تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل تحلیل راهبردی از «امامت» در دکترین امام رضا علیه السلام!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل تحلیل راهبردی از «امامت» در دکترین امام رضا علیه السلام بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل تحلیل راهبردی از «امامت» در دکترین امام رضا علیه السلام از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل تحلیل راهبردی از «امامت» در دکترین امام رضا علیه السلام شامل 116 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل تحلیل راهبردی از «امامت» در دکترین امام رضا علیه السلام استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل تحلیل راهبردی از «امامت» در دکترین امام رضا علیه السلام با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل تحلیل راهبردی از «امامت» در دکترین امام رضا علیه السلام قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل تحلیل راهبردی از «امامت» در دکترین امام رضا علیه السلام حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل تحلیل راهبردی از «امامت» در دکترین امام رضا علیه السلام به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیل راهبردی از «امامت» در دکترین امام رضا علیه السلام :

طـرح بـحث

بـا توسعه روزافزون قلمرو و مرزهای حیات بشری، ضرورت تدوین برنامه های راهبردی (استراتژیک) و بنیادین دوچندان می شود. یـکی از این عرصه ها، موضوع رهبری و مدیریت کلان جامعه است که گذر زمان نتوانسته اسـت ذره ای غبار کـهنگی بـر روی آن بنشاند؛ بلکه گفتمان درباره فلسفه و کارکردهای آن، رشد فزاینده ای به خود گرفته است. در جهان معاصر، حکومت ها سیطره خود را بر همه انسان ها گسترانده اند و هر حکومتی بر پایه فلسفه سیاسی خاصی استوار است کـه در آن، مسائل مهمی مطرح است. سستی و تزلزل حکومت با فلسفه سیاسی آن ارتباط تنگاتنگ دارد و یکی از عوامل پایداری هر حکومتی قدرت اقناعی و تبلیغی آن است که در راستای فلسفه سیاسی آن حکومت اعمال می شود. (نوروزی، ۱۳۷۸: ص۱۹) هر نـظام و حـکومتی می کوشد با ترسیم راهبرد رهبری و فلسفه سیاسی مطلوب و جامع، باورهای مردم را بر اساس نظام ارزشی حاکم بر جامعه جهت دهد و با ارائه تحلیل های جامع و پاسخ های روزآمد به مشکلات، آنان را به سوی اهـداف خـود هدایت کند. در نظام های سیاسی دنیا، الگوها و راهبردهای گوناگونی وجود دارد که هر یک می توانند روش حکومت بر مردم و نوع حقوق و وظایف آن ها را معین کنند.

در تفکر شیعی این مهم، در قالب نظام امـامت تـعریف می شود که تنها یک مدل سیاسی نیست؛ بلکه امری فراسیاسی است که با ایمان و اعتقاد مردم گره خورده و کارکردها و شاخصه های فراتر از یک مدل سیاسی را در خود گنجانده است. به بـیان مـتفکر شـهید، آیت الله مرتضی مطهری همین مـفهوم جـامع و هـمه جانبه امامت است که آن را در ردیف نبوت و در جایگاه خط استمرار آن قرار داده است؛ زیرا ختم نبوت به معنای ختم راهنمایی «وحی» الهی اسـت، نـه خـتم رهبری الهی «امامت»؛ چرا که امامت و نبوت دو مـنصب و دو شـأنند و احیاناً قابل تفکیک می باشند. (مطهری، ۱۳۶۴: ص۲۸) به دیگر معنا می توان گفت که در منشور معرفتی امامان شیعه، مدل سیاسی یک جـامعه، بـخشی از راهـبرد کلان امامت است که البته شاخصه ها و مبانی این راهبرد کـلان با خرده سامانه های سیاسی رایج در دنیای معاصر، متفاوت و متمایز است.

هدف اصلی این مقاله، نگاه راهبردشناسانه به راهـبری جـامعه از مـنظر امام رضا (ع) می باشد که در واقع نوعی راهبردشناسی دینی با خصوصیات مـمتاز خـود است. به بیان دیگر، ارائه راهبرد و تبیین شاخصه های راهبردی در موضوع رهبری جامعه از منظر امام رضا (ع) و تطبیق آن بـا مـدل های سـیاسی جهان معاصر، موضوعی است که این نوشته آن را دنبال می کند.

فرضیه مـقاله، آن اسـت کـه بهترین الگوی مدیریت سیاسی که واجد بیشترین مزیت و کارکرد و کمترین عوارض و آسیب است، در نـظام امـامت نـهفته شده است؛ برنامه و الگویی جامع که با کاربست همه ظرفیت های موجود هستی شناسانه و انـسان شـناسانه، راه سعادت و کمال فردی و اجتماعی را فراروی بشریت معاصر نهاده است.

مفهوم شناسی

راهبرد

بـرخی راهـبرد یـا استراتژی[۱] را چنین تعریف کرده ا ند: آگاهی های منظم که نحوه به خدمت گرفتن قدرت (تـوان) سـیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی را برای رسیدن به هدف های مورد نظر، نشان می دهد. (شیرودی، ۱۳۸۵: ص۱۵) در تـعریف دیـگری نـیز آمده است: راهبرد، بیانگر فن، هنر یا دانش تصمیم گیری های منظم و حساب شده از طریق اطـلاعات در امـور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی است. (روشندل، ۱۳۷۰: ج۱، ص۳۳) چنین بر می آید که راهـبرد، روش آمـیخته بـا دانش است که نحوه تحقق تصمیم ها را فراروی رهبران و مدیران یک مجموعه می نهد. در واقع می توان راهـبرد را هـنر و مـدل (برنامه) به کارگیری امکانات و ظرفیت های موجود برای نیل به هدفی مشخص دانست کـه از سـه بخش ترسیم اهداف، شناخت شرایط و امکانات و اجرای بهترین برنامه و شیوه تشکیل می شود. باید توجه داشت کـه راهـبرد، یک علم به شمار می رود و مانند علوم دیگر ممکن است در راه خیر یـا شـر به کار گرفته شود. این مهم، ایجاب مـی کند تـا بـه اصطلاح دیگری یعنی راهبردشناسی دینی بپردازیم. واژه راهـبرد شـناسی دینی ممکن است به یکی از معانی زیر به کار رود:

۱-راهبرد شناسی که منبع و مـبنای آن بـر اساس منابع دینی باشد؛ یـعنی دو حـجت عقل و نـقل بـا خـصوصیاتی که دین برای آن بیان کـرده اسـت؛

۲-راهبرد شناسی که موضوع آن در قلمرو دین باشد مانند حوزه های اخلاقی، عـقیدتی و…؛

۳-راهـبرد شناسی که در خدمت دین و بشریت گـام بردارد، نه آنکه بـر ضـد دین به کار گرفته شود یـا در راه خیانت و ظلم به بندگان طراحی شود. اما اگر دین را برنامه ماورایی و جامع سـعادت و کـمال انسان تعریف کنیم که از حـیث مـبدا بـه خداوند متعال، از حـیث مـنبع به عقل و نقل، از حـیث قـلمرو به دنیا و آخرت و از حیث اجزا به بینش ها (عقاید)، ارزش ها (اخلاقیات) و روش ها [۲] (احکام و قوانین انـسان و جـهان هستی) باز گردد، آن گاه می توان راهـبرد شـناسی دینی را عـبارت دانـست از: «نـظام و برنامه ای که بـر مبنای دین برای نیل به اهدافی خاص طراحی می شود». در این برنامه، فن و هنر به کـارگیری ظـرفیت های گوناگون لحاظ شده و مبدأ، منبع، قـلمرو و اجـزای بـرنامه، بـر اسـاس دین است کـه در مـجموع، یک راهبرد دینی را ارائه می دهد.

نکته دیگر، آنکه در راهبردشناسی دینی (مانند راهبرد شناسی امامت از منظر امام رضا (ع)) و راهـبرد شـناسی غیردینی و بشری تمایزاتی وجود دارد؛ از جمله آنکه در راهـبردشناسی دیـنی، طـراحی و بـرنامه ریـزی راهـبرد، بر اساس آیات قرآن (کتاب صامت) و روایات معصومان (ع) (کتاب ناطق و همچنین ناطق کتاب ) می باشد و با پردازش قوه عقل صورت می گیرد. روشن است این دو ثقل گرانسنگ بر اساس شـناخت تام از قوانین و حقایق موجود در جهان بیرون (هستی) و جهان درون (انسان)، راهبرد و برنامه ارائه می کند و این موضوع به نوبه خود، باعث می شود کلیه جوانب امر و خطرهای فراروی در برنامه، مورد ملاحظه قرار گـیرد؛ امـا راهبرد شناسی بشری که از ظرفیت و معرفت ماورایی و دینی محروم است و تنها به مدد قوای عقل، حس و تجربه طراحی می شود، فاقد جامعیت برنامه فوق و واجد نواقص و کاستی گوناگون خواهد بـود؛ چـرا که محدودیت های بشری و نواقص و امـیال گوناگون او، خود را در برنامه ریزی ها و طـراحی الگـوها نشان می دهد. به عبارت دیگر از آن جایی که انسان محدود است، برنامه های او نیز از محدودیت و نقص برخوردار است.

الوین تافلر در کلامی قابل تأمل و تحلیل که مـرتبط بـا موضوع راهبرد شناسی دیـنی و هـمچنین راهبرد امامت است، چنین می نویسد: فهرست مشکلاتی که جامعه ما (غرب ) با آن مواجه است، تمامی ندارد. با دیدن فروپاشی پیاپی نهادهای تمدن صنعتیِ در حال نزاع به درونِ غرقابِ بـی کـفایتی و فساد، بوی انحطاط اخلاقی آن نیز مشام را می آزارد؛ در نتیجه موجب ناخشنودی و فشار برای تغییرات، فضا را انباشته است. در پاسخ به این فشارها هزاران طرح و برنامه ارائه می شود که همگی ادعا دارند اساسی و بـنیادی یـا حتی انـقلابی اند؛ اما بارها و بارها مقررات و قوانین، طرح ها و دستور العمل های جدید که همگی به منظور حل مشکلات ما تهیه و تـدوین شده اند ـ کمانه می کنند و بر وخامت مشکلات ما می افزایند و این احساس عـجز و یـاس را دامـن می زنند که هیچ فایده ای ندارد و مؤثر نیست. این احساس برای هر نظام دموکراسی خطرناک است. (حائری پور و هـمکاران، ۱۳۸۹، ص۱۲۷)

ایـن سخن، دارای دو نکته کلیدی است؛ یکی آنکه تا کنون راهبردها و برنامه های طراحی شده در نـظام های سـکولار غـربی نه تنها موفق نبوده اند، بلکه روز به روز بر وخامت اوضاع افزوده اند. دیگر آنکه ضرورت نیازمندی بـه دین و راهبردهای دینی و راهبران و پیشوایان مذهبی در لسان نخبگانی چون تافلر ـ هرچند به صـورت تمثیلی ـ ظهور و بروز کـرده اسـت و آن ها نیز چاره برون رفت از فضای کنونی را تمسک به دین و منجی الهی (به تعبیر شیعی، اقامه نظام راهبردی امامت) می دانند. به هر روی، در راهبرد شناسی بشری برخلاف راهبردشناسی دینی، شناخت زوایای هـستی شناختی، انسان شناختی و معرفت شناختی با محدودیت و نقصان مواجه است و این عوامل، اسباب جزئی نگری و تزلزل در برنامه ها و در نتیجه عدم موفقیت آن ها را همراه خواهد داشت.

نکته دیگر آنکه مناسب است اطلاق واژه راهـبرد دیـنی در مواردی استعمال شود که آن راهبرد، دارای سه شاخصه باشد که عبارتند از: ۱) دین محور بودن؛ ۲)هدف بلند و عظیم داشتن؛ ۳)وجود آثار و کارکردهای مهم و فراوان؛ مانند راهبرد امامت که در آن، هر سه شاخصه بـه وضـوح به چشم می خورند. در غیر این صورت، کاربست واژه راهبرد برای اموری که دارای هدف کوچک و کارکردهای اندک می باشند، غریب و نأمانوس است.

امامت و رهبری

از نظر لغوی، امامت به همان معنای رهبری و پیشوایی و اقـتدا بـه کار می رود (فراهیدی، ۱۴۰۹: ماده ا.م.م)؛ اما از نظر اصطلاحی، در تعریف واژه امامت و رهبری، تفاوت وجود دارد. در اصطلاح علم مدیریت، رهبری را تأثیرگذاری بر افراد در انجام وظایفشان با میل و علاقه تعریف کرده اند (الوانی، ۱۳۶۸: ص۱۰۹) یا تـاثیرگذاری بـر افـراد برای تحقق هدف مشترک. (هـرسی، ۱۳۷۹: ص۷۱) شـهید مـطهری با نگاه مدیریتی و راهبردی، رهبری جامعه را به فن بسیج کردن و بهتر سامان دادن و بهتر کنترل کردن نیروهای انسانی معنا کرده است. (مـطهری، هـمان: ص۲۳۵)

امـا از حیث، کلامی رهبری و امامت جامعه به ریاست و سـرپرستی عـمومی مردم در امور دین و دنیا به نیابت از پیامبر تعریف شده است (بحرانی، بی تا: ص۴۱) و یا آنکه آنرا به معنای ولایت در تـصرف امـور دیـنی و دنیایی امت آورده اند. خاطرنشان می شود در فرهنگ اسلامی، رهبری و امـامت جامعه، امری فرامدیریتی و فراسیاسی است و طبق حدیث رضوی، منزلت انبیا و خلافت خدا و رسولش می باشد.[۳] همچنین به عنوان یـک عـهد و پیـمان آسمانی و معنوی میان خداوند و امام قلمداد شده است[۴] و مسائلی نظیر تأثیرگذاری هدفمند و هـنر بـسیج کـردن و سامان دادن و بهتر کنترل کردن نیروهای انسانی، تنها بخشی از کارکردهای این عهد می باشد.

راهبرد امـامت و تـبیین شـاخصه های آن

با نگاه راهبردشناسانه به امامت، می توان آن را نظام و برنامه ای جامع دانست کـه بـر اساس دین شکل گرفته و اهداف خاصی را دنبال می کند. در این برنامه، هنر و فن بـه کـارگیری هـمه ظرفیت ها و امکانات معنوی و مادی به بهترین شکل لحاظ شده و سازماندهی و هماهنگی اجزا و فرایندهای بـرنامه در عـالی ترین سطح به چشم می خورد. این برنامه جامع را می توان یک نظام جامع دانست؛ یـعنی جـریانی کـه به مجموعه های مرتبط هدفمند، معنا می دهد و آن ها را تبیین و تحلیل می کند؛ جریانی که مبنا، مقصد و روش و راه و مـراحل را مـشخص می کند. (پورسید آقایی، ۱۳۸۹: ص۹۱) همان طور که در واژه «نظام» مفهوم انسجام و سامان دهی اجـزا و عـناصر بـه چشم می خورد [۵]، در امامت نیز این معنا مشهود و محسوس است به گونه ای که در راهبرد امامت همه ظـرفیتهای هـستی شـناسانه و انسان شناسانه به طور منسجم و منظم، گرد آورده، به کار گرفته می شود.

دقـیقاً یکی از تعبیرات و توصیفاتی که امـام رضا (ع) درباره امـامت بـه کـار می برد، تعبیر «نظام» است. امام مـی فرماید: إن الإمـامه زمام الدین و نظام امور المسلمین و صلاح الدنیا و عزّ المؤمنین (ابن شعبه، ۱۴۰۴: ص۴۳۶)؛ یـعنی آن رشـته اتصال و انسجام بندگان خدا و ریسمان پیـوند آن ها با خود، خـدا و هـستی، نظام و راهبرد امامت است. نـظام و راهـبرد امامت، از اجزا و عناصری برخوردار است. با توجه به تبیینی که از راهبردشناسی دینی گـذشت، بـه بررسی عناصر بنیادین در راهبرد امـامت مـی پردازیم.

حـیث مبدأ شناختی

شـاکله راهـبرد امامت بر اساس تـوحید اسـتوار است و بدون ملاحظه اصل توحید، این نظام و راهبرد، فرو خواهد ریخت؛ یعنی امام و امـامت، هـم جوهره و هویت خود را از خدا می گیرند و هـم بـه او ختم مـی شوند؛ بـه عـبارت دیگر، آغاز و انجام و اول و آخـر راهبرد امامت، به توحید و خدامحوری باز می گردد. اساساً نظام امامت «راه» و امام «راهبر» می آیند که انـسان را بـه سوی خداوند دعوت نمایند و از سوی دیـگر، پذیـرش عـقلی و نـقلی امـامت در گرو باور تـوحیدی اسـت.

حیث غایت شناختی

اگر راهبرد را نوعی الگـوی تـحقق تـصمیم ها و اهداف بدانیم، در آن صورت، بسته به نوع هـدف یـا اهـداف مـورد نـظر، الگـو و برنامه طراحی می شود. در راهبرد و نظام امامت نیز این اهداف ترسیم شده است که البته می توان آن ها را به اهداف ۱- بنیادین و نهایی و ۲- میانی و ۳- ابتدایی تقسیم کرد.

در اهداف ابتدایی راهـبرد امامت، مواردی همچون ۱- عدالت ۲- امنیت ۳- رفاه و ۴- تربیت نهفته است. در هدف میانی راهبرد هدف فراهم کردن بستر بندگی و عبودیت خدا مد نظر است و در نهایت در هدف نهایی مسأله رساندن فرد و جامعه بـه کـمال و قرب الهی مطرح است که این موضوع جز در سایه نظام راهبردی امامت تحقق نخواهد یافت.

برای مثال وقتی امام رضا (ع) یکی از اهداف و کارکردهای امـامت را خـیر و صلاح دنیا و عزت مؤمنان بیان می کند، این موضوع می تواند دربرگیرنده اهدافی نظیر تربیت، عدالت، رفاه و در نهایت، زمینه سازی بستری برای عبودیت خداوند بـاشد.

حـیث قلمرو شناختی

یکی از ویژگی های نـظام های سـکولاری جهان معاصر، تفکیک قلمرو دین و دنیا است. آن ها کوشیده اند دین و دینداری را به حوزه خاصی محدود کنند و از دخالت و حضور آن در سایر حوزه ها از جمله نظام سیاسی و حکومتی جـلوگیری کـنند. سکولار شدن جوامع گـوناگون بـه این معنا است که حوزه های عمل دینی و دنیایی را از هم بازشناسند و تفکیک کنند. معبد و کلیسا، حوزه دین و خارج از معبد، حوزه عمل غیرمقدس و دنیایی است. گویی اتصال خداوند با دنیا قطع شـده و تـنها یک طریق اتصال باقی مانده است و آن معبد است. (صادقی، ۱۳۸۲:ص۲۹۳) اما راهبرد رهبری و امامت از منظر امام رضا (ع)، فقط یک امر دنیایی و سیاسی صِرف نیست که قلمرو رهبری سیاسی جامعه تـنها بـه امور دنـیایی برگردد و آخرت و دین در کلیسا جست وجو شود؛ بلکه قلب تپنده راهبردشناسی دینی در امامت، حضور سیاسی، اقتصادی و اجتماعی رهـبر زندگی بشر است که با دین و دنیای مردم پیوند عمیق بـرقرار کـرده اسـت.

اساساً ارتباط امامت و زعامت سیاسی مردم با دین و آخرت آن ها تا حدی است که وارد شوندگان به حـریم ولایـت و امامت در واقع در حریم امن و قدسی خداوند متعال وارد شده اند. حضرت حق در یک حدیث قـدسی کـه از امـام رضا (ع) نقل شده است، ولایت و امامت اهل بیت (ع) را دژ و قلعه مستحکم خود نامیده است؛ به طـوری که واردشوندگان در این دژ، از عذاب الهی در امان خواهند بود.[۶] به دیگر معنا اگر کسی زعامت سیاسی و اجتماعی امامان را نپذیرد، از مدار توحید و بندگی خداوند خارج شده و آخرتی ویران و نافرجام خواهد داشت.

حیث راهـکارشناختی

بـرنامه جامع

بدون تردید، یکی از عوامل موفقیت یک نظام و راهبرد اجرایی، جامعیت الگو و برنامه آن است. در راهبرد امامت، قرآن کریم، منشور و سند اجرایی امام به شمار می آید که همه خرده سامان های جامعه بـر اسـاس آن شکل گرفته و سامان می یابد. امام رضا (ع) پیش از طرح مسأله امامت، بر جامعیت قرآن و اکمال دین تأکید کرده، می فرماید: خداوند متعال، همه نیازمندی ها و احتیاجات یک امت را در کتاب خود آورده و آن ها را تبیین کرده است. در ادامه، آن حضرت هشدار می دهد که باور به جامعیت و اکمال دین و قرآن کریم، امری ضروری است و منکر این حقیقت در واقع، منکر قرآن بوده و به مرزهای کفر پا نـهاده اسـت.[۷] بـه دیگر معنا امام (ع) منشور و سـند اجـرایی راهـبرد امامت را سندی محکم، کامل، مبین و عاری از هر گونه نقص و عیب معرفی می کند. و امروزه اهمیت و کارکردهای بی شمار یک برنامه جامع در مدیریت بـر اسـتراتژیست های دنـیا پوشیده نیست. بنابراین نقشه راهی که فراروی امـام و امـت در تفکر شیعی قرار می گیرد، نقشه ای بی بدیل است؛ اما این گوهر گرانسنگ، مجری و مدیری بی بدیل نیز می طلبد کـه بـه تـبیین برخی از خصوصیات او، از منظر امام هشتم(ع) می پردازیم.

رهبر جامع

امام در کلامی سترگ، جایگاه علمی، حقوقی و شرعی امـام و رهـبر جـامعه را چنین تبیین می فرماید: عالم بالسیاسه، مستحق للرئاسه، مفترض الطاعه؛ یعنی امام کـسی اسـت کـه عالم به سیاست و مدیریت جامعه است و از این جهت اندکی جهل و نقص در برنامه ریزی های او راه نـدارد. از حـیث حـقوقی نیز امام مستحق این امر است؛ یعنی امامت و رهبری او، حقی اعطایی از جانب خداوند عـالم بـه او است. بر این اساس، امام، مفترض الطاعه می شود و از نظر عقلی و شرعی، اطاعت از او واجـب و لازم اسـت و بـا توجه به موارد سه گانه (علمی، حقوقی و شرعی) کسی حق سرکشی از فرمان او را ندارد. در راهـبردشناسی دیـنی، ژرف نگری و نیازسنجی جامع در برنامه و الگو به چشم می خورد و همواره شرایط و لوازم یک راهبرد جـامع بـه طور مـستقیم یا غیرمستقیم در دین، مورد ملاحظه قرار گرفته است؛ از جمله دو شرط اساسی و بسیار راهبردی علم و عـصمت، کـارکردها و قابلیت های نظام «امام – امت» را به طور فوق العاده افزایش می دهد و آسیب و عوارض احـتمالی را در امـام تـا حد صفر و در امت تا حد چشم گیری کاهش خواهد داد.

امام رضا (ع) در این باره می فرماید: امامت مـنت والا و گـرانسنگی اسـت که برتر از مقام و منزلت نبوت و خُلّت (خلیل اللهی) است و حتی ابراهیم پس از آنـکه بـه او مقام امامت داده شد، با شوق و رغبت فراوان می پرسد: «آیا این مقام عظیم به فرزندان من هـم مـی رسد.؟» اما از خداوند متعال پاسخ می شنود: «عهد من به ظالمان نمی رسد»؛ یعنی امـامت عـهدی و پیمانی است که خداوند از امامان و رهبران جـامعه مـی گیرد و ایـن عهد به کسانی که اهل ظلم (در حـق خـدا، خود و دیگران) باشند، نمی رسد.[۸] امام (ع) در ادامه چنین نتیجه می گیرد: فأبطلت هذه الآیه إمـامه کـل ظالم إلی یوم القیامه و صارت فـی الصـفوه؛ خداوند مـتعال بـا ایـن آیه، امامت و رهبری هر انسان نـالایق و ظـالمی را تا روز

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *