تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل تاریخچه روشنفکران دینی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخچه روشنفکران دینی شامل 117 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخچه روشنفکران دینی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخچه روشنفکران دینی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تاریخچه روشنفکران دینی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تاریخچه روشنفکران دینی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخچه روشنفکران دینی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تاریخچه روشنفکران دینی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخچه روشنفکران دینی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تاریخچه روشنفکران دینی :

شاید نوگرایی صفت همه ابنای بشر باشد زیرا همه ما خانه نو، لباس نو، اسباب و اثاث نو را دوست داریم ‌اما عمر این «نو بودن» همواره کوتاه است؛ لوازم ‌مان را در همان چند ‌ماه اول و حتی خانه ‌های مان را حداکثر تا چند سال اول نو قلمداد می کنیم. همه این‌ها به محض احساس کهنگی، برایمان ملال ‌آور می شود و به فکر تخریب و تعویض می‌ افتیم. کهنه ‌ها را همچون زباله دور می ریزیم چون کهنه مستعمل شده و دیگر هر لحظه در حال مردن است. این درک که هر چیز «کهنه» روزی «نو» بوده و هر چیز تازه امروز، روزی کهنه خواهد شد، شاید در ابتدا انسان را غمزده کند، اما پویندگی و حیات هر مقوله ‌ای در گرو همین «جدال قدیم و جدید» است. در حوزه اندیشه نیز چنین است. کهنه می رود و نو می‌ آید ولی هرآنچه امروز از نظر ما تفسیری کهنه و ارتجاعی است، روزی نواندیشانه بوده است. شاید کمتر کسی تصور کند که روزی گرایش به فقه استدلالی و مکتب اصولی در فقه –که روزگاری خود آن هم مورد انتقاد روشنفکران دینی بود- در زمان خود ادعایی متهورانه در حوزه دین بوده و مخالفان سنت ‌گرای بی شماری داشته است. لیکن نباید فراموش کرد که نواندیشی دینی مقوله ‌ای بسیار کهن‌تر از «روشنفکری دینی» به ‌مثابه پدیده ‌ای مدرن است.

همه‌ روش ‌ها در بازخوانی نواندیشی

دست‌ کم در تاریخ ایران پس از ورود اسلام، انسان ایرانی همواره مواجهه کهنه و نو را در شریعت مشاهده و در آن مشارکت کرده است. از همان روز که پویایی مذهب جعفری در مقایسه با فقه در سایر مذاهب اربعه، مهر برتری خویش را بر تارک این جامعه کوبید، ایرانیان برای حفظ استقلال ایدئولوژیک خویش از حکومت ‌های عرب سنی ‌مذهب و فراروی از خوانش‌ ها و تفاسیر واپس‌گرایانه، در شکوفایی و تعمیق علوم دینی و از جمله فربه ‌سازی فقه شیعی کوشیدند، لیکن پرداختن به کندی و تندی تیغ نواندیشی در نقد کهنگی ‌های اندیشه (آن هم طی تاریخ هزاره اخیر) پروژه ‌ای است که خود نیازمند روشی مشخص است. در میان انواع روش ‌های موجود در تفسیر تاریخ، «جامعه ‌شناسی معرفت» شکلی متفاوت داشته است. این روش مطالعه رابطه بین اندیشه انسان و زمینه اجتماعی‌ اوست و علاوه بر این، مطالعه اثر ایده‌ های غالب بر جوامع نیز هست. جامعه ‌شناسی معرفت، حوزه ‌ای تخصصی در جامعه ‌شناسی نیست اما در عوض با سؤالاتی اساسی راجع‌به حدود تأثیرات اجتماعی بر زندگی فردی و نسبت آن با دانش ما درباره جهان سروکار دارد. پدر جامعه ‌شناسی مدرن یعنی «امیل دورکیم» و انسان‌ شناسی به ‌نام «مارسل موس» که هر دو فرانسوی بودند، پدران این روش هستند. در قرن بیستم، رسالت تداوم جامعه ‌شناسی معرفت به مجارستان و مکتب بوداپست سپرده شد و سرآمد این روش فردی به نام «کارل مانهایم» مجارستانی شد؛ هرچند بعدها اصحاب مکتب فرانکفورت (در راس آنها تئودور آدورنو) در مقالاتی نظرات مانهایم را در این زمینه به نقد کشیدند ولی به ‌هر ترتیب با تمام نواقصی که منتقدان چپ‌گرا و راست‌‌گرا علیه جامعه ‌شناسی معرفت مطرح کردند، بی تردید ویژگی مثبت این روش آن بود که هم رابطه ایده‌ ها و پدیده ‌های اجتماعی واقعی را نه از یک‌ سوی ماجرا بلکه به ‌صورت دوسویه بررسی می کرد. همچنین اثر یک وضعیت اجتماعی بر تولد یک اندیشه جدید را بررسی کرده و به‌صورت متقابل اثر آن اندیشه جدید را بر وضعیت اجتماعی مطالعه می کرد. در رابطه با ایران نیز، تاکنون کمتر پژوهشگرانی با مطالعه نسبت روابط اجتماعی و تاریخی واقعی با تحولات اندیشه ‌ای، به تاریخ ‌نگاری اندیشه سیاسی و دینی پرداخته ‌اند.

روشنفکری دینی سهم نواندیشی دینی در تاریخ ایران

شاید همه این جمله را از مارکس شنیده باشند که «مذهب، تئوری عمومی این جهان بوده است» اما قصه در این جمله ختم نمی شود. در طبایع سنتی، هر جدال اجتماعی و سیاسی خود را در سطح شریعت و دین به نمایش گذاشته و در آن سطح حل‌ و فصل می شد. جنگ ‌های صلیبی، جنگ‌های مذهبی در پایان دوره اموی (از قیام مختار تا قیام ابومسلم)، قیام مزدک و جنبش مانی در عصر ساسانی، مجادله بر سر برده‌ داری در قرون میانی، همه و همه خود را در سطح مجادلات دینی، کلامی و جنگ‌ های مذهبی به نمایش گذاشتند. از آنجا که مذهب نمود تحولاتی بود که چندان توسط مورخان ثبت و ضبط نشده، لذا مطالعه تاریخ تحولات مذهب می تواند ما را به‌سوی درکی دقیق‌تر از تحولات اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی رهنمون کند. فقدان آزادی‌ های بورژوایی و مدرن در اعصار گذشته سبب می شد تا مطالبات و بیان مسائل در ساحت سیاست و اقتصاد -که هر دو در چارچوب نهادهای متصلب و بسته قدرت محصور بودند- بیان نشوند؛ لذا از اعتراض به خوانین و ملاکان و عریضه‌بردن نزد حاکمان گرفته تا سطوح بالاتری چون جنگ بر سر قدرت و اقتصاد، خود را ناگریز در پوشش مجادلات دینی نمایان می کرد. این به آن معنا نیست که هر نواندیش دینی یا هر متفکر عرصه فقه و حکمت ایرانی با مقاصد مشخص اجتماعی شروع به نوشتن کرده باشد، بلکه مقدمات گفته ‌شده صرفا گویای آن است که روح تحولات فکری دوران‌ ها، همواره آغشته به ضرورت‌ های اجتماعی روز بوده و این آغشتگی ناخودآگاه و ناخواسته است.

شاید این بیان بتواند پاسخی مناسب برای این سؤال باشد که چرا علمای این سرزمین جملگی فرزند زمانه خویش بوده ‌اند و چرا به مسائل حیاتی امروز ما نیندیشیده ‌اند؟ پاسخ به این سؤال هنوز هم پروژه علوم انسانی اسلامی و بومی‌ سازی با آن میراث عظیمش را خراش می ‌دهد اما این خراش ‌یافتگی فقط یک روی این سکه است. سوی دیگر ماجرا این است که دست ‌کم طی دو قرن اخیر، مباحثات و مقابله ‌های سیاسی و اجتماعی بسیاری بوده که خود را در عرصه مجادلات دینی نمایان کرده ‌اند و از سوی دیگر، نواندیشان دینی راهگشا و کارگشای بسیاری از تحولات اجتماعی و سیاسی سرنوشت ‌ساز در دو قرن اخیر بوده و برخی از آنها سرشت ‌نما و نماد یک قرن یا یک دهه بوده ‌اند.

نواندیشی و جامعه ایرانی در سده ‌های میانی

اگر از زمان فروپاشی امپراتوری ساسانی و ورود اسلام تا دوره صفویه را «قرون وسطی» یا «سده ‌های ‌میانی» ایرانی در نظر بگیریم، ویژگی جدال قدیم و جدید در این اعصار از سنخی دیگر است. «ایلیا پاولویچ پطروشفسکی» ریاست فرهنگستان علوم شوروی و رئیس گروه مطالعات خاورمیانه دانشگاه سنت‌پترزبورگ‌ روسیه (-خورشیدی) یکی از چهره ‌هایی بود که برای اولین ‌بار در کتاب «اسلام در ایران» از نسبت مجادلات دینی با روابط اجتماعی و سیاسی ایران سده ‌های میانی نوشته است؛ مورخی که با بزرگانی مانند ادوارد کندی و لمپتون، از نویسندگان جلد پنجم پروژه «تاریخ ایران کمبریج» نیز بوده است. او در آثار خود نشان داد که از باب نمونه، مبارزه معتزلیان عقل‌گرا با اشعریون عرفان‌ گرا و عقل ‌ستیز، جدال اهل عرفان با قشری‌ ها و اهل زهد، اسماعیلیان آزادیخواه در برابر شافعی ‌های سلطان ‌دوست(مانند خواجه نظام‌الملک)، همه و همه از نظر مورخان و پژوهشگرانی مانند پطروشفسکی، جریاناتی مذهبی بودند که در پس مبارزات فکری و عملی خویش ‌دنبال تغییر در وضعیت اجتماعی و سیاسی نیز بوده ‌اند.

تبارهای عرفانی و حکمی سیاست و اجتماع ایران

پس از سقوط دولت ایران توسط مغولان در قرن هفتم هجری، عرفان و تصوف سکه رایج در ایران شد. از منظر جامعه ‌شناسی معرفت، بسیاری بر این عقیده هستند که شکست ایرانیان از مغولان و ترکان، هجوم تاتارها، گسترش قحطی، فساد و ظلم، همه و همه در کنار هم موجب پناه ‌بردن توده ‌های مردم به خانقاه ‌ها و ارباب صوفیه شد. در خلال این رویدادها، مجادلات در حوزه عرفانی نیز گسترش یافت. حافظ، مولوی، عزیزالدین نسفی تا شیخ صفی‌الدین اردبیلی و اهالی صوفیه آذربایجان که بعدها در تشکیل دولت صفوی شرکت داشته ‌اند، از آغازگران این جریان بودند. همچنین حکمت آغشته با عرفان در مکتب اصفهان و شیراز با کسانی مثل میرداماد، میرفندرسکی و ملاصدرا نیز پس از این جریان با تشکیل دولت صفوی فعال شد که سویه ‌های عقل‌گرایانه حکمت آن زمان را به جهت تثبیت‌یافتگی کشور گسترش دادند. رابطه دوسویه «تاثیر و تاثر» از اندیشه ‌ها در این دوره نیز شایان توجه است. اثر اندیشه ‌های حکمی و عرفانی در بین قرون تا هجری شمسی بر سیاست ایران و آثار بعدی آن تا پیروزی انقلاب، پروژه ‌ای است که مهدی فدایی‌مهربانی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران آن را در دستور کار خود قرار داده و تاکنون دو کتاب مهم «پیدایی اندیشه سیاسی عرفانی در ایران؛ از عزیز نسفی تا صدرالدین شیرازی» و «حکمت، معرفت و سیاست در ایران؛ اندیشه سیاسی عرفانی در ایران، از مکتب اصفهان تا حکمای الهی معاصر» را در همین رابطه منتشر کرده است. هرچند کارهای فدایی عاری از وجوه مربوط به مطالعه اجتماعی اندیشه ‌هاست ولی در عمل راه خوبی را در نسبت‌سنجی تفکرات عرفانی و اندیشه ‌های سیاسی معاصر بازکرده و امکان اجرای پروژه جامعه ‌شناسی معرفت را برای پژوهشگران هموار می کند.

بازگشت عقل در عصر صفوی

رشد ابعاد عقلانی تفکر حکمی و دینی ایرانیان در دوره صفویه با گسترش فراگیر تجارت و ساخت هزاران کاروانسرا و ایجاد راه ‌های ارتباطی و کارگاه ‌های بسیار (به روایت مسافران و خاطره‌نویسان غربی) همزمان بوده است. در اینجا البته کسانی مانند «سیدمحمدتقی چاوشی»، عضو انجمن حکمت و فلسفه معتقد هستند که فلسفه صدرایی بازتولیدکننده سوبژکتیویسم غربی است و همان نقاط گرهی در فلسفه غرب که به رشد انسان‌مداری و سوبژکتیویسم و فردگرایی پس از رنسانس انجامید، در فلسفه ملاصدرا نیز وجود دارد. وی همچنین تیر سال گذشته در بحث مبسوطی که خبرگزاری فارس نیز آن را منعکس کرد، دلایل خود را درباره مباحث مشابه آورد و مدعی شد که «انقلاب مشروطه ذیل فلسفه صدرا محقق شد». وی با اشاره به کاهش ایده ‌های عرفانی در مکتب اصفهان و با ظهور دولت صفوی، بازگشت گسترده عرفان به عرصه تفکر و سیاست را با ظهور امام خمینی(ره) و آیت‌آلله شاه ‌ابادی می ‌داند و وجوه عرفانی بنیان‌ گذار نظام جمهوری اسلامی را بر وجوه فلسفی ایشان دارای برتری بیشتری می ‌داند. در این دوره نیز صف‌آرایی علما درون حوزه ‌های دینی و علمی گسترده ‌تر شد؛ هم به ‌خاطر حضور رسمی نهاد دین و علمای شیعه در کنار شاهان برای اولین ‌بار و هم به ‌دلیل آزادی‌ های به‌ وجود‌آمده برای گسترش تشیع، فضا برای تنفس این مذهب تا دیروز مظلوم، فراهم شد. در این زمان نیز بسیاری از علمای اخباری ‌مسلک و محدثین، در برابر علمای عقل ‌گرا و اهل فلسفه قرار گرفته و برداشت دیگری از صحنه نزاع میان «کهنه» و «نو» را در عرصه تفسیر شریعت و کاربست آن در ساحت عمومی به ‌راه انداختند. در ابتدا بسیاری از علمای شیعه زیر بار قدرت شیعه ‌دوست اما درویش ‌مسلک و صوفی گرایانه صفویان نرفتند زیرا قزلباش‌ ها منکر ضرورت تقلید از علما در بین عوام بودند. همچنین بنا بر پژوهش «منوچهر پارسادوست» در کتاب «شاه‌ طهماسب اول» در آن زمان بسیاری از اقطاب مورد تبعیت قزلباش ‌ها و صفویان (مانند شیخ‌جنید و شیخ‌حیدر)، ادعای ولایت و حتی خدایی کرده بودند و از سوی دراویش قزلباش لایق تعبد دانسته می شدند. این مشکل با نوعی تعامل در نهایت با استقرار دولت صفوی و کوتاه ‌امدن شاهان آن از برخی از آرای صوفیه و اجازه آنان به علما برای رد نظرات ‌شان حل ‌و فصل شد؛ چنان‌که «علامه مجلسی» در کتاب «حق الیقین» حملات تندی به مشایخ صوفیه و عرفان انجام داده و آنها را بنا بر احادیث و اخبار شیعی خارج از اسلام دانست؛ حال که خود او در همان زمان شیخ ‌الاسلام دولت صفوی بود. شاخه ‌های تصوف که بر ریشه زهد اسلامی بنا شد، اولین ‌بار عکس‌العملی علیه فساد عمومی و کوششی برای طهارت باطن به‌نظر می رسید اما فقهای شیعه قبول نداشتند که وجدان به‌ تنهایی در قضایای باطنی حکمفرما باشد و احکام قرآن به اعمال ظاهری، منحصر شود. در این شرایط، هم یکجا نشین ‌شدن قزلباشان صوفی‌مسلک و هم مشحون ‌بودن فعالیت‌ های جدید آنان از کارهای دیوانی و شهری، این گروه را خودبه‌خود از عرفان و زهد ظاهری دور و به سوی فقه و علوم استدلالی رهنمون می کرد. در این شرایط جدال بین علمای عقلی و نقلی می توانست محلی از اعراب یابد.

جدال عقل و اخبار

جدال ‌هایی از قبیل «حدوث و قدم قرآن»، «حدوث و قدم جهان»، «جبر و اختیار»، «تقیه و برائت» و سایر دوگانه ‌های دیگر در سده ‌های میانی، چنان محوریت داشت که می توان گفت سایر تضادها (مثل تعارض میان عقل و اخبار) در میان آنها گم شده است. فقط اندکی برخی از معتزله، آن هم به ‌صورتی ناپخته به آن پرداختند و تا زمان صفویه چنین جدالی از پس پرده برون نیفتاده بود. این گسترش روابط اجتماعی، شهرها، تجارت خارجی و تبدیل بسیاری از اقطاع دولتی به اراضی موقوفه و تیول‌ های خصوصی بود که گویی محل نزاع‌ها را بین «کهنه» و «نو» در تفسیر شریعت ارتقا داد. عصر صفوی نقطه ‌ای برای اوج‌ گیری این مجادله جدید بود. با ظهور ملاصدرا در عرصه فقه و فلسفه، او پس از کسب درجه اجتهاد، به تدریس در مدرسه خواجه در اصفهان پرداخت اما از آنجایی که نظریاتش در برخی مسائل فقهی با بیشتر دانشمندان قشری اصفهان متفاوت بود، او به بدعت‌ گذاری در دین متهم شد و اکثریت علمای سنت‌گرا و حدیث ‌محور آن‌ زمان خواهان اخراج او از مدرسه و در نهایت تبعید او از اصفهان شدند. به ‌این ترتیب او راه مورچه ‌خورت اصفهان را در پیش گرفته و در نهایت از آنجا راهی کهک قم شد؛ هرچند رشد اجتماعی و درجه بلوغ دولت و مدنیت حداقل به ‌حدی بود که مانند ابن‌سینا به زندان دچار نشده یا مانند سهروردی جوان جان خویش را از دست نداده و کشته نشود! اما در ادامه با افزایش تضادها در سازواره ‌های سیاسی و اجتماعی، ماجرا به شکل دیگری جلو رفت. در اواخر دوره صفویه که برخی علما به ‌مرور به ایده ‌هایی مبنی بر «حق فقهای شیعه برای حاکمیت بر عموم» نزدیک می شدند، فروپاشی دولت صفوی آغاز شد و این پروژه تا زمان «ملااحمد نراقی» به عقب افتاد. هم سانسور و برخورد حکومتی و درون‌حوزوی با اهل فلسفه و هم بحران جنگ داخلی از زمان فروپاشی دولت صفوی تا برآمدن سلسله قاجار، موجب شد تا نزدیک دو قرن پروژه فلسفه و حکمت از میانه میدان جدال کهنه-نو کنار رود. در این زمان نزاع بیشتر به‌جای آنکه میان سه گروه اهل عرفان، اهل فلسفه و حکمت و اهل فقه باشد، به جدال بین «کهنه-نو» درون سنت فقه شیعی ختم شد. جامعه از لحاظ نظری به آن ایده ‌هایی نیاز داشت که بار دیگر انسجام، تعقل، وحدت را بازگرداند و در این زمینه دست علما هنوز خالی بود. در این زمان بسیاری از فقها احساس نیاز کردند که «دین» به‌عنوان یک منبع الهام‌بخش مهم، باید برای بسیاری از مسائل اجتماعی و فردی مستحدثه و روزمره پاسخ داشته باشد. این پاسخ ‌ها فقط با رجوع عقلی به متون مقدسه دینی ممکن بود، زیرا تعداد متون، محدود و ظرف زمانی نزول وحی یا صادر شدن اخبار متعلق به قرن‌ ها قبل بود. در این هنگام بود که جدال کهنه و نو بار دیگر از دریچه نزاع بر سر «عقل» و «نقل»گرایی سر در آورد؛ جدالی که همچنان به‌نوعی دیگر امروز نیز ادامه دارد و آثاری چون «منزلت عقل در هندسه معرفت دینی» اثر آیت‌الله جوادی‌آملی نیز در ادامه و جمع ‌بندی دستاوردهای نظری این جدال تاریخی است.

پیدا و پنهان مجادلات اخباریون و اصولیون در عصر قاجار

مجادله دیرپای «عقل‌ گرایان» و «نقل ‌گرایان» که از زمان صفویه برپا شد، در اوایل دوره قاجار به اوج رسید. حمله امپراتوری روسیه از شمال، جدا شدن بخش‌های شرقی کشور با دخالت امپراتوری بریتانیا از شرق و گسترش جنگ‌ها با امپراتوری سنی‌مذهب عثمانی در غرب، بحران ‌های بسیاری را به ‌همراه آورد. همچنین از جنبه اقتصادی و تجاری نیز، بحث «امنیت» و «حاکمیت عقلایی» دوباره داغ شده بود. تجار ایرانی که به سبب جنگ ‌ها و گسترش ارتباطات با امتیازاتی که هم ‌صنفان ایشان در خارج از مرزهای ایران داشتند، آشنا شده بودند، دیگر ساختارهای سیاسی و اجتماعی سنتی، برتری ‌های اشراف و نابرابری درمقابل قانون را تحمل نمی کردند. طبقه تجار و بازاریانی که با اوضاع در خارج از مرزها آشنا شده بودند، مدام خود را با «بورژواها» در جهان متجدد مقایسه می کردند و این حس تحقیر شدگی ملی و کوچک فرض ‌شدن اقتصادی، آنان را نسبت به وضعیت موجود عاصی کرده بود. اولین گروهی که تجار و بازاریان آنان را واسطه خویش برابر حکومت در مطالبات روزمره می ‌دیدند، علما و روحانیون بودند. همچنین در مسائل مختلف این روحانیت بود که پاسخ مسائل گروهی را عرضه می کرد. رشد انتظارات از علمای شیعه ناگریز مجادلات درون حوزه ‌ها را باتوجه به تحولات روز تغییر می ‌داد و این خواسته ‌ها هر روز در قالبی جدید، باعث عرضه بحثی نو در باب ‌های مختلف می شد. توده ‌های جامعه انتظار داشتند که در چنان برهوتی، راهکاری از درون حوزه ‌های علمیه -که در آن زمان نقش دانشگاه ‌ها را ایفا می کرد و علما نیز درون آن نقش روشنفکران را داشتند- خارج شود. نیاز به‌ زاده شدن «نو» موجب شد تا بار دیگر جدال کهنه و نو در قالب جدال اخباری گری و مکتب اصولی داغ شود، آن‌ هم در حالی که آرام‌آرام پس از «عباس‌میرزا» و سلطنت محمدشاه، به‌ مرور آقازاده ‌ها و شاهزاده ‌هایی از خانواده ‌های اشراف به خارج ایران می رفتند و به ‌عنوان منورالفکر و روشنفکر نیمه ‌عرفی به کشور بازمی گشتند. در این میان، اخباریون به آموزه ‌های پیشینیان خود تکیه می کردند. سرآمد اخباری ‌ها -که طرف «کهنه» این ماجرا بودند- در عصر صفوی محمدامین بن محمد شریف(درگذشته قمری)، معروف به «ملاامین استرآبادی» بود. وی که دقیقا هم ‌عصر شاه‌ عباس اول در عصر صفوی بود، سعی داشت در محافل امامیه اجتهاد اصولیون را به ‌عنوان یک خطر مطرح کند تا با رجوع به روایات، مذهب گذشتگان احیا شود. سراسر کتاب «الفواید المدنیه» او، برخورد انتقادی استرآبادی با روش اجتهادی محقق کرکی (از پیشگامان اصولی‌ها) محسوب می شود. فقهای اصولی نیز از زمان محقق کرکی حضور داشتند اما ضربه نهایی به پیکره اخباری گری را «شیخ محمدتقی بهبهانی» (-) وارد آورد. وی که معاصر با

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *