توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل تحلیل گفتمان انتقادی قصیده بائی? حضرت فاطمه زهرا (س) – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل گفتمان انتقادی قصیده بائی? حضرت فاطمه زهرا (س) شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل گفتمان انتقادی قصیده بائی? حضرت فاطمه زهرا (س):
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل گفتمان انتقادی قصیده بائی? حضرت فاطمه زهرا (س) به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تحلیل گفتمان انتقادی قصیده بائی? حضرت فاطمه زهرا (س) به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تحلیل گفتمان انتقادی قصیده بائی? حضرت فاطمه زهرا (س) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل گفتمان انتقادی قصیده بائی? حضرت فاطمه زهرا (س) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تحلیل گفتمان انتقادی قصیده بائی? حضرت فاطمه زهرا (س) با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل گفتمان انتقادی قصیده بائی? حضرت فاطمه زهرا (س) را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیل گفتمان انتقادی قصیده بائی? حضرت فاطمه زهرا (س) :
۱- مقدمه
در رهگذر تاریخ می توان دریافت که در جامع صدر اسلام، به غیر از گفتمان نبوی (ص) که شالوده و اساس بنیان هویتی و فکری جامعه بوده است، گفتمان های دیگری گاه هم سو و گاه غیر همسو با گفتمان نبوی رخ نمودند. حضرت زهرا (س) در عصر رسول اکرم (ص) همسو با خط اسلامی حاکم، بیانات و ارشادات زیادی در قالب های مختلف، همچون احکام و احادیث داشته اند و بعد از رحلت رسول اکرم (ص) و با تحولات اجتماعی مخالف با مشی نبوی و انقلاب بسترهای فکری حاکم، گفتمان های روشن گرانه ای مطرح کرده اند که خطب مشهور فدکیه و قصید بائیه پس از این خطبه، مهم ترین گفتمان آن حضرت (س) محسوب می شود.
گفتمان فاطمی در خطب فدک که به اسناد تاریخی زیادی مستند است،[۱]در کلامی روشن و مستدل به آیات و روایات، نه تنها از حق ارث خود از سرزمین فدک صحبت میکند، بلکه با بهره بردن از ساخت واژهای زبانی ایدئولوژیک، بسترهای فکری و اندیشگانی را به چالش می کشد. حضرت (س) پس از اتمام خطب فدک، در ادام انتقاد و ابطال گفتمان ها و ساختارهای مسلط بر جامعه که الگوها و خطوط فکری مغایر با خط فکری نبوی را ترسیم می کردند، در تغییر سبک کلامی از خطب منثور به کلام منظوم، رو به قبر رسول اکرم (ص) نمودند و درحالی که به شدت می نگریستند، قصید بائیه ای سرودند.[۲]
شایان ذکر است که حضرت فاطمه (س) در تاریخ به عنوان شاعر مطرح نبودند، اما به روایت اسناد تاریخی، برای روشن ساختن حقایق و بیان مفاهیم مورد نظر خویش از کلی ابزارهای کلامی بهره برده و از شعر به عنوان کلامی منظوم و اثرگذار و محرّک عواطف و احساسات در کنار کلام منثور و تفصیلی استفاده کرده اند. اشعار رسیده از آن حضرت (س) مضامین متفاوتی در بردارند که می توان آن ها را به اشعاری در رثای پیامبر (ص)، اشعاری در خطاب به فرزندان خود و اشعاری در خطاب به همسرشان حضرت علی (ع) دسته بندی کرد؛ که البته دست نخست یعنی اشعاری در رثای رسول اکرم (ص)، بخش بیش تری از اشعار را به خود اختصاص داده است. از بین این اشعار، مرثیه ای از ایشان مورد اهتمام این مقاله است که در ادام خطبه فدک سروده اند و در آن با کنش های زبانی و غیر زبانی، جامع آن روز و گفتمان های مسلط بر تفکرات آن عصر را به باد انتقاد می گیرد.
۲- بیان مسئله
در بررسی و تحلیل متون ادبی، نظریه های گوناگونی مطرح است و رویکردهای نقدی متنوعی دنبال می شود. برخی از تحلیل گران تنها به بررسی صورت های زبانی و ساخت واژه های صرفی و نحوی می پردازند و یا جلوه های بیانی را از منظر زیبایی شناسی بررسی می کنند، و برخی نیز محتوای آثار را وجه همت خود قرار می دهند؛ اما از آن جا که متون ادبی و آثار هنری، با بازتاب نظام های رفتاری و اجتماعی، سند تاریخی به شمار می آیند، فرایندهای فرهنگی سرشار از ایدئولوژی هستند؛ پس می توان با روش تحلیل گفتمان انتقادی[۳]از حقایق آن ها پرده برداشت.
گفتمان و تحلیل گفتمان از جمله مباحث مهم نقد نوین می باشد. «تحلیل گفتمان انتقادی چگونگی تبلور و شکل گیری پیام واحدهای زبانی را در ارتباط با عوامل درون زبان (زمینه متن) و کل نظام زبانی و عوامل برون زبانی (زمین اجتماعی، فرهنگی و موقعیتی) بررسی می کند» [۴]و این امکان را فراهم می آورد که قضایای حاکم بر متن، اهداف و نقش هایی که صورت ها به دنبال داشته اند، در فراسوی صورت زبانی کشف گردد.
واژه ها عنصر اساسی زبان و شالود اصلی شعرند و افکار و احساسات درون آن ها پنهان اند؛ اما ماندن در سطح ساختار و قالب زبانی و بیان معانی واژگان، جمله ها و ترجم معنا در سطح نخست دلالت واژگان، یعنی آنچه تا به حال در مورد اشعار حضرت فاطمه زهرا (س) انجام شده است، هرگز نمی تواند محتوای کلامی و اندیشگانی آن حضرت را تبیین کند و لذا باید با تبیین ساخت واژه های زبانی و ایدئولوژیک، و فهم عوامل غیر زبانی و بافت موقعیتی، به درک کنش های زبانی و منظور شناختی گفتمان فاطمی نائل شد.
در این پژوهش کوشش می شود نخست در الگوی نقد تاریخی، متن صحیح ابیات سروده شده توسط حضرت زهرا (س) در اسناد مختلف مورد بررسی و آنگاه اختلاف واژگان در ابیات و نیز اختلاف ترتیب و توالی ابیات مورد نظر قرار گیرد، تا متن دقیق گفتمان منتسب به آن حضرت (س) استخراج شود؛ و در گام دوم، با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی، ساخت های زبان شناختی، اعم از ساخت واژی، معنایی، نحوی و کاربردشناسی را، در قالب رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی و در چارچوب نظری «نورمن فرکلاف» مورد تحلیل قرار دهد.
این مقاله تلاش دارد در بررسی قصید بائیه فدک به پرسش هایی زیر پاسخ دهد:
متن صحیح گفتمان منظوم حضرت فاطمه (س) به روایت اسناد کدام است و این قصیده به چه صورت روایت شده است؟
با تحلیل ساخت زبانی و غیر زبانی گفتمان قصیده، جهان بینی حضرت زهرا (س) در خصوص موقعیت های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی چیست؟
چگونه گفتمان موفق شده است در نقد بستر فکری حاکم بر جامعه و افکار مخاطبان به ارائه عقیده و تفکر مطلوب دست زند؟
ساخت های زبانی ایدئولوژیک چگونه بازنمایی شده اند؟
این ساخت ها در تولید معنا و القای آن بر مخاطب به چه شکل عمل می کنند؟
۳- پیشین تحقیق
در معرفی گفتمان فاطمی اقدام های مطلوبی صورت گرفته و گام های مهمّی برداشته شده است. خطب فدکیه، مشهورترین خطب حضرت زهرا (س)، بارها مورد پژوهش های سندشناختی، معناشناختی و زیبایی شناختی قرار گرفته است. در زمین تحلیل گفتمان این خطبه، می توان به مقاله «تحلیل گفتمان انتقادی خطب فدک حضرت زهرا (س)» اشاره کرد.[۵]
اشعار آن حضرت (س) را می توان در لابه لای کتاب های مختلف یافت؛ که برخی تنها به ذکر معانی الفاظ و صورت ظاهری کلام اشاره کرده اند و برخی نیز کوشیده اند تا کلام آن حضرت (س) را به صورت کلی و در مجموع ارائه دهند؛ همچون کتاب «فرهنگ سخنان حضرت فاطم زهرا (س)» ، اثر محمد دشتی، که نثر و نظم کلام ایشان را گِردآورده است؛ و دیوان «السّیّده فاطمه الزهراء» که کلام منظوم ایشان را به همّت حیدر کامل و محمد شراد گردآوری نموده است. در بین مقالات پژوهشی نوشته شده، دو مقاله در حوز کلام منظوم آن حضرت (س) را می توان نام برد: «جلوه هایی از اشعار حضرت فاطمه الزهرا» ،[۶] که تنها به آوردن بخش هایی از کلام منظوم آن حضرت در الگودهی به کودکان، در مدح علی (ع)، در بخش مبارز سیاسی اشاره کرده و مؤلف بیش تر اهتمام خود را صرف ترجم ظاهری و لفظی و معنای اولیه و ظاهری کلام مقفّای آن حضرت، در کنار ذکر مختصری از اسناد، نموده است؛ و مقاله «بازشناسی رویدادهای غمبار در شعاع شعر حضرت فاطم زهرا (س)» . نویسند این مقاله کوشیده است به بخشی از اشعار که تنها ذکر درد دل ها و غم های جانکاه حضرت اشاره دارد، بپردازد و با ذکر اسناد ارجاعی، ترجم مضمون اولی اشعار را در اختیار خوانندگان قرار دهد.
با این پیشینه، مشاهده می شود که در باب تحلیل اشعار آن حضرت (س) گام پژوهشی محکمی برداشته نشده و از منظر تحلیل انتقادی هرگز مورد توجه قرار نگرفته است. تحلیل قصید بائیه در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی، نه تنها صورت های زبانی این قصیده را مورد نظر قرار می دهد، بلکه رابط گفتمان آن حضرت (س) و نوع بینش و کنش ایشان در تعامل با جامعه و نظام های قدرت و سلطه و گفتمان های رقیب را نیز روشن می کند.
۴- روش پژوهش تحلیل گفتمان انتقادی
الف. تعریف مفاهیم
کنش های گفتار
در هر موقعیتی با بیان یک گفته و یا نوشته، سه کنش مرتبط به هم به طور همزمان انجام می پذیرد: کنش بیانی به معنای تولید عبارتی معنادار متشکل از واژگان و ساختار صرفی و نحوی و آوایی است؛ کنش منظور شناختی و یا کاربرد شناختی، که به معنای هدف و منظور و قصد خاص گوینده و کنش گر بیانی است؛ و کنش تأثیری، که تولیدکنند متن با راهبردهای بلاغی، دستوری و یا روان شناختی و غیره، به دنبال تأثیرگذاری بر مخاطب است.[۷]
پیش فرض یا پیش انگاشت
دانش پیش زمینه، یا همان ساختار معرفتی قبلی، همان الگوهای آشنا از تجارب پیشین است که گوینده فرض می کند پیش از ادای پاره گفتار حقیقت دارد.[۸]
انگاره ها یا طرح واره های ذهنی
دانش پیش زمینه با مفاهیمی همچون پیوستگی معنایی و انگاره ها یا طرح واره های ذهنی ارتباطی تنگاتنگ دارد. سخن گویان یک زبان معمولا در ذهن خود، وجود پیوستگی معنایی را پیش فرض می گیرند و بر اساس آن، نوشته ها و گفته ها در چارچوب تجرب عادی افراد فهم پذیر می شود. انگاره های ذهنی(scheme) یا انگاره های ذهنی schemata))، به صورت ثابت یا پویا در ذهن، نوعی انگار معرفتی هستند که از پیش در ذهن موجود بوده اند.[۹]
ساخت زبانی ایدئولوژیک
ایدئولوژی ها، نظام های عقاید، باورها، باید و نبایدهایی هستند که منعکس کنند اشتراکات گروه های اجتماعی-شناختی اند. ساخت های زبانی ایدئولوژیک، علاوه بر معنای کنش بیانی در گفتمان خاص، معنای کنش منظور شناختی و کنش تأثیری نیز دارند.[۱۰]
بینامتنیت
«هر سخن به عمد یا غیر عمد، آگاه یا ناآگاه با سخن های پیشین که موضوع مشترکی با هم دارند و با سخن های آینده، که به یک معنا پیشگویی و واکنش به پیدایش آنها است گفتگو می کند. مناسبات بینامتنی در حکم حلقه های رابط اجزای سخن است. مجموعه دانشی است که به متن امکان می دهد تا معنا داشته باشد» .[۱۱]
ب. تحلیل گفتمان انتقادی
تاریخ، ساختارهای اجتماعی و معرفتی در نقد زبان شناختی، از منابع اصلی دانش به شمار میروند.[۱۲]بنابر تحلیل گفتمان انتقادی، مسائل قدرت و سلطه منجر به بروز گفتمان های متفاوت وبا هدف های خاص می گردند. هر متنی در شرایط ویژه و با درجات متفاوت از آزادی و در نسبتی از قدرت تولید می شود و با همین درجات متفاوت نیز در دسترس خواننده قرار می گیرد.[۱۳]منابع قدرت این توان را دارند که افکار عمومی را از طریق ساخت های زبانی آغشته به ایدئولوژی خاص اداره کنند[۱۴]و این ایدئولوژی به گونه ای طبیعی در ساخت زبانی گفتمان جلوه می کند و به شکلی نامحسوس جهت دهنده و تأثیرگذار می گردد. ساخت های ایدئولوژیک از طریق حذف و اظهار، ترادف و هم آوایی، تضاد، استعاره و مجاز به دنبال این هستند که دانش پیش زمینه ای خاص را در ذهن فعال نمایند و به کمک استعاره های ذهنی، طرح واره ها و قالب های ذهنی، معنای خاصی را تداعی و یا ایجاد نمایند.[۱۵]رابط بین شکل و محتوا در گفتمان، رابطه ای دل بخواهی یا قراردادی نیست؛[۱۶]از این رو، گفتمان بر مبنای بافت متن و بافت موقعیت تحلیل می شود، تا در بافت متن، نحو کاربرد زبان، و در بافت موقعیت، شناخت و تعامل در بافت های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی نمایان گردد.[۱۷]
ت. چارچوب نظری پژوهش، رویکرد نورمن فرکلاف
در تحلیل انتقادی فرکلاف که مبنای کار این پژوهش است، متن دارای کلیتی است متشکل از مجموعه عناصر درون زبانی و عوامل برون زبانی؛ این عوامل نه تنها سازند متن هستند، بلکه در فرایند تفسیر متن نیز مؤثر می باشند. فرکلاف معتقد است کاربرد زبان معمولا در عین حال که سازند هویت های اجتماعی، روابط اجتماعی و نظام های دانش و باورها است، توسط آن ها نیز ساخته می شود[۱۸]و مخاطبان گفتمان نیز می توانند آگاهانه و یا ناآگاهانه روابط قدرت خاصی را مشروعیت بخشند.[۱۹]
فرکلاف در تحلیل گفتمان انتقادی سطوح مختلفی را مطرح می کند: سطح اول، گفتمان به مثاب متن می ماند و در آن مقوله های زبان شناسی، فارغ از نقش زمینه، از نظر انتخاب نوع واژگان، روابط هم نشینی واژگان و کاربرد اسامی خاص تحلیل می شوند. در سطح دوم، یعنی سطح تفسیر، جنب بینامتنی و تاریخی مورد نظر است و دانش زمین تولید متن و رابط گفتمان در تعامل با ساختارهای اجتماعی مورد بررسی قرار می گیرد. سطح سوم، مرحل تبیین، در آن به بررسی رابط تعامل و ساختار اجتماعی، و نیز به بررسی نگاه ایدئولوژیک در تقابل و یا تأثیر گفتمان موجود در جامعه و قدرت پرداخته می شود.[۲۰]
این پژوهش برمبنای الگوی سه سطحی نورمن فرکلاف در تحلیل گفتمان انتقادی، تلاش دارد ساخت های ایدئولوژیک و راهبردهای گفتمانی و کاربردشناختی، ساخت واژه های صرفی و نحوی را در مرحل توصیف؛ و ارتباط بینامتنی گفتمان قصیده با سایر متون و طرح واره های ذهنی را در مرحل تفسیر، روشن کند و نهایتا در مرحل تبیین، رابط گفتمان و ایدئولوژی های حاکم و بسترهای فکری و اجتماعی را مورد بررسی قرار دهد.
۵- قصید بائیه به روایت اسناد
اشعار منسوب به حضرت فاطمه زهرا (س) در هم اسناد به یک شکل نقل نشده؛ و احیانا در نوع واژگان، تقدم و تأخر ابیات و حتی در تعداد ابیات اختلافاتی مشاهده می شود و هر سند، بخشی از اشعار را ذکر کرده است. اما آن شعری که در اغلب کتاب های حوز مطالعاتی آن حضرت بیش از پیش، متقن و محکم به اسناد است، قصید بائیه آن حضرت است که در پایان خطب فدکیه نقل شده. ازاین رو، تحلیل محتوای آن با اطمینان بیش تری میسر خواهدبود.
در ابتدا متن قصید بائیه بر مبنای نظر روایی مورد استناد کتاب اللّمعَه البَیضاء[۲۱]برگزیده شده، که بدین شرح است:
قَد کَانَ بَعدَکَ أنباءٌ وَ هَنبَثَهٌ لَو کُنتَ شاهِدَها لَم تَکثُرِ الخُطَبُ
بعد از تو خبرهای شگفت و نظرهای گوناگون و سنگین در جامعه پدید آمده؛ اگر تو درجامعه حضور داشتی، کار به این جا نمی کشید و این گونه حوادث درنمی گرفت؛
إنّا فَقَدناکَ فَقدَ الأرضِ وَابَلَهَا وَ اختَلَّ قَومُکَ فَاشهَدهُم وَ لَا تَغِبُ
ما تو را از دست دادیم، همچون زمین که باران پرباری را از دست دهد؛ و قومت از هم پاشید، پس شاهد آنان باش، تو غایب مشو.
وَ کُلُّ أهلِ لَهُ قُربَی وَ مَنزِلَهٌ عِندَ الإلَهِ عَلَی الأدْنَینِ مُقتَرِبُ
هر خاندانی دارای نزدیکانی است و جایگاهی دارد؛ جایگاه تو در قرب و منزلت از همه نزدیک تراست.
أبدَت رِجالٌ لَنا نَجوَی صُدُورِهِم لَمّا مَضَیتَ وَ حَالَت دُونَکَ الکُثَبُ
مردانی نیت ها و زمزمه های قلبی شان را، به محض این که تو رفتی و خشت های خاک تو را از ما جدا کرد، بر ما آشکار ساختند.
تَجَهّمتَنَا رِجالٌ وَ استُخِفّ بِنَا لَمَّا فُقِدتَ وَ کُلُّ الأرضِ مُغتَصَبُ
مردانی با چهره هایی خشمناک بر ما وارد شدند و از منزلت ما کاستند؛ آن هم به محض این که تو از دست رفتی، و سرتاسر زمین سراسر تنگ و تاریک شد.
وَ کُنتَ بَدراً وَ نُوراً یُستَضَاءُ بِهِ عَلَیکَ تُنزَلُ مِن ذِی العِزّهِ الکُتُبُ
تو ماه و نوری بودی که از تو روشنایی گرفته می شد؛ از صاحب عزت و بزرگی، نوشته ها (قرآن ) بر تو نازل می گشت.
قَد کَانَ جِبریلُ بِالآیاتِ یُؤنِسُنَا فَقَد فُقِدتَ وَ کُلُ الخَیرِ مُحتَجَبُ
جبرئیل با آوردن آیات وحی با ما انس و الفت داشت؛ تو یقینا از دست رفتی و تمامی خوبی ها با رفتنت در حجاب فرورفت.
ضَاقَت عَلَیّ بِلادِی بَعدَ مَا رَحُبَت وَ سِیمَ سِبطَاکَ خَسفاً فِیه لِی نَصَبُ
سرزمینم، بعد از آن همه فراخی بر من تنگ گردید؛ و دو فرزندت (دو سبطت ) مورد بی توجهی قرار گرفتند، که من از آن آزرده ام و در امان نیستم.
فَلَیتَ قَبلَکَ کَانَ المَوتَ صادَفَنَا لمّا قَضَیتَ وَ حَالَت دُونَکَ الکُثُبُ
کاش قبل از تو، مرگ بر ما وارد می شد؛ آنگاه که وفات یافتی و خشت های خاک مانع از دیدنت گردید.
إنّا رُزِینَا بِمَا لَم یَرزَ ذو شَجَنٍ مِنَ البَلِیّهِ لا عُربٌ وَ لا عَجَمُ
ما دچار مصیبتی شدیم که هیچ صاحب اندوهی تاکنون بدان دچار نگشته، مصیبتی که هیچ عجمی و هیچ عربی به خود ندیده است.
وَ قَد رُزینا به مَحضاً خَلِیقَتُهُ صافِی الضَّرائبِ وَ الأعراقِ وَ النُصُبُ
ما داغ کسی را دیدیم که طبیعت و طینتی خالص داشت؛ و نیکوسرشت، نیکوخلق و نیکواصل بود.
فَأنتَ خَیرُ عِبادِ اللهِ کُلُّهُم وَ أَصدَقُ النّاسِ حَیثُ الصِّدقِ وَ الکَذِبُ
تو در میان تمام بندگان خداوند بهترینی؛ و آن جا که صداقت و دروغ آزاد است، تو راست گوترین مردم هستی
فَسَوفَ نَبکِیکَ مَا عِشنَا وَ مَا بَقِیتُ لَنا العُیُونُ بِتَهمالِ[۲۲] لَه سکبُ
مادامی که زندگی کنیم و مادامی که چشم هایمان سو داشته باشد به شدت بر تو خواهیم گریست.
سَیَعلَمُ المُتِوَلّی ظُلمَ حامَتِنا یَومَ القِیامَهِ أنّی سَوفَ یَنقَلِبُ
بانیان و سرکرده های ظلم به نزدیکان تو و اهل بیت ما در روز قیامت خواهند فهمید که به چه فرجامی می رسد.
با توجه به سایر اسنادی که این قصیده را به نحوی نقل کرده اند و با توجه به نظر اکثر مصادر و نیز سیاق گفتمان، برخلاف نظر کتاب اللمعه البیضاء، که واژ «الإرث» را در بیت پنجم ذکر کرده، واژه «الأرض» ترجیح یافته است.
بازبینی بائی مذکور در بین اسناد از اختلافات روایی به این ترتیب حکایت دارد:
۱- الأمالی[۲۳]: ابیات به ترتیب این شمارگان ذکر شده است: ۱۱، ۱۴، ۵، ۶، ۷، ۲، ۱، ۱۳-
اختلاف واژگان در این سند بدین قرار است: بیت دوم، مصرع دوم: « «فقد نکبوا» /بیت هفتم، مصرع دوم: «فغبت عنا» /بیت ششم: «فکنت» در مصرع اول و «ینزل» درمصرع دوم/بیت پنجم، مصرع دوم: «بعد النبی و کل الخیر محتجب» /بیت یازدهم، مصرع اول: «فقد لقینا الذی لم یلقه أحد» .[۲۴]
۲- إحقاق الحق و إزهاق الباطل[۲۵]: ابیات به ترتیب این شمارگان ذکر شده است: ۱، ۹، ۲-
اختلاف واژگان در این سند بدین قرار است: بیت دوم، مصرع دوم: «و غاب مذ غبت عنا الوحی و الکتب» /بیت نهم، مصرع دوم: «لما نعیت و حالت دونک الکتب» .
۳- الإحتجاج:[۲۶] ابیات ۱ تا ۸ به ترتیب ذکر شده در بالا آمده است.
اختلاف واژگان در این سند بدین قرار است: بیت چهارم، مصرع دوم: «و حالت دونک الترب» /بیت پنجم، مصرع دوم: «الأرض» به جای «الإرث» .
۴- کشف الغمه فی معرفه الأئمه:[۲۷] ابیات به ترتیب این شمارگان ذکر شده است ۱، ۲، ۴، ۸، ۹-
در این سند اختلاف واژگان بیت ۵ مصرع دوم: «قد غبت عنا فنحن الیوم مغتصب» .
۵ مناقب آل ابی طالب:[۲۸] ابیات به ترتیب این شمارگان ذکر شده است: ۱۳، ۱۲، ۸، ۹، ۷، ۶، ۱۱-
اختلاف واژگان در این سند بدین قرار است: بیت هفتم: «کان جبریل روح القدسزائرنا فغاب عنا و کل الخیر محتجب» /بیت نهم، مصرع دوم: «حالت دونک الحجب» .
۶- بلاغات النساء:[۲۹] تنها دو بیت اول نقل شده است.
۷- فرهنگ سخنان حضرت فاطمه:[۳۰] ابیات به ترتیب این شمارگان ذکر شده است: ۸، ۱۲، ۱۱، ۱۳، ۱۷، ۱۰، ۹، ۷، ۱-
اختلاف واژگان در این سند بدین قرار است: بیت دوم، مصرع دوم: «فاشهدهم فقدنکبوا» /بیت نهم، مصرع دوم: «و حالت دونک الحجب» /قبل از بیت پایانی: «و کان جبریل روح القدس زائرنا فغاب عنا و کل الخیر محتجب» .
۸- دیوان فاطمه الزهرا:[۳۱] ابیات به ترتیب این شمارگان ذکر شده است: ۳، ۴، ۱۴، ۵، ۹، ۲، ۱-
اختلاف واژگان در این سند بدین قرار است: بیت سوم: «عند اله للأدنین مقترب»
بیت چهار: «فحوی صدورهم» /بیت پنجم: «الأرض» به جای «الإرث» /بیت چهاردهم، مصرع دوم: «أنّی کیف انقلب»
در بخش دیگر این دیوان، تحت عنوان «الروح المحتجبه» ، ص ۴۵: ابیات به ترتیب این شمارگان ذکر شده است: ۱۳، ۱۲، ۸، ۱۰، ۹، ۷، ۶، ۱۱-
اختلاف واژگان در این سند بدین قرار است: بیت هفتم: «و کان جبریل روح القدس زائرنا فغاب عنا و کل الخیر محتجب» /بیت نهم: «حالت دونک الحجب» .
۹- فاطمه الزهراء بهجه قلب المصطفی:[۳۲]ابیات به ترتیب این شمارگان ذکر شده است: ۹، ۱۲، ۸، ۱۰، ۹، ۷، ۶، ۱۱، ۲، ۱-
اختلاف واژگان در این سند بدین قرار است: بیت هفتم: «و کان جبریل روح القدس زائرنا فغاب عنا و کل الخیر محتجب» /بیت نهم: «حالت دونک الحجب» .
۱۰- فاطمه الزهرا و الفاطمیون:[۳۳]ابیات به ترتیب این شمارگان ذکر شده است: ۹، ۲، ۱-
اختلاف واژگان در ای نسند بدین قرار است: بیت دوم مصرع دوم: «و غاب مذ غبت عنا الوحی و الکتب» /بیت نهم، مصرع دوم: «لما نعیت و حالت دونک الکثب» .
۱۱- بندگی راز آفرینش:[۳۴]ابیات به ترتیب این شمارگان ذکر شده است: ۱-۹، ۷-
اختلاف واژگان در این سند بدین قرار است: بیت اول مصرع دوم: «لم یکبر الخطب» /بیت دوم، مصرع دوم: «فأشهدهم فقد نکبوا» /بیت پنجم: «الأرض» .
۶- تحلیل سه سطحی گفتمان انتقادی قصید بائی حضرت فاطمه زهرا (س)
۶- ۱- سطح توصیف
گفتمان انتقادی قصید بائی حضرت فاطمه زهرا (س) در بحر بسیط و در وزن عروضی متناسب با رثا، با قاطعیت، مدخل بحث را گشوده، و با «قد کان» آغاز شده و با آوردن تأکیدات إنّ، قد، جملات اسمیه و امثال آن ها، گفتمان را پیش برده است. ضمیر خطاب مفرد مذکر در ارجاع به حضرت رسول (ص) محور اصلی ضمایر و تشکیل دهند حجم غالب ضمایر است تا گفتمان بر کانون محوری رحلت پیامبر (ص) قرار گیرد. همچنین، ضمیر جمع مذکر نیز برای اشاره به جامعه و سازندگان خطوط فکری آن، و ضمیر متکلم مع الغیر برای تعبیر از اهل بیت رسول اکرم (ص) به کار رفته است؛ ازاین رو، واژگان و ضمایر از سه سطح معنایی درحوز رسول اکرم (ص)، جامعه و اهل بیت (ع) حکایت دارند:
۶- ۱- ۱- تو، بهترین بنده، صادق ترین، نیکو خصلت، نیکو اصل، پیام آور عزّت، نور
گفتمان فاطمی در سخن از پیامبر اکرم (ص) از ضمیر مخاطب استفاده کرده و تمام تصاویر و حقایق جاری در گفتمان در نقط عطف تحولات «ضمیر مخاطب: ک» ، یعنی رسول اکرم (ص)، در ظرف زمانی گذشته و با صیغ ماضی مطرح شده است، تا گفتمان بر نقط کانونی وجود تأثیرگذار حضرت (ص) پیش برود و ساخت های زبانی، بار ایدئولوژیک به خود بگیرند. مضامین گفتمان انتقادی شعر در ساخت واژه های معرفه ارائه می گشته است. ساخت های بی نشان و معرفه در مورد نبی اکرم (ص)، پیش انگاشت کلامی را واقعیت و حقیقت ادراک شده مفروض می دارد، تا کنش بیانی و ارتباطی و کاربرد شناختی شکل گیرد.
گفتمان فاطمی، شخصیت پیامبر (ص) را این طور معرفی می کند: «فأنت خیر عبد اللّه کلهم» ، و در روایتی دیگر «فأنت و اللّه خیر الخلق کلهم» . آوردن اشاره گر به شکل ضمیر منفصل «أنت» و خطاب به «تو» آن گونه که از جنب کاربردشناسی برای آن معنایی بیش از ظاهر کلام متصور می شوند،[۳۵]می تواند از یک سو دلیل نزدیکی حضرت فاطمه زهرا (س) به وجود پیامبر اکرم (ص) از لحاظ نسبی و عاطفی باشد، و از سوی دیگر به هدف هوشیار ساختن مخاطبان و اقرار گرفتن از آن ها در مورد نبی اکرم (ص) بوده است، تا جنبه های مجازی و استعاری به خود بگیرد.
همچنین، عبارت «فأنت و اللّه خیر الخلق کلهم» با به کارگیری جمل اسمیه با تضمن پیش انگاشت ثبوت و استمرار، ارجاع ضمیر، استفاده از «کل» در تأکید شمولیت «خلق» و یا آوردن سوگند به اسم جلال خداوند، می تواند دلالت های ایدئولوژیک مختلفی داشته باشد؛ از جمله این که پیامبر اکرم (ص) در مقایسه با تمامی مخلوقات، تمامی انسان ها و بندگان خدا، بهترین هستند و هیچ کس نمی تواند ادعا کند در رتب وجودی پیامبر و هم ردیف و هم انداز ایشان است. دیگر آن که محور برتری و افضلیت، عباد اللهی است. تواضع در برابر قانون الهی، احکام، مشیت و اراد خداوند باید ویژگی برتر حاکم و والی جامعه باشد، چونان که نبی اکرم (ص) بوده اند.
در گفتمان فاطمی، افضلیت و برترین بودن حضرت رسول (ص) در رابطه با خداوند، در محور بندگی، و در تعامل با مردم در محور صداقت (أصدق النّاس حیث الصّدقِ و الکذبِ) متجلی است. کنش بیانی غیر مستقیم این پاره گفتار نشان می دهد که در میان جامع انسانی که تعامل ها بر پای دوگانه (صدق و کذب) بنا شده، رویکرد نبی اکرم (ص)، به عنوان حاکم اصلی و والی جامعه، تنها صدق بوده است. پیامبر اکرم در رویکردی صادقانه، و برخلاف رویکردهای نوظهور رقیب گفتمان فاطمی، در اعلا درج صداقت قرار داشتند.
بنا به پاره گفتار «قد رزینا به محضا خلیقته صافی الضّرائب و الاعراق و النّصب» ، پیامبر اکرم از جنب وجودی و شخصیتی به دور از هر کاستی، ناخالصی «محضا خلیقته» معرفی می شوند: انسانی که سرشت پاک و نیک (صافی الضرائب) داشتند و از شالوده ای کریم بهره برده و از اصلی نیکو (و الاعراق و النّصب) برخوردار بودند. عدول از ضمیر مخاطب «ک» به ضمیر مفرد مذکر غائب «ه» در «خلیقته» ، در تأیید علو منزلت ایشان و از حیث روانی مؤید عظمت وجود پیامبر اکرم (ص) و مرتب بالادست نایافتنی ایشان است. در فراسوی واقعیت های ذکر شده در خصوص شخصیت پیامبر اکرم (ص)، آنچه از اوصاف شخصیت پیامبر بیان می شود و آن بهترین بودن در بندگی، صداقت، عزّت، خلوص طینت و نیکو سرشتی و اصلی که مدلول مؤکد حضرت فاطمه زهرا (س) عنوان می گردد، خصائص زمامدار حکومت اسلامی است که لاجرم باید متصف به آن ها باشد.
پیامبر اکرم (ص) دریافت کنند بهترین کلام (علیک تنزل من ذی العزّه الکتب) از خالق-پروردگار صاحب اصلی عزت-بودند. تقدیم متعلّق «علیک» بر متعلّق «تنزل» ، مفید معنای حصر و اختصاص است و این مطلب را نشان می دهد که غیر از وجود پیامبر اکرم، هیچ کس قابلیت دریافت این پیام هدایت گر و عزت ساز را نداشته است و نخواهد داشت.
در پاره گفتار «علیک تنزل من ذی العزّه الکتب» ، «منظور از «الکتب» آیه های قرآن یا سوره های قرآن است که خود کتابی نوشته شده است؛ همچنین، می تواند به معنای این باشد که کتاب قرآن از جنس همان کتاب های آسمانی پیشین و در بردارنده معنا و مفهوم آن ها است» .[۳۶]ارتباط کلامی و هم نشینی واژگانی «الکتب» و «العزّه» از دیدگاه ایدئولوژیک حضرت حکایت دارد؛ بدین معنا که کتاب قرآن با مضامین عالی و دلالت های روشن، هدایت کننده و اتصال دهنده به منبع لایزال عزت، و سعادت بخش و نجات دهنده خواهد بود. قرآن با سرچشمه گرفتن از عزت لایزال الهی پیام آور رشد و هدایت است و جامعه را در مسیر عزت مداری قرار می دهد. توجه به قرآن و عمل به دستورات آن، هدایت بخش و عزت آفرین خواهد بود.
حضرت فاطمه زهرا (س) در بیت ششم اشاره می کند: «و کنت بدرا و نورا یستضاء به» . پیامبر اکرم (ص) در زمان حیات خویش به عنوان رکن روشن گر جامعه مطرح بودند. تشبیه شخصیت پیامبر در میان جامع مسلمانان به نور و ماه، بیان گر این است که ایشان همچون نوری در میان تاریکی و گم راهی بوده که راه را روشن می ساخته اند. جامعه در پرتو نور وجود ایشان که بند مخلص خداوند بوده، راه درست را تشخیص می داده است؛ و این ساخت واژه ایدئولوژیک بر این دلالت دارد که هدایت در گفتمان و در مسیر و خط نبوی است و گفتمان های معارض با گفتمان نبوی در تضاد با حقیقت و روشنی هدایت قرار دارند.
۶- ۱- ۲- قوم تو، مردانی، بدا، تکثر آراء و خطوط، تشتت و اختلال
در جامع اسلامی که برمبنای آیات و دستورات الهی به دست پیامبر اکرم (ص) بنا و بر چارچوب معینی استوار گردید، در زمان حیات ولّی گرانقدر جامعه در راه درست و شناخته شده و تعریف گشت گفتمان نبوی قرار داشت. مردم در هر نقط مبهمی با توسّل به وجود پیامبر اکرم (ص) نقاط تاریک ذهن خود را روشن می کردند. از همین رو، در بیت دوم واژه «قوم» در اضافه به لفظ «ک» معرفه می شود؛ بدین معنا که مردم در انتساب و ارتباط به پیامبر (ص) «قومک» بودند و از صیاغ نکرده به صیاغ معرفه وارد شدند و ماهیت قابل تشخیص ودرستی یافتند.
نکت شایان توجه این است که حضرت، از قوم پیامبر (ص) که بالتّبع قوم خویش هستند، نه تنها «قومنا»، یعنی «قوم ما» تعبیر نمی کنند، بلکه از آن ها با ساخت واژ زبانی نکرده «رجال، به معنای مردانی» سخن می گویند. حضرت صدیقه زهر ا (س) از قوم خویش و مخاطبان خود که در واقع چهره های برجسته و نامی جامعه بودند، به عنوان مسببان تحولات مغایر با خط نبوی، با عدول از صیغ معرفه به صیغ نکره، با واژه «رجال» تعبیر می کند: «أبدت رجال لنا نجوی صدورهم – لمّا مضیت و حالت دونک الکثب» و «تجهمّتنا رجال و استخفّ بنا» . ساخت واژ تنکیر در «رجال» بر این دلالت دارد که چهر نوظهور آنان، نامألوف و شایست بی توجهی است؛ کما این که این صورت زبانی می تواند بر تحقیر و تقبیح آنان نیز دلالت کند.
از سویی، واژ «أبدت» می تواند دارای بار ایدئولوژیک و کنش منظوری باشد. «بدأ بالشّیء» به معنای شروع به چیزی کردن است و «ابتداء» به معنای اول یک چیز و شروع یک چیزاست؛ بدین معنا که این افراد با فرصت طلبی شروع به بدعتی تازه نمودند. عمل کرد این افراد باصیغ مؤنث «أبدت رجال-تجهّمتنا رجال» تعبیر می شود که آوردن صیغ مفرد مؤنث برای جمع مذکر عاقل، می تواند دلالت بر تحقیر آنان داشته باشد. در شخصیت شناسی این افراد و تبیین عملکردشان، مهم این است که آنان به دنبال پیروی از خط مشی نبوی نبودند و همواره در نهان خود اموری می پروراندند. نجوای سینه ها (نجوی صدورهم ) و به روایتی دیگر، نیت های قلبی آن ها (فحوی قلوبهم) بر خلاف ظاهرشان و در تعارض با گفتمان نبوی (ص) بوده است.
با پیش انگاشت واقعیت گفتمان های نوظهور، می توان دریافت، باطن و نیات درونی که در زمان حضور و حیات رسول اکرم (ص) امکان بروز نداشته اند، قطعا برخلاف رضایت حضرت پیامبر (ص) بوده است. «أبدت رجال لنا… لمّا مضیت و حالت دونک الکثب» ، یعنی وقتی حضرت رسول اکرم (ص) چشم از جهان فروبستند، این نیت ها و این باطن ها آشکار شد و خود نشان این است گفتمانی که این افراد بعد از رحلت نبی (ص) براساس همان باطن های پنهان داشته اند، خود بیان می کردند که ناصواب بوده است.
حضرت فاطمه زهرا (س) در انتقاد از گفتمان های نوظهور و اثرگذار بر خطوط فکری و ایدئولوژیک جامعه، از آن ها به عنوان «أنباء» و «هنبثه» (قد کان بعدک أنباء و هنبثه لو کنت شاهدها لم تکثر الخطب) تعبیر می کند. «أنباء» از «نبأ» به معنای اقوال و اخبار شگفت؛ بنا به دلالت آوایی (الف ممدوده)، به آوای طویل و عریض گفتمان هایی که در گوش جامعه نواخته شد؛ و در کنش بیانی غیر مستقیم، به مباحث مطرح شده در باب غصب فدک و غصب خلافت اشاره دارد. «هنبثه» به معنای «امر شدید و در هم آمیختن اقوال»[۳۷]است که بنا به دلالت واژگانی و آوایی، به معنای گفتمان هایی است که بر پیکر جامعه گران و سنگین آمده است و به عبارتی، «اقوال متفاوت و آراء گوناگونی که بر پیکره جامعه شدیدا تحمیل گشته است».[۳۸]تعبیر از این آراء و اقوال در صورت زبانی نکره، کنش منظوری ساخت واژه را در راستای زشت و نامألوف دانستن، ناصواب و ناهمگون خواندن این گفتمان ها از نظر اهل بیت (ع) و متضاد خواندن آن ها با روح جامع نبوی و خط فکری جامع اسلامی قرار می دهد.
«لو» إمتناع با معنای شرط و تعلیق، حدوث این آراء و اقوال را در گرو عدم حضور نبی اکرم (ص) قرار می دهد؛ بدین معنا که اگر پیامبر اکرم (ص) حاضر و حاکم و شاهد بود (لو کنت شاهدها)، به طور قطع و یقین (لم تکثر الخطب)، چنین تکثری و چنین گفتمان های متعارضی حادث نمی گشت. با توجه به این که شکل خاصی که نظام دستوری هر زبان به خود می گیرد، رابط تنگاتنگی با نیازهای اجتماعی و فردی ای دارد که زبان باید انجام دهد،[۳۹]این صورت زبانی باهم نشینی واژگانی، وجه ایدئولوژیک گفتمان را باز می نماید. ساخت واژهای زبانی همچون لو، لم، نکره آوردن أنباء و هنبئه به منظور تقبیح و ناروا شمردن باورهایی که در میان جامعه طبیعی شده است، این گفتمان های غالب و این آراء و اقوال تأثیرگذار از سوی افرادی که خود را به جای پیامبر (ص) حاکم می دانند، متعارض با خط نبوی قلمداد شده و گفتمان اهل بیت همسو با گفتمان نبوی معرفی می گردد.
واژه ی «اختلال» از واژگانی به کار رفته در صورت های زبانی گفتمان است: «و اختلّ قومک فاشهدهم و لا تغب» . «اختلال» به معنای از هم پاشیدگی نظام ساختار یک چیزاست؛[۴۰]و «خلل» به معنای فاصله و شکاف بین دو چیز است و در واقع شکافی است که میان دو چیز حاصل می شود و آن ها را از هم می پاشاند.[۴۱]این واژه در کمال حسن دلالت و با تمام ساختار دلالتی (آوا، حروف و معنا) شدت تأثیر گفتمان ها و چند صدایی های حاصل گشته پس از رحلت پیامبر را در تفرقه افکنی در جامعه تبیین می کند. در نگاه تیزبین حضرت فاطمه زهرا (س)، این تحول و انقلاب جامعه به سبب خلأ حاصل گشته در فقدان پیامبر اکرم (ص) است. صورت های زبانی بافت گفتمان، همچون «لم» در «لمّا قضیت/لما فقدت /لما مضیت» ، تمنی «لو» در «لو کنت شاهدها لم تکثر» و دوگانه های کلامی (فاشهدهم و لا تغب /حالت دونک )، با پیش انگاشت واقعیت پذیر، بار ایدئولوژیک و معنایی فراتر از صورت زبانی دارند. حضور و تجلی این گفتمان های تفرقه انگیز در جامعه، در تضاد با حضور پیامبر (ص) و گفتمان نبوی و اهل بیت (ع) بیان می شود؛ یعنی اگر رسول اکرم (ص) در قید حیات بود، هرگز این گفتمان ها حاصل نمی گشت؛ پس تجلی آن ها برخلاف رضایت پیامبر اکرم (ص) بوده است.
۶- ۱- ۳- اهل بیت، قرابت و منزلت، خیر فراوان، زمین غصب شده (ارث)، انس به آیات وحی
حضرت فاطمه زهرا (س) در طول گفتمان منظوم قصید بائیه (بجز یک بیت) اغلب از خانواد خویش-خاندان اهل بیت (ع) -با ضمیر متکلم مع الغیر تعبیر می کند. آوردن ضمیر «ما» بدین معناست که آنچه حضرت فاطمه زهرا (س) در گفتمان خویش مطرح می کند، جنبه شخصی ندارد، بلکه تمام موضوع ها در خصوص کل خانواد ایشان، یعنی اهل بیت پیامبر اکرم (ص) است. استفاده از واژ «اهل» در بیت سوم در بیان منزلت، (کل أهل له قربی و منزله -عند إله حتّی الأدنین مقترب)، می تواند این دلالت را تأئید کند. رابط اهل بیت (ع) و پیامبراکرم (ص) در عین رابط نزدیک نسبی، رابطه ای بسیاری نزدیک و سراسر عاطفه و خیر و لطف تعبیر شده است. ضمیر مفرد مخاطب در صحبت از پیامبر اکرم (ص) در طول شعر در خطاب کسی که رحلت کرده و در عدم قرابت مکانی می تواند به معنای رابط بسیار نزدیک و قرابت روحی و قلبی در عین رابط نزدیک نسبی باشد.
وجود پیامبر (ص) در طول دوران حیاتشان برای خاندان اهل بیت (ع) «کلّ الخیر» یعنی سراسر خیر و برکت بودند (فقد فقدت و کل الخیر محتجب) . (ال و کل) در (کل الخیر) دلالت بر شمولیت و همه جانبه بودن خیر دارند. خیر فراوان وجود پیامبر اکرم (ص) در طول حیاتشان برای خاندان اهل بیت (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) در بیت سوم در تعبیری استعاری و تشبیهی ضمنی، به رابط زمین و باران فراوان و پرخیر و برکت (إنّا فقدناک فقد الأرض وابلها) شبیه می گردد. «وابل» به شدیدترین باران گفته می شود، بارانی که موجب سرسبزی، خرمی و طراوت زمین و تکثیر فوائد آن می گردد؛[۴۲]لذا، این ساخت واژگان درهم آوایی و هم نشینی کلامی می تواند همه جانبه بودن خیر پیامبر اکرم (ص) را نشان دهد. خیر با تمامی شمول، هم خیر مادی و هم خیر معنوی را دربرمی گیرد. به کار بردن واژگان در یک حوز دلالتی (زمین)، از جمله «فقد الارض» «کل الإرث/الأرض مغتصب» «ضاقت علی بلادی» «الترب» «الکثب» ، می توانددر ذکر خیر مادی، و معنای ضمنی تشبیه فوق الذکر اشاره به تنها ارثی خاندان اهل بیت ( ع) از پیامبر اکرم (ص) داشته باشد، یعنی همان حقی که از سوی جامعه و سران حاکم بر نظام فکری و سیاسی جامع پس از رحلت ایشان، غصب شد.
اما خیر معنوی وجود پیامبر برای اهل بیت، در بیت هفتم این گونه معرفی می شود: «قد کان جبرئیل بالآیات یؤنسنا» . خیر معنوی در واقع انس با آیات وحی و مفاهیم بلند قرآنی است که در زمان حیات بر پیامبر نازل می گشت. هم نشینی واژگان و ترتیب الفاظ «جبرئیل-آیات-نا» دلالت بر رابطه ای دارد که بین جبرئیل و اهل بیت در اثر آیات نازل شد قرآن برقرار گردید. خان اهل بیت (ع) کرامت و عصمت در دوران حیات پیامبر (ص) محل نزول وحی و قلب های آنان محل حفظ آیات بوده است. جبرئیل با آوردن پیام وحی و نزول آن بر پیامبر (ص) با این خاندان در ارتباط بود.
۶- ۱- ۴- مصیبت، اندوه، تعرض، اهمال، تحقیر، تگنا، غصب، آزردگی، ظلم
گفتمان فاطمی، در ساخت بافت متن خویش، از واژگان و تعابیری بهره می برد که شرایط و بافت موقعیتی بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص) را بازنمایاند. در این راستا، از یک سو شدت مصیبت وارده بر قلب اهل بیت را بیان می کند، و از سوی دیگر برخورد نامناسب جامع دستخوش تغییر را با آنان روشن می سازد.
بیت یازدهم و دوازدهم با ساخت واژه های تأکیدی، همچون «إنّ، قد، دلالت فعل ماضی» ، مخاطبان گفتمان را جاهل به خبر فرض می کند و به آنان از مصیبتی خبرمی دهد که خود واقف به آن هستند. با عبارت «إنّا/قد رزینا» با تأکید از مصیبت صحبت می کند، گویاحضرت فاطمه زهرا (س) مخاطبان را نسبت به نوع، شکل، شدت و حدّت این مصیبت بی خبردانسته اند. این مصیبت بسیار سنگین را چنان بی سابقه می دانند، (بما لم یرز ذو شجن من البلیّه لا عرب و لا عجم)، که هیچ کس از عرب و عجم بدان دچار نگشته است. سنگینی و تفاوت عظمت این داغ به دو علّت است. بنا به آنچه در گفتمان شعر مورد انتقاد است، از یک سو، دربار سبب غم نخست، به شخصیت بی نظیر پیامبر اکرم (ص) در بیت یازدهم و دوازدهم (فقد رزیناه… ) اشاره شده، و از سوی دیگر، از رابط پیامبر (ص) با اهل بیت (ع) سخن به میان آمده است: (فقد فقدت و کل خیر محتجب) . خیری که ایشان برای اهل بیت (ع) به همراه داشتند و آرامشی که برای آنان به ارمغان می آوردند و منزلت و جایگاهی که برای آنان قائل بودند، با مرگ آن حضرت (ص) در جامع پس از رحلت، از بین رفت. اندوه قلبی حضرت فاطمه زهرا (س) به حدی بوده است که (در بیت نهم) آرزو می کنند: «فلیت قبلک کان الموت صادفنا» ، یعنی، ای کاش قبل از مرگ پیامبر، خود و اطرافیانشان می مردند. آن حضرت (س) در تعبیر از غم خویش در بیت دوازدهم می فرمایند: «فسوف نبکیک ما عشنا و ما بقیت – لنا العیون بتهمال له سکب» . «سکب و همل» به معنای جاری شدن اشک است.[۴۳]«تهمال» در ساخت صرفی دروزن «تفعال» بر تکثیر و مبالغه دلالت دارد. بدین معنا که کاس چشم در غم فقدان پیامبراکرم (ص) لبریز از اشک حسرت گشته و عنان اشک رها شده است و جریان خواهد یافت. این واژگان در ساخت عاطفی، انگاره های ذهنی مبتنی بر پیوند عاطفی نزدیک پیامبر (ص) و حضرتفاطمه زهرا (س) و اهل بیت (ع) را یادآور می شود که با کنش منظورشناختی و کاربردشناختی در برانگیختن عواطف مخاطبان به دنبال کنش تأثیری است.
حضرت فاطمه زهرا (س) در طول گفتمان خویش، در تعبیر از جامعه و سران حاکم و نیزدر نقد عقاید و بسترهای ایدئولوژیک و رویکردهای تحول یافت اجتماع، از صورت های زبانی مجهول و نکره، همچون «سیم، محتجب، مغتصب، استخفّ، رجال، أنباء، هنبثه» استفاده می کنند. این افراد (رجال) که مستحق تنکیر و تقبیح اند، با چهره ای کریه بر اهل بیت شوریدند. در واقع، آن کراهت باطنی آنان (فحوی صدورهم) که در طول حیات رسول کتمان می کردند، اینک (لمّا فقدت/لما مضیت/حالت دونک الترب) در فراغ ایشان، در چهره های خویش (تجهّمتنا) نمایان ساختند و سعی کردند اهل بیت (ع) را در موضع بی مبالاتی (استخفّ بنا) قراردهند و از منزلت آنان ب
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.