تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تلاش های امام کاظم علیه السّلام و نهادینه سازی فرهنگ انتظار؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل تلاش های امام کاظم علیه السّلام و نهادینه سازی فرهنگ انتظار انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 72 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل تلاش های امام کاظم علیه السّلام و نهادینه سازی فرهنگ انتظار:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل تلاش های امام کاظم علیه السّلام و نهادینه سازی فرهنگ انتظار آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل تلاش های امام کاظم علیه السّلام و نهادینه سازی فرهنگ انتظار با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تلاش های امام کاظم علیه السّلام و نهادینه سازی فرهنگ انتظار از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل تلاش های امام کاظم علیه السّلام و نهادینه سازی فرهنگ انتظار، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تلاش های امام کاظم علیه السّلام و نهادینه سازی فرهنگ انتظار :

مهدویت، باوری ریشه دار در تاریخ بشر است. باور به وجود انسانی نجات بخش در آخر الزمان، منحصر به آموزه های اسلامی یا شیعی نیست. در هر دوره از تاریخ اسلام، مهدویت مفهومی تازه و نو می یابد تا به مفهوم امروزین آن در تشیع برسد. هر یک از ائمه(ع) به سهم تاریخ و حیات فکری و سیاسی خود، به تبیین و فرهنگ سازی آن پرداخته اند تا اذهان شیعیان را آماد پذیرش این حقیقت ژرف فکری و تاریخی نمایند.
امام کاظم(ع) در دوران امامت خود در این عرصه قدم برداشت و جامع شیعی را که گسترش کمّی و جغرافیایی یافته؛ ولی هنوز آمادگی کامل و کافی برای درک عمیق از مهدویت و انطباق آن با آموزه های امامت را نداشت و ناتوان تر از آن بود که بر فتنه ها و تردیدهای دور غیبت فائق آید؛ رهبری کرد. با ظهور مدعیان جدید مهدویت، گاهی شیعه دچار تزلزل یا تردید می شد و هر از چند گاهی با فتنه هایی جدید از درون و برون مواجه می گردید. این مقاله نیم نگاهی به تلاش های آن امام همام در زمینه سازی غیبت و نهادینه سازی فرهنگ انتظار دارد. امام در دو بُعد تلاش های خود را در این حوزه سامان بخشیدند:

الف) اصلاح باورهای مهدویت

امام کاظم(ع) در گام نخست تلاش عمده ای برای اصلاح باورهای مربوط به مهدویت در دوران امامت خود و جامع پیش رو انجام دادند؛ چه اینکه در این دوره به مقول مهدویت از سوی علویان و حتی عباسیان توجه زیادی شکل گرفت و حتی آنان به دنبال این بودند تا از ظرفیت مهدی طلبی مردم سوءاستفاده کنند. هرچند باید گفت که اصالت تاریخی باور به منجی موعود، از زمان پیامبر(ص) و حتی قبل از اسلام وجود داشته و تاکنون ادامه یافته است که با توجه به اوضاع دشوار سیاسی عصر حضور برای بیان معارف شیعی، گاه مورد سوءاستفاد جریان ها و مدعیان مهدویت شده که می خواستند از اوضاع دشوار سیاسی آن دوره استفاده و عده ای را دور خود جمع کنند.

امام دقیقاً از آغاز امامت در خصوص مهدویت و اصلاح باورهای آن تلاش خود را شروع کردند؛ زیرا شهادت امام صادق(ع) مقارن با اوج گرفتن قدرت خاندان عباسی بود. اختناق شدید در مدینه پس از وفات آن حضرت و تلاش برای دستگیری یاران امام، سبب تقی شدید حضرت و حتی ابراز نکردن امامت خویش تا مدتی بین یاران خود شد.[۱] منصور چنان از قیام امام صادق(ع) می ترسید که دستور داد هر کسی را که حضرت به جانشینی آن حضرت، امر کرده، گردن بزنند. از سوی دیگر، فطحیه گروهی با ادعای مهدویت و به دنبال سرنگونی حکومت منصور بودند. در این راستا، در گزارشی از «ابو ایوب خوزی» آمده است: نیمه شبی ابوجعفر منصور دنبال من فرستاد. من نزدش رفتم. او روی کرسی نشسته بود و شمعی در برابر و نامه ای در دست داشت. چون سلامش گفتم، نامه را به طرف من انداخت و گریست. سپس گفت: «هَذَا کِتَابُ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ یخْبِرُنَا أَنَّ جَعْفَرَ بْنَ محَمَّدٍ قدْ ماتَ فَإِنَّا لِلهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ رَاجعُونَ ثَلَاثاً وَ أَیْنَ مِثْلُ جَعْفَرٍ؛ این نامه از محمد بن سلیمان است که گزارش می دهد جعفر بن محمد(ع) وفات یافته است و سه مرتبه کلمات استرجاع را تکرار کرد و گفت: کجا مانند جعفر یافت شود؟» سپس به من گفت: بنویس! من مقدم نامه را نوشتم. آنگاه گفت: بنویس اگر او به شخص معیّنی وصیت کرده است، او را پیش آر و گردنش را بزن. جواب آمد که او به پنج نفر وصیت کرده است که یکی از آن ها ابوجعفر منصور است و دیگران: محمد بن سلیمان، عبدالله و موسی دو پسر جعفر و حمیده.[۲]

تدبیر امام صادق(ع) در تعیین جانشین خود، توطئ منصور را خنثی نمود؛ اما فطحیان با ادعای امامت از سوی عبدالله (فرزند بزرگ امام صادق() ادعای مهدویت او را داشتند و با مرگ وی، پس از هفت ماه از بین رفتند. این فتنه اگرچه به تلاطم در جامع شیعی و بروز برخی انحرافات انجامید؛ ولی حکومت را نیز از اقدام خشن نسبت به شیعه و امام بازداشت؛ زیرا پیدایش اختلاف و دودستگی در میان شیعه، به حکومت این امید را می داد که بدون نیاز به اقدام خشن، بتواند حرکت اصیل شیعی را گرفتار اضمحلال کند و بر تسلط و اقتدار خویش بیفزاید.

پس از شهادت امام صادق(ع) و آغاز امامت حضرت کاظم(ع) این ایده مطرح شد که ایشان رحلت نکرده؛ بلکه ظهور خواهند کرد و امام صادق(ع) را همان مهدی موعود معرفی کردند. این افراد که «ناووسیه» نامیده شدند، احادیثی را دربار مهدویت امام صادق(ع) به ایشان نسبت می دادند.[۳] فرق انحرافی دیگری که در این عصر پدید آمد و به موضوع مهدویت مرتبط شد، اسماعیلیه است. برخی از شیعیان امام صادق(ع) بعد از شهادت ایشان، به امامت اسماعیل، فرزند آن حضرت معتقد شدند؛ در حالی که اسماعیل در زمان حیات پدر وفات یافت. این گروه فوت اسماعیل را انکار کرده، معتقد بودند که امام صادق(ع) به امامت او اشاره کرده است و امام جز حق چیزی نمی گوید. این فرقه مراسم تشییع جنازه و دفن اسماعیل را شگرد امام صادق(ع) برای حفظ جان او دانسته، معتقد شدند که اسماعیل همان مهدی موعود است؛ غایب شده و ظهور خواهد کرد. آنان گروه اسماعیل خالصه نامیده شدند[۴] که مشکلات زیادی را برای امام کاظم(ع) به وجود آوردند.

در این بین برخی شیعیان نیز در این موج مهدی خواهی نزد امام کاظم(ع) می آمدند و از ایشان درخواست هایی مشابه داشتند. نوشته اند: یونس بن عبدالرحمن نزد امام کاظم(ع) آمد و پرسید: آیا شما قیام کننده به حق هستید؟ امام فرمودند: من قیام کننده به حق هستم؛ اما قائمی که زمین را از دشمنان خدا پاک و زمین را از قسط و عدل پر می کند، چنان که از ظلم پر شده باشد، پنجمین فرزند من است. او غیبتی طولانی خواهد داشت.[۵]

امام علاوه بر آشنا کردن دقیق شیعیان با آموز مهدویت، به تدریج آنان را برای عصر غیبت آماده می ساختند. هرچند با توجه به بیانات امامان گذشته مانند امام باقر و صادق(ع) در این موضوع، مطمئناً بسیاری از شیعیان گرفتار این گونه ابهام ها نبودند؛ اما با توجه به اهمیت انتظار و نقش آن در رشد جامع شیعی، ححضرت تلاش می کردند تا شیعیان به سبب دوری عصر ظهور، گرفتار یأس و رکود نشوند.

«حسن بن حسن» از راویان احادیث، می گوید: به امام کاظم(ع) عرض کردم: امام صادق(ع) شما را قائم به این امر معرفی کردند. حضرت فرمودند: مگر من قیام کننده به این امر نبودم؟ ای حسن! هر امامی که در میان امتی قیام می کند، او قائم آنان است. زمانی که دور آنان بگذرد، کسی می آید که او قائم و حجت است که از مردم غایب می شود.[۶]

چنان که گفته شد، این گونه پاسخ ها که از طرفی قائم بودن هر یک از ائمه(ع) را تأیید و از طرفی قائم موعود را فرد دیگری معرفی می کنند، روشی برای زنده نگهداشتن اندیش مهدویت بوده است. در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است که امام کاظم(ع) را به «یزید صائغ» قائم آل محمد(ص) معرفی کردند[۷] که البته این فرد دروغگو معرفی شده است.[۸] اگر این نقل صحیح باشد، به نظر می رسد که مقصود قیام به امر، امامت و مهدویت در معنای لغوی و عام آن به معنای هدایت گر است، نه مهدی مصطلح.

ب) تبیین باورهای مهدویت

باور به ظهور منجی، امری مسلّم است که دلایل قرآنی و روایی فراوانی دارد و اراد الهی است که روزی آن منجی حقیقی خواهد آمد. در قرآن کریم آمده است: (وَ نرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ)؛[۹] «و ما اراده می کنیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.» پس روزی که صالحان، وارث زمین خواهند شد و آن را از چنگال طالحان و جباران رها خواهند ساخت و فرمود: (وَ لَقَدْ کتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُونَ)؛[۱۰] «در زبور بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: بندگان شایسته ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد.»

امام کاظم(ع) در بخش دیگری از تلاش های خود، به تبیین ضابطه مند و اصولیّ مهدویت و انتظار در جامع شیعی پرداختند که این تلاش ها بر چند پایه استوار بود:

۱. مهدی شناسی

یکی از اساسی ترین مباحث در مهدویت، شناخت مصداق مهدی آخرالزمان است که همواره در آن تردید شده و مصادیق آن باعث بروز اختلافاتی در فرق و مذاهب می شده است. امام کاظم(ع) مشخصاً به معرفی مهدی موعود(عج) می پرداختند؛ ولی اظهار می فرمودند که مردم تولدش را انکار خواهند کرد. ایشان از امامتی خبر می دادند که سراسر در پشت پرده شکل خواهد گرفت و عموم مردم از مشاهده و شناخت آن امام محروم خواهند بود.

حضرت برای روشن شدن نام مهدی در حدیثی فرمودند: «اذَا تَوَالَتْ ثَلَاثَهُ أَسْمَاءٍ مُحَمَّدٌ وَ عَلِی وَ الْحسَنُ فالرَابِع هوَ القَائم صَلَوَات الله عَلیه وَ عَلِیهم؛[۱۱] هنگامی که سه اسم محمد، علی و حسن پشت هم آمد، پس از آن چهارمین، قائم – درود خدا بر او و بر آنان – است.»

امام کاظم(ع) جایی برای شک در سلسل وصایت باقی نگذاشته، در روایتی دیگر به همسانی ترتیب نام های مقدس اهل بیت، از پیامبر تا امام عسکری(ع) توجه داده اند که شیوه ای زیبا برای تعیین مهدی حقیقی است. گرچه فتن واقفیه پس از رحلت امام کاظم(ع) شکل گرفت؛ ولی برخی روایات از توجه امام به این فتنه خبر می دهند. در روایتی، امام کاظم(ع) به فاصل زمانی زیاد میان عصر خویش و تولد قائم اشاره می فرمایند تا مردم ایشان را بهتر بشناسند و فریب مدعیان مهدویت را نخورند.

در روایتی آمده است: «عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ، قالَ: جاءَ رَجلٌ إِلَی أَخِی فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ! مَنْ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ؟ فَقَالَ: أَمَا إِنهُمْ یفْتَنُونَ بعْدَ مَوْتِی فَیَقُولُونَ هُوَ الْقَائِمُ وَ مَا الْقائِمُ إِلَّا بعْدِی بسِنِینَ؛[۱۲] از علی بن جعفر نقل شده است که مردی نزد برادرم امام کاظم(ع) آمد و عرض کرد: فدایت شوم! صاحب این امر کیست؟ امام فرمودند: آگاه باشید! به راستی آنان پس از مرگم دچار فتنه شده، می گویند: اوست قائم و قائم جز سال ها پس از من نخواهد بود.»؛ زیرا گسترش شیعیان و قیام ها، این توقع را در برخی اذهان پدید می آورد که امام کاظم(ع) همان مهدی موعود(عج) است. توهمی که برداشت نادرست از برخی منقولات به آن دامن می زد. به همین منظور، در روایتی از «یونس بن عبدالرحمن» آمده است: «دخلْتُ علَی موسَی بْنِ جَعْفَرٍ فَقُلْتُ لَهُ: یا ابنَ رَسولِ اللَّه أَنتَ الْقائِمُ بالْحَقِّ فقَالَ: أَنَا الْقَائِمُ بِالْحَقِ وَ لَکِنَ الْقَائِمَ الَّذِی یطَهِّرُ الْأَرْض منْ أَعْدَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ یَمْلَؤُهَا عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً هُوَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِی؛[۱۳] بر موسی بن جعفر (ع) وارد شدم و عرض کردم: ای پسر رسول خدا! تو قیام کنند به حق هستی؟ فرمودند: من قائم به حق هستم؛ ولی قیام کننده ای که زمین را از دشمنان خدای چیره و بزرگ پر از عدل می کند؛ همان گونه که پر از ستم و ظلم شده بود. او پنجمین از فرزندان من است.»

امام کاظم(ع) افزون بر تصحیح این منقولات، به این نکته اشاره کردند که اگرچه او نیز به امر پروردگار قیام کرده و حرکت الهی را تداوم می بخشد؛ اما آن که زمین را از لوث آلودگی ها پاک می کند، ایشان نیستند.[۱۴]

۲. توجه دادن به مقوله انتظار فرج

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *