توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل کارکرد نزول حضرت عیسی(ع) در دولت امام مهدی(عج) از منظر مفسران فریقین یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل کارکرد نزول حضرت عیسی(ع) در دولت امام مهدی(عج) از منظر مفسران فریقین شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل کارکرد نزول حضرت عیسی(ع) در دولت امام مهدی(عج) از منظر مفسران فریقین را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل تحلیل کارکرد نزول حضرت عیسی(ع) در دولت امام مهدی(عج) از منظر مفسران فریقین با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل تحلیل کارکرد نزول حضرت عیسی(ع) در دولت امام مهدی(عج) از منظر مفسران فریقین بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل تحلیل کارکرد نزول حضرت عیسی(ع) در دولت امام مهدی(عج) از منظر مفسران فریقین با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تحلیل کارکرد نزول حضرت عیسی(ع) در دولت امام مهدی(عج) از منظر مفسران فریقین وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل تحلیل کارکرد نزول حضرت عیسی(ع) در دولت امام مهدی(عج) از منظر مفسران فریقین با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل تحلیل کارکرد نزول حضرت عیسی(ع) در دولت امام مهدی(عج) از منظر مفسران فریقین مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیل کارکرد نزول حضرت عیسی(ع) در دولت امام مهدی(عج) از منظر مفسران فریقین :
مقدمه
در این پژوهش برای بررسی آرای مفسرین، به برخی از مهم ترین تفاسیر شیعه و سنی که پیرامون مسئله نزول حضرت عیسی علیه السلام در آخرالزمان بحث داشته اند رجوع می شود. در این راستا ابتدا به نظرات مفسرین شیعه در این زمینه رجوع شده و سپس نظرات مفسرین سنی بررسی می شوند. هرچند این تقسیم بندی در برخی موارد دقیق نمی باشد چرا که بسیاری از روایات تفسیری که ذیل آیات مربوطه آمده است، هم در تفاسیر شیعه مورد اشاره قرار گرفته و هم در تفاسیر اهل سنت آورده شده است؛ اما از آن جا که شیعیان علاوه بر روایات پیامبر اکرم (ص) به روایات اهل بیت(ع) نیز ملتزم بوده و از آن روایات نیز برای تفسیر آیات قرآن استفاده کرده اند، در موارد بسیاری نکات تفاسیر شیعه کامل تر بوده و مسئله چرایی و چگونگی نزول حضرت عیسی علیه السلام در رکاب امام زمان(عج) که در روایات اهل سنت کمتر به آن اشاره شده است در تفاسیر شیعه بیشتر بررسی شده است. یکی از علل آن که برخی از اهل سنت در تفاسیر خود اشاره ای به امام عصرعجل الله فرجه نداشته اند همین امر است، و شاید به همین دلیل است که فحوای کلام برخی از مفسرین اهل سنت آن است که حضرت عیسی علیه السلام خود منجی آخرالزمان است. در ادامه پژوهش پس از آن که مسئله نزول حضرت عیسی علیه السلام و همراهی ایشان با امام عصرعجل الله فرجه در قیام جهانی از منظر تفاسیر شیعه بررسی شد، آراء و نظرات مفسرین اهل سنت در این باب بررسی می شود.
از آن جا که بیشتر نکات تفسیری در این باب پیرامون چند آیه محدود بیان شده اند، از تکرار آیات در طول پژوهش خودداری شده و پس از ذکر آیه و ترجمه آن، در طول پژوهش تنها به آدرس آن آیه اشاره می شود.
اصل نزول حضرت عیسی علیه السلام در منابع فریقین
۱- اثبات نزول
اصل نزول حضرت عیسی علیه السلام نزد مفسران شیعه براساس آیات قرآن کریم امری مسلم و بدون هیچ گونه ابهام و تردیدی می باشد.
بسیاری از مفسران شیعه ذیل آیه ۵۵ سوره آل عمران[۱] به این مسئله اشاره کرده اند که از جمله آنها می توان به تفسیر مقاتل بن سلیمان (بلخی، ۱۴۲۳ق: ج۱، ۲۷۸)، ابوالفتوح رازی (ابوالفتح رازی، ۱۳۷۱ ش: ج۴، ۳۵۱)، مقاتل بن سلیمان ذیل آیات ۱۵۷ و ۱۵۸[۲] سوره نساء به معجزه خداوند پرداخته و می گوید:
«خداوند چهره یکی از حواریون خیانت کار را به چهره حضرت درآورده و یهودیان به جای حضرت عیسی علیه السلام آن شخص را علیرغم انکارش اعدام کرده اند» و سپس به چگونگی رفع ایشان به آسمان در شب قدر می پردازد. (بلخی، ۱۴۲۳ق: ج۱، ۴۲۰)
شیخ طوسی در تفسیر تبیان ذیل آیه ۱۵۹ سوره نساء به این روایت اشاره می کند که:
حجاج به ابن شهر بن حوشب گفت: ای شهر، این آیه در کتاب خداوند مرا خسته نموده است، چرا که من بسیاری از یهود و نصارا را دستور دادم گردن بزنند و در آن هنگام آنها را به دقت می نگریستم. هیچ گاه ندیدم که لب های خود را پیش از مرگش به منظور ایمان آوردن به عیسی علیه السلام حرکت دهند. ابن شهر تأویل این آیه را از زبان امام باقر علیه السلام این طور بیان می کند: عیسی بن مریم علیه السلام پیش از روز قیامت به دنیا فرود می آید و در آن موقع پیروان هیچ دینی اعم از یهودی و غیره نمی ماند جز این که قبل از مرگ، به وی ایمان می آورند. (طوسی، ۱۴۰۹ق: ج۳، ۳۸۷)
این روایت از آن رو حائز اهمیت است که طبق آیه ۱۵۹ سوره نساء، ضروری است که هر اهل کتابی قبل از مرگ به حضرت عیسی علیه السلام ایمان آورده باشد، در حالی که این امر هنوز محقق نشده است.
ابوالفتوح رازی نیز در تفسیر خود ذیل آیه ۵۵ سوره آل عمران، به نزول حضرت عیسی علیه السلام اشاره می کند. (ابوالفتح رازی، ۱۳۷۱ش: ج۴، ۳۵۱)
در تفسیر مجمع البیان مرحوم طبرسی روایتی از رسول اکرم(ص) ذیل آیه ۱۸۱ سوره اعراف[۳] آمده است که آن حضرت فرمود:
همانا از امت من مردمی بر حق هستند تا آن که، عیسی بن مریم علیه السلام بر آنها فرود آید. (طبرسی، ۱۴۲۷ق: ج۴، ۷۷۳)[۴]
مفسران اهل سنت پیرامون مسئله نزول حضرت عیسی علیه السلام دیدگاه های متفاوتی دارند که برخی در تضاد با دیدگاه های شیعه و برخی همسو با آن است. نظرات همسو نیز خود به دو دسته تقسیم می شوند، نظراتی که در تضاد با دیدگاه های شیعه نیستند اما به طور کامل مؤید آن هم نیستند، و نظراتی که با دیدگاه های شیعه برابری می کنند. اما به طور کلی در اصل نزول حضرت عیسی علیه السلام به جز معدودی از مفسرین عامه، اتفاق نظر وجود دارد.
محکم الهواری در آیه ۱۵۹ سوره نساء، ایمان را قبل از موت حضرت عیسی علیه السلام می داند. (محکم الهواری، ۱۴۲۶ق: ج۱، ۴۴۶) ایشان همچنین در آیه ۶۱ سوره زخرف[۵] منظور از «عِلْمٌ لِّلسَّاعَهِ» را نزول عیسی علیه السلام و طریق او را اسلام دانسته است. (همان: ج۴، ۱۲۰) مسئله نزول حضرت عیسی علیه السلام، مسلمان شدن پیروان دیگر ادیان و همچنین امنیت گسترده، در برخی مطالب دیگر تفسیر ایشان تکرار می شود اما ایشان هیچ اسمی از حضرت مهدی(عج) نمی آورد. (همان: ۱۵۸، ۱۸۰ و ۳۴۸).
ضحاک بن مزاحم هلالی(از مفسران اهل سنت) ذیل آیه ۵۵ سوره آل عمران به حیات و نزول حضرت عیسی علیه السلام اشاره نموده (هلالی، ۱۴۰۳ق: ج۱، ۲۴۸) و نیز ذیل آیه ۶۱ سوره زخرف منظور از «عِلْمٌ لِّلسَّاعَهِ» را خروج آن حضرت قبل از قیامت مطرح نموده است. (همان: ۷۴۶)
حسن بصری در تفسیر خود ذیل آیه ۵۵ سوره آل عمران با ذکر هفت روایت مرفوعه ثابت کرده که حضرت عیسی علیه السلام زنده است و از دنیا نرفته و قبل از قیامت بر خواهد گشت (بصری، ۱۴۰۱ق: ج۱، ۲۱۵) وی همچنین ذیل سوره زخرف آیه ۶۱ منظور از «عِلْمٌ لِّلسَّاعَهِ» را نزول عیسی علیه السلام دانسته است. (همان: ج۲، ۲۷۵) ایشان نیز تنها به نزول عیسی علیه السلام اشاره می کند و با وجود این که سخنی خلاف نظر شیعه بیان نمی کند اما هیچ اشاره ای هم به امام عصر(عج) در کلام وی دیده نمی شود.
طبری در ذیل آیه ۵۵ سوره آل عمران به طور مفصل با ذکر روایات زیادی از رسول اکرم(ص) و صحابه ایشان، به مسئله نزول حضرت عیسی علیه السلام و اقدامات ایشان می پردازد و همین طور به فوت ایشان و نماز خواندن مسلمانان بر جنازه او به شیوه اسلام اشاره نموده است. (طبری، ۱۴۱۲ق: ج۳، ۲۰۲)
ماتریدی در تفسیر خود مسئله نزول حضرت عیسی علیه السلام را ذیل آیه ۵۵ سوره آل عمران آورده است، او منظور از «مُتَوَفِّیک» را فوت حضرت عیسی علیه السلام بعد از نزولش می داند. (ماتریدی، ۱۴۲۶ق: ج۱، ۲۷۳)
ابن ابی حاتم نزول حضرت عیسی علیه السلام را از مصادیق آیات ۱۵۷، ۱۵۸و ۱۵۹ سوره نساء (ابن ابی حاتم، ۱۴۱۷ق: ج۴، ۱۱۱۰) و آیه ۱۸۱ سوره اعراف (همان: ج۵، ۱۶۲۳) و آیه ۶۱ سوره زخرف (همان: ج۱۰، ۳۲۸۵) می داند.
در تفسیر قرطبی نیز به مسئله نزول حضرت عیسی علیه السلام در آیه ۵۵ سوره آل عمران (قرطبی، ۱۳۶۴ش: ج۴، ۹۹)، آیه ۱۵۹ سوره نساء (همان: ج۶، ۱۱)، آیه ۱۸۱ سوره اعراف (همان: ج۷، ۳۲۹) و آیه ۸۱ سوره اسراء[۶] (همان: ج۱۱، ۳۱۵) اشاره شده است. ایشان توضیح بیشتری پیرامون اقدامات آن حضرت نمی دهد و به ذکر نزول حضرت عیسی علیه السلام در آخرالزمان اکتفا می کند.
مجاهد مکی نیز در ذیل آیه ۱۵۹ سوره نساء با ذکر سه روایت اثبات کرده که حضرت عیسی علیه السلام به صلیب کشیده نشده است؛ و آن شخصی که به صلیب کشیده شده شخصی شبیه آن حضرت بوده است؛ لذا حضرت عیسی علیه السلام زنده است. (مکی، ۱۴۱۰ق: ۱۲۵)
۲- منکران نزول و رد کلام ایشان
در میان مفسران شیعه هیچ یک منکر نزول حضرت عیسی علیه السلام نیستند اما دربین مفسران اهل سنت هستند کسانی که اساساً نزول عیسی علیه السلام را قبول ندارند، که البته این دیدگاه حتی با نظر قاطبه علمای اهل سنت نیز در تضاد است. این دسته از مفسرین اهل سنت بسیار معدود هستند و نظرات آنها را دیگر مفسرین اهل سنت نیز مردود می دانند.
طنطاوی یکی از مفسرین اهل سنت نظری متفاوت با نظر شیعه و سنی ابراز می کند که خود نیز به شاذ بودن نظر خود معترف است. طنطاوی ذیل آیه ۶۱ سوره زخرف می گوید ضمیر در «انه» به قرآن برمی گردد، و خود اعتراف می کند که این رأی مخالف نظر جمهور مفسران است که معتقدند ضمیر به حضرت عیسی علیه السلام باز می گردد. ایشان سپس روایاتی را در باب نزول حضرت عیسی علیه السلام نقل می کند و ماحصل کلام در این بحث را عدم نص قرآن در نزول عیسی علیه السلام و دلیل آن را احتمالی می داند. (طنطاوی، ۱۴۲۵: ج۱۰، ۱۷۰)
البته ایشان اعتقاد به حضرت عیسی علیه السلام را قوی تر از [امام] مهدی(عج) می داند، چرا که در کتب صحیح بخاری و صحیح مسلم (از منابع روایی اهل سنت) آمده است و معتقد است تغییر وضعیت زمینی که در آن زندگی می کنیم و بهتر شدن آن در یک روز یا یک سال و یا حتی یک قرن اتفاق نمی افتد، زیرا انقلاب انسانی قرن ها زمان نیاز دارد و با زندگی هفت ساله کمتر یا بیشتر حضرت عیسی علیه السلام همان طور که در روایات آمده این تغییر امکان پذیر نیست. پس نزول حضرت برای بار دیگر اتفاق نمی افتد مگر بعد از دگرگونی تدریجی حال امت ها به حالتی که زمین مشابه بهشت گردد. و شاید عقل ها در آن زمان با نزول حضرت عیسی علیه السلام به علمی برسند که او را بپذیرند. (همان: ۱۷۳)
طنطاوی در این جا بحثی را مطرح می کند تحت عنوان فائده کلی این موضوع، ایشان دلیل پرداختن به موضوع نزول حضرت عیسی علیه السلام را هرچند صریحاً در قرآن نیامده است ولی با توجه به این که احادیث (بخاری و مسلم) آن را نقل کرده اند، اعلام می کند و می گوید:
وقتی به آیات ظاهر و آشکاری از قبیل وعده به غلبه اسلام بر جمیع ادیان، گواه بودن مسلمانان بر مردم و گواه بودن رسول اکرم (ص) بر آنها و بهترین امت بودن مسلمانان که خدا آنها را به وجود آورده است، رجوع می کنیم و رحمه للعالمین بودن پیامبر (ص) را به آن ضمیمه می کنیم و این که امروز ما نماینده امت اسلامی روی زمین هستیم، بر ما واجب می شود که رحمه للعالمین باشیم و به این ترتیب امت ها به سبب نشر معارف اسلامی به جهانی سالم نزدیک شوند و امت اسلامی دارای فضیلت برتر در این دوره باشند. به این ترتیب به سبب اسلام و آشکار شدن حقایق وعده داده شده، روح عیسوی در عالم تسری پیدا می کند. پس هنگامی که حضرت مسیح علیه السلام ظهور کند امت را آماده جهانی آباد می یابد و فرقی نمی کند که او شخصاً نازل شود و یا این که نفوس انسان ها سلامتی را درک کنند، در این رمزی است که ما متعرض آن نمی شویم زیرا مخصوص علم خدا است. آنچه در توان ماست بگوییم این است که بر مسلمانان واجب است نقش خود را در پیشرفت ایفا کنند و دعوت کننده انسان ها به آبادانی و درستی و گسترش دهنده علوم باشند. (همان: ۱۷۸)
به بیان دیگر ایشان نزول حضرت عیسی علیه السلام را امری که لزوماً جسمی و ظاهری باشد نمی داند و این مسئله را مطرح می کند که قلوب مردم به سمت آن حضرت گرایش پیدا کرده و خود به برقراری عدالت در زمین براساس آموزه های مسیح می پردازند.
ایشان همچنین به موضوع مدعیان دروغین حضرت عیسی علیه السلام در شهرهای مختلف و تعدد آنها پرداخته و آن را دلیلی بر رد ادعای نزول شخصی حضرت می داند و معتقد است:
سخن به جا و عمل صحیح این است که رهبران امت های اسلامی همت های شان را به سوی گسترش علوم و مدارس و انتشار تفکر اسلامی متوجه سازند تا این ادعاها خود به خود خنثی شود و نیازی به صرف وقت برای تکذیب آنها نباشد. (همان: ۱۸۲)
با توجه به این مسئله مشخص می شود طنطاوی نه تنها همراهی حضرت عیسی علیه السلام با امام عصر (عج) را، بلکه اصل نزول جسمی و مادی ایشان را نیز فاقد موضوعیت می داند و معتقد است از آیات قرآن این مسئله استنباط نمی شود. هرچند خود ایشان نیز معترف است که این سخن در بین مفسرین شاذ بوده و مسئله نزول حضرت مسیح علیه السلام اصلی مسلم نزد دیگر مفسرین است.
زمان و مکان نزول حضرت عیسی علیه السلام
۱- زمان نزول
می توان گفت که همه مفسران شیعه و اکثر مفسران اهل سنت (حقی بروسوی، بی تا: ج۴، ۲۷؛[۷] آلوسی، ۱۴۱۵: ج۴، ۱۰۶)[۸] زمان نزول حضرت عیسی علیه السلام را پیش از قیامت و همزمان با ظهور حضرت مهدی(عج) می دانند.
تفسیر مقاتل بن سلیمان ذیل آیه ۵۵ سوره آل عمران[۹] به این مسئله اشاره کرده و زمان نزول حضرت عیسی علیه السلام را به عهد دجال گره زده و فوت ایشان را بعد از قتل دجال بیان کرده است. (بلخی، ۱۴۲۲ق: ج۱، ۲۷۸)
شیخ طوسی به نقل از ابن شهر بن حوشب و با تأویل امام باقر علیه السلام ذیل آیه ۱۵۹ سوره نساء، نزول حضرت عیسی علیه السلام را پیش از روز قیامت می داند.
ماتریدی در سوره نساء آیه ۱۵۹ همزمانی نزول حضرت با خروج دجال و غلبه کامل اسلام را بیان می کند (ماتریدی، ۱۴۲۶ق: ج۱، ۵۲۵)
اطفیش در تیسیر التفسیر ذیل آیه ۶۱ سوره زخرف زمان نزول حضرت را صبح می داند. (اطفیش، ۱۴۰۷ ق: ج۱۲، ۵۱)
۲- مکان نزول
مقاتل بن سلیمان ذیل آیه ۱۵۹ سوره نساء[۱۰] وضعیت حضرت را پس از نزول بررسی می کند و محل نزول ایشان را شهر «افیق» می داند. (بلخی، ج۲، ۶۸) اطفیش در تیسیر التفسیر ذیل آیه ۶۱ سوره زخرف علاوه بر سیره و اقدامات حضرت عیسی علیه السلام اشاره به محل نزول (دمشق) ایشان می کند. (اطفیش، ۱۴۰۷ق: ج۱۲، ۵۱)
کارکرد نزول حضرت عیسی علیه السلام
۱- تأیید امام مهدی(عج)
می توان گفت در تمام تفاسیر شیعه و در برخی از تفاسیر اهل سنّت نقل شده که پس از شروع قیام امام مهدی(عج)، حضرت عیسی بن مریم علیه السلام برای تأیید و نصرت وی از آسمان فرود می آید. (حقی بروسوی، بی تا: ج۳، ۴۱۶)[۱۱]
در جای دیگر در تقسیم کارها می گویند:
عیسی علیه السلام قائم به شریعت و امامت است و مهدی(عج) قیام مسلحانه، خلافت و زمامداری را عهده دار می شود و هر دو به دین اسلام خدمت خواهند کرد. (حقی بروسوی، بی تا: ج ۸، ۳۸۵؛[۱۲] ج ۳، ۴۱۶)[۱۳]
این تأیید و نصرت در برخی موارد به صورت برجسته تری نمود پیدا می کند، مانند:
الف) با معرفی به ادیان
سیدهاشم بحرانی در تفسیر البرهان ذیل آیه ۱۵۹ سوره نساء، روایتی از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل می کند که حضرت فرمود:
[عیسی علیه السلام] چون به دنیا رجوع می کند، تمام طبقات مردم به او ایمان می آورند. (بحرانی، ۱۳۳۴ش: ج۲، ۱۹۷)[۱۴]
هرچند در این روایت اشاره ای به همراهی آن حضرت با امام عصر (عج) نشده است اما می توان از محتوای آن این امر را متوجه شد، چرا که مسلمانان وقتی به آن حضرت ایمان می آورند که ایشان را در رکاب امام عصر (عج) ببینند و از آن جا که طبق این روایت تمام طبقات مردم (از جمله مسلمانان و شیعیان) به ایشان ایمان می آورند، پس روشن می شود که آن حضرت به تنهایی قیام نکرده، بلکه در رکاب امام شیعیان است.
در تفسیر قمی نیز ذیل آیه فوق، مسئله ایمان آوردن یهود و نصارا به حضرت عیسی علیه السلام و نماز خواندن ایشان پشت سر امام مهدی(عج) بیان شده است. (قمی، ۱۳۶۳ ش: ج۱، ۱۵۸) از آن جا که در این روایت اشاره به نماز خواندن شده است، می توان فهمید طبق این تفسیر، حضرت عیسی علیه السلام یهود و نصارا را به دین اسلام دعوت کرده و آنها نیز می پذیرند، و خود نیز در رکاب امام مسلمین است.
ب) اقتدا در نماز (نمایش اطاعت از امام)
شیخ طوسی در تفسیر تبیان ذیل آیه ۱۵۹ سوره نساء با روایتی از امام محمدباقر علیه السلام به نقل از ابن شهر بت حوشب بیان می کند که:
عیسی علیه السلام خود پشت سر مهدی(عج) نماز می گذارد. (طوسی، ۱۴۰۹ق: ج۳، ۳۸۷)[۱۵]
همچنین فرات کوفی در تفسیر خود ذیل آیه ۱۵۸ سوره انعام[۱۶] پس از نقل روایتی مبنی بر نزول حضرت عیسی علیه السلام و کشتن دجال بیان می کند که:
او پشت سر مردی از اهل بیت که همان مهدی موعود(عج) باشد نماز خواهد خواند. (فرات کوفی، ۱۴۱۰ق: ۱۳۹)
در این تفسیر به صراحت از همراهی عیسی علیه السلام با امام عصر (عج) یاد شده، و نماز خواندن آن حضرت پشت سر مهدی موعود عجل الله فرجه به منزله اطاعت و پیروی ایشان از امام زمان (عج) می باشد.
از اخبار موجود در تفاسیر اهل سنت استفاده می شود نخستین کار حضرت عیسی علیه السلام پس از نزول از آسمان (ابن عربی، ۱۴۲۲: ج ۲، ۲۳۹؛ زمخشری، ۱۳۸۵: ج ۴، ۲۶۱؛ فخر رازی، ۱۴۲۱: ج ۲۷، ۱۹۱؛ أبی السعود، بی تا: ج۸، ۵۳؛ بغوی، ۱۴۲۰: ج ۴، ۱۶۶؛ بیضاوی، بی تا: ج۵، ۱۵۰-۱۵۱ و ۹۴؛ نووی الجاوی، ۱۴۱۷: ج ۲، ۳۸۷؛ ابن عجیبه، ۱۴۲۲: ج ۵، ۲۶۰؛ حقی بروسوی، بی تا: ج ۸، ۳۸۴)[۱۷] تأیید امام مهدی(عج) و اطاعت از ایشان است و این مهم به صورت عملی، با اقتدای به امام مهدی (عج)،[۱۸] در نماز جماعت نمود پیدا می کند. (قرطبی، ۱۴۰۵: ج ۴، ۱۰۱، ج ۱۶، ۱۰۶؛ سیوطی، بی تا: ج ۲، ۲۴۲؛ بغدادی، ۱۴۱۵: ج ۱، ۲۵۲، ج ۴، ۱۱۲؛ بغوی، ۱۴۲۰: ج ۴، ۱۶۷؛ ملاحویش، ۱۳۸۲: ج ۴، ۷۹؛ دروزه، ۱۴۲۱: ج ۴، ۵۲۰؛ مظهری، ۱۴۱۲: ج ۲، قسم ۱، ۵۷، ج ۸، ۳۵۸؛ آلوسی، ۱۴۱۵: ج ۱۳، ۹۵)[۱۹]
شرح ماجرا از این قرار است که جماعت مسلمانان به همراه امام مهدی(عج) در بیت المقدس (قرطبی، ۱۴۰۵: ج ۱۶، ۱۰۶؛ زمخشری، ۱۳۸۵: ج ۴، ۲۶۱؛ ابن عربی، ۱۴۲۲: ج ۲، ۲۲۶-۲۲۷؛ فخر رازی، ۱۴۲۱: ج ۲۷، ۱۹۱؛ بغوی، ۱۴۲۰: ج ۴، ۱۶۶؛ بیضاوی، بی تا: ج۵، ۱۵۰-۱۵۱ و ۹۴؛ أبی السعود، بی تا: ج۸، ۵۳؛ ابن عجیبه، ۱۴۲۲: ج ۵، ۲۶۰؛ نووی الجاوی، ۱۴۱۷: ج ۲، ۳۸۷؛ خطیب شربینی، بی تا: ج۳، ۴۵۲؛ مظهری، ۱۴۱۲: ج ۸، ۳۵۹؛ حقی بروسوی، بی تا: ج ۸، ۳۸۴؛ آلوسی، ۱۴۱۵: ج ۱۳، ۹۵)،[۲۰] اورشلیم (قنوجی بخاری، ۱۴۲۰: ج۲، ۵۹۹) یا دمشق (آلوسی، ۱۴۱۵: ج ۱۳، ۹۵)[۲۱] می خواهند نماز صبح (ابن عربی، ۱۴۲۲: ج ۲، ۲۲۶-۲۲۷؛ زمخشری، ۱۳۸۵: ج ۴، ۲۶۱؛ فخر رازی، ۱۴۲۱: ج ۲۷، ۱۹۱؛ بیضاوی، بی تا: ج۵، ۱۵۰-۱۵۱ و ۹۴؛ أبی السعود، بی تا: ج۸، ۵۳؛ نووی الجاوی، ۱۴۱۷: ج ۲، ۳۸۷؛[۲۲] خطیب شربینی، بی تا: ج۳، ۴۵۲؛[۲۳] آلوسی، ۱۴۱۵: ج ۱۳، ۹۵؛[۲۴] حقی بروسوی، بی تا: ج ۸، ۳۸۴)[۲۵] یا عصر (قرطبی، ۱۴۰۵: ج ۱۶، ۱۰۶؛ بغوی، ۱۴۲۰: ج ۴، ۱۶۶؛ ابن عجیبه، ۱۴۲۲: ج ۵، ۲۶۰؛ مظهری، ۱۴۱۲: ج ۸، ۳۵۹؛[۲۶] خطیب شربینی، بی تا: ج۳، ۴۵۲؛[۲۷] حقی بروسوی، بی تا: ج ۸، ۳۸۴)[۲۸] بخوانند.
در این حال عیسی بن مریم علیه السلام وارد می شود امام عقب می آید و به ایشان می فرماید: «جلو بایستید تا به شما اقتدا کنیم.» حضرت عیسی علیه السلام نمی پذیرد و پسی از اقرار به فضل امام مهدی(عج) و این که او امام مسلمانان است. (مظهری، ۱۴۱۲: ج ۲ قسم ۱، ۵۷؛ سیدقطب، ۱۴۱۲: ج۵، ۳۱۹۹،[۲۹] ج ۸، ۳۵۹)[۳۰] به نماز ایشان، مطابق شریعت اسلام اقتدا می کند (قرطبی، ۱۴۰۵: ج ۱۶، ۱۰۶؛ ابن عربی، ۱۴۲۲: ج ۲، ۲۲۶-۲۲۷؛ زمخشری، ۱۳۸۵: ج ۴، ۲۶۱؛ فخر رازی، ۱۴۲۱: ج ۲۷، ۱۹۱؛ أبی السعود، بی تا: ج۸، ۵۳؛ بغوی، ۱۴۲۰: ج ۴، ۱۶۶؛ بیضاوی، بی تا: ج۵، ۱۵۰-۱۵۱ و ۹۴؛ ابن عجیبه، ۱۴۲۲: ج ۵، ۲۶۰؛ حقی بروسوی، بی تا: ج ۸، ۳۸۴؛ آلوسی، ۱۴۱۵: ج ۱۳، ۹۵؛ نووی الجاوی، ۱۴۱۷: ج ۲، ۳۸۷)[۳۱]
این نماز جماعت به دلیل این که تأیید عملی امام مهدی(عج) است، اهمیتی ویژه دارد. بر همین اساس، در روایت نبوی (بخاری، ۱۴۰۱: ج۴، ۱۴۳)[۳۲] (ابن حنبل، بی تا: ج۲، ۲۷۲[۳۳] و ۳۳۶؛ مسلم، بی تا: ج۱، ۹۴) در شمار افتخارات مسلمانان شمرده شده و در سایر روایات نیز ویژگی های آن بیان شده است.
مفسّران اهل سنّت به ویژه عرفا و متکلمان آنان درباره این نماز جماعت، وجه تعارف امام مهدی عجل الله فرجه به حضرت عیسی علیه السلام ، نپذیرفتن ایشان و اقتدا به امام مسلمانان سخنانی مبسوط بیان کرده اند (حقی بروسوی، بی تا: ج ۸، ۳۸۵). [۳۴]
درباره این که پس از تعارفات، بالأخره امام جماعت در این نماز چه کسی خواهد بود، در بین اهل سنّت اختلاف است؛ امّا مشهور می گویند: امام مهدی(عج) امامت خواهد کرد (آلوسی، ۱۴۱۵: ج ۱۱، ۲۱۴،[۳۵] ج ۱۳، ۹۵؛[۳۶] حقی بروسوی، بی تا: ج ۸، ۳۸۵).[۳۷] برخی دیگر نیز بر این باورند که تنها در این نماز به خصوص حضرت مهدی(عج) امام است که توهّم نشود عیسی علیه السلام برای نسخ شریعت پیامبر (ص) آمده است؛ ولی در نمازهای بعدی عیسی علیه السلام امام جماعت خواهد بود (ملاحویش، ۱۳۸۲: ج ۴، ۸۲؛[۳۸] آلوسی، ۱۴۱۵: ج ۱۳، ۹۵).[۳۹]
ابن عربی در وجه تعارف امام مهدی(عج) به حضرت عیسی علیه السلام و نپذیرفتن حضرت عیسی علیه السلام می گوید:
و الامام الذی یتأخر هو المهدی و إنما یتأخر مع کونه قطب الوقت مراعاه لأدب صاحب الولایه مع صاحب النبوه و تقدیم عیسی علیه السلام إیاه لعلمه بتقدمه فی نفس الأمر لمکان قطبیته و صلاته خلفه علی الشریعه المحمدیه(ص) اقتداؤه به تحقیقا للاستفاضه منه ظاهرا و باطنا و اللّه أعلم؛ (ابن عربی، ۱۴۲۲: ج ۲، ۲۲۶-۲۲۷)
چون عیسی علیه السلام پیامبر است، امام مهدی(عج) می خواهد ادب صاحب الولایه
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل محبت و دوستی اولیاء الهی با خداوند
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.