تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل تمدن غرب، قربانی بی خدایی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل تمدن غرب، قربانی بی خدایی شامل 41 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل تمدن غرب، قربانی بی خدایی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تمدن غرب، قربانی بی خدایی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تمدن غرب، قربانی بی خدایی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تمدن غرب، قربانی بی خدایی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل تمدن غرب، قربانی بی خدایی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تمدن غرب، قربانی بی خدایی :

گفت وگو با نعمت الله باوند

سیاست روز، ۲۵/۱/۸۲

چکیده:

گفت وگوی حاضر در مورد فراخوان مقام معظم رهبری در خصوص جنبش تولید نرم افزار علمی و دینی انجام شده است . آقای باوند معتقد است که غرب به نسبیت کامل رسیده است و مشکل غرب، از دست دادن ارزش های مطلق است و باید بر فلسفه قانون اساسی جمهوری اسلامی، یعنی حضور خداوند در همه عرصه های فردی و اجتماعی، تامل و تفکر کرد . در جنبش نرم افزاری باید برخی موانع و سوءتفاهمات در مورد تعریف جمهوری اسلامی را از بین برد .

امروزه در غرب، بعد از یک قرن جریان شالوده شکنی در فلسفه، روانشناسی، روانکاوی و زبان شناسی که با نیچه، فروید و روسو به وجود آمده، اسطوره مدرنیته به صورت مطلق شکسته شده است . اساسا در محتوای جنبش نرم افزاری غرب، نسبیت نقش دارد; نسبیت، به معنای وسیع در تمامی علوم و در تقابل با قرون وسطی که مطلق گرایی حاکم بود . البته این اندیشه نسبیت خود دچار نوعی مطلق گرایی شد . نظریه نسبیت آغاز شکست اندیشه مدرن در بخش جهان شناسی است . فلسفه کانت، با تحلیلی که از عقل مدرن داشت، در داخل گفتمان غرب ثابت کرد که اندیشه مدرن حتی نمی تواند واقعیات مادی را به صورت صحیح، معتبر و عینی بفهمد و حتی قادر به شناسایی نفس انسان نیز نیست و در انسان شناسی نیز بحران به وجود آمد . قبل از آن، هیوم با انکار مفهوم جوهر و ذات، نه فقط در رابطه با خدا، بلکه در رابطه با عالم طبیعت و ماده نیز به یک نوع اصالت پدیده رسید . اما باز هم غرب امیدهایی داشت، مانند هگل که قصد بازسازی داشت . او می گفت اگرچه این ذهن توانایی شناختن واقعیت را ندارد، اما ی بایست بین ذهن و عین پل بزنیم . او مطلقی را بین سوژه و اوبژه واسطه کرد و این بحران معرفت شناختی است که نسبیت را به حد شکاکیت نهایی می رساند . هگل برای رفع بحران شکاکیت و پر کردن فاصله ذهن و عین، ناچار به ترک خدا شد و گفت که او انسان است . هگل مطلق زمینی را مطرح کرد که به نام روح و ایده است که خود نیز تعریف مناسبی از آن ندارد . اینجاست که عنوان می کند بدون خدا و مبنا که نمی توان فکر و زندگی کرد . این مبنا اگر در آسمان ها نیست، باید در زمین باشد و اینجاست که «هگل » می گوید عالم کلیات و مجردات محسوس است و آنچه محسوس است، معقول است . پیوند بین ماوراءالطبیعه و طبیعت فقط پیوندی بشری است نه الاهی و مبنایش تفکر هگل است . البته هگل جوان با الاهیات شروع کرد، ولی بعدها متوجه شد که الاهیات منهای سیاست معنی ندارد . حقیقت بدون واقعیت چگونه می تواند وجود داشته باشد؟ به دنبال این تحولات، خود «نیچه » اعتراض نهایی را به «هگل » می کند تا بالاخره شکاکیت عام می شود .

در حال حاضر، پست مدرن ها می گویند که هیچ مفهوم ثابتی وجود ندارد . همه چیز سیال است و ساختارشکنی کرده اند . هیچ چیز خود نیست و «این همانی » که اصل مطلق است، مبدل به اصل «غیریت » شده است . این یک اصل پایه ای است . تکثرزدایی ضدمدرن پست مدرن ها آشوب طلبی و هرج ومرج طلبی است و در اینجاست که مدرنیته دچار آشوب شده است; اما متاسفانه ما هنوز با ادبیات مارکسیستی و لیبرالیستی چند قرن قبل صحبت می کنیم . امام خمینی رحمه الله اتفاقا همین مسئله را نشانه گرفت .

هایدگر گفته است که هگل اشتباه کرد که خدا را ترک کرد و انسان را به جای او گذاشت . ما باید از نو خدا را اصل، و موجود را فرع بر آن قرار دهیم و اومانیسم را کنار بگذاریم . اما او هم دچار مشکل است . هایدگر می گفت بشنوید آوای وجود را، اما چه کسی باید این آوا را بشنود؟ بله به صورت ضعیف آن، به زنبور عسل هم وحی و الهام می شود . هایدگر هم برخی الهامات را شنید اما او پیغمبر نبود و به طور خالص درک نکرد . در چنین شرایطی غرب به دنبال خداست و معتقد است که خدا باید با او سخن بگوید اما متون دینی آن با عقل و حقوق بشر مخالفت کرده است . در تورات و انجیل نوعی رهبانیت شکل می گیرد . اینجاست که دیالکتیک قرون وسطی و عصر جدید مطرح می شود . در تاریخ اسلام اتفاقا ائمه علیهم السلام حافظ این وحی و مظهر عقل شده اند، ولی باند ابوسفیان اجازه نداد که ولایت ائمه، فعلیت سیاسی و اجتماعی پیدا کند . اما در تشییع اصل محفوظ ماند و دست کم نظریه ولایت فقیه این مسئله را به صورت اجمال طرح کرد . امام رحمه الله در انقلاب اسلامی به این ولایت تحقق تاریخی بخشید و تا اینجا رسیده است . اما در مجموع این اندیشه که انسان نمی تواند به خدا معتقد باشد، مگر اینکه آن خدا توانا و قادر باشد، دوباره اوج گرفته است . وجود تعارض در غرب به دلیل فقدان متون اصیل الاهی بود که این فقدان هم به علت نقص دین است . در قرون وسطی دین، دینی واقعی نبود .

اما اینکه برای تولید علم و نهضت نرم افزاری چه باید بکنیم، با توجه به افکار امام رحمه الله و بزرگان ما باید به منظور برقراری رابطه بین مفاهیم انتزاعی فلسفی با مسائل انضمامی عینی، مطالعات میان رشته ای را به صورت تخصصی در حوزه و دانشگاه محقق کنیم . مطالعات بین رشته ای یعنی فهم رابطه میان علوم و عرصه های مختلف . بین متافیزیک و مسائل فلسفه و عرفان و جامعه شناسی سیاسی و شادی جوانان در فرهنگسراها ارتباط وجود دارد و ارتباط آن از نظر امام رحمه الله و قرآن به نسبت حضور خدا در همه موجودات تا عوالم بالاتر یکسان است و به هر طرف که بنگری جلوه خداست . خداوند آنقدر مقدس نیست که به ملکوت نزدیک تر باشد تا به جهان . حضور خداوند با تمامی موجودات یعنی ارتباط همه جانبه جنبه های معنوی، فلسفی و عرفانی اسلام با لحظات عادی کوچه، بازار، سینما، اقتصاد، هنر و روابط جهانی و در قالب نهادها . در همه نهادهای جمهوری اسلامی می بایست اسلام حضور داشته باشد . اساسا مشکلات ما در سیاست، برنامه ریزی، نگاه به جهان غرب، تعریف از جهانی شدن، احزاب سیاسی، ولایت فقیه و درگیری های جناحی همه و همه به جنبش نرم افزاری باز می گردد . باید از نو خدا و ارتباطش را در دین اسلام با انسان درست تعریف کنیم; یعنی عقل، انتخاب و تجربه . اینجاست که اسلام در عین آرمانگرایی، واقع بین است; در عین اعتقاد به مطلق، نسبی می اندیشد و در عین تعبد، دائما در حال تغییر و حرکت و سیلان است .

اکنون باید از مبانی شروع کرد . به دلیل شکست فلسفه در قرن بیستم و از دست رفتن پایه های فلسفی غرب، همه تاجرمسلک شدند . غرب در حال حاضر دین، فرهنگ و فلسفه ندارد . متفکری

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *