توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل جایگاه معنوی حضرت فاطمه زهرا (س)!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل جایگاه معنوی حضرت فاطمه زهرا (س) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل جایگاه معنوی حضرت فاطمه زهرا (س) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل جایگاه معنوی حضرت فاطمه زهرا (س) شامل 72 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل جایگاه معنوی حضرت فاطمه زهرا (س) استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل جایگاه معنوی حضرت فاطمه زهرا (س) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل جایگاه معنوی حضرت فاطمه زهرا (س) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل جایگاه معنوی حضرت فاطمه زهرا (س) حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل جایگاه معنوی حضرت فاطمه زهرا (س) به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جایگاه معنوی حضرت فاطمه زهرا (س) :
هر چند اندیشوران ولایتمدار با بیان و بنان، معارف فاطمی را ارائه کردهاند، لیکن بضعهای از مآثر آن در طی اصولی مرقوم میگردد: سیره عترت طاهرین(ع) که بانوی آفتاب از مصادیق بارز آن است، هماهنگ با قرآن حکیم است که معادل آن هستند.
اصل یکم. حضرت فاطمه(س) بر اثر آگاهی از اسمای حسنای الهی به مقام منیع خلیفه خدا شدن نائل آمد؛ زیرا تمام عناصر محوری استخلاف در هویّت آن حضرت جمع شد، چون آلعمران، و تطهیر، احزاب، و موّدت مردمی که اجر رسالت است، و ایثار و اطعام مسکین و یتیم و اسیر «هل اتی» و سرانجام «کوثر» الهی را به نحو جمع سالم جمع کرد، و کوْن جامعی بود که شایسته هبوط امین وحی «جبرئیل»(ع) و دریافت مصحف شد که در آن ملاحم سالف و آنف ثبت و غیب و شهادت مشهود بود. ادراک کنه چنین انسان کامل و جامعی میسور نیست:«…لانّ الخلق فُطموا عن معرفتها»،[۱] لیکن آنچه مقدور نیست، مورد دستور نیست و آنچه مورد تکلیف است، معسور نیست. سرّ لزوم شناخت بانوی آفتاب، ضرورت مودّت وی چونان سائر اهل بیت عصمت و طهارت(ع) است و وداد بدون معرفت محبوب متصوّر نیست. هر اندازه عرفان آن گوهر ملکوتی بیشتر، مودّت قلبی نسبت به آن ذات قدسی افزون تر خواهد بود.
لیلهالقدر بودن حضرت فاطمه (س)
اصل دوم. حضرت فاطمه که از منظر برخی از معصومان(ع) باطن لیلهالقدر است، بیانگر روند تکاملی اسلام و جهش تصاعدی حاملان راستین قرآن و عترت(ع) است؛ زیرا مُلک سلیمان با همه احتشام، بر بال «غدُوّها شهرٌ و رواحُها شهر»[۲] مستقر بود، لذا سرعت آن محدود بود، لیکن ملکوت حضرت ختمی مرتبت(ص) بر شهبال «لیلهالقدر خیرٌ من ألف شهر»[۳] استوار است؛ لذا جهش آن طوری است که میتوان یک شبه ره صد ساله را پیمود و پیمانه این پیمودن به دست همپیمانان ولایت فاطمی است که در صدد ادراک لیلهالقدرند، وگرنه برای لیلهالقبریها چنین سیری میسور نیست؛
تو لیلهالقبری برو تا لیلهالقدری شوی
چون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو
اگر مرکب رسول خدا(ص) هنگام معراج بُراق بود که هر قدم او به شعاع دید بود؛ خُطاهُ مدّ بصره،[۴] مطیّه رهوار امّت هنگام عروج نسبی، نماز است که عمود دین میباشد و با اقامه صحیح آن میشود ظاهر و باطن لیلهالقدر را به قدر هستی خویش ادراک کرد و از آن سکوی پرواز استعانت جست و طبق ظرفیت ظریف و طریف روح مجرّد، طرفه فاطمی را زیارت نمود.
دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه «هل اتی»
در خواب غفلت بی خبر زو بوالعلی و بُوالعلا
اگر انسان کاملی خود باطن لیلهالقدر باشد، تمام گامهای استوار او چنان است، هر لحظه راه هزار ماهه میرود. کدام چابک سواری به گرد وی میرسد تا به گرد او طواف کند. مرکب توده دوستان بانوی آفتاب چوبین است و اسب چوبین چون پای چوبین استدلالیون بیتمکین است:
اسب چوبین برتراشیدی که: این است اسب من
گر نه چوبین است اسبت، خواجه یک منزل بتاز
لیکن «کرم دوده طاها و یاسین بکند کار خویش»، زیرا خود آن بانو در خطبه فدکیّه، خاندان عصمت را که به تجمّل مینشینند و به جلالت میروند، وسیله معرفی کرد و چنین فرمود: «فاحمدُوا الله الذی بنوره و عظمته ابتغی من فی السموات و من فی الارض الیه الوسیله؛ فنحنُ وسیلتُه فی خلقه و نحن آل رسوله و نحن حجّه غیبه و ورثه انبیائه».[۵]
آنچه در توسّل معتبر و متوقع است، این نیست که خداوند به سبب آن وسیله به بنده خود نزدیک شود یا کلام او را بشنود یا به رفع نیاز او توانا گردد، تا گفته شود خدای سبحان بر بنده خود «اقربُ من حبل الورید» است[۶]و نیز خدای سبحان «بکلّ شئ سمیع» است یا «علی کلّ شئٍٍ قدیر»[۷] است و مانند آن، بلکه به سبب آن وسیله شخص محتاج، شایسته تقرّب گردد و لائق شود که کلام او مورد اعتنا واقع شود و نیازش برطرف گردد. به هر تقدیر، اصل ابتغای وسیله مورد دستور خداوند است: «وابتغوا إلیه الوسیله».[۸] تعیین مصداق عام یا مطلق به عهده عموم یا اطلاق خود دلیل لفظی نیست، بلکه با دلیل جداگانه میتوان وسیله بودن چیزی یا شخصی را ثابت کرد که در این خطبه، وسیله بودن اهل بیت عصمت(ع) بیان شد.
اسوه بودن سیره و سنت فاطمی
اصل سوم. حضرت فاطمه با سیره رائج و سنّت معصومانه دارج خود اسوه همگان بوده و هست، لیکن در رفتارهای خاص خویش قدوه صنف مخصوص است؛ مثلا در سیر درونی و ذکر، اسوه عارفان شاهد و در اندیشه و فکر ذهنی، قدوه حکیمان و متکلمان و فقیهان و صاحبان فنون دیگر است. تحلیل خطبه معروف آن حضرت، سند صلاحیّت ائتسای خردمندان علوم عقلی و نقلی به آن ذات قدسی است.
به عنوان نمونه جمله «ابتدع الأشیاء لا من شئ کان قبلها»[۹] است؛ این تعبیر تابنده حل برخی از شبهات مادیگرایان مُلحد را به عهده دارد، زیرا شبهه الحادی آنان عبارت از این است: اگر جهان مبدأ فاعلی دارد و آن مبدأ چیزی را آفرید، آیا اولین مخلوق خود را از «شئ» آفرید یا از «لاشی» اگر از «شئ» خلق کرد، پس آن «شئ» که مادّه خام آفرینش جهان بود، ازلی است و نیازمند به مبدأ فاعلی نیست، و اگر از «لاشئ» آفرید، لاشئ عدم محض و صلاحیّت مادّه خام خلقت را ندارد، و هیچ چیزی از دو طرف نقیض بیرون نیست؛ یعنی ارتفاع نقیضان ممتنع است.
پاسخ چنان شبههای در این کلام نورانی ارائه شد و آن اینکه نقیض «من شئ»، «من لاشئ» نیست، بلکه نقیض آن «لامن شئ» است؛ یعنی خداوند جهان را به طور ابداع و بدون آنکه نیازی به مادّه خام داشته باشد، انشا فرمود. همین تعبیر فنّی که درسآموز اهل حکمت و کلام است، بعد از حضرت فاطمه(س) میراث علمی حضرت علی بن ابیطالب(ع) واقع شد و در خطبههای علوی تجلی نمود. اینگونه از اصول بدیع عقلی که زمینه تفریع مجتهدانه حکیمان و متکلمان است، در بیانات آن بانوی آفتاب کم نیست؛ چه اینکه تفسیر آیات ارث و اشارت به عموم و اطلاق آن از یک سو و عدم تقید آن به قید خاص از سوی دیگر، و استقرار توارث بین اعضای خاندان نبوت از سوی سوم، می تواند قدوه فقیهان و مفسران باشد.
کثرتگرایی سیاسی در سایه اصالت وحدت
اصل چهارم. حضرت فاطمه کثرتگرایی و پلورالیزم سیاسی و اجتماعی را در ظلّ اصالت وحدت و لزوم انسجام امّت و هماهنگی ملت مسلمان با سنت حسنه خود پذیرفت و آن را امضا کرد و از هرگونه چالش داخلی و تنش محلی و منطقهای پرهیز نمود، و همانند امیر مؤمنان از تشتّت و شقّ عصای مسلمانان جدّا تحاشی داشت و استحکام نظام اسلامی را در برابر دشمنان خارجی لازم میدانست.
اجمال آن اینکه هیچگونه کثرت در متن دین حق راه ندارد، به طوری که صراط مستقیم متعدد باشد و هر کس بتواند از هر صراطی به مقصد برسد و نیز هیچگونه تکثّری در معرفت صائب نیست، به طوری که معرفت صحیح نسبی باشد و هرکس هر برداشتی از متون مقدس داشت، صواب باشد، و هر قرائتی از دین درست و مطابق با واقع باشد، بلکه اصل دین واحد و صراط مستقیم یگانه و قرائت صحیح یکتاست و مجالی برای کثرت حقیقی در این حرمهای امن و حریمهای محدود نخواهد بود؛ لذا مباحث کلامی به دور از اعتساف و تحجّر مُفرطانه و تهتُّک مُفرّطانه هماره دائر خواهد بود و از تضارب عاقلانه و عادلانه آرا، بسیاری از مطالب روشن میشود، لیکن کثرت سیاسی در سطح بینالملل و اجتماعی، در قلمرو خاص و زندگی مسالمتآمیز، با گرایشهای متعدد و عقائد متنوع، هم معقول است و هم منقول، لذا مقبول خواهد بود.
هماهنگی سیره فاطمی(س) با قرآن
سیره عترت طاهرین(ع) که بانوی آفتاب از مصادیق بارز آن است، هماهنگ با قرآن حکیم است که معادل آن هستند. در قرآن برنامهای ویژه برای پیروان اسلام معهود و مخصوص است: «إنّما المؤمنون إخوه»،[۱۰] و برنامهای برای رهروان اسلام ابراهیمی است: «یا اهل الکتاب، تعالوا إلی کلمهٍ سواءٌ بیننا و بینکم…[۱۱] و دستوری برای جامعه جهانی با هر دین و آیین و مرامی است: «لاینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یُخرجوکم من دیارکم أن تبرّوهم و تُقسطوا إلیهم إنّ الله یحبّ المقسطین».[۱۲]
وقتی اسلام ندای عدالت و صلای برّ و قسط را نسبت به کسانی که خارج از مرز اسلامند، سر میدهد، هرگز فتوا نمیدهد که برادران معتقد به خدای واحد، دین واحد، قرآن واحد، قبله واحد، معاد واحد، وحی و نبوت واحد و بسیاری از معارف و عقائد و اخلاق و احکام و آداب و سُنن همسان و مشترک، از فیض وحدت و فوز اتحاد محروم گردند؛ چون چنین کتاب آسمانی که از علوم غیب و شهادت سخن میگوید و هدف اصلی آن خردمندپروری است، هرگز کار نابخردانه را امضا نمیکند و اختلاف و تشتّت، منشأیی جز فقدان عقل ندارد: «و تحسبُهُم جمیعا و قلوبهم شتّی ذلک بأنّهم قوم لایعقلون».[۱۳]
اگر نفع کاذبی در اختلاف باشد، عائد دشمن مشترک میشود و هرگز بهره مختلفان نخواهد شد. گفتار نغز و پر مغز حضرت علی(ع) این است: «فایّاکم و التلوّن فی دین الله فانّ جماعه فیما تکرهون من الحق خیرٌ من فُرقه فیما تحبّون من الباطل و انّ الله سبحانه لم یُعط أحدا بفرقه خیرا ممنّ مضی و لاممّن بقی…»[۱۴] چنین تعبیر جامع گذشته و حال و آینده، بیانگر استقرار سنّت تبدیلناپذیر الهی بر این است که صلاح و فلاحی در فرقه نیست و هرجا نجاح نباشد، جز طلاح چیز دیگر نخواهد بود و منشأ هرگونه صلاح تقواست و مبدأ هرگونه طلاح طغوا است.
آنچه از عالمان دینباور و مسئولان حوزوی و دانشگاهی متوّقع است، همانا اتحاد ظاهر و باطن خویش است تا توفیق برقراری اتحاد دیگران را به دست آورند. در چنین فضای باز و پاکی، محاوره فرهنگی به صورت حکمت، موعظه حسنه و جدال احسن ظهور میکند و بارور میگردد، وگرنه هرگونه حواری جز مراء مذئوم و جدال مذموم نخواهد بود و ثمر تلخ آن جز نزاع و فشل و ذهاب شکوه شوکت نیست.
معنای الگو بودن حضرت فاطمه (س)
اصل پنجم. حضرت فاطمه اسوه سالکان کوی حق، بهویژه برای زن و معارف مربوط به زنان است؛ چنانکه هرکدام از دو وزنه وزین قرآن و عترت(ع) قدوه محقّقان علمی و متحققان عملی است؛ معنای الگوبودن یک شئ عتیق و کهن که مصون از اندراس و کهنگی و منزّه از گذشت تاریخ مصرف و مبرّای از افیون و افسون و افسانه است، دعوت به انجماد، تحجّر، ارتجاع و رکود نیست؛ چه اینکه تحلیل آن به تجویز تفسیر به رأی و توجیه اختلاف قرائت (به معنای پلورالیزم)، تفسیری بدون اصل ثابت نخواهد بود؛ زیرا کتابی که مدّعی حیاتبخشی است، با قفل قلب و یُبس دل و رکود ذهن موافق نیست و دفتری که داعیه ثبات و دوام دارد، با زمانمندی و زوال مخالف است، بلکه معنای عریق آن مرهون ارزیابی عقل در هندسه دین و شریعت است.
ساختار و هندسه دین و ارزیابی عقل
لازم است عنایت شود که اولا دین عبارت از حکم خداست؛ ثانیا منبع دین (یعنی حکم خداوند)، علم ازلی و اراده ذات اقدس خداست؛ ثالثا کاشف از حکم خدا، یعنی دین یا عقل برهانی است یا نقل معتبر؛ رابعا عقل برهانی اعم از تجربی و تجریدی است، به طوری که از قیاس و خیال و گمان و وهم پالوده بوده و به هیچکدام آنها آلوده نگردد، وگرنه حجت کاشف نخواهد بود؛ خامسا نقل معتبر اعم از قرآن و سنّت معصومان(ع) است، به طوری که نه نسخه «حسبنا کتاب الله» شنیده شود و نه نعره مشئومه تحریف قرآن معاذالله و خروج آن از صحنه استدلال؛ سادساً کاشف سنّت معصومان(ع)، یا خبر است یا اجماع یا شهرت؛ خبر یا واحد است ـ اعم از مستفیض و غیر مستفیض ـ یا متواتر است، اعم از لفظی و معنوی؛ اجماع یا محصّل است یا منقول؛ شهرت یا روایی است یا فتوایی…
با طرح این ساختار که تولیت استیفای مباحث آن به عهده فنّ اصول فقه است، از برخی تقابلهای ناموزون پرهیز میشود و هر حجّتی در جای اصلی خود قرار میگیرد؛ مثلا از رویارویی سنّت و اجماع جلوگیری خواهد شد، زیرا هرگز اجماع در برابر سنت نیست، چون حجیّت اجماع، به هر تقدیری باشد، به عنوان کشف از سنت معصوم(ع) است،
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل اصول شش گانه وحدت امت در سیره امام علی (ع
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.