تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل جستاری درمطبوعات له یا علیه حقوق زنان !! / قسمت سوم – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری درمطبوعات له یا علیه حقوق زنان !! / قسمت سوم شامل 88 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری درمطبوعات له یا علیه حقوق زنان !! / قسمت سوم:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری درمطبوعات له یا علیه حقوق زنان !! / قسمت سوم به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جستاری درمطبوعات له یا علیه حقوق زنان !! / قسمت سوم به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جستاری درمطبوعات له یا علیه حقوق زنان !! / قسمت سوم با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری درمطبوعات له یا علیه حقوق زنان !! / قسمت سوم با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل جستاری درمطبوعات له یا علیه حقوق زنان !! / قسمت سوم با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری درمطبوعات له یا علیه حقوق زنان !! / قسمت سوم را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جستاری درمطبوعات له یا علیه حقوق زنان !! / قسمت سوم :

پیروزی انقلاب اسلامی، لزوم ترویج اهداف و مبانی انقلاب را توسط رسانه های همگانی ضروری نمود، به طوری که مطبوعات به جهت دارا بودن خصلت ماندگاری پیام های تبلیغی، سهم قابل توجهی از این مهم را بر عهده گرفتند. همین امر موجبات رشد مطبوعات نوظهور را در راستای توسعه فرهنگی کشور و انجام رسالت خطیر مطبوعات میسر گردانید. از سوی دیگر، اندیشمندان علوم ارتباطات، رسالت عمده مطبوعات را به عنوان یکی از رسانه های همگانی، تنویر افکار عمومی و بسط روابط میان افراد، گروهها، جامعه و دولت ذکر می کنند؛ بر همین اساس نقش مثبت مطبوعات را می توان افزایش دانش و معلومات عمومی مردم، ایجاد برخورد میان اندیشه ها و ارتقای فکری آحاد جامعه، … برشمرد. مطبوعات همانند دیگر پدیده های اجتماعی با مجموعه ای از حقوق و تکالیف صنفی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مرتبط می باشند. از سوی دیگر آزادی مطبوعات به عنوان کمال مطلوب و بهترین پشتیبان حقوق مردم مطرح است. اما گاه همین عنصر فعال قادر خواهد بود با قدرت خود آسیبها و تباهی های گوناگونی را متوجه جامعه و فرهنگ اصیل آن نماید، حتی قادر خواهد بود به تدریج به عنوان یک ابزار مهم جهت تهاجم یک فرهنگ بیگانه به فرهنگ خودی عمل نماید. از جمله آسیب های اجتماعی – فرهنگی که از طریق کارکرد منفی و پنهان مطبوعات ایجاد می شود، مواردی چون: تحریک و تهییج عموم به اعمال خلاف قانون، انتشار و القای نادرست اخبار، شایعه پراکنی، اختلال در امنیت فکری جامعه و ایجاد شک و شبهه نسبت به اصول و مبانی اعتقادی یک ملت و تحقیر و توهین فرهنگ غنی مردم و اهانت به مقدسات آنها و انتشار مطالب تحریک آمیز علیه امنیت داخلی و خارجی نظام، انتشار خرافات و مطالب موهن و خلاصه سوء استفاده از آزادی قلم و بیان و شکستن حرمت اندیشه و قلم می باشد. لذا ضروری است مطبوعات در چارچوبی خاص و مدون و در راستای حفظ مصالح عمومی نظام و ملت و برای صیانت از فرهنگ اصیل و عمیق یک جامعه در برابر تهاجم فرهنگی فعالیت نمایند و به وظیفه خطیر مطبوعات واقف گردند. حضرت امام خمینی (ره) درخصوص همین مسئله چنین فرموده اند:

«نقش نشریات در هر کشوری از همه چیزها بالاتر است. روزنامه ها و مجلات می توانند یک کشور را رشد بدهند و هدایت کنند و به راهی که صلاح کشور و مردم است، سوق دهند و یا می توانند به عکس عمل کنند.»(۱)

فرزند خلف ایشان، مقام معظم رهبری نیز در بیانات گهربار خویش ضمن تأکید بر آزادی مطبوعات و تفکر آزاد و سالم فرمودند:

«خطاست اگر کسی گمان کند، ما که نسبت به مسأله مطبوعات و کتاب و نشر در جامعه حساسیت به خرج می دهیم، ما با تفکر آزاد، با فکر آزاد و با مباحثه آزاد مخالفیم.»(۲)

با اندک تأملی می توان دریافت مطبوعات چه در دوران اولیه انقلاب و چه پس از گذشت سالیانی از انقلاب همچنان در خور اهمیت و توجه و نیازمند، نظارت و مداقه هرچه بیشتر می باشند. لکن متأسفانه برخی از مطبوعات کنونی، از «فضای آزاد مطبوعاتی»، «تعداد کثیر مطبوعات»، «سیاست حداقل نظارت بر مطبوعات» و نیز «عدم وضوح مواد قانون مطبوعات درخصوص مجازاتهای مطبوعاتی» جهت هرج و مرج طلبی و تاخت و تاز یکسویه به نظام فرهنگی، سیاسی، اجتماعی حتی اقتصادی سود برده اند.

به بیانی دیگر جبهه مخالف نظام اسلامی، با به بن بست رسیدن تمام اقدامات و ترفندهای گوناگون علیه انقلاب اسلامی، هویت فرهنگی و دینی مردم را نشانه رفته است. این تهاجم گاه نمود و تظاهرات عینی و ضد اخلاقی داشته و گاه معطوف به تخطئه سنتهای دینی و ایجاد تردید در مبانی و ارزشهای نظام اسلامی بوده است. بخش دوم از جریان تهاجم فرهنگی، بسیار نامحسوس، تدریجی، پیچیده و مخرب می باشد. در شرایط کنونی مطبوعات و آثار قلمی و نوشتاری به عنوان بهترین حربه برای ایجاد شک و شبهه در اذهان عمومی نسبت به دستاوردهای انقلاب اسلامی و تحریف در مبانی و باورهای دینی حجم وسیعی از این جریان منفی را به خود اختصاص داده است و مهاجمین مطبوعاتی با طرح انبوهی از سئوالات، سفسطه ها و شبهات در حوزه اندیشه و تفکر دینی، تیشه به ریشه اصلی نظام اسلامی می زنند و متأسفانه تنها در تعداد محدودی از مطبوعات، فرصتی جهت نقد و بررسی علمی و موشکافانه این شبهات ایجاد می شود، حتی گاه جریده ای که شبهه ای را مطرح نموده است، از انتشار نقد آن مقاله و یا پاسخ به آن شبهه امتناع می ورزد!!

از سوی دیگر گاه مشاهده می شود برخی مطبوعات از سیاستهای تبلیغی خاصی، جهت القای مطالب استفاده می کنند و با بمباران مستمر اطلاعات نادرست، امکان هر گونه نقد و بررسی صحیح را از مخاطبین خود سلب می نمایند. البته تبیین مکانیسمهای تبلیغاتی این قبیل مطبوعات مجال دیگری را می طلبد. در این بخش با نگاهی گذرا به تعدادی از مطبوعات، در یکسال اخیر، تداوم هجمه فرهنگی را که در قالب دیدگاه فمینیسم و به شکل یک کار منسجم و هماهنگ مطبوعاتی ارائه می گردد، مورد بررسی قرار می دهیم:

۱) مخاطب شناسی

یکی از رموز موفقیت در القای پیام و دستیابی به اهداف تبلیغی و احاطه و سیطره بر دنیای مطبوعاتی، آشنایی با انواع مخاطبین و درک ویژگیهای عمده آنها می باشد؛ لذا نقطه آغازین این حرکت، شناسایی مخاطبینی است که به دلیل وجود ویژگیهای خاص، سریعتر و راحت تر جذب این اندیشه می گردند و طرح مشکلات و مسایل این گروه حداکثر توجه و تأثیرگذاری را در پی خواهد داشت؛ به دنبال تحقق این هدف، قشر زنان، به عنوان کسانی که در طول تاریخ ملل بیشترین صدمات و لطمات و ستمها را متحمل شده اند و حضور و غیاب آنها به گونه ای افراطی و تفریطی متجلی گردیده، در اغلب مطبوعات مورد توجه قرار می گیرند. در این راستا افکار متضادی با ضرب آهنگهای شدید و ضعیف ظهور کرده و امروز نیز طرح مسایل و مشکلات آن ها در صدر موضوعات برخی از مطبوعات قرار گرفته و این گونه تبلیغ می شود که تمامی زنان در ظلمی پایان ناپذیر، ناشی از نظام مرد سالاری گرفتار آمده اند. برخی از مطبوعات با آگاهی از روحیات و ویژگیهای شخصیتی زنان و حافظه تاریخی آنها در مورد ظلمی که در اعصار مختلف به دلیل سرپیچی از شرع مقدس اسلام و وجود حکومتهای جائر و یا جهل و ناآگاهی زنان از حقوق خود و یا سوء رفتار مردان در خانواده ایجاد شده و زدودن آثار آن مستلزم رعایت دقیق احکام دینی در بعد فردی و اجتماعی است، سودجسته و اغراض خاصی را دنبال می کنند.

از دیگر مخاطبین این قبیل مطبوعات، گروه جوانان هستند که به جهت روحیه نوطلبی و احساسی بودن و عدم آشنایی با ذخایر فرهنگ نسل قبل و عدم توجه و دقت در پیگیری و ربط ترفندهای دشمنان، در معرض تأثیر پذیری بیشتری می باشند و متأسفانه این گروه، در اغلب اوقات در مواجه با حجم عظیمی از تبلیغات، مجذوب ظواهر فریبنده و امور سطحی می گردند و در حیطه احساسات زودگذر اسیر می شوند.

۲- ترویج آراء و افکار فمینیسم

۱-۲) مسئله اصلی فمینیسم و ابزارهای تبلیغ آن

مسئله اصلی فمینیسم به طور اختصار، ستمدیدگی زنان است. فمینیسم درمتن نحله های فکری لیبرالیسم، سوسیالیسم و مارکسیسم متولد شده و فمینیستها به عنوان نمایندگان تفکر جدید با مقدمات اساسی و بنیادی ایسمهای موجود همراه شده اند و عمده تفاوت آنها از یکدیگر، ناشی از انتخاب یکی از ایدئولوژیهای مرسوم است. اما آنچه نقطه عطف فمینیسم به شمار می آید، تأکید دسته ای از فمینیستها بر خصوصیات و استراتژیهای مذکر مدارانه، یعنی تشویق زنان به گزینش صفاتی است که جامعه به مردان نسبت می دهد و یا تأکید بر استراتژی های مؤنث مدارانه است. در اندیشه فمینیسم، آزادی عمل زنان توسط مردان محدود می شود. آنها معتقدند تمایزات بین دو جنس نه تنها در عرصه های قانونی و اشتغال، بلکه در روابط شخصی، در خانواده و در تمام عرصه های اجتماعی باید از بین برود و حقوق زن و مرد در درون خانواده و محیط اجتماعی مشابه با مردان شود، مروجین این تفکر جهت تبلیغ این اندیشه، از مطبوعات اعم از روزنامه – مجله – کتب علمی و ادبی – فیلم و هنر،… استفاده می کنند.

۲-۲) نهضت ترجمه:

این دسته از مطبوعات با هدف الگوپذیری از فرهنگ غرب به تبلیغ اندیشه اجتماعی فمینیسم (Feminism) پرداخته اند و برای نخستین گام، ترجمه متونی از نظریات فمینیستهای غربی را مطمح نظر قرار داده اند، به گونه ای که متون انتخاب شده به نظر مترجم با شرایط فعلی زنان در جامعه ما منطبق می باشد. انتشار این گونه متون ترجمه شده، پیش زمینه القای اندیشه فمینیسم در ایران بوده و دسترسی سریعتر و راحت تر عموم زنان را به منابع اصلی و درجه اول آراء فمینیسم ممکن می سازد. بدین ترتیب حرکتهای منفی مطبوعاتی جهت طرح مسایل زنان با نهضت ترجمه آغاز گردید و یک اقدام گسترده و وسیع، برای منعکس کردن دیدگاهها و تفکرات مدرن قرن بیستمی درخصوص زنان و نیز نحله های فکری وابسته به آن انجام شد. البته در متن اغلب ترجمه ها، اهداف نهضت فمینیسم، انشعابات فرعی آن، دستاوردهای سیاسی – اجتماعی فمینیسم، تبلیغ و ترویج می گردد و به طور تلویحی با بهره گیری از روشهایی چون تداعی معانی، همانند سازی، تلقین، … این هدف پیگیری می شود.(۳)

۳۲)القای ضرورت الگوپذیری ازجنبش زنان غربی

در اغلب مقالاتی که از سوی این طیف منتشر می شود، تلویحا گزینش روشهای غربی و دگراندیش، جهت حل معضلات زنان پیشنهاد می گردد و بر لزوم تغییر در ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی و سیاسی جامعه تأکید می شود. از دید این قبیل مطبوعات، تنها راه رهایی زنان از تضییع حقوق خود، ارائه خط مشی های زن گرایانه محض است و فمینیسم بهترین راه حل ممکن می باشد هر چند که با مخالفت هایی از سوی افکار دیگر مواجه گردد. به طور نمونه در یکی از مجلات می خوانیم که:

«هدف فمینیسم کسب طیف گسترده تجارب برای زنان است. علیرغم تلاشهای مکرر و مؤثر برای پوشاندن لباس رنگ و روغنی به خواستهای فمینیسم و عجیب و غریب جلوه دادن هوادارانش، مفهوم فمینیسم ساده باقی مانده است.»(۴)

برخی از نشریات داخلی و خارجی نیز زنان ایرانی را به الگوپذیری از جنبش زنان غربی تشویق می کنند. به طور نمونه در یکی از نشریات ضدانقلابی خارج کشور این امر تأکید شده است: «جنبش زنان ایران می تواند از مجموعه تاریخ مبارزاتی زنان کشورهای پیشرفته یاد بگیرد و با مطالعه و تحقیق گسترده پیرامون مطالعات زنان کشورهای صنعتی، در این خصوص دانش لازم را کسب نماید.»(۵)

این در حالی است که وضعیت زنان در اکثر کشورهای غربی با وجود گذشت چندین دهه از ظهور جنبش فمینیسم و تفکر احیای حقوق زنان، همچنان تیره و تار بوده و هنوز فریاد دادخواهی زنان غربی به گوش می رسد. جالب آنکه اخیرا گرایشات فمینیستی در میان زنان امریکایی نسبت به سال ۱۹۸۹ میلادی کاهش یافته است و ۴۳درصد از زنان مورد سؤال در امریکا اعلام کردند که فمینیست تأثیر نامطلوبی در آنها داشته است.(۶)

ضرورت پذیرش الگوی جنبش زنان در غرب با ستودن این نهضت و ذکر محاسنی از آن انجام می شود. به طور نمونه می نویسند:

«فمینیسم جنبشی بشردوستانه است…. غرض اصلی فمینیسم اصلاح حال بشر و جوامع انسانی است …. پذیرش اصول فمینیسم برای جامعه ما لازم است و در غیر این صورت هیچ قانونی نمی تواند تساوی حقوق زن را از نظر جامعه قابل احترام جلوه دهد. تحقیرها و نابرابریها در جامعه ما قرنها بر اثر آداب و رسوم و مذهب تحمیل شده است.»(۷)

۴۲) تعیین شاخص های اصلی فمینیسم و معرفهایی از وضعیت زنان در ایران

دومین گام از این حرکت خزنده تبلیغی، تعیین شاخص های اصلی فمینیسم می باشد. برای تحقق این هدف، گروهی از نویسندگان همفکر و مرتبط، با استفاده از منابع و مآخذ، شاخص های اصلی فمینیسم را تعیین نموده و سپس معرفها و مصادیقی را از جامعه ایران شناسایی و در جهت تبیین هر چه دقیق تر دیدگاه فمینیسم برای عموم مردم در تمام ابعاد فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی استفاده می نمایند. به طور نمونه، تنها به ذکر چند مورد از شاخص های اصلی فمینیسم و معرفهایی که از جامعه ایران برای اشاعه فمینیسم در بین بانوان تهیه گردیده، بسنده می کنیم.

عدم حضور زنان در عرصه های سیاسی و اقتصادی(۸)

«زنان دارای فکر و اندیشه مستقل در حوزه سیاسی یا اقتصادی نیستند… زنها خود پذیرفته اند که عرصه های سیاسی و اقتصادی حوزه های نفوذ مردانه اند.»(۹)

تبعیض درخصوص اشتغال و ارتقای شغلی(۱۰)

«امروزه اگر جایی بخواهند فردی را استخدام کنند، مرد و زن برابر نیستند، بلکه مردان در اولویت هستند… یعنی به جرم زن بودن انسانها را از حقوقشان محروم می کنند.»(۱۱)

تظلم زنان به دلیل نقش مادری، تولیدمثل و خانه داری(۱۲)

«حق و سهم من از زندگی که آن را به گناه مادری از کف داده ام چیست؟ …. زیرسلطه قوانین امروزی ایران، زن شهروند است یا شی در اختیار مرد.!!»(۱۳)

مبارزه برای برابری در حقوقی چون حق طلاق، حضانت کودکان و دستمزد برابر…(۱۴)

«با تصویب لایحه قانونی دادگاه مدنی خاص در اول مهر ۱۳۵۸ بر کلیه حقوقی که زنان در خانواده به دست آورده اند، خط بطلان کشید «اشاره به ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی»حتی در مورد حضانت و سرپرستی اطفال، زنان حقوق انسانی خویش را از دست داده اند «اشاره به ماده ۱۱۶۹ و ۱۱۷۰»

«درواقع مرد از تمام امکاناتی که دارد در جهت آزار و اذیت زن استفاده می کند تا خود زن تقاضای طلاق کند و بعد زن باید برای تسریع روند دادگاه در مقابل خواسته های مرد تسلیم شود و تمام حقوق مالی خودش را بذل کند تا بتواند طلاق بگیرد. اینها همه به این علت است که حق مساوی طلاق برای زن و مرد وجود ندارد.»(۱۵)

۵۲) فمینیسم اسلامی، راهی فرعی جهت تحقق اهداف فمینیستی در ایران

از آنجا که جامعه ما یک جامعه اسلامی است، اعتراض و نقد قوانینی ک

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *