تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل حقوق گردشگران غیرمسلمان در کشورهای اسلامی؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق گردشگران غیرمسلمان در کشورهای اسلامی با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق گردشگران غیرمسلمان در کشورهای اسلامی:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق گردشگران غیرمسلمان در کشورهای اسلامی به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق گردشگران غیرمسلمان در کشورهای اسلامی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق گردشگران غیرمسلمان در کشورهای اسلامی تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق گردشگران غیرمسلمان در کشورهای اسلامی را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حقوق گردشگران غیرمسلمان در کشورهای اسلامی :

از آن جا که حقوق مهمانان غیرمسلمان در کشورهای اسلامی از فروع مساله مشروع بودن اصل روابط مسلمانان با غیرمسلمانان است، شایسته و بایسته می نماد نخست اصل پیوندها و روابط را به گونه فشرده به عنوان مقدمه بپردازیم آن گاه شرائط و احکام پیوستگیها و بستگیها و وظائف و حقوق ناشی از ایجاد پیوندها را روشن کنیم.

ضرورت توجه به بحث ارتباطات

ازآن جایی که اسلام به عنوان یک دین جهانی جامع و جاودانه و جهانی، همه انسانها را در عرصه بین المللی از هر نژاد و قومی و با هر زبان و فرهنگی، جزء عائله و اعضای خانواده بزرگ و جهانی خویش می داند و همه ملتها را مخاطب دستورها و آیینهای خود به شمار می آورد، و اصل پیوند و ارتباط بین همه انسانها را براساس خیرخواهی و احسان و نیکی امری پسندیده و شایسته می شمرد.و همه انسانها را به صلح و همزیستی مسالمت آمیز و دوری از هرگونه سلطه جویی و تجاوزگری فرا می خواند.

و با نظر به یک سلسله واقعیتها، بویژه پاره ای دگرگونیهای چشم گیر و پیشرفتهای بزرگ در عرصه صنعت و تکنولوژی و توسعه ارتباطات جمعی، بسیار بجاست که احکام و آیینهای مترقی، علوم و معارف بلند اسلامی و سیاستهای واقع بینانه قرآنی در باب روابط و مناسبات بین ملتها و دولتها، که با نظمی سازوار با نیازهای زمان، یک جا گردآوری شود و با نام و عنوان مناسبی، در مثل فقه ارتباطات، به جامعه جهانی عرضه و در معرض افکار و اندیشه ها قرار گیرد.

بسیاری از مباحث ظریف روابط بین ملتها و دولتها و مسائل مربوط به حقوق بین الملل عمومی و خصوصی در ضمن مباحث جهاد مطرح شده است، در حالی که به نظر می رسد اگر عنوانی جامع برگزیده شود، به نام: فقه الارتباطات و فقه الجهاد، که خود نوعی ارتباط با غیرمسلمانان است و از قانونها و آیینهای مترقی و انسانی اسلام، در ضمن بحث از فقه الارتباطات، به تحقیق و بررسی گذاشته شود، شاید با واقع و روح و مذاق شریعت سازگار ترباشد.

نخست بحث گفت وگو و ارتباط و همزیستی مسالمت آمیز در فضای آکنده از صلح و سلم برای تبادل اندیشه ها و روشنگری و آگاهی مطرح باشد. و آن گاه بحث جنگ و جهاد، در پی تیره شدن روابط و سلسله جویی تجاوزگری و دشمنی با حقیقت و ارزشها به عنوان یک ضرورت مطرح شود.

غیرمسلمانان درکتابهای فقهی از جهتی به چهار گروه تقسیم شده اند.

۱. ذمی.

۲. مستامن.

۳. معاهد.

۴. حربی.

ذمی: آن گروه از غیرمسلمانانی که کافر کتابی باشند; یعنی یهود، نصارا و مجوس. در صورتی که بخواهند به عنوان اقلیتهای مذهبی و شهروند، تابعیت کشور اسلامی را بپذیرند و جزء متحدان امت مسلمان باشند و قرار داد ذمه را با حکومت اسلامی امضاء کنند و به پیمان ذمه پایبند بمانند و به شرایط ذمه، مانند پرداخت جزیه متعهد شوند، کافر ذمی شناخته می شود.

بستن قرارداد ذمه بین اهل کتاب و حکومت اسلامی، شرایطی دارد و در نتیجه یک سلسله حقوقی را بین اهل ذمه و حکومت و ملت اسلامی پدید می آورد.

کافر ذمی، از شهروندان کشور اسلامی به شمار می رود مانند یک شهروند مسلمان از مزایا و امکانات دولت و کشور اسلامی استفاده می کند و مانند افراد مسلمان در تحت حمایت دولت اسلامی زندگی می کند و جان و مال و ناموس و شغل و کار و موقعیت وی، مورد احترام و رعایت جامعه قرار می گیرد و در برابر، وظیفه دارد به نگهداشت آیینها و احترام به قانون رسمی جامعه اسلامی و در رابطه با احوال شخصیه و زندگی خانوادگی، مانند، ازدواج، طلاق، ارث با نگهداشت یک سلسله معیارها و ترازها که در متن قرارداد آمده و به توافق و امضاء دو سوی قرارداد رسیده است، براساس آئین و مرام خودشان عمل می کنند.

درمورد اهل ذمه، بحثها و سخنهای بسیاری است که به پاره ای از آنها در ضمن بحث از فرق بین ذمی و مستامن اشاره خواهد شد.

معاهد: معاهدبه غیرمسلمانان گفته می شود که با دولت اسلامی پیمان عدم تعرض و قرارداد ترک جنگ و دشمنی را امضا کرده باشند و در سرزمینی و داخل کشور خودشان زندگی می کنند.

امضای قرارداد و معاهده سبب می شود که جان و مال و ناموس و سرزمین آنان حرمت و مصونیت پیدا کند و اگر مصالح سیاسی و اجتماعی مسلمانان ایجاب کند، دولت اسلامی می تواند برابر آیینها و قانونها، با صدور ویزا به آنها اجازه ورود و اقامت در کشور اسلامی بدهد و به مدتی، که برابر مصالح و منافع مسلمانان در متن قرارداد به آنها اجازه اقامت داده شده است، به عنوان بازرگان، جهان گرد و یا به عنوان دانشجو و یا سفیر و کاروان و رایزن و دیگر عناوین معمول و رسمی به کشور اسلامی مسافرت کند.

مستامن: کافری است که برای تحقیق و مطالعه درباره اسلام و عقائد اسلامی و فرهنگ مسلمانان و آشنایی با احکام و معارف دین، یا به انگیزه های صحیح دیگر از ملت و یا دولت اسلامی خواستار امان و پناهندگی و ورود به کشور اسلامی شده است.

هر یک از سه گروه غیرمسلمان: ذمی، معاهد و مستامن، حقوقی دارند که در بخش مستقلی به بحث و بررسی آن خواهیم پرداخت.

حربی: حربی بر آن دسته از غیرمسلمانان گفته می شود که از هیچ یک از سه گروه یاد شده نباشند، یعنی هیچ یک از قرارداد و تعهد ذمه و امان و معاهده را با مسلمانان امضا نکرده باشند.

حربی، کافری است که از قانون خدا سرپیچیده و تحت قرارداد ذمه و امان و معاهده در نیامده است، از این روی از نظر اسلام جان و مال و ناموس وی، هیچ گونه حرمت و مصونیتی ندارد و مسلمانان می توانند، پس از دعوت و دادن آگاهی لازم و اتمام حجت، با او وارد جنگ شوند، خواه او در حال جنگ و یا توطئه علیه مسلمانان باشد یا نباشد، به شرط این که اعلام بی طرفی و عدم مداخله و ستیزه جویی نکرده باشد.

کافرحربی، حق ورود و سکنی در کشور اسلامی را ندارد و اگر وارد سرزمین اسلام شد، هیچ گونه مصونیتی نخواهد داشت، مگر آن که اشتباهی رخ داده باشد و به باور این که اگر به عنوان بازرگان و یا جهان گرد وارد کشور اسلامی شود، مصونیت دارد. در این فرض، به کشورش برگردانده می شود، مگر آن که ثابت شود به عنوان جاسوسی وارد کشور اسلامی شده است که با او برخورد مناسب خواهد شد.

وضعیت کنونی جهان کفر

با توجه به آنچه در فقه اسلامی ثابت شده، در فرض مصلحت، برابر با تشخیص حاکم اسلامی و دست اندرکاران سیاست خارجی، با همه گروههای غیرمسلمان می توان قرارداد و پیمان صلح بست و همان گونه که از قرآن کریم و روایات و فتاوا استفاده می شود، اگر کافران حربی به صلح گرایش داشته باشند و قصد توطئه و فتنه انگیزی علیه مسلمانان را نداشته باشند و پذیرفتن پیشنهاد صلح با آنان به صلاح و سود مسلمانان باشد، حال آن مصلحت فائده فرهنگی باشد یا اقتصادی و نظامی، اعلام موافقت و پذیرش صلح با آنان با بستن قرارداد رسمی بی اشکال خواهد بود. از این گونه مطالب به روشنی استفاده می شود که در چنین شرایطی و با بستن چنین پیمانی، دیگر آن کافران حربی به شمار نمی آیند. در نتیجه، در شرایط کنونی جهان معاصر که بین دولتها و ملتها قراردادهای دو یا چند جانبه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی بسته شده است و روابط و آمدورفتها براساس توافق نامه ها و ضوابط و آیینها و قانونهای پذیرفته شده بین المللی است، دیگر کافر حربی به معنای خاص فقهی که جان و مال و شغل و کار و موقعیت اجتماعی وی احترام و مصونیت نداشته باشد، وجود ندارد.

روشن است که این حکم، دولتها و ملتهای غیرمسلمانی که پیشینه جنگ با مسلمانان را داشته اند نیز، در بر می گیرد; زیرا فرض بر این است که اگر برابر صلاح دید حاکم و مسؤولان کشور اسلامی مصالحه با این گونه دولتها به مصلحت مسلمانان باشد، می توانند قرارداد صلح را امضا کنند و پس از سازگاری و هماهنگی دوسویه ای و امضاء قرارداد صلح، دیگر آن دولت و ملت حربی به اصطلاح فقهی که دارای احکام و آثاری است، به شمار نخواهند آمد. تا زمانی که مدت قرارداد به پایان نرسیده و یا مادامی که از سوی آنان اقدام به شکستن پیمان و زیرپاگذاشت قرارداد نشده باشد و یا احساس دگرگونیها مشکوک علیه اسلام و مسلمانان نشود، حربی شناخته نمی شوند، بلکه معاهد و مستامن، به شمار می آیند که جان و مال و حیثیت آنان از هرگونه تعرضی از سوی مسلمانان در امان است.

اصول حاکم بر روابط

در استوارسازی و ژرفابخشی به مناسبات همه سویه مسلمانان با غیرمسلمانان، خواه در بیرون از کشور و جامعه اسلامی، یا درون کشور و جامعه اسلامی یک سلسله اصول و آیینهایی حاکم است که با نگهداشت و پایبندی سویهای قرارداد و معاهد، هیچ گونه خلل و خطری دامنگیر جامعه جهانی و روابط بین المللی نمی شود و بدون نگهداشت اصول و پایبندی به آنها، هیچ گاه اطمینان به تحقق روابط دوستانه و همزیستی مسالمت آمیز برای هیچ یک از سویهای قرارداد حاصل نمی شود.

اینک به پاره ای از این اصول اشاره می شود.

۱. اصل اعتقاد به کرامت ذاتی انسان: هر انسانی از هر نژاد و رنگی و از هر سرزمین و آب وخاکی و با هر عقیده و فرهنگی، کرامت ذاتی و احترام انسانی دارد و تک تک انسانها، از آن روی که انسانند در ذات خود، ارزشهای صلاحیتهایی را دارند، مورد احترام هستند. (۱)

از این روی آیین پاک آسمانی اسلام، انسانهای دارای فطرت توحیدی و درخور اصلاح و تربیت می داند و برای همه انسانها از جهت انسانی ارزش و اعتبار قائل است.

از این روی، سعادت و خوشبختی همه سویه انسانها درگستره گیتی از آرمانهای بلند مکتب اسلام و امت مسلمان است.

و براساس همین ایده و باور است که اسلام، خواهان جهانی همراه با صلح و سلم و صفا و آرامش و داشتن پیوندهای دوستانه با همه ملتهای جهان است. (۲)

۲. اصل نفی سلطه: اسلام تجاوزگری و ستم پیشگی و خوی سلطه جویی از هر قوم و ملتی را، رفتار زشت و عملی خلاف خرد. و ضدانسانی می داند. اسلام نه تنها بازورگویی و ستمگری دیگران مخالف است که خود نیز، به پیروانش اجازه ستم و تجاوز نمی دهد. (۳)

از این روی، اسلام خواهان ایجاد و گسترش روابط صلح جویانه و مناسبات خیرخواهانه و بشردوستانه با همه ملتها و دولتهایی است که علاقه مند گسترش صلح و آرامش در جهان باشند و با ایجاد رابطه با ملت و یا دولت سلطه جو و تجاوزگر، به شدت مخالف است.

۳. اصل پایبندی به پیمانها: از اساسی ترین اصول بنیادین و مترقی ترین قانون بین المللی از نظر اسلام، اصل وفای به عهد و پایبندی به پیمانهایی که بسیار مورد تاکید و سفارش اسلام قرار گرفته است.

در آیات قرآنی، روایات دینی و فقه اسلامی، وفای به عهدها و عمل به تعهدات و پایبندی به قراردادها، از مهم ترین واجبهای اجتماعی و جهانی و عهدشکنی از زشت ترین گونه های ستم و تجاوز اجتماعی وبین المللی شمرده شده است.

به حکم روشن آیات و روایات، شکستن پیمانها، ستم و بی عدالتی شمرده شده است و وفاداری به تعهدها، هر چند به زیان و ضرر باشد، واجب و الزامی است. آگاهی و آزادی انسانها و رشد و توسعه اقتصادی و فرهنگی جامعه های انسانی و دست یابی بشر به صلاح و سعادت و خوشبختی همه جانبه، در گرو همکاری ملتها و دولتها و در سایه حاکمیت امنیت و آرامش بر جهان است و بستن پیمان همکاری و ایجاد روابط دوستانه و خیرخواهانه و صلح جویانه مورد تاکید و سفارش اسلام است.

از آن روی که عمل به قراردادها و پایبندی در برابر پیمانها، از اساسی ترین عناصر حس اعتماد و اطمینان و حفظ امنیت و آرامش است، اسلام به عنوان آیینی که داعیه جهانی و انسانی دارد، کمال اهمیت به رعایت قراردادها و عمل به تعهدها داده است و عهد و پیمان شکنی را از بزرگ ترین جنایتها و زشت ترین خیانتهای بشری به شمار آورده است.

و در هیچ شرائطی اجازه پیمان شکنی نداده است، مگر در برابر کسانی که اقدام به پیمان شکنی کنند که در این صورت، دیگر پیمانی باقی نمی ماند و با این همه در کمال احتیاط دستور به مقابله به مثل را داده است. (۴)

با توجه به اساس و محوری بودن اصل وفاداری در برابر قراردادها که ضامن برقراری و پایداری روابط اجتماعی و تفاهم بین المللی است، اینک به عنوان نمونه به چند آیه و روایت و در پایان به پاره ای از سخنان فقیهان اشاره می کنیم:

«یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود.» (۵)

ای کسانی که ایمان آورده اید، به قراردادها وفادار باشید.

عقود که جمع عقد است به معنای هرگونه پیمان و قرارداد دو، یا چند جانبه است که بین افراد یا گروهها و ملتها یا دولتها، بسته می شود.

«و اوفوا بالعهد ان العهد کان مسئولا.» (۶)

به پیمانی که بسته اید پایبند باشید چه اینکه نسبت به آن بازخواست خواهد شد.

«و الذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه و یقطعون ما امر الله به ان یوصل و یفسدون فی الارض اولئک لهم اللعنه و لهم سوء الدار.» (۷)

کسانی که پیمان خدا را پس از بستن آن می شکنند و آنچه را خدا فرمان وصل آن داده است قطع می کنند و در زمین فساد و تباهی می آورند، بر آنان است لعنت و نفرین و برای آنان است سرانجام و جایگاه بد.

«الا الذین عاهدتم من المشرکین ثم لم ینقضوکم شیئا و لم یظاهروا علیکم احدا. فاتموا الیهم عهدهم الی مدتهم ان الله یحب المتقین.» (۸)

اعلان بیزاری از جانب خداوند و پیامبر نسبت به مشرکان شده است، مگر آن مشرکانی که با آن عهد و پیمانی بسته باشید، آن گاه آنان علیه شما عهدشکنی نکرده باشند و از روی فتنه گری، هیچ کس را علیه شما کمک و پشتیبانی نکرده باشند. پس با آنان تا زمان قرارداد و پیمانی که بسته اید، وفادار بمانید که خداوند پرهیزکاران را دوست دارد.

«الا الذین عاهدتم عند المسجد الحرام. فما استقاموا لکم فاستقیموا لهم ان الله یحب المتقین.» (۹)

کسانی را که با آنان در مسجدالحرام پیمان بسته اید، تا به عهد و پیمان خود وفادار و پایدار هستند، شما نیز پایبند و پایدار باشید. خداوند پرهیزکاران را دوست دارد.

در این آیات، پایبندی و پایداری بر پیمانها واجب و عمل به آن نشانه تقوا شمرده شده است.

«الذین عاهدت منهم ینقضون عهدهم فی کل مره و هم لا یتقون.

فاما تثقفنهم فی الحرب فشرد بهم من خلفهم لعلهم یذکرون و اما تخافن من قوم خیانه فانبذ الیهم علی سواء ان الله لا یحب الخائنین.» (۱۰)

آن دسته از مشرکانی که با آنان پیمان بسته اید، پس اگر چند بار بی تقوایی کردند و عهدشکنی، پس اگر در میدان جنگ به آنان دست یافتی آنان را تار و مار کن، باشد که به خود آیند.

و اگر از گروهی که با آنان پیمان بسته ای، می ترسی که با پیمان شکنی در حق شما خیانت ورزند، پس به آنان اعلام کن که دیگر عهد و پیمانی میان شما وجود ندارد و همانند آنان عملی کنید; زیرا خداوند خیانت پیشگان را دوست ندارد.

از این گونه آیات استفاده می شود که حرمت نهادن به تعهدها و احترام به قراردادها و پایبندی و پایداری بر پیمانها، نشانه تقواپیشگان و پرهیزکاران است و در برابر بی احترامی به قراردادها و پیمان شکنی از بزرگ ترین خیانتهای اجتماعی در حق بشر است.

مادامی که طرف قرارداد بر پیمانش استوار باشد، بر هم زدن یک سویه پیمانها از نظر اسلام در هیچ شرائطی جایز نیست خواه به سود یا زیان باشد.

و در فرضی که طرف قرارداد اقدام به بر هم زدن یک سویه نماید و یا احتمال اقدام به بر هم زدن پیمان داده شود، سوی دیگر اگر بخواهد پیمان بشکند به عنوان مقابله به مثل و یا به جهت پیشگیری از خطر و خیانت احتمالی، وظیفه دارد طرف قرارداد خود را در جریان بگذارد و حق غافل گیر کردن طرف قرارداد را ندارد.

علامه طباطبائی، در این باره می نویسد:

«قسم به جان خودم این تاکید فراوان قرآن بر نگهداشت قراردادها و عمل به عهدها و پیمانها، در هر حال و در هر شرائطی، به منظور حفظ و حاکمیت عدالت اجتماعی که سنگ زیرین روابط و مناسبات اجتماعی و بین المللی است، یکی از آموزه های بلند دین مقدس اسلام است که در هیچ یک از نظامهای اجتماعی و متمدن امروز دنیا مانند آن را نمی یابی.» (۱۱)

سخن حضرت امیر(ع) در عهدنامه خود به مالک اشتر، بهترین و رساترین تفسیر این دسته از آیات است:

«و ان عقدت بینک و بین عدوک عقده او البسته منک ذمه فحط عهدک بالوفاء و ارع ذمتک بالامانه و اجعل نفسک جنه دون ما اعطیت.

فانه لیس من فرائض الله شئ الناس اشد علیه اجتماعا مع تفرق اهوائهم و تشتت آرائهم من تعظیم الوفاء بالعهود.» (۱۲) و اگر با دشمنت قراردادی بستی، یا به او پناه و امان دادی به عهده خود وفا کن و به قولی که داده ای، به عنوان امانت، آن را نگهدار و خود نگهدار قرارداد و امانی که پذیرفته ای باش; زیرا در میان همه واجبهای الهی، چیزی که همه مردم با هر عقیده و نظری آن را پذیرفته باشند و مهم و بزرگ بشمرند، از وفای به پیمان چیزی دیگر نیست. مهم ترین چیزی که همه مردم با همه اختلافهایی که دارند آن را پذیرفته اند و بزرگ می شمرند، همان وفای به عهد و پایبندی به پیمانهاست.

در دنباله سخن، حضرت می فرماید:

«وفاداری به عهد و پیمانها، به قدرت الهی در فطرت همه انسانها قرارداده شده است. مشرکان که اعتقادی به بسیاری از ارزشهای اسلامی ندارند، برای قراردادها و پیمانها ارزش و احترام قائل هستند.

همه از پیامدهای ناگوار و خطرناک پیمان شکنی می ترسند. پیمان شکنی، رفتار افراد نادان و بدبخت است.

وفای به عهد و پیمانها، ضامن آرامش و آسایش جامعه های انسانی است. بدون پایبندی به پیمانها، هیچ گاه بشر، اطمینان به صلح و آرامش، پیدا نمی کند و بدون صلح و آرامش، هیچ گونه ترقی و رشد و پیشرفتی بهره بشر نمی شود.» (۱۳) همه فقیهان اسلام، بویژه شیعه، وفای به عهد و پیمانهایی که میان دو نفر یا بیش تر یا میان گروهها و ملتها و دولتها بسته می شود در صورتی که اصل مشروع بودن آنها، مسلم باشد، واجب است و سرپیچی از عهدنامه ها و برهم زدن یک جانبه قراردادها به عنوان یکی از زشت ترین گناهان بشری به شمار آمده است.

اینک به چند نمونه از کلمات بزرگان فقه اشاره می شود.

شیخ طوسی می نویسد:

«من اذم مشرکا او غیر مشرک ثم حصره هو نقض ذمامه کان غادرا آثما.» (۱۴) هرکس به مشرک و یا غیر مشرکی پناه دهد آن گاه او را محاصره کند و قول و جوازش را بشکند، خیانت پیشه و گناهکار است.

همو در جای دیگر می نویسد:

«اذا عقد الامام لعده من المشرکین عقد الهدنه الی مده فعلیه الوفاء بموجب ذلک الی القضاء المده لقوله تعالی اوفوا بالعقود. وعلیهم ایضا الوفاء بذلک فان خالف جمیعهم فی ذلک انتقضت الهدنه فی حق الجمیع.» (۱۵) هرگاه امام [حاکم اسلامی] با گروهی از مشرکان پیمان صلح ببندد، بر او واجب است به حکم آیه قرآن: «اوفوا بالعقود» به مفاد قرارداد پایبند باشد و پایبندی به پیمان بر مشرکان نیز الزامی است و هرگاه مشرکان، باسناد پیمان به مخالفت برخیزند، پیمان صلح درحق آنان خود به خود، شکسته می شود.

علامه حلی می نویسد:

«اذا انعقد الامان وجب الوفاء به علی حسب ما شرط فیه.» (۱۶) و در جای دیگر می نویسد:

«قد بینا ان من عقد امانا لکافر وجب علیه الوفاء به ولایجوز الغدر.» (۱۷) ونیز می نویسد:

«من عقد امانا لکافر وجب علیه الوفاء به ولایجوز له الغدر فان نقضه کان غادرا آثما. ویجب علی الامام منعه عن النقض اذا ثبت هذا فلو عقد الحربی الامان لیکن فی دارالاسلام وجب الوفاء له ویدخل ماله تبعا فی الامان.» (۱۸) هر کس با غیرمسلمانی پیمان امان ببندد، پایبندی به آن پیمان بر او واجب است و خیانت در پیمانها روا نیست. و اگر چنانچه کسی پیمان بشکند خائن و جانی شمرده می شود و بر پیشوای مسلمانان است که از هرگونه پیمان شکنی جلوگیری کند بنابراین، اگر کافر حربی، پیمان امان بست، که در کشور اسلامی سکنی گزیند، واجب است بر قرارداد امان عمل شود و در نتیجه جان و مال او در امان خواهد بود.

علامه حلی در مواردی از کتابهای فقهی خود، به فلسفه تاکید اسلام به احترام و نگهداشت قراردادها چنین می نویسد:

«ولانه اذا لم یف بها لم یسکن الی وعده وقد یقع الحاجه الی عقد الهدنه لمصلحه المسلمین فلو لم یجب الوفاء به لم تندفع الحاجه.» (۱۹) این که اسلام بر نگهداشت و عمل به قراردادها تاکید می کند، این است که اگر وفای به قراردادها واجب و الزامی نباشد، هیچ گاه اعتماد و اطمینان حاصل نمی شود، در حالی که جزء نیازهای زندگی اجتماعی بشر است که با همنوعان خود رابطه و پیمان داشته باشد.

صاحب جواهر، پس از بیان اصل مشروع بودن بستن قرارداد صلح با مشرکان، در صورتی که مصلحت داشته باشد، می نویسد:

«ویجب الوفاء لهم بالمده ماداموا هم کذلک بلاخلاف ولااشکال بعد قوله تعالی: واتموا الیهم عهدهم فی مدتهم وقوله تعالی: فما استقاموا لکم فاستقیموا لهم.» (۲۰) مادامی که مشرکان به عهد و پیمانی که بسته اند وفادار باشند، بر مسلمانان واجب است که به قرارداد صلح وفادار و پایبند باشند و در این حکم، هیچ مخالف و اشکالی وجود ندارد، به دلیل آیات شریفه…

۴. پرهیز از خیانت: هر اقدامی علیه غیرمسلمانان که خیانت و تجاوز بشمار آید، از نظر اسلام محکوم و زشت شمرده شده است بر این اساس، پیمان شکنی ممنوع و جرمی بزرگ اعلام شده و انجام هر عملی که غافل گیرانه و خیانت شمرده شود، حرام دانسته شده است.

بر هم زدن یک جانبه قراردادها و گردن ننهادن به پیمانها، به گمان خطر و خیانت دشمن، بدون اعلام قبلی، غدر و خیانت است و حرام.

از این روی، فقها و علمای اسلام به استناد آیه قرآن، تصریح کرده اند که اگر حاکم اسلامی و یا مسلمانان از ناحیه دشمنان هم پیمان خود، احساس خطر و احتمال خیانت بدهند، تنها با احتمال، حق شکستن پیمان و عمل بر خلاف قرارداد را ندارند، مگر آن که نخست به دشمنان اعلام کنند که از این تاریخ به بعد، ما با شما پیمان و تعهدی نداریم.

و یا این که اگر کافر حربی، بدون اجازه و دریافت روادید، وارد کشور اسلامی شد و بر این گمان بود که صرف سفر به کشور اسلامی برای تجارت یا گردش، سبب مصونیت است، مسلمانان حق ندارند برای او مزاحمت فراهم سازند، بلکه باید وی را به کشورش برگردانند و اعلام کنند که شما از دید ما چون حربی هستید، مصونیت ندارید، آن گاه برابر قانون کافر حربی با او معامله کنند.

کوتاه سخن این که هر حرکت و اقدامی از سوی مسلمانان علیه غیرمسلمانان که در عرف بین المللی خیانت، سرقت و تجاوز شمرده می شود و با انجام آن، مسلمانان به عنوان ملتی خائن و یا دزد و… معرفی می شوند، باید از آن پرهیز شود: (۲۱) «لایجوز الغدر بهم بان یقتلوا بعد الامان والغدر ترک الوفاء ونقض العهد بلاخلاف اجده فیه للنهی عنه ایضا فی النصوص مضافا الی قبحه فی نفسه و تنفیر الناس عن الاسلام.» (۲۲) جایز نیست خیانت به کافران به این که بعد از امان کشته شوند.خیانت یعنی پیمان شکنی و ترک عهد بدون هیچ گونه قول مخالفی، و روایات از خیانت بازداشته اند.افزون بر اجماع و روایات، خیانت به خودی خود، پدیده ای زشت است که انجام آن سبب نفرت مردم از اسلام می شود.

اعتبار قراردادها تا پایان مدت

اگر حاکم اسلامی با گروهی از غیرمسلمانان قرارداد و پیمانی بست و پیش از به پایان رسیدن مدت قرارداد، فوت کرد، یا امر دیگری پیش آمد، حاکم بعد از او، تا پایان مدت، وظیفه دارد به قرار پایبند باشد. (۲۳)

فرق خدعه و غدر

در مورد برخورد با غیرمسلمانان در روایات و سخنان فقیهان، واژگانی مطرح شده، مانند: «غلول »، «غدر»، «غیله »، «غش » و «خیانه » با مراجعه به لغت و دقت در موارد کاربرد این مفاهیم به خوبی معلوم می شود که تمامی این واژگان به معنای خیانت به کار رفته اند.

و از آن جایی که زشتی خیانت امری پذیرفته شده نزد همه ملتهاست، آیات، روایات و عبارات فقهاء و دلالت بر ممنوعیت و حرام بودن آن دارد و اجازه انجام خیانت که ستم و تجاوز است، به هیچ کس علیه هیچ کس داده نشده است. در برابر واژگان یاد شده، کلماتی است مانند خدعه، مکر و حیله که معنای همه آنها بر اساس نظر اهل لغت و دقت در موارد کاربرد، عبارت است از تدبیر و چاره اندیشی.

و بر این اساس، در روایات اسلامی آمده است: الحرب خدعه. بر همین اساس در فقه، پس از حکم به حرام بودن غدر و خیانت، فتوای خدعه و حیله در جنگ داده شده است.

بنابراین، روشن شد که چرا غدر با کافران ناروا، لکن خدعه در جنگ رواشناخته شده است. (۲۴)

فرق کافران هم پیمان با کافران حربی

افزون بر فرقی که از نظر ماهوی و لغوی بین غدر و خدعه وجود دارد، چنانکه روشن شد، نکته درخور توجه دیگری در این جا وجود دارد که لازم است مطرح شود و آن این که شرایط غیرمسلمانانی که در حال صلح و سلم با مسلمانان به سر می برند و از هم پیمانان مسلمان به شمار می آیند، با شرایط آن دسته از کافرانی که در حال ستیز و جنگ با مسلمانان هستند، فرق دارد. در حال صلح و سلم هدف ارائه ارزشهای انسانی اسلام و نمایش رفتار و کردار اخلاقی، انسانی است برای جذب دلها و علاقه مندی غیرمسلمانان به دین مقدس اسلام; از این روی، خیانت و دزدی ناکام گذاشتن این هدف مهم است. اما در حال جنگ، هدف از پادرآوردن دشمن و دور کردن آنان از ساحت قدس دین و از حریم مسلمانان است. بنابراین، استفاده از هر روش مؤثر برای کسب پیروزی چنانکه دشمن در صدد آن است، کاری است سازوار با جنگ و مبارزه، هر چند در این حالت نیز، اسلام یک سلسله دستورالعملهای بلند اخلاقی، تربیتی و انسانی دارد که در کتاب جهاد مطرح شده است. (۲۵)

پیشینه جهانگردی

از مسائلی که در طول تاریخ همواره مورد توجه و اهتمام بشر بوده، سیاحت و جهانگردی است. جهان گردان و سیاحان که امروزه نام «توریست » به خود گرفته اند، به هدفهای گوناگون اجتماعی، فرهنگی سیاسی، اقتصادی و… از دیرباز، با همه دشواریها و بازدارنده هایی که بر سر راه جهان گردی وجود داشته، تا آن جا که ممکن بوده، به دور دست ترین نقاط کره زمین و سرزمینها و شهرها سفر می کردند.

و حاصل پژوهشهای علمی و دیدنیها و شنیدنیهای خود را گزاره های گوناگون: آداب و رسوم و فرهنگ ملتها و تمدنهای بزرگ تاریخ و عقاد و آرای کلامی، فلسفی، نجومی و… در مجموعه هایی به نام رحله، سفرنامه و یا سیاحت نامه به رشته تحریر می کشیدند و به این آداب و رسوم و فرهنگ و عقائد و تجربه ها ملتها را به دیگر سرزمینها انتقال می دادند و در نتیجه، زمینه آگاهیهای بیش تر و رشد و ترقی جامعه های انسانی را فراهم می ساختند.

از آن جایی که علاقه به سیرو سفر و آگاهی نسبت به سرزمینها، ملتها و فرهنگها از نیازهای وجود انسان و مایه تعالی و ترقی جوامع انسانی است و منشا یک سلسله آثار مثبت و سازنده در زندگی بشر است. اسلام نیز آن را مورد حمایت قرارداده و در آیات و روایات، باب سیرو سفر به جاهای دور دست کره زمین، بلکه فراتر از آن را بر روی مسلمانان باز اعلام کرده است.

بنا به حکم فطرت و کشش درونی بشر، مبنی برکاوش و تحقیق درباره سرگذشت و آداب و رسوم ملتها، فرهنگ و تمدنها و به دنبال تشویق اسلام به سیاحت و جهان گردی، رحالان و سیاحان بنام و معروفی در تاریخ اسلام، اقدام به جهان گردی کرده اند و از این راه آثار ارزنده ای از خود به یادگار گذاشتند.

از این گروه است ابوریحان بیرونی که به سرزمین هند سفر کرد و حدود چهل سال درباره مسائل و آداب و رسوم و فرهنگ و عقائد سرزمین هند، به پژوهش پرداخت.

و ابن جبیر که از اندلس تا شرق اوسط و یاقوت حموی از روم تا مرو و ابن بطوطه از طنجه تا چین و ابن خلدون که از اندلس تا سمرقند را به عنوان توریست سیروسفرر کردند. (۲۶) در جهان معاصر، ابزار و وسائل سیروسفر به دوردست ترین نقاط کره زمین برای بشر فراهم است و توسط فیلمها، بویژه ماهواره گزارشها و اطلاعات جالبی از دیدنی ترین سرزمینها و فرهنگها در اختیار بشر قرار می گیرد. با این همه، سیاحت و جهان گردی همچنان به عنوان موضوع با اهمیتی مورد توجه است، آن جا که امروزه صنعت توریست از گزاره های با اهمیت شمرده می شود و از زاویه های گوناگون، از جمله درآمدزایی آن درخور توجه و مطالعه است.

نگاهی فقهی به موضوع جذب جهان گردان

درصورتی که بستن قرارداد صلح با غیرمسلمانان و دادن پناهندگی و اجازه ورود آنان به کشور اسلامی، دارای مصلحت و فایده ای برای اسلام و مسلمانان باشد، حاکم اسلامی می تواند به آنان اجازه ورود به کشور اسلامی بدهد. دراین حکم، همه غیرمسلمانان برابرند; چه کتابی و چه غیر کتابی، چه حربی و چه غیرحربی. قرآن کریم در این باره می فرماید:

«و ان احد من المشرکین استجارک فاجره حتی یسمع کلام الله ثم ابلغه مامنه ذلک بانهم قوم لا یعلمون.» (۲۷)

اگر فردی از مشرکان [حربی که وظیفه دارید، به جنگ با آنان] از شما پناهندگی بخواهد، به او پناه دهید، تا این که کلام خدا را بشنود. آن گاه اگر اسلام را پذیرفت که غرض حاصل است و اگر نپذیرفت آن را به وطن و سرزمین خود برسانید. این حکم مهلت و پناهندگی دادن بخاطر آن است که اینان مردمی نادانند.

اگر چه در آیه کریمه، دادن پناهندگی به حربی برای شنیدن آیات قرآن و تحقیق درباره اسلام است، لکن آنچه در آیه یاد شده از جمله مصالحی است که سبب پناهنده دادن و قرارداد امان و صلح را امضا کردن است. بنابراین، اگر غیر از تحقیق درباره اسلام، مصالح دیگری نیز مطرح بود، برابر صلاح دید حاکم اسلامی، بستن قرارداد صلح و امان مشروع و اجازه ورود کافر حربی برابر مقررات و شرائط به داخل کشور اسلامی، جایز خواهد بود.

شیخ طوسی، در مبسوط (۲۸) ، علامه حلی در منتهی (۲۹) و تذکره (۳۰) و بسیاری از فقها در مساله بستن قرارداد صلح و دادن پناهندگی و اجازه به کافران برای ورود به کشور اسلامی، تصریح کرده اند که اگر مصالح امت اسلامی، برابر صلاح دید حاکم و دولت اسلامی ایجاب کند که با غیرمسلمانان پیمان صلح بسته شود و برای کارهای تحقیقی، فرهنگی وارد کشور اسلامی شوند، بستن چنین پیمانی بی اشکال است.

علامه می نویسد:

«و انما یجوز عقد الامان مع اعتبار المصلحه… فانه جایز مع المصلحه ولانعلم فیه خلافا.

ومن طلب الامان لیسمع کلام الله ویعرف شرائع الاسلام وجب ان یعطی امانا ثم یرد الی مامنه ولانعلم خلافا لقوله تعالی:

و ان احد من المشرکین استجارک فاجره. الآیه…

یجوز للامام عقد الصلح اجماعا امور الحرب موکول الیه… فیجوز ان یعتد امانا… فان عقد الامان منوط بنظره فان رای من المصلحه عقد الامان.» (۳۱) در صورتی که مصلحت باشد، بستن پیمان امان و صلح با غیرمسلمانان، جایز است و اگر فردی از غیرمسلمانان در خواست امان کرد، تا به کشور و میان جامعه اسلامی مسافرت کند و درباره احکام قرآنی و معارف اسلامی به بررسی بپردازد، امان و اجازه ورود دادن به او، براساس آیه قرآن واجب است. بستن پیمان صلح و امان با کافران در حوزه مسؤولیت حاکم اسلامی است، همان گونه که امر جنگ و صلح، بستگی به نظر او دارد. بنابراین، اگر صلاح دید که پیمان صلح ببندد و به کافران اجازه ورود به کشور اسلامی بدهد، برای او چنین حقی ثابت است.

همو در جای دیگر می نویسد:

«اذا استئذن الحربی فی دخول دار الاسلام اذن له الامام ان کان یدخل للرساله او حمل میره او متاع تشتد حاجه المسلمین الیه.» (۳۲) هرگاه کافر حربی از حاکم اسلامی اجازه ورود به کشور اسلامی را درخواست کند، امام به او اجازه می دهد.

خواه شخص حربی برای ورود به کشور اسلامی، انگیزه سیاسی داشته باشد، مثل این که حامل پیامی باشد، یاهدف فرهنگی داشته باشد، مثل این که بخواهد درباره اسلام و معارف و احکام اسلامی تحقیق کند، و یا آن که منظور اقتصادی داشته باشد، مثل این که کالای تجاری به داخل کشور اسلامی حمل کند و یا آن که هدفهای روا و مشروع دیگری داشته باشد.

شیخ جعفر کبیر کاشف الغطا می نویسد:

«انما یجوز او یستحب الامان مع اعتبار المصلحه للمسلمین وقد یجب اذا ترتب علی ترکه فساد علیهم. ویجوز للواحد المتعددین من المشرکین و یجب لمن اراد ان یسمع کلام الله منهم و لمن کان رسولا منهم.» (۳۳) در صورتی که صلح و امان دارای مصلحت و به سود مسلمانان باشد، بستن پیمان آن جایز و بلکه بهتر است واما اگر ترک پیمان صلح با غیرمسلمانان برای مسلمانان مایه فساد و زیان باشد و یا اگر درخواست امان برای شنیدن آیات قرآن و کندوکاو درباره معارف اسلامی باشد و یا از سوی نمایندگان سیاسی دولتهای غیرمسلمان باشد، پذیرفتن درخواست امان واجب است.

همان گونه که می شود به یک فرد حربی امان داد، می شود به یک گروه حربی نیز امان داد.

کوتاه سخن این که بستن پیمان صلح و امان با کافران و دادن اجازه به غیرمسلمانان برای وارد شدن به کشور اسلامی و جامعه مسلمانان، با نگهداشت شرایط و اعلام یک سلسله محدودیتها و مقررات، در صورتی که برای مسلمان مصلحت و سود داشته باشد، از وظائف حاکم و در حوزه مسؤولیت حکومت اسلامی است.

گروههایی که تقاضا و درخواست سفر به کشور اسلامی و ویزا و امان نامه دارند، شاید نماینده سیاسی، بازرگان، خبرنگار، جهان گرد و… باشند،درمواردی قبول درخواست آنان واجب در مواردی جایز و در مواردی هم مانند جاسوسان و افراد اخلال گر و فتنه انگیر، حرام است.

مدت اقامت، مناطق آزاد، و مناطق ممنوعه را قانون و نظر دولت و مسؤولان کشور اسلامی تعیین می کند. (۳۴)

وظیفه غیرمسلمانان در کشور اسلامی

غیرمسلمانان در کشور و جامعه اسلامی، خواه به عنوان اقلیتهای مذهبی و شهروند یا به عنوان بازرگان، کاردار، سفیر و جهان گرد، در برابر امت و جامعه اسلامی یک سلسله محدودیتها و وظیفه هایی دارند که ملزم به رعایت آنهایند و حق اقامت و مصونیت همه جانبه آنان، مشروط به نگهداشت این آیینها و وظیفه هاست و در صورت سرپیچی برابر قانون مورد بازخواست قرار می گیرند.

۱. حق هیچ گونه جاسوسی و توطئه و فتنه انگیزی ندارند.

۲. حق هیچ گونه تعرض و مزاحمت نسبت به جان و فرزندان و مال مسلمانان را ندارند.

۳. ضمن برخورداری از آزادی در احوال شخصی و برگزاری مراسم مذهبی، مانند: ازدواج، طلاق، ارث، عبادت و دیگر اعمالی که در مذهب و آیین آنها روا و جایز شناخته شده، باید حرمت حریم جامعه اسلامی را نگهدارند و در هیچ شرایطی مجاز نیستند کارهایی را که در آیین آنها جایز، ولی در شریعت اسلام ممنوع و حرام است آشکارا انجام دهند و در صورت تظاهر به این گونه رفتارهای ناهنجار اجتماعی، برابر قانون با آنها برخورد خواهد شد.

و بر مسؤولان نظام اسلامی است که با دقت و خردورزی کامل، آنچه را که به صلاح و سود جامعه و امت اسلامی است، بدون این که درحق غیرمسلمانان ظلم و اجحاف باشد، در متن قانون و قرارداد قید و شرط کنند که بی گمان به حکم لزوم وفای به شرط، نگهداشت آن مواد لازم و سرپیچی از آنها ممنوع خواهد بود. (۳۵)

حقوق غیرمسلمانان در کشور اسلامی

گروههای غیرمسلمانی که براساس شرایط و آیینها و معیارهای پیمانی که با دولت اسلامی بسته اند وارد کشور اسلامی شوند و به تمام موارد درج شده در متن قرارداد که مورد توافق قرار گرفته است، باید پایبند باشند، تا زمانی که به عنوان شهروند و یا میهمان، چه بازرگان و یا جهان گرد، در کشور اسلامی به سر می برند و مادامی که پیمان خود را نشکسته اند و مدت قرارداد و اقامت آنان به پایان نرسیده است، در جامعه اسلامی حقوقی دارند که رعایت حقوق آنان بر دولت وشهروندان واجب است. از جمله:

۱. مصونیت و امنیت همه جانبه جانی، مالی، حیثیتی و شغلی.

هیچ کس حق تعرض و مزاحمت نسبت به آنان را ندارد. اگر تعرض نسبت به آنان انجام پذیرد دولت اسلامی موظف به حفاظت از حقوق و حمایت از آنان است. دزدیدن مال آنان حرام و سبب ضمان است که باید توسط مراجع ذی صلاح قانونی حق و اموال آنان برگردانیده شود.

وسائل و ابزار کار و محل فعالیتهای اقتصادی، تحقیقاتی آنها که براساس قانون اجازه کار و تلاش گرفته اند، باید از هرگونه تعرض در امان باشد.

۲. برخورداری از آزادی در انجام وظائف مذهبی و برگزاری مراسم ملی و دینی، حضور درمعابد و مراکز مذهبی، که وجود و بقای آنها از نظر قانون رسمیت دارد، مانند کنیسه و انجام فرائض و مراسم مذهبی آزاد است. البته به شرط حفظ حرمت حریم جامعه اسلامی.

۳. آزادی در انجام احکام و اعمال شخصی برابر آیینی که دارند، مانند: نوشیدن شراب، خوردن گوشت خوک و… به شرط این که پنهانی و در محیطهای بسته ویژه به خودشان باشد و اما اگر آشکارا به این گونه رفتارهای ناهنجار دست زدند و در جامعه و حضور مردم مسلمان انجام دادند، برابر مقررات اسلامی با آنها برخورد می شود.

۴. در دادوستد با مسلمانان و حضور در بازار تجارت و کسب آزادند و هرگونه غش و خیانت در معامله نسبت به آنان حرام و ممنوع است.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *