تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل حقانیت در جهانی شدن ؛ گفتگو با: جاوید حاج علی اکبری؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل حقانیت در جهانی شدن ؛ گفتگو با: جاوید حاج علی اکبری شامل 91 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل حقانیت در جهانی شدن ؛ گفتگو با: جاوید حاج علی اکبری را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل حقانیت در جهانی شدن ؛ گفتگو با: جاوید حاج علی اکبری با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل حقانیت در جهانی شدن ؛ گفتگو با: جاوید حاج علی اکبری با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل حقانیت در جهانی شدن ؛ گفتگو با: جاوید حاج علی اکبری تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل حقانیت در جهانی شدن ؛ گفتگو با: جاوید حاج علی اکبری را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حقانیت در جهانی شدن ؛ گفتگو با: جاوید حاج علی اکبری :

این روزها، دغدغه و اضطراب جهانی شدن، مشغله ذهنی بسیاری از متفکران عرصه سیاست، اقتصاد و غیره را تشکیل می دهد و همه به نوعی از دید خود به این مقوله پرداخته و آن را رد یا قبول می کنند و آنچه در این مقوله به فراموشی سپرده شده و یا حداقل کمتر توجه شده است، توجه به حیات حقیقی بشر و ارزشها و معنویات در زندگی انسانها و جایگاه آن در این معرکه است. فصلنامه شورای فرهنگی – اجتماعی در پی بررسی و تبیین جایگاه این موضوع به محضر جناب آقای دکتر جاوید حاج علی اکبری، فارغ التحصیل دانشکده پزشکی اصفهان و دانش آموخته حوزه شهید مطهری در رشته حکمت و فلسفه رسیده و با طرح سؤالاتی در این زمینه، در صدد دستیابی به تحلیلی مناسب در این موضوع برآمدیم. از پذیرش و صبر و متانت آقای دکتر در این گفتمان نهایت سپاس را داریم.

همانطور که مستحضرید رویکردهای جدید اعم از پیشرفتهای عظیم علمی، اندیشه ها و تفکرات مدرن و بالطبع اخلاقیات و عملکرد های شگفت بشر چهره ای نوین و بس متفاوت با گذشته از زندگی او آفریده؛ در این میان علیرغم بهره مندی بیشتر بشر از طبیعت و سرعت مصرف و به کارگیری مواد، آنچه بیش از هر چیز تهدید می شود حیات انسانی و معنویات اوست. از جنابعالی تقاضا داریم این حیات را به طور خلاصه معرفی بفرمائید و وظیفه بشر کنونی را در قبال صیانت از این هویت چه می دانید؟

نگاه ما به حقیقت انسان در این عصر، باید با توجه به نگاه صاحب هستی باشد، تا بتوانیم یک نگاه واقع بینانه به انسان داشته باشیم. در دستگاه شریعت الهی که طرح حیات زمینی برای انسان است، انسان هویتی دارد که دارای درجات و مراتب است، یک مرتبه از این واقعیت مرتبه ناسوتی اوست که همان بدن ترابی و کالبد آدمی است، امّا مراتب گسترده و حقایق وسیعی که درجات هویت انسان را می سازد در پشت پرده بدن ناسوتی است و انسان تحت عنوان «من» از او نام می برد. که همان نفسی ناطقه یا روح غیبی است، به چشم وحی و عقل، این «من» انسانی همان هویت اصلی او را تشکیل می دهد و ابزار تکامل آن، همان ارتباطاتی است که انسان با بدن و عالم خارج دارد. تمام ادراکات و تحریکاتی که در انسان تحقق پیدا می کند در عالم انسانی بوسیله «من» است و بدن حکم ابزار وآلت تصاعد و تکامل آن هویت انسانی را دارد. برای انسان، حالاتی است که او در این حالات می تواند بدون بدن تمام ادراکات و تحریکات را بطور کامل داشته باشد. مثلاً در عالم خواب، انسان از کالبد عنصری و سیستم بیوارگانیکی خود بی خبر است اما در همان عالم، در رؤیا، انسان تمام ادراکاتش را به طور کامل دارد. او می بیند با وجود اینکه چشمان بدن او بسته است، تمام ادراکاتی که در عالم بیداری است، در خواب هم وجود دارد. حتی در رویاهای صادق، انسان، موجودات و حقایق و واقعیاتی را مشاهده می کند که فرا طبیعی و هنوز در عالم زمان تحقق پیدا نکرده اند یعنی انسان، در آینده و یا در گذشته حضور پیدا می کند، ماضی و مستقبل در معرض شهود او قرار می گیرد و این نشان می دهد که هویت انسان حقیقتاً همان ذات «من» اوست. لذا از خواب هم که بر می خیزد، می گوید: من دیدم، من شنیدم، من رفتم. این نشان می دهد که آن «من» انسان است که منشأ همه ادراکات و تحریکات است و این من، از چشم توحید و شریعت، و از نظرگاه دستگاه عقل یک واقعیت فرا طبیعی است.

زبان قرآن راجع به این حقیقت، این است که روح، یک واقعیت امری است و از امر و ملکوت عالم است. راجع به این «من» انسانی می فرماید:«یسألونک عن الروح قل الروح من امر ربی» می گویند که روح چیست؟ بگو روح از امر پروردگار من است. این امر چیست؟ قرآن می فرماید:«انما امره اذا اراد شیئاً ان یقول له کن فیکون» یعنی امر خداوند، وجودی است، که تدریج در آن راه ندارد، نیاز به زمان ندارد و یک واقعیت فرا زمانی است، یعنی همین که خداوند اراده کرد، تأخیر ندارد، اراده او همان، و وجود آن همان، یک موجودی است از جنس ملکوت و سرمدی است و نه از ملک هستی و از واقعیت طبیعی باشد. در مباحث فرا روانشناسی جدید که در حوزه شناخت فرا هستی است. بعضی موارد تجربه شده است. مثلاً موضوع پیش آگاهی و پس آگاهی انسان، این استعداد را دارد، در خواب یا بیداری که فوق زمان است، حوادثی را که هنوز رخ نداده، و یا حوادثی که در ماضی رخ داده است را، شهود کند. و این نشان می دهد که انسان یک واقعیتی فرا طبیعی و فوق زمان و مکان است. هویت انسان لامکان است یعنی مقید به مکان نیست لذا مسئله تله پاتی یا دورآگاهی را مطرح می کنند که انسان می تواند با حضور در یک مکان خاص در مکانهای دور دستی که هزاران کیلومتر با او فاصله دارد، حضور پیدا کند و وقایعی را که در آنجا ظهور می کند، شهود کند و معلوم می شود که این «من» انسانی بر بدن و فوق بدن است. و «من» انسانی هیچ کدام از ممیزات بدن انسانی را در این دنیا، از قبیل انوثت و ذکورت ندارد، به همین جهت تمام کمالاتی که برای هویت مرد است برای زن هم هست. انوثت و ذکورت در حوزه اجرائیات که مربوط به بدن عنصری انسان است، مطرح می شود زیرا آنجا حوزه کمال حقیقی انسان نیست. اما در حوزه واقعی کمالات انسانی، تمام مقامات انسانی مشترک بین زن و مرد است. لذا موجودی مثل حضرت صدیقه طاهره (س) در کمال حقیقی، همسنگ و کفو امیرالمؤمنین (ع) است و هیچ تفاوتی بین ایشان در آن کمالات حقیقی که مقامات غیبی و ملکوتی و همان قرب ذات الهی است، نیست. زیرا آن ذات «من» انسانی به مبدأ خویش و ذات اقدس الهی اتصال دارد و به همین دلیل در قرآن کریم می فرماید «نفخت فیه من روحی» من در این بدن عنصری از روح خود دمیدم؛ حقیقت انسان یک تجلی از ذات، اسماء و صفات الهی است و این قابلیت را دارد که دوباره به آن مبدأ اصلی و ذات خودش رجوع کند. هر سلولی که در بدن انسان است تحت ولایت و سرپرستی نفس و روح انسان است. به طور متعاکس، تمام حرکاتی که از بدن انسان نشأت می گیرد در این هویت غیبی «من» انسانی تأثیر می گذارد و ایجاد اخلاق و ملکات در «من» می کند، حال یا در جهت حیوانیت به کمال می رسد، و حیوان کامل می شود و این در مرحله ای است که شهوت، غضب و وهم منشأ رفتار انسان می شود و یا در جهت آن کمالات حقیقی سوق پیدا می کند و به طرف انسان کامل شدن حرکت می کند و آن در مرحله ای است که اعمال انسان از آن مرکز عقلی که شناسنده خیر و شر و کمال حقیقی است تجلی می کند. خداوند تبارک و تعالی تمام عالم وجود را، به صورتی قرار داده که مستقیم یا غیر مستقیم نفس انسان را کامل کند، اخلاق و ملکات، هویت اصلی انسان را تشکیل می دهد و با ذات انسان متحد است و بعد از اینکه نفس با این ملکات علمی و عملی متحد و به کمال رسید، بدن را رها می کند و مرگ، در حقیقت بخاطر استغنا و بی نیاز شدن روح از بدن پیدا می شود. لذا حقیقت انسان هرگز نمی میرد و بعد از رها کردن بدن، حیاتی دیگر که مبتنی بر حقایقی که در ذات خودش جمع کرده، را آغاز می کند. مثلاً: کسی که ملکه شهوت را درون خودش فراهم کرده باشد، حیاتی که بعد از مرگ شروع می شود از همین ملکه نشأت می گیرد و اگر غضب حاکم بر هویت او باشد، در آن نشئه هم صورتی مناسب با آن ملکه غضب، که همان صورت درندگان است پیدا می کند. البته دستگاه عقل، طرح و برنامه ای جامع و فراگیر برای به سعادت رسیدن این «من» انسانی ندارد. و اندیشه انسان، این استعداد را ندارد که تمام آنچه که موجب سعادت و شقاوت در دنیا و پس از مرگ انسان می شود، برای او ارائه دهد. لذا محتاج به دستگاهی است، که محیط به تمام منازل وجودی انسان باشد و راهکارهایی که موجب سعادت و شقاوت اوست، مشخص کند و منازل بعد از مرگ را، چه در برزخ و چه در آخرت بتواند مشاهده کند. پس دستگاه وحی و نبوت الهی نیروی است که همه موجودات و آثار آنها چه در عالم ملک و ناسوت را در برمی گیرد.

خداوند متعال سرمایه گذاری زیادی برای کسب کمالات و هدایت بشر انجام داده است، از قبیل ارسال رسل، انزال کتب و هدایتهای مستمر ولی با این اوصاف بشر راه دیگری رفته و عموماً دنیا را بر عقبی ترجیح داده است. عامل این گرایش شدید را چه می دانید. و با توجه به اصالت بُعد دیگر و انطباق آن با فطرت چه سرمایه گذاری را برای تبلور آن لازم و به جا می دانید؟

همانطور که عرض کردم بشر برای حیات سعیدانه در این عالم طبیعت به قانون و برنامه زیست احتیاج دارد و آن، قانونی است که بر نشئه دنیا و آخرت احاطه داشته باشد زیرا انسان با مرگ، به منازل برزخ و آخرت وارد می شود و آثار اعمال، عقاید و اخلاق او در آن عالم بروز و ظهور می کند. انسان نمی تواند طرح و برنامه حیات و قانون زیست را در نشئه دنیا پی ریزی کند. لذا احتیاج به دستگاه فراگیر نبوت است که برنامه صاحب هستی است. آن کسی که جهان یک جلوه و تجلی وجود اوست قواعد، سنن، ارتباط بین اشیاء و اسرار عالم وجود از او نشأت گرفته است، قانونی، سعادت را در دنیا برای بشر تأمین می کند که از صاحب هستی نشأت گرفته باشد. انسان در عالم تکوین نمی تواند به هر گونه که اراده کرد، زیست کند. چرا که اخلاق و رفتار انسان، تماماً در جهان هستی و نفس ناطقه او تأثیر می گذارد. مضاف بر آن که عالم تکوین و عالم هستی تجلی خداوند متعال است. در عصر جدید که عصر مدرنیزه و عصر سکولاریزم است سیستم فکری واحد جهان در حال شکل گیری است و این سیستم واحد جهانی مبتنی بر تفکری است که در آن، انسان محور است و ادعا می کند که انسان می تواند با اندیشه، تفکر، و طرح و برنامه خودش در زمین و عالم هستی زیست کند و در این فرهنگ واحد جهانی که اصالت را به طبیعت و ظاهر انسان می دهند و در راه اندیشه انسان یک موجودی منسلخ و جدای از ملکوت عالم است و انسان، خدای خود است و می تواند منقطع از برنامه صاحب هستی و عالم، زندگی کند و به همین دلیل است که انسان به بیراهه می رود و غافل از ملکوت خود زندگی می کند، زیرا از آن قوانین کارآمد، که صاحب جهان برای او ارائه داده استفاده نمی کند.

برای ارائه معنویات و دفاع از دین، متولیان امر دین و دلسوختگان حیات حقیقی بشر چه رسالتی دارند؟

در نگرش توحیدی و عقلی حیات معنوی انسان دارای ثابتات است که منسلخ از زمان و مکان است آن ثابتات عبارت است از دستگاه قرآن و سنت عملی اهل بیت (ع) که قرآن شاخص نظری است و از اهل بیت به عنوان شاخص عملی نام می بریم و این شاخص ها کمک می کند که انسانها نزدیکی و دوری خودشان را به هدف متوجه شوند. قرآن کریم حاوی تمام سنتهای حاکم بر عالم هستی و انسان است و ثابت عملی، همان اهل بیت است که یک شاخص فرا زمانی و مکانی هستند و انسانها می توانند هویت حقیقی خود را نسبت به ذات حق و کمال حقیقی که همان مقام قرب به حق و خلافت الله است تشخیص دهند. البته در عصر غیبت که انسان کامل، حاضر نیست و شاخص عملی برای انسانها وجود ندارد، مظهر آن شاخص سرمدی و ثابت ازلی، مسئله ولایت است. ولایت فقیهی که از طریق حاکمیت دین، بر همه شئون جامعه سر پرستی دارد، آن را به ملکوت و مقامات ثابت حقیقی متصل می کند و جامعه از طریق او با شاخص ثابت الهی که امام عصر ارواحنا فداه است، مرتبط می شود. در واقع بهترین طرح و رسالت ما، استفاده درست از این شاخص های نظری و عملی است، اما در تفکر غربی که عقیده و اخلاق پوزیتویستی و نسبی است یعنی هیچ شاخصی برای عقاید و اخلاق وجود ندارد. هر اخلاقی متناسب با آن جامعه باشد، آن خلق خوب است و هر عمل، رفتار و عقیده ای حق است، که منجر به پلورالیسم یعنی کثرت گرایی دینی و اخلاقی و رفتاری می شود. انسان در بیابان تاریک دنیا در سرگردانی است و شاخص نورانی برای حیات و تشخیص کمال خویش ندارد. اما در مکتب قرآن و دستگاه شریعت الهی تمام هویت دین و تمام دستورات شریعت الهی گرچه دستوراتی هست که قرار دادی است، اما تماماً مرتبط با باطن و ملکوت است. همانطور که انسان مُلک و بدنی دارد، ملکوتی هم داراست، که «من» او است. این دنیا یک ظاهر و یک باطن دارد، که ظاهر آن، نشئه دنیا و باطن آن، قیامت و ملکوت اوست و دستورات و قرار دادها در جهت حیات معنوی انسانها تشریع شده و مبتنی بر ملکوت انسانهاست. یعنی انسان با اجرای شریعت و با حرکت شرعی، چه در جهت عمل و چه در جهت عقیده دارای مقامات و درجاتی از کمال می شود، که این مقامات فرا زمانی و فرامکانی هستند که همان تحقق به خلافت اللهی و تخلق به اسماء الهی است. در واقع ظاهر دین، شریعت، اما باطنش همان رسیدن به ولایت است که همان ارتباط با مقامات ملکوتی پشت پرده عالم وجود است. لذا دستگاه دین، دستگاهی است برای کمال جمیع انسانها که از ذات حق تنزل یافته و از علم الهی به عالم کثرت سریان پیدا کرده است.

قواعد و قوانین تکوینی که در این عالم حاکم هست، قوانینی است که خود خداوند تبارک و تعالی که مدیریت هستی است، در این نشئه ایجاد و انشاء کرده است، حال اگر انسان از طریق دستگاه شریعت الهی بوسیله انسان کامل که قلبش با مرکز هستی مرتبط شده، حرکت کند، به آن هدف می رسد. زیرا از طریق انسان کامل که شاخص ثابت عصر است با او مرتبط می شود و در واقع به مرکز مدیریت تدبیر عالم که عالم وحدت است متصل می شود و می تواند قواعد، قوانین و سنن حاکم بر این نظام را بشناسد و بفهمد که چطور باید در این عالم زیست کند و با چه اندیشه، فکر و حرکتی در این عالم می تواند زندگی کند تا به سعادت برسد و به این وسیله از نابودی، اضمحلال و فروپاشی خود جلوگیری کند. کسی که با طرح و برنامه خودش در این عالم زیست کند، نظام و قواعد آن را نمی شناسد و مسلماً با حرکت حقه این عالم در تقابل هست، عالم از حق است و بسوی او در حرکت است، پس قواعدی که در این عالم جاری و ساری است حق است. اگر انسان بخواهد در برابر آن سنت حاکم بر هستی، که به این عالم احاطه دارد حرکت کند، حتماً نابود می شود زیرا حرکتی در خلاف سیر عالم پیموده است.

ارتباط این قواعد با مسئله ای که در جهان امروز به نام دهکده جهانی مطرح است، چیست؟

صاحبان دهکده جهانی معتقد هستند که باید

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *