تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل توصیه های حضرت علامه حسن زاده آملی برای رسیدن به مقصد اعلای زندگی؛ انسان در جستجوی کمال – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل توصیه های حضرت علامه حسن زاده آملی برای رسیدن به مقصد اعلای زندگی؛ انسان در جستجوی کمال شامل 65 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل توصیه های حضرت علامه حسن زاده آملی برای رسیدن به مقصد اعلای زندگی؛ انسان در جستجوی کمال:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل توصیه های حضرت علامه حسن زاده آملی برای رسیدن به مقصد اعلای زندگی؛ انسان در جستجوی کمال به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل توصیه های حضرت علامه حسن زاده آملی برای رسیدن به مقصد اعلای زندگی؛ انسان در جستجوی کمال به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل توصیه های حضرت علامه حسن زاده آملی برای رسیدن به مقصد اعلای زندگی؛ انسان در جستجوی کمال با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل توصیه های حضرت علامه حسن زاده آملی برای رسیدن به مقصد اعلای زندگی؛ انسان در جستجوی کمال با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل توصیه های حضرت علامه حسن زاده آملی برای رسیدن به مقصد اعلای زندگی؛ انسان در جستجوی کمال با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل توصیه های حضرت علامه حسن زاده آملی برای رسیدن به مقصد اعلای زندگی؛ انسان در جستجوی کمال را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل توصیه های حضرت علامه حسن زاده آملی برای رسیدن به مقصد اعلای زندگی؛ انسان در جستجوی کمال :

انسان طبیعتاً و فطرتاً خواهان کمال است و اگر موانع و رهزن هایی برایش پیش نیایند و او را به حال خودش بگذارند، به سوی کمال سیر می کند. کامل، مکمل می خواهد. انسان؛ پیغمبر و امام، سفیر الهی و دستورات جامع برای سعادت می خواهد. اگر انسان را از فطرت و مسیر خلقتش باز ندارند و او را منحرف نکنند، خواهان قرآن و کتاب و دستورالعمل است. قرآن کریم در آیات ۱۰۲ تا ۱۰۴ از سوره آل عمران به این حقیقت اشاره می کند و می فرماید:

«یاأَیهَا الَّذین آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ*وَ… وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَکنتُم عَلی شَفا حُفرَهٍ مِنَ النّارِ فَأَنقَذَکم مِنها کذلِک یبَینُ اللَّهُ لَکم آیاتهِ لَعلَّکم تَهتَدونَ وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یدْعُونَ إِلَی الْخَیرِ وَ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُون. ای کسانی که ایمان آورده اید! آن گونه که حق تقوا و پرهیزکاری است، از خدا بپرهیزید! و از دنیا نروید، مگر اینکه مسلمان باشید! …همگی به ریسمان خدا [قرآن و اسلام، و هرگونه وسیله وحدت ]، چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دل های شما، الفت ایجاد کرد، … و باید برخی از شما مسلمانان، خلق را به خیر و صلاح دعوت کنند و امر به نیکوکاری و نهی از بدکاری کنند، و اینها (که واسطه هدایت خلق هستند) رستگار خواهند بود.»

خداوند متعال درباره انزال کتاب و ارسال رسولش به مسلمانان می فرماید: «شما مردم پراکنده بودید و در ظلمت جهل به سر می بردید.»

باید گوهر ایمان را تا پایان عمر، حفظ کنید! این خطاب اکنون با ما هم هست. اگر این کتاب، علما و مربیان شرع و شریعت و گفتار حق و حقیقت در میان مردم نباشند، اگر این معارف حقه و آب حیات، این عین حیات به مردم داده و خورانده نشوند، چه هرج و مرج ها، درنده خویی ها و آدمکشی هائی که رخ خواهند داد. این همه معارف برای مردم گفته و وعده و وعید عنوان می شوند، با این همه مشاهده می کنید که مردم چگونه از یکدیگر هراس دارند. کجا مؤمن از مؤمن هراس دارد؟ جناب رسول الله (ص) فرمودند، «از مؤمن هراس نداشته باش، چون بهترین مواظب و مراقب او ایمان اوست.»

در معاشرت افراد با یکدیگر اول چیزی که اهمیت دارد ایمان، خداشناسی، تقوا، و راستی، درستی و حقیقت آنهاست.

ممکن است فردی زرق و برق الفاظ داشته باشد، اما همان زرق و برق، دام او باشد. ممکن است در لباس مقدس روحانیت و در کسوت انبیاء باشد، اما همان کسوت، کشکول گدایی او باشد.

رسول الله(ص) فرمودند: «در امر ازدواج، مبادا چشمتان بیفتد به شاخه گلی و این شاخه گل در مزبله و لجنزاری روییده باشد. مبادا گول این شاخه گل را بخورید.»

حتی نیت، احوال و افکار و خیالات، حلال و یا حرام بودن غذاها، کارها و معاشرت های پدر و مادر در فرزند اثر می گذارد. پدر حرام خوار و میگسار، فرزند صحیح و سالم و عاقل به اجتماع تحویل نمی دهد و نیز در دامان مادری که مواظب رفتارش نیست، فرزند صالح و شایسته به بار نمی آید. انسان که فقط برای اطفاء شهوت حیوانی ازدواج نمی کند. سخن از تولید نسل و بقاء آدم و نهال نیکو به بار آوردن و فرزند صالح تحویل اجتماع دادن و از خود یادگار نیکو در اجتماع گذاشتن است. اول چیز در انتخاب معاشر و همسر، ایمان اوست که اگر شکار دنیا باشد، تو را هم طعمه دنیا می کند.

مواظب جوانان عزیز باشید که به کجا می روند؛ با چه کسانی همنشین اند و چه کتاب هایی می خوانند. در بین این همه کتاب هائی که روزانه نوشته می شوند، اگر یکی از دلِ بیدار نشئت گرفته و دارای وزن علمی باشد که نویسنده اش درد دین داشته و دلسوز به حال اجتماع باشد و خود به حقیقتی رسیده و فهمیده و چشیده باشد. زرق و برق الفاظ نویسندگان گولتان نزند.

ای جوانانی که در آتیه رجال اجتماع هستید، ببینید دارید خودتان را چگونه می سازید. گرفتار زرق و برق نشوید، شما مربی و معلم و عالم روحانی کار کشته و استخوان خرد کرده و راهبر می خواهید تا به جایی برسید. باید خیلی مواظب باشید که با چه کسانی محشورید. مشتری ها به سراغ شما می آیند. گول زرق و برق الفاظ آنها را نخورید.

قرآن متن حقیقت است. اگر شرق و غرب عالم را بگردید که کتابی پیدا کنید که بتواند جانشین قرآن شود محال است، این سنت الله است،

«فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّه تبدِیلًا وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحوِیلًا»[۱] نه تغییرپذیر است و نه تبدیل پذیر. این نظام احسن عالم، این سنت الله، این خلقت محکم و حیرت آور را بنگر. بنگر که شنیدن، دیدن، فهمیدن، یاد گرفتن و فکر کردن چیست.

این همه عوامل، «وَمَا یعلَمُ جنُودَ رَبِّک إِلَّا هُو»[۲]، این همه جنود الهی که در بدن و کشور وجود تو کار می کنند و «لایعصُونَ اللَّه ما أَمَرَهُمْ»[۳]، اصلاً عصیان در برنامه شان نیست. این همه قوائی که در بدن تو تعبیه شده اند، باذن الله در مسیر خودشان در کارند و هیچ گناه نمی کنند.

خداوند، جهان را در پیکر کوچک تو خلاصه کرده است. اگر توانستی این سنت و اتقان خلقت را تحویل و تبدیل کنی، بسم الله! آنگاه بگو که می شود به جای این کتاب قرآن، سنت و دستور دیگری بیاوریم. این سنت را آن حقیقتی برای ما فرو فرستاده است که ما و این عالم را آفریده است.

جوانان ما بدانند اگر یک معلم ربانی الهی بالای سرشان نباشد یک وقت حرف هایی و افکاری از قلم ها و دهان هایی دانسته، ندانسته یا با علم یا با کینه توزی یا با صفا و سادگی صادر می شوند و جوان، مفتون و دلباخته آن الفاظ پر زرق و برق می شود و به انحراف می افتد. اینها وسوسه شیطانی است.

مبادا مطالب افراد گوشه و کنار و کتاب های گوناگون تو را بقاپند. زرق و برق الفاظ زیاد است. مراقب باشید. برای همین است که مردم عالم و مربی می خواهند.

خدای متعال بدن را به همین اندازه که انسان را طرف و آن طرف بگرداند، به وسیله او حرف بشنود، کمال کسب کند، در حدی که احتیاجاتش برآورده شوند توقف داده، اما جان را میدان داده و جان را رشدهاست. او از کجا دانسته که اینجا بایستد؟

این رنگ ها و شکل های مختلف را پدر و مادر داده اند؟ اینها همه در دست دیگری است، «قُل کُلٌّ مِن عِندِاللَّه»[۴] حال پدر، مادر و غذا ی آنها این طور نیست که دخیل نباش. اما آفریننده، دیگری است، و لو اینکه بدی ها و شر از جانب او نیست. از آن سو همه خیر و ایجاد و تکمیل است.

در کافی چند روایت از ائمه اطهار بیان شده که خداوند اولی است در حسنات و شما اولی هستید به سیئات، حسنات مستقیم از ناحیه اوست، سیئات منسوب به شماست.

او نطفه را در رحم، صورتگری می کند حالا نطفه اگر چنانچه عصاره یک پیکر میگسار است که آن فرزند در عقل او خللی پیدا می شود بلکه در ریخت و شکل او هم خللی پیدا می شود، میگسارها یا عقیم می شوند یا اگر چنانچه فرزندی از ایشان متولد بشود می بینید فرزند عاقل، فرزند هوشیار، فرزند صحیح الخلقه، فرزندی که عقلش را، دانش و هوشش را حفظ کند، نیست. از جانب او تکمیل و ایجاد است. بدی از این ناحیه است، رحم ناپاک است، صورت نطفه طور دیگر می شود، پدر ناپاک است، غذای ناپاک و شبهه ناک در نطفه اثر می گذارد.

آفتاب کارش نور دادن است. آفتاب سایه نمی دهد، نور می دهد. این کار آفتاب است. سایه از درخت و دیوار است. آفتاب کارش بالذات رحمت است، «یَا مَن سَبَقَت رَحمَتُهُ غضَبَه»[۵]. او بالذات خیر و خیّر است. نور از اوست و بس. شرها، بدی ها و تیرگی ها مجعول بالعرض اند، بالذات از جانب حق جلّ و علا نیست، چون این طرف آلوده است او کارش این است که بیافریند. امساک فیض از آن طرف نمی شود، آنچه که از جانب اوست حق است. راستی و درستی است، بدی ها از این سو از جانب ما هستند.

سفیان آمد حضور جناب امام صادق(ع) و از حضرتش درخواست کرد، «یابن رسول الله! به من سفارشی و نصیحتی بفرما.» فرمود، «یا سفیان! آدم دروغگو جوانمرد نیست و مروت ندارد.»

به مصاحبین و معاشرین و شب ها و جلسه های خود التفات و دقت داشته باشید. دلتان به حال خودتان بسوزد:

«تا توانی می گریز از یار بد

یار بد بدتر بود از مار بد

مار بد تنها تو را بر جان زند

یار بد بر جان و بر ایمان زند»

زرق و برق ها و پرده های الوان، شب و عمر شما را از شما نگیرند، اوقات عمر با سرعت می گذرند. این سرمایه همیشه برای تو نمی ماند. وقت، این سرمایه را مغتنم بشمار و قدر بدان. از آنهائی که جوانی از دست داده اند بپرس که قدر و عظمت جوانی چیست. چرا حسد می ورزی؟ چرا راضی نیستی؟ دولت «قناعت» مگر کم دولتی است؟ دولت «رضا» مگر کم دولتی است؟ دولت «صبر» مگر کم دولتی است؟ درست است که باید تدبیر داشت، اما بنده ی حقیقی، بنده تفویض و تسلیم است. واقعیت این است که وظیفه ما تفویض و تسلیم است. کاردار کار ما در کار ماست ما بنده ایم و وظیفه ما بندگی است.

یکی آمد خدمت جناب امام صادق(ع) و عرض کرد، «دکان باز کرده ام و مشتری نمی آید.» فرمودند، «تو وظیفه داری که دکان باز کنی. این وظیفه توست. همین قدر.» یک روز مشتری می آید و مهلتت نمی دهد. یک روز هم مشتری نمی آید. همه کارها روی حساب است. نظام، نظام احسن است. تو چه کار داری به مردم؟ تو وظیفه ات این است که دکان باز کنی، این وظیفه توست. بقیه مربوط به اوست. مریض شده ای. وظیفه ات این است که دنبال طبیب بروی، دنبال درمان بروی. دیگر بیش از این که وظیفه نداری، ما بنده تفویض و تسلیم هستیم.

جناب امام باقر(ع) رفتند به عیادت جابر. جابر پیرمردی از صحابه پیغمبر(ص) است مریض شده، همان جابری که حضرت رسول الله(ص) به او فرمودند: که به خدمت جناب باقر(ع) میرسی و آن فرزند مرا هم می بینی. سلام مرا به او برسان. امام از حال او می پرسند. جابر در جواب عرض می کند که، «یابن رسول الله! در حالی هستم که رفتن ب

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *