تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل ثابت و متغیر در دین – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل ثابت و متغیر در دین شامل 82 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل ثابت و متغیر در دین:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل ثابت و متغیر در دین به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ثابت و متغیر در دین به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ثابت و متغیر در دین با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل ثابت و متغیر در دین با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ثابت و متغیر در دین با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ثابت و متغیر در دین را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ثابت و متغیر در دین :

گفتگو با آقای محمد مؤمن عضو فقهای شورای نگهبان

مساله تاثیر زمان و مکان، به شکل سابق خود یعنی تاثیر این دو عنصر در موضوع حکم شرعی، بارها مطرح شده است; سه فرض دیگر نیز وجود دارد: تاثیر زمان و مکان در حکم شرعی (البته با ثبات موضوع)، در متعلق حکم شرعی و در نحوه استنباط فقیه. در حال حاضر، این چهار فرض در باب تاثیر زمان و مکان مطرح است.

مساله دیگری که بر مساله تاثیر زمان و مکان تقدم دارد، تشخیص ملاک احکام ثابت و متغیر نیز شیوه جمع میان این احکام و اصل ثبات دین که از روایاتی مانند «حلال محمد حلال ابدا الی یوم القیامه و حرامه حرام ابدا الی یوم القیامه » استفاده می شود است. به تعبیر دیگر، سؤال این است که حد قلمرو دین و شرع چیست؟ برای مثال، آیا احکام امضایی که از صدر اسلام، بعضی از روشها و کردارهای رایج در عرف را به همان شیوه ای که داشتند تایید کرده است، این عرف را به صورت توقیفی تایید نمود؟ یا آنکه چنین نیست، بلکه پیامبر اسلام (ص) این را به عنوان اینکه یک عرف معقول بوده، تایید کردند; و بنابراین اگر امروز هم پیامبر (ص) تشریف می آوردند یک سری امور عرفی معقول را تایید می کردند که شاید هم مترقیتر از زمان خود حضرت باشد.

بسم الله الرحمن الرحیم

توفیقی حاصل شد تا در خدمت برادران بزرگوار دفتر همکاری حوزه و دانگشاه و مخصوصا داست اندرکاران فصلنامه دفتر، مطالبی را در موضوعی که امروز مطرح است و افکار عمومی به آن توجه دارد عرض کنم. صحبتم را از مساله احکام ثابت و متغیر شروع می کنم; به این صورت که آیا از نظر اسلام همه احکام ثابت است، یا اصلا هیچ حکم ثابتی وجود ندارد و یا اینکه بعضی از احکام، ثابت و بعضی متغیرند؟ و هرگاه احکام متغیری در اسلام باشد باید دید ملاک تغیر چیست؟ با مراجعه به ادله شرعیه، کتاب و سنت برای ما هم اصل حکم را معین می کند و هم نوع آن را. ادله احکام – به اصطلاح علمی – اطلاق دارند و همه احکام را مادام که دین اسلام هست، به صورت مطلق در تمام زمانها اثبات می کند; مگر اینکه حکمی در یک زمانی نسخ شود، که اگر قبلا حکمی بوده است و تغییر پیدا کند، از آن زمانی که نسخ می شود حکم تغییر می کند. مؤید اطلاق ادله، روایات معتبر و متعددی است که مضمون آن – یا عین عبارتش – این است که: «حلال محمد (ص) حلال ابدا الی یوم القیامه و حرامه حرام ابدا الی یوم القیامه »; یعنی آنچه را پیامبر(ص) تحلیل فرموده، و یا حرام نموده است موقت نیست، بلکه تا روز قیامت استمرار دارد. بنابراین، آنچه را که ظواهر ادله احکام اقتضا می کند، و روایات متعدد دیگری بالصراحه آنرا تایید می کند این است که احکام اختصاص به زمان خاصی ندارد.

از باب نمونه قرآن شریف که می فرماید: «ولله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا» یعنی وظیفه کسی که مستطیع است این است که حج برود، و بموجب اطلاق آیه شریفه این حکم اختصاص به زمان خاصی ندارد; بلکه تا مردمی هستند که استطاعت دارند، حج واجب است. یا اینکه وظایف دیگری مثل «اقیموا الصلوه واتوا الزکوه » که در قرآن شریف آمده است، به زمان خاصی اختصاص ندارد; و همچنین است تمام روایاتی که از پیامبر بزرگوار – صلی الله علیه و آله – و از ائمه معصومین – علیهم السلام – در مقام بیان احکام وارد شده است، اینها مفادش – به اصطلاح علمی – اطلاق زمانی دارد و در تمام زمانها این حکم سریان دارد; و بنابراین، ادله احکام اقتضا می کند که احکام، ثابت و همیشگی باشند.

صحبت بر سر همین آیات و روایات است که به تعبیر شما «اطلاق زمانی » دارند. همین اطلاق زمانی مبهم است.

ما روایاتی داریم مبنی بر اینکه آنچه هست، بیان احکام می باشد; آنها یکنواختند. با توضیحی که می دهم مطلب روشنتر خواهد شد. روایاتی که از پیامبر بزرگوار (ص) نقل می شود که: «… ما من شی ء یقربکم من الجنه و یباعدکم من النار الا و قد امرتکم به » این مفادش این است که پیغمبر آنچه را که بوده بیان فرموده است و وقتی که از پیامبر و ائمه – علیهم السلام – سؤال از حکم می شود ایشان حکم را به صورت قانون اسلام و به روشی واحد بیان می کنند. و نیز در روایت دیگری از امام کاظم (ع) سؤال از حکم می شود که ما آنچه را از شما سؤال می کنیم از پیش خودتان می گویید یا اینکه سنتی در دست شما هست که بر اساس آن می فرمایید؟ حضرت می فرمایند که هر چه هست سنت است و ما از خودمان نمی گوییم.

در عین حال، روایات دیگری هم هست که نشان می دهد ائمه – علیهم السلام – مسائل جدیدی را وارد کردند; برای مثال، حضرت امیر(ع) مصادیق زکات را تغییر داده اند و بعد هم مورد اعتراض قرار گرفته اند; یا امام جواد (ع) فرموده اند: «امسال خمس را بر شما بخشیدم، زیرا وضعتان بد است.»

فکر می کنم بهتر است توضیح بیشتری بدهم تا مطلب روشن شود، ببینید ما روایات زیادی داریم که تمام آنچه را که مردم به آن نیاز داشتند از طرف پیامبر (ص) بیان شده و در دست ائمه (علیهم السلام) هم بوده است. روایت معتبری هست که مرحوم کلینی آن را در کتاب اصول کافی تحت عنوان «باب الرد الی کتاب الله و سنته » نقل کرده است به این عبارت: قال قلت له اکل شی ء فی کتاب الله و سنته نبیه (ص) او تقولون فیه؟» آیا تمام چیزها در قرآن و در سنت رسول الله هست یا اینکه مطالب را از خودتان می فرمایید؟ «قال: بل کل شی ء فی کتاب الله و سنه نبیه (ص).» این روایت می گوید تمام چیزها را خدا و پیامبر بیان کرده اند و حکمی در موردش داده اند.

همه سخن در تفسیر این «کل » است. این کل در بعضی موارد موضوعش فرق می کند و به اصطلاح «کل شی ء بحسبه » لذا اول باید موضوع را مشخص کرد; مثلا در «ما من شی ء یقربکم الی الله…» (یعنی آنچه را که شرط تقرب شما به داست بیان کردیم) منظور همان اصولی است که پایه دین است و به تعبیر بعضی از روایات نماز، روزه، خمس، زکوه، حج و ولایت؟ و قوانین و مسائل حقوقی و سایر مسائل، اصلا ربطی به اینها ندارد؟

تصرف در مال مردم چطور؟ تصرف در مال مردم جزو اینها نیست؟ اینکه در حجه الوداع حضرت می فرماید که، این روز، روز محترمی است; ماه ماه محترمی است; بعد می فرمایند: «ان دماءکم و اموالکم علیکم حرام کحرمه یوکم هذا الا و من کانت عنده امانه فلیؤدها، الا هل بلغت؟» می گویند: «بله »، حضرت ادامه می دهند: «فانه لا یحل مال امرء الا بطیبه نفسه…» آیا این حکم نیست؟

این جزو احکام ارزشی است که در تحقق عدالت اجتماعی گفته شده است و مطابق با عدالت هم هست.

مسلم، اما آیا حکم خدا هست یا نیست؟ پیغمبر خودشان می فرماید: «…الا هل بلغت؟» آیا من به شما ابلاغ نکردم؟ شما می گویید این حکم خدا نیست؟

مساله اینجاست که در حال حاضر، یک سری معاهدات بین المللی و امور جدیدی داریم; آیا همه اینها جنبه «مقربیت الی الله » دارد و در چارچوب آن احکام ارزشی که مطابق با عدالت است قرار می گیرد؟

اینکه حضرت می فرماید «لا یحل…» معنایش این است که نمی شود تصرف در مال مردم کرد، و در این صورت، حکم خداست. پیامبر هم می گوید: «الا هل بلغت؟» یعنی این را خدا گفته است. بعد می گوید: «اللهم اشهد» خدایا گواه باش.

مساله این است که آیا آن جامعیتی که در روایات درباره اسلام آمده است یا ناظر به همان اصول شریعت است، یا «جامع » حتی قوانین و مسائل خاص را هم می گیرد؟ برخی معتقدند که این قسمت را شامل نمی شود.

این نظر، با این جمله «اکل شی ء فی کتاب الله و سنه النبی او تقولون فیه؟» (یعنی آنچه از شما سؤال می کنیم، آیا در کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) هست یا اینکه شما از خودتان نظر می دهید) و بعد هم فرمودند: «بل کل شی ء فی کتاب الله و سنه بنیه; تمام آنها در کتاب و سنت هست » سازگار نیست. سؤالهایی که از ائمه علیهم السلام شده است، هم شامل موارد جزئی است و هم موارد غیر جزئی. سؤال از ائمه علیهم السلام فقط به یک امور کلی که اصول و ارکان دین یا مذهب باشد اختصاص نداشته است; بلکه در آنها از همه چیز صحبت شده است.

روایت دیگر، صحیحه حماد است: «عن ابی عبدالله (ع) قال سمعت یقول ما من شی ء الا و فیه کتاب او سنه، یعنی هیچ چیزی نیست مگر آنکه در مورد آن کتاب و سنت نظر داده است.»

رویات دیگر، صحیحه ابی بصیر است که راجع به علوم ائمه صحبت شده است و نیز مدارکی که نزد ائمه (علیهم السلام) بوده است; ابی بصیر می گوید: به حضرت صادق (ع) عرض کردم: جعلت فداک… تا این که می فرماید: «…ثم قال یا ابا محمد، ان عندنا الجامعه و ما یدری الجامعه؟ قلت جعلت فداک و ما الجامعه؟» قال (ع) صحیفه طولها سبعون ذراعا بذارع رسول الله (ص)… فیها کل حلال و حرام و کلی شی ء یحتاج الناس الیه حتی الارش فی الخدش…» حلال و حرامی را که هست اینطور توضیح داده اند، نه فقط حلال و حرام، این روایت می گوید «تمام چیزهایی که مردم احتیاج دارند در پیش ما هست » و اینها همان حلال و حرام است; آیا باز می توانیم بگوییم که کلیات را بیان می کند در حالی که این روایت این طور می گوید: «تمام آنچه مردم بآن احتیاج دارند، در این کتاب هست حتی ارش خراشی که به بدن وارد می شود یعنی حتی کوچکترین احکام مورد نیاز انسانها در آن کتاب بیان شده و نزد ما موجود است.

بحث ما این است که آنچه اسلام است و پیامبر (ص) به عنوان احکام اسلام بیان فرموده است، همه از طرف خداست، در این شکی نیست; اما آیا تمام علوم ائمه (ع) که حکم هر چیزی را بیان کرده اند، در دست ما هم هست یا خیر؟

این یک بحث دیگر است یعنی بحث انسداد مطرح می شود. اینکه شما می فرمایید آیا همه این مسائل به ما گفته شده است و به تمام آنها دسترسی داریم یا نه، یک بحث اصولی است و مربوط می شود به مبحث انسداد و فرض ما این است که انسدادی نیستیم; اما بحث فعلی ما این است که آیا روش اسلام بیان کلیات و اهداف است و یک سری موارد، مثل موضوعات و روشها را واگذار کرده است به حاکم یا عرف و یا اینکه نه، اسلام خودش آمده در همه جا وظیفه مردم را بیان کرده است؟ وقتی به ائمه (ع) مراجعه می کنیم می گویند اسلام این طور هست، یعنی پیامبر (ص) تمام چیزها را گفته و برای تمام موارد، حکم آورده است همه آنها نزد ماست و فرض این است که آنها هم به ما گفته اند.

در اینکه به ما هم گفته باشند و به دست ما رسیده باشد جای تامل هست.

این همان بحث انسداد است و ما هم انسدادی نیستیم. بنابراین، تصور ما از اسلام تصوری کامل است. البته یک مساله دیگر هم داریم و آن، مساله «ولایت » است; که از احکام اولیه و جزو ارکان اسلام است و ما از آن، تعبیر به «حکومت » می کنیم; ولی تعبیر روایات، «ولایت » است. ولایت یعنی سرپرستی; و البته اگر معتقد باشیم به اینکه ولایت فقیه، ادامه همان ولایت ائمه (ع) است،این حکومت را در این زمان هم – که زمان غیبت است – می پذیریم. پس ولایت یعنی سرپرستی، و سرپرستی هم، فقط در مورد شخص نیست، بلکه در مورد جامعه هم سرپرستی داریم. وقتی شخصی به عنوان قیم یک فرزند صغیر تعیین می شود، آن فرد سرپرست این فرزند است. ولایت و سرپرستی امام، در جامعه اینگونه است; یعنی جماعت مسلمانان تحت سرپرستی امام (ع) هستند و همان نحوه اختیاراتی که پدر نسبت به فرزندش دارد، همان اختیارات را ولی امر مسلمین نسبت به جامعه مسلمانان دارد. مسائلی که مربوط به جامعه مسلمانان و اداره امور نهاست به دست امام است. تمام حلالها و حرامها که بر مردم مقرر شده است، سرجای خودش محفوظ است و یکی از احکامی هم که مربوط به فرد است – به عنوان عضو جامعه – حق سرپرست است; و سرپرستی جامعه اقتضا می کند که آنچه مربوط به مصلحت جامعه می باشد; در اختیار آن سرپرست باشد. البته حاکم، رها نیست که هر طور که میل شخصی اش تعلق گرفت، عمل کند; بلکه همان طور که سرپرست مصالح فرزندش را در نظر می گیرد، حاکم نیز باید مصالح جامعه را ببیند و آنچه مربوط به افراد است – از آن حیث که عضو جامعه هستند – برای آنان تصمیم بگیرد. مثلا بر اساس این ولایت امام معصوم (ع) حق ندارد به جای فرد تصمیم بگیرد و زن وی را طلاق بدهد; امامت امام اقتضا نمی کند که خانه افراد را خراب کند و از نو بسازد; زیرا این مربوط به جامعه نیست; او سرپرست جامعه است، در حالی که این مربوط به شخص است. امام سرپرست شخص نیست، سرپرست اجتماع است، درباره مصالح و مفاسد مربوط به اجتماع تصمیم می گیرد; و قهرا چون می خواهد مملکت اسلامی را اداره بکند، احتیاج است به اینکه مثلا خیابان شصت متری کشیده شود، این را جامعه احتیاج دارد; نه اینکه برای جامعه ضرورت دارد، و بنده این حرف را که بعضی گفته اند: «تصرفات ولی امر در محدوده ضرورت است » قبول ندارم. منتها به شرط آنکه حاکم، مصالح مردم را رعای

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *