تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل جلوه های تبلیغی و تربیتی حضرت رقیه(س) در مکتب حسینی!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل جلوه های تبلیغی و تربیتی حضرت رقیه(س) در مکتب حسینی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل جلوه های تبلیغی و تربیتی حضرت رقیه(س) در مکتب حسینی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل جلوه های تبلیغی و تربیتی حضرت رقیه(س) در مکتب حسینی شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل جلوه های تبلیغی و تربیتی حضرت رقیه(س) در مکتب حسینی استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل جلوه های تبلیغی و تربیتی حضرت رقیه(س) در مکتب حسینی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل جلوه های تبلیغی و تربیتی حضرت رقیه(س) در مکتب حسینی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل جلوه های تبلیغی و تربیتی حضرت رقیه(س) در مکتب حسینی حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل جلوه های تبلیغی و تربیتی حضرت رقیه(س) در مکتب حسینی به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جلوه های تبلیغی و تربیتی حضرت رقیه(س) در مکتب حسینی :

۱. مقدمه

۱-۱. بیان مسئله

حضرت رقیه(ع) فرزند خردسال امام حسین(ع) و مادر ایشان امّ اسحاق(ع) است. متأسفانه در برخی تواریخ، نام ایشان ذکر نشده است؛ اما بزرگان دین به اثبات وجود ایشان پرداخته و در برخی مقاتل، نام رقیه بیان شده است. حتی برخی محدثان و مورخان از شخصی به نام رقیه(ع) ذکری به میان آورده اند که گزارش های موجود، حضرت رقیه(ع) را با قطع و یقین به اثبات می رساند و جای شک و تردیدی باقی نمی گذارد. در نهایت به نقل از منابع معتبر، ایشان در شام و در اوج مظلومیت و غربت، در کنار سر برید پدر به شهادت رسید و بارگاه کوچک و منور او سندی دیگر از مظلومیت امام حسین(ع) برای جهانیان رقم زد و ماهیت پلید یزید را برای افکار عمومی روشن ساخت.

این پژوهش درصدد آن است با واکاوی سیره علمی و عملی حضرت رقیه(ع) به صورت روشی و کاربردی، نقش تبلیغی و تربیتی ایشان را در مکتب حسینی و بیان دستاوردهای حماسه عاشورا تبیین و تشریح نماید.

۱-۲. سؤالات تحقیق

الف) سؤال اصلی: جلوه های تبلیغی و تربیتی حضرت رقیه(ع) در مکتب حسینی چیست؟

ب) سؤالات فرعی

چرا امام حسین(ع) خانواده خود را به کربلا برد؟ چرا باید به حمایت از مظلوم پرداخت؟ اسناد قرآنی و روایی حمایت از مظلوم چیست؟ چه روش های کاربردی تبلیغی و تربیتی در سیره علمی و عملی حضرت رقیه(ع) وجود دارد؟ ملاک و معیار ازدواج در اسلام چیست؟ و…

۱-۳. روش تحقیق

روش این مقاله، به صورت پژوهش کتابخانه ای است و نیز از روش توصیفی و تحلیلی استفاده شده است.

۱-۴. ضرورت پژوهش

درباره حضرت رقیه(ع) کتاب هایی تألیف شده است که در آنها به صورت مشخص به اثبات حضرت رقیه(ع)، ولادت و نحوه شهادت و ورود ایشان به کربلا و حوادث آن و… اشاره نموده اند. اما در هیچ نوشتاری به صورت روشی و هدفمند به موضوع این تحقیق نپرداخته اند. لذا ضروری است با مطالعه سیره علمی و عملی آن حضرت(ع) و کُتب علما و اندیشمندان و نویسندگان محترم به صورت موجز به نقش تبلیغی و تربیتی حضرت رقیه(ع) پرداخته شود تا برای محققان، طلاب و دانشجویان، مبلغان دینی و مربیان قابل استفاده باشد و ز سیره آن حضرت(ع) روش های کاربردی استخراج گردد.

۱-۵. پیشینه تحقیق

با مراجعه به اسناد علمی مرتبط با حضرت رقیه(ع) روشن می گردد که درباره حضرت رقیه(ع) کُتبی با عناوین حضرت رقیه(ع) فرزند سیدالشهدا امام حسین(ع) (حضرت آیت الله جعفر تبریزی)، سرگذشت جانسوز حضرت رقیه(ع) (محمدمحمدی اشتهاردی)، ریحانه کربلا: تحقیق در زندگانی و بارگاه حضرت رقیه(ع) (عبدالحسین نیشابوری)، داستان غم انگیز حضرت رقیه(ع) (علی شیرازی)، رقیه بنت الحسین(ع) در انساب و تاریخ (محمد حسن پاکدامن)، داستان هایی از مصائب و کرامات حضرت رقیه(ع) (عباس عزیزی) و…. همچنین نوشتارهایی کوتاه به نگارش درآمده است. اما درباره موضوع این تحقیق هیچ کتاب و مقاله ای یافت نشد.

۲. مفهوم شناسی

۲-۱. مفهوم رقیه

رقیه از «رقی» در لغت به معنای صعود و بالا رفتن است (نک: فراهیدی، ۱۴۰۹: ۵/ ۲۱۱؛ ابن فارس، ۱۴۰۴: ۲/ ۴۲۶؛ راغب اصفهانی، ۱۴۱۲: ۳۶۳؛ ابن منظور، ۱۴۱۴: ۱۴/ ۳۳۱). اما در اصطلاح، نام دختر امام حسین(ع) است. اگرچه مورّخان از حضرت رقیه(ع) ذکری نیاورده اند، اما نقل شده است وقتی امام حسین(ع) روز دوم محرم به کربلا رسید و از نام آن جا باخبر شد، فرمود:

انزلوا، هاهنا و اللَّه محطّ رکابنا و سفک دمائنا، هاهنا و اللَّه مخطّ قبورنا، و هاهنا و اللَّه سبی حریمنا، بهذا حدّثنی جدّی؛

فرود آیید! به خدا که این جا جای فرود آمدن و ریختن خون های ماست و این جا جایگاه قبور ماست. به خدا که این جا جای به اسارت رفتن حرم ماست و این خبر را جدّم به من داده است.

سپس میان امام(ع) و اهل حرم گفت وگویی انجام شد و حضرت زینب(ع) از شهادت امام حسین(ع) مطلع شد، زنان گریه و زاری کردند که حسین(ع) خواهر خویش حضرت ام کلثوم را تسلّی داد و فرمود:

یا اختاه تعزّی بعزاء اللَّه، فإنّ سکان السّموات یموتون و اهل الارض لا یبقون و جمیع البریه یهلکون، یا اختاه یا امّ کلثوم! و انت یا زینب و انت یا رقیه و أنت یا فاطمه و أنت یا رباب! انظرن اذا أنا قتلت فلا تشققن علی جیبا و لا تخمشن علیّ وجها و لا تقلن علی هجرا؛ (نک: ابن طاووس، ۱۳۸۰: ۱۲۲ – ۱۲۴)

خواهرم! خود را به آرامش خدا تسلّی ده، چه ساکنان آسمان ها می میرند و زمینیان به جای نمانند، و ما سوی اللَّه به مرگ گرفتار آیند. خواهرم امّ کلثوم! و تو ای زینب! و تو ای رقیه! و تو ای فاطمه! و تو ای رباب! بنگرید بعد از شهادتم مبادا گریبانی چاک زنید یا چهره ای بخراشید، یا سخنانی ناروا بر زبان رانید.

همچنین سیّد امین نام ایشان را در کتاب خود ذکر کرده و می گوید:

در محلّه العماره دمشق قبر و مشهدی که زیارتگاه است و به او منسوب است، میرزا علی اصغر خان صدر اعظم ایران در سال ۱۳۲۳هجری آن را تجدید بنا نمود. (امین، ۱۴۰۶: ۷/ ۳۴)

۲-۲. تبلیغ

الف) در لغت: واژگان «تبلیغ، بلاغ و ابلاغ»، در لغت از یک ریشه بوده و به معنای «رسانیدن» هستند (ابن منظور، ۱۴۱۴: ۸/ ۴۱۹).

راغب اصفهانی نیز می نویسد:

البلُوغ و البَلَاغ ، به انتهای هدف و مقصد رسیدن و یا انجام دادن کاری در پایان زمان و مکانی معیّن و بسا گاهی مقصود از بلوغ یعنی به پایان رسیدن، تسلّط یافتن و اشراف داشتن به چیزی، تعبیر شود هر چند که به انتهایش نرسیده باشند. (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲: ۱۴۴)

ب) در اصطلاح: شهید مطهری درباره اصطلاح تبلیغ می گوید:

تبلیغ از ابلاغ است و ابلاغ رساندن یک فکر یا یک پیام است. یعنی در مورد رسانیدن چیزی به فکر و روح و ضمیر و قلب کسی به کار می رود، لذا محتوای ابلاغ نمی تواند یک امر عادی و جسمانی باشد، حتماً یک امر معنوی و روحی است، یک فکر و یک احساس است، پس تبلیغ یعنی رساندن یک پیام از کسی به کسی دیگر. (مطهری، ۱۳۷۹: ۱/ ۳۲۱)

۲-۳. تربیت

الف) در لغت: واژه «تربیت» از دو ریشه «ربو» یا «ربب» گرفته شده است. البته لغت دانان در این که کدام یک، ریشه اصلی و فرعی است؛ اختلاف نظر دارند.

«تربیت» اگر از ریشه «ربو» باشد، به معنای رشد، نمو و فزونی است (نک: فراهیدی، ۱۴۰۹: ۸/ ۲۸۳؛ ابن فارس، ۱۴۰۴: ۲/ ۴۸۳؛ ابن منظور، ۱۴۱۴: ۱۴/ ۳۱۴؛ طریحی، ۱۳۷۵: ۱/ ۱۷۴). حال اگر تربیت از این ریشه گرفته شده باشد، بیشتر به پرورش جسمانی و مادی مربوط است.

اما اگر از ریشه «ربب» باشد، «ربّ» در اصل به معنای تربیت و پرورش است؛ یعنی ایجاد کردن حالتی پس از حالتی دیگر در چیزی تا به حدّ نهایی و تمام و کمال آن برسد (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲: ۳۳۶). پس تربیت از ریشه «ربب» معانی متعددی همچون سرپرستی، کامل کردن، اصلاح امور، تدبیر، چیزی را ایجاد کردن و به تدریج، از حالت نقص به حد تمام رساندن و هدایت چیزی به سمت کمال و… دارد. بنابراین به نظر می رسد معنای تربیت از ریشه «ربب» تدبیر چیزی برای کشاندن آن به سوی کمال است و در معانی دیگر، به معنای تدبیر به منظور هدایت به سوی کمال است (ابراهیمی فر، ۱۳۸۵: ۹).

ب) در اصطلاح: تربیت عبارت است از «پرورش دادن» (مطهری،۱۳۷۳: ۵۶)؛ «پرورش در جهت رشد و کمال» (جمعی از پژوهشگران، ۱۴۲۶: ۲/ ۴۳۷) و «استعدادهای درونی را که بالقوه در یک شیء موجود است به فعلیت درآوردن و پروردن» (مطهری،۱۳۷۳: ۵۶).

۳. جلوه های تبلیغی

۳-۱. پیام رسانی و دفاع از حقیقت

یکی از سؤالات پژوهش که همواره از گذشته تا امروز مطرح می شود این است که چرا امام حسین(ع) خانواده خود را با کودکانی همچون حضرت رقیه(ع) و حضرت علی اصغر(ع) به کربلا برد؟

با مطالعه تاریخ نهضت حسینی و واقعه عاشورا، روشن می گردد که همراهی خانواده امام حسین(ع) به ویژه کودکان و حضرت امام سجاد(ع) و زینب کبری(ع) تأثیری مثبت و جهانی در نهضت حسینی داشت و یکی از عوامل پیروزی قیام حسینی بود؛ زیرا خانواده امام حسین(ع) توانستند کار ناتمام امام(ع) را با سختی و تحمل اسارت به پایان رسانده و پیام و اهداف و ماهیت قیام و حادثه کربلا را به گوش مردم و دشمنان برسانند. در این میان حضرت رقیه(ع) به مقدار توان و حضور خویش در کربلا و شام، نقش تبلیغی در پیام رسانی و دفاع از حق و حقیقت داشته است. ماجرای خرابه شام و جان دادن دختر سه یا چهارساله امام حسین(ع) در آن جا با آن وضع دلخراش و رقّت بار و سپس برپا شدن آن بارگاه بسیار باشکوه بر قبرش، در حالی که از آن همه شوکت ظاهری بنی امیه چیزی در آن جا باقی نمانده، درس عبرتی بسیار مهم برای همه عبرت بینان شده است که چگونه آن کاخ های باعظمت امویان ویران گشت و اثری از آن باقی نماند، ولی آن خرابه به برکت طفل چهارساله ای از خاندان پیغمبر اکرم(ص) این گونه آباد شد (مکارم شیرازی، بی تا: ۶۱۴). این نحوه شهادت در تاریخ ماندگار شد و هرکس به این موضوع بیندیشد، به یاد امام حسین(ع) و اهداف و ماهیت قیام حسینی خواهد افتاد.

در پایان این بخش به دو نکته مهم اشاره می گردد:

نکته نخست: نباید از نقش تبلیغی و جهادی کودکان در کربلا و نهضت حسینی غافل شد. کودکانی مانند حضرت رقیه(ع)، حضرت علی اصغر(ع)، حضرت عبدالله بن حسن(ع) و… توانستند چهره واقعی و بزک کرده دشمن را برای افکار عمومی و فریب خوردگان روشن کنند. آنان جزئی از عوامل موفقیت امام حسین(ع) در پیام رسانی و دفاع از حقیقت اسلام بودند.

نکته دوم: خانواده در موفقیت افراد و به ویژه مبلغان دینی نقش ممتازی را ایفا می کنند؛ چنان که خداوند در آیه کریمه (وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَک الْأَقرَبِین) (شعرا/ ۲۱۴) دستور می دهد خویشاوندان نزدیکت را انذار کن و از شرک و مخالفت فرمان پروردگار بترسان؛ زیرا بدون شک برای دست زدن به یک برنامه انقلابی گسترده باید از حلقه های کوچک تر و فشرده تر شروع کرد و چه بهتر این که پیامبر(ص) نخستین دعوت خود را از بستگانش شروع کند که هم سوابق پاکی او را بهتر از همه می شناسند و هم پیوند محبت خویشاوندی نزدیک ایجاب می کند که به سخنانش بیش از دیگران گوش فرا دهند، و از حسادت ها و کینه توزی ها و انتخاب موضع خصمانه، دورترند (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴: ۱۵ / ۳۶۶ -۳۶۷).

۳-۲. احیای امر اهل بیت(ع)

در آموزه های دینی، بر اهمیت احیای امر اهل بیت(ع) و تعظیم شعائر دینی بسیار توصیه شده است؛ چنان که امام رضا(ع) فرمودند:

رَحِمَ اللَّهُ عبْداً أَحیَا أَمرَنَا. فَقُلْتُ لَهُ: وَ کیْفَ یُحْیِی أَمْرَکمْ؟ قَالَ: یَتَعَلَّمُ عُلُومَنَا وَ یُعَلِّمُهَا النَّاسَ فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ کلَامنَا لَاتبَعُونَا؛ (صدوق، ۱۳۷۸: ۱/ ۳۰۷)

رحمت خدا بر آن بنده ای که امر ما را زنده گرداند. [راوی می گوید:] عرض کردم: چگونه امر شما را زنده کند؟ فرمود: تعالیم ما را فرا گیرد و آنها را به مردم بیاموزد؛ زیرا اگر مردم زیبایی های سخن ما را بدانند، بی گمان از ما پیروی خواهند کرد.

براین اساس، زیارت اماکن متبرکه به ویژه ائمه معصومین(ع) و امامزاده ها از جمله مرقد حضرت رقیه(ع) و نیز نقل احادیث و بیان معارف و رساندن کلمات و علوم ائمه(ع) به مردم باعث احیای امر اهل بیت(ع) می شود. گفتنی است، احیای امر اهل بیت(ع) و تعظیم شعائر دینی و حسینی باعث هدایت و نجات افراد می شود. بنابراین ذکر و یاد حضرت رقیه(ع)، زنده نگه داشتن واقعه کربلاست که در میان اسرای اهل بیت(ع) دختر کوچکی از سیدالشهدا(ع) بوده که در شام به لقاء الله نائل شد و این قبر نشانه و سندی بر مرور اسراری اهل بیت(ع) در شام است و با وجود این قبر شریف، مخالفان نتوانستند این واقعه را انکار نمایند. لذا برگزاری مجالس عزاداری برای ائمه(ع) و اولادگرامی ایشان از جمله حضرت رقیه(ع) باعث می شود دل عزاداران مؤمن در روزی که دل ها می میرند، زنده بماند (تبریزی، بی تا: ۱۲۴). امام رضا(ع) در جایی دیگر فرمود:

مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحْیَا فِیهِ أَمْرُنَا لَمْ یَمُتْ قلْبُهُ یوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوب؛ (صدوق؛ ۱۳۷۶: ۷۳)

هر کس در مجلسی بنشیند که در آن یاد ما (اهل بیت) زنده می شود، قلبش در روزی که قلب ها می میرند، نمی میرد.

بنابراین زیارت و عزاداری حضرت رقیه موجب تعظیم شعائر دینی و احیای امر اهل بیت(ع) است و چنین افرادی مشمول دعای ائمه معصومین(ع) هستند؛ چنان که امام صادق(ع) به فضیل فرمود:

… فأَحْیُوا أَمْرَنَا یَا فُضَیْلُ، فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَحْیَا أَمْرَنَا. مَنْ ذَکرَنَا أَوْ ذُکرْنَا عِنْدَهُ فَخَرَجَ منْ عیْنِهِ مِثْلُ جَنَاحِ الذُّبَابِ، غَفَرَ اللَّهُ لَه ذُنوبَهُ وَ لَوْ کانَتْ أَکثرَ منْ زَبدِ الْبَحْرِ؛ (حمیری، ۱۴۱۳: ۳۶)

پس یاد ما را زنده کنید؛ که هرکس از ما یاد کند یا در حضور او از ما یاد شود و به اندازه پر مگسی اشک از دیدگانش بیرون آید خداوند گناهان او را بیامرزد، حتی اگر بیشتر از کف دریا باشد.

۳-۳. رسوا ساختن هیئت حاکمه

بنی امیه به حکومت و سلطنت خود رنگ دینی می دادند و به نام اسلام و جانشینی پیامبر(ص) در جامعه اسلامی حکومت می کردند و با شیوه های گوناگون مانند جعل حدیث، جذب شعرا و محدثان و… جهت تثبیت موقعیت دینی خود در جامعه می کوشیدند (پیشوایی، ۱۳۷۹: ۲۱۴). اما حضرت رقیه(ع) به خاطر سختی ها و عذاب هایی که در کربلا کشیده و نیز در ماجرای خرابه شام، نقاب از چهره واقعی دشمنان اسلام همچون یزید و عبیدالله بن زیاد برداشت و مردم را از خواب غفلت بیدار کرد و به همراه برادرش، امام سجاد(ع) و عمه بزرگوارش، حضرت زینب کبری(ع) توانستند مسلمانان را از فجایع زشت و عملکرد نامناسب یزید آگاه و آشنا نمایند. بهترین سند و دلیل بر عملکرد حضرت رقیه(ع) در افشاگری ماهیت ظالمانه یزید، نحوه برخورد و رفتار یزید با حضرت رقیه(ع) بود؛ چنان که وقتی اسرا را در خرابه شام جای دادند، شبی حضرت رقیه(ع) خواب پدرش امام حسین(ع) را می بیند، همین که از خواب بیدار می شود شروع به گریه و زاری می کند، اهل حرم و اسرا نیز به یاد مظلومیت امام حسین(ع) افتاده و اندوهگین شدند و گریه می کردند. یزید صدای گریه و شیون آنان را شنید، گفت: چه خبر است؟ گفتند: دختر امام حسین(ع) پدرش را در خواب دیده و اکنون بیدار شده و بهانه پدر را گرفته و گریه می کند. یزید در اوج ظلم و قساوت دستور داد سر بریده پدر را برای دختر سه ساله ببرند (نک: حائری مازندرانی، ۱۳۹۱: ۳۴۰).

۳-۴. حمایت از مظلومیت

یکی از جلوه های زیبای مکتب حسینی که توسط حضرت رقیه(ع) رقم خورد، حمایت از مظلوم است. حضرت رقیه(ع) با توجه به این که خردسال بودند، اما در واقعه عاشورا و نهضت حسینی به مقدار توان خود توانستند نقش آفرینی کنند و حمایت خویش را از مظلومیت و حقانیت امام حسین(ع) اعلام داشتند. این نقش و جلوه گری به تبعیت از آموزه های دینی است؛ چنان که یکی از سؤالات پژوهش این است که چرا باید از مظلوم و کشورهای مظلوم حمایت کرد؟ آیا این در آموزه های دینی وارد شده است؟

در پاسخ می توان گفت یکی از دستورات قرآنی، حمایت از مظلوم است. در این جا به دو آیه شریفه استناد می کنیم:

۱. خداوند در آیه شریفه (إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا بأَمْوالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ الَّذینَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِک بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یُهاجِرُوا ما لَکمْ مِنْ وَلایَتِهِمْ منْ شیْ ءٍ حَتَّی یُهاجِرُوا وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوکمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْکمُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلی قَوْمٍ بَیْنَکمْ وَ بَیْنَهُمْ میثاقٌ وَ اللَّه بما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ)[۱] به صراحت در فراز (وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوکمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْکمُ النَّصْرُ) فرموده است: «هر گاه این گروه (مؤمنان غیر مهاجر) از شما به خاطر حفظ دین و آیینشان یاری بطلبند (یعنی تحت فشار شدید دشمنان قرار گیرند) بر شما لازم است که به یاری آنها بشتابیدن (مکارم شیرازی؛ ۱۳۷۴: ۷/ ۲۵۷).

۲. آیه شریفه (ما لَکمْ لا تُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقرْیَهِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْک وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْک نَصِیراً)[۲] مسلمانان را به جهاد و حمایت از مظلوم و مستضعف تشویق می کند؛ زیرا مسلمانان باید نسبت به هم، غیرت و تعصّب مکتبی داشته باشند و در برابر ناله ها و استغاثه ها بی تفاوت نباشند، و از اهداف جهاد اسلامی، تلاش برای رهایی مستضعفان از سلطه ستمگران است. چنان که اسلام مرز نمی شناسد، هر جا که مستضعفی باشد، جهاد [و حمایت از مظلوم نیز] هست (قرائتی؛ ۱۳۸۳: ۲/ ۳۲۹).

در روایات نیز بر حمایت از مظلوم در برابر ظالم توصیه شده است. در این جا به دو روایت اشاره می کنیم:

۱. امام صادق(ع) فرمودند:

مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یُعِینُ مُؤْمِناً مَظْلُوماً إِلَّا کانَ أَفْضَلَ مِنْ صِیَامِ شَهْرٍ وَ اعْتِکافِهِ فی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یَنْصُرُ أَخَاهُ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَی نُصْرَتِهِ إِلَّا وَ نصَرَهُ اللَّه فی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ وَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یَخْذُلُ أَخَاهُ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَی نصْرَتِهِ إِلَّا خذَلَهُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ؛ (صدوق، ۱۴۰۶: ۱۴۷-۱۴۸)

هیچ مؤمنی بر مؤمن ستمدیده ای یاری نرساند جز آن که این کار او برتر از دو ماه روزه و اعتکاف در مسجد الحرام باشد و هیچ مؤمنی نباشد که توان مدد و یاری رساندن به برادر مؤمنش را داشته باشد و بر او یاری رساند جز آن که خداوند او را در دنیا و آخرت یاری کند و هیچ مؤمنی نباشد که توان یاری رساندن به برادر مؤمنش را داشته باشد و او را بدون یاری رها کند جز آن که خداوند او را در دنیا و آخرت [به حال خود] رها می کند.

۲. امام باقر(ع) در ذیل آیه شریفه (وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ منَ الرِّجالِ وَ النساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَهِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنک وَلِیا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْک نَصِیراً) (نساء/ ۷۵) می فرماید: «مقصود از مستضعفانی که در تحت حکومت ظالمانند، ما هستیم» (عیاشی، ۱۳۸۰: ۱/ ۲۵۷). بر این اساس، امام حسین(ع) مصداق آیه شریفه است.

بنابراین حضرت رقیه(ع) و سایر کودکان و اهل بیت(ع) نیز براساس آموزه های دینی، به نوعی با حضور در واقعه کربلا و تحمل اسارت و بیان حقائق کربلا و افشاگری به حمایت و دفاع از مظلوم پرداختند.

حضرت رقیه(ع) وقتی در خرابه شام سر بریده پدر را دید، شروع به صحبت کرد و با سخنان حمایت گونه خود یزید را به خاطر شهادت امام حسین(ع) سرزنش نمود. حضرت رقیه(ع) در فرازهایی فرمود: «بابا! این زنان مصیبت زده را چه کسی حمایت خواهد کرد؟ بابا! این زن های غریب و اسیر به که پناه ببرند؟ بابا! چه کسی به این چشم های گریان ترحم می کند؟… بابا! کاش قبل از این نابینا شده بودم و تو را به این حال نمی دیدم. بابا! کاش مرده بودم و نمی دیدم که محاسن شریفت از خون سرت رنگین شده!» (حائری مازندرانی، ۱۳۹۱: ۳۴۰).

حضرت رقیه(ع) با این سخنان آتشین و جانگداز خویش، بر همگان ثابت نمود که پدر بزرگوارش غریبانه و مظلومانه به شهادت رسیده است. او که کودکی خردسال، اما تربیت شده مکتب حسینی بود، با زبانی رسا به افشاگری واقعه کربلا و حمایت از امام حسین(ع) پرداخت که نتیجه آن رسوایی یزید شد و همگان با مرور خاطرات کربلا و عاشورا، به عزاداری و گریه و زاری در خرابه شام پرداختند. او با شهادت خود در شام، تا ابد این سؤالات را در اذهان عموم باقی گذاشت که با دیدن بارگاه آن حضرت از خود بپرسند: گناه این کودک چه بود که غریبانه در این جا جان داد؟ آیا کودک تحمل دیدن سر برید پدرش را داشت؟ چرا یزید و عبیدالله بن زیاد با فرزندان رسول خدا این گونه برخورد کردند؟

۳-۵. هدایت کننده و جذب قلوب

از دیگر ویژگی ها و جلوه های حضرت رقیه(ع) وسیله هدایت مردم و جذب قلوب مردم به اهل بیت(ع) است. این ویژگی از خصائص بزرگ اهل بیت(ع) به شمار می رود؛ چنان که پیامبر اکرم(ص) در روایتی، امام حسین(ع) را چراغ هدایت و کشتی نجات معرفی کرد و فرمود:

إنّ الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه. (بحرانی، ۱۴۱۳: ۴/ ۵۲)

کشتی نجات است، چون یکی از دو ثقلی است که پیامبر(ص) برای امت خود باقی گذاشت و فرمود:

مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی مثَلُ سفِینَهِ نوحٍ منْ رَکبهَا نجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا زُخَ فِی النَّارِ؛ (جمعی از نویسندگان، ۱۴۰۶: ۵۷)

مَثَل اهل بیت من مانند کشتی نوح است؛ هر کس سوار آن شود نجات می یابد و هر کس از آن تخلف ورزد، داخل آتش جهنم می افتد.

بنابر روایت رسول خدا(ص) اهل بیت(ع) خصلت هدایتگری و جذب قلوب مردم را دارند. حضرت رقیه(ع) که علاقه شدیدی به امام حسین داشت و امام(ع) نیز او را بسیار دوست می داشت (حائری مازندرانی، ۱۳۹۱: ۳۴۰) دارای این ویژگی و جلوه خاص است.

همچنین یکی دیگر از راه های هدایت و تسخیر قلوب مردم و کشاندن آنها به سوی اهل بیت(ع) تبیین و تبلیغ سخنان گهربار ائمه معصومین(ع) است. در اهمیت این موضوع، امام رضا(ع) در روایتی فرمود:

رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْیَا أَمْرَنَا فَقُلْتُ لَهُ وَ کیْفَ یُحْیِی أَمْرَکمْ قَالَ یَتَعَلَّمُ عُلُومَنَا وَ یُعَلِّمُهَا النَّاسَ فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ کلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا؛ (صدوق، ۱۳۷۸: ۱/ ۳۰۷)

رحمت الهی شامل حال آن کسان باد که امر ما را زنده می کنند. [راوی می گوید:] گفتم: چگونه امر شما را زنده کنند؟ فرمود: علوم ما را فرامی گیرند، آن گاه به مردم می آموزند؛ زیرا اگر مردم تعالیم والای ما را دریابند، راه ما را در پیش گیرند.

۳-۶. روش های کاربردی تبلیغی

۳-۶-۱. فرصت شناسی

یکی از اصول و روش هایی که در سیره حضرت رقیه(ع) وجود دارد، روش فرصت شناسی است. این روش، یکی از روش های کاربردی و موثر در امر مقدس تبلیغ برای مبلغان به شمار می رود. لذا در تبلیغ، هدف عمده مُبلّغ نفوذ و تأثیر گذاری بر افکار، عواطف، تمایلات و در نهایت تغییر در اندیشه و رفتار مخاطبان است. البته برای تأثیرگذاری بر افکار و رفتار مخاطبان، قبل از هر اقدامی باید آنان را شناخت و نسبت به شناسایی عناصر و اجزای تشکیل دهنده رفتار اقدام کرد.

از وظایف مُبلغ در یک عملیات تبلیغی، شناخت آرمان ها، حساسیت ها، ارزش ها، خصوصیات روانی، نقاط قوت، نقاط ضعف، موقعیت و اوضاع اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و مذهبی، و تفکرات مخاطبین است. مُبلغ با شناخت برخی مقدمات می تواند از فرصت ها و موقعیتی که در گذشته آنها را شناخته و ارزیابی کرده، در جهت اهداف تبلیغی خود به کار بندد.

یکی از جلوه های زیبای تبلیغی حضرت رقیه(ع)، معرفی روش فرصت شناسی برای تبلیغ نهضت حسینی و پیام های عاشورا بود. حضرت رقیه(ع) به اقتضای سن شریف از این روش به نحو احسن استفاده نمود که اوج آن در ماجرای خرابه شام رخ داد. وقتی یزید ظالمانه دستور داد سر مبارک امام حسین(ع) را برای دختر خردسالش آوردند، حضرت رقیه(ع) از این فرصت نهایت بهره را برد و به افشاگری چهره یزید و ظلم هایی که به اسرا وارد کرده بود، پرداخت و در این فرصت با طرح سؤال هایی از پدر و گفتن سختی ها، مظلومیت امام حسین(ع) و ظلم هایی که به امام(ع) روا داشته بودند را بیان نمود و چهره ظالمانه و منفور یزید را برملا ساخت (نک: حائری مازندرانی، ۱۳۹۱: ۳۴۰). حتی حضرت رقیه(ع) با شهادت مظلومانه خود، این فرصت را برای حضرت زینب(ع) و اسرای شام مهیا ساخت تا آنان با سوگواری و عزاداری و گریه برای حضرت رقیه(ع)، بار دیگر حادثه کربلا زنده شد و به یاد امام حسین(ع) افتادند. همچنین یزید بعد از رسوا شدن، به اهل بیت(ع) اجازه داد برای امام حسین(ع) سوگواری کنند (حائری مازندرانی، ۱۳۹۱: ۳۷۷).

۳-۶-۲. همراهی

یکی دیگر از روش های مستفاد از سیره علمی و عملی حضرت رقیه(ع)، روش همراهی است. در این روش، کارشناسان تبلیغات، به ظاهر در بخشی از افکار و عقاید با مخاطبان خود همراه و همسو می گردند، به ناراحتی، شکایات و طرح موضوعات توسط آنان علاقه نشان می دهند و با اجرای برنامه های متنوع و تحریک زمینه های انفعالی ایشان در جلب توجه و جذب افکار عمومی می کوشند. مجریان پس از اقتدار و تسلّط کافی، در فرصتی مناسب با گفتن نکات مهم و حساب شده به مخاطبان، آنان را به سوی اهداف مورد نظر خود متمایل می کنند و افکار عقاید، احساسات و رفتارشان را تحت تأثیر قرار می دهند.

انعطاف پذیری، خویشتن داری و پرهیز از پرخاش، تسلیم احساسات نشدن، توان بهره برداری مناسب از فرصت های ایجاد شده از ارکان اصلی و اساسی این روش برای انتقال پیام و تأثیرگذاری عمیق بر گیرندگان و مخاطبین است (کرمی، ۱۳۸۵: ۷۲).

این روش به زیبایی در شام توسط حضرت رقیه(ع) خودنمایی کرد. حضرت رقیه(ع) با روش همراهی، به زیبایی مصیبت های امام حسین(ع) در کربلا و کاراون اسرا را به تصویر کشاند. حضرت رقیه(ع) وقتی در خرابه شام سر مبارک پدر را دید، با همراهی کردن خود با امام حسین(ع) حادثه تلخ کربلا و اسارات را برای همگان بازگو کرد و نقاب از چهره واقعی یزید برداشت.

حضرت رقیه(ع) با سؤالاتی که از پدر پرسید، همگان را متوجه خطای بزرگ و محاسباتی عاملان شهادت امام حسین(ع) کرد تا دیگران بدانند امام حسین(ع) و یاران شهیدش مظلومانه و غریبانه و ظالمانه به شهادت رسیده اند. سپس با سخنان معرفتی خود ضربه نهایی و رسواکننده را به یزید وارد ساخته و فرمود:

بابا! بعد از تو کسی را نداریم. وای از تنهایی و غریبی! بابا! کاش من فدایت شده بودم. بابا! کاش قبل از این نابینا شده بودم و تو را به این حال نمی دیدم. بابا! کاش مرده بودم و نمی دیدم که محاسن شریفت از خون سرت رنگین شده. (حائری مازندرانی، ۱۳۹۱: ۳۴۰-۳۴۱)

حضرت رقیه(ع) در این روش، به وسیله همراهی با امام حسین(ع) ماهیت یزید را برملا ساخت و مصائب و یاد کربلا را زنده نگاه داشت.

۴. جلوه های تربیتی

نهضت و قیام امام حسین(ع) پس از واقعه کربلا وارد مرحله حساس تاریخی شد و اهل بیت(ع) به اسارت برده شدند و از شهرهای کوفه و شام عبور کردند. اگر اسرا نقش خود را درست ایفا نمی کردند، نهضت امام حسین(ع) در تاریخ نابود می شد و مردم و آیندگان از اهداف و ماهیت نهضت حسینی آگاه نمی شدند؛ اما حضور پررنگ اسرا و اهل بیت(ع) به قیام حسینی، جانی تازه بخشید. یکی از زیبایی های کربلا و اسارت کاروان اهل بیت(ع) درخشندگی جلوه های تربیتی مکتب حسینی بود که هریک از اسرا بازیگر آن بودند. در این میان، حضرت رقیه(ع) با حضور خود در کربلا و شام نکات تربیتی را برای تاریخ به یادگار گذاشتند.

در این بخش درصدد آن هستیم به ابعاد تربیتی زندگانی حضرت رقیه(ع) اشاره کنیم.

۴-۱. معرفت و شناخت

یکی از جلوه های تربیتی حضرت رقیه(ع)، بُعد معرفتی ایشان است. این شناخت و معرفت، برگرفته از مکتب حسینی است. حضرت رقیه(ع) گرچه خردسال است، اما تربیت شده امام حسین(ع) است و معرفت و بینش عمیق دینی دارد.

در بخشی از زیارت نامه حضرت رقیه(ع) آمده است:

اَلسَّلامُ عَلَیْک یا بنْتَ الْحسَیْنِ الشَّهیدِ، اَلسلامُ علَیْک اَیتُهَا الصِّدّیقَهُ الشَّهیدَهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْک اَیَّتُهَا الرَّضیَّهُ الْمرْضِیَّهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْک اَیَّتُهَا التَّقیّهُ النَّقیَّهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْک اَیَّتُهَا الزَّکیَّهُ الْفاضِلَهُ، اَلسَّلامُ علَیْک اَیتُهَا الْمَظْلُومَهُ الْبَهِیَّهُ؛ (تبریزی، بی تا: ۲۶)

سلام بر تو ای دختر حسین شهید. دعا نثارت ای که هستی راستگو و حاضر در دینت. سلام بر تو ای که از راهت راضی بودی و خدا از مسیرت خشنود. در برابرت خاضعم ای پرهیزکار و پاکیزه تن و تحیت بر تو ای تزکیه شده برتر، تسلیم مقام توام، ای که بودی در مظالم و با ارزشت همه را تحمل کرده افشا نمودی.

در این فرازها، معرفت و شناخت حضرت رقیه(ع) در باب توحید و امام شناسی روشن است. ایشان با تعابیری، همچون صداقت در دین، خشنود بودن خدا از ایشان، حرکت در مسیر خداوند، پاکیزه، تسلیم در برابر خداوند، صبوری در راه دین و… توصیف شده است که بیانگر معرفت و شناخت حضرت رقیه(ع) در مدرسه و مکتب حسینی است.

فراز «اَلسَّلامُ عَلَیْک اَیَّتُهَا الْمَظْلُومَهُ الْبهِیَّهُ»، سند مظلومیت حضرت رقیه(ع) به شمار می آید که از آن می توان به مظلومیت و حقیقت امام حسین(ع) و مظلومیت اسرای اهل بیت(ع) پی برد.

فراز «اَلسَّلامُ عَلَیْک اَیَّتُهَا الصِّدّیقَهُ الشهیدَهِ»، بیانگر آن است که حضرت رقیه(ع) در خانواده ارزشی و محیطی سالم، رشد و پرورش یافته است که فضایل اخلاقی مانند صداقت، پاکیزه، تقوا، فاضله و… را فراگرفته است.

فرازهای «اَلسَّلامُ عَلَیْک اَیَّتُهَا الرَّضِیَّهُ الْمَرْضِیَّهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْک اَیَّتُهَا التَّقیّهُ النَّقیَّهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْک اَیَّتُهَا الزَّکیَّهُ الْفاضِلَهُ» دلیلی محکم بر معرفت و شناخت بالای حضرت رقیه(ع) است که به چنان مقام و مرتبه ای رسیده است که با وجود سن کم، به جایگاه شهید دست یافته که خداوند از او راضی است.

حضرت رقیه(ع) چنان به مقام «راضی به رضای الهی» و «تسلیم در برابر خداوند» رسیده است که وقتی در خرابه شام سر مبارک پدر را می بیند، از وضع خود گله و شکایت نمی کند، بلکه با سخنان و طرح پرسش هایی از پدر مانند «بابا! سرت را چه کسی به خون خضاب کرد؟ بابا! چه کسی رگ های گلوی تو را برید؟ و…» (حائری مازندرانی، ۱۳۹۱: ۳۴۰)، به تبیین و حقیقت واقعه کربلا می پردازد و قیام و نهضت حسینی را زنده نگاه می دارد. چنان که صالح بن حمید نقل می کند: بعضی از بزرگان می گویند، هنگامی که خیمه ها را آتش زدند و اهل بیت رو به فرار نهادند، دختری کوچک گوش جامه اش آتش گرفته، سراسیمه می گریست و به اطراف می دوید و اشک می ریخت. مرا به حالت او رحم آمد. به نزد او تاختم تا آتش جامه اش را فرونشانم. همین که صدای سم اسب من را شنید اضطرابش بیشتر شد. گفتم: ای دختر! قصد آزارت ندارم. به ناچار با ترس ایستاد. از اسب پیاده شدم و آتش جامه اش را خاموش نمودم و او را دلداری دادم. فرمود: ای مرد! لب هایم از شدت عطش کبود شده، یک جرعه آب به من بده. از شنیدن کلام رقّتی تمام به من دست داد و ظرفی پر از آب به او دادم. آب را گرفت و آهی کشید و آهسته رو به راه نهاد. پرسیدم: عزم کجا داری؟ فرمود: خواهر کوچک تری دارم که از من تشنه تر است. گفتم: نترس، زمان منع آب گذشت، شما بنوشید.

گفت: ای مرد! بابایم حسین(ع) تشنه بود، آیا آبش دادند یا نه؟!

گفتم: ای دختر! نه و الله، تا دم آخر می فرمود: جرعه ای آب به من بدهید، ولی کسی او را آبش نداد، بلکه جوابش را هم ندادند.

وقتی که آن دختر این سخن را شنید، آب را نیاشامید (تبریزی؛ بی تا: ۲۷۶).

این روایت نشانگر معرفت دختر سه ساله به امام خویش است.

همچنین حضرت رقیه(ع) با طرح سؤال هایی مانند: «بابا! این زنان مصیبت زده را چه کسی حمایت خواهد کرد؟ بابا! این زن های غریب و اسیر به که پناه ببرند؟ بابا! چه کسی به این چشم های ترحم می کند؟ بابا! چه کسی از زن های غریب تفقد می کند؟ بابا! این زن های پریشان حال به چه کسی رو کنند؟» (همو)، به مصیبت و رنج کاروان اسرا و وضعیت اسف ناک خرابه شام و اسارت اشاره می کند.

یا پرسش هایی مانند «بابا! کاش من فدایت شده بودم. بابا! کاش قبل از این نابینا شده بودم و تو را به این حال نمی دیدم. بابا! کاش مرده بودم و نمی دیدم که محاسن شریفت از خون سرت رنگین شده.» (حائری مازندرانی: ۳۴۰ -۳۴۱)، اوج معرفت و شناخت حضرت رقیه(ع) را می رساند که دوست داشت به مقام شهید و جانبازی در راه امام حسین(ع) دست پیدا کند، که البته با معرفت الهی خویش به آن دست یافت. حتی چنان معرفتی پیدا کرد که با شهادت خویش، بستری مناسب برای زنده نگه داشتن امام حسین(ع) و شهدای کربلا آماده کرد (نک: همو: ۳۴۱)

۴-۲. صبر و استقامت

از دیگر جلوهای تربیتی حضرت رقیه(ع)، صبر و استقامت است. این ویژگی برگرفته از آموزه های قرآنی و مکتب حسینی است.

خداوند در قرآن کریم می فرماید:

(إِنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلائِکهُ أَلّا تَخافوا وَلا تَحزَنوا وَأَبشِروا بِالجَنَّهِ الَّتی کنتُم توعَدونَ)؛ (فصلت/ ۳۰)

به یقین کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل می شوند که: نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است.

از این رو در مکتب امام حسین(ع) و کاروان اسرا، یکی از معارف مهم حسینی و زیبایی های عاشورا، درس صبر و استقامت است. حوادث و صحنه های عاشورا از ابتدا تا پایان اسارت پر از لحظات مهم و سختی است که جز با پایمردی، صبر و استقامت، نمی توان بر آن پیروز شد.

به طور مثال، زمانی که امام حسین(ع) در لحظات آخر عمر شریف خویش، حال ایشان به شدت دگرگون شد، صورت خود را به جانب آسمان بلند کرد و فرمود:

صَبْراً عَلی قَضائِک یا رَب لا إِله سِواک، یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ، مالِی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *