تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل توصیف پیاده روی اربعین از زبان یکی از حاضران؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل توصیف پیاده روی اربعین از زبان یکی از حاضران با 39 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل توصیف پیاده روی اربعین از زبان یکی از حاضران:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل توصیف پیاده روی اربعین از زبان یکی از حاضران به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل توصیف پیاده روی اربعین از زبان یکی از حاضران با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل توصیف پیاده روی اربعین از زبان یکی از حاضران تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل توصیف پیاده روی اربعین از زبان یکی از حاضران را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل توصیف پیاده روی اربعین از زبان یکی از حاضران :

شهر مکه، شهر بزرگی نیست. حداقل آن گونه که ما از شهر بزرگ، تهران و دیگر ابرشهرهای عالم را مراد می کنیم، بزرگ نیست. مکه خیلی که باشد تازه می شود به وسعت دو سه منطقه ی تهران!

هر ساله موسم حج حدود دو، سه میلیون زائر، شیک و سفیدپوش در مکه جمع می شوند، می آیند و می روند، می گردند و مروه را تا صفا، صفا می کنند! همین چند میلیون با هم به عرفات می روند، اصطلاحا وقوف می کنند. شب را می مانند و بعد مشعر و آخر هم منا.

مناسک دارد حج؛ دو میلیون و اندی انسان سفیدپوش در چند روز ناقابل همه ی شهر را پر می کنند و آداب به جا می آورند. شهری که چندان بزرگ نیست.

همین دو میلیون و اندیِ هر ساله، مکه را یک پارچه هتل کرده… هتل های غولی پیکری که آسمان مکه را خراش داده اند و تا چشم کار می کند هم هتل است. دو میلیون و اندی زائر با تمام امکانات و لباس های شیک سفید. و درنمی مانی وقتی هر ساله خبر فوت گاهی تا صد نفر را می آورند که از فشار زیاد در منا وفات یافته اند؛ همه چیز طبیعی ست گویا….

صدّام که رفت

کربلا همان یکی دو منطقه از تهران هم نیست؛ به جهت مساحت! شهری کوچک با یک مرکز اصلی، همه چیز در کربلا دور حرمین شکل گرفته است و در طواف به دور آن… و شاید این بارز ترین شباهت میان کربلا و مکه باشد! همه چیز رو به سوی حرمین دارند.

تا چندی قبل که صدام حکومت می کرد، خبری نبود! یعنی نمی شد. چهل سالی بود که نمی شد. آن قدر که جوان های آن سال ها پیری خود را هم پشت سرگذاشته بودند و بر دل شان مانده بود داغ این نشدن! جوان های این سال ها هم هیچ خاطره ای نداشتند از آن چه در داستان ها برای شان می گفتند. آخر خفقان بود این چهل سال.

صدام که با خفت برداشته شد، گرچه به دست بدتر از خودش، اما کنار همه ی مناقشات سیاسی و دعواهای جنگ، چیزی آرام آرام میان مردم عراق پیچید. سینه به سینه…اربعین!

داغ پیرترها زنده شد و جوان ترها با دو چشم منتظر، تا ببینند آن چه را که در داستان های مادربزرگ هاشان شنیده بودند. محرم آمد. عراق بعد از چهل سالی دوباره سیاه پوش شد. کربلا غوغا بود اما، همه ی چشم ها انگار چشم انتظار اربعین بودند. زیارت اربعین؛ یکی از پنج علامت شیعه.

اینجا مدیر حسین(ع) است

هر سال خبرهای ضد و نقیضی به گوش می رسد. یکی می گوید هفت، دیگری ده، فرمان دار کربلا اعلامیه می دهد که دوازده، و البته محلی ها باور ندارند به کم تر از پانزده! دوازده میلیون زائر شیعه! همه و همه در دو شبانه روز! شب اربعین را سعی می کنند در کربلا باشند؛ روز اربعین محشر به پا می کنند و شام اربعین می مانند و فردایش ناگهان شهر خالی می شود.

دوازده میلیون زائر، بی هیچ امکاناتی، با لباس های خاکی، شب و روز را در شهر سپری می کنند. نه هتلی هست نه اگر هم مسافرخانه ای باشد، این ظرفیت را دارد که انبوه زائران حسین (ع) را جای دهد.

کربلا در این چند شب و روز، شب و روز ندارد؛ نیمه های شب ش از میانه ی روز صحرای عراق گرم تر است؛ از حرارت تن ها.

این سال ها هیچ گزارشی نشده که کسی در فشار جمعیت زائران اربعین قالب تهی کند؛ بمب می گذارند نامردها؛ خیلی زن ها و بچه ها را می کشند، اما کسی از فشار و نابه سامانی، از بی برنامه گی تلف نشده تا به حال… این جا مدیریت آل سعود نیست که جان بهایی نداشته باشد. این جا مدیر، حسین(ع) است پس جان اگر شرف یابد، به بهایی بی نهایت خریداری می شود، به بهای دیدار، شهود… شهادت.

تا چشم کار می کند

از ایران که باشی، با همه ی امکانات هم که عازم باشی، بیست کیلومتری کربلا باید نعلین های امکانات ت را بکنی، ماشین را رها کنی، بارها را بسپاری به کسی که با موتوری چیزی برای ت بیاورد و جایی در کربلا تحویلت دهد؛ و پیاده راه بیافتی.

تو این طور هستی وگرنه مردم عراق از بصره، چهارصد کیلومتر را راه می آیند. پیاده از موصل می آیند از کرکوک می آیند! از همین نجف هشتاد کیلومتری می آیند؛ آن قدر که جاده ی نجف – کربلا متصل راهپیمایی است سه روز و سه شب!

از ماشین که پیاده می شوی غبار صحرا که به چشمان ت عادت می کند، مقابل را تا افق، هیبت های تیره ای می بینی که باد قبا و عبا و چادرشان را به بازی گرفته است. سر به عقب که برمی گردانی، تا چشم کار می کند، صورت درهم رفته و آفتاب خورده اما آرام زائران حسین (ع) است و لب هایی که مدام تکان می خورند.

این که می نویسم تا چشم کار می کند را تا نبینی درنمی یابی؛ صحرای عراق، مسطح ست و چشم خیلی خیلی کار می کند، وقتی می نویسم تا چشم کار می کند، حساب کن این را.

توی ایرانی اگر حتی نخواهی هم یک روزی را پیاده در راهی! هر چند خیلی ها ترجیح می دهند که از نجف تا کربلا را پیاده بروند.

حیرانی…

یک روزی را پیاده ای و چه قیامتی ست این یک روز. پیرمردی عصا می زند و می ترسد که نرسد. مادری بچه ی سه ساله اش را سوار جعبه نوشابه ای کرده و با تسمه ای می کشدش، چهارصد کیلومتر را گاهی، و بچه در تکان های جعبه غرق شادی و لذت ست؛ دسته ای دیوانه گی می کنند انگار.

یکی حیران مدام مقابل را می نگرد و بعد آستین ش را به صورت ش می کشد و این را تا شب هزار بار دیگر تکرار می کند. یکی قرآن به دست، بلند بلند می خواند؛ صداها همه گم اند، از بس همهمه است این دوازده میلیون را.

چقدر معلول، بی پا، شل، علیل و ناتوان می بینی که خود را می کشند تا نکند نرسند فردا… و بعضی شان یک ماهی زودتر راه می افتند!

اینجا سنتهای جاهلی مرده است

گم می کنی هزار بار، نه راه را، که خود را. هزار بار از خودت منصرف می شوی وقتی می بینی همه از خودشان منصرف شده اند وقتی پا در راه گذاشته اند. ذوب می شوی در توده ی ملت! ناگهان برمی گردی! این ها توده ای مردمی با تعبیری کمونیستی نیستند! این ها از یک ملت نیستند. این ها امت ند. امت واحده ی اسلام. شعار نمی دهم! این را به عینه می بینی. می بینی که قطره ای هستی در دریای امت اسلام. از خودت منصرف می شوی.

خیلی ایرانی ها، از ترس

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *