توضیحات
فایل پاورپوینت کامل تحلیل زیر ساخت های نظری جنبش نرم افزاری؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل زیر ساخت های نظری جنبش نرم افزاری شامل 82 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل زیر ساخت های نظری جنبش نرم افزاری را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل تحلیل زیر ساخت های نظری جنبش نرم افزاری با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل زیر ساخت های نظری جنبش نرم افزاری با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل زیر ساخت های نظری جنبش نرم افزاری تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل زیر ساخت های نظری جنبش نرم افزاری را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیل زیر ساخت های نظری جنبش نرم افزاری :
در گفت وگو با حجت الاسلام والمسلمین محسن غرویان
معرفت: جناب حجت الاسلام غرویان! به عنوان شروع بحث، تعریف خود را از جنبش نرم افزاری بیان فرمایید.
حجت الاسلام غرویان: تحلیل بنده از جنبش نرم افزاری این است که ما برای ایجاد تحولات عمیق فرهنگی که زیربنا به شمار می رود و روبناهای سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و تربیتی جامعه را تحت تأثیر خود قرار می دهد، باید به سراغ متفکران و نظریه پردازان برویم. شکی نیست که انسان یک موجود در حال تحول و نو شدن است. مسائلی که در اطراف آدمی در این عالم می گذرد، دایم در حال تحول و نو شدن هستند. از سویی اسلام، دین و مذهب پدیده ای صد درصد بسته نیست، بلکه بخشی از دین انعطاف پذیر و باز می باشد. پس درمی یابیم انسان، عالم و دین در حال تحول و انعطاف پذیر هستند. در این مرحله لازم است که متفکران و اندیشمندان سعی کنند بین انسان متحول، جهان متحول و دین قابل انعطاف این انطباق را انجام دهند؛ زیرا این حرکت کار بسیار اساسی است و از عهده هرکسی نیز برنمی آید. افرادی را می طلبد که انسان و جهان و دین را به صورت صحیح بشناسند؛ افرادی که با بعد انعطاف و تحول پذیر دین و بعد ثابت آن آشنا هستند و می توانند به نحوی این انطباق را نظریه پردازی کنند و در راستای آن فکر و اندیشه به کار ببرند تا هم به بعد ثابت و اصول پایدار دین آسیب وارد نشود و هم دین از عصر و زمان عقب نیفتد. بنده دیدگاه مقام معظم رهبری را در این امر می بینم که افرادی که در حوزه و دانشگاه با مبانی دین آشنا هستند و دنیای متحول و عصر جدید را هم می شناسند گردهم جمع شوند، این دو شناخت را با هم انطباق دهند تا آسیبی به پایه های دین وارد نشود. بنده تحلیلم از ایده وتفکرمقام معظم رهبری این است.
معرفت: بنابراین به تعبیر شما جنبش نرم افزاری برآیندی فکری است که درصدد برقراری ارتباط بین تحولات سه گانه طبیعت، انسان و دین با حفظ هویت های اصلی هر کدام از آن هاست. اساسا تحولات انسان، طبیعت و دین و نیز برقراری ارتباط بین این سه چگونه صورت می گیرد؟
حجت الاسلام غرویان: تحولات اشاره شده در طبیعت و انسان قابل تقسیم شدن به ابعاد مختلفی است. بخشی از این تحولات مربوط به حوزه فقه می شود. بخشی دیگر مربوط به حوزه اندیشه و فلسفه می شود و خود فقه نیز دارای ابعاد گسترده ای است. در این جا لازم است به نکته مهمی اشاره کنم که ما در یک مرحله رنسانس فکری واقع هستیم، البته نه به معنای دین گریزی و قهر انسان از دین که در اروپا اتفاق افتاد، بلکه بدین معنا که آموزه های دینی در ابعاد فلسفی، انسان شناسی و علوم اجتماعی درگیر چالش هایی شده اند که اندیشمندانی را برای حل و ارائه راه حل می طلبد. این کار عده خاصی از اندیشمندان حوزوی است تا بتوانیم از این مرحله به سلامت عبور کنیم. برخی از افراد دارای تفکر بسیار سنتی هستند و به تعبیر حضرت امام و مقام معظم رهبری متحجرانه فکر می کنند و اجازه هیچ گونه تحولی را در آموزه های دینی نمی دهند و عده ای هم هستند که از مبانی و معارف دینی چیزی نمی دانند و بسیار سریع در برابر تحولات جدید منفعل می شوند. در این بین ما به افرادی نیازمندیم که مجتهدانه بتوانند مبانی دینی و آموزه های دینی را با پدیده های زمان مرتبط کنند. مناسب است که در این خصوص چند مورد عینی را ذکر نماییم. یکی از موارد، مسأله فقهی بازی شطرنج می باشد. با این که ما روایات زیادی در حرمت خرید و فروش و بازی شطرنج داشتیم، اما حضرت امام قدس سره با یک تأمل برداشت خود را اعلام و تحولی در این نظریه فقها ایجاد کردند. ایشان اعلام نمودند: برداشت بنده از موضوع این روایات قمار است و در حال حاضر موضوع عوض شده است؛ در جهان معاصر شطرنج عنوان بازی فکری دارد و روایتی مبنی بر حرمت بازی فکری وجود ندارد، بنابراین، خرید و فروش شطرنج و بازی آن حلال است. پس این مورد یک نمونه از نظریه پردازی است. اما در بحث های مشابه این هم می بینیم که زمینه را متناسب با عصر و زمان می توان تغییر داد و عنوان مسأله فقهی را به دست آورد و فتوا و حکم مناسب با آن را داد. مسأله شبیه سازی انسان از بعد فقهی، احتیاج به نظریه پردازی دارد. مسائل غنا و موسیقی و همه این ها، مسائل مورد ابتلای زندگی انسان هاست. پس متفکران، اندیشمندان و اسلام شناسان باید به آن بپردازند و آشنا به عصر و زمان باشند که بتوانند این ارتباط را ایجاد کنند.
معرفت: شما در تحلیل خود به مقوله زمان و مکان اشاره داشتید؛ یعنی تأثیرگذاری مقتضیات زمان و مکان در حوزه استنباط از دین. اما آنچه که موردنظر ما در بحث حاضر است،یافتن زیرساخت های نظری ارتباط همه جانبه انسان، طبیعت و دین است. انطباق تحولات روزافزون در سه عنصر اخیر چگونه صورت می گیرد؟
حجت الاسلام غرویان: با نگاه کلان فلسفی به این قضیه، به چند محور می توان اشاره کرد. انسان در دستگاه هستی اشرف مخلوقات و موجودات به شمار می رود و این انسان مسیری را از مبدأ تا مقصد در این عالم طی می کند و در نگاه کلان فلسفی مبدأ و مقصد برای انسان تولد و مرگ نیست؛ مبدأ پیش از تولد در این عالم بوده، مقصد پس از مرگ در پیش است. اما ما در حال حاضر مبدأ و مقصد را در این دنیا دنبال می کنیم. اشاره کردم هنگامی که انسان پا به عرصه وجود می گذارد، دارای ارتباطاتی است و منزوی و مجرد از کائنات نمی باشد؛ ارتباطی با پدیده های عالم طبیعت، با خدای عالم و با خود دارد. در اخلاق و فلسفه اخلاق محور بحث این است که انسان با خود، طبیعت، انسان ها و با خالق ارتباط دارد. اگر انسان را از طبیعت جدا کنیم، چهار نوع ارتباط و اگر انسان را با طبیعت قرار دهیم؛ یعنی انسان های دیگر را مانند سایر پدیده های طبیعت بدانیم، سه نوع محور ارتباط برای انسان وجود دارد. انسان در کشاکش این ارتباطات مکلف است و رها و یله در عالم نیست؛ می بایست این مسؤولیت و وظیفه را انجام دهد. انجام این مسؤولیت، احتیاج به معرفت و شناخت دارد. اگر ما شناخت و آگاهی پیدا نکنیم، مسؤولیت هایمان را درست نمی شناسیم و نمی توانیم وظیفه خود را انجام دهیم. بحث جنبش نرم افزاری در همین شناخت تکلیف و جایگاه انسان در دستگاه خلقت و وجود مشخص می شود. این جاست که به عده ای فیلسوف و حکیم نیازمندیم که به این مقولات فکر کنند. دین آمده که رابطه انسان را با خالق و سایر مخلوقات، از جمله انسان ها، جنگل ها، آسمان ها و موجودات مختلف مشخص کند.
دین آمده که رابطه ما را در محورهای سه گانه مشخص کند تا ما تکلیف را شناسایی کنیم و به سعادت و کمال مطلوب برسیم. این نظریه پردازی ها مبتنی بر این مبانی است که کسی می تواند نظریه پردازی کند که نگاه کلان و فیلسوفانه به انسان، خدا، طبیعت و دین داشته باشد؛ جایگاه این موارد را بشناسد تا در دایره دینی بر اساس یک جامعیت شکل گیرد. بنده معتقدم اعلم در دین آن کسی است که جامع تر از همه باشد، جامعیت ملاک اعلمیت است؛ چون معارف دین به یکدیگر پیوسته است، بدین صورت نیست که فلسفه از کلام، فقه از اصول فقه و از تفسیر بریده باشد، بلکه این موارد یک دستگاه منسجم هستند. کسی که قصد نظریه پردازی دارد، می بایست یک اشراف نسبی در بعد فلسفی، فقهی، نقلی و فکری داشته باشند تا بتواند نظریه پردازی انجام دهد و در خلأ نباشد. بیش تر نظریه پردازی ها در خلأ هستند، اگر بخواهیم متناسب با واقعیات زمان و مکان نظریه پردازی کنیم به این نگاه جامع و کامل احتیاج داریم.
معرفت: اگر وضعیت موجود جهان و تمدن مادی را بررسی کنیم درمی یابیم که آن ها هم به خدا اعتقاد دارند و طبیعت و ارتباطات بین آن ها را با نگاه فیلسوفانه تحلیل می کنند. مکاتب مختلف تحلیل های متفاوتی از جهان مادی ارائه می کنند. لطفا ضمن بیان نقد مختصری در خصوص نگاه فیلسوفانه مغرب زمین چون هر کاری به فلسفه ای احتیاج دارد و لازم است جنبش نرم افزاری نیز دارای پشتوانه قوی فلسفی باشد و اساسا پیگیری بحث به صورت غیر قاعده مند در سطح عینیت و محصولات خود به تحلیل صحیح از جنبش نرم افزاری نمی انجامد تحلیل خود را در این باره بیان فرمایید.
حجت الاسلام غرویان: البته بنده پیشنهاد می کنم برای تأمین ایده و هدف مقام معظم رهبری، محافل گفت وگو و میزگردهایی با حضور فیلسوفان مختلف با فلسفه های مختلف انجام شود. این عزیزان نظریه های خاص خود را ارائه دهند تا ایده های مختلف مورد بحث و بررسی قرار گیرد؛ همان ایده ای که استاد شهید علامه مطهری آرزویش را داشت که مثلاً ماتریالیزم دیالکتیک را یک نفر ماتریالیست معرفی کند و ما هم آن را نقد و بررسی کنیم. بنده فکر می کنم یکی از ایده های مقام معظم رهبری این است که ما نیز چنین محافلی را با حضور اندیشمندان و متفکران برگزار کنیم تا ضمن تضارب آرا بتوانیم قول حق و احق را به دست آوریم. ما یک طرفه در مورد فلسفه مادی غرب قضاوت می کنیم، اما اگر آن ها حضور داشته باشند و از عقیده و باور خود دفاع کنند، بسیار متفاوت تر از آن است که ما در غیبت آنان فلسفه شان را نقد کنیم. اجمالاً فلسفه و تمدن غربی، انسان را محدود و در بعد مادیت و جسمانیت و تن محصور کرده و علوم اجتماعی را نیز بر همین پایه پی ریزی کرده است. هدف آن ها از دانش و علم غالبا تأمین نیازهای طبیعی و حیوانی انسان است. اشکال کار هم در همین جاست. ما معتقدیم انسان دارای یک بعد ماورایی است؛ می بایست در جای خود به فکر تأمین نیازهای ماورایی باشد که شامل عرفان، فلسفه و کلام است. در این صورت تربیت شکل دیگری می یابد. عرفان و اخلاق بر اساس اعتقاد به متافیزیک و یا ترانس فیزیک یک معنای جدیدی می یابد. اما اگر مبنای ما در مباحث انسان شناسی و هستی شناسی، ماده باشد، طبیعتا علوم انسانی و اجتماعی ما نیز مبتنی بر همین پایه ها خواهد بود. جهت گیری علوم انسانی و علوم اجتماعی به سمت اهداف و غایات ماوراء طبیعی نخواهد بود. ما معتقدیم که باید برای نظریه پردازی و جنبش نرم افزاری، ابتدا پایه های فلسفی و نگاه خود را به عالم و آدم تبیین و تعریف خود را از انسان و هستی مشخص کنیم. به تعبیر دیگر، دستگاه هستی را چگونه ترسیم می کنیم؟ این نظریه پردازی، کار فیلسوفانه ای است که می بایست عمیق صورت بگیرد. ما باید از همین پایه ها شروع کنیم و مسائل جزئی را که در حوزه های فقه، حکومت و اقتصاد مطرح می شود با این مسائل حل کنیم.
معرفت: در ادامه بحث، یک بررسی تطبیقی داشته باشیم. ما می دانیم تمدن مادی غرب با تمام ویژگی ها و محدودیت هایش، قابلیت ساماندهی یک تمدن هرچند ناهمگون و توسعه ناقص را داشته است. ما نیز در دستگاه منطقی خود، فلسفه ای به نام فلسفه اسلامی داریم. چگونه می شود که فلسفه مادی و ناقص دارای قابلیت ساماندهی امور است، اما در فلسفه اسلامی این قابلیت وجود ندارد یا مورد استفاده قرار نمی گیرد؟ لطفا دستگاه فلسفی اسلامی را توضیح دهید.
حجت الاسلام غرویان: ایرادی که بنده به فلسفه اسلامی دارم عمدتا این است که فلسفه ما گرچه فی الجمله مبانی، اصول، پایه ها و منطقش استوار و درست است، اما اشکالش عدم کاربردی بودن آن است؛ بسیار تجریدی و انتزاعی و بریده از عالم طبیعت و زندگی انسان ها و رفتار آن هاست. بنده اعتقادم این است که فلسفه از درون خود انسان می بایست شروع شود نه از بیرون انسان.
فلسفه می گوید: «فلسفه راجع به موجود و وجود صحبت می کند.» مفهوم وجود به ما هو موجود، مفهوم وجود به عنوان یک مفهوم مطلق عاری از هرگونه قید ریاضی و طبیعی عنوان می شود که تصور آن برای دانشجوی فلسفه زحمت ساز است. بنده فکر می کنم غربی ها فلسفه را این گونه آغاز نمی کنند، بلکه از چیستی و کیستی انسان آغاز می کنند: در این عالم چه کاره ام؟ به کجا باید بروم؟ به دلیل آن که آغاز و دغدغه های آنان از درون انسان است، از این رو، از همان ابتدا دانشجوی فلسفه احساس درگیری، دغدغه و نیاز به این اصول می کند و پیش می رود. متأسفانه فلسفه ما تجریدی و انتزاعی است و بسیاری از مباحث فلسفی ما در خلأ و فازی بالاتر از حیات متعارف انسان طرح می شود؛ اعم از مباحث ماهیت، جوهر، عرض و حرکت. بحث حرکت جوهریه از مباحث محوری حکمت متعالیه صدرایی است. بنده در جایی این بحث را مطرح کردم، آقای تحصیل کرده ای بلافاصله فکر کرد حرکت جوهریه، حرکت اتم ها یا مولکول های آب یا اجزای یک اتم آب یا الکترون، پروتون و نوترون است، در حالی که این حرکت متافیزیکی است و به آن نوع حرکت ارتباطی ندارد. آن آقا به این راحتی نتوانست این مسأله را فهم کند. اما اشکال این است که مگر هر گزاره درست فلسفی می تواند کاربردی هم باشد؟ خیر، چنین ملازمه ای وجود ندارد. ما می توانیم درباره بسیاری از مباحث تجریدی و انتزاعی بحث کنیم؛ مثلاً در ریاضی بحث بی نهایت مطرح است. ضرب و تقسیم بی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.