عدل و حتی برخی با وجود ادله مختلف بر آسمانی بودن قرآن و تدوین کامل آن در زمان پیامبر اکرم (زرکشی، محمد بن بهادر بن عبدالله، البرهان فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۴۶۲؛ العسقلانی، ابن حجر، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج ۹، ص ۴۹؛ عاملی، ۱۴۱۰، ۸۲؛ عسکری، مرتضی، القرآن الکریم و روایات المدرسین، ج ۱، ص ۲۱۳؛ الصغیر، محمد حسین، المستشرقون والدراسات القرآنیه، ۸۵؛ حکیم، محمد باقر، علوم قرآن، ص ۷ رامیار، محمود، تاریخ قرآن، ۲۴۰ ـ ۲۴۹؛ عز، نورالدین، علوم قرآن الکریم، ۲۴؛ زرقانی، محمد عظیم، مناهل العرفان فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۲۴۰) شبهاتی را درباره بشری بودن قرآن و یا نقص آن و شبهاتی از این قبیل مطرح می کنند؛ چرا که خلل وارد کردن در ضروریات دین، تزلزل اعتقادات و تضعیف ایمان مومنان را به دنبال دارد.

۳ ـ بدعت و خرافه فکنی و پیامدهای آن در اجتماع

بدعت از« بدع» در لغت به معنای ایجاد چیزی است که قبلاً نه ذکری از آن رفته، نه آگاهی نسبت به آن بوده و نه ایجاد شده است. برخی ریشه بدعت را «ابداع» می دانند که از «ابدع» گرفته شده، و به معنای ایجاد چیزی است که نمونه قبلی نداشت و بعد از آن که نبود، اختراع و ابتکار شد (باقری، جعفر، البدعه، ۱۳۴).

بدعت در اصطلاح شرع به این معناست: «وابدعت الشیء وابتدعته»، یعنی «استخراج و احداث آن». بدعتی که برای حالت مخالف استفاده می شود، از همین واژه است. این واژه بعداً برای کم کردن و یا افزودن در دین به کار رفت؛ اما گاه بعضی از انواع آن را مباح نامیده اند و این نوع، مصلحتی است که مفسده ای توسط آن دفع می گردد (القیومی، احمد بن محمد بن علی، المصباح المنیر فی غریب شرح الکبیر للرافعی، ۳۸؛ طبری، ۱، ۵۰۸؛ المغنیه، ۳، ۴۲۲).

موضوع بدعت و خرافه فکنی گاه دستاویزی برای دنیاطلبان و فرومایگان می شود از این طریق مانند خوره دین را متلاشی می کنند. اغلب بدعت جویان، از برخی اطلاق ها و وسعت کلام شرع، سوء استفاده می کنند و امیال نفسانی خود را در قالب دین معرفی می نمایند.

بدعت جویان به اختیار خود کاری می کنند و راه را برای بدعت های دیگر می گشایند و حتی بعد از فراگیر شدن بدعت، دامنه اش را به نصوص هم می کشانند. وظیفه علماء و بزرگان دین، مقابله با این انحرافات عقیدتی است، همان گونه که پیامبر عظیم الشان اسلام فرمود: «اذا ظهرت البدع فی امتی فلیظهر العالم علمه، فمن لم یفعل فعلیه لعنه الله»؛ «هرگاه بدعت درامت من ظاهر گردید، پس بر عالم لازم است که علمش را آشکار نماید (و جلوی بدعت ها را بگیرد)، پس اگر چنین نکرد، لعنت خدا بر او باد». در جای دیگر نیز روایتی به همین مضمون از حضرت نقل شده است (ر.ک. به: الهندی، ابن حسام الدین، کنزالعمال فی سنن الاموال والافعال، ۱، ۱۷۹؛ الصدوق، ۲۰۴؛ القمی، عباس محمد رضا، سفینه البحار، ۱، ۶۳). هم چنین در روایات فراوانی، اهل بدعت مورد مذمت و سرزنش قرار گرفته اند و معصومان به دوری از آنان دستور داده اند.

۳-۱. شیطان، سلسله جنبان زنجیره ی خرافه فکنی: در طول تاریخ، خرافه گویی همواره دست مایه مشرکان و فرصت طلبان بوده است و از آن برای رسیدن به اهداف شوم خود، بهره ها برده اند.

خرافه گویی در دوره ها و جوامع مختلف، با توجه به اقتضای زمان و مکان، شکل و حالت خاصی داشته است (سبزواری، محمد، الجدید فی التفسیر القرآن المجید، ۳، ۹۷؛ رازی، محمد بن عمر فخر الدین، التفسیر الکبیر، ۱۲، ۱۰۹؛ زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف فی الحقایق غوامض التنزیل، ۱، ۶۸۴؛ میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، کشف الاسرار وعده الابرار، ۳، ۲۴۸؛ مراغی، احمد بن مصطفی، تفسیرالمراغی، ۷، ۴۴؛ الزحیلی، وهبه، المنیر، ۷، ۸۵؛ ابن الکثیر، ابی الغداء الحافظ، ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۲، ۱۷۳).

مردم در زمان جاهلیت، بسیاری از اعمال خرافی ـ از قبیل: زنده به گور کردن دختران، قربانی کردن فرزندان، مثله کردن و… ـ را جایز می شمردند. خداوند، پس از ذکر سرنوشت شوم مشرکان، یکی از عوامل گمراهی آنان را ترویج اعمال خرافی و انحرافات در جامعه می داند و می فرماید:

«[مشرکان] غیر از او (= خدا)، جز [بت های ] مؤنّث را (بعنوان پرستش) نمی خوانند، و جز شیطان سرکش را نمی خوانند * خدا او را از رحمت خویش دور ساخت؛ و [شیطان] گفت: «حتماً از بندگانت سهم معینی خواهم گرفت * و حتماً آنان را گمراه می کنم؛ و قطعاً آرزومندشان می سازم؛ و البته آنان را (به اعمال خرافی) فرمان می دهم، پس حتماً گوشهای دام ها را می شکافند، و البته به آنان فرمان می دهم، پس قطعاً آفرینشِ خدا را تغییر می دهند.» و هر کس جز خدا، شیطان را به سرپرستی برگزیند پس بیقین، با ضرر آشکاری زیان دیده است * [شیطان ] به آنان وعده می دهد؛ و آرزومندشان می سازد؛ در حالی که شیطان جز فریب، به آنان وعده نمی دهد * آن [پیروان شیط] ان مقصدشان جهنّم است؛ و هیچ راه فراری از آنجا نمی یابند»؛ (نساء / ۱۱۷ ـ ۱۲۱). شیطان در این آیات برنامه های خویش را بر می شمرد و برای به انجام رساندن آنان سوگند یاد می کند که از هیچ تلاشی فروگذاری نکند. یکی از مهم ترین برنامه های وی برای گمراه سازی انسان، دعوت به اعمال خرافی، انحرافات و تغییر تفکر توحیدی در جامعه است. او برنامه هایش را چنین ترسیم می کند:

الف) گمراه کردن برخی بندگان: او می داند که قدرت گمراه ساختن همه بندگان خدا را ندارد و تنها افراد مشرک و هوس باز و با ایمان ضعیف در برابر او تسلیم می شوند وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِک نَصِیباً مَفْرُوضاً.

ب) انحراف و گمراه نمودن: لَأُضِلَّنَّهُمْ.

ج) سرگرم ساختن افراد با آرزو های دور و دراز و رنگارنگ: لَأُمَنِّینَّهُمْ.

د) دعوت به اعمال خرافی و انحرافات: از جمله شکافتن گوش های چهارپایان وَلَأَمُرَنَّهُمْ فَلَیبَتِّکنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ.

هـ) وادر کردن به تغییر آفرینش پاک خدایی: وَلْأَمُرَنَّهُمْ فَلَیغَیرُنَّ خَلْقَ اللّهِ.

این برنامه ها گویای آن است که شیطان، نقشه ای ویژه برای استفاده از این بیماری در جامعه دارد و از این بیماری ـ به طور خا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *