توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل جواهر المطالب فی فضائل علی بن ابی طالب (ع)؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل جواهر المطالب فی فضائل علی بن ابی طالب (ع) با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل جواهر المطالب فی فضائل علی بن ابی طالب (ع):
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل جواهر المطالب فی فضائل علی بن ابی طالب (ع) به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل جواهر المطالب فی فضائل علی بن ابی طالب (ع) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل جواهر المطالب فی فضائل علی بن ابی طالب (ع) تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جواهر المطالب فی فضائل علی بن ابی طالب (ع) :
فخرالدین بن محمدعلی طریحی (۱۰۸۵ق)
درآمد
سخن گفتن از شخصیت و فضایل و مناقب امیرمؤمنان ، سخن از زندگانی انسانی کامل و شامل تمام فضایل و مناقب است و غوص و غور در ابعاد وجودی این شخصیت الهی ، گسترده تر و عمیق تر از آن است که به تصور بیاید . هرچند بزرگان و اندیشمندان نام آوری در این عرصه گام نهاده اند ، ولی در نهایت ، همگان به قصور درک و فهم خود از شناخت کنه ذات او و فضایل نفسی و کمالات روحی او اعتراف نموده اند ، لکن به قدر توان وفهم خود از شناخت وجود شریفش قلم زده اند و تلاش کرده اند تا شاید از این دریای مواج و عمیق ، دری برگیرند و ذخیره دنیا و آخرت خود سازند .
تالیفات و تحقیقات انجام شده در باره ابعاد وجودی آن شخصیت نورانی ، هر کدام ، مسیر خاصی را پیموده و گامی برداشته اند ; چه تالیفاتی که جنبه تاریخی دارند و سرگذشت آن حضرت را بازگو می نمایند ، و چه آنهایی که جنبه روایی دارند و برگرفته از سخنان گهربار سایر معصومان در باب فضایل و مناقب آن وجود شریف اند .
مجموعه های حدیثی ای که در آنها احادیث فضایل و مناقب علی علیه السلام گردآوری شده ، سه دسته اند:
برخی شامل روایات وارد شده در باب امامت و خلافت علی علیه السلام هستند که دربرگیرنده احادیثی همچون: حدیث اخوت ، نصرت ، ولایت ، وصایت ، منزلت ، ثقلین ، سفینه ، غدیر و … اند .
برخی دیگر ، شامل احادیثی درباره فضایل نفسانی و کمالات روحی آن حضرت هستند ، که مشتمل اند بر احادیثی در زمینه: چگونگی خلقت حضرت ، یگانگی نور ایشان با نور پیامبر صلی الله علیه و آله ، عصمت وطهارت او ، سبقت او به اسلام ، هجرت آن حضرت ، عشق ورزیدن ملائک به ایشان ، وجوب محبت ورزیدن به او و دشمنی با دشمنانش ، و روایات درباره کمالات نفسانی او از جمله عبادات و خوفش از خدا ، سخاوتش ، ایثارش و حسن خلقش است .
برخی تالیفات نیز در مورد رفتار و سیره او نسبت به خانواده و افراد اجتماع است که آشنایی با این دسته از آثار ، نه تنها بر امت اسلامی ، بلکه بر تمامی ملل و مذاهب ، ضروری است .
کتاب حاضر ، شامل هر سه دسته احادیث یادشده است . در این کتاب ، آیات و اخبار صریح در شان امام علی علیه السلام و فضایل و مناقب او ، و برتری اش بر دیگران ، گرد آمده اند و مؤلف ، تمام کوشش خود را در باب جمع آوری احادیث این باب از کتب فریقین نموده است و با دید انصاف می توان به این امر پی برد .
مؤلف
نویسنده این اثر ، شیخ فخرالدین بن محمدعلی طریحی نجفی (متولد ۹۷۹ و متوفای ۱۰۸۵ق) است . اثر مشهور طریحی ، کتاب مجمع البحرین است و شرح حالش در مصادر متعدد ، مندرج است و نیازی به تکرار آن در این جا نیست . (۱)
جواهر المطالب
یکی از آثار منتشر نشده طریحی ، کتاب جواهر المطالب فی فضایل علی بن ابی طالب علیه السلام » است . شیخ آغا بزرگ تهرانی در الذریعه عنوان نموده که طریحی در فهرست آثارش از این کتاب یاد کرده ، ولی نسخه ای از آن را معرفی ننموده است . (۲)
مؤلف در این کتاب ، احادیث مربوط به فضایل علی علیه السلام را با استناد به کتاب های شیعه و اهل سنت ، جمع آوری نموده است . او همچنین در این کتاب از کتاب توضیح الدلائل علی تصحیح الفضائل تالیف شهاب الدین احمد ایجی شافعی در موارد متعدد ، مطالبی را نقل نموده است .
نسخه های کتاب
تاکنون دو نسخه از این کتاب شناسایی شده است:
۱ – کتاب خانه حضرت آیه الله گلپایگانی ، نسخه شماره ۱۱۰۸ ، کاتب محمدجعفر ، تحریر شده در سال ۱۲۵۸ق .
۲ . کتاب خانه حضرت آیه الله مرعشی نجفی ، نسخه شماره ۹۵۴۸ ، بدون تاریخ کتابت و نام کاتب ، تحریر شده در عصر مؤلف . (۳)
روش تصحیح و تحقیق
تصحیح کتاب بر اساس نسخه کتاب خانه آیه الله گلپایگانی صورت گرفته (۴) و ضمن مستند نمودن احادیث و اقوال با ارجاع دقیق به مصادر و مراجع یاد شده از طرف مؤلف ، مصادر دیگری بر آنها افزوده شده و با تطبیق و مقابله احادیث با مصادر ، نسخه بدل ها و اختلاف الفاظ ، در پاورقی ، ذکر شده است .
بسم الله الرحمن الرحیم
و به نستعین
اما بعد حمد الله والصلاه علی محمد و آله الطاهرین ، فیقول الفقیر الی الله الغنی عبده ، فخر الدین النجفی: قال صاحب توضیح الدلائل فی ترجیح الفضائل (۵) :
[ما نقله المؤلف من کتاب توضیح الدلائل]
اعلم – اعزک الله – ان الموالاه نعمه کریمه عظیمه المنال ، ومنحه جسیمه ما رام مریدها درجه الا ونال ، فطوبی بجماعه تملکوا هذه البضاعه ، ثم طوبی لهم وحسن مآب ، وبشری لهم ثم بشری لهم من الله العزیز الوهاب .
ثم اعلم ان احق من یوالی ، اولوا القربی المشار الیهم بقوله – عز من قائل -: «قل لا اسالکم علیه اجرا الا الموده فی القربی » (۶) اهل بیت النبوه والرساله ، الذین مثلهم کمثل سفینه نوح من رکبها نجی ، ومن تخلف عنها هلک وهوی ، والذین ارتفعت شؤونهم الرفیعه فی سماء المجد والعلی ، وجلت اقدارهم المنیعه عند العلی الاعلی .
هم القوم من اصفاهم الود مخلصا
تمسک فی اخراه بالسبب الاقوی
هم القوم فاقوا العالمین مآثرا
محاسنها تجلی وآیاتها تروی
موالاتهم فرض وحبهم هدی
وطاعتهم قربی وودهم تقوی (۷)
ومن تحلی بهداهم فقد فاز واهتدی ، ومن تخلی عنهم فقد خاب وتردی فی مهاوی الردی ; هم النازلون فی محال الهدایه ارفعها واعلاها ، الباذلون فی الله ارواحهم فما سواها ; هم الذین علا علاهم فی سماء المعالی والفضائل ، وهم الافاضل الذین کانوا کما قال القائل:
یا اهل بیت رسول الله حبکم
فرض من الله فی القرآن انزله
کفاکم من عظیم القدر انکم
من لم یصل علیکم لا صلاه له (۸)
ثم قال: هذا ، وان اولی الاولی بالمجد والعلی ، الذی هو مولی من کان النبی مولاه ، الامام الهمام العالی المطالب ، امیر المؤمنین علی بن ابی طالب ، المفروضه محبته علی کل حاضر وغائب ، من فاز بمحبته فاز بسعاده الابد ، ومن نای عنه فقد شقی شقاوه لا یسعد بعدها وان صلی وصام وعبد ، وکانی باناس اذا سمعوا ما انزل علی الرسول فی حقه حکموا علیه بالرفض ، کانهم یقولون نؤمن ببعض الکتاب ونکفر ببعض ، «یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم والله متم نوره ولو کره الکافرون » (۹) .
ولعمری لقد انصف الشیخ الشافعی فی الولایه لعلی حیث یقول:
قالوا ترفضت قلت کلا
ما الرفض دینی ولا اعتقادی
لکن تولیت لغیر شک
خیر امام وخیر هاد
ان کان حب الولی رفضا
فاننی ارفض العباد (۱۰)
وانصف الشیخ الکبیر الودعی ابو حنیفه الکوفی النعمانی حیث یقول:
علی امیر المؤمنین وحبه
من الله مفروض علی کل مسلم
علی وصی المصطفی وابن عمه
واول من صلی وزکی بخاتم (۱۱)
حب الیهود لآل موسی ظاهر
وولاهم لبنی اخیه بادی
وامامهم من نسل هارون الاولی
بهم اقتدوا ولکل قوم هاد
وکذا النصاری یکرمون محبه
لمسیحهم نجرا من الاعواد
فمتی یوالی آل احمد مسلم
قتلوه او رسموه بالالحاد
هذا هو الداء العضال ، لمثله
خلت القرون حواضر وبواد
لم یحفظوا حق النبی محمد
فی آله ، والله فی المرصاد (۱۲)
ثم ذکر غیر ذلک مما هو مسطور فی مصنفاتهم ; من انه لم یزل اصحاب العلم والفرقان لا یبرحون عن ظل موالاته فی القرون والاعصار ، وارباب الحق والایقان یبوحون بفضل مصافاته فی البلدان والامصار ، ویجهرون بتخصیصه بالمدائح والمناقب نثرا ونظما ، ویشیرون الی ما له من المنائح والمراتب ارغاما وهضما .
وکفاه ما رواه معنعنا باسناده الامام المحدث المتقن سعد الدین ابو حامد محمود بن محمد الصالحانی ، عن الامام جعفر بن محمد بن الامام زین العابدین علی بن الامام الحسین الشهید بکربلاء ، ابن الامیر الامام والکبیر التمام علی المرتضی – علیه و علیهم من التحیه والسلام اولی وارضی – عن ابیه ، عن جده ، عن ابیه ، عن علی – کرم الله وجهه – ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «ان الله جعل لاخی علی فضائل لا تحصی کثره ، فمن ذکر فضیله من فضائله مقرا بها غفر الله له ما تقدم من ذنبه وما تاخر ، ومن کتب فضیله من فضائله لم تزل الملائکه تستغفر له ما بقی لتلک الکتابه رسم ، ومن استمع الی فضیله من فضائله غفر الله له الذنوب التی اکتسبها بالسماع ، ومن نظر الی کتاب من فضائله غفر الله له الذنوب التی اکتسبها بالنظر .
ثم قال صلی الله علیه و آله وسلم: «النظر الی علی بن ابی طالب عباده » (۱۳) .
وعن جابر: ان النبی صلی الله علیه و آله وسلم کان بعرفات ، وعلی علیه السلام تجاهه ، فقال: یا علی ، ادن منی ، ضع خمسک فی خمسی . یا علی ، خلقت انا وانت من شجره انا اصلها ، وانت فرعها ، والحسن والحسین اغصانها ; من تعلق بغصن منها ادخله الله الجنه (۱۴) .
الی ان قال – یعنی صاحب توضیح الدلائل -:
اما امه علیه السلام فهی فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف ، اول هاشمیه ولدت هاشمیا ، اسلمت وهاجرت وتوفیت بالمدینه ، وشهدها النبی صلی الله علیه و آله وسلم ، وتولی دفنها ، ونزع قمیصه والبسها ایاها ، واضطجع فی قبرها (۱۵) .
واما ابوه ابوطالب ، والاصح کما رواه الثقات: انه مات مؤمنا (۱۶) ، وبعض اقواله وافعاله دلیل علی ایمانه صریح .
ولدت فاطمه لابی طالب طالبا وعقیلا وجعفرا وعلیا وام هانی ، واسمها فاخته وحمامه ، وکان علی علیه السلام اصغر من طالب بعشر سنین .
ثم ذکر اسماءه والقابه وکناه ، وعد منها: علی وحیدر والمرتضی والرضا وولی الله وحبیب الله ووصی رسول الله وخلیفه الله وعبدالله واسد الله وسیف الله ومقیم الحجه ; [قال:]
لما روی عن النبی صلی الله علیه و آله وسلم انه قال: لما خلق الله تعالی آدم ونفخ فیه من روحه عطس آدم ، فقال: الحمد لله . فاوحی الله الیه وبشره بالمغفره ، وقال: یا آدم ، ارفع راسک ! فاذا مکتوب علی العرش: لا اله الا الله ، محمد نبی الرحمه ، علی مقیم الحجه ، ومن عرف حق علی زکی وطاب ، ومن انکر حقه لعن وخاب ، اقسمت بعزتی وجلالی ان ادخل [الجنه من اطاعه وان عصانی ، وان ادخل] النار من عصاه وان اطاعنی (۱۷) .
ومنها: «اخو رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم » ; لما روی عن جابر قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: دخلت الجنه فرایت علی باب الجنه مکتوب لا اله الا الله محمد رسول الله علی اخو رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم (۱۸) .
وفی روایه اخری: مکتوب علی باب الجنه: «محمد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، علی اخو رسول الله » قبل ان یخلق الله السماوات بالفی سنه (۱۹) .
ومنها: «افضل العرب » ; لانه لم یحصل لغیره من المناقب والمناصب والمفاخر والمآثر ، فی الدین والدنیا والحسب والنسب والموروث والمکتب ، من المجد والشرف ما حصل له .
ومنها: «سید العرب » ; لما روی عن عائشه ، قالت: کنت مع رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم جالسه اذ اقبل علی بن ابی طالب ، فقال: یا عائشه ، ان سرک ان تنظری الی سید العرب فانظری الی علی بن ابی طالب (۲۰) .
ومنها: «فتی قریش » ; لما روی عن جعفر بن محمد الصادق علیه السلام ، قال: نادی ملک من السماء یوم بدر یقال له رضوان: لا سیف الا ذوالفقار ، ولا فتی الا علی (۲۱) .
ومنها: «شبیه آدم » ، وذکر عده اشیاء لوجه الشبه .
منها: فی کثره الاولاد والبرکه .
ومنها: بالتسمیه بابی تراب ، وآدم خلق منه .
ومنها: للجمع بین قضیتهما فی هل اتی .
ومنها: کونه خلیفه فی الارض بالحق .
ومنها: آدم اول من دخل الجنه ، وعلی اول من یدخل الجنه من امه محمد صلی الله علیه و آله وسلم .
ومنها: التزویج ; لان تزویجه علیه السلام بفاطمه کان فی الجنه ، وتزویج آدم کان فی الجنه .
ومنها: ان الله اصطفی آدم ، وطهر علیا من الرجس ، واذهب عنه الرجس .
الی غیر ذلک .
ومنها: «ذوالقرنین » ، وقصته مشهوره .
ومنها: «قسیم الجنه والنار» ; لانه یدخل اولیاءه الجنه ، واعداءه النار .
فعن ابی الصلت الهروی قال: قال المامون یوما للرضا علیه السلام: بای وجه علی قسیم الجنه والنار ، وبای معنی ; فقد کثر فکری فی ذلک ؟ فقال الرضا علیه السلام: یا امیرالمؤمنین ، الم ترو عن ابیک عن آبائه عن عبد الله بن عباس انه قال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم انه یقول: حب علی ایمان ، وبغضه کفر ؟ فقال: بلی ، فقال الرضا علیه السلام: فقسمه الجنه والنار کانت علی حبه وبغضه ، فهو قسیم الجنه والنار ، فقال المامون: لا ابقانی الله بعدک یا ابا الحسن ! اشهد انک وارث علم رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم (۲۲) .
ومنها: «باب مدینه العلم » ; قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: انا مدینه العلم ، وعلی بابها ، فمن اراد العلم فیاتیه من بابه (۲۳) .
وکان علی علیه السلام مشهورا بذلک من بین الصحابه ، فباب العلم وروایته واستنباطه من علی علیه السلام ، وهو کان باجماع الصحابه مرجوعا الیه فی علمه وحکمه ، والصحابه کلهم یراجعونه فیما اشکل علیهم ، ولا یسبقونه ; ومن هذا قال عمر: لولا علی لهلک عمر (۲۴) .
ومنها: «ولی کل مؤمن » .
ومنها: «الصدیق الاکبر» ، فعن ابی ذر ، قال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم یقول لعلی: انت الصدیق الاکبر ، انت الفاروق الاعظم الذی فرق بین الحق والباطل ، وانت یعسوب الدین (۲۵) .
ثم وجه الصدیقیه بوجوه: احدها فی الاموال ، والثانی فی العقائد ، والثالث فی الاحوال ، والرابع فی الاعمال ; ثم قال:
اعلم انه قد ثبت فی الاخبار عن النبی صلی الله علیه و آله وسلم انه قال: «من کنت مولاه فعلی مولاه » (۲۶) ، وانه قال کذا ، وانه قال کذا .
وعد عده احادیث ، واستدل بها علی ما ادعاه من خصوصیه الصدیقیه بامیر المؤمنین علیه السلام ، ثم قال:
وقد نشا – کرم الله وجهه – وتربی فی حجر النبی صلی الله علیه و آله وسلم من الصغر ، وما فی السابقین الاولین من المهاجرین من لم یعبد غیر الله الا هو ، وهو فی هذا الدین اول شاب نشا فی عباده الله واتباع رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم … الی ان قال: ثم ان التی ذکرناها ، مما اختص هو به دون غیره ، وهو دلیل علی قوه اتصاله بالنبی واعتنائه به ، وانه کنفسه او کبعض من ابعاضه ، وعلی فرط محبته له ومیله الیه .
ومثل هذه الاشیاء ما صدرت من النبی صلی الله علیه و آله وسلم الی غیره ، والنبی صلی الله علیه و آله وسلم معصوم من طغیان الطبع ، وهوی النفس ، فعله هذه الاشیاء ما هی القرابه النسبیه ; لانه کم له من قریب ، وانما فهی قوه القرابه الدینیه ، وحسن تصحیح النسبه المعنویه ، وصدق الوفاء ، وحسن الاستعداد ، وصدق المحبه والاستسلام ; وکل ذلک بالعنایه الاولی من ذی الجلال والاکرام .
ثم ذکر وجه الجمع بین الصدیقیه التی فی علی وبین الصدیقیه العتیقیه ، وانی ذلک ، وما هو الا کما قال الذی علیه من الله الرحمه والرضوان فی قصیده له یمدح بها الرضا:
ایا قائسا فیهم سواهم سفاهه
عدمت الهدی من الثری بن الثریا (۲۷)
قال:
واما الکنی ، منها ابو الحسنین ، ابوالسبطین ، ابو الریحانتین ، ابو تراب ;
وذلک لما روی ان النبی صلی الله علیه و آله وسلم اتی فاطمه علیها السلام فقال لها: این ابن عمک ؟ فقالت: «هو ذا مضطجع فی المسجد» ، فخرج النبی صلی الله علیه و آله وسلم فلما رآه نائما علی التراب مسح التراب عن ظهره وقال: اجلس اباتراب ، فوالله ما کان اسم احب علی علی علیه السلام منه (۲۸) .
انتهی کلام صاحب توضیح الدلائل .
وفیه کفایه عما اردنا تصدیره هنا ، و حیث آن الشروع فی کتابی هذا المسمی بجواهر المطالب فی فضل علی بن ابی طالب علیه السلام ;
[ما نقله المؤلف من امالی الصدوق]
فاقول – والله الثقه والمامول -:
[۱] بانی قد رویت عن مشایخی باسانیدهم الی مشایخهم الی الشیخ الصدوق – علیه الرحمه – ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی سندا الی ابن عباس ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: معاشر الناس ، من احسن من الله قیلا ، واصدق حدیثا ؟
معاشر الناس ، ان ربکم – جل جلاله – امرنی ان اقیم لکم علیا: علما واماما وخلیفه [و] وصیا وان اتخذه اخا ووزیرا .
معاشر الناس ، ان علیا باب الهدی بعدی والداعی الی ربی ، وهو صالح المؤمنین ، «ومن احسن قولا ممن دعا الی الله وعمل صالحا وقال اننی من المسلمین » (۲۹) .
معاشر الناس ، ان علیا منی ، ولده ولدی ، وهو زوج حبیبتی ، امره امری (۳۰) .
معاشر الناس ، علیکم بطاعته واجتناب معصیته ; فان طاعته طاعتی ، ومعصیته معصیتی .
معاشر الناس ، ان علیا صدیق هذه الامه وفاروقها ومحدثها ، انه هارونها ویوشعها وآصفها وشمعونها ، انه باب حطتها وسفینه نجاتها ، انه طالوتها وذوقرنیها .
معاشر الناس ، انه محنه الوری ، والحجه العظمی علی اهل الدنیا (۳۱) ، والآیه الکبری ، وامام اهل الدنیا ، والعروه الوثقی .
معاشر الناس ، ان علیا مع الحق ، والحق معه ، وعلی لسانه .
معاشر الناس ، ان علیا قسیم النار ، لا یدخل النار ولی له ، ولا ینجو منها عدو له ، انه قسیم الجنه ، لا یدخلها عدو له ، ولا یزحزح عنها ولی له .
معاشر اصحابی ، قد نصحت لکم وبلغتکم رساله ربی «ولکن لاتحبون الناصحین » (۳۲) ، اقول قولی هذا ، واستغفر الله لی ولکم (۳۳) .
[۲] وبالاسناد الی ابن عباس ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: علی ولی کل مؤمن بعدی (۳۴) .
[۳] وبالاسناد المتقدم عنه سندا الی سلمه بن قیس قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: علی فی السماء السابعه کالشمس بالنهار فی الارض (۳۵) . اعطی الله علیا من الفضل جزءا لو قسم علی اهل الارض لوسعهم ، واعطاه الله من الفهم جزءا لو قسم علی اهل الارض لوسعهم . شبهت لینه بلین لوط ، وخلقه بخلق یحیی ، وزهده بزهد ایوب ، وسخاه بسخاء ابراهیم ، وبهجته ببهجه سلیمان بن داود ، وقوته بقوه داود ، وله اسم مکتوب علی کل حجاب فی الجنه . بشرنی ربی به ، وکانت له البشاره عندی . علی محمود عند الخلق (۳۶) ، مزکی عند الملائکه ، وخاصتی وخالصتی ، وظاهرتی (۳۷) ومصباحی ، وجنتی ورفیقی ، آنسنی به ربی فسالت ربی الا یقبضه قبلی ، وسالته ان یقبضه بعدی شهیدا ، ادخلت الجنه فرایت حور علی اکثر من ورق الشجر ، وقصور علی کعدد البشر . علی منی وانا من علی ، من تولی علیا فقد تولانی ، حب علی نعمه ، واتباعه فضیله ، دان به الملائکه ، وحفت (۳۸) به الجن الصالحون ، لم یمش علی الارض ماش بعدی الا [کان] هو اکرم منه عشیرا (۳۹) وفخرا ومنهاجا ، لم یک فظا قط ولا عجولا ، ولا مترسلا لفساد ولا متعندا ، حملته الارض فاکرمته ، لم یخرج من بطن انثی بعدی احد کان اکرم خروجا منه ، ولم ینزل منزلا الا کان میمونا ، انزل الله علیه بحکمته و زاده (۴۰) بالفهم ، تجالسه الملائکه ولا یراها ، ولو اوحی الله الی احد بعدی لاوحی الیه ، زین الله به المحافل ، واکرم به العساکر ، واخصب به البلاد ، واعز به الاجناد ، ومثله کمثل بیت الله الحرام: یزار ولا یزور ، مثله کمثل القمر اذا طلع اضاء الظلمه ، ومثله کمثل الشمس: اذا طلعت انارت الدنیا ، وصفه الله فی کتابه ومدحه بآیاته ، ووصف فیه آثاره ، واجری منازله ، فهو الکریم حیا والشهید میتا (۴۱) .
[۴] وبالاسناد الی ابن عباس ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: المخالف [علی] علی بن ابی طالب بعدی کافر ، والمشرک به مشرک ، والمحب له مؤمن ، والمبغض له منافق ، والمقتفی لاثره لاحق ، والمحارب له مارق ، والراد علیه زاهق ، علی نور الله فی بلاده ، وحجته علی عباده ، وسیف [الله] علی اعدائه ، ووارث علم انبیائه ، علی کلمه الله العلیا ، وکلمه اعدائه السفلی ، علی سید الاوصیاء ، ووصی سید الانبیاء ، علی امیر المؤمنین ، وقائد الغر المحجلین ، وامام المسلمین ، لا یقبل الله الایمان الا بولایته وطاعته ، والبراءه من اعدائه (۴۲) .
[۵] وبالاسناد الی علی بن الحسین علیه السلام قال: سمعت ابی یحدث عن ابیه امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام قال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم یقول: یا علی ، والذی فلق الحبه وبرئ النسمه ، انک لافضل الخلیقه بعدی . یا علی ، انت وصیی وامام امتی ، من اطاعک اطاعنی ، ومن عصاک عصانی (۴۳) .
[۶] وبالاسناد الی سلمان الفارسی ، قال: سالت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: من وصیک من امتک ; فانه لم یبعث نبی الا کان له وصی من امته ؟ فقال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: لم یبین لی بعد ، فمکثت ما شاء الله ان امکث ، ثم دخلت المسجد ، فنادانی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فقال: یا سلمان ، سالتنی عن وصیی من امتی ، فهل تدری من کان وصی موسی من امته ؟ فقلت: کان وصیه یوشع بن نون فتاه . قال: وهل تدری لم کان اوصی الیه ؟ فقلت: الله ورسوله اعلم . قال: اوصی الیه لانه کان اعلم امته بعده ، ووصیی اعلم امتی بعدی علی بن ابی طالب علیه السلام (۴۴) .
[۷] وبالاسناد الی لیث بن ابی سلیم ، قال: اتی النبی صلی الله علیه و آله وسلم علی وفاطمه والحسن والحسین علیهم السلام کلهم یقول: انا احب الی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، فاخذ علیه السلام فاطمه مما یلی بطنه ، وعلیا مما یلی ظهره ، والحسن عن یمینه ، والحسین عن یساره ، ثم قال: انتم منی ، وانا منکم (۴۵) .
[۸] وبالاسناد الی سید العابدین ، عن ابیه سید الشهداء ، عن سید الوصیین علی بن ابی طالب علیهم السلام ، عن سید النبیین صلی الله علیه و آله ، انه قال: ان الله – تبارک وتعالی – فرض علیکم طاعتی ، ونهاکم عن معصیتی ، واوجب علیکم اتباع امری ، وفرض علیکم من طاعه علی بعدی ما فرضه من طاعتی ، ونهاکم عن معصیته عما نهاکم عنه من معصیتی ، وجعله اخی ووزیری ووصیی ووارث علمی (۴۶) ، وهو منی وانا منه ، حبه ایمان وبغضه کفر ، ومحبه محبی ومبغضه مبغضی ، وهو مولی من انا مولاه ، وانا مولی کل مسلم ومسلمه ، وانا وایاه ابوا هذه الامه (۴۷) .
[۹] وبالاسناد الی ابن عباس ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم لعلی علیه السلام: یا علی ، شیعتک هم الفائزون یوم القیامه ، فمن اهان واحدا منهم فقد اهانک ، ومن اهانک فقد اهاننی ، ومن اهاننی ادخله الله نار جهنم خالدا فیها وبئس المصیر . یا علی ، انت منی وانا منک ، روحی من روحک ، وطینتک من طینتی ، وشیعتک خلقوا من فضل طینتنا ، فمن احبهم فقد احبنا ، ومن ابغضهم فقد ابغضنا ، ومن عاداهم فقد عادانا ، ومن آذاهم فقد آذانا . یا علی ، ان شیعتک مغفور لهم علی ما کان فیهم من ذنوب وعیوب . یا علی ، انا الشفیع لشیعتک غدا اذا قمت مقام المحمود فبشرهم بذلک . یا علی ، شیعتک شیعه الله ، وانصارک انصار الله ، واولیاؤک اولیاء الله ، وحزبک حزب الله . یا علی ، سعد من توالاک ، وشقی من عاداک (۴۸) .
[۱۰] وبالاسناد الی ابی الحسن علی بن موسی عن ابیه عن آبائه علیهم السلام ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: من احب ان یرکب سفینه النجاه ، ویتمسک بالعروه الوثقی ، ویعتصم بحبل الله المتین ، فلیوال علیا علیه السلام ، ویعادی عدوه ، ولیاتم بالائمه علیهم السلام من ولده ; فانهم اوصیائی وخلفائی ، وحجج الله علی الخلق بعدی ، وساده امتی ، وقاده الاتقیاء الی الجنه ; حزبهم حزبی ، وحزبی حزب الله ، وحزب اعدائهم حزب الشیطان (۴۹) .
[۱۱] وبالاسناد الی جابر بن عبد الله الانصاری ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: ان الله – تبارک وتعالی – اصطفانی واختارنی وجعلنی رسولا ، وانزل علی سید الکتب ، فقلت: الهی وسیدی ، انک ارسلت موسی الی فرعون ، فسالک ان تجعل معه اخاه هارون وزیرا تشد به عضده ، وتصدق به قوله ، وانی اسالک – یا سیدی والهی – ان تجعل لی وزیرا من اهلی اشد به عضدی ، فجعل الله [لی] علیا وزیرا واخا ، وجعل الشجاعه فی قلبه ، والبسه الهیبه علی عدوه ، وهو اول من آمن بی وصدقنی ، واول من وحد الله تعالی معی ، وانی سالت ذلک ربی عزوجل فاعطانی ، وهو سید الاوصیاء ، اللحوق به سعاده ، والموت فی طاعته شهاده ، واسمه فی التوراه مقرون الی اسمی ، وزوجته الصدیقه الکبری ابنتی ، وابناه سیدا شباب اهل الجنه ابنائی ، وهو وهما والائمه من بعدهم حجج الله علی خلقه بعد النبیین ، وهم ابواب العلم فی امتی ، من تبعهم نجا ، ومن اقتدی بهم اهتدی الی الصراط المستقیم ، لم یهدی (۵۰) الله عزوجل حجتهم لعبد الا وادخله الجنه (۵۱) .
[۱۲] وبالاسناد الی اصبغ بن نباته ، قال: قال امیر المؤمنین علیه السلام ذات یوم علی منبر الکوفه: انا سید الوصیین ، ووصی سید النبیین ، انا امام المسلمین ، وقائد المتقین ، وولی المؤمنین ، وزوج سیده نساء العالمین ، انا المتختم بالیمین ، والمعفر للجبین ، انا الذی هاجرت الهجرتین ، وبایعت البیعتین ، انا صاحب بدر وحنین ، انا الضارب بالسیفین ، والحامل علی فرسین ، انا وارث علم الاولین ، وحجه الله علی العالمین بعد الانبیاء ، ومحمد بن عبد الله خاتم النبیین . اهل موالاتی مرحومون ، واهل معاداتی ملعونون ، ولقد کان حبیبی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم کثیرا ما یقول: یا علی ، حبک تقوی وایمان ، وبغضک کفر ونفاق ، وانا بیت الحکمه ، وانت مفتاحها ، وکذب من زعم انه یحبنی ویبغضک (۵۲) .
[۱۳] وبالاسناد الی الصادق علیه السلام عن ابیه ، عن آبائه علیهم السلام ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم لعلی بن ابی طالب: یا علی ، انت منی بمنزله هبه الله من آدم ، وبمنزله سام من نوح ، وبمنزله اسحاق من ابراهیم ، وبمنزله هارون من موسی ، وبمنزله شمعون من عیسی ، الا انه لا نبی بعدی ، یا علی ، انت وصیی وخلیفتی ، من جحد وصیتک وخلافتک فلیس منی ولست منه ، وانا خصمه یوم القیامه . یا علی ، انت افضل امتی فضلا ، واقدمهم سلما ، واکثرهم علما ، واوفرهم حلما ، واشجعهم قلبا ، واسخاهم کفا . یا علی ، انت الامام بعدی والامیر ، وانت الصاحب بعدی والوزیر ، وما لک فی امتی من نظیر . یا علی ، انت قسیم الجنه والنار ، بمحبتک تعرف الابرار من الفجار ، ویمیز بین الاخیار والاشرار ، وبین المؤمنین والکافرین (۵۳) .
[۱۴] وبالاسناد الی ابن عباس ، قال: صعد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم المنبر ، فخطب واجتمع الناس الیه فقال صلی الله علیه و آله: یا معاشر المؤمنین ، ان الله عزوجل اوحی الی انی مقبوض ، وان ابن عمی علی مقتول ، وانی – ایها الناس – اخبرکم خبرا ان عملتم به سلمتم ، وان ترکتموه هلکتم ، ان ابن عمی علیا هو اخی ووزیری وخلیفتی ، وهو المبلغ عنی ، وهو امام المتقین ، وقائد الغر المحجلین ، ان استرشدتموه ارشدکم ، وان تبعتموه نجوتم ، وان خالفتموه ضللتم ، وان اطعتموه فالله اطعتم ، وان عصیتموه فالله عصیتم ، وان بایعتموه فالله بایعتم ، وان نکثتم بیعته فبیعه الله نکثتم . ان الله عزوجل انزل علی القرآن ، وهو الذی من خالفه ضل ، ومن ابتغی علمه عند غیر علی هلک .
ایها الناس ، اسمعوا قولی ، واعرفوا حق نصیحتی ، ولا تخلفونی فی اهل بیتی الا بالذی امرتم به ، من حفظهم حفظنی ، ومن ظلمهم ظلمنی ، ومن آذاهم آذانی ، ومن اذلهم اذلنی (۵۴) ; فانهم حامتی وقرابتی واخوتی واولادی ، وانکم مجموعون ومسائلون عن الثقلین ، فانظروا کیف تخلفونی فیها ، انهم اهل بیتی ، فمن آذاهم فقد آذانی ، ومن اعزهم فقد اعزنی ، ومن اکرمهم فقد اکرمنی ، ومن نصرهم فقد نصرنی ، ومن خذلهم فقد خذلنی ، ومن طلب الهدی من غیرهم فقد کذبنی .
ایها الناس ، اتقوا الله ، وانظروا ما انتم قائلون اذا لقیتموه ; فانی خصم لمن آذاهم ، ومن کنت خصمه خصمته ، اقول قولی هذا ، واستغفر الله لی ولکم (۵۵) .
[۱۵] وبالاسناد الی ابن عباس ، قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: من دان بدینی ، وسلک منهاجی ، واتبع سنتی ، فلیدن بتفضیل الائمه من اهل بیتی علی جمیع امتی ; فان مثلهم فی هذه الامه مثل باب حطه فی بنی اسرائیل (۵۶) .
[۱۶] وبالاسناد الی الصادق علیه السلام ، عن ابیه ، عن آبائه علیهم السلام ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: یوم غدیر خم افضل اعیاد امتی ، وهو الیوم التی امرنی الله – تعالی ذکره – [فیه] بنصب اخی علی بن ابی طالب علیه السلام علما لامتی یهتدون به من بعدی ، وهو الیوم الذی اکمل الله فیه الدین ، واتم علی امتی فیه النعمه ، ورضی لهم الاسلام دینا .
ثم قال صلی الله علیه و آله وسلم: معاشر المسلمین ، ان علیا منی وانا منه ، علی خلق من طینتی ، وهو امام الخلق بعدی ، یبین لهم ما اختلفوا فیه من سنتی ، وهو امیر المؤمنین ، وقائد الغر المحجلین ، ویعسوب الدین (۵۷) ، وهو خیر الوصیین ، وزوج سیده نساء العالمین ، وابو الائمه الهداه المهدیین .
معاشر الناس ، من احب علیا احببته ، ومن ابغض علیا ابغضته ، ومن وصل علیا وصلته ، ومن قطع علیا قطعته ، ومن جفا علیا جفوته ، ومن والی علیا والیته ، ومن عادی علیا عادیته .
معاشر الناس ، انا مدینه العلم وعلی بابها (۵۸) ، ولن تؤتی المدینه الا من قبل الباب ، وکذب من زعم انه یحبنی ، ویبغضک یا علی .
معاشر الناس ، والذی بعثنی بالنبوه واصطفانی علی جمیع البریه ، ما نصبت علیا علما لامتی فی الارض حتی نوه الله باسمه فی سماواته ، واوجب ولایته علی ملائکته (۵۹) .
[۱۷] وبالاسناد الی علی بن الحسین علیه السلام ، عن ابیه ، عن امیر المؤمنین علیه السلام ، انه جاء الیه رجل فقال: یا علی ، انک تدعی امیر المؤمنین ، فمن امرک علیهم ؟ قال: الله – جل جلاله – امرنی علیهم ، فجاء الرجل الی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فقال: یا رسول الله ، ایصدق علی فیما یقول ، ان الله امره علی خلقه ؟ فغضب النبی صلی الله علیه و آله وسلم وقال: ان علیا امیر المؤمنین بولایه من الله ، عقدها له فوق عرشه ، واشهد علی ذلک ملائکته ، ان علیا خلیفه الله وحجه الله ، وانه لامام المسلمین ، طاعته مقرونه بطاعه الله ، ومعصیته مقرونه بمعصیه الله ، ومن جهله فقد جهلنی ، ومن عرفه فقد عرفنی ، ومن انکر امامته فقد انکر نبوتی ، ومن جحد امرته فقد جحد رسالتی ، ومن دفع فضله فقد تنقصنی ، ومن قاتله فقد قاتلنی ، ومن سبه فقد سبنی ; لانه منی ، خلق من طینتی ، وهو زوج ابنتی فاطمه ، وابو ولدی الحسن والحسین .
ثم قال علیه السلام: انا وعلی وفاطمه والحسن والحسین وتسعه من ولد الحسین حجج الله علی خلقه ، اعداؤنا اعداء الله ، واولیاؤنا اولیاء الله (۶۰) .
[۱۸] وبالاسناد الی یزید بن قعنب ، قال: کنت جالسا مع العباس بن عبد المطلب وفریق من عبد العزی بازاء بیت الله الحرام ، اذ اقبلت فاطمه بنت اسد ام امیر المؤمنین علیه السلام ، وکانت حامله به لتسعه اشهر ، وقد اخذها الطلق ، فوقفت بازاء البیت وقالت: رب ، انی مؤمنه بک وبما جاء من عندک من رسل وکتب ، وانی مصدقه بکلام جدی ابراهیم الخلیل ، انه بنی البیت العتیق ، فبحق الذی بنی هذا البیت ، وبحق المولود الذی فی بطنی لما یسرت علی ولادتی .
قال یزید بن قعنب: فراینا البیت وقد انفتح عن ظهره ، ودخلت فاطمه فیه ، وغابت عن ابصارنا ، والتزق الحائط ، فرمنا ان یفتح لنا قفل الباب فلم ینفتح ، فعلمنا ان ذلک امر من امر الله تعالی .
ثم خرجت بعد الرابع وعلی علی ایدیها ، ثم قالت: انی فضلت علی من تقدمنی من النساء ، لان آسیه بنت مزاحم عبدت الله سرا فی موضع لا یحب ان یعبد الله فیه الا اضطرارا ، وان مریم بنت عمران هزت النخله الیابسه حتی اکلت منها رطبا جنیا ، وانی خلت بیت الله الحرام فاکلت من ثمار الجنه واوراقها (۶۱) ، فلما اردت ان اخرج هتف بی هاتف: سمیه علیا ، فهو علی ، والله العلی الاعلی یقول: انی شققت اسمه من اسمی ، وادبته بادبی ، ووقفته علی غامض علمی ، وهو الذی یکسر الاصنام عن بیتی ، وهو الذی یؤذن فوق ظهر بیتی ، ویقدسنی ویمجدنی ، طوبی لمن احبه واطاعه ، وویل لمن ابغضه وعصاه (۶۲) .
[۱۹] وبالاسناد الی [ابی] جعفر الباقر علیه السلام عن آبائه علیهم السلام ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: ان علی بن ابی طالب علیه السلام خلیفه الله وخلیفتی ، وحجه الله وحجتی ، وباب الله وبابی ، وصفی الله وصفیی ، وحبیب الله وحبیبی ، وخلیل الله وخلیلی ، وسیف الله وسیفی ، وهو اخی وصاحبی ووزیری ووصیی ، ومحبه محبی ، ومبغضه مبغضی ، وولیه ولیی ، وعدوه عدوی ، وحربه حربی ، وسلمه سلمی ، وقوله قولی ، وامره امری ، وزوجته ابنتی ، وولده ولدی ، وهو سید الوصیین ، وخیر امتی اجمعین (۶۳) .
[۲۰] وبالاسناد الی ابن عباس ، قال: خرج رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ذات یوم وهو آخذ بید علی بن ابی طالب علیه السلام ، وهو یقول: یا معشر الانصار ، یا معشر بنی هاشم ، یا معشر بنی عبد المطلب ، انا محمد رسول الله ، انی خلقت من طینه آدم (۶۴) ، مرحومه فی اربعه من اهل بیتی: انا وعلی وحمزه وجعفر ، فقال رجل: یا رسول الله ، هؤلاء معک رکبان یوم القیامه ؟ فقال: ثکلتک امک ! لن یرکب یومئذ الا اربعه: انا وعلی وفاطمه وصالح نبی الله ; فاما انا فعلی البراق ، واما فاطمه ابنتی فعلی ناقتی العضباء ، واما صالح فعلی ناقه الله التی عقرت ، واما علی فعلی ناقه من نور (۶۵) زمامها من یاقوت ، علیه حلتان خضراوان ، فیقف بین الجنه [والنار]، وقد الجم الناس العرق یومئذ ، فتهب ریح من قبل العرش فتنشف عنهم عرقهم ، فیقول الملائکه المقربون والانبیاء والصدیقون: ما هذا الا ملک مقرب او نبی مرسل ! فینادی مناد من قبل العرش: معشر الخلائق ، ان هذا لیس بملک مقرب ، ولا نبی مرسل ، ولکنه علی بن ابی طالب ، اخو رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فی الدنیا والآخره (۶۶) .
[۲۱] وبالاسناد الی انس بن مالک ، قال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم یقول: یدخل علیکم من هذا الباب خیر الاوصیاء ، وسید الشهداء ، واقرب الناس منزله من الانبیاء ، فدخل علی بن ابی طالب ، فقال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: وما لی لا اقول هذا یا ابا الحسن ، وانت صاحب حوضی ، والوافی بذمتی ، والمؤدی عنی دینی (۶۷) ؟
[۲۲] وبالاسناد الی ابی هریره عن رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، قال: مکتوب علی العرش: انا الله لا اله الا انا ، وحدی لا شریک لی ، محمد عبدی ورسولی ، ایدته بعلی بن ابی طالب ، فانزل الله عزوجل : « هو الذی ایدک بنصره وبالمؤمنین » (۶۸) ، وکان النصر علیا علیه السلام ، ودخل مع المؤمنین ، فدخل فی الوجهین جمیعا (۶۹) .
[۲۳] وبالاسناد الی ابی حمزه الثمالی ، قال: قال الباقر علیه السلام: یا ابا حمزه ، لا تضعوا علیا دون ما وضعه الله ، ولا ترفعوا علیا فوق ما رفعه الله ، کفی بعلی ان یقاتل اهل الکفره (۷۰) ، وان یزوج اهل الجنه (۷۱) .
[۲۴] وبالاسناد الی ابی الحمراء ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: لقد رایت لیله الاسراء مکتوبا علی قائمه من قوائم العرش: انا الله لا اله الا انا وحدی ، خلقت جنه عدن بیدی ، محمد صفوتی من خلقی ، ایدته بعلی ، ونصرته بعلی (۷۲) .
[۲۵] وبالاسناد الی الباقر علیه السلام ، عن آبائه علیهم السلام ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: خذوا بحجزه (۷۳) هذا الانزع – یعنی علیا – ; فانه الصدیق الاکبر ، والفاروق الذی یفرق بین الحق والباطل ; من احبه هداه الله ، ومن ابغضه ابغضه الله ، ومن تخلف عنه محقه الله ، ومنه سبطا امتی: الحسن والحسین ، وهما ابنای ، ومن الحسین ائمه هداه ، اعطاهم الله علمی وفهمی ، فتولوهم ولا تتخذوا ولیجه من دونهم ، فیحل علیکم غضب من ربکم ، ومن یحلل علیه غضب من ربه فقد هوی ، وما الحیوه الدنیا الا متاع الغرور (۷۴) .
[۲۶] وبالاسناد الی علی بن موسی الرضا علیه السلام ، عن آبائه علیهم السلام ، عن النبی صلی الله علیه و آله وسلم ، عن جبرئیل ، عن میکائیل ، عن اسرافیل ، عن الله – جل جلاله – قال: انا الله لا اله الا انا ، خلقت الخلق بقدرتی ، واخترت منهم من شئت من انبیائی ، واخترت من جمیعهم محمدا صلی الله علیه و آله وسلم حبیبا وخلیلا وصفیا ، فبعثته رسولا الی خلقی ، واصطفیت له علیا ، فجعلته له اخا ووصیا ووزیرا ومؤدیا عنه من بعده الی خلقی ، وخلیفتی علی عبادی، لیبین لهم کتابی ، ویسیر فیهم بحکمی ، وجعلته العلم الهادی من الضلاله ، وبابی الذی اوتی منه ، وبیتی الذی من دخله کان آمنا من ناری ، وحصنی الذی من لجا الیه حصنته من مکروه الدنیا والآخره ، ووجهی الذی من توجه الیه لم اصرف وجهی عنه ، وحجتی فی السماوات والارضین علی جمیع من فیهن من خلقی ، لا اقبل عمل عامل منهم الا بالاقرار بولایته مع نبوه احمد رسولی ، وهو یدی المبسوطه علی عبادی ، [وهو النعمه التی انعمت بها علی من احببته من عبادی ،] فمن احببته من عبادی وتولیته عرفته بولایته ومعرفته ، ومن ابغضته من عبادی ابغضته لانصرافه عن معرفته وولایته ، فبعزتی حلفت وبجلالی اقسمت انه لا یتولی علیا عبد من عبادی الا اخرجته (۷۵) عن النار ، وادخلته الجنه ، ولا [یبغضه عبد] من عبادی ویعدل من ولایته الا ابغضته وادخلته النار ، وبئس المصیر (۷۶) .
[۲۷] وبالاسناد الی علی بن موسی الرضا علیه السلام ، عن آبائه علی بن ابی طالب علیه السلام ، عن النبی صلی الله علیه و آله وسلم ، عن جبرئیل ، عن میکائیل ، عن اسرافیل ، عن اللوح ، عن القلم ، قال: یقول الله عزوجل : ولایه علی بن ابی طالب حصنی ، فمن دخل حصنی امن من ناری (۷۷) .
[۲۸] وبالاسناد الی علی بن موسی الرضا ، عن آبائه علیهم السلام ، عن النبی صلی الله علیه و آله وسلم ، قال: [خلق الله عزوجل مئه الف نبی ، واربعه وعشرین الف نبی انا اکرمهم علی الله ولا فخر ، و] خلق الله مئه الف وصی ، واربعه وعشرین الف وصی ، وعلی اکرمهم علی الله ، وافضلهم (۷۸) .
[۲۹] وبالاسناد الی جابر بن عبد الله ، قال: استبشرت الملائکه یوم بدر وحنین بکشف علی علیه السلام الاحزاب عن وجه رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، فمن لم یستبشر برؤیه علی علیه السلام فعلیه لعنه الله (۷۹) .
[۳۰] وبالاسناد الی انس بن مالک ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: ان الله – تبارک وتعالی – یبعث اناسا وجوههم من نور ، علی کراسی من نور ، علیهم ثیاب من نور ، فی ظل العرش ، بمنزله الانبیاء ولیسوا بانبیاء ، وبمنزله الشهداء ولیسوا بشهداء ، فقال رجل: انا منهم یا رسول الله ؟ قال: لا ، قال آخر: انا منهم یا رسول الله ؟ قال: لا ، قال: من هم یا رسول الله ؟ قال: فوضع یده علی راس علی بن ابی طالب علیه السلام ، وقال: هذا وشیعته (۸۰) .
[۳۱] وبالاسناد الی ابن عباس ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: ان الله عزوجل آخا بینی وبین علی بن ابی طالب ، وزوجه ابنتی من فوق سبع سماواته ، واشهد علی ذلک مقربی ملائکته ، وجعله لی وصیا وخلیفه ، فعلی منی وانا منه ، محبه محبی ، ومبغضه مبغضی ، وان الملائکه لتقرب الی الله بمحبته (۸۱) .
[۳۲] وبالاسناد الی الصادق علیه السلام ، عن آبائه علیهم السلام ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ذات یوم لاصحابه: معاشر اصحابی ، ان الله – جل جلاله – یامرکم بولایه علی بن ابی طالب والاقتداء به ، فهو ولیکم وامامکم من بعدی ، لا تخالفوه فتکفروا ، ولا تفارقوه فتضلوا . ان الله – جل جلاله – جعل علیا علما بین الایمان والنفاق ، فمن احبه کان مؤمنا ، ومن ابغضه کان منافقا . ان الله جعل علیا وصیی ، ومنار الهدی بعدی ، فهو موضع سری ، وعیبه علمی ، وخلیفتی فی اهلی ; الی الله اشکو ظالمیه من امتی (۸۲) .
[۳۳] وبالاسناد الی [ابی] جعفر الباقر علیه السلام ، عن جده صلی الله علیه و آله وسلم ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: من سره ان یجوز علی الصراط کالریح العاصف ، ویلج الجنه بغیر حساب، فیتول ولیی ووصیی وخاصتی (۸۳) وخلیفتی علی اهل بیتی وامتی، علی بن ابی طالب، ومن سره ان یلج النار فلیترک ولایته ، فوعزه ربی وجلاله ، انه لباب الله الذی لا یؤتی الا منه ، وانه الصراط المستقیم ، وانه الذی یسال الله عن ولایته یوم القیامه (۸۴) .
[۳۴] وبالاسناد الی ابن عباس ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: انا سید الانبیاء والمرسلین ، وافضل من الملائکه المقربین ، واوصیائی افضل اوصیاء النبیین والمرسلین ، وذریاتی افضل ذریات الانبیاء والمرسلین ، [واصحابی الذین سلکوا منهاجی افضل اصحاب النبیین والمرسلین]، وابنتی فاطمه سیده نساء العالمین ، والطاهرات من ازواجی امهات المؤمنین ، وامتی خیر امه اخرجت للناس ، وانا اکثر النبیین تبعا یوم القیامه ، و لی حوض عرضه ما بین بصری (۸۵) وصنعاء ، فیه من الاباریق عدد نجوم السماء ، وخلیفتی علی الحوض یومئذ خلیفتی فی الدنیا .
فقیل له: ومن ذلک یا رسول الله ؟ قال: امام المسلمین ، وامیر المؤمنین ، ومولاهم بعدی علی بن ابی طالب ، یسقی منه اولیاءه ، ویذود عنه اعداءه ، کما یذود احدکم الغریبه من الابل عن الماء .
ثم قال: من احب علیا واطاعه فی دار الدنیا ، ورد علی حوضی غدا ، وکان معی فی درجتی فی الجنه ، ومن [ابغض] علیا فی دار الدنیا وعصاه لم اره ولم یرنی یوم القیامه ، واختلس (۸۶) دونی ، اخذته الشمال الی النار (۸۷) .
[۳۵] وبالاسناد الی ابن عباس ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: یا علی ، انت امام المسلمین ، وامیر المؤمنین ، وقائد الغر المحجلین ، وحجه الله بعدی علی الخلائق اجمعین ، وسید الوصیین ، ووصی سید النبیین . یا علی ، انه لما عرج بی الی السماء السابعه ، ومنها الی سدره المنتهی ، ومنها الی حجب النور ، واکرمنی ربی – جل جلاله – بمناجاته ; قال: یا محمد ، قلت: لبیک ربی وسعدیک ، تبارکت وتعالیت .
قال: ان علیا امام اولیائی ، ونور لمن اطاعنی ، وهو الکلمه التی الزمتها المتقین ، من اطاعه اطاعنی ، ومن عصاه عصانی ، فبشره بذلک .
فقال علی علیه السلام: یا رسول الله ، بلغ من قدری حتی انی اذکر هناک ؟! فقال: «نعم یا علی ، فاشکر ربک » ، فخر علی علیه السلام ساجدا شکرا لله علی ما انعم الله علیه ، فقال له رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: ارفع راسک یا علی ; فان الله قد باهی بک ملائکته (۸۸) .
[۳۶] وبالاسناد الی ابن عباس ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم لعلی بن ابی طالب علیه السلام: یا علی ، انت صاحب حوضی وصاحب لوائی ومنجز عداتی وزوج حبیبه قلبی ، ووارث علمی ، وانت مستودع مواریث الانبیاء ، وانت امین الله فی ارضه ، وانت حجه الله علی بریته ، وانت رکن الایمان ، وانت مصباح الدجی ، وانت منار الهدی ، وانت العلم المرفوع لاهل الدنیا ، من تبعک نجی ، ومن تخلف عنک هلک ، وانت الطریق الواضح ، وانت الصراط المستقیم ، وانت قائد الغر المحجلین ، وانت یعسوب المؤمنین ، فانت مولی من انا مولاه ، وانت مولی کل مؤمن ومؤمنه ، لا یحبک الا طاهر الولاده ، ولا یبغضک الا خبیث الولاده ، وما عرج بی ربی الی السماء قط وکلمنی ربی الا قال: اقرا علیا منی السلام ، وعرفه انه امام اولیائی ، ونور اهل طاعتی ، فهنیئا لک – یا علی – بهذه الکرامه (۸۹) .
[۳۷] وبالاسناد الی ابی مسلم ، قال: خرجت مع الحسن البصری وانس بن مالک ، حتی اتینا باب ام سلمه ، فقعد انس علی الباب ، ودخلت مع الحسن البصری ، فسمعت الحسن وهو یقول: السلام علیک یا اماه ، ورحمه الله وبرکاته ، فقالت له: وعلیک السلام ، من انت یا بنی ؟ فقال: [انا] الحسن البصری ، قالت: فیم جئت یا حسن ؟ فقال: جئت لتحدثینی بحدیث سمعته من رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فی علی بن ابی طالب ، فقالت ام سلمه: والله لاحدثنک بحدیث سمعته اذنای من رسول الله والا فصمتا ، وراته عینای والا فعمتا ، ووعاه قلبی والا فطبع الله علیه واخرس لسانی ان لم یکن .
سمعت من رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم یقول لعلی بن ابی طالب: یا علی ، ما من عبد لقی الله یوم القیامه جاحدا لولایتک الا لقی الله بعباده صنم او وثن ، قال: سمعت الحسن البصری یقول: الله اکبر، اشهد ان علیا مولای، ومولی المؤمنین ، فلما خرج قال انس بن مالک: اراک تکبر ؟ قال: سالت ام سلمه ان تحدثنی بحدیث سمعته من رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فی علی ، فقالت کذا وکذا ، فقلت: الله اکبر ، اشهد ان علیا مولای ومولی کل مؤمن ، قال: فسمعت عند ذلک من انس بن مالک وهو یقول: اشهد علی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم انه قال هذه المقاله ثلاث مرات، او اربع مرات (۹۰) .
[۳۸] وبالاسناد الی محدوح بن یزید الدهلی (۹۱) ، ان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم آخا بین المسلمین ، ثم قال: یا علی ، انت اخی ، وانت منی بمنزله هارون من موسی ، غیر انه لا نبی بعدی . اما علمت – یا علی – ان اول ما یدعی به یوم القیامه انا؟ فاقوم عن یمین العرش فاکسی حله خضراء من حلل الجنه ، ثم یدعی بابینا ابراهیم علیه السلام فیقوم عن یمین العرش فیکسی حله خضراء من حلل الجنه ، ثم یدعی بالنبیین بعضهم علی اثر بعض ، فیقومون سماطین (۹۲) عن یمین العرش فی ظله ، ویکسون حللا خضرا من حلل الجنه .
الا وانی اخبرک – یا علی – ان امتی اول الامم یحاسبون یوم القیامه ، ثم ابشرک – یا علی – ان اول من یدعی یوم القیامه بعدنا انت ; لقرابتک منی ومنزلتک عندی ، فیدفع الیک لوائی ، وهو لواء الحمد ، فتسیر به بین السماطین ، وان آدم وجمیع من خلق الله یستظلون بظل لوائی یوم القیامه ، وطوله مسیره الف سنه ، سنانه یاقوته حمراء ، قضیبه فضه بیضاء ، زجه (۹۳) دره خضراء ، له ثلاث ذوائب من نور ، ذوابه فی المشرق ، وذوابه فی المغرب ، وذوابه فی وسط الدنیا ، مکتوب علیها ثلاثه اسطر:
السطر الاول: بسم الله الرحمن الرحیم ، والثانی: الحمد لله رب العالمین ، والثالث: لا اله الا الله ، محمد رسول الله . طول کل سطر مسیره الف سنه ، وعرضه مسیره الف سنه ، فتسیر باللواء والحسن عن یمینک ، والحسین عن یسارک ، حتی تقف بینی وبین ابراهیم علیه السلام فی ظل العرش ، فتکسی حله خضراء من حلل الجنه ، ثم ینادی مناد من عند العرش: «نعم الاب ابوک یا محمد (۹۴) ، ونعم الاخ اخوک علی » . الا انی ابشرک – یا علی – انک تدعی اذا دعیت ، وتکسی اذا کسیت ، وتحیی اذا حییت (۹۵) .
[۳۹] وبالاسناد الی سید الشهداء الحسین بن علی ، عن ابیه سید الاوصیاء ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: یا علی ، انت اخی ، وانا اخوک ، انا المصطفی للنبوه ، وانت المختار (۹۶) للامامه ، وانا صاحب التنزیل ، وانت صاحب التاویل ، وانا وانت ابوا هذه الامه . یا علی ، انت وصیی وخلیفتی ووزیری ووارثی وابو ولدی ، شیعتک شیعتی ، وانصارک انصاری ، واولیاؤک اولیائی ، واعداؤک اعدائی . یا علی ، انت صاحبی علی الحوض غدا ، وانت صاحبی فی المقام المحمود ، و [انت صاحب لوائی فی الآخره کما] انت صاحب لوائی فی الدنیا ، لقد سعد من توالاک ، وشقی من عاداک ، وان الملائکه لتقرب الی الله تعالی بمحبتک وولایتک ، والله ان اهل مودتک فی السماء لاکثر منهم فی الارض . یا علی ، انت امیر المؤمنین ، وانت امین امتی ، وحجه الله علیها بعدی ، قولک قولی ، وامرک امری ، وطاعتک طاعتی ، وزجرک زجری ، ونهیک نهیی ، ومعصیتک معصیتی ، وحزبک حزبی ، وحزبی حزب الله ، «ومن یتولی الله ورسوله والذین آمنوا فان حزب الله هم الغالبون » (۹۷) . (۹۸)
[۴۰] وبالاسناد الی علی بن الحسین علیه السلام ، قال سلمان الفارسی رضی الله عنه: کنت ذات یوم جالسا عند رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، اذ اقبل علی بن ابی طالب علیه السلام ، فقال له: یا علی ، ابشرک ؟ قال: بلی یا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، قال: هذا حبیبی جبرئیل یخبرنی عن الله – جل جلاله – انه قد اعطی محبیک وشیعتک سبع خصال: الرفق عند الموت ، والانس عند الوحشه ، والنور عند الظلمه ، والامن عند الفزع ، والقسط عند المیزان ، والجواز علی الصراط ، ودخول الجنه قبل سائر الناس من الامم بثمانین عاما (۹۹) .
[۴۱] وبالاسناد الی عبد الله بن [ابی] اوفی ، قال: آخی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بین اصحابه وترک علیا علیه السلام ، فقال له: آخیت بین اصحابک وترکتنی ؟ فقال: والذی نفسی بیده ما اخرتک الا لنفسی ، انت اخی ووصیی ووارثی . قال: ما ارث منک یا رسول الله ؟ قال: ما ورث النبیون قبلی ، اورثوا کتاب ربهم وسنه نبیهم ، وانت وابناک معی فی قصری فی الجنه (۱۰۰) .
[۴۲] وبالاسناد الی سلمان الفارسی رضی الله عنه انه سمع نبی الله صلی الله علیه و آله وسلم یقول: ان اخی ووزیری وخیر من اخلفه بعدی علی بن ابی طالب علیه السلام (۱۰۱) .
[۴۳] وبالاسناد الی سلمان الفارسی ، قال: مر ابلیس – لعنه الله – بنفر یتناولون امیر المؤمنین علیا علیه السلام فوقف امامهم ، فقال القوم: من الذی وقف امامنا ؟ فقال: ابو مره ، فقالوا: یا ابا مره ، ا ما تسمع کلامنا ؟ فقال: سواه لکم ، تسبون مولاکم علی بن ابی طالب ، فقالوا له: من این علمت انه مولانا ؟ فقال: من قول نبیکم صلی الله علیه و آله وسلم: من کنت مولاه فعلی مولاه ، اللهم وال من والاه ، وعاد من عاداه ، وانصر من نصره ، واخذل من خذله . قالوا له: انت من موالیه وشیعته ؟ فقال: ما انا من موالیه ولا من شیعته ، ولکننی احبه ، وما یبغضه احد الا شارکته فی المال والولد ، فقالوا: یا ابا مره ، فتقول فی علی شیئا ؟ فقال لهم: اسمعوا عنی معاشر الناکثین والقاسطین والمارقین ، عبدت الله عزوجل فی الجان اثنی عشر الف سنه ، فلما اهلک الله الجان شکوت الی الله عزوجل الوحده ، فعرج بی الی السماء الدنیا ، فعبدت الله فی السماء اثنی عشر الف سنه اخری فی جمله الملائکه ، فبینا نحن کذلک نسبح الله عزوجل ونقدسه ، اذ مر بنا نور شعشعانی ، فخرت الملائکه لذلک النور سجدا ، فقالوا: سبوح قدوس ، نور ملک مقرب او نبی مرسل ، فاذا النداء من قبل الله عزوجل : لا نور ملک مقرب ، ولا نور نبی مرسل ، هذا نور طینه علی بن ابی طالب علیه السلام (۱۰۲) .
[۴۴] وبالاسناد الی ابی جعفر الباقر علیه السلام ، قال: بعث رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم علیا الی الیمن ، فانفلت (۱۰۳) فرس لرجل من اهل الیمن ، فنطح (۱۰۴) رجلا برجله فقتل ، فاخذه اولیاء المقتول فدفعوه الی علی علیه السلام ، فاقام صاحب الفرس البینه ان الفرس انفلت من داره فنفح الرجل ، فابطل علی علیه السلام دم الرجل ، فجاء اولیاء المقتول من الیمن الی النبی صلی الله علیه و آله وسلم یشکون علیا فیما حکم علیهم ، فقالوا: ان علیا ظلمنا ، فابطل دم صاحبنا ، فقال رسول الله صلی الله علیه و آله: ان علیا لیس بظلام ، ولم یخلق علی للظلم ، وان الولایه من بعدی لعلی ، والحکم حکمه ، والقول قوله ، لا یرد قوله وحکمه وولایته الا کافر ، ولا یرضی بقوله وحکمه وولایته الا مؤمن ، فلما سمع الیمانیون قوله صلی الله علیه و آله وسلم فی علی علیه السلام قالوا: یا رسول الله ، رضینا بقول علی وحکمه ، فقال رسول الله: هو توبتکم مما قلتم (۱۰۵) .
[۴۵] وبالاسناد الی عبد الله بن عمر ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم لعلی بن ابی طالب علیه السلام: اذا کان یوم القیامه یؤتی بک – یا علی – علی نجیب من نور ، علی راسک تاج قد اضاء نوره ، وکاد یخطف ابصار اهل الموقف ! فیاتی النداء من عند الله – جل جلاله -: این خلیفه محمد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ؟ فیقول: ها انا ذا . قال: فینادی المنادی: یا علی ، ادخل من احبک الجنه ومن عاداک النار ، فانت قسیم الجنه ، وانت قسیم النار (۱۰۶) .
[۴۶] وبالاسناد الی ابی هریره ، قال: غزا النبی صلی الله علیه و آله وسلم غزاه ، فلما رجع الی المدینه کان علی علیه السلام تخلف علی اهله ، فقسم المغنم ، فدفع الی علی بن ابی طالب سهمین ، فقال الناس: یا رسول الله ، دفعت الی علی سهمین وهو بالمدینه متخلف ! فقال: معاشر الناس ، ناشدتکم بالله وبرسوله ، ا لم تروا الی الفارس الذی حمل علی المشرکین عن یمین العسکر فهزمهم ، ثم رجع الی فقال لی: یا محمد ، ان لی معک سهما ، وقد جعلته لعلی بن ابی طالب ؟ وهو جبرئیل .
معاشر الناس ، نشدتکم بالله وبرسوله ، هل رایتم الفارس الذی حمل علی المشرکین عن یسار العسکر فهزمهم ، ثم رجع فکلمنی فقال لی: یا محمد ، ان لی معک سهما ، وقد جعلته لعلی بن ابی طالب ؟ وهو میکائیل ، والله ما دفعت الی علی الا سهم جبرئیل ومیکائیل علیهما السلام ، فکبر الناس باجمعهم (۱۰۷) .
[۴۷] وبالاسناد الی ابی عبد الله علیه السلام ، عن ابیه ، عن جده ، قال: بلغ ام سلمه زوج النبی ان مولی لها یتنقص علیا ویتناوله ، فارسلت الیه ، فلما ان صار الیها قالت له: یا بنی ، بلغنی انک تتنقص علیا وتتناوله ! فقال لها: نعم یا اماه ، قالت له: اقعد ثکلتک امک حتی احدثک بحدیث سمعته من رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ; انا کنا عند رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم تسع نسوه ، وکانت لیلتی ویومی من رسول الله ، [فدخل النبی صلی الله علیه و آله وهو متهلل ، اصابعه فی اصابع علی ، واضعا یده علیه ، فقال: یا ام سلمه ، اخرجی من البیت ، واخلیه لنا ، فخرجت واقبلا یناجیان ، اسمع الکلام ، وما ادری ما یقولان ، حتی اذا انتصف النهار]، فاتیت الباب فقلت: ادخل یا رسول الله ؟ قال: لا ، فکبوت (۱۰۸) کبوه شدیده مخافه ان یکون ردنی من سخطه ، او نزل فی شی ء من السماء ، ثم لم البث الی ان اتیت الباب الثانیه فقلت: ادخل یا رسول الله ؟ قال: لا ، فکبوت کبوه اشد من الاولی ، ثم لم البث الی ان اتیت الباب الثالثه ، فقلت: ادخل یا رسول الله ؟ قال: ادخلی یا ام سلمه ، فدخلت وعلی علیه السلام جاث بین یدیه وهو یقول: فداک ابی وامی یا رسول الله ، اذا کان کذا فما تامرنی ؟ قال: آمرک بالصبر ، ثم اعاد علیه القول الثانیه ، فامره بالصبر ، ثم اعاد علیه القول الثالثه ، فقال له: یا علی ، یا اخی ، اذا کان ذلک منهم فسل سیفک شاهرا ، وضعه علی عاتقک ، واضرب به قدما قدما (۱۰۹) حتی تلقانی وسیفک شاهر ، یقطر من دمائهم .
ثم التفت الی فقال: ما هذه الکآبه یا ام سلمه ؟ قلت: الذی کان من ردک یا رسول الله ، فقال لی: والله ما رددتک من موجده (۱۱۰) ، وانک لعلی خیر من الله ورسوله ، ولکن اتیتنی وجبرئیل عن یمینی ، وعلی عن یساری ، وجبرئیل یخبرنی بالاحداث التی یکون بعدی ، وامرنی ان اوصی بذلک علیا . یا ام سلمه ، اسمعی واشهدی ، هذا علی بن ابی طالب اخی فی الدنیا واخی فی الآخره . یا ام سلمه ، اسمعی واشهدی ، هذا علی بن ابی طالب وزیری فی الدنیا ووزیری فی الآخره . یا ام سلمه ، اسمعی واشهدی ، هذا علی بن ابی طالب حامل لوائی فی الدنیا وحامل لوائی فی الآخره .
یا ام سلمه ، اسمعی واشهدی ، هذا علی بن ابی طالب وصیی وخلیفتی من بعدی وقاضی عداتی والذائد عن حوضی . یا ام سلمه ، اسمعی واشهدی ، هذا علی بن ابی طالب سید المسلمین ، وامام المتقین ، وقائد الغر المحجلین ، وقاتل الناکثین والقاسطین والمارقین . قلت: یا رسول الله ، من الناکثون ؟ قال: الذین یبایعون بالمدینه وینکثون بالبصره . قلت: من القاسطون ؟ قال: معاویه واصحابه من اهل الشام . قلت: من المارقون ؟ قال: اصحاب النهروان .
فقال مولی ام سلمه: فرجت عنی یفرج الله عنک ، والله لا سببت [علیا (۱۱۱) ] ابدا (۱۱۲) .
[۴۸] وبالاسناد الی شیخ من ثماله ، قال: دخلت علی امراه من تمیم عجوزه کبیره وهی تحدث الناس ، فقلت لها: یرحمک الله ، حدثینی فی بعض فضائل امیر المؤمنین علیه السلام ، فقالت: احدثک [و] هذا الشیخ کما تری بین یدی نائم ، فقلت لها: ومن هذا ؟ فقالت: «ابو الحمراء ، خادم رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم » ، فجلست الیه ، فلما سمع حسی استوی جالسا فقال: ما ترید ؟ فقلت: رحمک الله ، حدثنی بما رایت من رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم یصنعه بعلی علیه السلام ; فان الله یسالک عنه ، قال: علی الخبیر وقعت ، اما ما رایت النبی صلی الله علیه و آله وسلم یصنعه بعلی علیه السلام فانه قال لی ذات یوم: یا ابا الحمراء انطلق وادع لی مئه رجل من العرب ، وخمسین رجلا من العجم ، وثلاثین رجلا من القبط ، وعشرین رجلا من الحبشه .
فاتیت بهم ، فقام رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فصف العرب ، ثم صف العجم خلف العرب ، وصف القبط خلف العجم ، وصف الحبشه خلف القبط ، ثم قام فحمد الله واثنی علیه ، ومجد الله بتمجید لم یسمع الخلائق بمثله ، ثم قال: یا معشر العرب والعجم والقبط والحبشه ، اقررتم بشهاده ان لا اله الا الله ، وحده لا شریک له ، وان محمدا عبده ورسوله ؟ قالوا: نعم . قال: «اللهم اشهد» ، حتی قالها ثلاثا ، وقال فی الثالث: اقررتم بشهاده ان لا اله الا الله ، وان محمدا عبده ورسوله ، وان علی بن ابی طالب امیر المؤمنین ، وولی امرهم بعدی ؟ قالوا: اللهم نعم ، قال: «اللهم اشهد» ، حتی قالها ثلاثا ، ثم قال لعلی علیه السلام: یا ابا الحسن ، انطلق فاتنی بصحیفه ودواه ، فاتاه بها ، فدفعها الی علی بن ابی طالب ، فقال: اکتب ، فقال: وما اکتب ؟ قال: اکتب: بسم الله الرحمان الرحیم ، هذا ما اقرت به العرب والعجم والقبط والحبشه ، اقروا بشهاده ان لا اله الا الله ، وان محمدا عبده ورسوله ، وان علی بن ابی طالب امیر المؤمنین ، وولی امرهم من بعدی .
ثم ختم الصحیفه ودفعها الی علی ، فما رایتها الی الساعه ، فقلت: یرحمک الله زدنی ، قال: نعم ، خرج رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم یوم عرفه وهو آخذ بید علی علیه السلام فقال: یا معشر الخلائق ، الله – تبارک وتعالی – باهی بکم فی هذا الیوم لیغفر لکم عامه ، ثم التفت الی علی علیه السلام فقال له: وغفر الله لشیعتک – یا علی – خاصه ، ثم قال صلی الله علیه و آله وسلم: یا علی ، ادن منی . فدنا منه ، فقال: ان السعید حق السعید من احبک واطاعک ، وان الشقی کل الشقی من عاداک ونصب لک وابغضک . یا علی ، کذب من زعم انه یحبنی ویبغضک . یا علی ، من حاربک فقد حاربنی ، ومن حاربنی فقد حارب الله . یا علی ، من ابغضک فقد ابغضنی ، ومن ابغضنی فقد اتعس الله ، ومن ابغض الله فقد اتعس الله جده ، وادخله نار جهنم (۱۱۳) .
[۴۹] وبالاسناد الی ابی عبد الله الصادق علیه السلام ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: انا سید النبیین ، ووصیی سید الوصیین ، واوصیائی ساده الاوصیاء . ان آدم علیه السلام سال الله عزوجل ان یجعل له وصیا صالحا ، فاوحی الله الیه: انی اکرمت الانبیاء بالنبوه ، ثم اخترت خلقی ، وجعلت خیارهم الاوصیاء ، [فقال آدم علیه السلام: یا رب ، اجعل وصیی خیر الاوصیاء]، ثم اوحی الله الیه: یا آدم ، اوص الی شیث ، فاوصی آدم الی شیث ، وهو هبه الله بن آدم ، واوصی شیث الی ابنه شبان ، وهو ابن نزله الحوراء التی انزلها الله علی آدم علیه السلام من الجنه ، فزوجها الله شیثا ، واوصی شبان الی مجلث (۱۱۴) ، واوصی مجلث الی محوق ، واوصی محوق الی عثمیثا ، واوصی عثمیثا الی اخنوخ وهو ادریس النبی علیه السلام ، واوصی ادریس الی ناخور ، ودفعها ناخور الی نوح النبی علیه السلام ، واوصی نوح الی سام ، واوصی سام الی غثامر ، واوصی غثامر الی برعیشاشا (۱۱۵) ، واوصی برعیشاشا الی یافث ، واوصی یافث الی بره ، واوصی بره الی جفیسیه (۱۱۶) ، واوصی جفیسیه الی عمران ، ودفعها عمران الی ابراهیم الخلیل ، واوصی ابراهیم الخلیل الی ابنه اسماعیل ، واوصی اسماعیل الی اسحاق ، واوصی اسحاق الی یعقوب ، واوصی یعقوب الی یوسف ، واوصی یوسف الی ثبریا ، واوصی ثبریا الی شعیب ، ودفعها شعیب الی موسی بن عمران ، [واوصی موسی] الی یوشع بن نون ، واوصی یوشع بن نون الی داود علیه السلام ، واوصی داود الی سلیمان ، واوصی سلیمان الی آصف بن برخیا ، واوصی آصف بن برخیا الی زکریا علیه السلام ، واوصی زکریا الی عیسی بن مریم ، ودفعها عیسی علیه السلام الی شمعون بن حمون الضیفی (۱۱۷) ، واوصی شمعون الی یحیی ، واوصی یحیی الی منذر ، واوصی منذر الی سلیمه ، واوصی سلیمه الی برده ، وانا ادفعها الیک یا علی ، وانت تدفعها الی وصیک ، ویدفعها وصیک الی اوصیائک من ولدک واحدا بعد واحد ، حتی تدفع الی خیر اهل الارض بعدک ، ولتکفرن بک الامه ، ولتخلفن علیک اختلافا [کثیرا] شدیدا ، الثابت علیک کالمقیم معی ، والشاذ عنک فی النار ، والنار مثوی الکافرین (۱۱۸) .
[۵۰] وبالاسناد الی ابن عباس ، قال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم وهو علی المنبر ، وقد بلغه عن اناس من قریش انکار تسمیه علی بن ابی طالب امیر المؤمنین ، فقال: معاشر الناس ، ان الله عزوجل بعثنی الیکم رسولا ، وامرنی ان استخلف علیکم علیا امیرا ; الا من کنت نبیه فعلی امیره ، تامیرا امره الله عزوجل علیکم ، وامرنی ان اعلمکم ذلک ; لتسمعوا [له] وتطیعوه ، اذا امرکم تاتمرون ، واذا نهاکم عن امره تنتهون . الا فلا یاتمرن احد منکم علی علی فی حیاتی ولا بعد وفاتی ; فان الله – تبارک وتعالی – امره علیکم ، وسماه امیر المؤمنین ، ولم یسم احدا قبله بهذا الاسم ، وقد ابلغتکم ما ارسلت به الیکم فی علی ، فمن اطاعنی فیه فقد اطاع الله ، ومن عصانی فیه فقد عصی الله عزوجل ، ولا حجه له عند الله ، وکان مصیره الی ما قال الله فی کتابه ، «ومن یعص الله ورسوله ویتعد حدوده یدخله نارا خالدا فیها» (۱۱۹) . (۱۲۰)
[۵۱] وبالاسناد الی منذر بن علی الغیزی (۱۲۱) عن الاعمش ، قال: بعث الی ابو جعفر الدوانیقی فی جوف اللیل ان اجب ، قال: فبقیت متفکرا فیما بینی وبین نفسی ، وقلت: ما بعث الی امیر المؤمنین فی هذه الساعه الا لیسالنی عن فضائل علی ، ولعلی ان اجبته قتلنی ! قال: فکتبت وصیتی ، ولبست کفنی ، ودخلت علیه ، فقال لی: ادن ، فدنوت وعنده عمر بن عبید (۱۲۲) ، فلما رایته طابت نفسی ، ثم قال: ادن ، فدنوت حتی کاد تمس رکبتی رکبتیه . قال: فوجد منی رائحه الحنوط ، فقال: والله لتصدقنی او لاصلبنک ! قلت: ما حاجتک یا امیر المؤمنین ؟ قال: ما شانک متحنطا ؟ قلت: اتانی رسولک [فی جوف اللیل] ان اجب ، فقلت: عسی ان یکون امیر المؤمنین بعث الی فی هذه الساعه لیسالنی عن فضائل علی ، ولعلی ان اخبرته قتلنی ، فکتبت وصیتی ولبست کفنی .
قال: فکان متکئا ، فاستوی جالسا ، وقال: لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم ، سالتک بالله یا سلیمان ، کم حدیث ترویه فی فضائل امیر المؤمنین علیه السلام ؟ قال: قلت: یسیر یا امیر المؤمنین ، قال: کم ؟ قلت: عشره آلاف حدیث ، وما زاد ، فقال: یا سلیمان ، والله لاحدثنک بحدیث فی فضائل علی تنسی کل حدیث سمعته ، قلت: حدثنی یا امیر المؤمنین ، قال: نعم ، کنت هاربا من بنی امیه ، وکنت اتردد فی البلدان ، واتقرب الی الناس بفضائل علی ، وکانوا یطعمونی ویزودونی ، حین وردت بلاد الشام ، وانی لفی کساء خلق ما علی غیره ، فسمعت الاقامه وانا جائع ، فدخلت المسجد لاصلی ، وفی نفسی ان اکلم الناس فی عشاء یعشونی ، فلما سلم الامام دخل المسجد صبیان ، فالتفت الامام الیهما وقال: مرحبا بکما ، ومرحبا بمن اسمکما علی اسمهما ، وکان الی جنبی شاب ، فقلت: یا شاب ، ما الصبیان من الشیخ ؟ قال: هو جدهما ، ولیس بالمدینه احد یحب علیا غیر هذا الشیخ ، فلذلک سمی احدهما الحسن والآخر الحسین ، فقمت فرحا ، فقلت للشیخ: هل لک فی حدیث اقر به عینیک ، قال: ان اقررت [عینی اقررت] عینیک . قال: قلت: حدثنی والدی عن ابیه عن جده قال: کنا قعودا عند رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، اذ جاءت فاطمه علیها السلام تبکی ، فقال لها النبی صلی الله علیه و آله وسلم: ما یبکیک یا فاطمه ؟ قالت: یا ابت ، خرج الحسن والحسین ، فما ادری این باتا ؟ فقال لها النبی صلی الله علیه و آله وسلم: یا فاطمه ، لا تبکی ، والله الذی خلقهما الطف بهما منک ، ورفع یده الی السماء وقال: اللهم ان کان اخذا برا وبحرا فاحفظهما وسلمهما ، فنزل جبرئیل علیه السلام من السماء ، وقال: یا محمد ، ان الله یقرئک السلام ویقول لک: لا تحزن ولا تغتم لهما ; فانهما فاضلان فی الدنیا ، فاضلان فی الآخره ، وابوهما افضل منهما ، هما نائمان فی حظیره بنی النجار ، وقد وکل الله بهما ملکا ، قال: فقام النبی فرحا ومعه اصحابه ، حتی اتوا حظیره بنی النجار ، فاذا هم بالحسن معانقا للحسین ، واذا الملک الموکل بهما قد فرش احد جناحیه تحتهما وغطاهما بالآخر ، قال: وانکب النبی صلی الله علیه و آله وسلم علیهما فقبلهما حتی انتبها ، فلما استیقظا حمل النبی صلی الله علیه و آله وسلم الحسن وحمل جبرئیل علیه السلام الحسین ، وخرج من الحظیره وهو یقول: والله لاشرفنکما کما شرفکما الله عزوجل ، فقال له ابوبکر: ناولنی احد الصبیین لاخفف عنک ، فقال: یا ابابکر ، نعم الحاملان ، ونعم الراکبان ، وابوهما افضل منهما ، فلما اتی باب المسجد قال: یا بلال ، هلم علی بالناس فی المسجد ، فنادی منادی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بالمدینه ، فاجتمع الناس عند رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فی المسجد ، فقام علی قدمیه وقال: یا معشر الناس ، ا لا ادلکم علی خیر الناس جدا وجده ؟ قالوا: بلی یا رسول الله ، قال: الحسن والحسین ; فان جدهما محمد ، وجدتهما خدیجه [بنت] خویلد . یا معشر الناس ، ا لا ادلکم علی خیر الناس اما وابا ؟ فقالوا: بلی یا رسول الله ، قال: الحسن والحسین ; فان اباهما [علی] یحب الله ورسوله ، ویحبه الله ورسوله ، وامهما فاطمه بنت رسول الله . یا معشر الناس ، ا لا ادلکم علی خیر الناس عما وعمه ؟ قالوا: بلی یا رسول الله ، قال: الحسن والحسین ; فان عمهما جعفر بن ابی طالب الطیار فی الجنه مع الملائکه ، وعمتهما ام هانی بنت ابی طالب . یا معشر الناس ، ا لا ادلکم علی خیر الناس خالا وخاله ؟ قالوا: بلی یا رسول الله ، قال: الحسن والحسین ; فان خالهما القاسم بن رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، وخالتهما زینب بنت رسول الله .
ثم قال (۱۲۳) بیده: هکذا یحشرنا الله ، ثم قال: اللهم انک تعلم ان الحسن فی الجنه ، والحسین فی الجنه ، وجدهما فی الجنه ، وجدتهما فی الجنه ، واباهما فی الجنه ، وامهما فی الجنه ، وعمهما فی الجنه ، وعمتهما فی الجنه ، وخالهما فی الجنه ، وخالتهما فی الجنه . اللهم انک تعلم: من یحبهما فی الجنه ، ومن یبغضهما فی النار .
قال: فلما قلت ذلک للشیخ ، قال: من انت یا فتی ؟ قلت: من اهل الکوفه ، قال: ا عربی انت ام مولی ؟ قلت: بل عربی ، قال: فانت تحدث بهذا الحدیث ، وانت فی هذه الکساء ! فکسانی خلعه ، وحملنی علی بغلته ، فبعتها بمئه دینار ، وقال: یا فتی ، اقررت عینی ، فوالله لاقررت عینک ، ولارشدتک الی شاب یقر عینک الیوم . قال: فقلت: ارشدنی . قال: لی اخوان ; احدهما امام ، والآخر مؤذن ، اما الامام فانه یحب علیا علیه السلام منذ خرج من بطن امه ، واما المؤذن فانه یبغض علیا منذ خرج من بطن امه . قال: قلت: ارشدنی ، فاخذ بیدی حتی اتی باب الامام ، فاذا انا برجل قد خرج الی ، قال: اما البغله والکسوه فاعرفهما ، والله ما کان فلان یحملک ویکسوک الا انک تحب الله عزوجل ورسوله صلی الله علیه و آله وسلم ، فحدثنی بحدیث فی فضائل علی علیه السلام .
قال: فقلت: اخبرنی [ابی ، عن] ابیه ، عن جده ، قال: کنا جلوسا عند النبی صلی الله علیه و آله وسلم ، اذ جاءت فاطمه علیها السلام تبکی بکاءا شدیدا ، فقال لها رسول الله: ما یبکیک یا فاطمه ؟ قالت: یا ابت ، عیرتنی نساء قریش وقلن: ان اباک زوجک من معدم (۱۲۴) لا مال له ، فقال لها النبی صلی الله علیه و آله وسلم: لا تبکی ، فوالله ما زوجتک حتی زوجک الله من فوق عرشه ، واشهد بذلک جبرئیل ومیکائیل ، وان الله اطلع علی اهل الدنیا ، فاختار من الخلائق اباک فبعثه نبیا ، ثم اطلع الثانیه ، فاختار من الخلائق علیا فزوجک ایاه ، فاتخذه وصیا ، فعلی اشجع الناس قلبا ، واعظم الناس حلما ، واسمع الناس کفا ، واقدم الناس سلما ، واعلم الناس علما ، والحسن والحسین ابناه ، فهما سیدا شباب اهل الجنه ، واسمهما فی التوراه شبیر وشبر ; لکرامتهما علی الله . عزوجل
یا فاطمه ، لا تبکی ; فوالله انه اذا کان یوم القیامه یکسی ابوک حلتین ، وعلی حلتین ، ولواء الحمد بیدی ، فاناوله علیا ; لکرامته علی الله . یا فاطمه ، لا تبکی ; فانی اذا دعیت الی رب العالمین یجی ء علی معی ، واذا شفعنی الله شفع علیا معی .
یا فاطمه ، لا تبکی ; اذا کان یوم القیامه ینادی مناد فی اهوال ذلک الیوم: یا محمد ، نعم الجد جدک ابراهیم خلیل الرحمان ، ونعم الاخ اخوک علی بن ابی طالب . یا فاطمه ، علی یعیننی علی مفاتیح الجنه ، وشیعته هم الفائزون یوم القیامه غدا فی الجنه .
قال: فلما قلت ذلک قال: یا بنی ، ممن انت ؟ قلت: من اهل الکوفه ، قال: ا عربی انت ام مولی ؟ قلت: «بل عربی » ، فکسانی ثلاثین ثوبا ، واعطانی عشره آلاف درهم ، ثم قال: یا شاب ، قد اقررت عینی ، و لی الیک حاجه ، قلت: قضیت ان شاء الله ، قال: اذا کان غدا فات الی مسجد آل فلان ، کیما تری اخی المبغض لعلی علیه السلام ، قال: وطالت علی تلک اللیله ، فلما اصبحت اتیت المسجد الذی وصف لی ، فقمت فی الصف الاول ، فاذا الی جنبی شاب متعمم ، فذهب لیرکع ، فسقطت عمامته ، فنظرت الی وجهه ، فاذا راسه راس خنزیر ، ووجهه وجه خنزیر ، فوالله ما علمت ما تکلمت به فی صلاتی حتی سلم الامام ، فقلت: یا ویحک ، ما الذی اری بک ، فبکی وقال: انظر الی هذه الدار ، فنظرت ، فقال لی: ادخل ، فدخلت وهو معی ، کلما استقر بنا المجلس قال: اعلم انی کنت مؤذنا لآل فلان ، کلما اصبحت لعنت علیا علیه السلام الف مره بین الاذان والاقامه ، وکلما کان یوم الجمعه لعنته اربعه آلاف مره .
فخرجت یوما من مسجدی ، فاتیت داری ، فاتکات علی هذا الدکان الذی تری ، فرایت فی منامی کانی بالجنه وفیها رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم وعلی علیه السلام فرحین، ورایت کان النبی صلی الله علیه و آله وسلم عن یمینه الحسن وعن یساره الحسین [و] معه کاس ، فقال: یا حسن اسقنی ، فسقاه ، ثم قال: اسق الجماعه ، فشربوا ، ثم رایت کانه قال: اسق المتکئ علی هذا الدکان ، فقال له الحسن علیه السلام: یا جد ، ا تامرنی ان اسقی هذا وهو یلعن والدی فی کل یوم الف مره بین الاذان والاقامه ؟! وقد لعنه فی هذا الیوم اربعه آلاف مره بین الاذان والاقامه !
فاتانی النبی صلی الله علیه و آله وسلم فقال لی: ما لک – علیک لعنه الله – تلعن علیا وعلی منی ، ورایت کانه تفل فی وجهی وضربنی برجله ، وقال لی: قم – غیر الله ما بک من نعمه – ، فانتبهت من نومی فاذا راسی راس خنزیر ، ووجهی وجه خنزیر ! فقال لی ابو جعفر الدوانیقی: ا هذان الحدیثان فی یدک ؟ قلت: لا ، فقال: یا سلیمان ، حب علی ایمان ، وبغضه نفاق ، والله لا یحبه الا مؤمن ، ولا یبغضه الا منافق . قال: قلت: الامان یا امیر المؤمنین ؟ قال: لک الامان . قلت: فما تقول فی قاتل الحسین علیه السلام ؟ قال: الی النار ، وکذلک کل من یقتل ولد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم الی النار وفی النار . قال: الملک عقیم یا سلیمان ، اخرج [فحدث] بما سمعت (۱۲۵) .
[۵۲] وبالاسناد الی خالد بن ربعی ، قال: ان امیر المؤمنین علیه السلام دخل مکه فی بعض حوائجه ، فوجد اعرابیا متعلقا باستار الکعبه وهو یقول: یا صاحب البیت ، البیت بیتک ، والضیف ضیفک ، ولکل ضیف من مضیفه قری (۱۲۶) ، فاجعل قرای منک اللیله المغفره ! فقال امیر المؤمنین علیه السلام لاصحابه: ا ما تسمعون کلام الاعرابی ؟ قالوا: نعم . قال: الله اکرم من ان یرد ضیفه ! قال: فلما کان فی اللیله الثانیه وجده متعلقا بذلک الرکن وهو یقول: یا عزیزا فی عزک ، فلا اعز منک فی عزک ، اعزنی بعز عزک ، فی عز لا یعلم احد کیف هو ، اتوجه الیک ، واتوسل الیک بحق محمد وآل محمد علیک ، اعطنی ما لا یعطینی احد غیرک ، واصرف عنی ما لا یصرفه احد غیرک .
قال: فقال امیر المؤمنین علیه السلام لاصحابه: هذا – والله – الاسم الاکبر بالسریانیه ، اخبرنی به حبیبی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ; ساله الجنه فاعطاه ، وساله صرف النار فصرفها عنه . قال: فلما کان فی اللیله الثالثه وجده وهو متعلق بذلک الرکن ، وهو یقول: یا من لا یحویه مکان ، ولا یخلو منه مکان ، بلا کیفیه کان ، ارزق الاعرابی اربعه آلاف درهم !
قال: فتقدم الیه امیر المؤمنین ، فقال: یا اعرابی ، سالت ربک القری فقراک ، وسالت الجنه فاعطاک ، وسالته ان یصرف عنک النار وقد صرفها عنک ، وفی هذه اللیله تساله اربعه آلاف درهم ! فقال الاعرابی: من انت ؟ قال: انا علی بن ابی طالب . قال الاعرابی: انت – والله – بغیتی ، وبک انزلت حاجتی ! قال: سل یا اعرابی . قال: ارید الف درهم للصداق ، والف درهم اقضی بها دینی ، والف درهم اشتری بها دارا ، والف درهم اتعیش بها . قال: انصفت یا اعرابی ، فاذا خرجت من مکه فاسال عن داری بمدینه الرسول صلی الله علیه و آله وسلم . فاقام الاعرابی بمکه اسبوعا ، وخرج فی طلب امیر المؤمنین علیه السلام بمدینه الرسول صلی الله علیه و آله وسلم [ونادی: من یدلنی علی دار امیر المؤمنین علی علیه السلام ؟ فقال الحسین بن علی علیهما السلام] من بین الصبیان: انا ادلک علی دار امیر المؤمنین ، وانا ابنه الحسین بن علی ، فقال الاعرابی: من ابوک ؟ فقال: علی بن ابی طالب ، قال: من امک ؟ قال: فاطمه الزهراء سیده نساء العالمین . قال: من جدک ؟ قال: رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم محمد بن عبد الله بن عبد المطلب . قال: من جدتک ؟ قال: خدیجه بنت خویلد . قال: من اخوک ؟ قال: ابو محمد [الحسن] بن علی . قال: قد اخذت الدنیا بطرفیها ، امش الی امیرالمؤمنین ، فقال: قل له: ان الاعرابی صاحب الضمان بمکه علی الباب ، قال: فدخل الحسین بن علی فقال: یا ابت ، اعرابی بالباب یزعم انه صاحب الضمان بمکه . قال: فقال: یا فاطمه ، عندک شی ء یاکل الاعرابی ؟ قالت: اللهم لا ! قال: فتلبس امیر المؤمنین علیه السلام وخرج ، وقال: ادعوا الی ابا عبد الله سلمان الفارسی ، فقال: یا ابا عبد الله ، اعرض الحدیقه التی غرسها رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم لی علی التجار . قال: فدخل سلمان رضی الله عنه السوق ، وعرض الحدیقه ، فباعها باثنی عشر الف درهم ، واحضر المال ، واحضر الاعرابی ، فاعطاه اربعه الف درهم واربعین نفقه ، ورفع [الخبر] الی سؤال المدینه فاجتمعوا الیه ، ومضی رجل من الانصار الی فاطمه علیها السلام فاخبرها بذلک ، فقالت: آجرک الله علی ممشاک ، فجلس علی علیه السلام والدراهم مصبوبه بین یدیه ، حتی اجتمع الیه اصحابه ، فقبض قبضه قبضه وجعل یعطی رجلا رجلا ، حتی لم یبق معه درهم واحد ، فلما اتی المنزل قالت له فاطمه علیها السلام: یا ابن عم ، بعت الحائط التی غرسه لک والدی ؟ قال: نعم ، بخیر منه عاجلا وآجلا ، قالت: واین ثمنه ؟ قال: دفعته الی اعین استحییت ان اذلها بذل المساله قبل ان تسالنی . قالت فاطمه علیها السلام: وانا جائعه ، وابنای جائعان ، ولاشک انک مثلنا فی الجوع ، لم تترک لنا درهما واحدا ؟! واخذت بثوب علی علیه السلام ، فقال علی: یا فاطمه ، خلینی . فقالت: لا والله ، او یحکم بینی وبینک ابی !
فهبط جبرئیل علیه السلام علی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فقال: یا محمد ، الله یقرئک السلام ، ویقول لک: اقرئ علیا منی السلام ، وقل لفاطمه: لیس لک ان تضربی علی یدیه ، ولا تلزمی ثوبه ، فلما اتی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم الی منزل علی وجد فاطمه ملازمه لعلی علیه السلام ، فقال لها: یا فاطمه ، ما لک ملازمه علی ؟ قالت: یا ابت ، باع الحائط الذی غرسته [له] باثنی عشر الف درهم ، ولم یحبس لنا منه درهما واحدا نشتری به طعاما ! فقال: یا بنیه ، جبرئیل یقرئنی من ربی السلام ویقول: «اقرئ علیا من ربه السلام » ، وامرنی ان اقول: لیس لک ان تضربی علی یدیه ولا تلزمی ثوبه . [قالت فاطمه علیها السلام: فانی استغفر الله ، ولا اعود ابدا] . قالت فاطمه علیها السلام: وخرج ابی فی ناحیه وزوجی [علی] فی ناحیه ، فما لبثت ان اتی ابی صلی الله علیه و آله وسلم ومعه سبعه دراهم سود هجریه ، فقال: یا فاطمه ، این ابن عمک ؟ فقالت له: خرج ، فقال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: هاک هذه الدراهم ، واذا جاء ابن عمی فقولی له یبتاع لکم به طعاما ، فما لبثت بها الا یسیرا حتی جاء علی علیه السلام ، فقال: ا رجع ابن عمی ; فانی اجد رائحه طیبه ؟ قالت: نعم ، وقد دفع لی شیئا تبتاع به طعاما ، فقال علی علیه السلام: هاتیه ، فدفعت الیه سبعه دراهم سود هجریه ، فقال: بسم الله ، والحمد لله کثیرا طیبا ، هذا من رزق الله ، ثم قال: یا حسن ، قم معی ، فاتیا السوق ، فاذا هما برجل واقف وهو یقول: من یقرض الملی الوفی ؟ قال: یا بنی ، تعطیه ؟ قال: ای والله یا ابت ، فاعطاه علی علیه السلام الدراهم ، فقال الحسن: یا ابتاه ، اعطیه الدراهم کلها ؟ فقال: نعم یا بنی ; ان الذی یعطی القلیل قادر علی ان یعطی الکثیر . قال: ومضی علی علیه السلام فوقف بباب رجل یستقرض منه شیئا ، فلقیه اعرابی ومعه ناقه ، فقال: یا علی ، تشتری هذه الناقه ؟ قال: لیس معی ثمنها . قال: فانی انظرک به الی المقیظ (۱۲۷) . قال: بکم هی ؟ قال الاعرابی: بمئه درهم . قال علی علیه السلام: خذها یا حسن ، فاخذها ومضی علی علیه السلام ، فلقیه اعرابی آخر – المثال واحد ، والثیاب مختلفه – فقال: یا علی ، تبیع الناقه ؟ قال: وما تصنع بها ؟ قال: اغزوا علیها اول غزوه یغزوها ابن عمک . قال: فهی لک ان قبلتها بلا ثمن . قال: معی ثمنها ، وبالثمن اشتریتها . قال: بمئه درهم . قال الاعرابی: ولک سبعون ومئه درهم . قال علی علیه السلام: خذ السبعین والمئه [و] سلم الناقه ; [المئه] للاعرابی الذی باعنا الناقه ، والسبعین لنا نبتاع بها شیئا ، فاخذ الحسن علیه السلام الدراهم وسلم الناقه .
قال علی علیه السلام: فمضیت اطلب الاعرابی الذی ابتعت منه الناقه لاعطیه ثمنها ، فرایت النبی صلی الله علیه و آله وسلم جالسا فی مکان لم اره فیه قبل ذلک ولا بعده علی قارعه الطریق ، فلما نظر النبی صلی الله علیه و آله وسلم الی تبسم ضاحکا حتی بدت نواجذه ، فقلت: اضحک الله سنک ، وبشرک بیومک . قال: یا ابا الحسن ، انک طلبت الاعرابی الذی باعک الناقه لتوفیه الثمن ؟ فقلت: ای والله ، فداک ابی وامی ، فقال: یا ابا الحسن ، الذی باعک الناقه جبرئیل ، والذی اشتراها منک میکائیل ، والناقه من نوق الجنه ، والدراهم من عند رب العالمین ، فانفقها ولا تخف اقتارا (۱۲۸) .
[۵۳] وبالاسناد الی ابن عباس ، قال النبی صلی الله علیه و آله وسلم: ان علیا وصیی وخلیفتی ، وزوجته فاطمه سیده نساء العالمین ابنتی ، والحسن والحسین سیدا شباب اهل الجنه ولدای ، من والاهم فقد والانی ، ومن جفاهم فقد جفانی ، ومن برهم فقد برنی ، وصل الله من وصلهم ، واقطع من قطعهم ، ونصر من نصرهم ، واعان من اعانهم ، وخذل [الله] من خذلهم . اللهم من کان له من انبیائک ورسلک ثقل واهل بیت فعلی وفاطمه والحسن والحسین اهل بیتی وثقلی ، فاذهب عنهم الرجس ، وطهرهم تطهیرا (۱۲۹) .
[۵۴] وبالاسناد الی ابن عباس ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: من سره ان یجمع الله له الخیر کله فلیتوال علیا بعدی ، ولیوال اولیاءه ، ولیعاد اعداءه (۱۳۰) .
[۵۵] وبالاسناد الی ابن قدامه القدامی (۱۳۱) ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: من من الله علیه بمعرفه اهل بیتی وولایتهم فقد جمع الله له الخیر کله (۱۳۲) .
[۵۶] وبالاسناد الی زید بن علی ، عن آبائه ، عن امیرالمؤمنین علیه السلام ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: یا علی ، من احبنی واحبک واحب الائمه من ولدک ، فلیحمد الله علی ولادته ومولده (۱۳۳) ; فانه لا یحبنا الا من طابت ولادته ، ولا یبغضنا الا من خبثت ولادته (۱۳۴) .
[۵۷] وبالاسناد عن الاصبغ بن نباته ، قال: قال امیر المؤمنین علیه السلام: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم یقول: انا سید ولد آدم ، وانت – یا علی – والائمه من ولدک (۱۳۵) ساده امتی . من احبنا فقد احب الله ، ومن ابغضنا فقد ابغض الله ، ومن والانا فقد والی الله ، ومن عادانا فقد عادی الله ، ومن اطاعنا فقد اطاع الله ، ومن عصانا فقد عصی الله (۱۳۶) .
[۵۸] وبالاسناد الی سلمان الفارسی ، قال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم یقول: یا معشر المهاجرین والانصار ، ا لا ادلکم علی ما ان تمسکتم به لن تضلوا بعدی ابدا ؟ قالوا: بلی یا رسول الله . قال: هذا علی – اخی ووصیی ووزیری ووارثی وخلیفتی – امامکم ، فاحبوه بحبی ، واکرموه لکرامتی ; فان جبرئیل امرنی ان اقول لکم (۱۳۷) .
[۵۹] وبالاسناد الی زید بن ارقم ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: ا لا ادلکم علی ما ان استدللتم به لن تهلکوا ولن تضلوا ؟ قالوا: بلی یا رسول الله ، قال: ان امامکم وولیکم علی بن ابی طالب ، فوازروه وناصحوه وصدقوه ; فان جبرئیل امرنی بذلک (۱۳۸) .
[۶۰] وبالاسناد الی الباقر علیه السلام ، عن ابی برزه ، عن النبی صلی الله علیه و آله وسلم: ان الله عزوجل عهد الی فی علی بن ابی طالب علیه السلام عهدا . قلت: یا رب ، بینه لی . قال: اسمع . قلت: سمعت . قال: ان علیا علیه السلام رایه الهدی ، وامام اولیائی ، ونور من اطاعنی ، وهو الکلمه التی الزمتها المتقین ، فمن احبه احبنی ، ومن اطاعه اطاعنی (۱۳۹) .
[۶۱] وبالاسناد الی ابی جعفر الباقر علیه السلام ، فی حدیث طویل یقول فیه: ان الله – تبارک وتعالی – لما اسری نبیه صلی الله علیه و آله وسلم قال له: یا محمد ، انه اذا انقضت نبوتک ، وانقضی اجلک ، فمن لامتک بعدک ؟ فقلت: یا رب ، انی قد بلوت خلقک ، فلم اجد احدا اطوع لی من علی بن ابی طالب ، فقال الله عزوجل : و لی یا محمد ، [فمن لامتک؟ فقلت: یا رب انی قد بلوت خلقک ، فلم اجد احدا اشد حبا لی من علی بن ابی طالب . فقال عزوجل : ولی یا محمد] فابلغه انه رایه الهدی ، وامام اولیائی ، ونور لمن اطاعنی (۱۴۰) .
[۶۲] وبالاسناد الی الصادق علیه السلام ، عن آبائه علیهم السلام ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: لیله اسری بی الی السماء کلمنی ربی – جل جلاله – ، فقال: یا محمد ، فقلت: لبیک ربی ، فقال: ان علیا حجتی بعدک علی خلقی ، وامام اهل طاعتی ، من اطاعه فقد اطاعنی ، ومن عصاه فقد عصانی ، فانصبه علما لامتک یهتدون به بعدک (۱۴۱) .
[۶۳] وبالاسناد الی ابی جعفر الباقر علیه السلام ، عن ابیه ، عن جده علیهم السلام ، قال: خرج رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ذات یوم وهو راکب ، وخرج علی علیه السلام وهو یمشی ، فقال له: یا ابا الحسن ، اما ان ترکب ، واما ان تنصرف ; فان الله عزوجل امرنی ان ترکب اذا رکبت ، وتمشی اذا مشیت ، وتجلس اذا جلست ، الا [ان] یکون حد من حدود الله لابد لک من القیام والقعود فیه ، وما اکرمنی الله بکرامه الا وقد اکرمک بمثلها ، وخصنی بالنبوه والرساله ، وجعلک ولیی فی ذلک ، تقوم فی حدوده وفی صعب اموره ، والذی بعث محمدا بالحق نبیا ما آمن بی من انکرک ، ولا اقر بی [من] جحدک ، ولا آمن بالله من کفر بک ، وان فضلک لمن فضلی ، وان فضلی لفضل الله ، وهو قول ربی عزوجل : « قل بفضل الله وبرحمته فبذلک فلیفرحوا هو خیر مما یجمعون » (۱۴۲) فبفضل الله نبوه نبیکم ، وبرحمته ولایه علی بن ابی طالب علیه السلام ، «فبذلک » قال: بالنبوه والولایه ، «فلیفرحوا» یعنی الشیعه و «هو خیر مما یجمعون » یعنی مخالفیهم من الاهل والمال والولد فی دار الدنیا .
والله یا علی ، ما خلقت الا لیعبد ربک ، ولتعرف بک معالم الدین ، ویصلح بک دارس السبل (۱۴۳) ، ولقد ضل من ضل عنک ، ولن یهتدی الی الله من لم یهتد الیک والی ولایتک ، وهو قول ربی عزوجل : « وانی لغفار لمن تاب وآمن وعمل صالحا ثم اهتدی » (۱۴۴) یعنی الی ولایتک .
ولقد امرنی ربی – تبارک وتعالی – ان افرض من حقک ما افرضه من حقی ، وان حقک لمفروض علی من آمن بی ، ولولاک لم یعرف حزب الله ، وبک یعرف عدو الله ، ومن لم یلقه بولایتک لم یلقه بشی ء ، ولقد انزل الله عزوجل : « یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک » یعنی فی ولایتک یا علی «وان لم تفعل فما بلغت رسالته » (۱۴۵) ولو لم ابلغ ما امرت به من ولایتک لحبط عملی ، ومن لقی الله عزوجل بغیر ولایتک فقد حبط عمله ، وعدا ینجز لی ، وما اقول الا قول ربی – تبارک وتعالی – ، وان الذی اقول لمن الله عزوجل انزله فیک (۱۴۶) .
[۶۴] وبالاسناد الی ابن عباس ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: ان الله – تبارک وتعالی – اوحی الی انه جاعل لی من اهلی اخا ووارثا وخلیفه ووصیا ، فقلت: یا رب ، من هو ؟ [فاوحی الی عزوجل : یا محمد ، انه امام امتک ، وحجتی علیها بعدک . فقلت: یا رب ، من هو؟] فاوحی الی: یا محمد ، ذاک من احبه ویحبنی ، ذاک المجاهد فی سبیلی ، المقاتل لناکثی عهدی ، والقاسطین فی حکمی ، والمارقین من دینی ، ذلک ولیی حقا ، زوج ابنتک ، وابو ولدیک ، علی بن ابی طالب علیه السلام (۱۴۷) .
[۶۵] وبالاسناد الی الحسن بن علی علیهما السلام ، قال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم یقول: انا سید النبیین ، وعلی بن ابی طالب سید الوصیین ، والحسن والحسین سیدا شباب اهل الجنه ، والائمه بعدهما ساده المتقین ; ولینا ولی الله ، وعدونا عدو الله ، وطاعتنا طاعه الله ، ومعصیتنا معصیه الله (۱۴۸) .
[۶۶] وبالاسناد الی الصادق علیه السلام ، عن آبائه ، عن علی علیه السلام قال: لقد هممت بتزویج فاطمه بنت محمد – صلوات الله علیها – حینا ، ولم اتجرا ان اذکر ذلک للنبی صلی الله علیه و آله وسلم ، وان ذلک لیختلج فی صدری لیلا ونهارا ، حتی دخلت علی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، [فقال: یا علی . قلت: لبیک ، یا رسول الله] قال: هل لک فی التزویج ؟ قلت: الله ورسوله اعلم . واذا هو یرید ان یزوجنی بعض نساء قریش ، وانی لخائف علی فوت فاطمه ، فما شعرت بشی ء حتی اتانی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فقال: اجب رسول الله واسرع . فما راینا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم اشد فرحا منه الیوم ، فاتیته مسرعا ، فاذا هو فی حجره ام سلمه ، فلما نظر الی تهلل وجهه [و] یتبسم ، حتی نظرت الی بیاض اسنانه تبرق ، فقال النبی صلی الله علیه و آله وسلم: [ابشر] یا علی ; فان الله قد کفانی ما اهمنی من امر تزویجک . فقلت: وکیف ذلک یا رسول الله ؟ فقال: اتانی جبرئیل علیه السلام ومعه سنبل من الجنه وقرنفلها ، فناولینها ، فاخذتهما وشممتهما . فقلت: ما سبب هذا السنبل والقرنفل ؟ فقال: ان الله – تبارک وتعالی – امر سکان الجنه من الملائکه ومن فیها ان یزینوا الجنان کلها بمغارسها واشجارها وثمارها وقصورها ، وامر ریحها هبت بانواع العطر والطیب ، وامر حور عینها بالقراءه بسوره یس وحمعسق .
ثم نادی مناد من تحت العرش: الا ان الیوم یوم ولیمه علی بن ابی طالب علیه السلام ، [الا انی اشهدکم انی قد زوجت فاطمه بنت محمد من علی بن ابی طالب]، رضی منی بعضهما لبعض ، ثم بعث الله – تبارک وتعالی – سحابه بیضاء ، فمطرت علیهم من لؤلؤها وزبرجدها ویواقیتها ، وقامت الملائکه فنثرت من سنبلها وقرنفلها ، وهذا مما نثرت الملائکه .
ثم امر الله تعالی ملکا من ملائکه الجنه یقال له راجیل (۱۴۹) ، ولیس فی الملائکه بابلغ منه ، فقال: اخطب یا راجیل ، فخطب بخطبه لم یسمع بمثلها اهل السماء ولا اهل الارض ، ثم نادی مناد: الا یا ملائکتی وسکان جنتی ، بارکوا علی علی بن ابی طالب علیه السلام حبیب محمد ، وفاطمه بنت محمد صلی الله علیه و آله وسلم ، فقد بارکت علیهما . الا انی زوجت احب النساء الی بعد النبیین والمرسلین . فقال راجیل الملک: یا رب ، وما برکتک فیها باکثر مما راینا فی جنانک ودارک ؟
فقال عزوجل : یا راجیل ، ان من برکتی علیهما ان اجمعهما علی محبتی ، واجعلهما حجه علی خلقی . وعزتی وجلالی لاخلقن منهما خلقا ، ولانشان منهما ذریه اجعلهم خزانی فی ارضی ، ومعادن لعلمی ، ودعاه الی دینی ، بهم احتج علی خلقی بعد النبیین والمرسلین .
فابشر یا علی ; فان الله عزوجل اکرمک کرامه لم یکرم بمثلها احدا ، وقد زوجتک ابنتی فاطمه علی ما زوجک الرحمان ، وقد رضیت لها بما رضی الله لها ، فدونک اهلک ; فانک احق بها منی ، ولقد اخبرنی جبرئیل علیه السلام: ان الجنه مشتاقه الیکما ، ولولا ان الله قدر ان یخرج منکما ما یتخذه علی الخلائق حجه لاجاب فیکما الجنه واهلها . نعم الاخ انت ، ونعم الختن (۱۵۰) انت ، ونعم الصاحب انت ، وکفی برضی الله رضی .
فقال علی علیه السلام: فقلت: یا رسول الله ، بلغ من قدری حتی ذکرت فی الجنه ، وزوجنی الله فی ملائکته ! فقال صلی الله علیه و آله وسلم: ان الله اذا اکرم ولیه واحبه ، اکرمه بما لا عین رات ولا اذن سمعت، فاحباها الله لک یا علی ، فقال علی علیه السلام: «رب فقال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: آمین (۱۵۲) .
[۶۷] وبالاسناد الی الصادق علیه السلام ، عن آبائه ، عن امیر المؤمنین علیه السلام ، قال: قال [لی] رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم علی منبره: یا علی ، ان الله عزوجل احب (۱۵۳) لک حب المساکین والمستضعفین فی الارض ، ورضیت بهم اخوانا ، ورضوا بک اماما ، فطوبی لمن احبک وصدق علیک ، وویل لمن ابغضک وکذب علیک .
یا علی ، انت العالم بالامه (۱۵۴) ، فمن احبک فاز ، ومن ابغضک هلک .
یا علی ، انا مدینه العلم ، وانت بابها ، وهل تؤتی المدینه الا من بابها ؟
[یا] علی ، اهل مودتک کل اواب حفیظ ، وکل ذی طمر (۱۵۵) لو اقسم علی الله باسمه لابر قسمه .
یا علی ، اخوانک کل طاهر زاک مجتهد ، یحب فیک ویبغض فیک ، محتقر عند الناس ، عظیم المنزله عند الله .
یا علی ، محبوک عند الله (۱۵۶) فی دار الفردوس ، لا یاسفون علی ما خلفوا من الدنیا .
یا علی ، انا ولی لمن والیت ، وانا عدو لمن عادیت . یا علی ، من احبک فقد احبنی ، ومن ابغضک فقد ابغضنی .
یا علی ، اخوانک ذبل الشفاه ، تعرف الرهبانیه فی وجوههم .
یا علی ، اخوانک یفرحون فی مواطن: عند خروج انفسهم ، وانا شاهدهم وانت ، وعند المساءله فی قبورهم ، وعند العرض الاکبر ، وعند الصراط اذا سئل الخلق عن ایمانهم فلم یجیبوا .
یا علی ، حربک حربی ، وسلمک سلمی ، وحربی حرب الله ، ومن سالمک فقد سالمنی ، ومن سالمنی فقد سالم الله .
یا علی ، بشر اخوانک بان الله عزوجل قد رضی عنهم ، اذ رضیتک لهم قائدا ورضوا بک ولیا .
یا علی ، انت امیر المؤمنین ، وقائد الغر المحجلین .
یا علی ، شیعتک المنتجبون ، ولولا انت وشیعتک ما قام لله عزوجل دین ، فلولا من فی الارض منکم لما انزلت السماء قطرها .
یا علی ، لک کنز فی الجنه ، وانت ذوقرنیها ، وشیعتک تعرف بحزب الله .
یا علی ، انت وشیعتک القائمون بالقسط ، وخیره الله من خلقه .
یا علی ، انا اول من ینفض التراب عن راسه وانت معی ، ثم سائر الخلق .
یا علی ، انت وشیعتک علی الحوض ، تسقون من احببتم ، وتمنعون من کرهتم ، وانتم آمنون یوم الفزع الاکبر فی ظل العرش ، یفزع الناس ولا تفزعون ، ویحزن الناس ولا تحزنون ، فیکم نزلت هذه الآیه: «ان الذین سبقت لهم منا الحسنی اولئک عنها مبعدون » (۱۵۷) وفیکم نزلت: «لا یحزنهم الفزع الاکبر وتتلقاهم الملائکه هذا یومکم الذی کنتم توعدون » (۱۵۸) .
یا علی ، انت وشیعتک تطلبون فی الموقف ، وانتم فی الجنان منعمون .
یا علی ، ان الملائکه والخزان مشتاقون الیک (۱۵۹) ، وان حمله العرش والملائکه المقربین لیخصونکم بالدعاء ، ویسالون الله لمجیئکم (۱۶۰) ، ویفرحون بمن قدم علیهم منکم ، کما یفرح الاهل بالغائب القادم بعد طول الغیبه .
یا علی ، شیعتک الذین یخافون فی السر ، وینصحونه فی العلانیه .
یاعلی ، شیعتک الذین یتنافسون فی الدرجات ; لانهم یلقون الله عزوجل وما علیهم من ذنب .
یا علی ، اعمال شیعتک تعرض علی [فی] کل جمعه ، فافرح بصالح ما یبلغنی من اعمالهم ، واستغفر لسیئاتهم .
یا علی ، ذکرک فی التوراه ، وذکر شیعتک قبل ان یخلقوا بکل خیر ، وکذلک فی الانجیل ، فاسال اهل الانجیل واهل الکتاب عن الیا ، یخبروک مع علمک بالتوراه والانجیل ، وانهم لیغلطون (۱۶۱) الیا ، وما یعرفونه وما یعرفون شیعته ، وانما یعرفونهم بما یجدونه فی کتبهم .
یا علی ، ان اصحابک ذکرهم فی السماء اکثر واعظم من ذکر اهل الارض لهم بالخیر ، فلیفرحوا بذلک ولیزدادوا اجتهادا .
[یا علی] ان ارواح شیعتک لتصعد الی السماء فی رقادهم ووفاتهم ، فینتظر کما ینتظر الناس الی الهلال شوقا الیهم ، ولما یرون من منزلتهم عند الله .
یا علی ، قل لاصحابک العارفین بک ، یتنزهون عن الاعمال التی یفارقها عدوهم ، فما من یوم ولیله الا ورحمه من الله – تبارک وتعالی – تغشاهم ، فلیجتنبوا الدنس .
یا علی ، اشتد غضب الله عزوجل علی من قلاهم ، وبرئ منک ومنهم ، واستبدل بک وبهم ، ومال الی عدوک ، وترک شیعتک (۱۶۲) واختار الضلال ، ونصب الحرب لک وشیعتک ، وابغضنا اهل البیت وابغض من والاک ونصرک واختارک وبذل مهجته وماله فینا .
یا علی ، اقراهم منی السلام من لم ارهم ولم یرنی ، واعلمهم انهم اخوانی الذین اشتاق الیهم ، فلیلقوا علمی الی من یبلغ القرون من بعدی ، ولیتمسکوا بحبل الله ولیعتصموا به ، ولیجتهدوا فی العمل ; فانا لا نخرجهم من هدی الی الضلاله ، واخبرهم ان الله عزوجل عنهم راض ، وانهم یباهی بهم ملائکته ، وینظر الیهم کل جمعه برحمته ، ویامر الملائکه ان تستغفر لهم .
یا علی ، لا تغرب (۱۶۳) عن نصره قوم یبلغهم او یسمعون انی احبک ، فاحبوک بحبی ایاک ، فدانوا الله عزوجل بذلک ، واعطوک صفو الموده فی قلوبهم ، واختاروک علی الآباء والاخوه والاولاد ، وسلکوا طریقک ، وقد حملوا علی المکاره فینا فابوا الا نصرنا وبذل المهج فینا ، مع الاذی وسوء القول ، وما یقاسونه من مضاضه ذلک ، فکن بهم رحیما ، واقنع بهم ; فان الله اختارهم بعلمه لنا من بین الخلق ، وخلقهم من طینتنا ، واستودعهم سرنا ، والزم قلوبهم معرفه حقنا ، وشرح صدورهم ، وجعلهم مستمسکین بحبلنا ، لا یؤثرون علینا من خالفنا مع ما یزول من الدنیا عنهم . ایدهم الله ، وسلک بهم طریق الهدی ، واعتصموا به والناس فی غمه الضلاله متحیرون فی الاهواء ، عموا عن الحجه وما جاء من عند الله ، فهم یصبحون ویمسون فی سخط الله ، وشیعتک علی منهاج الحق والاستقامه ، لا یستانسون الی من خالفهم ، ولیست الدنیا منهم ، ولیسوا منها ، اولئک مصابیح الدجی (۱۶۴) .
[۶۸] وبالاسناد الی ابن عباس ، قال: صلینا العشاء الآخره ذات لیله مع رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، فلما سلم اقبل [علینا] بوجهه ثم قال: اما انه سینقض کوکب من السماء مع طلوع الفجر ، فیسقط فی دار احدکم ، فمن سقط ذلک الکوکب فی داره فهو وصیی وخلیفتی والامام بعدی ، فلما کان قرب الفجر جلس کل واحد منا فی داره ینتظر سقوط الکوکب ، وکان اطمع القوم فی ذلک ابی العباس بن عبد المطلب ، فلما طلع الفجر انقض الکوکب من الهواء ، فسقط فی دار علی بن ابی طالب علیه السلام ، فقال النبی صلی الله علیه و آله وسلم لعلی علیه السلام: یا علی ، والذی بعثنی بالنبوه لقد وجبت لک الوصیه والخلافه والامامه بعدی ، فقال المنافقون – عبد الله بن ابی واصحابه -: لقد ضل محمد فی محبه ابن عمه وغوی ، ما ینطق فی شانه الا بالهوی ، فانزل الله «والنجم اذا هوی × ما ضل صاحبکم » یعنی فی محبه علی بن ابی طالب علیه السلام «وما غوی × وما ینطق عن الهوی » یعنی فی شانه «ان هو الا وحی یوحی » (۱۶۵) . (۱۶۶)
[۶۹] وبالاسناد الی عائشه ، قالت: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم یقول: انا سید الاولین والآخرین ، وعلی بن ابی طاب سید الوصیین ، وهو اخی ووارثی وخلیفتی علی امتی ; ولایته فریضه ، واتباعه فضیله ، ومحبته الی الله وسیله ، فحزبه حزب الله ، وشیعته انصار الله ، واولیاؤه اولیاء الله ، واعداؤه اعداء الله ، وهو امام المسلمین ، ومولی المؤمنین ، وامیرهم بعدی (۱۶۷) .
[۷۰] وبالاسناد الی علی بن موسی الرضا ، عن آبائه علیهم السلام ، عن النبی صلی الله علیه و آله وسلم ، قال: من سره ان ینظر الی القضیب الیاقوت الاحمر الذی غرسه الله بیده ویکون مستمسکا به ، فلیتول علی بن ابی طالب والائمه من ولده ; فانهم خیره الله وصفوته ، وهم المعصومون من کل ذنب وخطیئه (۱۶۸) .
[۷۱] وبالاسناد الی زید بن ثابت ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: من احب علیا فی حیاته وبعد موته ، کتب الله عزوجل له من الامن والایمان ما طلعت علیه الشمس وغربت ، ومن ابغضه فی حیاته وبعد موته [مات میته] جاهلیه ، وحوسب بما عمل (۱۶۹) .
[۷۲] وبالاسناد الی الباقر علیه السلام ، عن آبائه علیهم السلام ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم لعلی: یا علی ، ما بت حبک فی قلب امرئ مؤمن فزلت به قدمه علی الصراط ، الا ثبتت [له قدم] حتی یدخله الله عزوجل بحبک الجنه (۱۷۰) .
[۷۳] وبالاسناد الی الکاظم علیه السلام ، قال: بینا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم جالس اذ دخل علیه ملک له اربعه وعشرون وجها ، فقال له رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: حبیبی جبرئیل ، لم ارک فی هذه [مثل] الصوره ، فقال الملک: لست بجبرئیل ، انا محمود (۱۷۱) ، بعثنی الله عزوجل ان ازوج النور من النور ، فقال: ممن من ؟ فقال: فاطمه من علی . فلما ولی الملک اذا بین کتفیه: «محمد رسول الله ، علی وصیه » ، فقال له رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: منذ کم کتب هذا بین کتفیک ؟ قال: من قبل ان یخلق الله عزوجل آدم باثنین وعشرین الف عام (۱۷۲) .
[۷۴] وبالاسناد الی الباقر علیه السلام ، قال: اوحی الله عزوجل الی محمد صلی الله علیه و آله وسلم: یا محمد ، انی خلقتک ولم تک شیئا ، ونفخت فیک من روحی کرامه منی ، اکرمتک بها حتی اوجبت لک الطاعه علی خلقی جمیعا ، فمن اطاعک فقد اطاعنی ، ومن عصاک فقد عصانی ، واوجبت ذلک فی علی وفی نسله من اختصصت منهم لنفسی (۱۷۳) .
[۷۵] وبالاسناد الی الاصبغ بن نباته ، قال امیر المؤمنین علیه السلام فی بعض خطبه: ایها الناس ، اسمعوا قولی واعقلوه عنی ; فان الفراق قریب ، انا امام البریه ، ووصی خیر الخلیقه ، وزوج سیده نساء هذه الامه ، وابو العتره الطاهره والائمه الهادیه ، انا اخو رسول الله ووصیه ووزیره وصاحبه وصفیه وحبیبه وخلیله ، انا امیر المؤمنین ، وقائد الغر المحجلین ، وسید الوصیین ، حربی حرب الله ، وسلمی سلم الله ، وطاعتی طاعه الله ، وولایتی ولایه الله ، وشیعتی اولیاء الله ، وانصاری انصار الله ، والذی خلقنی ولم اک شیئا ، لقد علم المستحفظون من اصحاب محمد صلی الله علیه و آله وسلم ان الناکثین والقاسطین والمارقین ملعونون علی لسان [النبی] الامی ، وقد خاب من افتری (۱۷۴) .
[۷۶] وبالاسناد الی الصادق علیه السلام ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: یا علی ، انت اخی ووارثی ووصیی وخلیفتی فی اهلی وامتی ، فی حیاتی وبعد مماتی ، محبک محبی ومبغضک مبغضی . یا علی ، انا وانت ابوا هذه الامه . یا علی ، انا وانت والائمه من ولدک ساده فی الدنیا وملوک فی الآخره ، من عرفنا فقد عرف الله ، ومن انکرنا [فقد] انکر الله (۱۷۵) . عزوجل
[۷۷] وبالاسناد الی ابن عباس ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: قال الله عزوجل : لو اجتمع الناس کلهم علی ولایه علی ما خلقت النار (۱۷۶) .
[[۷۸] وبالاسناد الی زیاد الکرخی ، قال: سمعت ابا عبد الله جعفر بن محمد الصادق علیه السلام] یقول: لو ان عدو علی جاء الی الفرات وهو یزخ زخیخا (۱۷۷) ، قد اشرف ماؤه علی جنبتیه ، فتناول منه شربه وقال: «بسم الله » ، واذا شربها قال: «الحمد لله » ، ما کان ذلک الا میته او دما مسفوحا او لحم خنزیر (۱۷۸) .
[۷۹] وبالاسناد الی ابن عباس ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: اتانی جبرئیل وهو فرح مستبشر ، فقلت له: حبیبی جبرئیل ، مع ما انت فیه من الفرح ، ما منزله اخی وابن عمی علی بن ابی طالب عند ربه ؟ فقال جبرئیل: یا محمد ، والذی بعثک بالحق نبیا ، واصطفاک بالرساله ، ما هبطت فی وقتی هذا الا لهذا . یا محمد ، الله العلی الاعلی یقرا علیک السلام ، [و] یقول: محمد نبی رحمتی ، وعلی مقیم حجتی ; لا اعذب من والاه وان عصانی ، ولا ارحم من عاداه وان اطاعنی !
قال ابن عباس: ثم قال صلی الله علیه و آله وسلم: «اذا کان یوم القیامه اتانی جبرئیل وبیده لواء الحمد وهو سبعون شقه ، الشقه منه اوسع من الشمس والقمر ، فیدفعه الی ، وآخذه وادفعه الی علی بن ابی طالب » ، فقال رجل (۱۷۹) : یا رسول الله ، وکیف یطیق علی علی حمل اللواء وقد ذکرت انه سبعون شقه ، الشقه منه اوسع من الشمس والقمر ؟ فغضب علیه ، ثم قال: یا رجل ، انه اذا کان یوم القیامه اعطی علیا من القوه مثل قوه جبرئیل ، ومن الجمال مثل جمال یوسف ، ومن الحلم مثل حلم رضوان ، ومن الصوت مثل صوت داود ، ولولا ان داود خطیب فی الجنان لاعطی مثل صوته ، وان علیا اول من یشرب من السلسبیل والزنجبیل (۱۸۰) ، وان لعلی وشیعته من الله عزوجل مقاما محمودا یغبطه به الاولون (۱۸۱) [والآخرون] .
[۸۰] وبالاسناد الی علی بن موسی الرضا ، عن ابیه ، عن آبائه علیهم السلام ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: علی منی ، وانا من علی ، قاتل الله من قاتل علیا ، لعن الله من خالف علیا . علی امام الخلیقه بعدی ; من تقدم علیه فقد تقدم علی ، ومن فارقه فقد فارقنی ، ومن آثر علیه فقد آثر علی. انا سلم لمن سالمه ، [و] حرب لمن حاربه ، وولی لمن والاه ، وعدو لمن عاداه (۱۸۲) .
[۸۱] وبالاسناد الی الصادق علیه السلام ، عن ابیه ، عن علی علیه السلام ، قال: قال النبی صلی الله علیه و آله وسلم: اذا کان یوم القیامه یؤتی بک – یا علی – علی عجله (۱۸۳) ناقه من نور ، وعلی راسک تاج له اربعه ارکان ، علی کل رکن ثلاثه اسطر: «لا اله الا الله ، محمد رسول الله ، علی ولی الله » ، وتعطی مفاتیح الجنه ، ثم یوضع لک کرسی معرف بکرسی الکرامه ، فتقعد علیه ، ثم تجمع لک الاولون والآخرون فی صعید واحد ، وتامر بشیعتک الی الجنه ، وباعدائک الی النار ، فانت قسیم الجنه ، وانت قسیم النار ، ولقد فاز من تولاک ، وخسر من عاداک ، فانت فی ذلک الیوم امین الله ، وحجه الله الواضحه (۱۸۴) .
فهذا نهایه ما استطرفناه من کتاب الامالی للصدوق ، واما من غیره:
[ما نقله المؤلف من غیر کتاب الامالی]
[۸۲] فمنه ما رواه صاحب کتاب المقامات مرفوعا الی ابن عباس ، قال: رایت علیا یوما فی سکک (۱۸۵) المدینه یسلک طریقا لم یکن [له] منفذ ، فجئت فاعلمت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، فقال: ان علیا علم الهدی ، والهدی طریقه . قال: فمضی علی ذلک ثلاثه ایام ، فلما کان الیوم الرابع امرنا ان ننطلق (۱۸۶) فی طلبه .
قال ابن عباس ، فمضیت الی الدرب الذی رایته فیه ، واذا بیاض درعه فی ضوء الشمس یلمع مثل البرق ، فاتیت مسرعا فاعلمت رسول الله بقدومه ، فقام الیه فلاقاه واعتنقه ، وحل عن الدرع بیده ، فجعل یتفقد جسده . فقال له عمر: کانک تظن انه کان فی الحرب ! فقال له النبی صلی الله علیه و آله وسلم: یا عمر ، والله لقد ولی امیر المؤمنین علی اربعین الف ملک ، وقتل اربعین الف عفریت ، واسلم علی یده اربعون قبیله من الجن فی هذه الوقعه ; اخبرنی جبرئیل من ربی بذلک .
واعلم – یا عمر – ان الشجاعه عشره اجزاء ; تسعه منها فی علی ، وواحده فی سائر الناس . والشرف عشره اجزاء ، تسعه منها فی علی ، وواحده فی سائر الناس ، وان علیا منی بمنزله الذراع من الید ، وبمنزله الراس من الجسد ، وهو یدی التی اصول بها ، وسیفی الذی اجالد فیه الاعداء ، وان المحب له مؤمن صادق ، والمخالف له کافر منافق ، والمقتفی لاثره لاحق (۱۸۷) .
[۸۳] ومن کتاب الفردوس ، عن جابر رضی الله عنه ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: مکتوب علی باب الجنه: لا اله الا الله ، محمد رسول الله ، علی ولی الله ، اخذت ولایته وعهده علی الذر قبل خلق السماوات والارض بالفی عام ، فمن سره ان یلقی الله وهو عنه راض فلیتوال علیا وعترته ، فهم نجبائی واولیائی وخلفائی (۱۸۸) .
[۸۴] وعنه صلی الله علیه و آله وسلم (۱۸۹) قال: اول ما خلق الله نوری ; ابتدعه من نوره ، واشتقه من جلال عظمته ، فاقبل نوری یطوف بالقدره حتی وصل الی جلال العظمه فی ثمانین الف سنه ، ثم سجد لله تعظیما ، ففتق منه نور علی ، فکان محیطا بالعظمه ، ونور علی محیط بالقدره ، ثم خلق العرش واللوح والقلم والشمس والقمر والنجوم وضوء النهار وضوء الابصار ، والعقل والمعرفه ، وابصار العباد واسماعهم وقلوبهم من نور علی علیه السلام ، ونوره مشتق من نوری ، ونوری مشتق من نور الله تعالی ; فنحن الاولون ، ونحن الآخرون ، ونحن السابقون ، ونحن اللاحقون ، ونحن الشافعون المشفعون ، ونحن کلمه الله ، ونحن خاصه الله ، ونحن احباء الله ، ونحن وجه الله ، ونحن امناء الله ، ونحن خزنه وحی الله وسدنه (۱۹۰) غیب الله ، ونحن معدن التنزیل ، وعندنا معنی التاویل ، وفی ابیاتنا (۱۹۱) هبط جبرئیل ، ونحن مختلف امر الله ، ونحن منتهی غیب الله ، ونحن محال قدس الله ، ونحن مصابیح الحکمه ومفاتیح الرحمه وینابیع النعمه ، ونحن شرف الامه وساده الائمه . ونحن الولاه ، ونحن الهداه ، ونحن الدعاء والسقاه والکماه ، وحبنا [طریق النجاه] وعین الحیاه ، ونحن السبیل والسلسبیل ، والمنهج القویم ، والصراط المستقیم .
من آمن بنا آمن بالله ، ومن رد علینا رد علی الله ، ومن شک فینا شک فی الله ، ومن عرفنا عرف الله ، ومن تولی عنا تولی عن الله ، ومن تبعنا اطاع الله ، ومن خالفنا فقد عصی الله ، ونحن الوسیله الی الله ، والوصله الی رضوانه ، ولنا العصمه والخلافه والرشد والهدایه ، وفینا النبوه والامامه والولایه ، ونحن معدن الحکمه وباب الحکمه وباب الرحمه ، ونحن کلمه التقوی والمثل الاعلی والحجه العظمی ، والعروه الوثقی التی من تمسک بها نجی ، وتمت له البشری (۱۹۲) .
[۸۵] وروی عن الصادق علیه السلام ، عن ابیه ، عن جده امیر المؤمنین علیه السلام ، انه قال: ان الله تعالی خلق نور محمد صلی الله علیه و آله وسلم قبل خلق المخلوقات کلها باربعمئه الف سنه واربعه وعشرین الف سنه ، وخلق معه اثنی عشر حجابا ، والمراد بالحجب الائمه الاثنی عشر علیهم السلام ، فهم الکلمه التی یکلم الله بها ، ثم ابدی منها سائر الکلمه ، والنعمه التی [افاضها و] افاض منها سائر النعم ، والامه التی اخرجها واخرج منها سائر الامم ، ولسانه المعبر عنه ، ویده المبسوطه بالفضل والکرم ، وقوامه علی عباده بالحکم والحکم (۱۹۳) .
[۸۶] عن ابی حمزه الثمالی ، قال: سمعت علی بن الحسین علیهما السلام یقول: «ان الله تعالی خلق محمدا وعلیا والطیبین من عترته من نور عظمته ، واقامهم اشباحا قبل سائر المخلوقات » ، ثم قال لی: ا تظن ان الله تعالی لم یخلق خلقا سواکم ؟ بلی والله لقد خلق الله تعالی الف الف آدم والف الف عالم ، وانتم والله فی آخر تلک العوالم (۱۹۴) .
[۸۷] وعن ابی حمزه الثمالی من کتاب الوحده: ان الله تعالی تفرد فی وحدانیته ، ثم تکلم بکلمه فصارت نورا ، ثم خلق من ذلک النور محمدا وعلیا وعترته ، ثم تکلم بکلمه اخری فصارت روحا ، ثم سکنها فی ابداننا ، فنحن روح الله وکلمته ; احتجب بنا عن خلقه ، فما زلنا فی ظل عرشه نسبحه ونقدسه ، حیث لا شمس ولا قمر ولا عین تطرف ، ثم خلق شیعتنا من نورنا ، وانما سموا شیعه لانهم خلقوا من شعاع نورنا (۱۹۵) .
[۸۸] قیل: جاء رجل الی الصادق وقال: یا مولای ، اخبرنی لماذا رفع النبی صلی الله علیه و آله وسلم علیا علی کتفه یوم غدیر خم ؟ فقال: «لیعرف الناس مقامه ورفعته » ، فقال: زدنی یا مولای ، فقال: «لیعلم الناس انه احق من غیره بمقام رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم من بعده » (۱۹۶) ، فقال له: زدنی ، فقال: «هیهات ، والله لو اخبرتکم باکثر من هذا لقمت عنی وانت تقول: ان جعفر بن محمد کاذب فی قوله او مختلا فی رایه (۱۹۷) ، وکیف یطلع علی الاسرار غیر الابرار ؟ [وقال علی بن الحسین علیهما السلام:
انی لاکتم من علمی جواهره
کیلا یری الحق ذوجهل فیفتتنا
وقد تقدم فی هذا ابو حسن
الی الحسین واوصی قبله الحسنا]
ولا غرو ، فقد کان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم یقول للملا من قریش: قولوا: لا اله الا الله ، فیقولون ، ثم یقول: اشهدوا انی محمد رسول الله ، فیشهدون ; ثم یقول: صلوا الی هذه البنیه ، فیصلون ; ثم [یقول]: صوموا [رمضان فی الهواجر] فیصومون ، ثم یامرهم باخراج الزکاه فیزکون ، ثم یقول: حجوا واعتمروا ، فیحجون ویعتمرون ; ثم یدعوهم الی الجهاد وترک الحلائل والاولاد فیجیبون ، ثم یقول: ان ولیکم بعدی علی ، فیعرضون ، فینادیهم لسان التوبیخ وهم لا یسمعون: «قل هو نبا عظیم × انتم عنه معرضون » (۱۹۸) ، ثم یتلو علیهم منادی الحال وهم لا یشعرون: «یعرفون نعمه الله ثم ینکرونها واکثرهم الکافرون (۱۹۹) » (۲۰۰) .
[۸۹] وروی (۲۰۱) ان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم قال لعلی علیه السلام: یا علی ، انت الذی احتج الله بک علی الخلائق حین اقامهم اشباحا فی ابتداء خلقهم ، وقال لهم: «الست بربکم قالوا بلی » (۲۰۲) ، فقال: ومحمد نبیکم ؟ قالوا: بلی ، فقال: وعلی امامکم ؟ قال: فابی الخلق عن ولایتک والاقرار بفضلک . عتوا عنها استکبارا الا قلیلا منهم ; هم اصحاب الیمین ، وهم اقل القلیل ، وان فی السماء الرابعه ملکا یقول فی تسبیحه: سبحان من دل هذا الخلق القلیل من هذا العالم الکثیر علی الفضل الجلیل (۲۰۳) .
[۹۰] ومن کتاب الوحده ، عن ابن عباس انه [قال:] مبغض علی یخرج من قبره وفی عنقه طوق من نار ، ومن خلفه ملائکه یلعنونه (۲۰۴) حتی یرد الموقف (۲۰۵) .
[۹۱] ومن کتاب بصائر الدرجات عن رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، انه قال: یا علی ، والذی بعثنی بالحق ، واصطفانی علی سائر الخلق ، لو صبت الدنیا باسرها لمنافق ما احبک ، ولو ضربت خیشوم المؤمن بسیفک ما ابغضک ، فلا یحبک الا مؤمن ، ولا یبغضک الا منافق (۲۰۶) .
[۹۲] وعنه صلی الله علیه و آله وسلم ، انه قال: المخالف لعلی بعدی کافر ، والمشرک به مشرک وغادر ، والمحب له مؤمن صادق ، والمبغض له منافق ، والمحارب له مارق ، والراد علیه زاهق ، والمقتفی لاثره لاحق ، والموالی له: الی الخیرات سابق (۲۰۷) .
[۹۳] وفی الحدیث القدسی: ولایه علی حصنی ، فمن دخل حصنی امن من عذابی (۲۰۸) .
[۹۴] وعن ابن عباس ، قال: خطب رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم یوم غدیرخم فقال: معاشر الناس ، ان الله اوحی الی انی مقبوض ، وان ابن عمی علیا هو اخی ووصیی وولیی وخلیفتی ، والمبلغ عنی ، وهو امام المتقین ، وقائد الغر المحجلین ، ویعسوب الدین ; ان استرشدتموه ارشدکم ، وان تبعتموه نجوتم ، وان اطعتموه فالله اطعتم ، وان عصیتموه فالله عصیتم ، وان بایعتموه فالله بایعتم ، وان نکثتم بیعته فبیعه الله نکثتم ، وان الله تعالی نزل علی القرآن وعلی سفیره ، فمن خالف القرآن ضل ، ومن ابتغی علمه من غیر علی زل .
معاشر الناس ، ان اهل بیتی خاصتی وقرابتی ، واولادی وذریتی ، ولحمی ودمی ، وودیعتی عندکم ، وانکم مجموعون غدا ، ومسائلون عن الثقلین ، فانظروا کیف تخلفونی فیهم ، فمن آذاهم فقد آذانی ، ومن ظلمهم فقد ظلمنی ، ومن نصرهم فقد نصرنی ، ومن اعزهم فقد اعزنی ، ومن طلب الهدی من غیرهم فقد کذبنی ، فاتقوا الله وانظروا ماذا انتم قائلون غدا ، وانی [خصم لمن کان] خصمهم ، ومن کنت خصمه فالویل له (۲۰۹) .
[۹۵] ومن کتاب اللباب مرفوعا الی ابن عباس ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: «ستکون بعدی فتنه مظلمه ، لا ینجو منها الا من تمسک بالعروه الوثقی » ، فقیل: یا رسول الله ، وما العروه الوثقی ؟ قال: هو علی بن ابی طالب (۲۱۰) .
[۹۶] ثم قال: یا علی ، انت صاحب حوضی ، ووارث علمی ، وحامل لوائی ، ومنجز وعدی ، ومفرج همی ، وکاشف الکرب عن وجهی (۲۱۱) ، ومستودع مواریث الانبیاء ، وانت امین الله فی ارضه ، وخلیفته علی خلقه ; وانت مفتاح النجاه ، وطریق الهدی ، وامام التقی ، والحجه علی الوری ; وانت العلم المرفوع فی الدنیا ، والصراط المستقیم یوم القیامه ، وقسیم الجنه والنار (۲۱۲) .
[۹۷] وروی مرفوعا الی ابی ذر رضی الله عنه ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: من ناصب علیا فی الخلافه بعدی فهو کافر (۲۱۳) .
[۹۸] وعن الاسماخ بن الخزرج ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: یا علی لا یتقدمک بعدی الا کافر ، ولا یتخلف عنک الا کافر ، فانت نور الله فی بلاده ، وحجته علی عباده ، وسیف الله علی اعدائه ، ووارث علوم انبیائه ، انت کلمه الله العلیا وآیه الکبری ، ولا یقبل الله الایمان الا بولایتک (۲۱۴) .
[۹۹] وعن ابن عباس ، عن رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، قال: ان یوم القیامه یوم شدید اطول (۲۱۵) ، فمن اراد منکم ان ینجو من اهوال یوم القیامه فلیتوال ولیی ، ولیتبع وصیی وخلیفتی وصاحب حوضی وحامل لوائی علی بن ابی طالب ; فانه غدا علی الحوض یذود عنه اعداءه ، ویسقی منه اولیاءه ، فمن لم یشرب منه لم یزل ظمآنا لا یروی ابدا ، ومن شرب منه لم یظما بعده ابدا . الا وان حب علی علامه بین الایمان والنفاق ، فمن احبه کان مؤمنا ، ومن ابغضه کان منافقا ، ومن سره ان یمر علی الصراط کالبرق الخاطف وتدخل الجنه بغیر حساب ، فلیتوال ولیی وخلیفتی علی اهلی وامتی علی بن ابی طالب علیه السلام ; فانه باب الله والصراط المستقیم .
علی یعسوب الدین ، وقائد الغر المحجلین ، ومولی من انا مولاه ، لا یحبه الا طاهر الولاده زاکی العنصر ، ولا یبغضه الا من خبث اصله وولادته ، ولما کلمنی ربی لیله المعراج قال لی: یا محمد ، اقرا علیا منی السلام ، وعرفه انه امام اولیائی ، ونور من اطاعنی ، فهنئه بهذه الکرامه منی والتحیه عنی (۲۱۶) .
[۱۰۰] وعن ابن عباس ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: یا علی ، من احبک فقد احبنی ، ومن سبک فقد سبنی . یا علی ، انت منی ، وانا منک ، وروحک [من] روحی ، وطینتک من طینتی ، وان الله تعالی خلقنی وایاک ، واصطفانی وایاک ، واختارنی للنبوه واختارک للامامه ، فمن انکر امامتک فقد انکر نبوتی . یا علی ، انت وصیی وخلیفتی ; امرک امری ونهیک نهیی . اقسم بالذی بعثنی بالنبوه وجعلنی خیر البریه ، انک حجه الله علی خلقه ، وامینه علی وحیه ، وخلیفته علی عباده ، وانت مولی کل مسلم ومسلمه ، وامام کل مؤمن ومؤمنه ، وقائد کل تقی الی الجنه . وبولایتک صارت امتی مرحومه ، وبعداوتک صارت الفرقه المخالفه ملعونه ، وان الخلفاء من بعدی اثنا عشر ; انت اولهم ، والقائم آخرهم ، الذی یفتح الله به مشارق الارض ومغاربها ، وکانی انظر الیک وانت واقف علی شفیر جهنم ، وقد تطایر شرارها وعلا زفیرها واشتد حرها ، وانت آخذ بزمامها ، فتقول لک جهنم: یا علی ، اجرنی فقد اطفا نورک لهبی ، فتقول لها: قری یا جهنم ، خذی هذا واترکی هذا ، وهذا لک وهذا لی (۲۱۷) .
[۱۰۱] ومن کتاب الامالی (۲۱۸) ، عن سعید بن جبیر ، قال: اتیت الی ابن عباس اساله عن فضل علی بن ابی طالب واختلاف الناس فیه ، فقال: یا ابن جبیر ، والذی اختار محمدا خاتما لرسله ، لو کان نبت الارض واشجارها اقلاما والبحار مدادا والانس والجن کتابا مشتغلین بالکتابه من یوم خلق الله الدنیا الی آخرها ، ما کتبوا معشار ما آتاه الله من الفضل والمناقب والمعجزات (۲۱۹) .
[۱۰۲] وعن رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: حب اهل بیتی ینفع فی عشره مواطن مهوله: اولها عند الموت ، وفی القبر ، وعند القیام من الاجداث ، وعند تطایر الکتب ، وعند المیزان ، وعند الصراط ، وعند الحساب ، وعند الحوض ، وعند دخول الجنه والنار ، فمن احب ان یکون آمنا فی هذه المواطن فلیوال علی بن ابی طالب وعترته ; فانهم خلفائی واولیائی ; علمهم علمی ، وحلمهم حلمی ، وادبهم ادبی ، وحبهم حبی ; ساده الاولیاء ، وقاده الاتقیاء ، وبقیه الانبیاء ; وولیهم ولیی ، وعدوهم عدوی (۲۲۰) .
[۱۰۳] وقال صلی الله علیه و آله وسلم لحذیفه بن الیمان: یا حذیفه ، ان علیا حجه الله علی خلقه ، فالایمان به الایمان بالله ، والکفر به کفر بالله ، والشرک به شرک بالله ، والشک فیه شک فی الله ، والالحاد فیه الحاد فی الله ، والانکار له انکار لله ، بل یهلک فیه رجلان ولا ذنب له: محب غال ، ومبغض قال (۲۲۱) .
[۱۰۴] ومن کتاب المناقب مروی عن ابن عمر، قال: سالت النبی صلی الله علیه و آله وسلم عن فضل علی بن ابی طالب علیه السلام فقلت: یا رسول الله ، ما منزله علی منک ؟ فغضب وقال: ما بال قوم یذکرون رجلا له عند الله منزله کمنزلتی ، وله مقام کمقامی الا النبوه ، یا ابن عمر ، ان علیا منی بمنزله الروح من الجسد ، وان علیا منی بمنزله النفس من النفس ، وان علیا منی بمنزله الراس من الجسد ، وان علیا منی بمنزله الزر من القمیص . یا ابن عمر ، ان من احب علیا فقد احبنی ، ومن احبنی فقد احب الله ، ومن احب الله وجبت له الجنه ، ومن ابغض علیا فقد ابغضنی ، ومن ابغضنی فقد ابغض الله ، ومن ابغض الله استحق النار .
الا ومن احب علیا لا یخرج من الدنیا الا مغفورا له ، ویشرب من ماء الکوثر ، ویاکل من شجره طوبی ، ویری مکانه فی الجنه . الا ومن احب علیا هانت علیه سکرات الموت ، وجعل قبره روضه من ریاض الجنه . الا ومن احب علیا کتبه الله من اهل الجنه ، ویشفع فی ثمانین من اهله وقرابته وجیرانه . الا ومن عرف علیا واحبه بعث الله الیه ملک الموت کما یبعث الی الانبیاء ، وکفاه شر اهوال یوم القیامه ، وجنبه اهوال منکر ونکیر ، وفتح له فی قبره مسیره سنه ، وجاء یوم القیامه ابیض الوجه ، یزف الی الجنه کما تزف العروس الی خدرها (۲۲۲) . الا ومن احب علیا اظله الله تحت ظل عرشه ، وآمنه من الفزع الاکبر . الا ومن احب علیا سمی امین الله . الا ومن احب علیا جاء یوم القیامه وعلی راسه تاج الکرامه مکتوبا علیه: «اصحاب الجنه هم الفائزون » (۲۲۳) وشیعه علی هم المفلحون . الا ومن احب علیا مر علی الصراط کالبرق الخاطف . الا ومن احب علیا لا ینصب له میزان ، ولا نشر له دیوان ، وتفتح له ابواب الجنان ، وتغلق عنه ابواب النیران . الا ومن احب علیا ومات علی حبه صافحته الملائکه ، وزارته ارواح الانبیاء . الا ومن احب علیا اعطاه الله بکل عرق فی جسده وشعره فی بدنه مدینه فی الجنه . الا وان علیا سید الوصیین وامام المتقین وخلیفتی علی الخلق اجمعین ; طاعته طاعتی ، ومعرفته معرفتی .
یا ابن عمر ، والذی بعثنی بالحق نبیا لو ان احدکم صف قدمیه واقفا بین الرکن والمقام ، یعبد الله تعالی الف عام ، ثم الف عام ، ثم الف عام ، صائما نهاره قائما لیله ، وکان له ملؤ الارض ذهبا فانفقه فی سبیل الله ; وکان عباد الله ملکه فاعتقهم ، وقتل بعد ذلک شهیدا بین الصفا والمروه ، ثم لقی الله یوم القیامه باغضا لعلی ، لم یقبل الله له عملا ابدا ، وزج باعماله فی النار ، وحشر مع الخاسرین .
یا ابن عمر ، واعلم ان علیا هو المنتجب بالوصیه ، المنتخب من الطینه الزکیه ، الحاکم بالسویه ، العادل فی القضیه ، العالی البینه ، امام سائر البریه ، بعل فاطمه الرضیه ، والد العتره الزکیه ، لیث الحروب ، ومفرج الکروب ، الذی لم یفر من معرکه قط ، ولا ضرب شیئا بسیفه الا قط ، ولا لقی کتیبه الا انهزمت ، ولم یقاتل تحت رایه الا غلبت ، ولا یفلت من باسه بطل ، ولا ضرب بسیفه شجاعا الا قتل ، ولم یرافق سریه الا کان النصر معها ، ولم یلق جحفلا (۲۲۴) الا ولوا مدبرین وانقلبوا صاغرین ، وکانت وثبته الی عمرو بن [عبد] ود العامری اربعین ذراعا ، ورجوعه الی خلف عشرین ذراعا ، وضرب الکافر – عمرو بن [عبد] ود – یوم احد فقطعه وجواده ولبده ودرعه نصفین ، ثم حمل علی سیفه عشر کتیبه جمعها سبعون الف بطل ، ففرقها وبدد شملها ، ومزقها حتی افناهم عن آخرهم الا قلیلا منهم ، حتی تحیر الفریقان من باسه ، وتعجبت الاملاک من حملاته .
المنازل ، والخطب النازل ، والقسوره (۲۲۸) الذی لیس له منازل . ولایته فریضه ، واتباعه فضیله ، ومحبته الی الله وسیله . من احبه فی حیاته وبعد وفاته کتب الله له من الامن والایمان ما طلعت علیه [الشمس] وغربت (۲۲۹) .
[۱۰۵] وعن ابن عباس ، قال: جاء رجل الی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم [فقال:] هل ینفعنی حب علی فی معادی ؟ فقال النبی صلی الله علیه و آله وسلم: «لا اعلم حتی اسال جبرئیل » ، فنزل جبرئیل مسرعا فقال له النبی صلی الله علیه و آله وسلم: هل ینفع هذا الرجل حب علی فی معاده ؟ قال: «لا اعلم حتی اسال اخی اسرافیل » ، ثم ارتفع فسال اسرافیل ، فقال: «لا اعلم حتی اناجی رب العزه » ، فاوحی الله تعالی الی اسرافیل: قل لجبرئیل: یقول لمحمد: یا محمد ، انت منی حیث شئت ، وعلی (۲۳۰) منک حیث انت منی ، ومحبو علی منی حیث علی منک ، ومحب علی فی الجنه (۲۳۱) .
[۱۰۶] وعن ابن عباس ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: اذا کان یوم القیامه امر الله تعالی مالکا ان یسعر النیران ، وامر رضوان ان یزخرف الجنان ، ثم یمد الصراط وینصب المیزان تحت العرش ، وینادی مناد: «محمد ، قرب امتک الی الحساب » ، ثم یمد علی الصراط سبع قناطر ، [بعد] کل قنطره مسیر سبعه آلاف سنه ، وعلی کل قنطره ملائکه یحفظون الناس ، فلا یمر علی هذه القناطیر مسرعا الا من والی علیا واهل بیته ، وعرفهم وعرفوه ، ومن لم یوالهم سقط فی النار علی ام راسه ولو کان معه عباده سبعین الف عابد ; لانه لا یرجح فی الحشر میزان ، ولا یثبت علی الصراط قدم انسان الا بحب علی وذریته ، والیه الاشاره بقوله تعالی: «یثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت فی الحیاه الدنیا وفی الآخره » (۲۳۲) یعنی فی دار الدنیا ولی علی یغلب خصمه ، وفی الآخره یثبت قدمه علی الصراط (۲۳۳) .
[۱۰۷] ومن فضائله ان یوم دحو الباب جاءت صفیه بنت الملک الی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم وکانت من احسن الناس وجها ، فرای فی وجهها شجه (۲۳۴) ، فقال: ما هذه وانت ابنه الملک ؟ فقالت: ان علیا لما قدم الی الحصن وهز الباب اهتز الحصن وسقط من کان علیه من النظاره وارتجف بی السریر ، فسقطت لوجهی فشجنی جانب السریر ، فقال لها رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: یا صفیه ، ان علیا عظیم عند الله تعالی ، وانه لما هز الحصن اهتزت السماوات السبع والارضون السبع ، واهتز عرش الرحمان غضبا لعلی علیه السلام (۲۳۵) .
[۱۰۸] ومنها انه فی ذلک الیوم لما ساله عمر بن الخطاب فقال: یا ابا الحسن ، لقد اقتلعت حصنا منیعا ولک ثلاثه ایام ما اکلت قوتا وانت خمیص البطن ، فهل قلعتها بقوه بشریه ؟ فقال: ما اقتلعتها بقوه بشریه ، ولکن قلعتها بقوه الهیه ، ونفس بلقاء (۲۳۶) ربها مطمئنه رضیه (۲۳۷) .
[۱۰۹] ومنها انه فی ذلک الیوم لما شطر مرحبا شطرین ، والقاه مجدلا (۲۳۸) ، جاءه جبرئیل باسما ضاحکا متعجبا ، فقال له النبی صلی الله علیه و آله وسلم: مما تعجبت یا جبرئیل ؟ فقال: ان الملائکه تنادی فی صوامع [و] جوامع السماوات: «لا سیف الا ذو الفقار ، ولا فتی الا علی بن ابی طالب » ، واما اعجابی: فانی لما امرت ان ادمر قوم لوط حملت مدائنهم وهی سبعه مدائن ، فاقتلعتها من الارض السابعه السفلی الی السماء السابعه العلیا علی ریشه من جناحی ، ورفعتها حتی اسمعت الملائکه الذین هم حمله العرش صیاح دیوکهم وبکاء اطفالهم ، ووقفت بها الی الصبح انتظر الامر من الله تعالی ; والیوم لما ضرب علی ضرب الهاشمیه وکبر (۲۳۹) ، امرت ان اقبض فاضل سیفه حتی لا یشق الارض نصفین ، ویصل الی الثور الحامل لها ، فیشطر شطرین (۲۴۰) ، فتنقلب الارض باهلها ، فکان فاضل سیفه علی اثقل من سبع مدائن لوط . هذا ، واسرافیل ومیکائیل قد قبضا علی عضده فی الهواء (۲۴۱) .
[۱۱۰] وعن النبی صلی الله علیه و آله وسلم ، انه قال: اذا کان یوم القیامه نادی مناد: یا اهل الموقف ، هذا علی خلیفه الله فی ارضه ، وحجته علی عباده ، فمن تعلق بحبله فی الدنیا فلیتعلق به الیوم . الا ومن ائتم بامام فلیتبعه الیوم ، ولیذهب معه حیث یذهب (۲۴۲) .
[۱۱۱] ومن بعض فضائله علیه السلام انه مر فی طریق فسایره خیبری ، فمر بواد قد سال ، فرکب الخیبری دابته (۲۴۳) وعبر علی الماء ، ثم نادی الی امیر المؤمنین: یا هذا ، لو عرفت کما عرفت لجزت کما جزت (۲۴۴) ، فقال له امیر المؤمنین علیه السلام: قف مکانک ، ثم اومی الی الماء فجمد وسار الیه ، فلما رای الخیبری ذلک انکب علی قدمیه یقبلهما وقال: یا فتی ، فما الذی قلت حتی حولت الماء حجرا ؟ فقال له امیر المؤمنین: فما قلت انت عبرت علی الماء ؟ فقال الخیبری: انا دعوت الله باسمه الاعظم ! فقال له امیر المؤمنین: وما هو ؟ فقال: سالته باسم وصی محمد صلی الله علیه و آله وسلم . فقال امیر المؤمنین علیه السلام: انا وصی محمد . فقال الخیبری: انه لحق ; انا اشهد ان لا اله الا الله ، وحده لا شریک له ، واشهد ان محمدا عبده ورسوله ، وان علیا امیر المؤمنین وصی محمد . فقال: ثم اسلم واحسن اسلامه (۲۴۵) .
[۱۱۲] ومنها ما رواه عمار بن یاسر ، قال: اتیت الی مولای علی بن ابی طالب ، فرای فی وجهی کآبه من الفقر ، وهم الدین ، فقال: ما بک ؟ فقلت: دین [اتی] مطالب به . فاشار الی حجر ملقی وقال لی: خذ هذا الحجر فاقض به دینک . فقال عمار: انه بحجر . فقال له امیر المؤمنین: ادع الله بی یحوله لک ذهبا . قال عمار: [فدعوت باسمه فصار الحجر ذهبا ، فقال لی: خذ منه حاجتک] فقلت: وکیف آخذ منه بغیر نازل (۲۴۶) ؟ فقال: یا ضعیف الیقین ، ادع الله بی حتی یلین لک وتاخذ منه علی قدر حاجتک ; فان باسمی الان الله الحدید لداود علیه السلام . قال عمار: فدعوت الله باسمه ، فلان لی ، فاخذت منه قدر حاجتی ، ثم قال لی: ادع الله باسمی حتی تصیر باقیه حجرا کما کان . ففعلت کما امرنی ، وانصرفت مسرورا (۲۴۷) .
[۱۱۳] وعن ابی عبد الله علیه السلام: ان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم قال لامیر المؤمنین: یا علی ، انت دیان هذه الامه ، والمتولی حسابها ، وانت رکن الله الاعظم یوم القیامه . الا وان المآب الیک ، والحساب علیک ، والصراط الیک (۲۴۸) ، والمیزان میزانک ، والموقف موقفک (۲۴۹) .
[۱۱۴] وعن ابن عباس: ان الله یولی محمدا حساب النبیین ، ویولی علیا حساب الخلق اجمعین ، فالکل لهم والیهم ; لان الله تعالی خلق الدنیا والآخره لهم ولاجلهم ، ولم یشرک معهم احدا الا شیعتهم ، فالداران ملکهم ، والوجودان ملکهم ، والعبد فی نعم سیده یتقلب کیف شاء ، وآل محمد هم النعمه الظاهره والباطنه ، ودلیله قوله تعالی: «واسبغ علیکم نعمه ظاهره وباطنه » (۲۵۰) فمن سکن هذه المملکه ولم یشکر لآل محمد فانه لم یشکر الله ، ومن لم یشکر الله فقد کفر ، فمن لم یشکر لآل محمد فقد کفر (۲۵۱) .
[۱۱۵] ومن کتاب بصائر الدرجات عن ابی عبد الله علیه السلام ، قال: ما من میت یموت فی شرق الارض وغربها محب [لنا] او مبغض الا ویحضره علی والرسول صلی الله علیه و آله وسلم ویلعناه (۲۵۲) ، واذا نفخ فی الصور ، وبعثر ما فی القبور ، وعادت النفس الی جسدها المحشور ; فانها لا تری الا محمدا وعلیا علیهما السلام (۲۵۳) .
[۱۱۶] وروی عن انس بن مالک ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: مررت لیله اسری بی الی السماء بملائکه الرحمه ، فاذا انا بملک جالس علی منبر من نور ، والملائکه محدقون به ، فقلت: یا اخی جبرئیل ، من هذا الملک الکریم علی الله ؟ فقال لی: ادن منه فسلم علیه . فدنوت منه وسلمت علیه ، فاذا هو اخی علی بن ابی طالب ، فقلت: یا اخی جبرئیل ، سبقنی علی الی السماء الرابعه؟ فقال لی: لا یا محمد ، ولکن الملائکه شکت حبها لعلی بن ابی طالب ، فخلق الله هذا الملک من نور علی صوره علی بن ابی طالب ، واجلسه علی منبر من نور ; لتزوره الملائکه فی کل لیله جمعه سبعین الف مره ، وهم یسبحون الله ویقدسونه ، ویهدون ثوابه لمحبی علی بن ابی طالب (۲۵۴) .
[۱۱۷] قیل (۲۵۵) : ان المامون امر وزیره باحضار جماعه من اهل الاحادیث ، وجماعه من اهل علم الکلام والفقه واهل الصرف والنحو . قال: فجمعت له سائر العلماء حتی اجتمع عنده اکثر من اربعین رجلا من علماء السنه ، فجعل المامون یحدثهم ویؤنسهم حتی اطمانوا فی مجالسهم ، ثم قال لهم: ارید اجعلکم بینی وبین الله حجه فی یومی هذا ، فمن کان منکم حاقنا او له حاجه فلیقم الی قضاء حاجته ثم یاتی . ففعلوها امرهم ، ثم قال لهم: ایها القوم ، انما احضرتکم لاحتج بکم عند الله ، فاتقوا الله ولا تهابون جلالتی من قول الحق حیث کان ، ورد الباطل من حیث اتی ، فاشفقوا علی انفسکم من النار ، وتقربوا الی الله تعالی باتباع الحق ، فناظرونی فی جمیع عقولکم ; فانی رجل ازعم ان علی بن ابی طالب هو خلیفه رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بلا فصل ، فان کنت مصیبا فصیبوا (۲۵۶) قولی ، وان کنت مخطئا فردوا علی ، وان شئتم سالتکم ، وان شئتم سالتمونی .
فقالوا: نسالک ، فقال المامون: هاتوا وقلدوا کلامکم رجلا منکم ، فاذا تکلم وکان عند احدکم زیاده فلیزد ، وان اتی بخلل فسددوه .
فقال واحد منهم: انما نحن نزعم ان الخلیفه بعد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ابابکر ; لان الروایه المجمع علیها جاءت عن رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم انه قال: «اقتدوا بالذین (۲۵۷) من بعدی » وهما ابوبکر وعمر ، فلما امر النبی صلی الله علیه و آله وسلم بالاقتداء بهما علمنا انه لم یامر الا بخیر الناس .
فقال المامون: الروایات کثیره ، فاما ان تکون کلها حقا [و] جاز ان یکون کلها باطله من حیث انها تنقض بعضها بعضا ، ولو کان کلها باطله کان فی بطلانها بطلان الدین واندراس الشریعه ، فلما بطل الوجهان ثبت الوجه الثالث بلا خلاف ، وهو ان بعضها حقا وبعضها باطلا ، فاذا کان ذلک فلابد من دلیل علی ما یتحقق منه لیعتقد به وتترک خلافه ، فاذا کان دلیل الخبر فی نفسه باطلا کان الخبر باطلا ، وذلک ان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم احکم الحکماء ، واولی الخلق بالصدق ، وابعد الناس من الامر بالمحال بلا خلاف ، وان هذین الرجلین لا یخلو من ان یکونا متفقین من کل جهه او مختلفین ، فان کانا متفقین من کل جهه کانا سواء فی العدد والصوره والجسم ، وهذا معدوم ، ولا یوجد قط اثنین بمعنی واحد من کل جهه ، واذا کانا مختلفین فکیف یجوز الاقتداء بهما ؟ وهذا تکلیف ما لا یطاق ; لانک اذا اقتدیت بواحد خالفت الآخر . والدلیل علی اختلافهما ان ابابکر سبی اهل الرده وعمر ردهم الی اوطانهم ، واختلفا ایضا ان ابابکر ولی خالد بن الولید ولایه ، وعمر امر بعزله ، لانه قتل مالک بن نویره ، فان ابابکر امر بعزله ; واختلفا ایضا ان عمر حرم المتعتین ، ولم یفعل ذلک ابوبکر ، فعلم ان قول النبی صلی الله علیه و آله وسلم اقتدوا بالذین من بعدی یرید بهما کتاب الله وعترته .
فقال آخر من اصحاب الحدیث: ان النبی صلی الله علیه و آله وسلم قال: لو کنت متخذا خلیلا لاتخذت ابابکر . فقال المامون: هذا باطل ; لان النبی صلی الله علیه و آله وسلم آخا بین اصحابه واخر علیا ، فقال: «ما اخرتک الا لنفسی » ، ثم آخا علیا فی یوم غدیر خم ، فای الروایتین اصح منه ؟
فقال آخر: ان النبی صلی الله علیه و آله وسلم قال علی المنبر: خیر هذه الامه بعد نبیها ابوبکر وعمر ! فقال المامون: هذا لحدیث باطل ; لان النبی صلی الله علیه و آله وسلم لو علم انهما خیر هذه الامه ما ولی علیهما اسامه بن زید ، وقال علیه السلام: «لعن الله من تخلف عن جیش الاسامه » ، وکیف یکونان خیر هذه الامه وعلی علیه السلام عبد الله قبلهما ، وعبده بعدهما ، والنبی صلی الله علیه و آله وسلم قال: من کنت مولاه فهذا علی مولاه ؟ فای الروایات اصح ؟
فقال: لما یخلف ابوبکر اغلق بابه وقال: اقیلونی فلست بخیرکم وعلی فیکم ! فقال علی علیه السلام: اذا قدمک رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فمن ذا یؤخرک ؟ فقال المامون: هذا باطل من روایاتکم ; لانه قعد عن البیعه حتی قبضت فاطمه علیها السلام ، ووجه آخر انه اذا کان النبی صلی الله علیه و آله وسلم استخلفه فکیف یجوز له ان یستقیل ؟ فای الحدیثین اصح ؟
فقال آخر منهم: ان علیا علیه السلام قال: من فضلنی علی ابی بکر وعمر جلدته حد المفتری ! فقال المامون: کیف یجوز ان یقول علی علیه السلام: «آخذ الحد علی من لا یجب علیه حد» ، فیکون متعدیا لحدود الله تعالی ؟ وقد رویتم عن ابی بکر انه قال: «ولیتم ولست بخیرکم وعلی فیکم » ، فای الرجلین اصدق عندکم: قول ابی بکر علی نفسه ، او قول علی علیه السلام علی ابی بکر ، مع تناقض الحدیثین فی نفسه ؟
فقال آخر: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: «ابوبکر وعمر سیدا کهول [اهل الجنه]» ، قال المامون: هذا الحدیث محال لانه لا یکون فی الجنه کهل وقد رویتم ان النبی صلی الله علیه و آله وسلم قال لعجوز اسمها اشجعیه ممازحا لها: لا یدخل الجنه عجوز ! فبکت ، فقال لها: لا باس علیک ان الله تعالی یقول: «انا انشاناهن انشاء × فجعلناهن ابکارا × عربا اترابا × لاصحاب الیمین » (۲۵۸) فهذا صریح القرآن ، وان زعمتم ان ابابکر ینشا شابا اذا دخل الجنه ، فقد رویتم ان النبی صلی الله علیه و آله وسلم قال: «الحسن والحسین سیدا شباب اهل الجنه من الاولین والآخرین وابوهما خیر منهما» ، فای الروایات اصح ؟
فقال آخر: ان النبی صلی الله علیه و آله وسلم نظر الی عمر یوم عرفه ، فتبسم فی وجهه وقال: ان الله تعالی باهی بعباده عامه ، وباهی بعمر خاصه ، فقال المامون: هذا الحدیث باطل ; لان الله تعالی لم یکن لیباهی بعمر ویدع نبیه صلی الله علیه و آله وسلم ، فیکون عمر فی الخاصه ، والنبی مع العامه ، فلیست هذه الروایه باعجب من روایاتکم الفاسده ; لانکم رویتم عن رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم انه قال: «دخلت الجنه ، فسمعت حس (۲۵۹) نعلین ، فمدیت نظری واذا بلال عند ابی بکر قد سبقنی الی الجنه » ، فاذا قالت الشیعه: ان علیا افضل من ابابکر ، اضطربتم ، فانتم جعلتم عبد ابی بکر افضل من النبی ; لان السابق افضل للمسبوق . وکما رویتم ان الشیطان یفر من [ظل] عمر خوفا منه .
ورویتم ان الشیطان القی علی لسان النبی صلی الله علیه و آله وسلم الخطا والنسیان ، فای الروایات اصح ؟
فقال آخر منهم: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: لو نزل العذاب ما نجی الا عمر بن الخطاب ! فقال المامون: هذا لحدیث باطل ; لان الله تعالی قال فی کتابه العزیز: «وما کان الله لیعذبهم وانت فیهم » (۲۶۰) فجعلتم عمر افضل من رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، ویکون اذا انزل العذاب هلک العالم کلهم والنبی معهم ، ولا ینجو الا عمر ، فکیف هذا ؟
فقال آخر: لقد قال النبی صلی الله علیه و آله وسلم: وضعت فی کفه المیزان ، ووضعت امتی فی الکفه الآخر فرجحت ، ثم وضعت مکانی ابابکر فرجح بهم ، ثم وضع عمر فرجح بهم ، ثم رفعت المیزان . فقال المامون: هذا باطل ; لانه لا یخلو من ان یکون اجسامهم متساویه او اعمالهم ، فان قلتم التساوی بالاجسام فلا یخفی علی احد انه محال ، وان قلتم بالافعال فلم یوجد الامه کلها فی زمن النبی صلی الله علیه و آله وسلم ، وانتم تتناسلون الی یوم القیامه ، فکیف یرجح ما لیس بموجود ؟ فهذا محال .
ثم قال: اخبرونی بم یتفضل الانسان ؟ فقال واحد منهم: بالاعمال الصالحه ، فقال المامون: من فضل صاحبه علی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ؟ ومن کان افضل عملا فی زمان النبی صلی الله علیه و آله وسلم وبعدوفاته من جمله الصحابه ؟ فهل وجدتم او سمعتم فی عصرنا هذا من هو اکثر من علی جهادا او حجا او صوما او صلوه او صدقه ؟ فقالوا باجمعهم: لا یلحقه فاضل طول الابد .
فقال: انظروا الی ما روت ائمتهم الذین اخذتم عنهم ادیانکم ، ما قالوا فی فضائل علی علیه السلام ، وقیسوا الیها ما رووا فی فضائل العشره الذین شهدوا له بالحسنی . قال: فاطرق القوم جمیعا ، فقال لهم المامون: ما لکم لا تتکلمون ؟ قالوا: قد استقصینا ولم یبق عندنا من الاحادیث شیئا ، فالآن قد حصحص الحق ، فقال المامون: اسالکم سؤالا ، فقالوا له: قل ما شئت ، فقال: اخبرونی ای الاعمال کانت افضل یوم بعث الله نبیه بالرساله ، فقالوا: افضل الاعمال السبق الی الاسلام ; فان الله تعالی قال فی کتابه العزیز: «والسابقون السابقون × اولئک المقربون » (۲۶۱) قال: فهل علمتم احدا اسبق من علی علیه السلام الی الاسلام ؟ فقالوا: لا ، لکنه سبق حدیثا ، لم یجر علیه حکم ولا تکلیف ، وابوبکر اسلم کهلا وقد جری علیه الحکم والتکلیف ، وبین هاتین الحالتین فرق .
فقال المامون: اخبرونی عن اسلام علی: الهاما من قبل الله تعالی ، ام بدعاء النبی صلی الله علیه و آله وسلم ؟ فان قلتم: «الهاما من الله تعالی » ، فقد فضلتموه علی النبی صلی الله علیه و آله وسلم ; لان النبی صلی الله علیه و آله وسلم لم یلهمه الله الاسلام ، بل اتاه جبرئیل داعیا من الله ومعرفا له بطریق الاسلام ، وان قلتم: «بدعاء النبی صلی الله علیه و آله وسلم » ، فهل دعاه من قبل نفسه او بامر الله تعالی ؟ فان قلتم: «دعاء النبی صلی الله علیه و آله وسلم من تلقاء نفسه » ، فهذا خلاف ما وصف الله تعالی نبیه فی کتابه العزیز حیث قال: «وما انا من المتکلفین » (۲۶۲) الآیه ، وقوله: «وما ینطق عن الهوی × ان هو الا وحی یوحی » (۲۶۳) الآیه ; وان کان من قبل الله تعالی فقد امر نبیه ان یدعوه الی الاسلام من دون صبیان الناس ، لاثبات الحجه علیهم ، فدعاه ثقه به وعلما بتایید من الله ایاه .
وحجه اخری: اخبرونی عن الحکیم: هل یجوز له ان یکلف خلقه ما لا یطیقونه ؟ فان قلتم: «نعم » فقد کفرتم ، وان قلتم: «لا» فکیف یجوز له ان یامر نبیه بدعاء لم یمکنه قبول ما یؤمر به ; لصغره وحداثه سنه وضعفه عن القبول ؟
ووجه آخر: هل رایتم او سمعتم ان النبی دعا احدا من صبیان اهله وقومه او غیرهم ، فیکون لعلی اسوه بهم ؟ فان قلتم: «لم یدع غیره » فهذه فضیله لعلی علیه السلام علی جمیع الناس .
ثم قال المامون: اخبرونی: ای الاعمال افضل بعد السبق الی الاسلام ؟ فقالوا: الجهاد فی سبیل الله تعالی ، قال: فهل سمعتم احدا لجاهد اکثر من علی علیه السلام ، او سیفه احد الی الجهاد فی جمیع غزوات النبی صلی الله علیه و آله وسلم ؟ اما فی وقعه بدر فقد قتل علی علیه السلام من المشرکین الفا وستین رجلا ، وقتلوا جمیع اصحابه اربعین رجلا ، فمن له الفضل علی جمیع الصحابه ؟ فقال قائل منهم: ان ابابکر کان مع النبی صلی الله علیه و آله وسلم فی عریشه یدبر له الامور ، فقال المامون: لقد جئت بشی ء عجیب ! کان ابوبکر یدبر الامور للنبی ، او یشارکه فی التدبیر ؟ فهذا محال ; فانه ان قلتم: «انه کان یدبر له الامور» فیکون النبی لیس له رای یدبر به اموره ، وهذا کفر ; وان قلتم: «یشارکه فی التدبیر» فیکون النبی افتقر الی رای غیره ، ومن المعلوم انه لو لزم النبی یدبر امرا فلا یفعله الا برای جبرئیل عن الله .
ووجه آخر: اذا کان ابوبکر مع النبی صلی الله علیه و آله وسلم فی العریش ، وعلی علیه السلام فی الجهاد ، فمن یکون له الفضل ؟ فان کان فضیله ابی بکر تخلفه عن الحرب ، فیجب ان یکون کل متخلف فاضلا افضل من المجاهدین فی سبیل الله تعالی ، والله عزوجل یقول فی کتابه العزیز: «فضل الله المجاهدین باموالهم وانفسهم علی القاعدین درجه » ، وقوله تعالی: «فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما» (۲۶۴) . قال: فاطرق القوم ولم یردوا جوابا ، فقال المامون ; لکبیر لهم .
فقال لاسحاق بن حماد: یا اسحاق ، اقرا سوره هل اتی علی الانسان ، فقراها حتی بلغ الی قوله تعالی: «ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا ویتیما واسیرا» الی قوله «کان سعیکم مشکورا» (۲۶۵) الآیه ، فقال المامون: فیمن نزلت هذه الآیات ؟ فقالوا: فی علی وفاطمه والحسن والحسین ، فقال المامون: هل بلغکم ان علیا علیه السلام حین اطعم المسکین والیتیم والاسیر قال: «انما نطعمکم لوجه الله » علی ما وصف الله تعالی فی کتابه ؟ فقالوا: نعم ، فقال المامون: تبصروا کیف انزل الله تعالی هذه الآیه تمثالا وکمالا لعلی ، فهل نزلت آیه فی فضل ابی بکر ؟
فقال اسحاق: نزلت آیه فی ابی بکر فی قوله تعالی: «ثانی اثنین اذ هما فی الغار اذ یقول لصاحبه لا تحزن ان الله معنا» (۲۶۶) الآیه ، فنسبه الله تعالی الی صحبه نبیه صلی الله علیه و آله وسلم فقال المامون: یا اسحاق ، ما اقل علمک باللغه والکتاب ! افما یجوز ان یکون الکافر صاحبا للمؤمن ؟ فای فضیله لابی بکر فی هذه الآیه ؟ ا ما سمعت قوله تعالی: «قال لصاحبه وهو یحاوره اکفرت بالذی خلقک من تراب ثم من نطفه ثم سواک رجلا» (۲۶۷) الآیه ، لقد جعله له صاحبا ، وقال الهذلی:
ولقد غدوت وصاحبی وحشیه
تحت الرداء بصیره بالشرقی (۲۶۸)
وقال الازدی: ولقد دعوت الوحش فیه مصاحبی (۲۶۹) .
فصیر الهذلی الفرس صاحبه ، وصیر الازدی الوحش صاحبه .
واما قوله تعالی: «لا تحزن ان الله معنا» (۲۷۰) فان الله تعالی مع البر والفاجر ; ا ما سمعت قوله تعالی: «ما یکون من نجوی ثلاثه الا هو رابعهم و خمسه الا هو سادسهم و ادنی من ذلک و اکثر الا هو معهم این ما کانوا» (۲۷۱) واما قوله: «لا تحزن » فاخبرنی – یا اسحاق – عن حزن ابی بکر ، کان طاعه او معصیه ؟ فان قلت: «ان حزنه کان طاعه » فقد جعلت النبی صلی الله علیه و آله وسلم ینهی عن الطاعه ، وهذا بخلاف صفه النبی صلی الله علیه و آله وسلم ، وان قلت: «انه معصیه » ، فای فضیله تکون للعاصی ؟ فسکت ولم یرد جوابا .
فقال المامون: اخبرنی عن قوله تعالی: «فانزل الله سکینته علیه » (۲۷۲) فی من نزلت هذه الآیه ؟ فقال اسحاق: نزلت فی ابی بکر ; لان النبی صلی الله علیه و آله وسلم کان مستغنیا عن السکینه ، فقال المامون: کذبت – یا اسحاق – علی الله تعالی ; اخبرنی عن قوله تعالی: «ویوم حنین اذ اعجبتکم کثرتکم فلم تغن عنکم شیئا وضاقت علیکم الارض بما رحبت ثم ولیتم مدبرین × ثم انزل الله سکینته علی رسوله وعلی المؤمنین » (۲۷۳) الآیه . اتدری – یا اسحاق – من المؤمنون الذین ذکرهم الله فی هذا الموضع ؟ فقال: لا اعلم ، فقال المامون: یا اسحاق ، ان الناس انهزموا یوم حنین فلم یبق مع النبی صلی الله علیه و آله وسلم الا سبعه من بنی هاشم ، علی یضرب بسیفه یمینا وشمالا ، والعباس قابض بلجام بغله النبی صلی الله علیه و آله وسلم ، والخمسه محدقون حول النبی صلی الله علیه و آله وسلم خوفا ان یناله سلاح الکفار ، حتی اعطی علی علیه السلام (۲۷۴) الظفر علی الکفار ، ورجع منصورا الی النبی صلی الله علیه و آله وسلم ، وعنی بالمؤمنین فی هذا الموضع علیا ومن حضر معه من بنی هاشم ، فمن یکون افضل الصحابه ؟ الذی کان مع النبی صلی الله علیه و آله وسلم ونزلت السکینه علی النبی و علیه ، او من کان معه فی الغار ولم یر اهلا لنزولها ؟!
یا اسحاق ، ومن افضل ؟ من کان مع النبی صلی الله علیه و آله وسلم فی الغار ، او من نام علی فراشه ووقاه بنفسه ، حتی رجع من الهجره بامر من الله لنبیه ، وامر من النبی له ؟ حتی ان علیا علیه السلام قال له: وتسلم انت یا نبی الله ؟ قال: نعم ، فقال: سمعا وطاعه ، ثم اتی مضجعه واتشح (۲۷۵) بثوبه ، واحدق المشرکون به ، ولا یشکون فیه انه النبی صلی الله علیه و آله وسلم ، وقد اجمعوا ان یضربوه من کل بطن من قریش ضربه رجل واحد کیلا یطلب بدمه الهاشمیون کل هذا ، وعلی علیه السلام یسمع من القوم ما عزموا علیه من التدبیر فی تلف نفسه ، فلم یدعه ذلک الی الخروج کما خرج ابوبکر رجله من الغار ، وهو مع النبی المختار وعلی علیه السلام وحده فی الدار ، فلم یزل صابرا محتسبا ، فبعث الله الیه ملائکه یحفظونه من مشرکی قریش ، فلما اصبح قام للصلاه ، فنظر القوم الیه فقالوا له: این محمد ؟ فقال: وما علمی به ؟ قالوا: فانت غریتنا عن لحوق محمد ، ثم انهم ماجو علیه فی جمیع جبال مکه وشعابها فلم یظفروا به ، ولم یزل علیا یزداد خیرا او جهادا بین النبی صلی الله علیه و آله وسلم حتی قبضه الله الیه وهو محمود ومغفور له (۲۷۶) .
خبر حلیمه (۲۷۷) السعدیه مع الحجاج علیه اللعنه
[۱۱۸] قیل: ان الحجاج کان حاکما بالکوفه بعد بنی امیه ، وقد جعل مراصده فیها علی من یذکر علی بن ابی طالب بخیر ، حتی صار کل من یذکر علیا واولاده بخیر یاخذه ویقتله اشد قتله ، حتی انه قتل خلقا کثیرا من شیعه علی علیه السلام ، فذکرت له حلیمه السعدیه انها من شیعه علی علیه السلام فبعث فی طلبها ، فلما حضرت بین یدیه قال لها: یا حلیمه ، الحمد لله الذی جاء بک الی واحضرک بین یدی ، والله لانتقمن منک باشد الانتقام ! فقالت له: بماذا استوجب منک هذا الامر کله ؟ فقال لها: قد بلغنی انک تقولین ما لا یرضی ، وتضعین الشی ء فی غیر محله ، وانک تفضلین علی بن ابی طالب علی سائر اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم .
فقالت له: اعلم – یا حجاج – انی افضله علیهم وعلی سته من الانبیاء: اولهم آدم ونوح وابراهیم وسلیمان وموسی وعیسی .
فقال لها: یا عجوز السوء ، والله العظیم ورسوله الکریم ، ان لم تاتنی ببینه تثبت عندی ، والا قتلتک اشد قتله ، ولاجعلنک عبره لمن اعتبر ! فقالت له: یا حجاج ، ترید منی بینه واضحه ترضی الله ورسوله وجمیع المسلمین ؟ او لعبث تقتلنی ؟ فقال لها: ان جئتنی ببینه واضحه نص بها الله تعالی فی کتابه العزیز فلک الامان من القتل .
فقالت له: اعلم – یا حجاج – انه لما خلق الله تعالی نبیه آدم علیه السلام ، واسکنه الجنه ، وزوجه امته حواء ; واسجد له الملائکه ، واکرمه وجاءه بنعیم لا یحصی ، وبعد ذلک عصی ربه وغوی ، ولذلک قال الله تعالی فی کتابه العزیز: «وعصی آدم ربه فغوی » (۲۷۸) وعلی علیه السلام لا یعصی ربه ولا غوی ، بل مدحه الله فی کتابه العزیز فی مواضع کثیره ، نحو قوله: «انما ولیکم الله ورسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه ویؤتون الزکاه وهم راکعون » (۲۷۹) وهذه خص بها علی بن ابی طالب ; لاننا لا بعهد (۲۸۰) احد من الخلق تصدق بخاتمه فی الصلاه وهو راکع ، غیر علی علیه السلام ، ونحو قوله تعالی: «ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا ویتیما واسیرا × انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و شکورا» (۲۸۱) ولا نعلم ان احدا من الخلق قال للسائل حین تصدق علیه هذا الکلام غیر علی علیه السلام .
فقال الحجاج: صدقت یا عجوز الخیر ، وبماذا فضیلته علی نوح علیه السلام ؟
فقالت: انما فضلته علیه بزوجته فاطمه الزهراء علیها السلام ; لانها سیده نساء العالمین ، وبعلها سید الوصیین ، التی املکت عند سدره المنتهی ، عندها جنه الماوی ، وان اباها محمد المصطفی ، واما نوح علیه السلام فکانت زوجته خائنه ، وقد ذمها الله فی کتابه العزیز بقوله تعالی: «ضرب الله مثلا للذین کفروا امراه نوح وامراه لوط کانتا تحت عبدین من عبادنا صالحین فخانتاهما» (۲۸۲) .
فقال الحجاج: صدقت یا عجوز الخیر ، وبماذا فضیلته علی ابراهیم الخلیل ؟ فقالت: اعلم – یا حجاج – ان ابراهیم لما ناجی ربه عزوجل قال: «رب ارنی کیف تحیی الموتی قال اولم تؤمن قال بلی ولکن لیطمئن قلبی » (۲۸۳) وسیدی علی علیه السلام قال: لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا . فقال لها: صدقت یا عجوز الخیر . فقالت: اسمع – یا حجاج – تمام الحدیث ، وهو ان النبی صلی الله علیه و آله وسلم قال لاصحابه: اعلموا ان الله تعالی نصب لی لیله المعراج منبرا من نور ، فجلست علیه ، وجعل ابی ابراهیم دونی بدرجه ، وباقی الانبیاء جلوس واحدا بعد واحد ، واذا بعلی علیه السلام راکب ناقه من نیاق الجنه ، وبیده لواء الحمد ، وحوله اقوام وجوههم کاقمار ، وقال ابراهیم علیه السلام: یا حبیبی محمد ، من هذا من الانبیاء ؟ فقال له: لیس هو نبی ، بل هو ابن عمی علی علیه السلام . فقال ابراهیم علیه السلام: ومن هم کالاقمار الذین یمشون حوله ؟ فقلت له: فهؤلاء شیعته ومحبیه من المؤمنین المخلصین . فقال ابراهیم: اللهم بحق محمد وآل محمد اسالک ان تجعلنی من شیعته ! فانزل الله تعالی هذه الآیه علی نبیه محمد صلی الله علیه و آله وسلم: «وان من شیعته لابراهیم × اذ جاء ربه بقلب سلیم » (۲۸۴) .
فقال لها الحجاج: صدقت ، وبماذا فضیلته علی سلیمان بن داود علیهما السلام ؟ فقالت: اعلم – یا حجاج – ان سلیمان لما ناجی ربه عزوجل قال: «رب اغفر لی وهب لی ملکا لا ینبغی لاحد من بعدی انک انت الوهاب » (۲۸۵) وسیدی علی بن ابی طالب علیه السلام عرضت علیه الدنیا بجمیع زینتها ، فقال لها: یا دنیا ، الیک عنی ، غری غیری ، قد طلقتک ثلاثا لا رجعه لی فیک ، حبلک علی غاربک ، فلا حاجه لی فیک ! وکان اکثر اوقاته یبکی ویقول: ما لعلی ونعیم لا یبقی ولذه تفنی ! فانزل الله تعالی فیه هذه الآیه: «تلک الدار الآخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و فسادا والعاقبه للمتقین » (۲۸۶) .
فقال الحجاج: صدقت، وبماذا تفضیله علی موسی علیه السلام ؟ فقالت: اعلم – یا حجاج – ان موسی علیه السلام لما امره الله تعالی بالخروج الی المدینه اعتذر الی ربه: انی اخاف من القتل ! واختار انفاذ الامر الی اخیه هارون من شده خوفه ، فانزل الله فیه هذه الآیه: «فخرج منها خائفا یترقب قال رب نجنی من القوم الظالمین » (۲۸۷) «قال رب انی قتلت منهم نفسا فاخاف ان یقتلون × واخی هارون هو افصح منی لسانا فارسله معی ردءا یصدقنی انی اخاف ان یکذبون » (۲۸۸) فاعتذر الی ربه: انی اخاف من القتل ، وان لسانی غیر فصیح ، و «انی اخاف ان یکذبون » ، وسیدی علی بن ابی طالب علیه السلام بات علی فراش النبی صلی الله علیه و آله وسلم لیله الفزع الاکبر ، وبذل مهجته دونه للحتوف ، ووقاه بنفسه من الاعداء ; ابتغاء لمرضاه الله تعالی ورضاء لنبیه ، ولم یعتذر بوجه من الوجوه ابدا .
فقال لها: صدقت ، وبماذا فضیلته علی عیسی علیه السلام وهو روح القدس ؟ فقالت له: اعلم – یا حجاج – ان الله تعالی اوحی الی نبیه عیسی علیه السلام یعاتبه علی کلام صدر منه مع قومه ، فانزل الله تعالی فی کتابه العزیز یقول: «یا عیسی ابن مریم ءانت قلت للناس اتخذونی وامی الهین من دون الله قال سبحانک ما یکون لی ان اقول ما لیس لی بحق ان کنت قلته فقد علمته تعلم ما فی نفسی و اعلم ما فی نفسک انک انت علام الغیوب » (۲۸۹) وان عیسی علیه السلام یوم القیامه یقف موقف الاعتذار ، وان سیدی علی بن ابی طالب علیه السلام قال له اهل سبا لما راوا معجزاته وآیاته وفضائله: یا علی ، انت الهنا ، فقتلهم من آخرهم ولم یبق منهم الا القلیل ، وهو یقول لهم: یا قوم ، انما الهکم اله واحد ، له ما فی السماوات وما فی الارض .
فقال لها: صدقت یا عجوز الخیر . ثم قالت: یا حجاج ، وله فضیله اخری علی عیسی علیه السلام ، فان مریم بنت عمران لما جاءتها الولاده بعیسی علیه السلام کانت فی المسجد ، فاوحی الله الیها ان تخرج وتتخذ مکانا شرقیا ، واتضع عیسی عند جذع النخله ، وفاطمه بنت اسد لما جاءها الطلق کانت ناحیه عن البیت الحرام ، فاوحی الله الیها ان تدخل البیت وتضع فیه ، فبهذا فضیلته علیه . فقال لها: صدقت یا حلیمه . ثم انه احسن الیها ، وخرجت عنه مسروره ، والحمد لله (۲۹۰) .
[۱۱۹] وروی عن سلمان الفارسی رضی الله عنه ان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم قال: «انا مدینه العلم ، وعلی بابها» ، فلما سمع الخوارج بهذا الحدیث حسدوا علی بن ابی طالب علی ذلک ، فاجتمع عشره نفر من رؤساء الخوارج وقالوا: یسال کل واحد منا لعلی مساله واحده ; لننظر کیف یجیب لنا فیها ، فان اجاب کل واحد منا جوابا واحدا علمنا انه لا علم له ، فجاء واحد منهم وقال له: یا علی ، العلم افضل ام المال ؟ فاجاب: ان العلم افضل من المال . فقال له: بای دلیل ؟ فقال: لان العلم میراث الانبیاء ، والمال میراث قارون وهامان وفرعون وعاد وشداد . فذهب الرجل الی اصحابه بهذا الجواب فاعلمهم .
فنهض منهم واحد آخر وساله کما سال الاول فقال: یا علی ، العلم افضل ام المال ؟ فقال: العلم افضل . فقال: بای دلیل ؟ فقال: لان المال تحرسه ، والعلم یحرسک . فرد الی اصحابه فاخبرهم فقالوا: صدق علی .
فنهض الثالث وقال: یا علی ، العلم افضل ام المال ؟ فقال: بل العلم افضل . فقال: بای دلیل ؟ فقال: لان لصاحب المال اعداء کثیره ، ولصاحب العلم اصدقاء کثیره . فرجع الی اصحابه فاخبرهم .
فنهض الرابع وقال: یا علی ، العلم افضل ام المال ؟ فقال: بل العلم افضل . فقال: بای دلیل ؟ فقال: لان المال اذا تصرفت فیه ینقص ، والعلم اذا تصرفت فیه یزید . فرجع الی اصحابه واخبرهم بذلک .
فقام الخامس وقال: یا علی ، العلم افضل ام المال ؟ فقال: بل العلم . فقال: بای دلیل ؟ فقال علیه السلام: لان صاحب المال یدعی باسم البخل واللؤم ، وصاحب العلم یدعی باسم الاکرام والاعظام . فرد الی اصحابه واعلمهم بذلک .
فنهض السادس وقال: یا علی ، العلم افضل ام المال ؟ فقال علیه السلام: بل العلم ، فقال: بای دلیل ؟ فقال علیه السلام: لان [المال] یخشی علیه من السارق ، والعلم لا یخشی علیه . فذهب الی اصحابه واعلمهم بذلک .
فنهض السابع وقال: یا علی ، العلم افضل ام المال ؟ فاجاب: بل العلم افضل . فقال: بای دلیل ؟ فقال علیه السلام: لان صاحب المال یحاسب علیه یوم القیامه ، وصاحب العلم یشفع لاخوانه یوم القیامه . فرد الی اصحابه فاعلمهم بذلک .
فقام الثامن فقال: یا علی ، العلم افضل ام المال ؟ فاجابه: بل العلم افضل . فقال: بای دلیل ؟ فقال علیه السلام: لان المال یندرس بطول المده ومرور الایام [و] الزمان ، والعلم لا یندرس ولا یبلی . فرجع الی اصحابه فاخبرهم بذلک .
فقام التاسع وقال: یا علی ، العلم افضل ام المال ؟ فقال: العلم . فقال: بای دلیل ؟ فقال علیه السلام: لان المال یقسی القلب ، والعلم ینور القلب . فرجع الی اصحابه فاخبرهم بذلک .
فقام العاشر وقال: یا علی ، العلم افضل ام المال ؟ فقال: بل العلم . فقال: بای دلیل ؟ قال علیه السلام: لان صاحب المال یتکبر ویتعظم بنفسه ، وربما ادعی الربوبیه ، وصاحب العلم خاشع ذلیل مسکین . فرجع الی اصحابه فاخبرهم بذلک .
فقالوا: صدق رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، ولا شک ان علیا باب العلوم کلها . فعند ذلک قال علی علیه السلام: والله لو سالنی الخلق کلهم – ما دمت حیا – لم اتبرم ، ولاجبت کل واحد منهم بجواب غیر جواب الآخر الی آخر الدهر ، وذلک فضل الله علینا ونعمته (۲۹۱) .
[۱۲۰] وعن النبی صلی الله علیه و آله وسلم انه قال: حب علی بن ابی طالب علیه السلام یمحق الذنوب کما یمحق النار الحطب (۲۹۲) .
[۱۲۱] وعن عمر بن الخطاب ، قال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: لو ان السماوات السبع والارضین السبع وضعن فی کفه میزان ، ووضع ایمان علی فی کفه الاخری لرجح ایمان علی علیه السلام (۲۹۳) .
[۱۲۲] ومن کتاب الخصائص عن ابن عباس انه قال: سمعت عمر بن الخطاب یقول: یا قوم ، کفوا عن ذکر علی بن ابی طالب ; فانی سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم یقول: فی علی ثلاث خصال ، وددت ان تکون لی واحده منهن ; فوالله واحده منهن احب الی مما طلعت علیه الشمس ! وانی کنت انا وابو عبیده بن الجراح ونفر من اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم اذ ضرب النبی صلی الله علیه و آله وسلم علی کتف علی بن ابی طالب علیه السلام وقال له: یا علی انت اول المسلمین اسلاما ، وانت اول المؤمنین ایمانا ، وانت منی بمنزله هارون من موسی ، کذب – یا علی – من زعم انه یحبنی ویبغضک . قال: واخذ النبی صلی الله علیه و آله وسلم بید علی وقال: هذا اول من صلی معی من الرجال ، هذا فاروق هذه الامه ، هذا یعسوب المؤمنین ، هذا اول من یصافحنی یوم القیامه ، هذا الصدیق الاکبر والفاروق الاعظم (۲۹۴) .
[۱۲۳] وعن ابن عباس ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: لما عرج بی الی السماء نادانی ربی فقال عزوجل : یا محمد ، انی اقسمت بی – وانا الله لا اله الا انا وحدی – انی ادخل الجنه جمیع امتک الا من ابی . فقلت: یا رب ، ومن یابی دخول الجنه ؟ فقال: یا محمد ، انی اخترتک نبیا واخترت علیا ولیا ، فمن ابی عن ولایته فقد ابی دخول الجنه ، وان الجنه محرمه علی الانبیاء کلهم حتی تدخلها انت وعلی وفاطمه وعترتهم وشیعتهم . فسجدت لله شکرا ، ثم قال لی: یا محمد ، ان علیا هو الخلیفه من بعدک ، وان قوما من امتک یخالفونه ، وان الجنه محرمه علی من خالفه ، فبشر علیا ان له هذه الکرامه منی ، وانی ساخرج من صلبه احد عشر نقیبا ، منهم سید یصلی خلفه المسیح بن مریم ، یملا الارض عدلا وقسطا کما ملئت ظلما وجورا (۲۹۵) ، الحدیث .
[ما نقله المؤلف من کتاب الروضه فی المعجزات والفضائل]
[۱۲۴] ومن کتاب الروضه لابن بابویه باسناد الی ابن عباس ، قال: کان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فی مجلسه ومسجده وعنده جماعه من المهاجرین والانصار ، اذ نزل علیه جبرئیل علیه السلام وقال له: یا محمد ، الحق یقرئک السلام ویقول لک: احضر علیا واجعل وجهک مقابلا الی وجهه .
ثم عرج جبرئیل الی السماء فدعا النبی صلی الله علیه و آله وسلم علیا فاحضره وجعل وجهه الی مقابل وجهه ، فنزل جبرئیل علیه السلام ثانیا ومعه طبق فیه رطب ، فوضعه بینهما ثم قال: «کلا» فاکلا ، ثم احضر طشتا وابریقا وقال: یا رسول الله ، قد امرک الله ان تصب الماء علی یدی علی . فقال له: السمع والطاعه لما امرنی به ربی ! ثم اخذ الابریق وقام یصب الماء علی یدی علی بن ابی طالب علیه السلام ، فقال له علی: یا رسول الله ، انا اولی ان اصب الماء علی یدک . فقال: یا علی ، ان الله – سبحانه وتعالی – امرنی بذلک . وکان کلما صب الماء علی ید علی لم یقع منه قطره فی الطشت ، فقال علی: یا رسول الله ، انی لم ار شیئا من الماء یقع فی الطشت ! فقال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: یا علی ، ان الملائکه یتسابقون علی اخذ الماء الذی یقع من یدک ، فیغسلون به وجوههم لیتبرکون به (۲۹۶) .
[۱۲۵] ومن الکتاب المذکور عنه ایضا ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: من قال لا اله الا الله فتحت له ابواب السماء ، ومن تلاها بمحمد رسول الله ، تهلل وجه الحق واستبشر بذلک ; ومن تلاها بعلی ولی الله ، غفر الله له ذنوبه ولو کانت بعدد القطر (۲۹۷) .
[۱۲۶] ومن الکتاب المذکور ، ان علیا علیه السلام کان فی بعض غزواته وقد دنت الفریضه ، ولم یجد ماء یسبغ به الوضوء ، فرمق الی السماء بطرفه والخلق قیام ینظرون ، فنزل جبرئیل ومیکائیل علیهما السلام ومع جبرئیل سطل فیه ماء ، ومع میکائیل مندیل ، فوضعا السطل والمندیل بین یدی امیر المؤمنین ، فاسبغ الوضوء ، ومسح وجهه الکریم بالمندیل ، فعند ذلک عرجا الی السماء ، والخلق ینظرون الیهما (۲۹۸) .
[۱۲۷] ومنه عن رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، قال: اعطیت ثلاثا [وعلی مشارکی فیها ، واعطی علی ثلاثه] ولم اشارکه فیها ، قیل: یا رسول الله ، وما هذه الثلاث التی شارکک فیها علی ؟ قال: لی لواء الحمد وعلی حامله ، والکوثر لی وعلی ساقیه ، و لی الجنه والنار وعلی قسیمهما ; واما الثلاث التی اعطیها علی علیه السلام ولم اشارکه فیها ، فانه اعطی عما ولم اعط مثله ، واعطی زوجته فاطمه ولم اعط مثلها ، واعطی ولدیه الحسن والحسین ولم اعط مثلهما (۲۹۹) .
[۱۲۸] ومنه: انس بن مالک قال: سمعت باذنی هاتین والا صمتا ، ان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم یقول فی حق علی بن ابی طالب: عنوان صحیفه المؤمن یوم القیامه حب علی بن ابی طالب علیه السلام (۳۰۰) .
[۱۲۹] ومن الکتاب المذکور عن ابن عباس ، انه قال: کان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فی بیته ، فغدا علی بن ابی طالب علیه السلام وکان یحب ان لا یسبقه احد الی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، فدخل فاذا النبی صلی الله علیه و آله وسلم فی صحن داره ، واذا راسه فی حجر دحیه بن خلیفه الکلبی ، فقال له علی علیه السلام: السلام علیک ، کیف اصبح رسول الله ؟ فقال: بخیر یا اخا رسول الله . فقال علی علیه السلام: جزاک الله خیرا عنا اهل البیت ! فقال له دحیه الکلبی: انی احبک ، ولک عندی فرجه ارفعها (۳۰۱) الیک ; انت امیر المؤمنین وقائد الغر المحجلین ، انت سید ولد آدم ما خلا النبیین والمرسلین ، لواء الحمد بیدک یوم القیامه ، انت مع محمد وحزبه ، قد افلح من والاک ، وخسر من یخلف عنک ، محبک محب محمد ، ومبغض محمد مبغضک ، لن ینال شفاعه محمد من عاداک ، ادن منی یا صفوه الله ، فانت احق منی براس اخیک رسول الله .
فاخذ راس النبی صلی الله علیه و آله وسلم فی حجره ، فاستیقظ رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم وقال: ما هذه الهمهمه ؟ فاخبره الحدیث ، فقال: یا علی ، لم یکن هذا دحیه ، بل هو جبرئیل علیه السلام سماک بما سماک به الله عزوجل ، وقد امر بمحبتک فی صدور المؤمنین وبغضک فی صدور الکافرین (۳۰۲) .
[۱۳۰] ومن الکتاب المذکور الی انس بن مالک ، قال: لما کان یوم المؤاخاه (۳۰۳) ، وآخی النبی صلی الله علیه و آله وسلم بین المهاجرین والانصار ، وعلی علیه السلام واقف یراه ویعلم مکانه ، لم یؤاخ بینه وبین احد ، فانصرف علی علیه السلام باکی العین ، فافتقده النبی صلی الله علیه و آله وسلم ، فقال: ما فعل علی بن ابی طالب ؟ فقالوا: یا رسول الله ، انه انصرف باکی العین . قال: یا بلال ، اذهب وائتنی به . فمضی بلال فاتی علیا علیه السلام ، وقد دخل منزل فاطمه علیها السلام ، فقالت: ما یبکیک لا ابکی الله لک عینا ؟ قال: یا فاطمه ، ان النبی صلی الله علیه و آله وسلم آخا بین المهاجرین والانصار وانا واقف یرانی ویعلم مکانی [و] لم یؤاخ بینی وبین احد ! فقالت: لا یحزنک ذلک ، فلعله اخرک لنفسه . فطرق الباب البلال وقال: یا علی ، اجب رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم .
فاتی علی علیه السلام الی النبی صلی الله علیه و آله وسلم فقال له النبی صلی الله علیه و آله وسلم: ما یبکیک یا امیر المؤمنین ؟ فقال علی علیه السلام: آخیت بین المهاجرین والانصار وانا واقف ، وانت ترانی وتعرف مکانی ، لم تؤاخ بینی وبین احد ! فقال: یا علی ، اخرتک لنفسی کما امرنی ربی ; قم یا ابا الحسن .
فقام فاخذ بیده و رقی المنبر وقال: اللهم ان هذا منی وانا منه ، الا انه بمنزله هارون من موسی . ایها الناس ، ا لست اولی بکم من انفسکم ؟ قالوا: بلی یا رسول الله . قال النبی صلی الله علیه و آله وسلم: ومن کنت مولاه فهذا علی مولاه ، ومن کنت ولیه فهذا علی ولیه ، اللهم انی قد بلغت وادیت ما امرتنی به ! ثم نزل وقد سر علی بن ابی طالب علیه السلام ، فجعل الناس یبایعونه ، وعمر بن الخطاب یقول: بخ بخ لک یا ابن ابی طالب ، اصبحت مولای ومولا کل مؤمن ومؤمنه ، زوجه من یعادیک طالقه طالقه طالقه (۳۰۴) .
[۱۳۱] وعن ابی ذر ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: من نازع علیا فی الخلافه فهو کافر وقد حارب الله ورسوله ، ومن شک فی علی فهو کافر (۳۰۵) .
[۱۳۲] وبالاسناد الی عبد الله بن العباس، انه قال: کنت عند النبی صلی الله علیه و آله وسلم اذ اقبل علی بن ابی طالب علیه السلام وهو مغضب ، فقال له النبی: ما بک یا ابا الحسن ؟ قال علیه السلام: آذونی فیک یا رسول الله . فقام صلی الله علیه و آله وهو مغضب وقال: ایها الناس ، من منکم آذی علیا بعثه الله یوم القیامه یهودیا او نصرانیا . فقال جابر بن عبد الله الانصاری: یا رسول الله ، وان شهد ان لا اله الا الله ؟ قال: نعم . قال: وان شهد ان محمدا رسول الله ؟ قال: نعم ، وان شهد ان محمدا رسول الله یا جابر (۳۰۶) .
[۱۳۳] ومن الکتاب المذکور مرفوعا الی بشر بن حیاده ، قال: کنت عند ابی بکر وهو فی الخلافه ، فجاءه رجل فقال له: انت خلیفه رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ؟ قال: نعم . قال: اعطنی عدتی منه . قال: وما عدتک ؟ قال: عدتی ثلاث حثوات کان یحثوها لی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم من التمر الصیحانی . قال: فحثی له ابوبکر ثلاث حثوات من التمر الصیحانی کان رسما علی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، قال: فاخذها وعدها ، فلم یجدها مثل ما عهد من رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فردها علیه ، فقال ابوبکر: ما لک ؟ قال: خذها فلست بخلیفه . فلما سمع ابوبکر ذلک قال: ارشدوه [الی] علی بن ابی طالب ابی الحسن . قال: فلما دخل به [علی] علی بن ابی طالب ابتدا الامام بما یریده وقال له: ترید حثواتک من رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ؟ قال: نعم یا فتی . فحثی له علی علیه السلام ثلاث حثوات ، [فی کل حثوه] ستون تمره ; لا تنقص واحده ، ولا تزید واحده علی الاخری ، فعند ذلک قال الرجل: اشهد انک خلیفه رسول الله حقا ، وانهم لیسوا باهل لما جلسوا فیه . قال: فلما سمع ابوبکر ذلک قال: صدق الله وصدق رسوله حیث یقول – ونحن خارجون من مکه الی المدینه – قال: یا ابابکر ، کفی وکف علی فی العدد سواء . قال: فعند ذلک اکثر الناس القیل والقال ، فخرج عمر وسکتهم ، وخرج ابو الحسن (۳۰۷) .
[۱۳۴] ومن الکتاب المذکور مرفوعا الی انس بن مالک ، قال: کنت عند رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم اذ اقبل علی علیه السلام ، قال النبی صلی الله علیه و آله وسلم: انا وهذا حجه الله علی عباده یوم القیامه (۳۰۸) .
[۱۳۵] ومنه بالاسناد المرفوع الی زین العابدین علی بن الحسین علیهما السلام ، عن النبی صلی الله علیه و آله وسلم ، قال: لو ان عبد ا عبد الله تعالی مثل ما قام نوح علیه السلام فی قومه ، وکان له مثل جبل احد ذهبا ، انفقه فی سبیل الله ، ومد الله فی عمره الف سنه ، وحج علی قدمیه ، وقتل بین الصفا والمروه مظلوما ، وخلق الله تعالی من کل شعره من جسده الف ملک ، لکل ملک الف لسان یسبح الله تعالی بالف لغه ، ثم لم یات الله عزوجل بولایتک یا علی ، اکبه الله علی منخریه فی النار ، ولم یشم رائحه الجنه (۳۰۹) .
[۱۳۶] ومن الکتاب المذکور مرفوعا الی حارثه بن زید، قال: شهدت علی (۳۱۰) عمر بن الخطاب حجه فی خلافته فسمعته یقول: اللهم قد تعلم حبی لنبیک . وکنت مطلعا علیه ، فلما رآنی امسک ، فحفظت الکلام ، فلما انقضی الحج وانصرفت الی المدینه تعمدت الخلوه ، فرایته علی راحلته وحده ، فقلت له: یا امیر المؤمنین ، بالذی هو الیک اقرب من حبل الورید الا اخبرتنی عما ارید اسالک عنه ! فقال: اسال عما شئت . فقلت له: سمعتک یوم کذا وکذا تقول کذا وکذا ، فکانی القمته حجرا ، فقلت له: لا تغضب ; فوالذی انقذنی من الجهاله وادخلنی فی هدایه الاسلام ما اردت بسؤالی لک الا وجه الله (۳۱۱) . عزوجل
قال: وعند ذلک ضحک وقال: یا حارثه ، دخلت علی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم وقد اشتد وجعه ، فاحببت الخلوه معه ، وکان عنده علی بن ابی طالب والفضل بن عباس ، فجلست حتی نهض ابن العباس وبقیت انا وعلی ، فبینت لرسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ما اردت ، فالتفت الی وقال: یا عمر ، جئت لتسالنی الی من یصیر هذا الامر من بعدی ؟ فقلت: صدقت یا رسول الله . فقال: یا عمر ، هذا وصیی (۳۱۲) وخلیفتی من بعدی ، هذا خازن سری ، فمن اطاعه فقد اطاعنی ، ومن عصاه فقد عصانی ، ومن عصانی فقد عصی الله ، ومن تقدم علیه فقد کذب بنبوتی . ثم ادناه فقبل بین عینیه ، ثم اخذه وضمه الی صدره ، ثم قال: ولیک الله ، ناصرک الله ، والی الله من والاک ، وعادی من عاداک ، وانت وصیی وخلیفتی فی امتی .
ویملا بکاه ، وانهملت عیناه بالدموع ، حتی سالت علی خدیه ، وخد علی بن ابی طالب علی خده ، فوالذی من علی بالاسلام لقد تمنیت تلک الساعه ان اکون مکان علی ، ثم التفت الی وقال: یا عمر ، اذا نکث الناکثون وقسط القاسطون ومرق المارقون ، قام هذا مقامی ، حتی یفتح الله علیه بخیر ، وهو خیر الفاتحین .
قال حارثه: فتعاظمنی (۳۱۳) ذلک ، وقلت: ویحک یا عمر ، فکیف تقدمتموه وقد سمعت ذلک من رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ! فقال: یا حارثه ، بامر کان . فقلت له: من الله ، ام من رسوله ، ام من علی ؟ فقال: لا ، بل الملک عقیم ، والحق لعلی بن ابی طالب (۳۱۴) .
وابوذر الغفاری وحذیفه بن الیمانی وابراهیم بن النهیان (۳۱۶) وخزیمه بن ثابت ذو الشهادتین وابو الطفیل وعمرو بن واثله (۳۱۷) : انهم دخلوا علی النبی صلی الله علیه و آله وسلم ، فجلسوا بین یدیه ، والحزن ظاهره علی وجوههم ، قالوا: فدیناک یا رسول الله باموالنا واولادنا وآبائنا والامهات ، انا نسمع فی اخیک علی بن ابی طالب ما یحزننا ، ا تاذن لنا فی الرد علیهم ؟ فقال صلی الله علیه و آله: وما عساهم یقولون فی اخی ؟ قالوا: یا رسول الله ، [یقولون] ای فضل لعلی بن ابی طالب فی سبقه الی الاسلام وانما ادرکه طفلا ؟ ونحو ذلک ، وهذا یحزننا یا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم . فقال صلی الله علیه و آله وسلم: وهذا یحزنکم ؟ قالوا: نعم یا رسول الله .
فقال: بالله علیکم ، هل علمتم من الکتب المقدمه ان ابراهیم اذ ذهب ابوه وهو حمل فی بطن امه مخافه علیه من النمرود بن بطون الحوامل ، فجاءت به امه فوضعته بین اثلاث بشاطئ نهر متدفق یقال له حرزان (۳۱۹) ، بین غروب الشمس الی قبال اللیل ، فلما وضعته واستقر علی وجه الارض قام من تحتها ، یمسح وجهه وراسه ویکثر من الشهاده بالوحدانیه ، ثم اخذ ثوبا واتشح به وامه تری ما یصنع ، وقد ذعرت منه ذعرا شدیدا ، فهرول من یدها فادار عینیه فی السماء ، وکان منه انه قال عند نظر الکواکب: هذا ربی . ثم لما رای القمر بازغا قال: هذا ربی . ثم لما رای الشمس قال: هذا ربی . فقال الله: «وکذلک نری ابراهیم ملکوت السماوات والارض ولیکون من الموقنین » (۳۲۰) الی آخر القصه .
وعلمتم ان موسی علیه السلام ابن عمران کان قریبا من فرعون ، وکان فرعون فی طلبه یقد بطون الحوامل من اجله ، فلما ولدته امه فزعت علیه فطرحته فی التابوت وکان یقول له: یا اماه ، القینی فی الیم . فقالت له وهی مذعوره من کلامه: انی اخاف علیک الغرق ! قال لها: لا تخافی ولا تحزنی ، والله رادنی علیک . ثم القته فی الیم ، ثم بقی فی الیم لا یطعم طعاما ولا یشرب ماء معصوما (۳۲۱) ، الی ان یرد الی امه ، ففی سبعین یوما فی الیم ، فاخبر الله عنه فی کتابه المجید «اذ تمشی اختک فتقول هل ادلکم علی من یکفله فرجعناک الی امک » (۳۲۲) الآیه .
وقصه عیسی بن مریم علیهما السلام اذ کلم امه عند ولادته ، وقصته مشهوره «فناداها من تحتها الا تحزنی » (۳۲۳) الآیه ، وقد علمتم جمیعا انی افضل الانبیاء ، وقد خلقت انا وعلی من نور واحد ، وان نورنا کان یسمع تسبیحه فی اصلاب آبائنا وبطون امهاتنا فی کل عصر وزمن الی عبد المطلب ، وکان نورنا یظهر فی وجوه آبائنا ، فلما وصل الی عبد المطلب انقسم النور نصفین: نصف الی عبد الله ، ونصف الی ابی طالب عمی ; فانهما کانا اذا جلسا فی ملا من الناس تلالا نورنا فی وجوههما من دونهم ، حتی ان الهوام والسباع یسلمون علیهما لاجل نورنا ، حتی خرجنا الی دار الدنیا ، وقد نزل علی جبرئیل علیه السلام عند ولاده علی ابن عمی ، وقال: یا محمد ، ربک یقرئک السلام ویقول لک: الآن ظهرت نبوتک واعلان وحیک وفضلک وکشف رسالاتک ; اذ ایدک الله باخیک ووزیرک وخلیفتک من بعدک ، والذی اشدد به ازرک ، واعلن به ذکرک ، فقم الیه واستقبله بیدک الیمنی ; فانه من اصحاب الیمین ، وشیعته الغر المحجلون .
قال: فمضیت فوجدت امه والنساء والقوابل من حولها ، واذا بسجاف (۳۲۴) قد ضربه جبرئیل بینی وبین النساء ، فاول ما وضعته امه استقبلته وفعلت ما امرنی جبرئیل علیه السلام ، فمددت یدی الیمنی نحو امه ، واذا بعلی واضعا یدی الیمنی فی اذنه یؤذن ویقیم بالخفیه ، ویشهد بالوحدانیه لله وبرسالتی ، ثم انثنی الی وقال: السلام علیک یا رسول الله ، [فقلت:] اقرا یا اخی ، فوالذی نفسی بیده لقد ابتدا بالصحف التی انزلها الله علی آدم ، وقام به ابنه شیث ، فتلاها من اولها الی آخرها ، حتی لو حضر آدم لاقر انه احفظ بها منه .
ثم تلا صحف نوح ، ثم صحف ابراهیم ، ثم قرا التوراه ، حتی لو حضر موسی لشهد له انه احفظ بها منه ، ثم قرا انجیل عیسی حتی انه لو حضر [عیسی] لاقر له انه احفظ بها منه ، ثم قرا القرآن الذی انزل الله من اوله الی آخره ، ثم خاطبنی وخاطبته بما یخاطب به الانبیاء ، ثم عاد الی حال طفولیته .
وهکذا احد عشر اماما من نسله یفعل فی ولادته مثل ما فعل الانبیاء ، فما یحزنکم ؟ وما علیکم من قول اهل الشرک بالله ؟ فبالله هل تعلمون انی افضل الانبیاء ، وان وصیی افضل الاوصیاء ، وان ابی آدم لما رای اسمی واسم اخی واسم فاطمه والحسن والحسین مکتوبا علی ساق العرش بالنور قال: هل خلقت – یا الهی – خلقا هو اکرم منی الیک ؟ قال: یا آدم ، لولا هذه الاسماء ما خلقت سماء مبنیه ، ولا ارضا مدحیه ، ولا ملکا مقربا ، ولا نبیا مرسلا ، ولولاهم ما خلقتک . فقال: الهی وسیدی ومولای فبحقهم علیک الا غفرت لی خطیئتی ، وهی الکلمات التی تلقاها آدم من ربه .
فقال: ابشر یا آدم ; فان هذه الاسماء من نسلک وذریتک ، فحمد الله آدم ، وافتخر علی الملائکه ، فهذا فضلنا عند الله تعالی ; لا یعطی نبیا شیئا الا اعطاه لنا . فقام سلمان وابوذر ومن معهم وهم یقولون: نحن الفائزون ! فقال صلی الله علیه و آله وسلم: انتم الفائزون ، ولکم خلقت الجنه ، ولاعدائکم خلقت النار (۳۲۵) .
[۱۳۸] ومن الکتاب المذکور ، مرفوعا الی ابن مسعود ، قال: دخلت یوما علی رسول الله فقلت: یا رسول الله – علیک السلام – ، ارنی الحق لاصل الیه ، فقال: یا عبد الله ، الج المخدع ، فولجت المخدع ، وعلی بن ابی طالب علیه السلام یصلی وهو یقول فی سجوده ورکوعه: اللهم بحق محمد عبدک اغفر للمخطئین من شیعتی . فخرجت حتی اخبرت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، فرایته یصلی وهو یقول: [اللهم] بحق علی عبدک اغفر للمخطئین من امتی . قال: فاخذنی من ذلک الهلع العظیم ، فاوجز النبی صلی الله علیه و آله وسلم فی صلاته ، وقال: یا بن مسعود ، ا کفر بعد ایمان ؟ فقلت: حاشا وکلا یا رسول الله ، ولکن رایت علیا یسال الله بک ، ورایتک تسال الله بعلی ، فلم اعلم ایکما افضل عند الله عزوجل ؟
قال: اجلس یا بن مسعود . فجلست بین یدیه ، فقال لی: اعلم ان الله خلقنی وعلیا من نور قدرته قبل ان یخلق الخلق بالفی عام ، اذ لا تسبیح ولا تقدیس ، ففتق نوری فخلق منه السماوات والارضین ، وانا والله افضل من السماوات والارضین ، وفتق نور علی فخلق منه العرش والکرسی ، وعلی بن ابی طالب افضل من العرش والکرسی ، وفتق نور الحسن فخلق منه اللوح والقلم ، والحسن – والله – افضل من اللوح والقلم ، وفتق نور الحسین فخلق منه الجنان والحور العین ، والحسین افضل من الجنان والحور العین ، ثم اظلمت المشارق والمغارب ، فشکت الملائکه الی الله تعالی ان یکشف عنهم تلک الظلمه ، فتکلم الله – جل جلاله – کلمه فخلق منها روحا ، ثم تکلم بکلمه اخری فخلق من تلک الکلمه نورا ، فاضاف النور الی تلک الروح واقامها امام العرش ، فزهرت المشارق والمغارب ، فهی فاطمه الزهراء ، ولذلک سمیت الزهراء ; لان نورها زهرت (۳۲۶) به السماوات .
یا ابن مسعود ، اذا کان یوم القیامه یقول الله – جل جلاله – لی ولعلی: ادخلا الجنه من شئتما وادخلا النار من شئتما ، وذلک قوله تعالی: «القیا فی جهنم کل کفار عنید» (۳۲۷) فالکافر من جحد نبوتی ، والعنید من جحد ولایه علی وعترته ، والجنه لمحبیه وشیعته (۳۲۸) .
[احتجاج امیر المؤمنین علیه السلام فی سکوته عن حقه (۳۲۹) ]
[۱۳۹] ومن الکتاب المذکور باسناد مرفوع ، انه بلغ امیر المؤمنین علی علیه السلام ان الناس تحدثوا فیه ، وقالوا: ما باله یبایع ابابکر وعمر وعثمان ، فلم ینازعهم کما نازع طلحه والزبیر وعائشه ؟ قال: فجمع الناس ، ثم خرج علیه السلام متردیا بردائه ، ثم رقا المنبر ، فحمد الله واثنی علیه ، وذکر النبی صلی الله علیه و آله وسلم فصلی علیه ، ثم قال: معاشر الناس ، قد بلغنی ان قوما قالوا: ما بال علی لم ینازع ابابکر وعمر وعثمان فی الخلافه کما نازع طلحه والزبیر وعائشه ؟ فما کنت بعاجز ، ولکن لی فی سبعه من الانبیاء اسوه: اولهم نوح علیه السلام ، حیث قال الله مخبرا عنه: «فدعا ربه انی مغلوب فانتصر» (۳۳۰) فان قلتم: انه لم یکن مغلوبا ، کفرتم بتکذیبکم القرآن ، وان قلتم: انه کان مغلوبا ، فعلی اعذر . والثانی ابراهیم علیه السلام ، حیث اخبر الله بقوله تعالی: «واعتزلکم وما تدعون من دون الله وادعو ربی » (۳۳۱) فان قلتم: اعتزلهم من غیر مکروه ، فقد کذبتم القرآن ، وان قلتم: رای المکروه فاعتزلهم ، فعلی اعذر . والثالث لوط علیه السلام حیث اخبر الله عن قوله لقومه: «لو ان لی بکم قوه او آوی الی رکن شدید» (۳۳۲) فان قلتم: کان له قوه ، فقد کذبتم القرآن ، وان کان ما له بهم قوه فعلی اعذر . والرابع یوسف علیه السلام حیث اخبر الله عنه: «قال رب السجن احب الی مما یدعوننی الیه » (۳۳۳) فان قلتم: انه ما دعی لمکروه فقد کذبتم القرآن ، وان قلتم: انه دعی لمکروه ، فعلی اعذر . والخامس موسی علیه السلام حیث اخبر الله عنه بقوله: «ففررت منکم لما خفتکم » (۳۳۴) فان قلتم: فر من غیر خوف علی نفسه ، فقد کذبتم القرآن ، وان قلتم: انه فر من خوف علی نفسه ، فعلی اعذر . والسادس اخوه هارون حیث اخبر الله عنه بقوله: «یا ابن ام ان القوم استضعفونی وکادوا یقتلوننی » (۳۳۵) فان قلتم: ما کادوا یقتلونه ، فقد کذبتم القرآن ، وان قلتم: کادوا یقتلونه ، فعلی اعذر . والسابع ابن عمی صلی الله علیه و آله وسلم حیث هرب من الکفار الی الغار ; فان قلتم: ما هرب من خوف علی نفسه ، فقد کفرتم ، وان قلتم: هرب من خوف علی نفسه ، فالوصی اعذر .
ایها الناس ، ما زلت مظلوما منذ ولدتنی امی ! حتی ان اخی عقیل کان اذا رمدت عیناه یقول: لا تذروا عینی حتی تذروا عین علی فیذرونی ! وما بی من رمد (۳۳۶) .
[۱۴۰] ومن الکتاب المذکور باسناد مرفوع الی ابی ذر ، قال: امرنا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ان نسلم علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام ، وقال: سلموا علی اخی وخلیفتی فی قومی ، ووارث علمی (۳۳۷) وولی کل مؤمن ومؤمنه من بعدی . سلموا علیه بامره المؤمنین ; فانه ولی [کل] من سکن الارض الی یوم العرض ، فان قدمتموه اخرجت لکم الارض برکاتها ; فانه اکرم من علیها .
قال ابوذر: رایت عمر قد تغیر لونه وقال: ا حق من الله یا رسول الله ؟ قال: نعم یا عمر ، حق من الله امرنی به ، وبذلک امرتکم به ، فقام وسلم علیه بامره المؤمنین ، ثم اقبل هو وابوبکر علی اصحابهما ، وقالا ما قالاه (۳۳۸) .
[۱۴۱] ومن الکتاب المذکور مرفوعا الی ابی ذر والمقداد وسلمان – رضی الله عنهم – قالوا: قال لنا امیر المؤمنین علیه السلام: انی مررت بابن الصاکی (۳۳۹) یوما فقال لی: ما مثل محمد فی اهل بیته الا کمثل نخله نبتت فی کناسه ! قال: فاتیت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فذکرت له ذلک ، فغضب رسول الله غضبا شدیدا وقام مغضبا ، فصعد المنبر ، ففزعت الانصار ولبسوا السلاح ; لما راوا من غضبه ، ثم قال: ما بال اقوام یعیرون اهل بیتی وقد سمعونی اقول فی فضلهم ما قلت ، وخصصتهم بما خصهم الله به ، وفضل علی عند الله وکرامته ، وسبقه الی الاسلام وبلائه ؟! وانه منی بمنزله هارون من موسی ، الا انه لا نبی بعدی .
[من زعم ان مثلی فی اهل بیتی کنخله نبتت فی کناسه ؟] الا ان الله – سبحانه وتعالی – خلق خلقه وفرقهم فرقتین ، فجعلنی من خیرها شعبا وخیرها قبیله ، ثم جعلها بیوتا فجعلنی من خیرها بیتا ، حتی حصلت فی اهل بیتی وعترتی ، وفی بنتی وابنای واخی علی بن ابی طالب علیه السلام ، ثم ان الله تعالی اطلع علی الارض اطلاعه فاختارنی منها ، ثم اطلع ثانیه فاختار منها اخی وابن عمی ووزیری ووارثی وخلیفتی ووصیی فی امتی ، ومولی کل مؤمن ومؤمنه بعدی ; فمن والاه فقد والی الله ، ومن عاداه فقد عاد الله ، ومن احبه فقد احب الله ، ومن ابغضه فقد ابغض الله ، فلا یحبه الا مؤمن ، ولا یبغضه الا کافر . هو زینه (۳۴۰) الارض ومن سکنها ، وهو کلمه الله التقوی وعروه الوثقی .
ثم قال صلی الله علیه و آله وسلم: «یریدون ان یطفئوا نور الله بافواههم ویابی الله الا ان یتم نوره » (۳۴۱) ایها الناس ، لیبلغ مقالتی منکم الشاهد والغائب ; اللهم اشهد علیهم . [و] ان الله عزوجل نظر الی الارض نظره ثالثه فاختار منها اثنی عشر اماما ، فهم خیار امتی ، وهم احد عشر اماما بعد اخی ، کل ما قبض واحد قام واحد کمثل نجوم السماء ، کل ما غاب نجم طلع نجم هادین مهدیین ، لا یضرهم کید من کادهم ، ولا خذلان من خذلهم ، لعن الله من خذلهم ، لعن الله من کادهم ، وهم حجج الله فی ارضه ، وشاهد علی خلقه ، من اطاعهم فقد اطاع الله ، ومن عصاهم فقد عصی الله ، هم مع القرآن والقرآن معهم ، لا تفارقوه ولا یفارقهم ، حتی یردوا الحوض ، اولهم علی بن ابی طالب ، وهو خیرهم وافضلهم ، ثم ابنای الحسن ثم الحسین ، ثم فاطمه الزهراء والتسعه من اولاد الحسین ، ثم من بعدهم جعفر بن ابی طالب ، ثم عمی حمزه بن عبد المطلب . انا خیر النبیین والمرسلین ، وعلی خیر الاوصیاء من اهل بیتی ، علی خیر الوصیین ، واهل بیته خیر بیوت النبیین ، وابنتی فاطمه سیده نساء اهل الجنه من الخلق اجمعین .
ایها الناس ، ا ترجی شفاعتی واعجز عن اهل بیتی ؟ ایها الناس ، ما من احد یلقی الله غدا مؤمنا لا یشرک به شیئا الا ادخله الجنه ولو کانت ذنوبه کتراب الارض . ایها الناس ، انی آخذ بحلقه باب الجنه ، ثم یتجلی لی الله عزوجل فاسجد بین یدیه ، ثم یؤذن لی فی الشفاعه ، فلم اوثر علی اهل بیتی احدا . ایها الناس ، عظموا اهل بیتی فی حیاتی وبعد مماتی ، واکرموهم وفضلوهم ، لا یحل لاحد ان یقوم لاحد غیر اهل بیتی ، الا فانسبونی من انا ؟!
قال: فقاموا الیه الانصار ، وقد اخذوا بایدیهم السلاح وقالوا: نعوذ بالله من غضب الله وغضب رسوله ! اخبرنا یا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم من آذاک فی اهل بیتک حتی نضرب عنقه ؟ قال: فانسبونی: انا محمد بن عبد الله بن عبد المطلب ، ثم انتهی بالنسبه الی نزار ، ثم مضی الی اسماعیل بن ابراهیم خلیل الله ، ثم مضی الی نوح علیه السلام ، ثم قال: اهل بیتی کطینه آدم علیه السلام ، نکاح غیر سفاح ، فوالله لا یسالنی رجل الا اخبرته عن نفسه وعن ابیه . فقام الیه رجل وقال: من انا یا رسول الله ؟ قال: ابوک فلان الذی تدعی الیه . قال: فارتد الرجل عن الاسلام ، ثم قال صلی الله علیه و آله وسلم والغضب ظاهر فی وجهه: ما یمنع هذا الرجل الذی یعیب اهل بیتی واخی ووزیری وخلیفتی من بعدی وولی کل مؤمن ومؤمنه بعدی ان یقوم یسالنی عن ابیه ، واین هو فی جنه او نار ؟
قال: فعند ذلک خشی عمر علی نفسه ان یبداه رسول الله فیفضحه بین الناس ، فقال: نعوذ بالله من غضب الله وغضب رسوله ، اعف عنا یعف الله عنک ، اصفح عنا جعلنا الله فداک ، اقلنا اقالک الله ، استرنا سترک الله ، فاستحی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ; لانه کان اهل الحلم والکرم والعفو ، ثم نزل عن منبره صلی الله علیه و آله وسلم (۳۴۲) .
[۱۴۲] ومن الکتاب المذکور مرفوعا الی الاصبغ ، قال: لما ضرب امیر المؤمنین علیه السلام الضربه التی کانت وفاته فیها ، اجتمع الیه الناس بباب القصر ، وکانوا یریدون قتل ابن ملجم لعنه الله ، فخرج الحسن علیه السلام فقال: معاشر الناس ، ان ابی اوصانی ان اترک امره الی وفاته ، فان کان له الوفاه ، والا نظر هو فی حقه ، فانصرفوا – یرحمکم الله – . قال: وانصرف الناس ولم انصرف ، فخرج ثانیه وقال لی: یا اصبغ ، ا ما سمعت قولی عن قول امیر المؤمنین ؟ قلت: بلی ، ولکنی رایت حاله فاحببت ان انظر الیه ، فاسمع منه حدیثا ، فاستاذن لی – رحمک الله – . فدخل ولم یلبث ان خرج فقال لی: ادخل فدخلت ، فاذا امیر المؤمنین علیه السلام معصب بعصابه ، وقد علت صفره وجهه علی تلک العصابه ، فاذا هو یرفع فخذا ویضع اخری من شده الضربه وکثره السم ، فقال لی: یا اصبغ اما سمعت قول الحسن عن قولی ؟
قلت: بلی یا امیر المؤمنین ، ولکنی رایتک فی حاله فاحببت النظر الیک ، وان اسمع منک حدیثا . فقال لی: اقعد ، فما اراک تسمع منی حدیثا بعد یومک هذا ، اعلم – یا اصبغ – انی اتیت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم عائدا کما جئت الساعه ، فقال: یا ابا الحسن ، اخرج فناد فی الناس جامعه واصعد المنبر ، وقم دون مقامی بمرقاه ، وقل للناس: الا من عق والدیه فلعنه الله علیه ، الا من ابق من موالیه فلعنه الله [ علیه]، الا من ظلم اجیرا اجرته فلعنه الله [ علیه] .
یا اصبغ ، ففعلت ما امرنی به حبیبی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، فقام من اقصی المسجد رجل فقال: یا ابا الحسن ! کلمت بثلاث کلمات واوجزتهن فاشرحهن لنا ، فلم اردد جوابا حتی اتیت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فقلت ما کان من الرجل . قال الاصبغ: ثم اخذ بیدی علیه السلام وقال: یا اصبغ ، ابسط یدک . فبسطت یدی فتناول اصبعا من اصابع یدی ، وقال: یا اصبغ ، کذا تناول رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم اصبعا من اصابع یدی ، کما تناولت اصبعا من اصابع یدیک ، قال: یا ابا الحسن الا وانی وانت ابوا هذه الامه [فمن اعقنا فلعنه الله علیه ، الا وانی وانت مولیا هذه الامه ، فمن ابق عنا لعنه الله ، الا وانی وانت اجیرا هذه الامه] فمن ظلمنا اجرتنا فلعنه الله علیه .
ثم قال: قل: آمین . قلت: آمین . قال اصبغ: ثم اغمی علیه ، ثم افاق فقال لی: ا قاعد انت یا اصبغ ؟ قلت: نعم یا مولای . قال: ازیدک حدیثا آخر ؟ قلت: زادک الله من مزیدات الخیر . [قال:] یا اصبغ ، لقینی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فی بعض طرقات المدینه وانا مغموم ، قد تبین الغم فی وجهی ، فقال لی: یا ابا الحسن ، اراک مغموما ! ا لا احدثک بحدیث لا تغتم بعده ابدا ؟ قلت: نعم .
قال: اذا کان یوم القیامه نصب الله منبرا یعلو منابر النبیین والشهداء ، ثم یامرنی الله اصعد فوقه ، ثم یامرک الله ان تصعد دونی بمرقاه ، ثم یامر الله ملکان فیجلسان دونک بمرقاه ، فاذا استقللنا علی المنبر نادی الملک الذی دونک بمرقاه: معاشر الناس ، الا من عرفنی فقد عرفنی ، ومن لم یعرفنی فانا اعرفه بنفسی ، انا رضوان خازن الجنان ، الا ان الله بمنه وکرمه وفضله وجلاله امرنی ان ادفع مفاتیح الجنه الی محمد ، وان محمدا امرنی ان ادفعها الی علی بن ابی طالب ، فاشهدوا لی علیه .
ثم یقوم ذلک الملک الذی تحت ذلک الملک بمرقاه منادیا یسمع اهل الموقف: معاشر الناس ، من عرفنی فقد عرفنی ، ومن لم یعرفنی فانا اعرفه بنفسی ; انا مالک خازن النیران ، الا ان الله بمنه وکرمه وجلاله قد امرنی ان ادفع مفاتیح النار الی محمد ، وان محمدا قد امرنی ان ادفعها الی علی بن ابی طالب ، فاشهدوا لی . فتاخذ مفاتیح الجنان والنیران . ثم قال: یا علی ، فتاخذ بحجزتی ، واهل بیتک یاخذون بحجزتک ، وشیعتک یاخذون بحجزه اهل بیتک . قال: فصفقت بکلتا یدی وقلت: والی الجنه یا رسول الله ؟ قال: ای ورب الکعبه . قال الاصبغ: فلم اسمع من مولای غیر هذین الحدیثین ، ثم توفی – صلوات الله علیه – (۳۴۳) .
[۱۴۳] ومن الکتاب المذکور مرفوعا الی سلمان الفارسی والمقداد وابی ذر ، قالوا: ان رجلا فاخر علیا علیه السلام فقال له رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: یا علی ، فاخر اهل الشرق والغرب والعرب والعجم ، فانت اقربهم نسبا وابن عمک رسول الله ، واکرمهم نفسا ، واعلاهم رفعه ، واکرمهم ولدا ، واکرمهم اخا ، واکرمهم عما ، واعظمهم حکما ، واقدمهم سلما ، واکثرهم علما ، واعظمهم عزا (۳۴۴) فی نفسک وفی مالک ، وانت اقرؤهم لکتاب الله عزوجل واعلاهم نسبا ، واشجعهم قلبا فی لقاء الحرب ، واجودهم کفا ، وازهدهم فی الدنیا ، واشدهم جهادا ، واحسنهم خلقا ، واصدقهم لسانا ، واحبهم الی الله والی ، وستبقی بعدی ثلاثین سنه تعبد الله وتصبر علی ظلم قریش لک ، ثم تجاهد فی سبیل الله اذا وجدت اعوانا ، فقاتل علی تاویل القرآن کما قاتلت علی تنزیله ، ثم تقتل شهیدا ، [و] تخضب لحیتک من دم راسک ، قاتلک یعدل قاتل ناقه صالح فی البغضاء لله ، والبعد من الله . یا علی ، انک من بعدی مغلوب مغصوب ، تصبر علی الاذی فی الله وفی ، محتسبا اجرک غیر ضائع ، فجزاک الله عن الاسلام خیرا (۳۴۵) .
[۱۴۴] ومن الکتاب المذکور مرفوعا الی جابر عن امیر المؤمنین علیه السلام ، قال: خرجت انا ورسول الله صلی الله علیه و آله وسلم الی صحراء المدینه ، فلما صرنا فی الحدائق بین النخل صاحت نخله بنخله: هذا النبی المصطفی ، وذا علی المرتضی . ثم صاحت ثالثه برابعه: هذا موسی وذا هارون . ثم صاحت خامسه لسادسه: هذا خاتم النبیین وذا خاتم الوصیین . فعند ذلک تبسم النبی صلی الله علیه و آله وسلم وقال: یا ابا الحسن ، ا ما سمعت ؟ قلت: بلی یا رسول الله . قال: ما یسمی هذا النخل ؟ قلت: الله ورسوله اعلم . قال: تسمیه الصیحانی ; لانهم صاحوا بفضلی وبفضلک (۳۴۶) .
[۱۴۵] ومن الکتاب المذکور مرفوعا الی جابر ، عن امیر المؤمنین علیه السلام ، قال: حدثنا عمر بن الخطاب ، قال: قد سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم یقول: فضل علی بن ابی طالب علی هذه الامه کفضل شهر رمضان علی سائر الشهور ، وفضل علی علی هذه الامه کفضل لیله الجمعه علی سائر اللیالی ، وفضل علی علیه السلام علی هذه الامه کفضل لیله القدر علی سائر اللیالی ، فطوبی لمن آمن به وصدق بولایته ، والویل کل الویل لمن جحده وجحد حقه ، حقا علی الله ان یحرم یوم القیامه شفاعه محمد صلی الله علیه و آله وسلم (۳۴۷) .
[۱۴۶] ومن الکتاب المذکور مرفوعا الی سلمان الفارسی ، انه قال: کنا عند رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم اذ دخل اعرابی فوقف علینا وسلم ، فرددنا علیه السلام فقال: ایکم بدر التمام ومصباح الظلام ، محمد رسول الله الملک العلام ؟ ا هو هذا صبیح الوجه ؟ قلنا: نعم . قال النبی صلی الله علیه و آله وسلم: یا اخا العرب ، اجلس . فقال: یا محمد ، آمنت بک قبل ان اراک ، وصدقت بک قبل ان القاک ، غیر انه بلغنی عنک امر . قال: وای شی ء بلغکم عنی ؟
قال: دعوتنا الی شهاده ان لا اله الا الله ، وانک محمد رسول الله فاجبناک ، ثم دعوتنا الی الصلاه والزکاه والصوم والحج فاجبناک ، ثم لم ترض عنا حتی دعوتنا الی موالاه ابن عمک علی بن ابی طالب ومحبته ; ا انت فرضته ام الله فرضه من السماء ؟ فقال النبی صلی الله علیه و آله وسلم: بل الله فرضه علی اهل السماوات والارض . فلما سمع الاعرابی قال: سمعا لله وطاعتا لما امرتنا به یا رسول الله ; فانه الحق من عند ربنا . قال النبی صلی الله علیه و آله وسلم: یا اخا العرب ، اعطیت فی علی خمس خصال الواحده منهن خیر من الدنیا وما فیها ! الا انبئک بها یا اخا العرب ؟ قال: بلی یا رسول الله .
قال: کنت جالسا یوم بدر وقد انفضت عنا الغزاه ، فهبط جبرئیل علیه السلام وقال: الله عزوجل یقرئک السلام ویقول لک: یا محمد ، آلیت علی نفسی بنفسی ، واقسمت علی انی لا الهم حب علی بن ابی طالب الا من احببته ، فمن احببته انا الهمته حب علی ، ومن ابغضته الهمته بغض علی .
یا اخا العرب ، ا لا انبئک بالثانیه ؟ قال: بلی یا رسول الله . قال: کنت جالسا بعد ما فرغت من جهاز عمی حمزه ، اذ هبط علی جبرئیل وقال: یا محمد ، الله یقرئک السلام ویقول لک: فرضت الصلاه ووضعتها عن المعتل والمجنون والصبی ، وفرضت الصوم ووضعته عن المسافر ، وفرضت الحج ووضعته عن المقل ، وفرضت الزکاه ووضعتها عن المعدم ، وفرضت حب علی بن ابی طالب ، ففرضت محبته علی اهل السماوت والارض ، فلم اعط احدا رخصه .
یا اعرابی ، ا لا انبئک بالثالثه ؟ قال: بلی یا رسول الله . قال: ما خلق الله شیئا الا جعل له سیدا ، فالنسر سید الطیور ، والثور سید البهائم ، والاسد سید الوحوش ، والجمعه سید الایام ، ورمضان سید الشهور ، واسرافیل سید الملائکه ، وآدم سید البشر ، وانا سید الانبیاء ، وعلی سید الاوصیاء .
یا اخا العرب ، ا لا انبئک بالرابعه ؟ قال: بلی یا رسول الله . قال: حب علی بن ابی طالب شجره اصلها فی الجنه واغصانها فی الدنیا ، فمن تعلق بغصن من اغصانها ادخلته الجنه .
یا اعرابی ، ا لا انبئک بالخامسه ؟ قال: بلی یا رسول الله . قال: اذا کان یوم القیامه ینصب لی منبر علی یمین العرش ، ثم ینصب لابراهیم علیه السلام منبر محاذی منبری عن یمین العرش ، ثم یؤتی بکرسی عال مشرف زاهر یعرف بکرسی الکرامه ، فینصب لعلی بین منبری ومنبر ابراهیم ، فلما رات عینای احسن من حبیب بین خلیلین .
یا اعرابی ، حب علی بن ابی طالب حق ; فان الله تعالی یحب من یحبه ، وهو معی یوم القیامه ، انا وایاه فی قسم واحد . فعند ذلک قال: سمعا وطاعه لله ولرسوله ولابن عمک علی بن ابی طالب (۳۴۸) .
[ما نقله المؤلف من امالی الطوسی]
[۱۴۷] ومن کتاب المجالس للطوسی رحمه الله باسناد الی عبد العزیز سعید الانصاری ، عن ابیه ، عن جده وکانت له صحبه ، عن ام سلمه زوج النبی صلی الله علیه و آله وسلم ، قالت: حج رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم عام حجه الوداع بازواجه ، فکان یاوی فی کل یوم ولیله الی امراه منهن ، وهو حرام (۳۴۹) یبتغی بذلک العدل بینهن . قالت: فلما ان کانت لیله عائشه ویومها ، خلا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بعلی بن ابی طالب علیه السلام یناجیه وهما یسیران ، فاطال مناجاته ، فشق ذلک علی عائشه ، فقالت: انی ارید [ان] اذهب الی علی فاناله – او قالت: اتناوله – بلسانی فی حبسه رسول الله عنی ! فنهیتها ، فنضت ناقتها فی السیر ، ثم رجعت الی وهی تبکی ، فقلت: ما لک یا عائشه ؟
قالت: انی اتیت النبی صلی الله علیه و آله وسلم فقلت: یا ابن ابی طالب ، ما تزال تحبس عنی رسول الله ! فقال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: لا تحولی بینی وبین ابن عمی علی ، انه لا یحاقه فی احد ، وانه لا یبغضه – والذی نفسی بیده – مؤمن ، ولا یحبه کافر . الا ان الحق بعدی مع علی ، یمیل معه حیثما مال ، لا یفترقان جمیعا حتی یردا علی الحوض . قالت ام سلمه: فقلت لها: قد نهیتک ، فابیت الا ما صنعت (۳۵۰) .
[۱۴۸] ومن الکتاب المذکور مسندا الی زید بن علی ، عن آبائه – صلوات الله علیهم – ، عن النبی صلی الله علیه و آله وسلم ، انه قال: اما انک المبتلی والمبتلی بک ، الا انک الهادی من اتبعک ، ومن خالف طریقتک [فقد] ضل الی یوم القیامه (۳۵۱) .
[۱۴۹] ومنه باسناد الی محدوج بن یزید (۳۵۲) الذهلی ، وکان فی وفد قومه الی النبی صلی الله علیه و آله وسلم فتلا علیهم هذه الآیه: «لا یستوی اصحاب النار واصحاب الجنه اصحاب الجنه هم الفائزون » (۳۵۳) قال: فقلنا او قالوا: یا رسول الله ، من اصحاب الجنه ؟ قال: من اطاعنی وسلم لهذا من بعدی . واخذ رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بکف علی علیه السلام وهو یومئذ الی جنبه ، فرفعها فقال: الا ان علیا منی وانا منه ، فمن حاده فقد حادنی ، ومن حادنی اسخط الله عزوجل ثم قال: یا علی ، حربک حربی ، وسلمک سلمی ، وانت العلم بینی وبین امتی .
قال عطیه: فدخلت علی زید بن ارقم منزله فذکرت حدیث محدوج بن یزید ، قال: ما ظننت انه بقی ممن سمع رسول الله یقول هذا غیری ، اشهد لقد حدثنا به رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم . ثم [قال:] لقد حاده رجال سمعوا من رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم قوله هذا ، وقد ردوا (۳۵۴) .
[۱۵۰] ومنه باسناد الی جابر بن عبد الله الانصاری ، قال: بینا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فی مسجده فی رهط من اصحابه ، فیهم: ابو بکر وابو عبیده وعمر وعثمان وعبد الرحمان ورجلان من قراء الصحابه من المهاجرین ، [هما] عبد الله بن مسعود (۳۵۵) ، ومن الانصار ابی بن کعب ، فقرا عبد الله من السوره التی یذکر فیها لقمان ، حتی اتی علی هذه «واسبغ علیکم نعمه ظاهره » (۳۵۶) الآیه ، وقرا ابی من السوره التی یذکر فیها ابراهیم علیه السلام «وذکرهم بایام الله ان فی ذلک لآیات لکل صبار شکور» (۳۵۷) قالوا: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: ایام الله نعماؤه ، وبلاؤه مثلاته سبحانه . ثم اقبل – صلوات الله علیه – علی من شهده من اصحابه فقال: انی لاتحولکم بالموعظه تحولا مخافه السامه علیکم ، وقد اوحی الی ربی – جل وعز – ان اذکرکم بانعمه ، وانذرکم بما اقتص علیکم فی کتابه ، وتلا: «واسبغ علیکم نعمه ظاهره وباطنه » (۳۵۸) الآیه .
ثم قال لهم: قولوا الآن قولکم: ما اول نعمه خصکم الله وبلاکم بها ؟ فخاض القوم جمیعا ، فذکروا نعم الله التی انعم علیهم واحسن الیهم من المعاش والریاش والذریه والازواج الی سائر ما ابلاهم الله عزوجل به من انعمه الظاهره ، فلما امسک القوم اقبل رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم علی علی فقال: یا ابا الحسن ، قل ; فقد قال اصحابک . فقال: وکیف لی بالقول – فداک ابی وامی – وانما هدانا الله بک؟
قال: ومع ذلک فهات ، قل: [ما] اول نعمه بلاک الله عزوجل وانعم علیک بها ؟ قال: ان خلقنی – جل ثناؤه – ولم اک شیئا مذکورا . قال: صدقت ، فما الثانیه ؟ [قال:] ان احسن بی اذ خلقنی فجعلنی حیا لا مواتا . قال: صدقت فما الثالثه؟ قال: ان انشانی – فله الحمد – فی احسن صوره واعدل ترکیب . قال: صدقت فما الرابعه ؟ قال: ان جعلنی متفکرا واعیا (۳۵۹) ، لا ابله ساهیا . قال: صدقت فما الخامسه ؟ قال: ان جعل لی شواعر ادرک ما ابتغیت بها ، وجعل لی وفی (۳۶۰) سراجا منیرا ، قال: صدقت فما السادسه ؟ قال: ان هدانی لدینه ، ولم یضلنی عن سبیله . قال: صدقت فما السابعه ؟ قال: ان جعل لی مردا فی حیاه لا انقطاع لها . قال: صدقت فما الثامنه ؟ قال: ان جعلنی ملکا مالکا لا مملوکا . قال: صدقت فما التاسعه ؟ قال: ان سخر لی سماءه وارضه وما فیهما وما بینهما من خلقه . قال: صدقت فما العاشره ؟ قال: ان جعلنا ذکرانا قواما علی حلائلنا لا اناثا . قال: صدقت فما بعد هذا ؟ قال: کثرت نعم الله – یا نبی الله – وطابت [وتلا:] «وان تعدوا نعمت الله لا تحصوها» (۳۶۱) .
فتبسم رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم وقال: لتهنئک الحکمه لیهنئک العلم یا ابا الحسن ! انت وارث علمی والمبین لامتی ما اختلف فیه من بعدی ، من احبک لدینک واخذ بسبیلک ، فهو ممن هدی الی صراط مستقیم ، ومن رغب عن هداک وابغضک وخلاک ، لقی الله عزوجل یوم القیامه وهو ممن لا خلاق له (۳۶۲) .
[۱۵۱] ومنه باسناد الی جابر بن عبد الله ، قال: بعث النبی صلی الله علیه و آله وسلم خالد بن الولید [والیا] علی صدقات بنی المصطلق حی من خزاعه ، وکان بینه وبینهم فی الجاهلیه ذحل (۳۶۳) ، فاوقع بهم خالد فقتل منهم واستباح (۳۶۴) اموالهم ، فبلغ النبی صلی الله علیه و آله وسلم ما فعل ، فقال: اللهم انی ابرا الیک مما صنع خالد ! وبعث الیهم علی بن ابی طالب علیه السلام بمال ، وامره ان یؤدی الیهم دیات من قتل من رجالهم ، فانطلق علی علیه السلام فادی الیهم دیات رجالهم وما ذهب لهم من اموالهم ، وبقیت معه [من المال زعبه] فقال لهم: هل تفقدون شیئا من متاعکم ؟ قالوا: ما نفقد شیئا الا میلغه (۳۶۵) کلابنا . فدفع الیهم ما بقی من المال ، فقال: هذا لمیلغه (۳۶۶) کلابکم ، وما انسیتم من متاعکم .
واقبل الی النبی صلی الله علیه و آله وسلم ، فقال: ما صنعت ؟ فاخبره حتی اتی علی حدیثهم ، فقال النبی صلی الله علیه و آله وسلم: ارضیتنی رضی الله عنک ، یا علی ، انت هاد لامتی ; الا ان السعید کل السعید من احبک واخذ بطریقتک ، الا ان الشقی کل الشقی من خالفک ورغب عن طریقتک ، الی یوم القیامه (۳۶۷) .
[۱۵۲] ومنه باسناد الی یزید بن الاصم ، قال: قدم شقیر بن شجره العامری المدینه ، فاستاذن علی خالتی میمونه بنت الحارث زوجه النبی صلی الله علیه و آله وسلم وکنت عندها ، فقالت: ائذن للرجل . فدخل فقالت: من این اقبل الرجل ؟ قال: من الکوفه . قالت: فمن ای القبائل انت ؟ قال: من بنی عامر . قالت: حییت ازدد قربا ، فما اقدمک ؟ قال: یا ام المؤمنین ، رهبت ان تکبسنی الفتنه لما رایت من اختلاف الناس فخرجت . قالت: فهل کنت بایعت علیا ؟ قال: نعم . قالت: فارجع فلا تزولن عن صفه ; فوالله ما ضل ولا ضل به .
قال: یا امه ، فهل انت محدثتنی فی علی بحدیث سمعته من رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ؟ قالت: اللهم نعم ، سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم یقول: علی آیه الحق ورایه الهدی ، علی سیف الله سله علی الکفار والمنافقین ، فمن احبه فبحبی احبه ، ومن ابغضه فببغضی ابغضه . الا ومن ابغضنی او ابغض علیا لقی الله عزوجل ولا حجه له (۳۶۸) .
[۱۵۳] ومنه باسناد الی هاشم بن مساحق ، عن ابیه ، انه شهد یوم الجمل ، وان الناس لما انهزموا اجتمع هو ونفر من قریش فیهم مروان ، فقال بعضهم لبعض: والله لقد ظلمنا هذا الرجل ، ونکثنا بیعته علی غیر حدث کان منه ، ثم لقد ظهر علینا ، فما راینا رجلا قط کان اکرم تنزها (۳۶۹) ولا احسن عفوا بعد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم منه ، فتعالوا فلندخل علیه ولنعتذر مما صنعنا . قال: فدخلنا علیه ، فلما ذهب متکلما یتکلم قال: انصتوا اکفکم ، انما انا رجل منکم ، فان قلت حقا فصدقونی ، وان قلت غیر ذلک فردوا علی ، انشدکم بالله ا تعلمون ان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم قبض وانا اولی الناس برسول الله صلی الله علیه و آله وسلم وبالناس ؟ قالوا: اللهم نعم .
قال: فبایعتهم ابابکر وعدلتم عنی ! فبایعت ابابکر کما بایعتموه ، وکرهت ان اشق عصا المسلمین ، وان افرق بین جماعتهم . ثم ان ابابکر جعلها لعمر من بعده ، وانتم تعلمون انی اولی الناس برسول الله صلی الله علیه و آله وسلم وبالناس من بعده ، فبایعت عمر کما بایعتموه ، فوفیت له ببیعته وآزرته (۳۷۰) ، حتی لما قتل جعلنی سادس سته ، فدخلت حیث ادخلنی ، وکرهت ان افرق جماعه المسلمین واشق عصاهم ، فبایعتم عثمان فبایعته ، ثم طعنتم علی عثمان فقتلتموه وانا جالس فی بیتی ، ثم اتیتمونی غیر داع لکم ولا مستکره لاحد منکم ، فبایعتمونی کما بایعتم ابابکر وعمر وعثمان ، فما جعلکم احق ان تفتوا (۳۷۱) لابی بکر وعمر وعثمان ببیعتهم منکم ببیعتی ؟ قالوا: یا امیر المؤمنین ، کن کما قال العبد الصالح: «لا تثریب علیکم الیوم یغفر الله لکم » (۳۷۲) فقال: کذلک اقول ، یغفر الله لکم ، وهو ارحم الراحمین ، مع ان فیکم رجلا لو بایعنی بیده لکنث باسته ، یعنی مروان (۳۷۳) .
[۱۵۴] ومنه باسناد الی بکر بن عبد الملک الاعنق البصری ، عن علی بن الحسین ، عن ابیه ، عن جده امیر المؤمنین علیه السلام ، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: یا علی ، خلق الله الناس من اشجار شتی ، وخلقنی وانت من شجره واحده ; انا اصلها ، وانت فرعها ، فطوبی لعبد تمسک باصلها ، واکل من فرعها (۳۷۴) .
[۱۵۵] وعنه صلی الله علیه و آله وسلم انه قال: من حسد علیا فقد حسدنی ، ومن حسدنی فقد کفر (۳۷۵) .
[۱۵۶] وعن انس بن مالک قال: کنت خادما للنبی صلی الله علیه و آله وسلم ، فکان اذا ذکر علی رایت السرور فی وجهه ، اذ دخل علیه رجل من ولد عبد المطلب ، فجلس فذکر علیا ، وجعل ینال منه ، وجعل وجه النبی صلی الله علیه و آله وسلم یتغیر ، فما لبث اذ دخل علی علیه السلام فسلم ، فرد النبی صلی الله علیه و آله وسلم ثم قال: علی والحق معا هکذا – واشار باصبعیه – لن یفترقا حتی یردا علی الحوض . یا علی ، حاسدک حاسدی ، وحاسدی حاسد الله ، وحاسد الله فی النار (۳۷۶) .
[۱۵۷] ومنه باسناد الی ابی بصیر ، عن جعفر بن محمد ، عن آبائه علیهم السلام [عن علی علیه السلام]، قال: قال لی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم: یا علی ، انه لما اسری بی الی السماء تلقتنی الملائکه بالبشارات فی کل سماء ، حتی لقینی جبرئیل فی محفل من الملائکه ، فقال: یا محمد ، لو اجتمعت امتک علی حب علی ما خلق الله النار .
یا علی ، ان الله تعالی اشهدک معی فی سبعه مواطن حتی آنست بک:
اما اول ذلک: فلیله اسری بی الی السماء ، قال لی جبرئیل علیه السلام: این اخوک یا محمد ؟ فقلت: خلفته ورائی . فقال: ادع الله عزوجل فلیاتک به ، فدعوت الله عزوجل فاذا مثالک معی ، واذا الملائکه وقوف صفوفا ، فقلت: یا جبرئیل ، من هؤلاء ؟ قال: هؤلاء الذین یباهی الله عزوجل بهم یوم القیامه . فدنوت فنطقت بما کان وما یکون الی یوم القیامه .
والثانیه: حین اسری بی الی ذی العرش عزوجل ، قال جبرئیل: این اخوک یا محمد ؟ فقلت: خلفته ورائی . فقال: ادع الله عزوجل فلیاتک به ، فدعوت الله عزوجل فاذا مثالک معی ، وکشط لی عن سبع سماوات حتی رایت سکانها وعمارها وموضع کل ملک منها .
والثالثه: حیث بعثت الی الجن فقال لی جبرئیل علیه السلام: این اخوک ؟ فقلت: خلفته ورائی . فقال: ادع الله عزوجل فلیاتک به ، فدعوت الله عزوجل فاذا انت معی ، فما قلت لهم [شیئا] ولا ردوا علی شیئا الا سمعته ووعیته .
الرابعه: خصصنا بلیله القدر وانت معی فیها ، ولیس لاحد غیرنا .
والخامسه: ناجیت الله عزوجل ومثالک معی ، فسالت فیک خصالا ، فاجابنی الیها الا النبوه ; فانه قال: خصصتها بک ، وختمتها بک .
والسادسه: لما طفت بالبیت المعمور کان مثالک معی .
والسابعه: هلاک الاحزاب علی یدی وانت معی .
یا علی ، ان الله اشرف الی الدنیا فاختارنی علی رجال العالمین ، ثم اطلع الثانیه فاختارک علی رجال العالمین ، ثم اطلع الثالثه فاختار فاطمه علی نساء العالمین ، ثم اطلع الرابعه فاختار الحسن والحسین والائمه من ولدها علی رجال العالمین .
یا علی انی رایت اسمک مقرونا باسمی فی ثلاث مواطن (۳۷۷) ، فآنست بالنظر الیه: انی لما بلغت بیت المقدس فی معارجی الی السماء وجدت علی صخرتها: لا اله الا الله ، محمد رسول الله ، ایدته بوزیره ، ونصرته به . فقلت: یا جبرئیل ، ومن وزیری ؟ فقال: علی بن ابی طالب . فلما انتهیت الی سدره المنتهی وجدت مکتوبا علیها: لا اله الا الله ، انا وحدی ، محمد صفوتی من خلقی ، ایدته بوزیره ، ونصرته به . فقلت: یا جبرئیل ، ومن وزیری ؟ فقال: علی بن ابی طالب . فلما جاوزت السدره وانتهیت الی عرش رب العالمین وجدت مکتوبا علی قائمه من قوائمه: انا الله لا اله الا الله ، انا وحدی ، محمد حبیبی وصفوتی من خلقی ، ایدته بوزیره واخیه ، ونصرته به .
یا علی ، ان الله عزوجل اعطانی فیک سبع خصال: انت اول من ینشق القبر عنه معی ، وانت اول من یقف معی علی الصراط فیقول للنار: خذی هذا فهو لک ، وذری هذا فلیس هو لک . وانت اول من یکسی اذا کسیت ، ویحیی اذا حییت ; وانت اول من یقف معی عن یمین العرش ، واول من یقرع معی باب الجنه ، واول من یسکن معی علیین ، واول من یشرب معی من الرحیق المختوم الذی «ختامه مسک وفی ذلک فلیتنافس المتنافسون » (۳۷۸) . (۳۷۹)
[۱۵۸] ومنه باسناد الی ابن ابی یعفور ، عن ابی عبد الله علیه السلام ، قال: اوحی الله تعالی الی رسوله علیه السلام: قل لفاطمه: لا تعصی علیا ; فانه ان غضب غضبت لغضبه (۳۸۰) .
فهذا نهایه ما استخرجناه من امالی الشیخ ابی جعفر الطوسی .
[ما نقله المؤلف من الاحتجاج]
ومما استخرجناه من کتاب الاحتجاج للطبرسی احتجاج النبی صلی الله علیه و آله وسلم یوم الغدیر علی الخلق کلهم ، وفی غیره من الایام بولایه امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام ، ومن ولده من الائمه المعصومین – صلوات الله علیهم اجمعین – .
[۱۵۹] قال: حدثنی السید العالم العابد ابو جعفر مهدی بن ابی حرب الحسینی [المرعشی] رضی الله عنه (۳۸۱) ، قال: اخبرنا الشیخ ابو علی الحسن بن الشیخ السعید ابی جعفر بن الحسن الطوسی رضی الله عنه (۳۸۲) قال: اخبرنا الشیخ السعید الوالد ابو جعفر – قدس الله روحه – قال: اخبرنی جماعه عن ابی محمد هارون بن موسی التلعکبری (۳۸۳) ، قال: اخبرنا ابو علی محمد بن همام (۳۸۴) ، قال: اخبرنا ابو محمد العلوی (۳۸۵) من ولد الافطس ، وکان من عباد الله الصالحین ، قال: حدثنا محمد بن موسی الهمدانی (۳۸۶) ، قال: حدثنا محمد بن خالد الطیالسی (۳۸۷) ، قال: حدثنی سیف ابن عمیره (۳۸۸) وصالح بن عقبه (۳۸۹) ، جمیعا عن قیس بن سمعان ، عن علقمه بن محمد الحضرمی (۳۹۰) ، عن ابی جعفر محمد بن علی علیه السلام ، قال: حج رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم من المدینه ، وقد بلغ جمیع الشرائع قومه غیر الحج والولایه ، فاتاه جبرئیل علیه السلام وقال له: یا محمد ، ان الله – جل اسمه – یقرئک السلام ویقول لک: انی لم اقبض نبیا من انبیائی ولا رسولا من رسلی الا بعد اکمال دینی وتاکید حجتی ، وقد بقی علیک من ذلک فریضتان مما تحتاج ان تبلغهما قومک: فریضه الحج ، وفریضه الولایه والخلافه من بعدک ; فانی لم اخل ارضی من حجه ولم اخلها ابدا ، فان الله – جل ثناؤه – یامرک ان تبلغ قومک فریضه الحج ، فحج وحج معک کل من استطاع الیه سبیلا من اهل الحضر والاطراف والاعراب ، وتعلمهم من حجهم مثل ما علمتهم من صلاتهم وزکات
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.