تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل تمدن امریکا و مکتب پیوریتنیسم؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل تمدن امریکا و مکتب پیوریتنیسم شامل 97 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل تمدن امریکا و مکتب پیوریتنیسم را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل تمدن امریکا و مکتب پیوریتنیسم با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل تمدن امریکا و مکتب پیوریتنیسم با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل تمدن امریکا و مکتب پیوریتنیسم تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تمدن امریکا و مکتب پیوریتنیسم را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تمدن امریکا و مکتب پیوریتنیسم :

چکیده

در سال ۱۳۷۶ رئیس جمهور کشورمان، آقای سیدمحمدخاتمی، در مصاحبه با خبرنگار شبکه . C.N.N ،در بخشی از پیام خود به مردم امریکا گفتند: «ما با انقلابمان مرحله جدیدی از بازسازی تمدن را تجربه کردیم و احساس می کنیم آن چیزی را که می خواهیم همان است که چهار قرن قبل از آن، بنیان گذاران تمدن امریکایی هم در جست وجوی آن بودند (!) …. بنیاد تمدن امریکایی را بینش، تفکر و منش پیوریتن ها تشکیل می دهد… به این جهت است که بنده می گویم: به ملت بزرگ امریکا احترام می گذارم; به خاطر تمدن خوبی که آن ها داشتند…»!

پیام رئیس جمهور به مردم امریکا دارای ابعاد متفاوتی بود. این پیام در بطن خود – در تفسیر اول – دارای سه لایه بود: اول، لایه های اجتماعی برای عموم مردم، دوم، لایه ای سیاسی برای دولت مردان امریکا و سوم، لایه ای فرهنگی برای خواص امریکا. در واقع مهم ترین بخش پیام رئیس جمهور لایه سوم آن بود که جنبه فکری و فرهنگی داشت و در حقیقت، این بخش از پیام که برای خواص آن کشور بود، اصل و باطن پیام ایشان به شمار می رود.

به راستی، رئیس جمهور کشورمان در آن پیام، درباره مکتب پیوریتنیسم و تمدن امریکایی چه گفتند؟ آیا این قسمت از پیام رئیس جمهور با حقایق تاریخی، سیاسی و فلسفی سازگار است؟ در این نوشتار، سعی شده است با تکیه بر مدارک مستند و علمی، میزان صحت مطالب بیان شده توسط رئیس جمهور بررسی شود. باشد تا مسؤولان کشور ما در اظهارنظرهای خود، حقایق و یافته های علمی، تاریخی و سیاسی را نیز مد نظر قرار دهند.

کالبدشکافی تمدن امریکایی

پیش از ورود به این بحث، بجاست دو موضوع بررسی شود:

۱. نظام سرمایه داری لیبرال و سپس سرمایه داری ارشادی و اخیرا نئولیبرال به عنوان یکی از ارکان تمدن امریکایی;

۲. نهضت پیوریتنیسم به عنوان یک رکن فرهنگی شکل دهنده تمدن و هویت امریکایی.

سپس لازم است به اختصار، به وضعیت تاریخی قاره امریکا از زمان اکتشاف آن توسط کریستف کلمب (۱۹۴۲ م.) و کشف مجدد و نام گذاری «امریکا» بر آن توسط آمریگو وسپوسی و آغاز استعمار غارتگرانه این سرزمین توسط اروپاییان متجاوز و قتل عام بومیان سرخ پوست توسط آنان، تا جنگ های استقلال و بنیان گذاری «جمهوری ایالت متحده امریکا» اشاره شود.

یکی از انگیزه های سفرهای اکتشافی یافتن راه های جدید تجارت دریایی بود. اما انگیزه اصلی این تحرکات امپراتوری های استعماری اسپانیا و پرتغال در مسیر کشف سرزمین های جدید و تجارت با آن ها و حتی غارت آن ها و کشتار ساکنان بومی (مانند سرخ پوستان و قبایل «آزتک »، (Azeteck) در مکزیک و «اینکا»ها، (Inca) در کشور پرو) برای سوداگری و سودجویی بود.

