تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل تحلیل خطبه فدکیه بر اساس نظریه کنش گفتاری!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل تحلیل خطبه فدکیه بر اساس نظریه کنش گفتاری بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل تحلیل خطبه فدکیه بر اساس نظریه کنش گفتاری از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل تحلیل خطبه فدکیه بر اساس نظریه کنش گفتاری شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل تحلیل خطبه فدکیه بر اساس نظریه کنش گفتاری استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل تحلیل خطبه فدکیه بر اساس نظریه کنش گفتاری با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل تحلیل خطبه فدکیه بر اساس نظریه کنش گفتاری قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل تحلیل خطبه فدکیه بر اساس نظریه کنش گفتاری حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل تحلیل خطبه فدکیه بر اساس نظریه کنش گفتاری به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیل خطبه فدکیه بر اساس نظریه کنش گفتاری :

مقدمه

مهم ترین مسأله در فهم گزاره های دینی، از جمله خطبه فدکیه، معناداری و معنایابی آنهاست. برای قضاوت درباره معناداری گزاره های خطبه فدکیه و پرسش از چگونگی معرفت بخشی این گزاره ها، علاوه بر توجه به معنای تک تک عناصر تشکیل دهنده یک گزاره، باید به»بافت معانی« و»زمینه تاریخی« در ضمن کاربرد گزاره از سوی متکلم آن نیز اهتمام ویژه داشت. بافت یک متن، شرایط مفروضی را فراهم میآورد تا متکلم و مخاطب بتوانند بر اساس یک»دانایی«، فرایند کاربرد زبان از یک سو و فهم و تفسیر آن را از سوی دیگر تحقق بخشند:

در این رویکرد هر یک از متکلم و مخاطب با مجموعه دانایی ها، باورها و پندارهای خود درباره: ۱- عناصر زمان، مکان و اجتماع؛ ۲- کنش های پیشینی، پسینی و در حال اجرا؛ ۳- آگاهی از نقش و جایگاه متکلم و مخاطب؛ ۴. آگاهی از موقعیت زمانی و مکانی مخاطبه، نوع و هویت رسانه و… روی هم بافت را تشکیل میدهند.[۱]

برخی معتقدند توجه به بافت معنایی متن، به ناچار متن را تاریخمند میسازد و برای آنکه متن فهم شود، ناگزیر باید آن را پدیده ای تاریخ مند قلمداد نمود.»تاریخمندی متن به مقوله اثرپذیری معنای متن از زمینه تاریخی،[۲] به شرایط و واقعیات فرهنگی و تاریخی عصر پیدایش متن مربوط می شود«.[۳]

از جمله رویکردهایی که در فهم متن، توجه خود را معطوف به بافت و زمینه تاریخی نموده و در عین حال از شیوه تاریخی نگری استفاده نکرده است، رویکرد تحلیل معنا بر پایه کنش گفتاری[۴] یا تحلیل»کارگفتی« متن است. جان آستین (۱۹۱۱۱۹۶۰م)، ویتگنشتاین (۱۸۸۹۱۹۵۱م)[۵] و جان آر. سرل (۱۹۳۲م)،[۶] با توجه به رویکردهای زبانی، تکیه خود را در تحلیل معنا، بر نظریه کنش گفتاری[۷]گذاشته و بر کاربرد و کنش های متکلم در عمل زبانی تأکید کرده اند: آستین بسان ویتگنشتاین، تکیه خود برای تحلیل معنا را بر کاربرد قرار داد.

او به جای توجه به معنای لفظ صرف نظر از کاربرد متکلم، به جست وجوی معنا در ضمن کاربرد پرداخت؛ در نتیجه آستین به کار تکلم اهتمام ویژه ای مبذول داشت. گرچه ویتگنشتاین متأخر نیز به کارهای متعدد متکلم در عمل زبانی تکیه کرد، آستین به تفصیل بیش تر و منظم تری در این عرصه پرداخت. آستین سه نوع کار متکلم را از یک دیگر تفکیک کرد: الف. کنش گفتاری؛ ب. کنش ضمن گفتاری؛ ج. کنش از طریق گفتار.[۸]

جان آر. سرل به تبع استادان خود آستین و پی. اف. استراسن (۱۹۱۹۲۰۰۶م)[۹] جستار سودمندی را در فلسفه زبان پیرامون معنا و حکایت،[۱۰]در قالب نظریه افعال گفتاری[۱۱]ارائه کرده است.

پرسش اصلی مقاله در همین جهت شکل میگیرد؛ نظریه کنش گفتاری چگونه می تواند به دسته بندی، طبقه بندی و تحلیل گزاره های موجود در خطبه فدکیه کمک کند؟ آیا با استفاده از دیدگاه سرل می توان خطبه را تحلیل نمود؟ آیا خطبه فدکیه دارای مفهومی تاریخ مند است؟ نگارنده، با در نظر داشتن این فرضیه که در خطبه فدکیه انواع کنش گفتاری به هدف القای مفاهیم خاصی به کار رفته است، با روش توصیفی تحلیلی در صدد پاسخ گویی به این سؤالات بر آمده است.

بررسی پیشینه پژوهش های صورت گرفته پیرامون»خطبه فدکیه«، روشن میکند که این خطبه یکی از متون گفتمانی مهم صدر اسلام قلمداد شده، بارها پژوهشگران آن را مورد کاوش قرار داده اند. اما هنوز از منظرهای جدید زبان شناسی و اشکال نوین کلامی و گفتمانی به تحلیل این متن مهم پرداخته نشده است؛ هرچند پژوهش هایی در این رابطه انجام شده است، از جمله تحلیل گفتمان انتقادی خطبه فدکیه حضرت زهرا نوشته کبری روشنفکر[۱۲]که نویسنده با تحلیل گفتمان انتقادی خطبه فدکیه، از سطح واژگان عبور کرده و در حد امکان به سطح معانی و بسترهای سازنده و حقایق نهفته در کلام حضرت پرداخته است.

۱. مفهوم شناسی

۱-۱. مفهوم خطبه

خطبه، به ضم خاء، مصدر خطب یخطب به معنای»کلامی است که برای دیگران ایراد

میشود«[۱۳] و نیز به معنای»ایراد سخن و مخاطب قرار دادن دیگران«[۱۴]می باشد:

خطبه مصدر خطب است و خطب الخاطب، یعنی بالای منبر سخنرانی کرد. آن کلامی که خطیب ایراد میکند، خطبه گویند […] خطبه نزد عرب، کلام منثور و مسجع و نحو آن است که دارای مدت معین، هدف خاص، شروع و پایان است.[۱۵]

در مجمع البحرین نیز چنین آمده است:

خطیب القوم، یعنی بزرگ قوم، کسی که با پادشاه گفتگو میکند و درباره نیازهای مردم با وی مکالمه انجام میدهد. خطبه اختصاص به موعظه و کلامی دارد که به مخاطب توجه داده میشود.[۱۶]

خطابه فنی است که در مبحث صناعات خمس، در دانش منطق مطرح میشود. خواجه نصیرالدین طوسی خطابه را»صناعتی علمی که با وجود آن اقناع جمهور ممکن باشد«

میداند.[۱۷] مظفر در منطق خود تصریح میکند: خطابه صناعت علمی است که به واسطه آن قانع نمودن عموم مردم به یک امر امکان پذیر خواهد بود؛ به گونه ای که انتظار میرود مردم آن امر را تصدیق کنند.[۱۸]

ارسطو خطابه را»یک توانایی میداند که با آن میتوان دریافت که درباره هر چیزی، چه چیز بالقوه اقناع کننده ای وجود دارد. هیچ فنی چنین وظیفه ای ندارد«. [۱۹]

آنچه در تعریف خطابه مورد توافق کلی قرار گرفته، اقناع کردن مخاطب است. بنابراین می توان علت توجه به خطابه را همین اقناع کردن دانست: چون توده مردم در قبال برهان و جدل فروتنی به خرج نمیدهند و تفکر و تعمق در فهم مسائل ندارند، خطابه بهترین وسیله برای اقناع آنان است. به همین دلیل قانون گذاران و سیاست مداران، نیازمند خطابه اند؛ چه اینکه خضوع و فروتنی توده ها تحقق نمییابد مگر به اقناع و رضایت آنان. [۲۰]

ارسطو معتقد است: وسائل اقناعی که از طریق گفتار فراهم میآید، بر سه گونه است: بعضی از آن ها از خصیصه اخلاقی کسی که سخن میگوید حاصل میشود؛ بعضی دیگر با برانگیختن حالت روحی معین در شنونده، و بعضی دیگر از خود گفتار به دست می آید؛ از این جهت که مطلبی را اثبات میکند یا مینماید که اثبات میکند.[۲۱]

بنابراین ارسطو اذعان میدارد که خطیب برای آنکه بتواند وسائل اقناع را فراهم آورد: باید دارای سه توانایی باشد: توانایی استنتاج، توانایی داوری درباره فضائل و سیرت ها، توانایی بر شناختن ماهیت و کیفیت هر کدام از عواطف و طریق بیدار ساختن آن ها. پس فن بلاغت در آن واحد هم شاخه ای از دیالکتیک است و هم شاخه ای از اخلاق که میتوان آن را سیاست نیز نامید.[۲۲]

اقناع در شنوندگان هنگامی حاصل میشود که آن ها از طریق گفتار به احساس نوعی انفعال نفسانی برانگیخته شوند؛ زیرا انسان در حالات غم و شادی یا حب و بغض یک سان حکم نمیکند.[۲۳]

۱-۲. مفهوم افعال گفتاری

در توضیح مفهوم افعال گفتاری و پیشینه و روند طرح آن میتوان چنین گفت: آستین نخستین فیلسوفی بود که بیان کرد در میان اظهارات زبانی، طبقه مهمی وجود دارد که دارای صورت جمله های خبریاند، با این حال نه صادقند و نه کاذب؛ زیرا قصد گوینده از ادای این جملات، توصیف وضع و حال و یا واقعیتی نیست، بلکه انجام یک فعل است؛ مثلا اگر کسی بگوید«قول میدهم که شما را ببینم» قصد او از این جمله خبری توصیف وعده و یا حکایت از وعده نیست بلکه با همین جمله وعده میدهد و فعل وعده را تحقق میبخشد.[۲۴]

آستین مقاله مهمی به نام»چگونه کارها را با کلمات انجام دهیم؟« دارد که در طول مقاله درگیر پاسخ گویی به این پرسش است که: آیا جملات توصیفی، یا بنا به اصطلاح وی«حاکوی [۲۵]»،خودشان کنش های گفتاری اند که علاوه بر روش صدق و کذب، به روش های دیگری نیز به مسیر خطا بروند و اینکه آیا گاهی عناصر واقعی برای کامیابی جملات کنشی مهمند یا خیر؟ پرسش مطرح برای او این بود که آیا سرانجام تمایز واقعی میان جملات کنشی و حاکوی وجود دارد یا نه.[۲۶]

توجه به نکته یادشده، آستین را بر آن داشت که به جای تمایز میان گزاره های توصیفی و ارزشی، تقسیم دیگری را جایگزین کند. از نظر او اظهارات یک گوینده را می توان به دو دسته تقسیم کرد: الف. اظهارات انشایی؛ ب.[۲۷] [۲۸]اظهارات اخباری. اظهارات انشایی به سه وجه از اظهارات اخباری متمایز میشوند:

۱- معمولا در اظهارات انشایی از فعل نحوی خاصی برای انجام فعل مورد نظر استفاده میشود. مثلا برای انجام فعل»وعده« باید گفت:»من وعده میدهم…«، یا برای انجام فعل نامگذاری باید گفت:»من این فرزندم را… مینامم «. همچنین در جملات انشایی میتوان از قید»بدین وسیله« استفاده کرد و گفت»بدین وسیله وعده میدهم«. اما در گزاره های اخباری به کار بردن فعل خاصی لازم نیست؛

۲- اظهارات اخباری صدق و کذب پذیرند، ولی اظهارات انشایی صدق و کذب پذیر نیستند بلکه متناسب یا نامتناسبند. در حالی که معیار ارزیابی اظهارات اخباری، صدق و کذب است؛ معیار ارزیابی جمله های انشایی نقص و تمام یا تناسب و عدم تناسب است. اگر یک اظهار انشایی طبق شرایط و قواعد لازم برای انجام یک فعل و تحقق یک انشا صورت گیرد، متناسب و تام است و در غیر این صورت نامتناسب و ناقص است؛

۳- اظهارات انشایی از مقوله فعلند در حالی که اظهارات اخباری از سنخ توصیف یا بیان یک واقعیت هستند. گوینده در اظهارات انشایی به وسیله نفس اظهار، فعلی را انجام میدهد.[۲۹]

آستین دستاورد دومی نیز دارد. وی معتقد است حتی بسیاری از جملاتی که دارای شکل دستوری میباشند و به جملات خبری اختصاص دارند، با معیارهای پاره گفتارهای توصیفی تناسب ندارند. وی مجموعه ای از پاره گفتارهای توصیفی را ارائه میدهد که به صورت کاذب یا صادق به کار نمیروند، بلکه بیان گر کنش خاصی یا مؤلفه های کنش معینی هستند.[۳۰]

آستین با بازگشت به بحث تفکیک جملات حاکوی از کنشی، در نهایت نتیجه میگیرد که هردو، شکل های ضمن گفتاریاند؛ یعنی بیان واقعیت در واقع کنش گفتاری است و همانند جمله های کنشی است.[۳۱]

بعضی از اندیشمندان در علم اصول فقه نیز گزاره های انشایی و خبری را از یک سنخ دانسته اند. چنانکه آخوند خراسانی در بحث از طلب و اراده، قائل به اتحاد این دو شده است؛ چون خاستگاه هر دو در نفس انسانی است که از آن کیفیت، به خواستن یاد میشود.[۳۲]این رویکرد اصولی را در کلام بعضی دیگر نیز میتوان دید:

«اخبار» و«انشا»، کار یا فعل گفتاری اند. از سنخ «معنا» به مفهوم معهود آن نیستند. این کارها از لواحق استعمال لفظ در معنایند و گاهی فعل خارجی، سمت لفظ به خود میگیرد؛ همچون معامله معاطاتی. بنابراین آنچه از این افعال گفتاری حاصل میشود به مراتب متأخرتر از مفاد و مدلول هیئت جمله اخباری یا انشایی است.[۳۳]

البته سرل بعدها در کتاب عبارت و معنا[۳۴] این تمایز را مورد تشکیک قرار میدهد. درنهایت: سرل[۳۵] نظریه آستین را با این دیدگاه تکمیل نمود که با بیان هر پاره گفتار، یک کنش ارجاعی و یک کنش اسنادی اجرا میگردد. وی این دو کنش فرعی را که در سطح معناشناختی نمود دارند، کنش قضیه ای مینامد و از کنش اظهاری آستین، متمایز میسازد […] محور الگوی سرل، مؤلفه های هدف مند پاره گفتارهای زبانی، یعنی کنش های منظوری است.[۳۶]

سرل معتقد است: سخن گفتن به یک زبان، وارد شدن در نوعی رفتار قاعده مند است […] روشی که من از آن پیروی خواهم کرد آن است که مجموعه شرایط لازم و کافی، انجام انواع خاصی از افعال گفتاری را بیان میکند و سپس از این شرایط، مجموعه هایی از قواعد معناشناختی برای استعمال ابزارهای زبانی استخراج می کند که اظهارات را، به عنوان آن انواع افعال گفتاری مشخص میکنند.[۳۷] یعنی سخن گفتن به یک زبان، عبارت است از انجام افعال گفتاری، افعالی از قبیل: امر کردن، پرسیدن، وعده دادن و مانند این ها. پس هر ارتباط زبانی مستلزم افعال زبانی است.

واحد ارتباط زبانی، ایجاد یا صدور نشانه، واژه و یا جمله در افعال گفتاری است. بنابر این سخن گفتن یعنی انجام کنش مطابق با قواعد: منظور از این کنش، اعمالی است که ما با بیان یک جمله انجام میدهیم.

چنین نیست که صرفا چیزی بگوییم. ما سؤالاتی را میپرسیم یا به پرسش هایی پاسخ میدهیم؛ اطلاع میدهیم؛ اطمینان میدهیم؛ هشدار میدهیم؛ اعلامیه می دهیم؛ قول میدهیم؛ وصفی را فراهم میکنیم.[۳۸]

۱-۳. مفهوم بافت تاریخی

چنان که گفته شد بافت یک متن، شرایط مفروضی را فراهم میآورد تا متکلم و مخاطب بتوانند بر اساس یک»دانایی«، فرایند کاربرد زبان از یک سو و فهم و تفسیر آن را از سوی دیگر تحقق بخشند:

در این رویکرد هر یک از متکلم و مخاطب با مجموعه دانایی ها، باورها و پندارهای خود درباره: ۱- عناصر زمان، مکان و اجتماع؛ ۲- کنش های پیشینی، پسینی و در حال اجرا؛ ۳- آگاهی از نقش و جایگاه متکلم و مخاطب؛ ۴. آگاهی از موقعیت زمانی و مکانی مخاطبه، نوع و هویت رسانه و… روی هم بافت را تشکیل میدهند.[۳۹]

بعضی بافت متن را همان زمینه تاریخی آن قلمداد کرده اند. از همین روی: گاه به «زمینه تاریخی» متن نه از آن جهت که در فهم متن مؤثر است، بلکه از آن جهت که در پیدایش و عناصر درونی و محتوایی متن مؤثر بوده است، نظر میشود. هر متن در یک مقطع زمانی و تاریخی خاص پدید آمده است و طبعا یک بافت فرهنگی خاصی که آن زمان را احاطه کرده، در آن متن به شکلی حضور دارد.[۴۰] فریدریش آست (۱۷۷۸۱۸۴۱م)،[۴۱] الگوی سه سویه ای را برای فهم متن ارائه میکند (جدول ۱) که از منظر وی میتواند در فهم متن و دست یابی به تعالی زمان مند «اندیشه بنیادی» کمک کند.

جدول ۱ [سطح معنوی – سطح تاریخی – سطح زبانی]

آست معتقد است در مواجهه با یک متن یا یک اثر، میتوان از طریق تحول معنای آن به درونی و تبیین نسبت اجزای آن با یک دیگر، مناسبات آن معنا را با «روح بزرگ» عصر آشکار نمود.

آست این وظیفه را صریحا به سه جزء یا سه صورت فهم تقسیم میکند: ۱- تاریخی؛ یعنی فهم محتوای اثر که میتواند هنری یا علمی یا عمومی باشد؛ ۲- نحوی؛ یعنی فهم زبان؛ ۳- روحی معنوی؛[۴۲]یعنی فهم اثر با توجه به کل نگرش مؤلف و کل نگرش عصر«Geist».[۴۳] شاید به همین منظور است که یکی از روش هایی که امروزه اندیشمندان در تحلیل متون، به ویژه در حوزه علوم انسانی، به کار میگیرند روش تاریخی نگری است.

تاریخی نگری یا اصالت تاریخ، شیوه ای در شناخت جهان خارج و پدیده ها است که از سوی برخی فیلسوفان تاریخ مطرح شده است. این شیوه بر رهایی انسان از درک جهان بر اساس حقایق بیزمانی و مطلق استوار است و بر این قرائت و فهم از جهان تکیه دارد که همه پدیده های اجتماعی و فرهنگی به صورت تاریخی، تعین یافته و به عصر خود و مجموعه عناصر اجتماعی و فرهنگی زمان خویش وابسته است.[۴۴]

از آنجا که معنای متن یا خطابه، بیشتر بر مدار قصد و اراده جدی متکلم استوار است: در نتیجه، همه شواهد تاریخی و قرائنی که مقطع صدور متن را احاطه کرده است، به شرط آنکه ظهورساز باشد یعنی در کشف مراد و مقصود مؤلف مؤثر افتد از زمره عوامل فهم متن به حساب می آید.[۴۵]

تحلیل کارگفتی متن بر اساس نظریه کنش گفتاری با توجه به بافت و زمینه تاریخی متن، روشی است شناخته شده که می توان در رده بندی ارائه شده توسط دل هایمز (۱۹۷۳م)[۴۶] مشاهده نمود (جدول ۲).

جدول ۲ [بافت پیرامونی گفتار – رویداد گفتاری – کنش گفتاری]

بر مبنای این الگو: فهم کاربردشناختی از یک جمله، مستلزم انتقال آن جمله به بافت کاربری متعلق بدان است. بافتی که در آن، بر حسب یک رویداد گفتاری و مخاطبه، متنی تولید شده است. بر مبنای رده بندی هایمز، این تازه آغاز کار است؛ چرا که مخاطبه خود در یک فضای بزرگ تر به نام«بافت پیرامونی گفتار» اتفاق افتاده است و برای بازشناسی رویدادهای گفتاری و مخاطبات، نیازمند بازشناسی این بافت هستیم.[۴۷]

در این نوشتار، شیوه تحلیل خطبه فدکیه که بیشتر بر مدار قصد و اراده جدی متکلم استوار است بر اساس نظریه کنش گفتاری خواهد بود. از این رو اگر اراده انشاکننده خطبه را ملاک قرار دهیم، ضمن آنکه بینیاز از روش تاریخی نگری خواهیم بود، در تحلیل معانی، به بافت و زمینه تاریخی آن نیز توجه خواهد شد.

۱-۴. خطبه فدکیه

چنانکه زید بن علی از زینب کبری گزارش میکند: بعد از آنکه ابوبکر تصمیمش را برای مصادره فدک جزم نمود، خبر به حضرت زهرا رسید؛ ایشان خمار انداخته، چادر به سر کرد و با جماعتی از بانوان و خدمت کاران از خانه به سمت مسجد پیامبر حرکت کرد. این در حالی بود که چادر ایشان بر زمین کشیده میشد، بسان پیامبر گام برمیداشت. ایشان به مسجد وارد شد. یک عده از مهاجرین و انصار هم درمسجد دور ابوبکر نشسته بودند. حضرت پشت پرده قرار گرفت. بانو نشست؛ اما سخن نگفت. آه و ناله ای از دل برآورد. مسجد لرزید و حاضران به گریه افتادند. بعد از آنکه قدری اضطراب ها آرام شد و کمی اشک ها پاک شد، حضرت لب به حمد و ثنای الهی گشود. اما باز مردم شروع به گریستن نمودند. بعد از فرو نشستن همهمه ها، حضرت خطبه فدکیه را ایراد فرمود.[۴۸]

خطبه فدکیه دارای وجوه خطابی فراوانی است؛ چه اینکه هم در گزینش واژگان و هم در ترکیب جملات و هیئت نحوی اقوال، کاملا منطبق بر قواعد شناخته شده ادبیات رایج عرب است و گاه میتوان گفت حضرت بعضی لغات را ابداع کرده و هیئت ترکیبی جدیدی را ارائه نموده است. خطیب هنگام واژه گزینی باید توجه ویژه ای به هیئت الفاظی که انتخاب میکند داشته باشد:

از جهت معنا، دارای صحت و صدق باشد و از به کار بردن لغات مبالغه آمیز بپرهیزد. لغاتی را استعمال کند که علاوه بر داشتن معنای روشن و واضح، از هرگونه حشو و اغلاق به دور باشد تا موجب ابهام و ایهام نگردد.[۴۹]

توجه به وجوهی که گفته شد و مراعات آن در خطابه، موجد «فصاحت» در لغت خواهد بود؛ چه اینکه «فصاحت در به کار بردن لغت، یعنی عدم منافرت حروف و عدم غریب بودن واژگان و به ظهور رساندن کلمات و بیان واضح آن». ۵۰ با تعمق در لغات به کار رفته در خطبه فدکیه، این ویژگی ها به خوبی قابل مشاهده است.[۵۰]

این خطبه به صورت مکتوب، اولین بار در کتاب «بلاغاتُ النّساء» از ابن طیفور (م ۲۸۰ه. ق) آمده است.[۵۱]علامه مجلسی در بحار، ضمن بیان خطبه، روایتی را از ابن طیفور، صاحب بلاغات النساء، نقل میکند که او میگوید: درباره سند خطبه از زید بن علی سؤال کردم؛ این چنین پاسخم را داد: مشایخ آل ابی طالب از پدرانشان این خطبه را روایت میکردند و به کودکان خود آموزش می دادند. این خطبه را پدرم از جدم برای من نقل کرده است و سلسله روات آن را تا فاطمه رسانید.[۵۲]این خطبه را طبرسی در احتجاج از«»[۵۳] و ابن ابی الحدید هم به نقل از عایشه روایت کرده اند.[۵۴] ۵۴ طبری آملی، یکی دیگر از علمای شیعه، نیز در دلائل الامامه این خطبه را از زید بن علی که از پدرانش شنیده، روایت میکند.[۵۵]

۲.

۲-۱. بافت و زمینه تاریخی خطبه فدکیه

پس از رحلت پیامبر، جمعی از صحابه، در سقیفه شورا تشکیل دادند و برای خلافت مسلمین تصمیم گرفتند. با رأی آن ها، ابوبکر بر مسند خلافت نشست. چون خلافت وی مستقر شد، فدک را مصادره کرد. این در حالی بود که ابوبکر به خوبی می دانست فدک از آن فاطمه است و «در نامه ای نوشت که کسی متعرض آن نشود.»[۵۶] این تصمیم، دو پیآمد منفی داشت: اول منزوی شدن حق و عدالت، و دوم اشاعه ظلم و تعدی. به جریان افتادن این دو اصل شوم، فرهنگ اسلامی را لکه دار ساخت و برای همیشه روند تکاملی آن را متوقف نمود.[۵۷]

این بافت پیرامونی و زمینه تاریخی، باعث شد تا گفتمان فاطمی شکل گیرد: گفتمان فدکیه در مسأله اعتراض به غصب فدک به فرمان خلیفه وقت که از سوی حضرت زهرا در بافت مکانی، زمانی و تاریخی خاص پس از رحلت نبی اکرم بیان شده، گفتمانی با اهداف ویژه، متناسب با باورهای گروهی خاص در جامعه و در تقابل با گفتمان رقیب مطرح گردیده است.[۵۸]

در این بافت پیرامونی، هم جایگاه گوینده مشخص است و هم مخاطبین این خطبه از شرایط مفروض آگاهند. شرط اصلی آنکه متکلم هنگام سخن گفتن قصد و اراده جدی داشته باشد و اظهار حقیقی در گفتار او تحقق یابد و قضیه ای صادق را تشکیل دهد، این است که شرایط ورودی و خروجی عادی تحقق یابد.

شرایط خروجی، شرایط سخن گفتن معقول؛ و شرایط ورودی، شرایط فهم را شامل میشوند. شرایط ورودی و خروجی روی هم، اموری از این دست را شامل میشوند که گوینده و شنونده هر دو میدانند که چگونه به زبانی خاص سخن بگویند؛ هر دو از آن چه انجام میدهند آگاهند. هیچ مانع فیزیکی برای ایجاد ارتباط از قبیل ناشنوایی یا زبان پریشی وجود ندارد.[۵۹]

این شرایط ورودی خروجی در هنگام ایراد خطبه فراهم بوده است؛ چه اینکه همه حضرت را می شناختند و خود حضرت نیز در ضمن خطبه، خویش را معرفی میکند: ای مردم بدانید من فاطمه ام و پدرم محمد است که درود خدا بر او و خاندانش؛ آنچه آغاز و پایان کلام است میگویم و در گفتارم ناراست نگویم و در کردارم راه خطا نپویم.

این کلام به زبان رایج عربی آن زمان بوده و مفاهمه به خوبی صورت می گرفته است.

دلیل اینکه حضرت، در اقناع جمهور و انجام رسالتش موفق بود، این است که مردم با شنیدن خطبه متأثر شده اند و کنش «اثرپذیری» به خوبی رخ داده است.

۲-۲. انواع افعال گفتاری در بخش های مختلف خطبه

۲-۲-۱. انواع افعال گفتاری

سرل کنش گفتار را واحد پایه معنا قلمداد میکند. وی کنش های گفتاری را به پنج دسته تقسیم می کند:[۶۰]کنش بیانی،[۶۱]کنش ترغیبی (انشایی)،[۶۲]کنش تعهدی،[۶۳]کنش عاطفی،[۶۴]و کنش اعلامی.[۶۵]

بعضی از افعال کنش اظهاری:

که بر افعال مضمون در سخن دلالت میکنند عبارتند از: «بیان کردن»، «توصیف کردن»، «اخبار کردن»، «آگاهانیدن»، «خاطر نشان کردن»، «اظهار نظر کردن»، «دستور دادن»، «امر کردن»، «درخواست کردن»، «انتقاد کردن»،

«عذرخواهی کردن»، «سرزنش کردن»، «تصویب کردن»، «خوش آمد گفتن»،[۶۶]«وعده دادن»، «اعتراض کردن»، «مطالبه کردن»، «استدلال کردن».

این افعال گفتاری را میتوان در قالب انواع زیر دسته بندی کرد: کنش بیانی یا اخباری: «از طریق کنش های بیانی، گوینده اطلاعاتی را به شنونده منتقل می کند».[۶۷] شرایط تمهیدی مشتمل بر این واقعیتند که شنونده باید برای فرض قضیه مخبربه دلیلی داشته باشد. شرط ناظر به صداقت این است که او باید باور داشته باشد که اخبار صادق است و شرط ذاتی به این واقعیت مربوط است که قضیه مخبربه برای بیان یک امر واقعی عرضه شده است.[۶۸]«گوینده، واقعیت قضیه خاصی را بیان میکند. کلام با عالم خارج مطابق است.»[۶۹]ادعا کردن، وصف کردن، تعریف کردن، اطلاع دادن و… از این دسته افعال محسوب میشوند.

کنش انشایی یا ترغیبی: «گوینده میخواهد شنونده را به اجرای کنش آتی مکلف کند».[۷۰]یعنی گوینده میخواهد شنونده کاری انجام دهد. شرایط تمهیدی عبارتند از اینکه گوینده باید نسبت به شنونده در موضع اقتدار باشد. شرایط ناظر به صداقت این است که گوینده بخواهد فعل مأمور به انجام شود و شرایط ذاتی به این واقعیت مربوط است که گوینده اظهارش را تلاشی برای واداشتن شنونده به انجام فعلی بداند.[۷۱]

کنش های انشایی: مفید اراده گوینده اند معطوف به اینکه شخص دیگری و اغلب مخاطب، کار خاصی را به انجام رساند. مثل فعل های دستور دادن، فرمان دادن، خواستن و امثال آن ها؛ هنگامی که در کاربرد آلی اظهار شوند.[۷۲]

کنش تعهدی: در کنش تعهدی «فعل قول دادن و فعل تعهد کردن از جهت معنایی با هم رابطه خاصی دارند. وقتی در مقام اظهار آلی به کار روند، هر دو گوینده را به یک کار معین ملزم می سازند.»[۷۳]در این کنش، متعهد کردن گوینده برای انجام عملی در آینده مطرح است. گوینده با قول دادن، سوگند خوردن و اعمالی نظیر این، متعهد میشود که در آینده کاری را انجام دهد. مفهوم فعل گفتاری در اینجا: شامل انجام ندادن افعال و انجام دادن سلسله ای از افعال میشود و ممکن است شامل اوضاع و احوال نیز بشود؛ ممکن است وعده دهم که چیزی را انجام ندهم و ممکن است وعده دهم که چیزهایی را مکرر یا پی در پی انجام دهم و ممکن است وعده دهم که در اوضاع و احوال خاصی باشم یا باقی بمانم.[۷۴]

کنش های احساسی و عاطفی: در کنش احساسی «گوینده موضع ذهنی (احساس) خود را درباره واقعیت خاصی بر زبان میآورد.»[۷۵]منظور از این نوع کنش گفتاری «افعالی اند که نمایان گر نگرش ها و رفتارهای اجتماعی اند».[۷۶]

کنش های متعارف خوش آمدگویی، خداحافظی کردن، تشکر کردن، دلداری دادن، تحسین و تعریف کردن، تبریک گفتن، عذرخواهی کردن و غیره در مقوله احساسی جای دارند. همچنین پاره گفتارهای روزمره ساده مانند: سلام، خداحافظ، تا بعد، تشکر، نوش جان، شب بخیر، تبریک، متأسفم و غیره، کنش های گفتاری[۷۷]احساسی هستند. این کنش ها رابطه اجتماعی یا تماس را برقرار میکنند.

کنش های اعلامی: کنش اعلامی:

آن دسته از کنش های گفتاری توافقی هستند که تا حدود زیادی رسمی و مستلزم یک بافت متعارف و نیز شخصی می باشند که اجرای این کنش ها رسما به وی واگذار می شود. برای مثال، مسابقه ورزشی را اداره کردن، مراسم ازدواج را اعلان کردن، کسی را سوگند دادن، کارمندی را منصوب کردن، اعلان جنگ کردن، اعلان آتش بس کردن و غیره. این گونه کنش ها را کنش های اعلامی می نامند.[۷۸]بنابراین، گوینده با بیان خود در جهان تغییری ایجاد میکند. ویژگی این کنش آن است که دارای وجه انطباقی بین زبان و جهان است.

پرسش اصلی مقاله در همین جهت شکل میگیرد؛ نظریه کنش گفتاری چگونه می تواند به دسته بندی، طبقه بندی و تحلیل گزاره های موجود در خطبه فدکیه کمک کند؟ آیا با استفاده از دیدگاه سرل می توان خطبه را تحلیل نمود؟ آیا خطبه فدکیه دارای مفهومی تاریخ مند است؟

۲-۲-۲. تحلیل پاره گفتارهای خطبه فدکیه

در بررسی پاره گفتارهای خطبه فدکیه، متنی که طبرسی در احتجاج نقل کرده، انتخاب شده است. بر اساس این نقل، خطبه فدکیه را میتوان به دوازده بخش مختلف تقسیم کرد. در هر بخش موضوع خاصی، به هدف و غایتی خاص، محور بیان قرار گرفته است.

خطبه فدکیه در مجموع از (۳۸۵) کنش گفتاری تشکیل شده است. در اینجا هر بخش را به صورت جداگانه مورد تحلیل قرار میدهیم تا انواع افعال گفتاری موجود در هر بخش را بررسی کنیم.

بخش اول: حضرت، در این بخش، به حمد و ثنا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *