توضیحات
فایل پاورپوینت کامل تحلیل شرایط سیاسی دوران امام رضا علیه السّلام؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل شرایط سیاسی دوران امام رضا علیه السّلام شامل 71 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل شرایط سیاسی دوران امام رضا علیه السّلام را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل تحلیل شرایط سیاسی دوران امام رضا علیه السّلام با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل شرایط سیاسی دوران امام رضا علیه السّلام با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل شرایط سیاسی دوران امام رضا علیه السّلام تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل شرایط سیاسی دوران امام رضا علیه السّلام را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیل شرایط سیاسی دوران امام رضا علیه السّلام :
گزیده ای از حیات امام رضا(ع)
ابوالحسن[۱] علی بن موسی الرضا(ع) از مادری به نام نجمه[۲] در ۱۱ ذیقعده سال ۱۴۸ه.ق در مدینه[۳] ولادت یافت. مدت امامت ایشان ۲۰ سال و مدت عمرش ۵۵ سال بود. در تعیین سال شهادت امام نقل های مختلفی به ثبت رسیده است. گروهی سال ه. ق را سال شهادت حضرت می دانند[۴] و عده ای سال ه. ق[۵] را سال شهادت ایشان برشمرده اند که قول مشهور همین است.
درباره نحوه ولادت آن حضرت از قول مادر ایشان نجمه(ع) نقل شده که فرمودند: «هنگامی که به حضرت حامله شدم، سنگینی حمل را در خود حسّ نمی کردم. وقتی به خواب می رفتم، صدای تسبیح و تحمید او را از شکم خود می شنیدم، من از این واقعه، دچار هول و ترس می شدم، اما چون بیدار می شدم دیگر صدایی به گوش نمی رسید. هنگامی که وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبانش را تکان می داد، گویی چیزی می گفت. سپس، پدرش موسی بن جعفر(ع) بر من وارد گردید و فرمودند: ای نجمه، گوارایت باد این کرامت و لطفی که از سوی پروردگارت به تو شده است. آنگاه حضرت، نوزاد را در آغوش گرفتند، در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه را زمزمه فرمودند و با آب فرات کامش را برداشتند و وی را به من برگردانیدند و فرمودند: او را بگیر که بازمانده خداوند بر روی زمین است».[۶]
معروف ترین لقب امام(ع)، رضا است.[۷] این لقب از آن جهت به آن حضرت داده شد که مورد رضایت خدا و رسول خدا(ص) و امامان و دوستان و دشمنان بود هرچند برخی می گویند این لقب را مأمون به امام داده است که قویاً مردود است و مشخص است که دست تحریف و توطئه بنی عباس در کار است. در این رابطه از «بزنطی» نقل شده: «به امام جواد(ع) عرض کردم: عده ای از مخالفان شما گمان دارند که به این دلیل که پدر شما به ولایتعهدی مأمون رضایت دادند، مأمون، آن حضرت را به رضا ملقب کرد؟ حضرت جواد(ع) فرمودند: به خدا سوگند که دروغ می گویند، بلکه آن حضرت را خداوند متعال، رضا نامید؛ زیرا او در آسمان مورد رضایت خداوند و در زمین مورد رضایت رسول خدا(ص) و ائمه بعد از او بود».[۸]
درباره همسر حضرت، مورخان تنها از «ام حبیب» یاد کرده اند.[۹] بعد از آنکه مأمون به اجبار، امام رضا(ع) را در سال ه.ق، به عنوان ولیعهد خود معرفی کرد، دخترش ام حبیب را به ازدواج ایشان درآورد و این در حالی بود که سن شریف آن حضرت سال و به قولی سال، بود.[۱۰] در تعداد و اسامی فرزندان امام رضا(ع) اختلاف نظر وجود دارد. گروهی آن ها را پنج پسر و یک دختر، ذکر کرده اند.[۱۱] اما شیخ مفید بر این عقیده است، که امام هشتم(ع)، فرزندی جز امام جواد(ع) نداشته است[۱۲] و ابن شهر آشوب[۱۳] و طبرسی[۱۴] نیز بر همین اعتقادند.
سیره سیاسی امام رضا(ع) در برابر خلفاء
امام رضا(ع) با سه خلیفه عباسی؛ هارون الرشید، امین و مأمون هم عصر بود. به طورکلی اوضاع سیاسی و خلافت عباسی در دوران زندگانی امام رضا(ع) علی الخصوص در زمان مأمون با آشفتگی های فراوانی همراه بوده است. از ویژگی های این مقطع، پیچیدگی شرایط سیاسی اجتماعی و شخصیت خاص مأمون است که به گفته شهید مطهری(ره)، عالم ترین خلفاء و بلکه شاید یکی از عالم ترین سلاطین جهان است.[۱۵]
امام رضا(ع) ده سال با سال های آخر زمامداری هارون، پنج سال با حکومت امین و پنج سال با حکومت مأمون هم عصر بود. که شایسته است شمه ای از عملکرد این خلفاء جهت نمایان ساختن محدودیت های سیاسی امام و حساسیت دوران امامت ایشان بررسی شود.
الف) چهره و عملکرد هارون الرشید
دوران خلافت هارون الرشید دوران اقتدار بنی عباس از نظر سیاست داخلی و خارجی بود. این اقتدار در مواجهه با امامان و علویان، شیعیان جو سیاسی خفقان آوری علی الخصوص پس از شهادت امام کاظم(ع) به وجود آورد، به حدّی که برخی از یاران امام رضا(ع) از این فشارها بر جان ایشان بیمناک بودند. «صفوان بن یحیی» می گوید: «امام رضا(ع) پس از رحلت پدر سخنانی فرمودند که ما بر جان ایشان ترسیدیم و عرض کردیم مطلبی بزرگ را آشکار کرده اید؛ ما بر شما از این طاغوت (هارون) بیمناکیم. امام رضا(ع) فرمودند: هرچه می خواهد تلاش کند، راهی بر من ندارد»،[۱۶] و هم چنان شد که امام می فرمودند.
امام(ع) پس از شهادت امام کاظم(ع)، بی پروا به رهبری امت پرداختند، هرگونه کمک به دولت عباسی را تحریم نمودند و فرمودند کمک به آن ها و کارمندشدن در ادارات آن ها و کوشش برای تأمین نیازهای آنان، معادل کفر است.[۱۷] هارون نیز فرصت نیافت خطری متوجه امام سازد و به جهت اغتشاشاتی که در شرق ایران رخ داد، مجبور شد خود با سپاهیانش به سوی خراسان برود که در راه بیمار شد و در سال ۱۹۳ه.ق در طوس مُرد و به خاک سپرده شد.
ب) چهره و عملکرد امین
دوران حکومت امین دورانی نسبتاً آرام برای امام و شیعیان بود. در سال هایی که بین مرگ هارون الرشید و حکومت مأمون فاصله شد، برخوردی میان امام و مأمون در تاریخ به چشم نمی خورد. مهم ترین دلیل آن این است که دستگاه خلافت بنی عباس در این سال ها یعنی از سال ۱۹۳ه.ق تا ۱۹۸ه.ق، گرفتار اختلاف های داخلی و درگیری های امین و مأمون و خلع مأمون از ولایتعهدی و واگذاری آن به موسی فرزند امین بود. در این رهگذر، امین فرصتی برای آزار علویان به ویژه امام رضا(ع) نیافت.[۱۸] درحقیقت می توانیم این سال ها را دوران آرامش نسبی امام و شیعیان بدانیم. امام رضا(ع) از این آزادی، کمال استفاده را در جهت تربیت شاگردان و رسیدگی به امور شیعیان و تبیین اصول تشیع و تهذیب و تکمیل احادیث خاندان نبوّت و مناظره با غیرمسلمانان نمودند و قدم های ماندگاری در تعمیق و گسترش تشیع برداشتند.
ج) عملکرد مأمون
هم چنان که گفته شد، مأمون در میان خلفاء عباسی از همه زیرک تر بلکه مکارتر بود. او از فقه و علوم دیگر آگاهی داشت. چنان که با برخی از دانشمندان به بحث و مناظره می نشست.[۱۹] او در عیاشی و فسق و فجور و اعمال شنیع دیگر از سایر خلفاء کم نداشت؛ اما از آنان محتاط تر عمل می کرد و عوام فریب بود. او می کوشید با انجام برخی کارها، شیعیان و طرفداران امام را به خود علاقه مند سازد؛ به عنوان مثال از شایسته بودن امیرمؤمنان علی(ع) برای جانشینی پیامبر(ص) سخن می گفت و دشنام و لعن به معاویه را رسمی کرد و فدک را که از فاطمه زهرا(ع) غصب شده بود، به علویان بازگرداند و با علویان در ظاهر انعطاف و علاقه نشان می داد.[۲۰]
او می خواست زمینه های انقلاب و شورش را از بین ببرد و مردم را راضی نگه دارد، تا بتواند بر مرکب خلافت سوار باشد. ناگفته نماند که شورش علویان، تهدیدی جدی برای حکومت مأمون محسوب می شد، چنان که در سال ۱۹۹ه.ق «محمدبن ابراهیم طباطبا» از علویان محبوب، به دستیاری «ابو السرایا» قیام کرد و گروهی دیگر از علویان هم در عراق و حجاز قیام هایی داشتند و از ضعف حکومت استفاده کرده، بر برخی از شهرها مسلط شدند.[۲۱]
مأمون با کوشش بسیار توانست بر این آشوب ها پیروز شود و چون ممکن بود ایرانیان هم به یاری علویان برخیزند، همان گونه که در ابتدای کار بنی عباس هم داعیان عباسی برای سرنگونی بنی امیه از همین علاقه ایرانیان به خاندان پیامبران و دودمان علی(ع) استفاده کرده بودند، مأمون تاکتیکی اندیشید و به فکر افتاد که با طرح واگذاری خلافت یا ولایتعهدی به شخصیتی مانند امام رضا(ع) پایه های لرزان حکومت خود را تثبیت کند. امام رضا(ع) نیز به مأمون فرمود که قصد او از این کار این است که مردم بگویند امام متمایل به دنیاست و به طمع خلافت، ولیعهدی را پذیرفته است.[۲۲]
مأمون با این رفتار خود چنان ماجرای پیچیده ای برای شیعیان ایجاد کرد که حتی برخی شیعیان پاک نهاد نیز فریب این سیاست او را خوردند و به همین جهت امام رضا(ع) به آنان می فرمودند: «از گفتار او فریب نخورید؛ زیرا سوگند به خدا، کسی جز مأمون قاتل من نخواهد بود، اما من ناگزیرم شکیبایی ورزم تا وقت آن برسد».[۲۳]
انگیزه های سیاسی مأمون از دعوت امام
علّت دعوت مأمون از امام(ع) برای ولایتعهدی را باید در لابه لای مشکلات سیاسی و اجتماعی که مأمون با آن روبه رو بود جستجو کرد. شرایط سیاسی و اجتماعی دوران مأمون، نشانگر آن است که وی با مشکلات فراوان مواجه بود و برای پیروزی و حل مشکلات خویش، طرح ولایتعهدی و دعوت از امام را مطرح کرد، هدف های سیاسی مأمون را می توان در این موارد خلاصه و ارزیابی کرد.
۱. مهار تحرکات سیاسی نظامی علویان
هر چند مأمون پس از کشتن برادرش امین، خلیفه شده بود، ولی حکومت وی از سوی علویان و هم چنین عباسیان متزلزل بود. علویان بزرگ ترین نیروی مخالف حکومت عباسی، با شورش های پی درپی مانند قیام ابوالسرایا، محمدبن سلیمان و علی بن جعفربن محمد و… حکومت مأمون را با خطر سقوط مواجه ساخته بودند.[۲۴]
قیام های پی درپی علویان، روزگار مأمون را تیره و تار کرده بود؛ به طوری که دیگر با قلع و قمع آنان قابل حل نبود. بنابراین مأمون تصمیم گرفت با تحمیل ولیعهدی بر امام(ع) خشم و شورش علویان را فرو نشاند. به تعبیر علامه طباطبایی(ره)، مأمون به فکر افتاد که گرفتاری هایی را که سیاست کهنه هفتاد ساله پیشینیان وی، نتوانسته بود چاره کند، با سیاست تازه دیگر خاتمه بخشد و آن، سپردن ولیعهدی به امام هشتم(ع) بود.[۲۵] در صورت پذیرش ولایتعهدی از سوی امام(ع) که برترین علویان بود، دیگر جایی برای انقلاب علویان در برابر عباسیان و مأمون باقی نمی ماند.
۲. پوشش دادن آثار قتل امین
کشتن امین به دست برادرش مأمون، در ظاهر یک پیروزی نظامی برای مأمون بود، ولی روش هایی را که مأمون برای تشفّی خاطر خود در پیش گرفت (مانند اینکه سر بریده امین برادرش را در صحن بارگاهش نصب کرد و نیز دستور داد سر امین را در خراسان بگردانند) عکس العمل های منفی ای را بر ضد مأمون به وجود آورد.[۲۶] کشتن امین وجهه اجتماعی و دینی مأمون را خدشه دار ساخت. وی با این برادرکشی در نزد طرفداران خویش نیز متهم شد.
برخی مورخان معاصر بر این باورند که مأمون با خود می اندیشید که اگر برادر را بکشد، از شرّ طرفداران و یاران او رها می شود و پس از آن که حلقه تبلیغاتی او بر ضد آنان نتایج خود را به بار آورد، راه برای استقرار وی بر سریر حکومت هموار خواهد شد. آن گاه می تواند اطمینان یابد و چشم آسوده بخوابد؛ ولی پیش بینی او نادرست درآمد.[۲۷]
هر چند که این برادرکشی با تجاوز امین آغاز شد، ولی کار مأمون، چهره سیاسی و اجتماعی و دینی وی را متزلزل ساخت. بدین خاطره مأمون برای زدودن این خاطر زشت، باید توجیهی قانع کننده عرضه می کرد.
با اینکه مأمون در افکار عمومی سزاوارتر به خلافت بود، ولی عباسیان همواره از مأمون روی گردان و طرفدار امین بودند. عباسیان عرب بودند و هیچ گاه مأمون را که مادرش ایرانی بود، بر امین ترجیح نمی دادند. امین یک عباسی اصیل به شمار می رفت. پدرش هارون و مادرش زُبَیده نوه منصور، بزرگ ترین زن عباسی به شمار می رفت.[۲۸] مأمون با انتخاب علی بن موسی ال
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل مدرنیسم و همجنس گرایی
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.