تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل تحلیل اقتباس های قرآنی خطبه حضرت زینب در شام – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل اقتباس های قرآنی خطبه حضرت زینب در شام شامل 74 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل اقتباس های قرآنی خطبه حضرت زینب در شام گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تحلیل اقتباس های قرآنی خطبه حضرت زینب در شام با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تحلیل اقتباس های قرآنی خطبه حضرت زینب در شام از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تحلیل اقتباس های قرآنی خطبه حضرت زینب در شام با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل اقتباس های قرآنی خطبه حضرت زینب در شام را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیل اقتباس های قرآنی خطبه حضرت زینب در شام :

۱. عاقبت ستمکاران

حضرت زینب(ع) خطبه خود را با حمد و ثنای الهی آغاز نمود و پس از دورد بر پیامبر(ص) خطبه خویش را با این آیه قرآن آغاز نمود:

(ثُمَّ کانَ عاقِبَهَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّوای أَنْ کذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُنَ)؛ (روم/ ۱۰)

آن گاه فرجام کسانی که بدی کردند [بسی] بدتر بود؛ [چرا] که آیات خدا را تکذیب کردند و آنها را به ریشخند می گرفتند.

این آیه سرانجام کار ستمگران مذکور را بیان می کند. از این رو با کلمه «ثم: سپس» آغاز می شود و کلمه «عاقبه» با نصب خوانده می شود؛ چون خبر کان و اسم کان کلمه «سوای» است و با این که قاعدتاً باید اسم کان اول بیاید و سپس خبر، اگر خبر را مقدم ذکر کرده، برای این است که حصر را افاده کند و بفهماند که سرانجامشان جز «سوای» چیزی نیست.

در کلمه «اساؤا » نفرموده در چه چیز بد کردند و خلاصه متعلق آن را ذکر نکرده و معنایش «عملوا السوء: بد کردند» است و کلمه «سوای» به معنای حالتی است که صاحبش از آن در رنج باشد. مقصود از آن در این جا عذاب بد است و جمله (أَنْ کَذَّبُوا بآیاتِ اللَّه) در تقدیر «لتکذیبهم بآیات اللَّه» است ولام تعلیل از آن حذف شده و معنایش این است که سپس سوء العذاب سرانجام کار کسانی شد که عمل بد می کردند و غیر این سرانجامی نداشتند؛ برای این که آیات خدا را تکذیب و تمسخر می کردند.[۱]

آری، گناه و آلودگی همچون بیماری خوره به جان انسان می افتد و روح ایمان را از بین می برد و کار به تکذیب آیات الهی می رسد. حتی از آن نیز فراتر می رود و او را به تمسخر پیامبران و آیات الهی وامی دارد؛ به مرحله ای می رسد که دیگر هیچ اندرز و انذاری مؤثر نیست و جز تازیان عذاب دردناک الهی راهی باقی نمی ماند!

با نگاهی به صفحات تاریخ زندگی بسیاری از یاغیان و جانیان درمی یابیم آنان در آغاز کار چنین نبودند و دست کم نوری ضعیف از ایمان در قلب شان می تابید؛ ولی ارتکاب گناهان پی در پی سبب شده است که روز به روز از ایمان و تقوا فاصله بگیرند و سرانجام به آخرین مرحله کفر برسند. در خطبه معروف حضرت زینب(ع) که در شام در مقابل یزید ایراد فرمود نیز این آیه با برداشت مذکور آمده است؛ زیرا آن حضرت هنگامی که دید یزید با گفتن کلمات کفرآمیز و اشعار معروف «لعبت هاشم بالملک…» که بیانگر عدم ایمان او به اساس اسلام بود، همه چیز را به سخره گرفته است، پس از حمد الهی و درود بر پیامبر(ص) چنین فرمود: «اگر تو امروز با این اشعار کفرآمیز، اسلام و ایمان را انکار می کنی و به نیاکان مشرکت که در جنگ بدر به دست مسلمانان کشته شدند می گویی: ای کاش بودید و انتقام گیری مرا از خاندان بنی هاشم می دیدید، جای تعجب نیست؛ این همان چیزی است که خدا فرموده که مجرمان سرانجام آیات ما را تکذیب می کنند»[۲]

حضرت زینب (ع) با استناد به این آیه یادآور می شود که سیر گناهان یزید، وی را به سوی کفر و تکذیب ایات الهی می کشاند وپایان کار کسانی که با کفر به خدا و تکذیب پیامبرانِ او و با ارتکاب گناهان به خود بدی کردند، عذاب و آتش جهنم است. حضرت زینب(ع) با استناد به این آیه به صورت کنایی یزید را منکر آیات الهی و نبوت و خاندان نبوت معرفی می کند و چهره واقعی اش را آشکار می نماید؛زیرا او عمل کشتن سبط پیامبر اکرم(ص) و فجایع کربلا به شمار می آید که مصداق بارز این آیه است.

۲. عذاب استمهال

در ادامه خطبه حضرت زینب(ع) فرمود:

أَ ظَنَنْتَ یَا یَزِیدُ حَیْثُ أَخَذْتَ عَلَیْنَا أَقْطَارَ الْأَرْضِ وَ آفَاقَ السمَاءِ فأَصْبَحْنَا نسَاقُ کَمَا تُسَاقُ الْأُسَرَاءُ أَنَ بنَا هوَاناً علَیْهِ وَ بِکَ عَلَیْهِ کَرَامَه وَ أَنَ ذَلِکَ لِعِظَمِ خَطَرِکَ عِنْدَهُ فَشَمَخْتَ بِأَنْفِکَ وَ نَظَرْتَ فِی عِطْفِکَ جَذْلَانَ مَسْرُوراً حَیْثُ رَأَیْتَ الدُنْیَا لَکَ مُسْتَوْثِقَه وَ الْأُمورَ متَسِقَه وَ حینَ صَفَا لَکَ مُلْکُنَا وَ سُلْطَانُنَا وَ لا یَحْسَبَنَ الَذِینَ کَفَرُوا أَنما نمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ نِما نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدادُوا ثِماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ فَمَهْلًا مَهْلًا أَ نَسِیتَ قَوْلَ اللَهِ تَعَالَی؛

ای یزید! آیا گمان برده ای حال که جای جای زمین و آفاق آسمان را بر ما گرفتی و بستی و ما چونان کنیزان رانده شدیم، مایه خواری ما و موجب کرامت توست؟! و حکایت از عظمت مکانت تو دارد که این چنین باد در بینی انداخته ای و برق شادی و سرور از دیدگانت می جهد؟ حال که دنیا را برای خودمرتَّب و امور را برایت منظم می بینی، و ملک و سلطنت ما برایت صافی گردیده. لختی آرام گیر! مگر سخن خدای را فراموش کرده ای که فرمود: گمان مبرند آنان که کافر شدند و ما آنان را مهلت دادیم، [این مهلت] برای آنان خیر است؛ ما همانا آنان را مهلت دادیم که بر گناه خود بیفزایند و برای آنان عذاب خوارکننده خواهد بود.

آیه ای که حضرت زینب(ع) در این فراز از خطبه بدان استناد می کند آیه ۱۷۸ سوره آل عمران است که می فرماید:

(وَ لَا یحَسَبنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلی لَهُمْ خَیرْ لّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلی لَهُمْ لِیزْدَادُواْ إِثمًا وَ لَهمْ عَذَابٌ مُّهِین)؛

کافران مپندارند که در مهلتی که به آنها می دهیم خیر آنهاست. به آنها مهلت می دهیم که بیشتر به گناهانشان بیفزایند و برای آنها عذابی خوارکننده است.

از آیات قرآن مجید استفاده می شود که خداوند افراد گنهکار را در صورتی که زیاد آلوده گناه نشده باشند، به وسیله زنگ های بیدار باش و پیامدهای اعمالشان و یا گاهی به وسیله مجازات های متناسب با اعمالی که از آنها سرزده است، بیدار می سازد و به راه حق بازمی گرداند. این ها کسانی هستند که هنوز شایستگی هدایت را دارند و مشمول لطف خداوند هستند و در حقیقت مجازات و ناراحتی های آنها، نعمتی برای شان محسوب می شود؛ ولی خداوند آنها که در گناه و عصیان، غرق شوند و طغیان و نافرمانی را به مرحله نهایی برسانند را به حال خود وامی گذارد و به آنها میدان می دهد تا پشتشان از بار گناه سنگین شود و استحقاق حداکثر مجازات را پیدا کنند. اینها کسانی هستند که تمام پل ها را در پشت سر خود ویران کرده اند و راهی برای بازگشت نگذاشته اند و پرده حیا و شرم را دریده و لیاقت و شایستگی هدایت الهی را کاملاً از دست داده اند.

در خطبه زینب کبری(ع) در شام، استدلال به این آیه را در برابر یزید طغیانگر می خوانیم؛ آن جاکه می فرماید:

تو امروز شادی می کنی و چنین می پنداری که چون فراخنای جهان را بر ما تنگ کرده ای و کرانه های آسمان را بر ما بسته ای و ما را همچون اسیران از این دیار به آن دیار می بری، نشانه قدرت توست و یا درپیشگاه خدا قدرت و منزلتی داری و ما را در درگاه او راهی نیست؟! اشتباه می کنی. این فرصت و آزادی راخداوند به خاطر این به تو داده که پشتت از بار گناه سنگین گردد و عذاب دردناک در انتظار توست…. به خدا سوگند، اگر مسیر حوادث زندگی، مرا همچون زن اسیر، در پای تخت تو آورد، تصور نکنی که در نظر من کمترین شخصیت و ارزش داری، من تو را کوچک و پست و درخور هر گونه تحقیر و ملامت و توبیخ می شمرم…. هر کار از دستت ساخته است انجام ده. به خدا سوگند هرگز نور ما را خاموش نتوانی ساخت و وحی جاودانه و آیین حق ما را محو نخواهی کرد، تو نابود می شوی و این اختر تابناک هم چنان خواهد درخشید.[۳]

حضرت زینب (ع) با استناد به این آیه، به یکی از سنت های الهی که سنت امهال است اشاره می کند و با زبان کنایه، خوشحالی یزید و دستگاه یزدیان را فرجامی تلخ معرفی می فرماید؛ چراکه خداوند مهلت داده که با کشتن فرزند رسول و اسیری خاندانش بر گناهان خویش بیفزایند و راه هدایت را بر خویش ببندند.

نکته دیگری که از این استناد عقیله بنی هاشم به دست می آید، این است که اگر برخی حکومت ها و افراد ظالم و ستمگر چند صباحی از کام دنیا برخوردارند و مهلت گرفته اند، تصور نکنیم این نشانه حقانیت و عزت آنها در پیشگاه خداوند است، بلکه این سنت الهی است که گاهی به بندگان مهلت داده می شود که هر چه می خواهند انجام دهند و در نهایت به کیفر الهی گرفتار شوند.

۳. شهدای کربلا زنده اند

حضرت زینب(ع) در فرازی دیگر از این خطبه، پس از این که یزید را به آن چه انجام داده توبیخ می کند و او را از روز قیامت و حضور در پیشگاه رسول خدا(ص) با آن همه جنایاتی که انجام داده، بیم می دهد، می فرماید: «فَلَا یَسْتَفِزَّنَّکَ الْفَرَحُ بِقَتْلِهِمْ…؛ از قتل امام حسین(ع) و اصحابش خوشحال مشو و مپندار که مرده اند». در ادامه به آیه ۱۶۹ سوره آل عمران استناد می نماید که فرموده است:

(وَ لَا تحَسَبنَ الَّذِینَ قُتِلُواْ فی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتَا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُون)؛

کسانی را که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندار، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند.

بعضی از مفسران معتقدند آیات فوق در باره شهدای احد نازل شده و بعضی دیگر درباره شهدای بدر می دانند، ولی پیوند این آیات با آیات قبل، نشان دهند نزول بعد از حادثه احد است. اما مضمون و محتوای آیات تعمیم دارد و همه شهدا، حتی شهدای بدر را که چهارده نفر بودند شامل می شود. از این رو در حدیثی از امام باقر(ع) نقل شده است که آیات، درباره شهدای احد و بدر هر دو نازل شده است.

به هر حال چنین به نظر می رسد که جمعی از افراد سست ایمان بعد از حادثه احد می نشستند و بر دوستان و بستگان خود که در احد شهید شده بودند، تأسف می خوردند که چرا آنها مردند و نابود شدند؛ مخصوصا هنگامی که به نعمتی می رسیدند و جای آنها را خالی می دیدند بیشتر ناراحت می شدند و با خود می گفتند: ما این چنین در ناز و نعمتیم، اما برادران و فرزندان ما در قبرها خوابیده اند و دستشان از همه جا کوتاه است. این گونه افکار و سخنان علاوه بر نادرستی عدم تطبیق با واقعیت، در تضعیف روحیه بازماندگان بی اثر نبود. آیات فوق، بر این گونه افکار خط بطلان کشیده و از مقام شامخ و بلند شهیدان یاد کرده است. منظور از حیات و زندگی در این جا همان حیات و زندگی برزخی است که ارواح در عالم پس از مرگ دارند، نه زندگی جسمانی و مادی؛ گرچه زندگی برزخی به شهیدان اختصاص ندارد و بسیاری دیگر از مردم نیز دارای حیات برزخی هستند، ولی از آن جا که حیات شهیدان یک حیات فوق العاده عالی و آمیخته با انواع نعمت های معنوی است و افزون بر این، موضوع سخن در آیه آنها هستند، تنها از آنان نام برده شده است. آنها به قدری غرق مواهب حیات معنوی هستند، که گویا زندگی سایر برزخیان در مقابل آنها چیزی نیست.[۴]

حضرت زینب کبری(ع) با استناد این آیه به یزید فهماند که شادی تو در قتل سیدالشهدا(ع) و خویشان و یارانش امری جاهلانه است؛ زیرا تو از کار خویش مسروری، اما شهدای کربلا زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند و این تو هستی که دچار خسران مبین شدی و کشته شدگان لشکر تو در قعر جهنم اند.

۴. شیطان ولیّ قاتلان کربلا

عقیله بنی هاشم در ادامه خطبه به سرانجام سوء یزید و حضور او در دادگاه عدل الهی این گونه اشاره می کند:

وَ حَسْبُکَ بِاللَّهِ وَلِیّاً وَ حَاکِماً وَ بِرَسُولِ اللَّهِ خَصْماً وَ بِجَبْرَائِیلَ ظَهِیراً وَ سَیَعْلَمُ مَنْ بَوَّأَکَ وَ مَکَّنَکَ مِنْ رِقَابِ الْمُسْلِمِینَ أَن (بئْسَ لِلظالِمِینَ بَدَلًا)؛

[ای یزید! ]همین قدر تو را بس است که خدای داور، و محمّد(ص) دشمنت و صاحب خون، و جبرئیل پشت و پشتوان باشد، و زودا بداند آن ک

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *