تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل تئولوژی و توسعه – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل تئولوژی و توسعه شامل 63 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل تئولوژی و توسعه:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل تئولوژی و توسعه به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تئولوژی و توسعه به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تئولوژی و توسعه با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل تئولوژی و توسعه با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تئولوژی و توسعه با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل تئولوژی و توسعه را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تئولوژی و توسعه :

صدای عدالت، ۱۱ و ۱۲/۷/۸۰

چکیده: «تئولوژی » امروزه در لغت به معنای علم کلام یا الهیات است; ولی منظور نویسنده از این واژه، «خداشناسی » به وسیع ترین معنای آن است . ویلیام چیتیک که یکی از محققان بزرگ در عرفان ابن عربی است، این سخنرانی را در کنفرانسی با همین عنوان ایراد کرده است . او معتقد است که توسعه مفهومی غربی است که با معارف اسلام و سایر ادیان الهی در تنافی است .

توسعه

زبان توسعه پر از دام های پنهانی است که هر کس بخواهد درباره فرهنگ و تمدن سخن بگوید با آنها روبه روست . مقصود من از «زبان توسعه » ، کلمات و تعابیر مشهوری است که در سازمان ملل متحد و نهادهای حکومتی در سراسر جهان رایج است: «توسعه، محیط، برابری، همیاری، مارکت (بازار)، نیازها، جهان واحد، مشارکت، برنامه ریزی، جمعیت، فقر، پیشرفت، تولید، منابع، علم، سوسیالیسم، استانداردهای زندگی، دولت، تکنولوژی » . این کلمات بخشی از واژگان مقدس دنیای جدیدند . پرسش از حقانیت آنها به معنی شورش علیه خدایان تجدد و ارتداد نسبت به مذهب ترقی است . اما اجازه بدهید صرفا در خصوص کلمه «توسعه » به طور اجمال توضیح دهم .

در زبان های سنتی اسلامی، کلمه ای مترادف

[

development

]

(توسعه) وجود ندارد; همچنان که این کلمه در زبان های غربی تنها از قرون هجدهم و نوزدهم است که به معنای جدید به کار می رود . به علاوه، تاریخ ظهور این اصطلاح حاکی از آن است که مفاهیم جدید این کلمه با فروپاشی تمدن مسیحی و انقلاب صنعتی پیوند نزدیکی داشته است . آنان که لفظ «توسعه » را به کار می برند، به ویژه در کشورهای غیر غربی، در واقع پیش از به کارگیری آن، مبادی تفکر جدید غرب را پذیرفته اند .

بدین گونه، وجه صنعتی توسعه به مثابه تنها صورت صحیح زندگی اجتماعی مورد تقدیس واقع می شود . استعاره «توسعه » ، شجره نامه غربی تاریخ را تفوق جهانی بخشید و مردمانی با فرهنگ های مختلف را ازاین فرصت محروم ساخت تا شکل حیات اجتماعی خویش را خود تعیین کنند . مسلمانان با پرداختن به توسعه نشان می دهند که از تلاش برای درک تاریخ خویش بر پایه اسلام انصراف یافته اند; زیرا اصطلاح «توسعه » از بیرون از دایره مفاهیم اسلامی اخذ شده است .

اغلب مردم اعتراض می کنند که به هر تقدیر ما در جهان خویش نیازمند توسعه ایم . ولی توسعه چیست؟ هر گونه مطالعه ای در زمینه کاربرد لفظ توسعه نشان می دهد که این لفظ، همچون سایر الفاظ آمیبی، به هیچ وجه مفهوم دقیقی ندارد . این لفظ بر این فرض غربی، اما غیر قابل قبول و غیرقابل اثبات، یعنی وحدت، تجانس و تطور خطی جهان مبتنی است . برای این که امکان توسعه فراهم آید، می بایست خدا فراموش شده، یا لااقل در حاشیه قرار گیرد . از آن جا که هرگز در هیچ یک از ادیان مفهوم توسعه به تعبیر علمی و صنعتی کلمه تصور نشده بود، مقولات دینی یا باید کنار گذاشته می شدند و یا برای انطباق با شرایط جدید معانی تازه ای پیدا می کردند و بدین ترتیب ما باید دفعتا پی می بردیم که دین همواره توسعه به مفهوم جدید را تایید می کرده است .

اسمای الهی

مسلمانان اصل را شناخت خدا دانسته، بر مبنای این شناخت به مطالعه نقش انسان در عالم هستی پرداختند . درک معنای انسان، مستلزم شناخت خداوند بود . تئولوژی از دیدگاه قرآن صرفا به معنی شناخت خداست و شناخت خدا به مفهوم درک معنای آیات یا نشانه های اوست .

جامعه بشری همچون هر پدیده دیگری در عالم هستی نشانه خداست . اگر می خواهیم جامعه را بر حسب تعابیر اسلامی بشناسیم، لازم است آن را به میزانی که نشان از خدا دارد درک کنیم و اگر انسان ها برآنند که براساس خطمشی اسلامی بیندیشند، این خطمشی باید مطابق با آن بخش از تعالیم اسلامی باشد که راه رسیدن به آینده ای مطلوب را تبیین می کند . در نتیجه، هنگام سخن گفتن درباره تمدن یا فرهنگ اسلامی توجه داشته باشید که هیچ یک از این دو کلمه معادلی در زبان های اسلامی پیش از دوره جدید ندارند . آنچه درباره اش سخن می گوییم یا باید سخن بگوییم، «امت » اسلامی بر مبنای ویژگی های معینی است . به امت می توان از دو منظر نگریست: آنچه در واقع هست و آنچه باید باشد . اگر امت را چنان که هست در نظر آوریم و به نسبت حقیقی خداوند با امت، چنان که باید باشد، بنگریم، آن گاه معرفت اسلامی به ما می گوید که چه سنخ فعالیت بشری مورد رضای خداست . این نوع اخیر معرفت، به آنچه خداوند برای سعادت بشر و رسیدن او به رستگاری اخروی می خواهد، مربوط می شود . تعالیم قرآنی به تقدیر نهایی انسان نظر دارد; نه سرنوشت او در این جهان . موقعیت انسان در این جهان باید با در نظر گرفتن اهمیت مطلق و غیر قابل انکار عالم دیگر شکل پیدا کند .

عالم هستی مجموعه ای عظیم از نشانه هاست; اما همه اشیا به یک نحو نشان از خدا ندارند . در هستی شناسی اسلامی بعضی طبقات موجودات به خدا نزدیک تر و بعضی دورترند . انسان ها مختارند که به خدا رو کنند یا از او رو برگردانند . مردم به همان میزان که صادقانه به خدا روی می آورند، تحت غلبه صفاتی قرار می گیرند که از قرب خدا حاصل می شود . وحدانیت، عدالت، بقا، جامعیت، نورانیت و حقیقت از آن جمله اند . معنی «خلافت » انسان نزد بسیاری از اندیشمندان معتبر مسلمان همین است . انسان از طریق عبودیت مطلق خدا به جانشین یا نماینده او بدل می گردد .

اگر بپرسیم این نحو نگرش نسبت به اشیا و امور چه ارتباطی با جهان معاصر دارد، یافتن پاسخ چندان دشوار نیست . همواره در عالم دو گرایش اصلی وجود دارد که در ساحت های طبیعی، اجتماعی و فردی ظاهر می شود: یکی توحید است که اشیا را به یکدیگر می پیوندد و بنای وحدت، عدالت، هماهنگی و توازن را استوار می دارد و دیگری شرک است که موجب تفرقه، پریشانی و اغتشاش می گردد . آنان که تن به شرک سپرده اند، از مشاهده این امر قاصرند که همه اشیا از خدا منشا گرفته و از این رو با یکدیگر مرتبطند .

قرآن گاهی از این دو گرایش در سطح جامعه با تعابیر «صلاح » و «فساد» یاد می کند . صلاح، جلوه اجتماعی تعادل و توازن است; در حالی که فساد، ظهور عدم تعادل، تفرقه، تجزیه و انحلال است . توحید و صلاح با صفات الهی جمال و رحمت مرتبط است; در حالی که شرک و فساد غلبه صفات قهر و جلال خدا را در پی دارد .

توحید، ادراک صحیح ماهیت واقعی اشیا و ادراک جهان و مافیها در نسبت با خدای یگانه است . در مقابل، شرک ادراک خطا و دروغین ماهیت اشیاست; زیرا بر ادراک اشیا بر مبنای اصولی ناپیوسته و کثیر تکیه دارد .

راسیونالیته علمی

یکی از اشتباهات بسیار مهلک جهان معاصر این است که علم جدید و تکنولوژی ملازم با آن، موجه و خنثی به شمار می آید . ارتکاب چنین خطایی، به خصوص از سوی مسلمانان، شگفت آور به نظر می رسد; زیرا منابع فکری وسیعی در سنت آنان موجود است که می توانند با رجوع به آن، سفسطه های نهفته در جهان بینی علمی را دریابند . در هر حال، بسیاری از فلاسفه، مورخان و منتقدان اجتماعی در غرب نشان داده اند که بی طرفی علمی وجود ندارد .

یکی از نکات عمده، تناقض های نهفته در ادعای بی طرفی هر نوع دانش عقلی است . با این همه، اندیشه بی طرفی علمی همچنان حامیان بانفوذی دارد . در جهان اسلام، اندیشه مذکور غالبا در قالب این عقیده ظاهر می شود که اسلام و توسعه تکنولوژیک را می توان بدون هیچ تناقضی با یکدیگر جمع کرد . در عین حال، اسلام باید به نحوی مردم را در برابر سقوط اخلاقی که در بخش عظیمی از جامعه غربی مشاهده می شود، محافظت کند; ولی نشانه ای حاکی از این که مسلمانان حقیقتا محافظت می شوند به چشم نمی خورد .

این نکته غالبا مورد توجه قرار گرفته که به رغم دعاوی دانشمندان در خصوص بی طرفی شناسایی علمی جدید، اساس این علم، شناسایی برای سلطه و تصرف است . در مقابل، اساس علم در عالم ماقبل تجدد، شناسایی برای ادراک بود . لازمه دست یافتن به علم برای سلطه و تصرف این است که هرگونه رابطه ای میان شناسایی جهان و اخلاق انکار شود . این امر در تفکر غربی با نفی هرگونه نسبتی میان «واقعیت » و «خیر» که از اسمای مهم خداوند است تحقق یافت و نتیجه نهایی این تفکر آن شد که راسیونالیته علمی جایی برای تشخیص اخلاقی باقی نگذاشت . اما ناظران پسامدرن از این شرایط چنین استنتاج نکردند که خطایی واقع شده باشد . برعکس، آنان صرفا نتیجه گرفتند که اصلا صحیح و سقیمی وجود ندارد .

علم جدید و تکنولوژی، هر دو از راسیونالیته ریشه گرفته اند; هرچند در این میان خیال نیز نقش فرعی مشخصی بر عهده دارد . کار عقل، تجزیه و تحلیل و تمییز و تفکیک، یعنی حد قائل شدن برای اشیا و تعریف آنهاست . اگر به اندازه کافی به گذشته تاریخ باز گردیم، درمی یابیم که علم جدید از یک سو در تئولوژی راسیونالیستی مسیحیت ریشه دارد و از سوی دیگر، از اراده معطوف به سلطه و تصرف نزد ساحران و جادوگران منشا گرفته است . تئولوژی مسیحی، همچون علم کلام مایل به ایجاد فاصله میان خداوند و مخلوقات او بود . علمای الهی با به کارگیری زبانی انتزاعی و منقطع از اشتغالات خاص زندگی روزمره، به جدایی خدا از جهان مدد رساندند . جریان اصلی تفکر غربی چنان تحت تاثیر دیدگاه تنزیهی قرار گرفت که سرانجام خدا کاملا از عرصه زندگی خارج شد . خداوند در عرش دسترسی ناپذیر خود به دل مشغولی انحصاری علمای الهی که در سیر تفکر غرب نقش مهمی نداشتند، مبدل شد . دانشمندان نیز که مسیر اصلی حیات فکری غرب توسط آنان معین می شد، توجه خود را منحصرا معطوف به جهان طبیعت نمودند .

تقریبا در همه جهان بینی ها، به جز غرب ما بعد مسیحیت، خدا همواره با اشیا و با مردم حضور دارد . خداوند برای بشر نسبت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *