تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل حضرت زینب (س) پیام آور نهضت عاشورا یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل حضرت زینب (س) پیام آور نهضت عاشورا شامل 77 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل حضرت زینب (س) پیام آور نهضت عاشورا را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل حضرت زینب (س) پیام آور نهضت عاشورا با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل حضرت زینب (س) پیام آور نهضت عاشورا بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل حضرت زینب (س) پیام آور نهضت عاشورا با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حضرت زینب (س) پیام آور نهضت عاشورا وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل حضرت زینب (س) پیام آور نهضت عاشورا با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل حضرت زینب (س) پیام آور نهضت عاشورا مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حضرت زینب (س) پیام آور نهضت عاشورا :

حضرت زینت پیام آور قیام عاشورا است. بیان نورانی زینب کبری (سلام الله علیها) است که بعد از آن گفت وگو و محکوم کردن ابن زیاد در دار الإماره، وقتی آن شخص برای زخم زبان به وجود مبارک زینب کبری(سلام الله علیها) گفت: «کیفَ رَأَیتِ صُنْعَ اللَّهِ بِأَهْلِ بَیتِک» کاری که خدا با برادرت کرد را چگونه دیدی؟ که این کار را کار الهی دانست نه کار شیطانی، حضرت فرمود: «مَا رَأَیتُ إِلَّا جَمِیلاً» به ما خیلی خوش گذشت، ما غیر از زیبایی چیزی دیگر ندیدیم.

البته بعدها «رقّت و بکت»؛ اما در آن گفت وگوی رسمی هیچ گریه ای نکرد و هیچ اظهار ناله ای نکرد. فرمود به ما خیلی خوش گذشت. این «مَا رَأَیتُ إِلَّا جَمِیلا»؛ یعنی خیلی زیباست! چون حصر است؛ یعنی خیلی خوش گذشت به ما! زینب کبری طبق بیان نورانی امام سجاد(سلام الله علیها) عالمه غیر معلمه بود که حضرت می فرمود: «أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَهٌ غَیرُ مُعَلَّمَهٍ فَهِمَهٌ غَیرُ مُفَهَّمَه»؛یعنی تو جزء نگاران مکتب نرفته ای که عالم شدی؛ یعنی نزد کسی درس نخواندی؛ اما همه چیز می دانی. این را امام زمانش نسبت به زینب کبری(سلام الله علیهما) فرمود «أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَهٌ غَیرُ مُعَلَّمَهٍ فَهِمَهٌ غَیرُ مُفَهَّمَه». این بانو که عقلیه بنی هاشم است، وقتی بفرماید به ما خیلی خوش گذشت، معلوم می شود ریشه قرآنی دارد. این اصل اول که چگونه کربلا زیباست؟

ریشه قرآنی بیان نورانی زینب کبری آیه سوره مبارکه «آل عمران» است. در سوره «بقره» فرمود: مبادا یک وقت درباره شهید بگویید مُرد؛ این دهنتان را باید مواظب باشید. نگوید مُرد، بگویید رحلت کرد، سفر کرد: وَ لاَ تَقُولُوا لِمَن یقْتَلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ،دیگران می میرند بگویید مُرد، عیب ندارد؛ اما درباره شهید نگویید مُرد. بگویید به مقصد رسید. این نهی ای است که ذات أقدس الهی در سوره «بقره» به ما فرمود که زبان خودتان را مواظب باشید، نگویید اینها مُردند: وَ لاَ تَقُولُوا لِمَن یقْتَلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیاءٌ، بگویید اینها زندگانی هستند که سفر کردند، چرا؟ برای اینکه دیگران می میرند و نمی دانند که کجا می روند! اینکه در قبر تلقین می کنیم «أَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ»؛یعنی یک حادثه ای برای تو پیش آمد یک صحنه ای رفتی، الآن نمی دانی کجایی؛ ولی بدان این مرگ است ما هم می میریم. این تلقین مرده در قبر یعنی همین! «أَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ. . . وَ الْجَنَّهَ حَقٌّ وَ النَّارَ حَقٌّ»؛ این بیچاره یک تحوّلی دید، خیلی ها نمی فهمند که مُردند می گویند یک صحنه ای است که برای آنها آشنا نیست. این تلقین کننده می گوید اینکه تو داری مرگ است، خیلی ها مُردند، ما هم می میریم؛ ولی نگران نباش، رحمت الهی زیاد است و مانند آن. اما درباره شهید فرمود: نگویید مرده است، زنده اند، از شما زنده تر هستند. وقتی از شما زنده ترند و بفهم ترند چرا می گویید مرده اند؟ وَ لاَ تَقُولُوا لِمَن یقْتَلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ؛ این در سوره مبارکه «بقره».

در سوره «آل عمران» می فرماید حالا که مرده نیستند، پس زنده هستند چکار می کنند؟ آنجا در سوره مبارکه «آل عمران» فرمود: وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُون فَرِحینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛فرمود حسین بن علی عصر عاشورا خوشحالِ خوشحال بود، چون به مقصد رسید، مهمان الهی شد. آنجا که جای رنج نیست. فرمود مبادا خیال کنید اینها مرده اند: وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ، یک؛ عِنْدَ رَبِّهِمْ، دو؛ یرْزَقُونَ، سه؛ فَرِحینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ، چهار؛ خیلی خوشحال اند.

زینب کبری از حسین بن علی با خبر است که خیلی به حسین به علی خوش می گذرد در آنجا، چون به مقصد رسیده است، به وظیفه اش عمل کرده و عده ای را «إلی یوم القیامه» هدایت کرده است، جلوی خیلی از فسادها را گرفته، حکومت های ظالم را سرنگون کرده. انقلاب ها مخصوصاً انقلاب اسلامی محصول این است، میوه این درخت است، آن راهپیمایی های چهارگانه تاسوعا و عاشورا و اربعین و ۲۸ سفر کار پهلوی را ساخت. مردم هم در این هشت سال دفاع، بلکه ده سال، نه هشت سال، چون دو سال جنگ داخلی بود؛ منتها خورد بود نه زد و خورد. هشت سالش جنگ خارجی بود زد و خورد بود. این انفجارهای هفتاد نفر و شصت نفر، دو نفر رئیس جمهور و اینها جنگ بود. منتها خورد بود نه زد و خورد. جنگ هشت جنگ زد و خورد بود؛ اما این دو سال اول فقط جنگ خورد بود ما فقط شهید می دادیم، آن شهدایی که در کوی و برزن بودند ترورها یک طرفه بود، در نخست وزیری این طور بود، در رئیس جمهوری این طور بود، در دادگاه انقلاب این طور بود همه اش خورد بود.

این محراب شهادت و محراب ائمه، آن پیرمردهای هفتاد، هشتاد سال را منفجر کردند تا جوان ها. تمام این ده سال را این آیات نورانی کربلا اداره کرد. اینکه امام(رضوان الله علیه) فرمود: خون بر شمشیر پیروز است، این را ایشان از کجا گفته؟ زینب کبری فرمود ما پیروز شدیم. ما بنا شد جامعه را هدایت کنیم که بشر زیر بار ظلم نرود و نمی رود. شما هند می روید همین جریان کربلاست، غرب می روید همین طور است، شرق می روید همین است. می گویید ما زیر بار ظلم نمی رویم. وجود مبارک سالار شهیدان که نفرمود من بیعت نمی کنم. فرمود «مثلی»؛ یعنی «مثلی»، اگر انسانی فکر می کنید «مِثْلِی لَا یبَایعُ مِثْلَ یزید بن معاویه»؛نفرمود «أنا لا أبایع»، نفرمود من بیعت نمی کنم؛ فرمود هر کس حسینی فکر می کند، زیر بار ظلم نمی رود؛ چه آمریکا، چه صهیونیسم، چه دیگری. هر کسی حسینی فکر می کند؛ این بیان زنده است. این بیان به ایران شرف داد، به امام شرف داد، به شهدا شرف داد، به شهدای محراب شرف داد. الآن عزیزترین خانواده ها نزد ما خانواده های معزّز شهدا هستند، همه اینها با همین جریان سید الشهدا است. نفرمود من بیعت نمی کنم، نفرمود «أنا لا أبایع»؛ فرمود: «مِثْلِی لَا یبَایعُ»، هر کسی مثل من آزادانه و آزاداندیش است زیر بار ظلم نمی رود. این فکر زنده است.

این آیه سوره مبارکه «آل عمران» دارد: فَرِحینَ، خدا می فرماید اینها خوشحال اند، به مقصد رسیده اند؛ هم وظیفه خودشان را ادا کردند هم میلیاردها بشر را «إلی یوم القیامه» به مقصد راهنمایی کردند و هم آنجا در بهشت اند، اینکه برای آنها رنجی نیست. برای آنها سؤال قبر و اینها که نیست.

زینب کبری(سلام الله علیها) هم از آیه سوره «آل عمران» با خبر است، هم از آنچه به برادرش می گذرد با خبر است؛ لذا فرمود: «مَا رَأَیتُ إِلَّا جَمِیلا»، خیلی به ما خوش گذشت. ما وظیفه مان را انجام دادیم، میلیاردها بشر را آزاد کردیم، هر کسی هر جا سخن از حرّیت و آزادی دارد شاگرد کربلاست، ما آمدیم با تو مبارزه کردیم. ما زنده ایم. البته آن رقّت و عاطفه و اینها سرجایش محفوظ است، تنها که شدند و فاصله که گرفتند «رقّت و بکت» آنجا هم دارد که حضرت زینب گریه کرد، این درست است از نظر عاطفی، به هر حال چه طور می شود که آن مصیبت را ببیند و ناله نکند؟ اما در برابر دشمن فرمود خیلی به ما خوش گذشت: «مَا رَأَیتُ إِلَّا جَمِیلا»! این مال مجلس کوفه.

سخنرانی هم کرد، شام هم که اوضاع را عوض کرد. شام شما می دانید اتاق فکری بود، اتاق جنگی بود، مسیحی ها در آن شرکت کردند، غیر مسیحی ها شرکت کردند، بیگانگان که علیه انقلاب تلاش و کوشش می کنند آنجا هم همین طور بود. آنجا که تمام تلاش و کوشش آنها صرف این بود که بنی هاشم را بکوبند، زینب کبری برخاست و سخن کرد. حالا سر مطهر هم در طشت هست، آن هم چوب خیزُران، نه خیزَران. «خیزُران» این چوب ها را شما اینجا می بینید، یک درخت انار دارند، یک درخت انجیر. درخت انجیر چوبش محکم نیست، برای ساختمان و زد و خورد و عصا محکم نیست؛ اما چوب درخت گیلاس و درخت های دیگر چوبشان خیلی سفت و سخت است که اگر بخواهند تختی درست کنند، عصایی درست کنند از همان درست می کنند. خیزُران، نه خیزَران. خیزُران یک درختی است که چوبش بسیار سخت و سفت است و در هند روییده می شود و از آنجا شاخه ها و چوب ها را می آوردند زندانی ها را با آن چوب بزنند. این چوب خیزُران است.

این چوب به دست خلیفه ها بود. یزید(علیه اللعنه) چنین عصایی هم چنین چوب کوتاهی هم که سفت است و چوبش مثل درخت انار با درخت انجیر خیلی فرق دارد. یک چنین چوبی در دستش بود که دردناک بود. این چوب را به لب و دندان مطهر حضرت می زد که صدای یک عده ای بلند که «ارْفَعْ قَضِیبَک عَنْ هَاتَینِ الشَّفَتَینِ». آنجا زینب کبری برخاست و سخنرانی کرد و اوضاع را برگرداند و امام سجاد با اینکه دستش بسته است، با اینکه اسیر است، یک نیش زن شامی به قصد بی ادبی و نیش زدن آمده به پیشگاه امام سجاد که امروز روز شهادت و رحلت اوست، گفت چه کسی پیروز شد؟ فرموند ما. در حالی که دستش بسته است! دستش بسته است. او آمده برای نیش زدن. گفت: «مَنْ غَلَب » چه کسی پیروز شد؟ فرمود ما. گفت چطور شما پیروز شدید با دست بسته آمدید؟ فرمود: «إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ مَنْ غَلَبَ وَ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاهِ فَأَذِّنْ ثُمَّ أَقِم»؛ وقتی موقع نماز شد، اذان و اقامه می گویی در اذان نام چه کسی را می بری؟ ما رفتیم نام پیغمبر را زنده رکدیم و برگشتیم. اموی و مروانی خواستند این نام را حذف کنند. ما رفتیم پیغمبر را، علی را، اهل بیت را، قرآن را زنده کردیم و برگشتیم، پس ما پیروز شدیم.

بنابراین غرض آنها خاموش کردن چراغ دین بود و حسین بن علی این چراغ را روشن کرد، یک؛ خود هم وارد بهشت شد، دو؛ لذا زینب کبری از هر دو جریان با خبر است، سه؛ گفت: «مَا رَأَیتُ إِلَّا جَمِیلاً»، خیلی به ما خوش گذشت. ما رفتیم دِینمان را ادا کردیم، میلیون ها نفر را هدایت کردیم، انقلاب ها به راه انداختیم، هر کسی می آید به یاد کربلاست. الآن شما می بینید از ساسانی تا پهلوی، این دو هزار و پانصد سالی که می گویند مال کوروش و امثال کوروش یک تکه خاک مال اینها در این کشور نمانده است؛ این همه سلاطین آمدند و رفتند. حالا پس فردا که اربعین شد، می بینید که بیست میلیون آنجا راه اندازی می شود. اینها را چه کسی راه انداخته است؟ فرمود ما پیروز شدیم؛ لذا خوشحالیم «مَا رَأَیتُ إِلَّا جَمِیلاً»!

در سوره مبارکه «آل عمران» این هست و به شما آقایان هم إن شاءالله بشارت می دهند؛ یعنی شما عزادارای که به هر حال در این مراسم عرض ادب کردید و اظهار ارادت کردید و إن شاءالله راهیان راه شهدای کربلا هستید، دستور اینها را عمل می کنید، یک سؤالی شهدا با ذات أقدس الهی دارند. این را در سوره مبارکه «آل عمران» دارد. اینها چه می گویند: یسْتَبْشِرُونَ، فعل مضارع است و مفید استمرار است؛ یعنی مرتّب اینها از خدا سؤال می کنند مژده بدهید، شیعیان ما در کجا هستند؟ در چه راهی هستند؟ تا کجا هستند؟ وَ یسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یلْحَقُوا بِهِم.این بِالَّذِینَ لَمْ یلْحَقُوا بِهِم عدم ملکه است به اصطلاح اهل فنّ. وَ یسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ، این شهدا چون زنده اند، روزی را از خدا دریافت می کنند، با خدا گفتگو دارند همان طور که ما با خدا حرف می زنیم، می گوییم: إِیاک نَعْبُدُ حرف می زنیم. اینها هم آنجا که هستند با خدا حرف می زنند. مهم ترین حرفشان این است که اینها که راهی راه ما هستند، الآن کجایند؟ کمک هم می خواهند؟ وَ یسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یلْحَقُوا بِهِم، الَّذِینَ لَمْ یلْحَقُوا که عدم ملکه است؛ یعنی کسانی که هنوز نرسیدند. ما هم در تعبیرات فارسی سه تا قضیه داریم، یک کسی که مسافر هست؛ مثلاً می خواهد از تهران بیاید دماوند، بگوییم اینها رسیدند. گروه دوم کسانی هستند که حرکت کردند در ر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *