تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل بیم و مدرنیزاسیون تاملی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل بیم و مدرنیزاسیون تاملی شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل بیم و مدرنیزاسیون تاملی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بیم و مدرنیزاسیون تاملی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بیم و مدرنیزاسیون تاملی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بیم و مدرنیزاسیون تاملی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بیم و مدرنیزاسیون تاملی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بیم و مدرنیزاسیون تاملی :

شارحان دیدگاه جامعه بیم زده

(

risksociety

)

عمدتا به شیوه هایی علاقه مندند که در آن مفهوم بیم به وضعیت مدرنیته متاخر ربط داده می شود.این دیدگاه، رویکردی برای بررسی امور سیاسی و معانی رایج در سطح کلان و استراتژیهای بیم ارائه می نماید. شارحان «جامعه بیم زده » بر فرآیندهایی چون فردی شدن، تاملی بودن

(

reflexivity

)

و جهانی شدن به مثابه عواملی که در «جامعه بیم زده » ملتهای غربی گرد هم می آیند تاکید می کنند.در این مقاله به بررسی بینشهایی می پردازیم که دو شارح مهم تز «جامعه بیم زده » ، الریش بک

(

Ulrich Beck

)

و آنتونی گیدنز

(

Anthony Giddens

)

ارائه کرده اند.اگرچه آنها در بدو امر شناخت خود را از بیم و مدرنیته متاخر به طور جداگانه گسترش دادند، اما از آنجا که نوشته های بک و گیدنز نکات مشترک بسیاری با یکدیگر دارد، تصمیم گرفتیم که در این مقاله آراء آنان را در کنار یکدیگر مورد بررسی قرار دهیم.با این حال، همچنان که در پایان این گفتار یادآور شده ایم، تفاوتهای مهمی نیز در نوشته های آنان وجود دارد که نیازمند تذکر است.

بِک و جامعه بیم زده

جامعه شناس آلمانی الریش بک در مورد مطالب جامعه شناختی مربوط به بیم، به شخصیت برجسته ای بدل شده است.ترجمه انگلیسی کتاب او جامعه بیم زده: به سوی مدرنیته ای نوین، نخستین بار در سال ۱۹۹۲ چاپ شد (نسخه اصلی آلمانی آن شش سال پیش از آن منتشر شده بود) و بحثهای زیادی را درباره ماهیت بیم در جوامع معاصر غربی برانگیخت.به دنبال آن، بک کتابهای دیگری درباره جنبه ها و ابعاد مختلف بیم نوشته که تعدادی از آنها به زبان انگلیسی برگردانده شده اند.این آثار شامل مدرنیزاسیون تاملی (که در سال ۱۹۹۴ با آنتونی گیدنز و اسکات لش

(

Scott Lash

)

نوشته شد)، آشوب عادی عشق (که در سال ۱۹۹۵ با همراهی الیزابت بک گرنشایم

(

Beck-Gernsheim

)

نوشته شد) و سیاست بوم شناختی در عصر بیم (۱۹۹۵) می شود.همچنین شماری مقالات در مجلات و برخی از فصول کتابها درباره این موضوع را نیز شامل می شود. (به عنوان مثال نگاه ۱۹۹۶ و

b

۱۹۹۶.) بک در این آثار استدلال می کند که افراد در جوامع معاصر غربی در دوره ای در حال گذار زندگی می کنند که در آن جامعه صنعتی در حال تبدیل به جامعه ای بیم زده است.در این دوره گذار، تولید ثروت، ملازم بیمهاست، بیمهایی که به منزله پیامد مدرنیزاسیون در حال گسترش اند.بنابراین مشکل اساسی جوامع غربی تولید و توزیع کالاهایی مانند ثروت و اشتغال در وضعیتهای کمیابی (همچنان که در اوایل مدرنیته وجود داشت و هنوز هم در کشورهای در حال توسعه باقی مانده است) نیست بلکه ممانعت یا به حداقل رساندن زیانها

(

bads

)

، یا به عبارت دیگر بیمهاست.امروزه مناقشات و درگیریهای مربوط به بیم بر عرصه های عمومی و سیاسی و خصوصی در حال سیطره یافتن است.از این رو افرادی که در این جوامع زندگی می کنند، آگاهی بیشتری از بیم پیدا می کنند و مجبور می شوند که در زمینه های روزمره و عادی با بیمها مواجه شوند: «هر کس به نوعی گرفتار پیکارهای تدافعی گوناگون و در انتظار ظهور نوعی خصومت در شیوه زندگی و تغذیه خود است » (بک، ۱۹۹۴ : ۴۵) .

بک در بیشتر نوشته هایش رویکردی رئالیستی به بیم را نمایان می سازد.برای او بیم، کلمه دیگری برای مخاطره

(

hazard

)

یا خطر

(

danger

)

است. (۲)

او مدعی است که «بیمهای مدرنیزاسیون تهدیدهایی بازگشت ناپذیر برای حیات گیاهان، جانوران و موجودات انسانی هستند» (بک،

b

۱۹۹۲ : ۱۳). از بسیاری جهات او خشم خود را از سرشت هماره مخاطره آمیز زندگی در مدرنیته متاخر آشکار می سازد و بینشی آخرالزمانی

(

apocalyptic

)

از این که چگونه مخاطره ها و خطرات می توانند نوع بشر و سایر موجودات زنده را نابود کنند، ارائه می دهد.با این حال این رویکرد رئالیستی همیشه در سرتاسر آثار او حفظ نمی شود.در بخشهایی از نوشته های بک فرآیندهای فرهنگی و اجتماعیی که میانجی فهم و ادراک بیم هستند، مورد تاکید قرار گرفته است; بنابراین او نوع ضعیفی از ساختگرایی اجتماعی

(

social constructionism

)

را آشکار می سازد.برای مثال در جامعه بیم زده او از یک جهت یادآور می شود که میان بیم فی نفسه و «برداشتی که عامه از آن دارند» تفاوت وجود دارد و سپس توضیح بیشتری داده و می گوید «مشخص نیست که آیا این خود بیمها هستند که تشدید شده اند یا نظر ما درباره آنها تشدید شده است » ،

b

)

۱۹۹۲ : ۵۵، تایید از خود بک است) . «بیمها، بیمهایی در معرفت هستند.بنابراین برداشتها از بیم و خود بیمها چیزهای متفاوتی نیستند بلکه یکی هستند» ،

b

)

۱۹۹۲ : ۵۵). بک در مقاله بعدی اش، به گونه مشابهی استدلال می کند که بیمها «برساخته های اجتماعیی هستند که به گونه ای استراتژیک در حوزه عمومی، تعریف یا لاپوشانی و یا دراماتیزه می شوند و این کار به کمک مواد و مصالح علمی که به همین منظور فراهم شده انجام می گیرد» ،

a

)

۱۹۹۶ : ۴). بک در سیاست بوم شناختی (۱۹۹۵) دو رویکردی را که به نظر او مهمترین رویکردهای تفسیر بیم هستند، با هم مقایسه می کند: «عینی گرایی علمی – طبیعی در مورد مخاطره ها» (اصطلاح بک برای رویکرد رئالیستی) و «نسبی گرایی فرهنگی درباره مخاطره ها» (اصطلاح او برای رویکرد ساختگرایی اجتماعی «قوی ») .او معتقد است هر دو رویکرد دارای نقاط قوت و ضعف است.او استدلال می کند که «عینی گرایی علمی – طبیعی » سودمند است زیرا با استفاده از نیروی تکنیکی مشاهده، اندازه گیری و محاسبه به شناسایی بیمها نائل می شود.مخاطره ها برای این که اساسا «درک پذیر» شوند مستلزم مقوله های علمی – طبیعی و ابزارهای اندازه گیری اند» (۱۹۹۵: ۱۶۲) .با این حال ضعف عینی گرایی در آن است که به سبب جست وجوی عینیتی بیطرفانه، نمی تواند مانند سایر دیدگاههای مربوط به بیم، شیوه هایی را بازشناسد که در آنها «واقعیتهای علمی » در زمینه های فرهنگی – سیاسی جای می گیرند و تفسیر می شوند: «نه آزمایشها و مدلهای ریاضی می توانند اثبات کنند که موجودات بشری چه چیزی را باید بپذیرند و نه به هیچ صورتی می توان محاسبات مربوط به بیم را صرفا در اصطلاحات تکنیکی و بوروکراتیک فرمول بندی کرد، زیرا آنها آن پذیرش فرهنگی را که قرار است ایجاد کنند، بدیهی فرض می کنند» (۱۹۹۵: ۹۱) .

رویکرد «نسبی گرایی فرهنگی » از نظر بک به درستی بر جنبه های زمینه ای

(

contextual

)

واکنشهای به بیم زده تاکید می کند و خاطرنشان می سازد که آنچه در یک دوره تاریخی موجب نگرانی یک گروه اجتماعی می شود ممکن است در گروه دیگر ایجاد نگرانی نکند.از این دیدگاه در حال حاضر محاسبات بیم، دیگر در مقام داور قرار نمی گیرند، بلکه همچون یک طرف قضیه در درگیریها هستند که برحسب درصدها، نتایج حاصل از آزمایشها و برآوردها و نظایر آن نمایش داده می شود» (بک، ۱۹۹۵ : ۹۲) .با وجود این، او این رویکرد را، رویکردی می داند که غالبا بسیار نسبی گرا می شود و بر اساس منظری که اتخاذ می کند هر چیزی را می تواند به طور بالقوه در مقوله خطرناک جای دهد.در نتیجه این رویکرد از عهده بازشناسی سرشت ویژه مخاطره های «واقعی » معاصر برنمی آید.بک در پی آن است که هر دو رویکرد را در آنچه که خودش آن را «رویکردی جامعه شناختی » می نامد، تلفیق کند» (۱۹۹۵ : ۷۶) .او با قبول این ایده که بیمهای واقعی وجود دارند رویکرد «عینی گرای علمی – طبیعی » را نگه می دارد اما با دست زدن به این استدلال که در جوامع غربی در مقایسه با دوره های قبلی مفهوم پردازی و پرداختن به سرشت و علل بیمها متفاوت است، دیدگاه «نسبی گرایی فرهنگی (به عبارت دیگر موضع ساختگرای اجتماعی ضعیف) را وارد نظریه خود می کند.

بک به «تمایل فرهنگی » ای علاقه مند است که افراد و گروههای اجتماعی برای مهم شمردن برخی بیمها به عنوان امری مهم و مورد غفلت قرار دادن برخی دیگر از خود نشان می دهند.برای مثال، او می پرسد چرا مساله نابودی جنگلها (به ویژه در کشور خود او آلمان) چنین توجهی را به خود جلب نموده در حالی که مخاطره های دیگری چون هلاکت تعداد زیادی از مردم در جاده ها، وسیعا نادیده گرفته می شود; دلیل آن این است که تخریب و اعتراض به شیوه ای نمادین وابسته به یکدیگرند.نمادهایی که یک عصب فرهنگی را متاثر می کنند و موجب هشدار می شوند – که غیرواقعی و فوق واقعی بودن مخاطره ها در زندگی روزمره را خرد کرده و آن را قابل فهم می سازند – جریان تجریدی بودن، غیرقابل فهم بودن و لمس ناپذیربودن فرآیند تخریب که صنعت پیشرفته مخاطره ها آن را زنده نگه می دارد اهمیتی کلیدی می یابند (بک، ۱۹۹۵ : ۴۷) .

بنابراین تصاویر فکها یا جنگلهای در حال نابودی نمایانگر گستردگی و عظمت بیمهایی است که ما را احاطه کرده و امر فهم ناپذیر را به امر فهم پذیر بدل کرده و همچنین هدفی در اختیار ما می گذارد که احساس موهومی از کنترل را به طرف آن نشانه برویم.یکی از واکنشهای معمول در برابر خطرات شدید این است که وجود آنها را به مثابه نوعی سازوکار روانشناختی محافظت از خود و کوششی برای تداوم احساس بهنجار بودن انکار کنیم.هدفهای نمادین آلایندگی به ما کمک می کنند تا با متمرکز کردن توجه خود بر روی آنها و نادیده گرفتن بقیه خطرها این کار را به انجام برسانیم (بک، ۱۹۹۵ : ۹- ۴۸) .

بک تصدیق می کند که تمامی جوامع در همه دورانهای تاریخ بشر، به لحاظ حیات و سلامت، در معرض تهدید بوده اند و بنابراین می توان آنها را «جوامع بیم زده » توصیف کرد.با این حال او اصطلاح «جامعه بیم زده » را منحصرا برای توصیف روندهای دوران معاصر به کار می گیرد.بک برای بررسی، بیمها را در سه دوران از هم متمایز می کند: جوامع ماقبل مدرن، جوامع مدرن اولیه و جوامع معاصر یا جوامع مدرن متاخر. (همچنین در آثارش به جوامع ماقبل صنعتی، دوران صنعت گرایی نخستین و صنعت گرایی متاخر اشاره می کند.) او برای مدرنیته متاخر، ویژگیهای متعدد متمایزی تعریف می کند و آنها را با دوران مدرنیته اولیه مقایسه می نماید.در این میان یکی از تفاوتهای عمده آن است که خطرها و مخاطره ها در جوامع معاصر – مهمتر از همه مسایل زیست محیطی مانند آلودگی هوا و آب، تشعشعات یونیزه کننده و ترکیبات شیمیایی سمی در مواد غذایی – به طور قابل ملاحظه ای با دوره های قبلی فرق کرده است.بک مدعی است که از اواسط سده بیستم جامعه صنعتی در مقیاسی وسیع و بی نظیر با تهدیدهایی به حیات بشر مواجه بوده است.برخلاف بیمهای شخصی که در اوایل صنعتی شدن ایجاد می شد، حد و مرز چنین تهدیدهایی را، نه به لحاظ فضایی و نه زمانی و نه اجتماعی، نمی توان معین کرد.عظمت و ماهیت جهانی بیمها چنان اند که تعیین کمیت و ممانعت و اجتناب از آنها روز به روز دشوارتر می شود.مخاطره های معاصر، در حال حاضر، بیشتر رویدادهایی بی انتها هستند تا وقایعی که فرجام آنها قابل پیش بینی است.بک درباره این که «سطوح بالاتر و بالاتری از مخاطره ها تبدیل به هنجار می شود» سخن می گوید (بک، ۱۹۹۵ : ۱۳) .او استدلال می کند که در دوران معاصر، مخاطره ها بسیار آخرالزمانی تر از دوران قبلی هستند و همه صور حیات روی کره زمین را به نابودی تهدید می کنند.

از این گذشته، بک، محاسبه پذیری مخاطره های دوره معاصر را با مخاطره های دوره های قبلی مقایسه می کند.او شیوه های اندیشیدن به تهدیدها و مخاطرات و نیز شیوه برخورد با آنها را در جوامع ماقبل مدرن و مدرنیته اولیه با هم مقایسه می کند.در جوامع ماقبل مدرن تهدیدهای معمول و متداول (طاعون، خشکسالی، بلایای طبیعی، جنگها، همچنین جادو، خدایان و شیاطین) محاسبه ناشدنی انگاشته می شدند زیرا این تهدیدها به علتهای خارجی و فوق طبیعی نسبت داده می شدند.از طریق فرآیندهای مدرنیته که در صنعت گرایی اولیه رخ داد، به هر روی این تهدیدها در جریان توسعه کنترل عقلانی ابزاری، به بیمهایی محاسبه پذیر تبدیل شدند (بک، ۱۹۹۵ : ۳۰) .بیمها در دوره مدرنیته اولیه، امور تعیین شدنی و غیرقطعی محاسبه پذیر فهمیده می شدند و به منزله محصول انتخاب اجتماعی در نظر گرفته می شدند که می بایست در برابر فرصتها سبک و سنگین و سنجیده و پذیرفته می شدند و با آنها مقابله می شد یا صرفا به افراد تحمیل می شد (۱۹۹۵ : ۷۷) .

بر اساس دیدگاه بک در دوره مدرن متاخر، بنیادهای منطق بیم به آن صورتی که در مدرنیته اولیه توسعه یافته بود، واژگون شده یا به حالت تعلیق درآمده است.در «جامعه بیم زده » روشهای مدرنیستی محاسبه بیم، دیگر کارآیی ندارد.بیمهای جامعه مدرن متاخر به سبب ماهیت غیرمحلی و آثار بالقوه درازمدتی که دارند، به سادگی قابل محاسبه نیستند: «این ویژگی را با ارجاع به مثالی واحد می توان نشان داد: امروز برخی از آسیب دیدگان سانحه چرنوبیل با آن که سالها از آن می گذرد، هنوز حتی متولد نشده اند» (بک، ۱۹۹۶ : ۳۱) .هنگام وقوع بدترین فاجعه یا حادثه ممکن (مانند سوانح ناشی از سلاحهای هسته ای، زیستی و شیمیایی که نابودی و هلاکت توده های وسیع مردم را در پی دارد) که تاثیرات آن طولانی مدت، جبران ناپذیر و محاسبه ناشدنی است، هیچ نهادی وجود ندارد که بتواند از آن ممانعت کند یا تاثیرات مخرب آن را جبران کند.در چنین سناریویی، با توجه به عظمت آن تهدید مشکل می توان علت واحدی را مشخص کرد و تقصیر را به گردن آن انداخت یا غرامت مالی خسارتهای واردشده را تعیین و پرداخت نمود،

a

)

۱۹۹۶ : ۱۵). بنابراین قواعد انتساب و علیت که در دوران مدرن اولیه رایج بودند، در مواجهه با جهانی شدن بیم از اعتبار افتادند.همچنانکه نظامهای ایمنی که زمانی با بیم سروکار داشته مانند بیمه و برنامه های پرداخت خسارت نیز کارآیی خود را از دست دادند.مخاطره های معاصر را فقط با استفاده از ابزارهای تکنولوژیک می توان کاهش داد اما هیچ گاه نمی توان به طور کامل آنها را از میان برداشت (بک ، ۱۹۹۵ : ۷- ۷۶) .

در «جامعه بیم زده » به سبب پیچیدگی جامعه و دانش فنی ارزیابی بیم به میزان زیادی با ابهام و تردید مواجه است.در ایام اولیه صنعتی شدن، بیمها و مخاطره ها در معرض درک حواس بودند – آنها را می شد بویید، لمس کرد، چشید یا با چشم غیرمسلح مشاهده کرد.در مقابل، امروزه بسیاری از بیمهای مهم از درک و فهم ما می گریزند زیرا در قلمرو فرمولهای فیزیکی و شیمیایی متمرکز شده اند (مانند ترکیبات سمی در مواد غذایی یا تهدید هسته ای) (بک،

b

۱۹۹۲ : ۲۱). این بیمها به جای آن که در تجربیات روزمره وجود داشته باشند در دانش علمی جای گرفته اند.دانشهای تخصصی در مواجهه با یکدیگر دچار تضاد می شوند و به مناقشه بر سر دیدگاهها و شیوه های محاسبه و نتایج منجر می شوند.این امر عمل را فلج می کند.علم به تنهایی از پاسخگویی به سرشت پهن دامنه و نامعین مخاطرات معاصر ناتوان است.فرضیه های مربوط به ایمن سازی این مخاطرات را نمی توان به شیوه تجربی آزمود و قدرت مداخله علم در زمینه ای که در آن، دنیا آزمایشگاهی برای آزمودن نحوه تاثیر خطرها بر روی جمعیتها شده، اندک و ناچیز است.در نتیجه دانشمندان در مورد ارزیابیهای مربوط به بیم اقتدار خود را از دست داده اند; محاسبات دانشمندان، بیش از پیش، توسط گروهها و فعالان سیاسی به مبارزه خوانده می شود (۱۹۹۵ : ۶- ۱۲۵) .

بنابراین، سرشت چنین مخاطره هایی مفهوم بیم را به برداشت ماقبل مدرن از «ناامنیهای محاسبه ناپذیر» بازمی گرداند.همانطور که در مورد این نوع مخاطره ها معمول است، آنها منطق اجتماعی محاسبه و پیش بینی بیم را بی اثر می سازند (۱۹۹۵ : ۷۷) .با وجود این، شیوه های در نظر گرفتن و مقابله کردن با مخاطره های معاصر با دیدگاههای دوران ماقبل مدرن یکسان نیست.مفهوم طبیعت، شیاطین یا افعال خداوند که افراد جوامع ماقبل مدرن را هراسان می کرد، مفهومی فوق طبیعی است.در آن زمان طبیعت و خطرهای آن همچون نیروهایی که از خارج تحمیل می شدند و بنابراین خارج از کنترل انسانها هستند در نظر گرفته می شوند.در مقابل، خطرها و مخاطره ها در جوامع مدرن اولیه و جوامع مدرن متاخر همچون تولیدات انسانی در نظر گرفته می شوند نه اموری فوق طبیعی.بنابراین آنها به گونه ای انگاشته شده اند که انسانها مسئولیت مهار آنها را بر عهده دارند و در اساس می توان از آنها اجتناب کرد یا آنها را تغییر داد.

این امر، یعنی پیوند یافتن مسئولیت انسانی با مخاطره های معاصر، تفاوت مهم دیگری را میان خطرهای قدیمیتر و مخاطره های دنیای معاصر پدید می آورد.از آنجا که مخاطره های معاصر به عنوان پیامد کنش انسانی – و عمدتا رویدادهای مرتبط با مدرنیزاسیون، صنعتی شدن، شهری شدن و جهانی شدن – به شمار می آیند، با ایرادها و زیانهای چنین وقایعی پیوسته مقابله و مبارزه می شود.در حالی که ممکن است عدم قطعیتها همیشه بخشی از زندگی انسان بوده باشد اما تفاوت مدرنیته متاخر در آن است که بسیاری از این امور از رشد دانش انسان برمی خیزد (به جای آن که توسط آن تخفیف یابد یا برطرف شود) .در واقع حتی بیمهای گذشته مانند طاعون و سیل و خشکسالی اکنون به ندرت به عنوان افعال خدایان یا شیاطین یا نتیجه «طبیعت به خطا رفته » در نظر گرفته می شوند.در عوض تصور می شود مداخله انسان نقشی اساسی ایفا می کند و حاصل آن، آن است که طبیعت به سبب آن که با خشونت با آن رفتار شده است و به گونه ای نامناسب با آن رفتار شده است، تلافی کند و دست به انتقام متقابل بزند.

بنابراین در اپیدمی بیماریهای عفونی باکتریایی، داروهایی مقصر دانسته می شوند که به باکتریهای مقاوم در برابر آنتی بیوتیک منجر شده اند.علت سیلها و ریزش کوهها و خشکسالیها به پاک کردن بیش از حد زمین از جنگلها و تغییرات آب و هوایی ناشی از گرم شدن کره زمین نسبت داده می شود که به نوبه خود از آثار جانبی صنعتی شدن به شمار می آیند.بیمها در معنای معاصر خود، اساسا مبتنی بر تصمیمها هستند; به ویژه تصمیمهایی که سازمانها و گروههای سیاسی با در نظر گرفتن فواید تکنیکی – اقتصادی و با ملاحظات مربوط به سودمندی اتخاذ می کنند.نتیجه آن که «این تعداد مردگان و مجروحان نیست که خطرات مگا تکنولوژی را به موضوعی سیاسی تبدیل می کند بلکه خصیصه های اجتماعی و خودتولیدگری

(

self-generation

)

صنعتی آنهاست که این امر را به موضوعی سیاسی بدل می کند (بک،

a

۱۹۹۲ : ۹۸). مدرنیزاسیون تاملی جنبه های سیاسی بیم و انتقاد از خودی که به وسیله بیم ایجاد می شود در برداشت بک از جامعه بیم زده نقش بنیادی دارد.او بیم را به عنوان شیوه ای روش مند برای مواجهه با مخاطره ها و ناامنیها معرفی می کند که توسط خود مدرنیزاسیون ایجاد و تعریف می شود.بیمها برخلاف خطرهای گذشته، پیامدهایی هستند که به نیروی تهدیدکننده مدرنیزاسیون و جهانی ساختن شک به دست آن مربوط می شوند.آنها به لحاظ سیاسی تاملی هستند،

b

)

۱۹۹۲ : ۲۱). مفهوم بیم با بازاندیشی پیوسته است زیرا اضطرابها و نگرانیها درباره بیمها، به مطرح کردن سؤالهایی درباره اعمال متداول و مرسوم می انجامد.در جامعه بیم زده، جامعه به سه شیوه تاملی می شود که خود ناشی از سرشت جدیدا جهانی شده بیم است.در وهله نخست جامعه در سطح جهانی به موضوع و مساله ای برای خودش تبدیل می شود.در مرحله دوم، آگاهی از ماهیت جهانی بیم، انگیزه های جدیدی در جهت توسعه سازمانهای تعاونی بین المللی ایجاد می کند.در مرحله بعدی مرزهای سیاسی رو به محو شدن می گذارند و به اتحادیه های جهانی منتهی می شوند.به وسیله این فرآیندها جامعه بیم زده به «جامعه جهانی بیم زده » تبدیل می شود که در آن سیطره عمومی مناقشه و کنش سیاسی جهانی می شود; این امر نوع متفاوتی از شهروندی را به وجود می آورد. «شهروندی جهانی » که در آن شیوه سنتی تعیین هویت که مبتنی بر زمینه های محلی بود، جای خود را به تکیه بر چشم اندازی جهانی می دهد.نتیجه این تغییر، ایجاد اتحادیه های جدیدی متشکل از گروههای عملگرای موقتی ۱۹۹۶ : ۲). بک (۱۹۹۴ ،

a

۱۹۹۶) اظهار می کند که استفاده از واژه «تاملی » در مفهوم مدرنیزاسیون تاملی به معنای تامل محض نیست بلکه بیشتر به معنای مواجه شدن با خود است.حرکت به سوی تاملی شدن پیامدهای جانبی ناخواسته مدرنیته یا فزونتر مخاطراتی است که مدرنیته به عنوان بخشی از پروژه خود آن را تولید می کند،

b

)

۱۹۹۶ : ۲۸). این همان فرآیند مدرنیته است که به طرف بررسی و انتقاد از خود حرکت می کند.بنابراین، این امر فی نفسه به معنای رد مدرنیته نیست بلکه بیشتر، کاربستی از یکی از اصول مدرنیته بر خود آن است.مدرنیزاسیون تاملی، شامل دو مرحله است: مرحله اول (مرحله واکنش) بخشی از گذار خودکار از جامعه صنعتی به جامعه بیم زده است که در آن بیمها به منزله بخشی از فرآیندهای مدرنیزاسیون تولید می شوند اما هنوز به موضوعی برای مباحثات عمومی و خصوصی و کشمکشهای سیاسی تبدیل نشده اند; مرحله دوم عبارت از این است که جامعه صنعتی خود را به عنوان جامعه بیم زده مشاهده می کند آن هم به همراه بازشناسی فزاینده از خطرهایی که در مدرنیته نهفته است که این امر خود زیر ساختارهای جامعه را مورد شک و تردید قرار می دهد.بنابراین مدرنیزاسیون تاملی:

ترکیبی از واکنش و تامل است که تا زمانی که فاجعه صورت خارجی به خود نگرفته، می تواند مدرنیته صنعتی را در مسیر انتقاد از خود و تغییر خود قرار دهد.مدرنیزاسیون تاملی، هر دو عنصر را شامل می شود: تهدید واکنش گونه بنیادهای خود جامعه صنعتی از طریق مدرنیزاسیون موفقیت آمیز فزونتر که در برابر خطرها کور است، و رشد آگاهی و تامل درباره این وضعیت (بک،

b

۱۹۹۶ : ۳۴). تفاوت میان جامعه صنعتی و جامعه بیم زده در همین تامل انتقادی درباره خطرهای مدرنیته نهفته است.

از دیدگاه بک مدرنیزاسیون تاملی، به امکان نوعی خودنابودگری خلاق، برای کل یک دوران، یعنی دوران جامعه صنعتی می انجامد (۱۹۹۴ : ۲) .پیشرفت به نابودی خود منجر می شود اما نه آن چنان که مارکس پیش بینی کرده بود از طریق مبارزه طبقاتی یا انقلاب، بلکه به منزله پیامدی ناخواسته، به واسطه فرآیندهای بی وقفه و رشدیابنده خود مدرنیزاسیون.داوریهای مربوط به بیم نمایشگر داوریهای اخلاقی ضمنی (اگرچه در لفافه گفتگو درباره «واقعیتها» ی عینی کمی پوشانده می شود) بر سر شیوه های توسعه جوامع انسانی است (بک،

b

۱۹۹۲: ۱۷۶). یقینهای ساده دلانه روشنگری – خوش بینی به پیشرفت انسان در نتیجه علم و کنش عقلانی شده – از میان رفته اند و به نیاز فرد برای پیجویی و جعل یقینهایی جدید برای خودشان منتهی شده است (بک، ۱۹۹۴ : ۱۴) .عامه مردم نسبت به علم بدگمان شده اند زیرا آنها می دانند که بسیاری از بیمهایی را که درباره آن نگران هستند، علم ایجاد کرده و نیز می دانند که دانش علمی درباره بیم ناکامل و غالبا تناقض آمیز است و از عهده حل مشکلاتی که به وجود آورده، برنمی آید.از این رو مردم باید با ناامنی و عدم قطعیت مداوم مواجه باشند.به نظر می رسد که نظم اجتماعی رایج بر اثر تحلیل رفتن یقینهای گذشته در حال متلاشی شدن است.بر سر تعریف واژه بیم مناقشه ای دائمی، به ویژه میان آنهایی که تعریفهایی برای بیم ارائه کرده اند (عمدتا متخصصان) و آنها که مصرف کنندگان این تعاریف اند (عامه مردم)، وجود دارد.در نتیجه در جامعه بیم زده، بیم به مفهومی بسیار سیاسی تبدیل شده است.

بک،

b

)

۱۹۹۲ : ۵۲) متخصصان را به سبب موضعگیری آنها در قبال عامه مردم مورد انتقاد قرار می دهد، زیرا آنها عامه مردم را به منزله ناآگاهانی تصور می کنند که برای نشان دادن واکنش مناسب در برابر بیم صرفا نیازمند اطلاعات بیشتری هستند.او استدلال می کند که غیرعقلانی بودن ظاهری عامه مردم در رابطه با بیم، واکنشی بسیار عقلانی به شکست عقلانیت تکنیکی – علمی در برابر بیمهای رو به افزایش مدرنیته متاخر است.واکنش قابل فهم افراد آن است که به منتقدان آن خطراتی بدل شوند که مدرنیته اولیه آنها را تولید کرده است و همچنین به ناقدان گرایش این مدرنیته به تولید صنعتی بدل شوند.بک معتقد است که این عمل هم اکنون به اشکال متفاوت در سازمانهایی نظیر جنبش سبز و همچنین در میان افرادی از عامه مردم در حال رخ دادن است.

بک به گونه ای کم و بیش ضد و نقیض، بیم را، به طور همزمان هم تقویت کننده وضعیتهای غیرعادلانه و هم عامل دموکراتیزه کردن و خلق نوعی شهروندی جهانی می داند.او تصدیق می کند که برخی گروههای اجتماعی از نحوه توزیع و رشد بیمها بیشتر آسیب می بینند و ممکن است این تفاوتها توسط نابرابری طبقاتی و جایگاه اجتماعی ساخت یابند.محرومان در مقایسه با ثروتمندان به سبب فقدان منابع، فرصتهای کمتری برای اجتناب از بیمها در اختیار دارند: «فقر، موجب یورش شمار بسیاری از بیمهای شوم می شود.در مقابل، ثروت (درآمد، قدرت یا تحصیلات) می تواند امنیت و رهایی از بیم را خریداری کند» (بک،

b

۱۹۹۲ : ۳۵). گذشته از این بک به رشد نابرابریها در توزیع بیم اشاره می کند که در آن جایگاههای طبقاتی و جایگاههای بیم با هم تداخل می یابند.او اذعان دارد که آنچه او آن را «مستعمره های سابق » دنیای غرب می نامد توسط کشورهای ثروتمندتر، در مسیر تبدیل به زباله دانیهای مواد زاید سمی و هسته ای جهان قرار گرفته اند.

با این حال، بک استدلال می کند که بسیاری از بیمهای جامعه بیم زده به شیوه هایی یکسان به مردم ثروتمند و مردم فقیر آسیب می رساند.فقر سلسله مراتبی است، آلودگی هوا دموکراتیک است،

b

)

۱۹۹۲ : ۳۶). بیمهایی مانند تشعشعات، جنگهای هسته ای، مواد شیمیایی سمی در غذا و هوا و آلودگی آب، به سبب گستردگی بسیار زیاد و نامرئی بودن نشانه ها یا آثارشان یا هر دو آنها، حتی برای کسانی که از نظر اجتماعی، اقتصادی ممتاز به شمار می آیند، غیرقابل اجتناب اند.بیمهای مدرنیزاسیون آنهایی را نیز که آن را ایجاد کرده اند یا از آن سود برده اند متاثر می سازد و بدین سان مرزهای میان طبقات و کشورها را در هم می شکند.یکی از خصیصه های جامعه بیم زده آن است که کسانی که بیش از همه درباره بیمها نگران و از آن آگاه اند، عمدتا از افراد دارای تحصیلات بالا و طبقات مرفه اند، زیرا این گونه افراد در آگاه کردن خود از بیمها کوشش زیادی به عمل می آورند.با این حال به رغم بهترین تلاشهایشان دانش این افراد درباره اندازه و وسعت بیم ناقص است، زیرا آنها به دانش علمی (که صاحب آن تولیدکنندگان بیرونی هستند) دسترسی ندارند (بک،

b

۱۹۹۲ : ۵۳). بنابراین مشخصه جامعه بیم زده تضادی است که بر مبنای آن میزان دسترسی افراد ممتاز آن به دانش بیشتر است اما کافی نیست; در نتیجه آنها مضطرب می شوند بدون آنکه قادر باشند به اضطرابشان خاتمه دهند یا بر آن تاثیری بگذارند.

فردی شدن مفهوم

دیگری که در نظریه جامعه بیم زده و مدرنیزاسیون تاملی بک نقشی اساسی دارد، فردی شدن است.فردی شدن به بیگانگی یا تنهایی دلالت نمی کند بلکه به معنای این الزام در مدرنیته متاخر است که افراد در غیاب یقینها و هنجارهای سنتی ثابت و الزام آور و ظهور شیوه های جدید زندگی که به طور مداوم در معرض تغییر است، باید خود زندگینامه خود را خلق کنند (بک، ۱۹۹۴ : ۱۳) . فردی شدن وجه دیگر جهانی شدن یعنی وجه خصوصی آن در مدرنیزاسیون تاملی است.هسته مدرنیته تاملی، دگرگونی نقشهای ۱۹۹۲ :

ff

۸۷). بک فردی شدن را نتیجه فرآیندهای مدرنیزاسیون می داند که مستلزم کاهش تاثیر نهادهای ساخت مندکننده سنتی جامعه در شکل گیری هویت شخصی است.عواملی چون آموزش همگانی، بهبود سطح زندگی، موج دوم جنبش فیمینیستی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *