توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تصویری نو از روابط خانواده در قرآن ؛ مصاحبه با آیت الله سید محمد تقی مدرسی؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل تصویری نو از روابط خانواده در قرآن ؛ مصاحبه با آیت الله سید محمد تقی مدرسی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل تصویری نو از روابط خانواده در قرآن ؛ مصاحبه با آیت الله سید محمد تقی مدرسی:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل تصویری نو از روابط خانواده در قرآن ؛ مصاحبه با آیت الله سید محمد تقی مدرسی آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل تصویری نو از روابط خانواده در قرآن ؛ مصاحبه با آیت الله سید محمد تقی مدرسی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تصویری نو از روابط خانواده در قرآن ؛ مصاحبه با آیت الله سید محمد تقی مدرسی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل تصویری نو از روابط خانواده در قرآن ؛ مصاحبه با آیت الله سید محمد تقی مدرسی، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تصویری نو از روابط خانواده در قرآن ؛ مصاحبه با آیت الله سید محمد تقی مدرسی :
دغدغه های فکری موجود پیرامون شبهات و ابهامات در حوزه مسائل زنان، در عرصه مبانی اندیشه و ارائه تفکرات و القائات بی اساس از سویی؛ و پرداختن به مسئولیت ها؛ حقوق و وظایف زنان توسط گروه ها و سازمان های مختلف زیر چتر همسان سازی فرهنگ جهانی تحت عنوان دفاع از حقوق این قشر از سوی دیگر و بالاخره تحقق اهداف شوم در به بیراهه کشاندن مسیر تکامل اجتماعی زنان، مسئولین و محققین را پیوسته بر آن می دارد تا در مقام پاسخگویی و تبیین این گونه مسائل، به ارزیابی دقیقتری در پژوهشها و مصاحبه ها بیندیشند و از زوایای مختلف به بازبینی و تحلیل روشن تری بپردازند و عمدتأ موضوعاتی را که به نحوی مورد تعرض و سوء استفاده دشمنان و احیاناً بی توجهی و سطحی نگری بعضی دوستان قرار دارد، و به دور از جهت گیری و شعار و التقاط، به بحث و تبادل نظر بگذارند.
خوانندگان عزیز! مستحضرید که گفتمان قبلی ما در محضر فقیه اندیشمند و عالم بصیر و پر تلاش حضرت آیت الله سید محمد تقی مدرسی پیرامون طراحی زیبا و متقن خانواده در سوره نور بود که طی آن ایشان به تشریح بنای خانواده و تبیین جایگاه این کانون مقدس در این سوره به ویژه آیه نور پرداختند و یک یک آیات نورانی این سوره و ارتباط آن با خانواده را مورد تفسیر و تبیینی نوین قرار دادند و نقش احکامی چون جنبه های اصلاح و تربیت و تخویفی که در بخش جزائیات و حدود اسلامی وجود دارد، یا احکامی چون حجاب، استیذان، نهی از تبرج در بانوان، نهی از وعده های پنهانی و ارتباطات جنسی و منع قذف و اتهام به افراد وبه بازی گرفتن حیثیت و آبروی آنان که هر یک از اینها به منزله ثغور و دیوارهایی محکم خانواده را در برگرفته است، بیان نمودند، وبه نکات و راهکارهای ارزشمندی در اصلاح ساختار روانی فرد، خانواده و جامعه پرداخته شد و در واقع از دیدگاه روانشناسی و جامعه شناسی اسلامی مسائل خانواده مورد بررسی و کنکاش قرار گرفت.
تأمل، بازبینی و دقت در مباحث خانواده از سوی ایشان ما را بر آن داشت که دیگر بار در محضر ایشان حضور یابیم و این بار از منظر حقوق اسلامی به بیان روابط داخلی خانواده، خصوصاً تعاملات رفتاری زوجین موضوع را دنبال کنیم. امید آن داریم که از رهگذر این گونه نشست های علمی بتوانیم گامی هر چند ناچیز در معرفی و اعتلای فرهنگ مترقی اسلام برداشته باشیم و با دقت و تدبر بیشتر در آیات، ارزش نظام خانواده و جایگاه ویژه زن را برای بشریت سرگشته و حیران امروز که به واسطه فاصله گرفتن از قوانین الهی به ویران نمودن این بنیان اصرار دارد، به منصه ظهور بگذاریم.
محور موضوعات این بار ورود به آیات قرآنی در زمینه حقوق زوجین حدود حاکمیت زوج و نحوه اعمال آن، ملاک قوامیت در آیه مبارکه سوره نساء، بحث از تمکین و بیان دایره وظایف زن، توضیح فَالصّالحاِتٌ قانتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَیْب در آیه مذکور، مفهوم ضرب در بخش مراحل نشوز و صراحت نفی بغی و ستم از سوی مرد، موضوع شقاق و زمینه های حصول آن از دیدگاه قرآن و درمان این مشکل، تأکید قرآن بر توجه به میثاق غلیظ و پیوند الهی میان زن و مرد، مسأله طلاق و عیوب موجب فسخ نکاح، نحوه استخراج قواعد اصطیادی بر پایه اصول مدون قرآنی و سایر منابع اسلامی است.
حضرت آیت الله! ضمن عرض تشکر از فرصت مجددی که به گروه فقه و حقوق فصلنامه دادید، و نهایت مساعدت و لطف را نسبت به این امر مبذول فرمودید؛ اولین سؤال را در حیطه گستره وظایف زوجین نسبت به تبیین و تشریح آیه اَلرِّجَالُ قَوامُونَ عَلَی النِّساء… مطرح می کنیم و با توجه به بعضی از ابهامات و نیز نگرشهای متفاوت در این زمینه و طرح پرسشهای گوناگون در محافل علمی و دانشجویی در مورد ریاست مرد و نحوه تحقق آن از دیدگاه قرآن و ملاک قوامیت و بالاخره قید و شرطها در این باب، مستدعی است نظر تحقیقی خود را بفرمائید.
قبل از ورود به موضوع مورد نظر شما در این آیه مبارکه، لازم است سخنی را در باره سوره نساء داشته باشم و اینکه آیات این سوره مبین چه نوع از روابط در زندگی بشر است و لحن خطابات بر اساس قرار دادهای اعتباری است یا قراردادهای طبیعی؟ زیرا اساس ارتباطات در هر جامعه ای بخشی بر پایه امور پیمانی و اعتباری شکل می گیردو بخشی بر مبنای روابط طبیعی و ذاتی .
مثلاً چشم انداز سوره مائده این مطلب را القاء می کند که بر پایه عقود و پیوندهای اعتباری است. و می بینید در اولین آیه از این سوره مبارکه اینگونه آمده: یا اَیُّهَا الذّینَ اَمَنُوا اَوْفُوا بِالْعُقُود … لیکن در ابتدای سوره نساء خطاب به گونه ای دیگر است. روی سخن با همه انسانهای این کره خاکی است. با یک بیان همگانی و بین المللی همه وجدانهای بیدار و فطرتهای پاک را مورد خطاب قرار می دهد و پرده از یک اصل طبیعی در نظام خلقت برمی دارد و میفرماید: یَا اَیهُا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُم الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِده و خَلَقَ مِنْهَا زَوجَهَا و بَثَّ مِنْهُمَا رِجالاً کثیراً و نِساءً وَاتَّقُوا الله .. همان گونه که در آیه مبارکه مشاهده می فرمائید بنای قانونگذاری در اینجا به گونه ایست که همه حصارهای قومی، نژادی، طبقاتی را می شکند و از ماوراء اعتباریات، محرمانه با او به راز گویی خلقت می پردازد، با زمزمه ای موزون و کلامی لیّن نه فریادی نابهنگام و خشن تمامی بنی آدم را متوجه ربوبیت حق می سازد. اینجاست که ساخته ها و پرداخته های ذهن انسان در توجه به غیر او یکباره فرو می ریزد. لذا می پرسد ربّ یعنی چه؟ و اِتُّقُوا رَبَّکم کدامست؟
و او در کوتاهترین کلام بلندترین پیام را می دهد که آفریدگار شما، مربی و پرورش دهنده هستی، به پرستش، شایسته تر و تقوای او یعنی همان رهایی از قید و بند اسارتها، برای انسان زیبنده تر است.
این گونه خطاب حاکی از آن است که آیه مبارکه واقعیاتی از هستی را با زبان فطرت بیان می دارد و اسرار مکنون هستی را در آینه وحی بازگو می کند و سپس به یک اصل عمده در بنای هستی اشاره می نماید خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْس وَاحِدَهٍ با این کلام است که اندیشه نژاد پرستی جنسی زدوده می شود و دیوارها و موانع فرانگری فرو می ریزد. و نفس واحده را که خاستگاه طبیعی هر انسانی در عرصه وجود است گوشزد می نماید همان نفسی کهوَ نَفْسٍ وَ مَاسَوَّیهَا فَاَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْویَهَ است.
پس می بینید که ورود به سوره نساء یک نوع ورود طبیعی و فطری است. و درست در راستای سامان دهی این بعد از زندگی اوست و نحوه جعل احکام هم با توجه به نیاز طبیعی اوست. اکنون با این نگرش به سراغ یه می رویم اَلِّرجَالُ قَوامُونَ عَلَی النِّساء. قوّام یعنی چه؟ و به چه معناست؟
قوام از قائم و قائم گاه با حرف باء متعدی میشود مثل قائم بالشی یعنی چیزی که بوسیله آن کسی یا چیزی ایستاده و تکیه گاهی دارد، گاه با عَلی متعدی می گردد که مقابل معنای اول است. یعنی خود تکیه گاه قرار می گیرد. لذا در مورد ذات حق می فرماید الله لاالهَ الا هُوَ الْحَیُّ القَیُوم یا اَنْ تَقُومَ السَّمَاءُ وَ الارَضُ بِاَمْرِهِ یعنی ذات حق چون واجب است، قائم بذاته و قائم لغیره است و قوّام یعنی کسی که خانواده را نگه می دارد حافظ خانواده است. و تعبیر دیگری که در قرآن هم آمده این است که می فرماید اموال شما مایه قِوام یا قیام زندگی است و می فرماید: وَلاتُؤتُوا السُّفَهَاءَ اَمْوالَکُمُ التّی جَعَلَ اللهُ لکم قیام قیام در اینجا به معنای نظم دهنده است بنابراین، معنای دیگر قوام، منظم کننده است، یعنی سامان دهی زندگی و قِوام آن در امور اجتماعی و اقتصادی به دست مرد شکل می یابد و در کانون خانواده پناه و تکیه گاه همسر و فرزندان قرار می گیرد و این بیانِ رسالتی سنگین و مسئولیتی توأم با ایفای وظیفه ای الهی است. اینجاست که خود محوری و فرد مداری جای خود را به حق محوری می دهد، پس این قوامیت مطلق نیست و با کُونُوا قَوّامین بِالقسط شَهداءَ لله تکمیل می گردد. یعنی خداوند از ما قوامیت به قسط را می خواهد زیرا سنخ قانونگذاری در فرهنگ اسلامی بر پایه اِنَّ اللهَ یَأمر بِاْلعَدْلِ وَ اْلأحْسَاناست و ریاست مرد هم در خانواده بر پایه همین اصل شکل می گیرد.
قوّام بالقسط و قوّام لله یعنی چه؟ ما در تمام ابعاد زندگی مأمور به حفظ شریعت، حفظ حدود و قوانین الهی هستیم بنابراین مرد در خانواده حافظ و مجری عدالت است. به تعبیر دیگر او تکیه گاهی است که همسر به قوامیت و تدبیر و گردانندگی او تکیه می کند.
در نظام تربیتی و خانوادگی اسلام مرد مسئولیتهایی دارد چون: قوا اَنْفُسَکُمْ و اهلیکم نار، و یا وَ انْذرِ عَشیرَتکَ الاَقْرَبین، است و یا اینکه تبیین روابط خانوادگی را می کند مثلعَاشِرُوهُنَّ بَالْمَعْروف، و یا وَ لا تَنْسَوُا الفَضْلَ بَیْنَکُمْ و یا لاتَتَّبِعُوا الهَوی اَن تَعْدِلوُ و یا وَ لاتضارّوهنّ لِتُضیقُواعَلَیْهِنَّ …….. را عهده دار است.
که همه این متون دلالت بر آن دارد که ما در خانه ارزشها را به فراموشی نسپاریم.
مجموع این مسئولیتها و وظایف است، که مرد را در خدمت خانواده، حافظ مصالح خانواده و مدیر و مدبر امور در خانه قرار می دهد که هم با طبیعت او سازگار است و هم مجموعه ای چون خانواده نیازمند به چنین عنصری است. و در مقابل زن قدرت و نفوذش در جای دیگرست و لطافت و خصوصیات روانی و اخلاقی او آنگونه است که دوست دارد تا مرز فداکاری نسبت به همسر و فرزند عشق بورزد و اهمیت فوق العاده ای به توجه شوهر دارد، اینجاست که حتی بعضاً لازم است مرد او را مورد مراقبت قرار دهد و در پرتگاه های عاطفی تعدیل نماید و به رَغم پاسخگویی مناسب و شایسته به وفاداری و عشق او، نوعی حفاظت نسبت به او داشته باشد، عموماً در خانواده ها شاهدیم مادر تا مرز ایثار و جانفشانی در خانه تلاش میکند و این مرد است که با حفاظت و مراقبت شایسته خویش بایستی در عین حمایت از او نسبت به این گونه رفتارها نوعی کنترل اخلاقی داشته باشد.
لذا بایستی گفت که زن بنابر فطرت و طبیعت و روحیات خویش حمایت و حفاظت و امنیت را برای شوهر به ارمغان می آورد. و شوهر با توجه به روحیات و طبیعت خویش به گونه ای دیگر به حمایت و حفاظت قیام می کند و یک تعامل طرفینی در اینجا کاملاً برقرار است.
مرحوم استاد مطهری در این باب می فرماید: اعجاز خلقت را ببینید که دو تمایل در مرد و زن قرار داده است، در مرد حس تسلط بر زن وجود دارد و در زن نیز همین حس وجود دارد ولی اعجاز خلقت این دو حس را به گونه ای آفریده که نه تنها تضاد و نزاعی ندارند بلکه منجر به وحدت بیشتر نیز می شوند … در مرد حس تسلط بر زن را {از طریق ظاهر} بالای سر زن قرار می دهد و در زن حسّ تسلط بر مرد از طریق قلب، مرد از راه قهرمانی می خواهد حاکم باشد و زن از طریق جمال و زیبایی {و ظرافتهای} زنانه.
همین گونه است که قوانین الهی درست هم پای با روحیات زن و مرد در صدد حاکمیت وحدت بر نظام خانواده بر اساس پیوندی الهی است. یعنی زن و مرد هر دو در خدمت یکدیگرند و از هر گونه فردگرایی بر حذر و هر کدام در صدد حمایت و حفاظت از دیگری بر پایه محوریت حکم خدا تلاش می کنند. گفتیم بنای آیات در سوره نساء عمدتاً بر مبنای مسائل طبیعی است نه قرار دادی.
لطفاً نسبت به بخش دیگر آیه که می فرماید: بمَا فَضَّلَ اللهُ بَعْضَهُم عَلی بَعْض نظر تفسیری خودتان را بفرمائید.
قبل از ورود به این بخش از آیه بایستی اذعان داشت که هر اجتماع چند نفری نیاز به نظم و برنامه ریزی و رهبری دارد و نبود یک شخص مسئول قطعاً در یک مجموعه موجب هرج و مرج است و حس قیادت و رهبری از زمانهای دیرینه به عنوان یک حب ذاتی در مردان وجود داشته و چه بسا تعدیات و تجاوزاتی که در مسیر تاریخ زندگی بشر از این طریق بر زنان اعمال نگردیده، اما پیوسته ادیان الهی آمده اند و با تعیین ضوابط و شرایط جلوی این نوع از بی عدالتی ها را گرفته اند یعنی اسلام این نوع از سرپرستی خانواده را ابداع نکرده بلکه آن را پذیرفته است لیکن برای نفی ظلم و تجاوز و نظم و انضباط برای آن یک چار چوب خاص مطرح نموده و در قالب قوانین خانواده یک نوع تعدیل در حاکمیت ایجاد کرده است و در تبیین این گردانندگی، آیه بیان ظریفی دارد و نگرش و تفسیری که من در اینجا دارم با دیگران متفاوت است. ببینید در یک مجموعه ای که مثلاً ۱۰ نفر مرد زندگی می کنند اگر بخواهند مدیریتی را به کسی واگذار کنند تابع چه شرایطی قرار می دهند؟ مسلماً وقتی یک نفر از بین این جمع در رعایت ابعاد مختلف مدیریت یا رعایت ضوابط از شرایط بهتری برخوردار باشد و اگر او واجد شرایط مناسب نبود اینجاست که مسئولیت از او سلب می شود و به دیگری واگذار می گردد لذا نمی فرماید: فَضَّلَ الله بَعْضَهُمْ عَلی بَعْضهن یعنی این غلبه ذاتی نسبت به هر زن و مردی نیست بلکه بایستی گفت همانگونه که بواسطه رشد بعضی از فضائل فردی در بین یک مجموعه می تواند امتیاز مدیریت را به خود اختصاص دهد در خانواده هم قوامیت مرد به دو دلیل است: یکی اینکه نفقه بپردازد و مشکلات اقتصادی و مالی زندگی را در تمامی ابعاد به دوش کشد، لذا باید بیشتر از زن زحمت بکشد و تلاش کند و نیز بواسطه وضعیت خاص جسمانی و روحی مردانه در برخورد با کارهای خشن و ناملایمات شغلی او مقاوم تر است و دلیل دیگر اینکه به سبب کوشش برخی بر برخی دیگر در مراتب اجتماعی. در این عرصه هم می بینیم گاه فردی در عرصه اقتصادی بیشتر تلاش می کند، لذا توانگری بیشتری می یابد و یا در عرصه علم و تفکر تلاش می کند و به فضایلی نایل می آید و گاه در عرصه های تخصصی دیگر توان خود را بکار می گیرد و به کارایی بالاتری نایل می شود، لذا از این دو جهت مرد مسئول گردانندگی زندگی است.
اما اگر مردی نه در ناحیه حکمت و رشد فضایل اندیشه رتبتی را به خود اختصاص داد و نه در ناحیه تدارک رزق و روزی فرزندان، او دیگر نه مصداق فَضَّلَ اللهَ بَعْضَهُمْ عَلی بَعْض است و نه مصداق بِمَا اُنْفِقُو یعنی نه حکمت حاکمیت دارد، نه پول میدهد نه شرایط ریاست الهی را رعایت می کند، او دیگر واجد اطاعت نیست چنانچه روایت داریم که اگر مرد نفقه نداد تمکین هم ندارد. اصلاً اصل قوامیّت که زندگی خانواده را قوام می بخشد در پرتو این مشخصات مرد است و اگر دارای حتی شرایط نسبی در این باب نبود نمی تواند ادعای در خارج از این موازین نماید. مضاف بر اینکه پایان همین آیه می فرماید: فَلاتَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبیل یعنی هیچ گونه سلطه زورمدارانه و همراه با زیاده خواهی و افزون طلبی نباید از سوی مرد بر زن اعمال گردد. و مرد نمی تواند مطالباتی بیش از حق خویش در محدوده حدود الهی از زن داشته باشد.
تحلیل دیگری که در ذیل این آیه مبارکه است همان بیان شیوایی است که استاد شهید مرتضی مطهری دارد که: عبارت قرآن که فرموده است بِما فَضَّلَ اللهَ بَعْضَهُمْ عَلی بَعْض و نفرموده است بِما فَضَّلَ اللهَ الرِجَالَ عَلی النِساء ناظر بر این است که بعضی بر بعضی برتری دارند و نگفته است مردان بر زنان چون خواسته بگوید برتری هایی مرد بر زن دارد و برتری هایی زن بر مرد دارد و لازمه این دو برتری حکومت مرد است بر زن … یعنی به مرد بنا بر فضیلت هایش مزایایی داده شده که بر طبق آن به درد حکومت خانواده می خورد و به زن بنا بر فضیلت هایش مزایایی داده شده که به موجب آن شایسته اداره داخل خانواده است.
همان گونه که تبیین فرمودید یک رابطه مناسب و برخاسته از طبیعت خانواده و شئون زوجین در آیه مبارکه مشاهده می شود، لذا از سویی تبیین وظایف مرد با اقدام بر قوامیت و گردانندگی امور خانواده و مسئولیت پذیری نسبت به نفقه و نیازهای اقتصادی و مالی میشود. و از جانب دیگر با عبارت کوتاه و بلیغ فَالصالحاتُ قانتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَیْب بما حَفظَ الله ترسیم وظایف یک بانوی شایسته را در خانواده می نماید و توازن و تعادلی ارزشمند بین این دو وظیفه برقرار می سازد اکنون مستدعی است نظر تحلیلی خویش را نسبت به این بخش از آیه خصوصاً با توجه به مسأله تمکین زوجه و حدود آن و مراد از قانتات و حافظات را در آیه کریمه بیان بفرمائید.
نفس تمکین به صراحت لفظ در قرآن کریم نیامده لیکن آنچه که در موضوع وظایف زوجه در عرصه خانواده در قالب تمکین در فقه مطرح است بخشی برخاسته از همین قسمت آیه است که با لفظ قانِتات آمده و بخشی به واسطه قسمت پایانی آیه که می فرماید فَاِنْ اَطَعْنَکُم فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبیلاً است یعنی اگر در ایفای وظیفه همسری اطاعت کردند و تمکین نسبت به شما داشتند هرگز راهی برای بی عدالتی و بغی بر ایشان ندارید. اشاره به اینکه هر دو نسبت به حکم خدا بایستی انقیاد و پذیرش لازم را داشته باشید.
در مورد قانتات یک مقدمه ای را بیان می کنم و آن اینکه وقتی طبیب نسخه می دهد بایستی ببینیم چه دردی را در صدد درمان است، وقتی در قرآن کلمه ای آمد این بمنزله درمان دردی است که توجه به آن لازم است: پس در فَالصّالحاتُ قانتاتٌ حافِظاتٌ … اشاره به این است که: زنان شایسته و مزین به لباس بندگی و اطاعت خدا، در رعایت حقوق زوج قصور نمی ورزند و بنده فکر می کنم قانتات نسبت به امر زناشویی؛ یعنی زن راضی شود به موقعیت خویش از جنبه های مختلف، مثلاً زن افزون طلب نباشد و هر روز برای شوهر مشکلی نیافریند یا از او چیزی بخواهد که تعادل نظام خانواده را بهم بزند. قانتات یعنی اینکه شوهر خویش را به همسری قبول دارد و برای او احترام قائل است اعلام نارضایتی نمی کند. در مقام تحقیر شوهر بر نمی آید. توجه به حرمت همسرداری دارد. چنانچه از مرد هم خواسته شده که زوجه خویش را مورد احترام و کرامت قرار دهد او را به عنوان یک همسر و شریک زندگی قبول داشته باشد. لذا به مردان فرمودند: مَا اَکْرَمَهُنَّ الاّ کَریم وَ ما اَهَانَهَنَّ اِلاّ لَئیِم و به زنان امر به قنوت و رضایت نمود.
اصل قنوت خشوع است لیکن در اینجا به معنای رضایت و راضیه بودن است. زیرا بالاترین نوع رضا، قنوت است. وقتی زن در زندگی اظهار رضایت مندی کند، روحیه شکر، انقیاد، قناعت در او باشد قطعاً بسیاری از مشکلات زندگی زناشویی در سایه این صفات حل می شود و به عکس وقتی مادر، چهره خصومت و عدم انقیاد در او آشکار شد چهره زندگی به خشونت می گراید. او که رسالت اطمینان بخشی به اعضای خانواده را به عهده دارد، و همه اعضاء عشق و آرامش را در کنار او می جویند، قطعاً بایستی دارای رفتاری برخاسته از خصایص مذکور در آیه باشد هم صالحه و هم قانته و هم حافظه.
در این آیه یک قید صالحات داریم که شایستگی های عملی زن را حامل است و با تعبیراتی چون مَنَ عَمَلَ صَالحاً مِن ذَکَرٍ اَوْ اُنْثی روشن می شود و قید دیگر قانتات است که بیان فرمودید، علاوه بر اینها خصوصیت ارزشی دیگر زن در خانواده را قرآن حافِظاتٌ لِلْغَیْب بِمَا حَفِظَ الله بیان می نماید. سؤال این است که آیا حافِظاتٌ لِلْغَیْب فقط به اعتبار حفظ ارزشها و ایفای وظایف در غیاب شوهر است یا اینکه مسأله گسترده تر از این حد است و زن به لحاظ تأثیری که در اصلاح ساختار جامعه و تاریخ دارد؛ در واقع او حافظ و حامل همه ارزشهاست بنابراین تخطی او از وظایف، فقط تخلف زناشویی محسوب نمی شود، چنانچه در بحث حدود هم اگر زنی مرتکب فحشا شود؛ جرم او یک جرم خصوصی نیست که شاکی خصوصی داشته باشد بلکه از جهت نادیده گرفتن حکم خدا نسبت به حدود الله مورد مؤاخذه قرار می گیرد. آیا می توان گفت حافظات، یعنی حفظ همه ارزشهایی که خدا بر دوش زن نهاده است؟
این نکته ای که نسبت به حافظات اشاره کردید از حفظ الله بدست می آید یعنی حفظ الله عرصه این موضوع را گسترش می دهد، یعنی هر چه را که خدا به حفظ آن امر نموده زن مأمور به صیانت از آن است.
مثلاً قرآن می فرماید: حَافِظُوا عَلَی الصَّلَواتِ وِ الصلاهِ الوُسْطی وَ قُومُوا لله قَانِتین یعنی زن همه ارزشها را در خانه حفظ و گسترش می دهد لذا حفظ مال، حیثیت، آبرو، مسائل مربوط به خانه، ناموس، عفت، حیا و حفظ شئون اولاد، همچنین اموری که جامعه متأثر از نحوه عملکرد اوست و خدا از او خواسته است.
اخیراً مطلع شدیم برای مسابقات ورزشی سیدنی، زنی بچه اش را در ماشین می گذارد و برای بازی کامپیوتری وارد هتلی می شود و بر اثر غفلت از فرزند و سرگرمی، بچه اش در بیرون از هتل بر اثر گرمای هوا در ماشین می پزد یعنی درجه حرارت به قدری شدید بوده که نه تنها بچه از گرما هلاک می شود، بلکه به حالت پختگی در می آید و وقتی این مادر را به دادگاه می برند و از او سؤال می کنند آیا از این قضیه وجدانت ناراحت نیست؟ جواب می دهد: خیر چون من فقط نباید به بچه ام برسم؛ بلکه باید به خودم هم برسم. آیا این جواب شایسته یک مادر است؟ این همه عشق و عاطفه در سینه مادر برای چیست؟ اصلاً اگر او بخواهد فقط به خود بیندیشد فردگرایی را مورد توجه قرار دهد نه تنها کیان خانواده، که قوام زندگی بشر به مخاطره می افتد.
استاد! یکی دیگر از بحث های سؤال برانگیز در حقوق اسلامی، نحوه رفتار مرد در هنگام ظهور نشوز در زن می باشد و عمدتاً عده ای در مقام سوء استفاده از این آیه بر آمده اند و می گویند قرآن خود حکم به ضرب یا زدن زن نموده و عده ای به بهانه دفاع از حقوق زنان در مقام ایراد و اعتراض به این حکم بر آمده اند. لطفاً نظر خود را راجع به مفهوم ضرب در سیاق این بخش از آیه که می فرماید: و الّتی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعَظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی المَضَاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ بفرمائید.
من یک نظری در مورد کلمه ضرب دارم که با ضرب به معنای زدن متفاوت است. معنای ضرب در زبان عربی حرکتی است که قرین با صدا و اعلام است اما اینکه این صدا الزاماً حاصل بر هم زدن چیزی بر چیز دیگر نیست، لذا ضرب المثل را به این مسمی نامیده اند؛ چون مثل یک چیز روشن صدا می کند و فراگیر می شود.
مضاف بر اینکه حتی اگر ما ضرب را بر هم
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل عوامل مؤثر در سیگاری شدن فرزندان
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.