آلبر ماله، (Alber male) در کتاب تاریخ قرون جدید در این باره می نویسد: «در اواخر قرن پانزدهم و اوایل قرن شانزدهم، دنیا برای اروپاییان بزرگ تر شده بود. در جنوب – یعنی اقیانوس اطلس – آفریقای جنوبی و در مشرق، ساحل های اقیانوس هند و در مغرب، قطعه جدید امریکا را کشف کردند و بیش تر اکتشافات را مردم پرتغال و اسپانیا انجام دادند … علت اصلی اکتشافات بزرگ، منفعت جویی و علاقه به تحصیل مال در دول عظیم استعماری بود.» (۱)

استعمارگران اسپانیایی و پرتغالی، ملل بومی امریکای جنوبی، افریقا و آسیای دور را مورد آزار قرار می دادند و می کشتند و منابع زیرزمینی آن ها، به ویژه طلا، را غارت می کردند. از راه این غارت ها اروپا متمول گردید و سطح زندگی در میان تجار و بازرگانان و طبقات نوظهور جامعه نوین بالا رفت. تاریخ، صحنه های تکان دهنده ای از جنایات مهاجمان اروپایی به کشورهای امریکای شمالی و جنوبی، افریقا و آسیا را به تصویر کشیده که به راستی،شرم آور و تکان دهنده است. (۲)

از همین طریق، پای اسپانیایی ها و پس از آن ها انگلیسی ها به قاره امریکا باز شد. آن ها به استخراج منابع طبیعی این قاره و کشتار بومیان و وادار کردن آن ها به مهاجرت به نواحی دوردست سرزمین امریکا پرداختند و برای جبران نیروی کار تلف شده سرخ پوست ها، به دزدیدن انسان ها از جنگل های افریقا و به بیگاری کشیدن و بردن آن ها به امریکا و استثمارشان پرداختند. (۳)

الکسی هیل، (Alexi Hill) از اعقاب یکی ازهمین بردگان امریکاست که اجدادش از سرزمین خود ربوده شده و به امریکا برده شده و به برده تبدیل گردیده است. او داستان سوزناک این سرنوشت غم انگیز را دررمان پرآوازه ریشه ها توضیح می دهد. (۴)

یکی از کشورهایی که به سرعت، فعالیت استعماری و فروش برده در امریکا را در پیش گرفت، دولت استعماری انگلیس بود که به ویژه از قرن هفدهم به تدریج، به قوی ترین دولت سرمایه داری اروپا تبدیل گردید. (۵) اولین شهرک «کلنی »، (Colony) انگلیس در امریکای شمالی در ۱۶۰۷ م. در ویرجینیا، (Vircinia) بر پا شد. در قرن هفدهم و هجدهم، ارتش انگلیس به جنگ هایی طولانی و سخت علیه رقبای خود – هلند، فرانسه، اسپانیا – دست زد و سرانجام، فاتح قسمت اعظم سرزمین امریکا گردید. ارتش انگلیس یکی از متصرفات سابق هلند را فتح کرد و شهر نیویورک را بنیان نهاد.

جامعه انگلیسی، که به امریکا مهاجرت می کردند، از چند گروه اجتماعی تشکیل شده بودند:

۱. سرمایه داران و تاجران و دولت مردان انگلیسی که برای تجارت برده و کشف زمین های پهناور امریکا و استخراج منابع طبیعی آن، به این قاره روی آورده و برخی از آن ها در این سرزمین سکونت گزیده و هسته اولیه سرمایه داری امریکا را تشکیل داده بودند.

۲. گروه هایی از دهقانان و کشاورزان فقیر که در پی به دست آوردن زمین برای کشت و کار به امریکا آمده بودند و طبقه خرده مالک امریکا را بنیان گذاردند.

۳. گروه بزرگ بردگان افریقایی که توسط دو گروه مزبور استثمار می شدند.

به تدریج، طبقه سرمایه دار (بورژوا) برده دار و نیرومند امریکا پدید آمد و بدین سان، یکی از ارکان تمدن امریکایی، یعنی نظام سرمایه داری، شکل گرفت.

جنگ های استقلال طلبانه امریکا

علت اصلی جنگ های استقلال طلبانه اختلاف حاد منافع بین سرمایه داری امریکا و سیاست های دولت انگلیس بود که با محدودیت ها و موانعی که ایجاد می کرد، رشد سرمایه داران امریکایی را کند می نمود. درواقع،جنگ های استقلال طلبانه امریکا اختلاف منافع دو قطب بزرگ سرمایه داری زمان (یکی مستقر و رو به زوال و دیگری در حال رشد) بود. علت قریب بروز این جنگ ها نیز این بود که سرمایه داران و خرده مالکان سفیدپوست ساکن امریکا به مالیاتی که تاجران انگلیسی بر محموله بزرگ چای ارسالی به بوستون قرارداده بودند، اعتراض داشتند. افراد مقیم شهر بوستون به کشتی های انگلیسی حامل محموله یورش بردند و آن ها را به دریا ریختند. (۱۷۷۳ م.)

این ماجرا واکنش شدید دولت انگلیس را دربرداشت و منجر به اتحاد کلنی های امریکایی و تشکیل یک ارتش و مبارزه با دولت انگلیس و در نهایت، صدور اعلامیه استقلال گردید. رهبری جنگ های استقلال را سرمایه دار و تاجری برده بر عهده داشت. مسؤول ارتش جمهوری استقلال طلب هم یک برده دار ویرجینیایی به نام جرج واشنگتن، (George washington) بود. او یک فراماسونر و طرفدار سرمایه داری و لیبرالیسم بود. اعلامیه استقلال امریکا، انسان ها را «آزاد و صاحب حقوق برابر لاینفک » نامید، اما این «حقوق » را برای بردگان سیاه و سرخ پوستان بومی به رسمیت نشناخت، حتی بسیاری از خرده مالکان و کارگران سفیدپوست را نیز شامل نشد. این اعلامیه بردگی را نفی نکرد و علی رغم شعارهای آزادی خواهانه، در برابر کشتار و نفی بلد بومیان امریکایی سکوت کرد. (۶)

اندیشه های بنیان گذاران جمهوری امریکا آرایی لیبرالیستی بود که به حذف کلیسا و مذاهب رسمی و محدود کردن دامنه حقوق و اعمال قدرت مذهبی روحانیت کلیسایی انجامید. بنیان گذاران امریکا بر مبنای آرای اومانیستی خود، به «تفکیک دین از دنیا» معتقد بودند. (۷)

کلود ژولین،، (Cloud Geolin) محقق و مورخ، درباره جمهوری ایالات متحده امریکا می نویسد: «با استقلال ملی، همه مزرعه داران کوچک، پیشه وران خرده پا و فقیران، همراه با سهمیه “حقوق و غیرقابل انتزاع” حق یک نابرابری دوگانه را نیز پیدا کردند. آن ها نه تنها نابرابری اقتصادی، بلکه و مخصوصا نابرابری در برخوداری و استفاده از آزادی را به دست آوردند.» (۸) «انگلستان فاتح جنگ هفت ساله (۱۷۵۶ – ۱۷۶۳)، بار قرض سنگینی را به دوش دارد و مصمم است که پرداخت قسمتی از آن را به عهده مستعمرات امریکایی اش بگذارد. برای رسیدن به این منظور، تدابیری اتخاذ می کند که نتیجه آن بروز طغیان است.» (۹)

توماس هاچینز، (Thomas Hotchinse) در تبعیدگاهش در تایمز، درباره اعلامیه استقلال امریکا می گوید: چگونه طرف داران استقلال امریکا می توانند اعلام کنند که همه انسان ها آزاد و برابرند، در حالی که آن ها بیش از صدهزار افریقایی را از حق آزادی محروم کرده اند. اکنون پس از یک قرن، دموکراسی امریکایی در حدود چهارمیلیون سیاه پوست را همچنان در حال بردگی نگه می دارد. امروزه در دویستمین سالگرد استقلال امریکا، برای اعقاب آن سیاهان، هنوز هم برابری با سفیدپوستان معنایی ندارد! (۱۰)

«انقلاب امریکا» خالق نظم مورد نظر صاحبان جاه و مال بود; نظمی که اولین قربانی آن آزادی و خوشبختی انسان ها بود. امروزه «حق جست وجوی خوش بختی » (یکی از حقوق مطرح شده در اعلامیه استقلال امریکا) یکی از مظاهر اساسی زندگی امریکایی شده و کم نیستند کسانی که توماس جفرسون، (Thomas Jefferson) نویسنده اعلامیه استقلال را برای این مساله سرزنش می کنند.

معلوم است که جفرسون نمی توانست با جانشین کردن اصلی به جای اصل دیگر در اعلامیه استقلال، معیار ارزش های صاحبان سرمایه را برهم بزند. «سرمایه داران باهوش، وطن پرست، شایسته و … برای خوش بختی، تعریفی مخصوص به خود داشتند; آن ها معتقد بودند که با در دست داشتن قدرت اقتصادی، باید قدرت سیاسی را نیز در چنگ خود داشته باشند.» (۱۱)

مبانی حکومتی امریکا

جنگ های استقلال در کلیت خود، به هدف تاسیس یک جمهوری سرمایه داری مستقل صورت گرفت. جان جی، – (John jay) وکیل مدافع و یکی از نویسندگان قانون اساسی ایالت نیویورک که بعدها وزیر خارجه و سپس اولین رئیس دیوان عالی کشور امریکا در اولین روزهای ایجاد این کشور شد – می گوید: «حکومت باید در دست کسانی باشد که سرمایه های کشور در دست آن هاست.» (۱۲) جرج واشنگتن، فراماسونر معروف و فرمانده ارتش ایالات متحده در جنگ های استقلال و اولین رئیس جمهور ایالت متحده، که از بانیان اصلی جمهوری امریکاست، در نامه ای به لافایت، (Lafuiet) -از همفکران خود در فرانسه – یکی از اهداف جمهوری امریکا را تبدیل شدن به یک امپراتوری جهانی می داند! (۱۳)

ماهیت سرمایه داری نظام امریکایی چنان است که جیمزمدیسن، (James Medicine) که بعدها دو دوره رئیس جمهور امریکا شد، به صراحت می گوید: «مجلس سنای امریکا باید نماینده زمین داران بزرگ و مدافع آن ها علیه اقدامات کسانی باشد که در زیر فشار فقر و بیچارگی، در سر، هوای برخورداری از خوش بختی را به نحوی عادلانه تر می پرورند.» (۱۴) همچنین گورنور موریس، – ( Goranor Morice) وکیل مدافع و نماینده امریکا و استقلال طلبان در فرانسه – می گوید: «سنا باید محل تجمع ثروتمندان و روحیه اشرافیت باشد.» وی می گوید: «خواهند گفت که در این صورت، سنا ممکن است کاری کند که مضر به مصالح عموم باشد. من هم این طور فکر می کنم و آرزو می کنم که این طور شود»! (۱۵)

این نگرش ها سبب می شد که آنان شورش های عدالت خواهانه طبقات فرودست سفیدپوست نظیر شورش شیس، (Shays) در سال ۱۷۷۶ را به شدت سرکوب نمایند. قانون اساسی امریکا، که در سال ۱۷۸۷ م. تصویب شد (و هنوز کلیت آن حفظ شده) اساسا مدافع سرمایه داران است. طبق این قانون اساسی، مردان صرفا با تکیه بر بهره مندی از میزان معینی از سرمایه (پول یا زمین) می توانستند صاحب حق رای شوند و زنان و بردگان و بومیان امریکایی کاملا از هرگونه حق رای محروم بودند! الکساندر هامیلتون، می توانستند صاحب حق رای شوند و زنان و بردگان و بومیان امریکایی کاملا از هرگونه حق رای محروم بودند! الکساندر هامیلتون، (Alexander Hamilton) ،طراح نظام اقتصادی امریکا و و وزیر خزانه داری دولت جرج واشنگتن، بر این باور بود: «تنها کسانی که پول دارند و در خانواده آبرومندی متولد شده اند قادر خواهند بود حکومت خوبی به وجود بیاورند و آن را اداره کنند.» (۱۶)

کلود ژولین درباره هامیلتون می گوید: «تمام کسانی که پول و ثروت این رسالت را به آن ها می دهد تا قدرت را در دست خود متمرکز کنند، خودشان را در سیمای هامیلتون باز خواهند یافت، این امر در اولین روزهای استقلال امریکا صادق بود و هنوز هم صادق است … فلسفه هامیلتون، وزیر خزانه داری امریکا، را می توان چنین بیان نمود: «قدرت دولت باید به قدرت صاحبان پول متکی باشد» … بدین ترتیب، به اراده اولین رئیس جمهور ایالات متحده، ایجاد یک نظام سرمایه داری با انواع و اقسام رشته های مرئی و نامرئی و پیوندهای ناگسستنی بین دستگاه دولت و دنیای پول، بر ایجاد یک نظام دموکراتیک ترجیح داده می شود و چنین رجحانی تا امروز همچنان ادامه دارد، نظامی که واشنگتن و هامیلتون با همکاری صاحبان سرمایه ایجاد کرده اند، هنوز هم اساس نظام اقتصادی امریکا از هنگام تاسیس تا اصلاحات فرانکلین روزولت در سال ۱۹۳۹ (که موسوم به New Deal شد و در واقع، یک نحوه اقتصاد سرمایه داری با دخالت بیش تر دولت برای کاهش بحران های سرمایه داری را پدید آورده است) همان «لیبرالیسم کلاسیک » بوده که امریکاییان آن را از آرای لیبرال های انگلیسی، به ویژه آدام اسمیت، (Adam Smith) ،اخذ کرده اند. (۱۸) «این شیوه اقتصادی انگلستان قرن نوزدهم بود که رسما الگوی تفسیر سرمایه داری امریکا گردید. نقش دولت، تنها در فراهم آوردن شرایط مطلوب، برای رونق سرمایه داری فرض شد تا افراد بتوانند با اطمینان خاطر، در بازار رقابت آزاد به کسب و کار بپردازند و ابتکار شخصی را در فعالیت های اقتصادی به عمل آورند.» (۱۹)

گسترش جنگ های داخلی و سیاست های اقتصادی آبراهام لینکلن

طی سال های پس از استقلال تا به قدرت رسیدن آبراهام لینکلن (۱۸۶۰) (Abraham Lincoln) و شروع جنگ داخلی (۱۸۶۱ – ۱۸۶۵) و در نهایت، الغای قانون بردگی، سرمایه داری تجاری و صنعتی، به ویژه در مناطق شمالی امریکا، از رشد زیادی برخوردار گردید. اما در جنوب، نوعی نظام برده داری وجود داشت که در مقابل وحدت کامل کشور، تحت لوای یک نظام سرمایه داری صنعتی نیرومند مقاومت می کرد. این مساله اصلی ترین دلیل بروز جنگ داخلی در ایالات متحده امریکا بود. در واقع، به نظر می رسد که از سال های ۱۸۵۰ به بعد نظام برده داری

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *