تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل تقریب و همگرایی در اندیشه فقهی امام خمینی(ره) یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل تقریب و همگرایی در اندیشه فقهی امام خمینی(ره) شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل تقریب و همگرایی در اندیشه فقهی امام خمینی(ره) را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل تقریب و همگرایی در اندیشه فقهی امام خمینی(ره) با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل تقریب و همگرایی در اندیشه فقهی امام خمینی(ره) بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل تقریب و همگرایی در اندیشه فقهی امام خمینی(ره) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تقریب و همگرایی در اندیشه فقهی امام خمینی(ره) وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل تقریب و همگرایی در اندیشه فقهی امام خمینی(ره) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل تقریب و همگرایی در اندیشه فقهی امام خمینی(ره) مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تقریب و همگرایی در اندیشه فقهی امام خمینی(ره) :

مقدمه

یکی از نیازهای اساسی امروز جهان اسلام، وحدت و یکپارچگی مسلمانان در مقابل دشمنان است. در نقطه مقابل، دامن زدن به تفرقه و اختلافات فرقه ای و مذهبی از نقشه های استکبار جهانی برای تضعیف و مهار قدرت اسلام است. مقول وحدت و همگرایی مسلمین کمتر از زاوی فقهی، تبیین شده است، حتی این مقوله از سوی فقها هم در بسیاری موارد، در فضای غیر فقهی و با ادبیات اصلاحی ـ اجتماعی شکل گرفته است.

بدون شک امام خمینی، یکی از منادیان و احیاگران وحدت و تقریب مسلمین است و آرا و نظریات ایشان مورد توجه جهان اسلام و اندیشمندان مسلمان می باشد. توجه به مسئل وحدت و تقریب مذاهب اسلامی در سیر عملی و بیانات امام خمینی، به وفور مشاهده می شود و صدور پیام هایی پیاپی در مناسبت ها و در موسم فریض حج و حمایت از اعلام هفت وحدت در جهان اسلام در سالگرد تولد پیامبرخدا(ص)، از راهکار های عملی ایشان برای وحدت شیعه و سنی بوده است.

مسئل وحدت و همبستگی مسلمین، در مکتوبات علمی و آثار فقهی امام خمینی نیز مشاهده می شود. ایشان مسئل تقریب و همگرایی را در مباحث تقیه مطرح کرده است. مباحث تقیه از مسائل مهم نزد امام خمینی بوده و ایشان همواره به این موضوع اهتمام داشته است. ایشان با نگاه ویژه ای، مسئل تقیه را با هم ابعاد، جهات و اقسامش و نیز متناسب با مقتضیات زمان، بحث و بررسی کرده اند. رسال تقیه جزو نخستین نوشته های ایشان در این باره است. در تقریرات کتاب طهارتِ ایشان نیز مباحث تقیه به تفصیل آمده است. در کتاب مکاسب محرمه نیز این مباحث را مجدداً پیگیری کرده اند و در آخرین نوشت فقهی ایشان؛ یعنی کتاب الخلل فی الصلاه نیز مباحث تقیه آمده است.

در این پژوهش، مسئل تقریب و همگرایی مسلمین در اندیش فقهی امام خمینی، با روش توصیفی و تحلیلی، تبیین شده است. توجه امام خمینی به این مسئله، در مبحث تقیه و در سه عرصه آشکار شده است: ۱. تفکیک تقی مداراتی از سایر اقسام تقیه و بیان حکم تکلیفی و محدود این تقیه؛ ۲. اِجزای عمل تقیه ای وکفایت آن از مأمور به واقعی؛ ۳. مشروط نبودن عمل به تقیه به عدم مندوحه و اِعمال حیله.

با تبیین دیدگاه های امام خمینی در این سه عرصه و مقایس آن با دیدگاه دیگر فقیهان، پرسش اصلی این پژوهش؛ یعنی جایگاه تقریب و همگرایی در اندیش فقهی امام خمینی، منقح و روشن می شود.

دیدگاه امام خمینی در تقی مداراتی در دو مقاله از مقالات فصلنام «میقات حج»، مورد توجه قرار گرفته است:

۱. «تقیه مداراتی»، نوشت محمد رحمانی؛ در این مقاله، ضمن طرح روایات تقی مداراتی، به اِجزا در این تقیه اشاره شده و بعد از طرح آرای امام خمینی و آیت الله خویی، از دیدگاه حضرت امام دفاع شده و در ادامه، گستر این تقیه نسبت به موضوعات بیان گردیده است؛

۲. «حد و حکمت مدارا»، نوشته محمد سروش محلاتی؛ در این مقاله آرای فقهی شیخ انصاری، امام خمینی و آیت الله خویی دربار تقیه مداراتی مقایسه شده است.

در مقاله ای با عنوان «نقش حج در تقریب مذاهب اسلامی و وحدت مسلمانان از نگاه امام خمینی» نیز بیانات و سخنرانی های امام خمینی در رابطه با مقول وحدت و فریض حج جمع آوری شده است، اما رویکرد مقال مزبور غیر فقهی است.

در پژوهش پیش رو، افزون بر تقی مداراتی، آرای امام خمینی در دو عرص دیگر نیز بررسی شده و با آرای فقهای دیگر مقایسه شده است. این آرا حاکی از توجه ایشان به مسئل تقریب و همگرایی است و بر این مسئل اساسی تأثیر گذار است.

۱. تقیه مداراتی از نگاه امام خمینی

یکی از تقسیمات تقیه در کلمات امام خمینی، تقسیم آن، به «خوفی»، «مداراتی» و «کتمانی» است (خمینی، ۱۴۲۰، ص۸؛ همو، بی تا، ص۵۲۹ و ۵۳۷). در ادامه برای تفکیک اقسام تقیه به صورت اجمالی، تقی خوفی و تقی کتمانی نیز تبیین می شود:

تقیه خوفی تقیه ای است که موضوع آن خوف متقی بر وقوع ضرر یا خطر بر نفس یا مال یا آبرو است. گاهی این خوف به حد اکراه و اجبار می رسد و گاهی نمی رسد. پس ملاک تشریع این تقیه تحقق عنوان خوف یا عنوان اِکراه است.

تقی کتمانی به معنای پوشاندن و مخفی کردن اعتقادات و اسرار اهل بیت(ع) و حقائق مذهب شیعه است؛ ولو خوفی در میان نباشد (خمینی، ۱۴۰۲، ص۸). این تقیه در واقع نوعی عمل قلبی است و ظهور و بروز خارجی و عملی ندارد.

تقیه مداراتی، تقیه ای است که مطلوب در آن، یکپارچگی و وحدت کلمه با جلب محبت مخالفین است؛ بدون اینکه مانند تقیه خوفی خوف ضرری در بین باشد (همانجا).

حاصل کلمات امام خمینی و فقهای دیگری که این تقیه را تفکیک کرده اند (روحانی، بی تا، ج۱۱، ص۴۲۱؛ مکارم، ۱۴۱۱، ج۱، ص۴۱۰؛ سبحانی، ۱۴۲۳، ج ۲، ص۳۴) این است که تقی مداراتی یعنی خوش برخوردی و همزیستی مسالمت آمیز با اهل سنت به دو جهت: ۱. حفظ و ایجاد همگرایی و وحدت بین مسلمین و تقویت بخشیدن به اسلام و مسلمین در مقابل کفار و مشرکین؛ ۲. جلب محبت عامه و جذب آنها تا پیروان مذهب اهل بیت سرزنش و خوار نشوند؛ بلکه مذهب شیعه و شیعیان تقویت گردند.

حکم تکلیفی تقیه مداراتی

از نگاه امام خمینی عمل به تقی مداراتی واجب است و جواز، بلکه وجوب آن، به خوف بر نفس یا غیر آن متوقف نیست؛ بلکه مصالح نوعیه سبب شده است این تقیه در مواجهه با مخالفین واجب گردد. پس این نوع تقیه و کتمان سرّ واجب است؛ ولو ایمن باشد و بر نفسش یا غیر آن خوف نداشته باشد (خمینی، ۱۴۲۰، ص۷۱).

امام خمینی در ضمن مسائلی در این باره فرموده اند:

مسئله ۱: در وقتی که در مسجد الحرام یا مسجد النبی نماز جماعت منعقد شد، مؤمنین نباید از آنجا خارج شوند و باید از جماعت تخلف نکنند و با سایر مسلمین به جماعت نماز بخوانند.

مسئله ۳: در مکه و مدینه در مسافرخانه و هتل نباید نماز را به جماعت بخوانند و می توانند در جماعت سایر مسلمین در مساجد شرکت کنند و نماز را به جماعت بخوانند. (همو، بی تا، ب، ص ۳۲۲).

«…لازم است برادران ایرانی و شیعیان سایر کشورها از اعمال جاهلانه، که موجب تفرق صفوف مسلمین است احتراز کنند و لازم است در جماعات اهل سنت حاضر شوند و از انعقاد و تشکیل نماز جماعات در منازل و گذاشتن بلندگوهای مخالف رویّه اجتناب نمایند و از افتادن روی قبور مطهره و کارهایی که گاهی مخالف شرع است جداً اجتناب کنند…» (خمینی، ۱۳۷۸، ج۱۰، ص۶۲)

دلایل وجوب تقی مداراتی

دلیل اول: مصلحت وحدت

بنابر آنچه در عبارت امام خمینی آمده است، «مصالح نوعیه» ـ یعنی مصالحی مثل وحدت، انسجام و همگرایی بین مسلمین ـ سبب وجوب این تقیه شده است. مصلحت وحدت و همگرایی از مصالح مهم و لزومی نزد شارع شمرده می شود و در تزاحم با مصلحت موجود در ترک تقیه و ادای مأموربه واقعی، این مصلحت مقدم است و به­حکم آن، باید به این تقیه عمل کرد. بنابراین، وجوب این تقیه دائر مدار این مصلحت است و به حسب موارد، مختلف خواهد بود و گاه حکم را به حد لزوم می رساند؛ مثل مواقعی که حاجیان ایرانی در موسم حج در نماز جماعت شرکت می کنند و خروج آنها از مسجد در هنگام برپایی نماز جماعت، آثار منفی در پی خواهد داشت.

دلیل دوم: روایات تقیه

منظور از روایات تقیه، روایاتی است که در آنها لفظ «تقیه» آمده است و بر وجوب مطلق تقیه (خوفی و مداراتی) دلالت می کند. ظاهر کلمات امام خمینی این است که عنوان «تقیه» در روایات در معنای اعم به کار رفته و تقی مداراتی را نیز شامل می شود (خمینی، ۱۴۲۰، ص۴۹). بنابراین می توان در استدلال بر وجوب تقی مداراتی به روایاتی که

بر وجوب مطلق تقیه دلالت می کند، استناد کرد؛ مانند صحیح معمر بن خلاد: «التَّقِیَّه مِنْ دِینِی وَ دِینِ آبَائِی، وَ لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَاتَقِیَّه لَهُ». وصحیح أبان: «لَا دِینَ لِمَنْ لَا تَقِیَّه لَهُ وَ لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا وَرَعَ لَه» (حر عاملی، ۱۴۰۹، ج۱۶، ص۲۰۴ و۲۱۰).

سیاق این روایات در نفی تدیّن و ایمان از کسی که تقیه نمی کند، بیانگر اهمیت اکید و وجوب تقیه است و با توجه به مبنای امام خمینی بر اینکه عنوان «تقیه» بر مطلق تقیه اطلاق می شود و همچنین نبودن قرینه ای بر اراد خصوص تقی خوفی، این روایات تقیه مداراتی را نیز شامل می شود و از آنجا که متقی فیه (فعلی که در آن تقیه می شود) در آن ذکر نشده است، نسبت به آن اطلاق مقامی دارد و فرض مخالفت با تکلیف الزامی؛ مانند نماز را شامل می شود؛ یعنی فرضی که به دلیل تقیه، بر خلاف وظیف شرعی الزامی عمل شود.

دلیل سوم: روایات تقیه مداراتی

روایات زیادی در تقی مداراتی ظهور دارند یا حداقل، مطلق اند و اطلاقشان تقی مداراتی را نیز شامل می شود؛ چون حمل این روایات بر تقی خوفی و صورتی که خوف ضرری در میان باشد، حمل بدون دلیل یا حمل بر فرد نادر است (ر.ک: حیدری، ۱۳۹۶ش، شماره ۱۰۱، ص۳۳). در بین روایات تقی مداراتی، آن روایاتی می تواند مورد استناد قرار گیرد که اولاً ظهور در وجوب داشته باشد؛ ثانیاً تکالیف الزامی؛ مانند نماز در آنها بیان شده باشد؛ مانند صحیح هشام کندی که در بحث اِجزای عمل مقرون به تقی مداراتی، مورد استناد امام خمینی قرار گرفته است:

«إِیَّاکُمْ أَنْ تَعْمَلُوا عَمَلًا نُعَیَّرُ بِهِ فَإِنَّ وَلَدَ السَّوْءِ یُعَیَّرُ وَالِدُهُ بِعَمَلِهِ کُونُوا لِمَنِ انْقَطَعْتُمْ إِلَیْهِ زَیْناً وَ لَا تَکُونُوا عَلَیْهِ شَیْناً صَلُّوا فِی عَشَائِرِهِمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ لَا یَسْبِقُونَکُمْ إِلَی شَیْءٍ مِنَ الْخَیْرِ فَأَنْتُمْ أَوْلَی بِهِ مِنْهُمْ وَ اللهُ مَا عُبِدَ اللهُ بِشـَیْءٍ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنَ الْخَبْءِ قُلْتُ وَ مَا الْخَبْ ءُ قَالَ التَّقِیَّه» (حر عاملی، ۱۴۰۹، ج۱۶، ص۲۱۹).

«از انجام دادن عملی که ما را به سبب آن سرزنش کنند، برحذر باشید؛ چون پدر به سبب عمل فرزندِ بدش سرزنش می شود. برای کسانی که به سوی آنها منقطع شده اید (ائمه اطهار) زینت باشید و مای زشتی برای ما نباشید. در قبایل آنها (مخالفین) نماز بخوانید و مریضان آنها را عیادت کنید و در تشییع جناز آنها حاضر شوید و مبادا بر شما در کار خیری سبقت بگیرند. شما به کار خیر از آنها سزاوارتر هستید. به خدا قسم خداوند به چیزی بهتر از خبء پرستیده نشده است. گفتم: خبء چیست؟ فرمودند: تقیه.»

«صَلُّوا فِی عَشَائِرِهِمْ» در روایت، امر به نماز خواندن با اهل سنت است و هیئت «افعل» (صیغه امر) بر اساس مبانی امام خمینی، می تواند دلیل بر وجوب باشد. توضیح اینکه بدون شک صیغ «افعل» بر مطلوبیت و محبوبیت فعل نزد شارع دلالت می کند؛ اما بحث در این است که آیا در وجوب ظهور دارد یا استحباب و یا جامع بین این. از نظر مشهور، صیغ «افعل» به دلالت وضعی بر وجوب دلالت دارد. اما از نظر امام خمینی صیغ «افعل» وضعاً بر وجوب دلالت نمی کند، بلکه دلالت آن بر وجوب، به حکم عقلاست؛ یعنی عقلا، صدور صیغ «افعل» را حجت عقلایی می دانند و اطاعت از آن را لازم، و مخالفت کننده با آن را مستحق عقاب می دانند؛ به این دلیل که نزد عقلا اطاعت امر لازم است تا زمانی که ترخیص و جوازی از جانب مولا وارد شود و لزوم اطاعت را بردارد (خمینی، ۱۴۱۵، ج ۱، ص۲۵۷).

بر اساس این مبنای امام خمینی، جمل «صَلُّوا فِی عَشَائِرِهِمْ» در روایت هشام بر وجوب نماز با عامه دلالت می کند؛ گرچه اوامر بعدی یعنی «عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ» به دلیل وجود قرینه، در وجوب ظهور ندارند و بر مشروعیت یا استحباب این موارد دلالت می کند؛ چون بر اساس مناسبت حکم و موضوع، احتمال داده نمی شود که عیادت مریضان و شرکت در تشییع جناز آنها واجب باشد. اما دربار نماز با آنها احتمال وجوب داده می شود و ممکن است شارع به نماز خواندن با آنها امر الزامی کرده باشد. پس این امر دربار نماز بر ظهورش (وجوب) باقی است؛ مگر اینکه کسی در مورد نماز هم ادعای وجود قرینه کند. البته با توجه به صدر روایت که از انجام دادن عملی که موجب سرزنش ائمه شود نهی می کند، وجوب نمازخواندن با آنها به نحو مطلق نیست؛ بلکه اگر سرزنش ائمه را به دنبال نداشته باشد، وجوب ندارد.

اما بنا بر مبنای ظهور وضعی (نظر مشهور)، تفکیک بین اوامر، صحیح نیست؛ بلکه هم اوامر یا بر وجوب دلالت می کنند که بعید به نظر می رسد، یا همه بر استحباب دلالت می کنند که مدعای ما را اثبات نمی کند.

محدوده تقیه مداراتی از نگاه امام خمینی

در ناحی متقی منه (شخص یا اشخاصی که از آنها تقیه می شود)

ظاهر این است که تقی مداراتی به تقیه از عامه (اهل سنت) اختصاص دارد؛ همچنان که مورد بسیاری از روایات تقیه، همین است (خمینی، ۱۴۲۰، ص۷۰). امام خمینی سرّ تشریع این تقیه را صلاح حال مسلمین و حال شیعیان دانسته اند که هر دو مورد به تقیه از عامه تعلق دارد (همانجا).

بر این اساس، تقی مداراتی به تقیه از عامه اختصاص دارد و دربار غیر عامه؛ یعنی کافر یا حاکم شیعی، جریان ندارد و نمی توان از باب مدارا، بدون داشتن خوف، اعمالی را موافق آنها انجام داد. این تقیه در مقابل نواصب و غلات هم جریان ندارد؛ چون این دو فرقه به کفار ملحق اند.

در ناحی متقی فیه (فعلی که در آن تقیه می شود)

در مورد متقی فیه، موارد منصوص در روایات تقیه مداراتی عبارت است از: نماز جماعت با عامه و شرکت در اجتماعات آنها؛ مانند تشییع جنازه، عیادت مریضان و حضور در محاکم قضایی آنها. اما آیا تقی مداراتی به موارد منصوص در روایات اختصاص دارد و همراهی و مماشات با دیگر فرق اسلامی در موارد دیگر مُجاز نیست؟ یا موارد منصوص از باب ذکر مثال است و خصوصیت ندارد و این تقیه به لحاظ متقی فیه عمومیت دارد؛ به عبارتی دیگر این موارد به عنوان مصادیق روشنی از اصلی کلی در روایات بیان شده است و نباید مورد را مخصص دانست؟

ظاهر کلمات امام خمینی، عمومیت تقی مداراتی در ناحی متقی فیه است. استناد ایشان به مصلحت نوعیه در وجوب تقیه مداراتی، بیانگر عمومیت این تقیه در ناحی متقی فیه است؛ افزون بر اینکه در ذیل صحیح هشام کندی آورده اند:

«ظاهر روایت، ترغیب بر عمل کردن بر طبق عقیده و خواست عامه و انجام دادن نماز در اجتماعات آنهاست و در مورد سایر اعمال نیک نیز همین گونه است.» (همان، ص۵۷).

پس در بین عبادات، هر عبادت دسته جمعی در صورتی که مصلحت وحدت را به دنبال داشته باشد، می تواند مصداق این تقیه باشد؛ مثلاً در وقوف در عرفات با عامه گاهی موضوع تقی مداراتی محقق می شود و همراهی با عامه به منظور حفظ وحدت و انسجام مسلمین صورت می گیرد.

دیدگاه امام خمینی در مورد تقیه مداراتی و تأثیر آن در تقریب و همگرایی مسلمین

امام خمینی، تقیه مداراتی یکی از اقسام تقیه شمرده و آن را قسیم تقی خوفی و تقی کتمانی قرار داده است. در مقابل این نظر امام خمینی، دو دیدگاه دیگر مطرح است:

۱. شیخ انصاری؛ از نظر ایشان تقیه مداراتی از اقسام تقی خوفی است. این تقیه به نحو مطلق مشروع نیست؛ بلکه خوف ضرر تدریجی در تحقق آن شرط است (انصاری، ۱۴۱۴، ص۷۳).

۲. آیت الله خویی؛ ایشان این تقیه را از تقی خوفی تفکیک کرده، ولی آن را از مقسم تقیه خارج دانسته اند؛ چون از نظر ایشان، خوف ضرر، مقوّم تحقق تقیه است و با انتفای ضرر، اطلاق تقیه، حقیقی نیست (خویی، ۱۴۱۸، ج۵، صص۳۱۸ ـ ۳۱۴).

یکی از معاصران در این زمینه می نویسد:

«تقیه مداراتی، هر چند در فقه شیعه مورد توجه قرار گرفته، ولی غالباً با سخت گیری هایی توأم بوده است که برای عوام شیعه، کمتر جاذبه داشته [است] و آنها ترجیح می داده اند که خود را از صحنه تقیه مداراتی خارج ساخته و حدالامکان اعمال عبادی خود را به شکل انفرادی و دور از چشم عامه و با اطمینان خاطر به صحت آن و رعایت حدود خاص آن، انجام دهند.» (سروش محلاتی، ۱۳۷۸).

اما امام خمینی، با بینش و نگرش کم نظیر و موشکافانه به منابع و مدارک احکام، تقیه مداراتی را استنباط کرده و آن را از سایر اقسام تقیه تفکیک کرده است. نگاه امام خمینی، با نگاه دیگران به تقیه مداراتی از نظر ماهیت، حکم و جایگاه، متفاوت است. ایشان در ماهیت این تقیه، جز جلب محبت و ایجاد مودت و وحدت و یکپارچگی مسلمین، چیزی را شرط نمی دانند و به اینکه این تقیه، دائر مدار خوف نیست و در ماهیت آن خوف ضرر دخالت ندارد، تصریح کرده اند. افزون بر اینکه، در دیدگاه ایشان عنوان تقیه در روایات فراوان این باب، بر تقیه مداراتی نیز اطلاق شده است.

این اختلاف نگاه درباره تقیه مداراتی، از اهمیت تقیه مداراتی و تأکید بر مقوله انسجام و وحدت مسلمین در اندیشه فقهی ایشان حکایت دارد و بیانگر اهتمام مذهب تشیع به همزیستی مسالمت آمیز با مذاهب اسلامی است و در رابطه با تحقق وحدت و اخوت اسلامی و بر طرف شدن اختلافات مذاهب اسلامی، نقش مهمی ایفا می کند.

دیدگاه امام خمینی در حکم تکلیفی تقیه مداراتی و قول به وجوب و لزوم عمل به آن نیز بیانگر اهمیت وحدت و انسجام مسلمین در اندیشه امام خمینی است. این دیدگاه، محرّک و ترغیب کننده شیعیان برای حضور در اجتماعات عامه است و بر تقریب و همگرایی مسلمین تأثیر زیادی می گذارد؛ همچنان که بعد از انقلاب اسلامی و با فتوای ایشان، در موسم حج، حضور شیعیان در اجتماعات اهل سنت و نمازهای جماعت مسجدالحرام و مسجدالنبی بیشتر شد و این مسئله در همگرایی مسلمین و رفع تهمت ها از شیعیان و ایرانیان تأثیرگذار بود.

دیدگاه دیگر امام خمینی در رابطه با تقیه مداراتی؛ محدوده این تقیه در ناحی متقی­فیه است. از نظر برخی فقها، در این تقیه باید به موارد منصوص در روایات ـ یعنی معاشرت با عامه و نماز با آنها ـ اکتفا کرد و در سایر موارد مجالی برای این تقیه وجود ندارد (انصاری، ۱۴۱۴، ص۷۵؛ خویی، ۱۴۱۸، ج۵، ص۳۱۵)، اما در دیدگاه امام خمینی این تقیه در غیر موارد منصوص نیز جریان دارد. تعمیم این تقیه به غیر موارد منصوص و قاعد کلی دانستن آن، از جایگاه مهم این تقیه و اهمیت تقریب و اتحاد مسلمین در اندیش فقهی امام خمینی حکایت دارد و موجب ایجاد وحدت و همگرایی بین مسلمین و حفظ آن می شود.

حال آنکه تفکیک تقیه مداراتی از سایر اقسام تقیه و دخیل نبودن خوف در ماهیت این تقیه، اطلاق عنوان تقیه در روایات بر این تقیه، وجوب عمل به این تقیه در اوضاع کنونی و در مثل موسم حج و عدم انحصار این تقیه در ناحیه متقی فیه به موارد منصوص در روایات، از اهمیت تقریب و همگرایی در اندیشه فقهی امام خمینی حکایت دارد.

۲. اِجزا و کفایت عمل تقیه ای از مأمور به واقعی

آیا عملی که از باب رعایت تقیه، موافق عامه و بر خلاف فقه شیعه انجام می شود، مجزی است یا باید اعاده یا قضا شود؟ در اندیش فقهی امام خمینی، عمل مقرون به تقیه؛ چه خوفی باشد و چه مداراتی، مجزی از واقع است و اعاده یا قضای آن لازم نیست.

استفتائات زیادی دربار نماز جماعت با عامه از محضر ایشان شده است مبنی براینکه با توجه به خلل و موانعی که در نماز جماعت با عامه پیش می آید ـ از دست بسته نماز خواندن، گفتن آمین، سجده بر فرش، نماز قبل از وقت و. .. ـ آیا نماز نیاز به اعاده ندارد؟ در هم این سؤالات، پاسخ ایشان اِجزا و عدم لزوم اعاد عمل است و در اِجزای آن، به صدق عناوین خوف، اکراه، اضطرار یا ضرورت نیاز نیست. بلکه ایجاد مودت و وحدت میان مسلمانان برای حکم به اِجزا کافی است (ر.ک: خمینی، ۱۴۲۲، ج۱، ص۱۳۱،۶۱۱، ۶۱۲ و ج۳، ص۶۱۱؛ همو، بی تا، ب، ص۳۲۸).

امام خمینی به عنوان احیاگر حج ابراهیمی، حج را نقط اصلی دعوت مسلمین جهان به اتحاد و وحدت کلمه می دانند (همو، ۱۳۷۸، ج۱۰، ص۶۱ و ج۲۰، ص۳۴۴) و در مسئل وقوف در عرفات نیز که باید در روز نهم ذی الحجه باشد، در صورت شک در ثبوت هلال یا قطع به عدم ثبوت، فتوای ایشان اِجزای وقوف همراه عامه است (همو، بی تا، ص۵۵۴؛ همو، بی تا، ج، ج۱، ص۴۴۲؛ همو، ۱۳۷۸، ج۱۰، ص۶۲). ایشان در مورد شیعیانی که وقوف را دوباره در خفا انجام می دهند، به «شیعیان جاهل عصر ما» تعبیر کرده اند (همو، ۱۴۲۰، ص۵۹؛ همو، بی تا، الف، ص۹).

دلائل اِجزای عمل مقرون به تقیه از نگاه امام خمینی

بحث از اِجزا یا عدم اجزا در عمل تقیه­ای در جایی است که مکلّف مصداقی از مأموربه را انجام داده و به دلیل تقیه، در عملش تغییری ایجاد کرده و جزء یا شرطی را ترک کرده یا مانعی ایجاد کرده است؛ مثلاً نماز را بدون سوره یا دست بسته خوانده یا تا آخر غروب خورشید روزه گرفته است. اما در جایی که به دلیل تقیه، اصل مأموربه را ترک کرده ـ مثل اینکه نماز یا روزه را ترک کرده است ـ بحث از اِجزا یا عدم اِجزا معنا ندارد و بدون شک باید مأموربه را انجام دهد و روزه یا نماز خود را قضا کند (حکیم، ۱۴۱۶، ج۲، ص۴۰۷؛ خمینی، ۱۴۲۰، ص۴۱؛ همو، بی تا، ص۵۵۴؛ خویی، ۱۴۱۸، ج۵، ص۳۰۱).

امام خمینی در تبیین قول به اِجزای عمل تقیه ای به روایاتی استناد و آن را در سه دسته مطرح کرده اند:

دسته اول؛ روایاتی که بر اِجزا در تقی اضطراری (خوفی) دلالت می کند؛ مانند صحیح فضلا:

«التَّقِیَّه فِی کُلِّ شَیْ ءٍ یُضْطَرُّ إِلَیْهِ ابْنُ آدَمَ فَقَدْ أَحَلَّهُ اللهُ لَهُ» (حر عاملی، ۱۴۰۹، ج۱۶، ص۲۱۴).

«تقیه در هر چیزی که انسان به آن مضطر شود، مشروع است و خداوند آن را برای او حلال کرده است.»

امام خمینی در تقریب استدلال به این روایت فرموده اند:

«حلال، شامل حلال تکلیفی و وضعی می­شود و مراد از آن، مطلق رفع منع (چه منع تکلیفی چه وضعی) از هر چیزی است که انسان به آن مضطر شود؛ مانند آی شریف: {أَحَلَّ اللهُ الْبَیْعَ} (بقره: ۲۷۵) که ظاهر در عمومیت حلیت است و همیشه مورد تمسک علما برای نفوذ بیع بوده است و حلال در عرف، لغت، کتاب و حدیث، مختص تکلیف نیست و شکی در این ظهور نیست؛ خصوصاً با توجه به اینکه در آن زمان­ها تقیه منحصر به تقیه از اهل سنت بوده است و موارد ابتلای شیعیان در مواقع تقیه به تکلیفیات، مثل نوشیدن نبیذ، نادر بوده است. ولی ابتلای آنها به وضعیات در طول شبانه روز بسیار

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *