تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل تفسیر آیه خلافت از دیدگاه شیخ صدوق؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تفسیر آیه خلافت از دیدگاه شیخ صدوق، محتوای خود را در قالب 90 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل تفسیر آیه خلافت از دیدگاه شیخ صدوق با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تفسیر آیه خلافت از دیدگاه شیخ صدوق آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل تفسیر آیه خلافت از دیدگاه شیخ صدوق به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل تفسیر آیه خلافت از دیدگاه شیخ صدوق ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تفسیر آیه خلافت از دیدگاه شیخ صدوق، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تفسیر آیه خلافت از دیدگاه شیخ صدوق را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تفسیر آیه خلافت از دیدگاه شیخ صدوق :

مقدمه

از‌ جمله‌ موضوعات مهم در عرصه «مهدویت»، جایگاه آن در قرآن مجید و تفسیر است. شیخ صدوق (ره) در آغاز کتاب گرانسنگ «کمال الدین»، در خصوص یکی از آیات مرتبط با این موضوع، بحثی‌ اجتهادی‌ و عمیق ارائه کرده که حاوی نکاتی اساسی درباره امامت و مهدویت است. نظر به اهمیت نکات تفسیری یاد شده و جایگاه شیخ ر در این فن، این مقاله با تفکیک و تعیین محورهای‌ مطرح‌ شده، برآناست که علاوه بر ارائه شأن صدوق(ره) در تفسیر، گوشه هایی از مفاد عمیق آیه سی ام سوره بقره را نشان دهد.

سیمای شیخ صدوق

شیخ المشایخ، محمدبن علی‌ بن‌ حسین‌ بن موسی بن بابویه قمی‌، ملقب‌ به‌ «صدوق»، کنیه اش ابوجعفر و از اهالی قم بوده است. او از مشایخ شیعه، رکنی از ارکان دین و «رئیس المحدثین» شناخته شده‌ و به‌ دلیل‌ صداقت در گفتار و نقل احادیث اهل البیت (ع)، او‌ را‌ «صدوق» نامیده اند.

از ویژگی های صدوق آن است که به دعای امام زمان(عج) متولد گردید (صدوق، ۱۳۶۷، ج۱۱‌: ۱۴‌ و صفاخواه‌ ۱۳۷۶، ج۱: ۲۲). بدین دلیل به مقام بلندی از فضل‌ و دانش نایل گردید و به برکت دعای امام، از فضیلت او، تمام طبقات بهره مند گردیده اند.

نجاشی (ره) درباره شیخ‌ صدوق‌ چنین‌ می گوید: «شیخنا و فقیهنا و وجه الطائفه»؛ سپس تا یکصد و نود مجلد‌ از‌ تصنیفات وی را نام می برد، که از جمله آنها، کتاب شریف «من لایحضره الفقیه»، یکی‌ از‌ کتب‌ اربعه و از مهم ترین منابع شیعه در استخراج احکام الاهی می باشد‌: (نجاشی‌، ۱۳۶۵‌: ۳۸۹ ۳۹۲). علامه در خلاصه او را به عنوان «شیخنا» و «فقیهنا» معرفی می کند‌ (حلی‌، ۱۴۱۱‌: ۱۴۷) و ابن داود ایشان را «شیخ الطائفه » معرفی می کند (ابن داوود، ۱۳۸۳: ۳۹‌).

قدر‌ و منزلت شیخ صدوق در علم و فضل، دانشمندان عامه را هم به شگفتی و اذعان‌ به‌ فضل‌ وی درآورده تا جایی که ذهبی وی را «رأس امامیه» می داند (ذهبی، ۱۴۰۱‌، ج۱۶‌: ۴۰۳) و خطیب بغدادی وی را از «شیخ الشیعه» می داند.

شیخ طوسی نیز‌ در‌ «الفهرست‌» پس از تجلیل و تکریم او، تصنیفات معظم له را تا سیصد مجلد شمرده و در شأن‌ وی‌ می نویسد: شیخ صدوق در بین شیوخ و علمای قم در کثرت علم‌ و فضل‌ و حفظ‌ روایات، همانندی نداشته است (طوسی، بی تا: ۱۵۷).

وقتی نام شیخ صدوق مطرح می شود‌، چهره‌ محدثی‌ بزرگ و متکلمی متبحر و فقیهی متضلع در اذهان ترسیم می گردد، که گواه‌ صدق‌ این باور، آثار گرانسنگ وی، از جمله: «من لایحضره الفقیه» و «خصال» و «التوحید» و «کمال الدین و تمام النعمه» و دهها‌ اثر وزین دیگر است. لذا کمتر تصور می شود که محمدبن علی‌ بن‌ بابویه قمی، مفسری توانمند و کم نظیر باشد‌. ولی‌ با‌ سیری کوتاه در برخی آثار شیخ، درمی‌ یابیم‌ او مفسری ژرف اندیش، نکته سنج و نوآور بوده است؛ که ازجمله آن آثار‌، آغاز‌ کتاب کمال الدین است که‌ به‌ خوبی شأن‌ صدوق‌ را‌ در عرصه تفسیر، نشان می دهد‌ و این‌ نوشتار برآن است تا با بررسی کلام آن یگانه عصر، جایگاه او را‌ در‌ فن تفسیر، بیش تر آشکار سازد.

انگیزه‌ شیخ صدوق(ره) از نگارش‌ کمال‌ الدین

مرحوم صدوق خود، در‌ این‌ زمینه می فرماید: شبی در عالم رؤیا، خود را در مکه دیدم که‌ به‌ گرد بیت الله الحرام طواف‌ می‌ کنم‌. در شوط هفتم‌ به‌ حجر الأسود رسیدم، آن‌ را‌ استلام کرده و بوسیدم و این دعا را می خواندم: «أمانتی أدیتها و میثاقی تعاهدته لتشهد لی‌ بالمواطاه؛ این امانت من است که‌ آن‌ را ادا‌ می‌ کنم‌ و پیمان من است که‌ آن را به یاد می آورم تا به ادای آن گواهی دهی».

آنگاه مولایمان، صاحب‌ الزمان(عج)‌ را دیدم که بر در خانه‌ کعبه‌ ایستاده‌ و من‌ با‌ دلی مشغول و حالی‌ پریشان‌ به ایشان نزدیک شدم. آن حضرت در چهره من نگریست و راز درونم را دانست. بر او‌ سلام‌ کردم‌ و او پاسخم را داد. سپس فرمود: «چرا‌ در‌ باب‌ غیبت‌، کتابی‌ تألیف‌ نمی کنی تا اندوهت را زایل سازد؟» عرض کردم: یا بن رسول الله! درباره غیبت، پیش تر رساله هایی تألیف کرده ام. فرمود، «نه به آن طریق. اکنون‌ تو را امر می کنم که درباره غیبت کتابی تألیف کنی و غیبت انبیا را در آن بازگویی!» آنگاه آن حضرت با این فرمایش تشریف بردند.

من از خواب برخاستم و تا‌ طلوع‌ فجر به دعا و گریه و درد دل کردن پرداختم و چون صبح دمید، تألیف این کتاب را آغاز کردم، تا امر ولی و حجت خدا را امتثال کرده باشم؛ در حالی که از‌ خدای‌ تعالی کمک می خواهم و بر او توکل می کنم و از تقصیرات خود آمرزش می خواهم (ابن بابویه، ۱۳۹۵: ج۱: ۳).

مطلع تفسیری کتاب کمال‌ الدین‌

پس از آن که شیخ‌ صدوق(ره)‌ از بیان انگیزه کتاب فارغ می گردد، بلا فاصله با این عنوان برگرفته از آیه قرآن، بحث خود را آغاز می کند:

الخلیفه قبل‌ الخلیقه‌؛[۱] تعیین خلیفه، قبل از‌ پدیدار‌ شدن مخلوقات است (همان: ۴). توضیح این که، شیخ صدوق(ره) با استشهاد به آیه «إنی جاعل فی الأرض خلیفه» (بقره: ۳۰) که به آیه «خلافت» معروف است؛ انتزاع عنوان مذکور، اهمیت‌ ویژه‌ خلافت الاهی را از آن استفاده کرده و به تفسیر آیه می پردازد. از نحوه استدلال و مواجهه شیخ صدوق(ره) با تفسیر این آیه، نکته ای اساسی درباره دیدگاه او نسبت به‌ قرآن‌ و جایگاه آن‌ برمی آید و آن این که وی به سلامت قرآن از تحریف قائل بوده است؛ چرا که در‌ غیر این فرض، پایه هر نوع استدلال به قرآن، لرزان خواهد‌ بود‌. سپس‌ وی، نکات مهمی در ذیل آیه بیان می کند که کم تر مفسری به آن توجه کرده‌ و ‌‌ما‌ در ادامه به صورت مستقل به آنها خواهیم پرداخت.

۱. اهمیت و حکمت خلافت

۱ – ۱ اهمیت‌ جعل‌ خلیفه‌ نسبت به سایر مخلوقات

شیخ صدوق در توضیح این نکته مهم می نویسد: خداوند در‌ آیه «و إذ قال ربک للملائکه إنی جاعل فی الأرض خلیفه» (بقره: ۳۰)؛ سخن را از خلیفه آغاز می کند، قبل از آن که از خلیقه‌ (خلایق) سخن به میان آورد و این نکته دال بر آن است که حکمت در جعل خلیفه، از حکمت در خلیقه مهم تر است. از همین رو در آغاز، از خلیفه سخن‌ به‌ میان آوردهاست؛ زیرا خداوند حکیم است و حکیم، اهم را مقدم می سازد، نه اعم را۱ (ابن بابویه، ۱۳۹۵، ج۱: ۴). در این جملات، شیخ صدوق، با استناد به این قاعده کلی‌ که‌ خداوند حکیم است و حکیم در کارها و برنامه های خود، اهم (جعل خلیفه) را بر اعم (خلقت انسان) مقدم می دارد؛ به چند نکته اشاره می کند:

الف) نقش قاعده‌ ها‌ (قاعده تقدیم اهم): در تفسیر موضوع تقدیم و تأخیر و مباحث فرعی آن، از جمله بحث های تعیین کننده در فهم و تفسیر آیات قرآنی است. از همین رو دانشمندان قرآنی، آن‌ را‌ از‌ جمله موضوعات علوم قرآنی شمرده‌ و درباره‌ آن‌ به گفت وگو پرداخته اند.[۲] صاحب کمال الدین در این باره با استناد به تقدیم بحث خلافت بر بحث خلقت در‌ سوره‌ بقره‌؛ بر این نکته تأکید می کند که این‌ تقدیم‌ گویای اهمیت، ارجحیت و جایگاه ویژه موضوع است.

ب) تأکید بر همراهی و هماهنگی قرآن و عترت در بیان معارف حق: محمد بن‌ بابویه‌ ر پس‌ از بیان اهمیت خلافت، با ذکر حدیث امام صادقع، هماهنگی‌ ثقلین را در بیان حقایق ارائه کرده و در ادامه می نویسد: این، تصدیق ‌سخن امام صادق(ع) است، آن‌ جا‌ که‌ می گوید: الحجه قبل الخلق، و مع الخلق؛ و بعد الخلق؛ (کلینی، ۱۴۰۷‌، ج۱‌: ۱۷۷)؛ حجت، پیش از خلق، همراه خلق و پس از خلق است (ابن بابویه، ۱۳۹۵، ج۱: ۴).

۱. ان‌ الله‌ تبارک‌ و تعالی یقول فی محکم کتابه «و إذ قال ربک للملائکه إنی جاعل فی‌ الأرض‌ خلیفه‌…»؛ فبدأ عز و جل بالخلیفه قبل الخلیقه فدل ذلک علی أن الحکمه فی الخلیفه أبلغ‌ من‌ الحکمه‌ فی الخلیقه فلذلک ابتدأ به لأنه سبحانه حکیم و الحکیم من یبدأ بالأهم دون الأعم».

۱ – ۲. خلافت، معیار سنجش اخلاص و ایمان

شیخ‌ صدوق(ره)‌ در‌ توضیح این نکته چنین آورده است: خداوند با دعوت برای سجده به خلیفه، خواسته است‌ نفاق‌ منافق و اخلاص مخلص را ظاهر سازد؛ چنان که گذر ایام از این موضوع‌ پرده‌ برداشت‌ و ملائکه، اخلاص خود را ظاهر ساختند و شیطان، نفاق خود را برملا کرد. اگر انتخاب خلیفه‌ به‌ اختیار مردم باشد، منافق با پنهان ساختن باطن خود کسی را برمی‌ گزیند‌ که‌ همسان خود باشد. بنابراین، چگونه نفاق و اخلاص آشکار می گردد؟[۳] (همان: (۶.

۱ – ۳ گستردگی مصلحت خلافت الاهی

صاحب‌ کمال‌ الدین‌ در تقریر این نکته چنین نگاشته است: سخن، به حسب درجه گوینده‌ و شنونده‌ متفاوت است. لذا خطاب عبد به مولا یا مولا به عبد، تفاوت دارد. وقتی متکلم خداوند‌ و مخاطب‌ عموم فرشتگانند، معلوم می شود مصلحت خطاب مصلحتی عمومی است؛ چنان که‌ خطاب‌ خصوصی مصلحت خصوصی دارد و روشن است که‌ خیر‌ در‌ عموم برتر از خیر اختصاصی است؛ همچنان‌ که‌ یکتاپرستی که حکمی عمومی است و بر همه خلق واجب شده است؛ غیر از‌ حج‌ و زکات و سایر ابواب شرع است‌ که‌ مخصوص به‌ عده ای‌ خاص‌ است[۴] (همان).

۱ – ۴. رابطه‌ توحید و خلافت الاهی‌

شیخ‌ صدوق در ترسیم این نکته می فرماید: در آیه «… إنی جاعل فی الأرض خلیفه»؛ معنایی از‌ معانی‌ توحید‌ نهفته است؛ چراکه آن را به طور‌ عموم‌ ادا‌ فرموده‌ است‌ و اگر‌ کلمه ای در پی کلمه ای دیگر درآید[۵] و مقصود از هر دو یک معنی باشد؛ در لوازم معنا با یک دیگر شریک خواهند بود. دلیل این نکته، آن‌ است که خداوند سبحان می دانست که از مردم کسانی اند که اهل توحید و اطاعت اویند و دشمنانی نیز دارند که بر آنان خرده گرفته و حرمتشان را می شکنند. حال اگر‌ خداوند‌ از روی قهر، دست آنان را کوتاه کند، موجب منافی حکمت و موجب برقراری جبر و بطلان ثواب و عقاب و عبادات می شود و به دلیل محال بودن چنین چیزی، لازم است به‌ شکلی‌، از اولیای خود شر دشمنان را دفع کند که موجب بطلان عبادات و ثواب و عقاب نگردد و شکل آن اقامه حدود و تحصیل حقوق است‌.

نتیجه‌ این که واجب است خداوند‌، خلیفه‌ ای قرار دهد که شر دشمنان خداوند را از دوستانش کوتاه سازد، تا از این رهگذر ولایت، صحت پیدا کند؛ زیرا کسی که از‌ حقوق‌ غفلت کند و واجبات را‌ تباه‌ سازد، ولایتی ندارد، و خلع او از منظر عقل واجب است، و خداوند برتر از آن است که چنین شخصی را خلیفه سازد[۶] (همان).

۱ – ۵. از بین رفتن عذر با نصب خلیفه

مرحوم‌ صدوق‌ این نکته را چنین توضیح داده است: آیه خلافت، بر این معنا دلالت دارد که خداوند با‌ نصب خلیفه، همه را به اطاعتی بزرگ که با توحید هم سان است، هدایت کرده؛ در حالی که ظلم و تضییع حقوق را از خداوند عزوجل نفی کرده و آنچه را با آن‌، ولایت‌ و حجت تمام است، ارائه کرده و هیچ عذری برای کسی، در چشم پوشی از حق باقی نگذاشته است. (همان: ۸)

۱ – ۶. همسانی حکمت در گذشته و آینده

توضیح این نکته را در بیان شیخ‌، این‌ چنین می یابیم: حکمت الاهی در اقوام گذشته، همان حکمت الاهی در آیندگان است و با گذشت ایام و روزگار، تفاوت پذیر نیست؛ بدان دلیل که خدای عز جل عادل و حکیم‌ است‌ و با هیچ کدام از آفریدههای خود خویشاوندی ندارد و او از این کاستی ها برتر است[۷] (همان: ۱۰).

۲. ضرورت خلافت

۲ – ۱. پیامد نصب نشدن خلیفه

شیخ (ره) پیامدها و عوارض نصب نشدن خلیفه‌ را‌ این‌ گونه توضیح داده است: اگر‌ خداوند‌، خلایق‌ را بدون خلیفه می آفرید، آنان را در معرض تلف قرار داده بود و سفیه را از بی خردیاش باز نمی داشت‌؛ بدان‌ گونه‌ که حکمتش اقتضا می کرد؛ از قبیل اقامه‌ حدود‌ و به راه آوردن تبهکاران؛ در حالی که حکمت الاهی اجازه نمی دهد یک چشم بر هم زدنی از آن‌ صرف‌ نظر‌ شود[۸] (همان: ۴). شیخ صدوق در این قسمت، به فلسفه تعیین‌ خلیفه پرداخته و دو مفسده مهم را در معرفی نکردن خلیفه یادآور می شود‌:

الف‌) آفرینش‌ خلایق بدون خلیفه در معرض تلف قرار دادن آنهاست؛

ب) بازنداشتن سفیه و به حال خود‌ رها‌ کردن کسی که قادر به یافتن راه صحیح نیست، اگرچه لحظه ای بیش‌ نباشد‌؛ خلاف‌ حکمت است.

۲ – ۲. حکمت عمومی خلافت و تحقق آن در همه زمانها

شیخ صدوق در این‌ زمینه‌ می گوید: حکمت عمومیت دارد؛ چنانکه طاعت عمومیت دارد و اگر کسی گمان کند‌ که‌ دنیا‌ می تواند ساعتی از امام خالی باشد، بایستی مذهب براهمه را در مورد ابطال رسالت‌ بپذیرد‌ و اگر قرآن مجید پیامبر(ص) را خاتم نمی دانست، لازم بود در هر‌ زمانی‌ رسولی‌ مبعوث می شد[۹] (همان).

۲ – ۳. سازگاری مسئله خلافت با عقل و طبع بشر

تبیین شیخ صدوق در‌ این‌ باره‌ چنین است: [با ختم رسالت] تنها یک صورت معقول [برای اداره بشر]‌ باقی‌ می ماند؛ آن هم وجود خلیفه است؛ زیرا خداوند متعال به سببی نمی خواند [و وضعی‌ را‌ به ‌وجود نمی آورد] مگر بعد از آنکه حقایق آن را در‌ عقول‌ تصویر کردهباشد و اگر آن

[خلیفه ] را تصویر‌ نکند‌، دعوت‌ الاهی تحقق نیافته و حجت ربانی ثابت نمی‌ شود‌ و این، بدان دلیل است که هر چیزی با همانند خود سازگاری می یابد‌ و از‌ ضد خویش دوری می جوید‌ و اگر‌ عقل، رسولان‌ الاهی‌ را‌ انکار می کرد، خدای تعالی هرگز‌ پیامبری‌ را مبعوث نمی فرمود[۱۰] (همان).

صدوق(ره) در ادامه از تمثیلی برای تفهیم این مطلب‌ عقلی‌ بهره برده و به نمونه ای حسی‌ اشاره‌ می‌ کند‌: نمونه‌ این مطلب، پزشک‌ است‌ که مریض را با آنچه با طبع موافق است، علاج می کند؛ زیرا اگر او را‌ با‌ دارویی‌ مخالف طبعش درمان کند، موجب مرگ او‌ خواهد‌ شد‌. پس‌ ثابت‌ شد‌ که خداوند احکم الحاکمین، به سببی فرا نمی خواند، جز آن که در عقول صورت ثابتی داشته [و پذیرفته شده] باشد[۱۱] (همان).

۲ – ۴. ضرورت وجود خلیفه در هر‌ زمان

برای توضیح این اصل اساسی، صدوق(ره) پس از طرح نکات ذکر شده که به منزله مقدماتی برای استنتاج این نکته است؛ چنین می نویسد: خداوند در آیه «و إذ قال‌ ربک‌ للملائکه…»؛ پیامبرشص را با واژه «ربک» مخاطب ساخته و این امر بهترین دلیل است که خداوند این معنا را در امت او تا قیامت قرار خواهد داد؛ چون زمین از‌ حجت‌ الاهی بر مردم خالی نخواهد بود و اگر این نکته نبود، آوردن کلمه «ربک» حکمتی نداشت و بایستی به جای «ربک» می فرمود: «ربهم»[۱۲] (همان‌: ۱۰‌).

۳. صفات و ویژگی های خلیفه

۳ – ۱. خلیفه‌، آینه‌ تمام

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *